يكشنبه، 21 تير 1388 - شماره 1998
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
بدون حضور ايراني ها و با کارگردان هندي
با پول قطري ها زندگي مولانا فيلم مي شود



گروه فرهنگي؛حمايت مالي يک شرکت قطري از فيلم زندگي «مولانا جلال الدين» شاعر نامدار ايراني باعث شد پروژه توليد اين فيلم سينمايي که پيشتر قرار بود به کارگرداني مظفرعلي فيلمساز هندي در امارات کليد بخورد وارد مرحله تازه يي شود. خبر ساخت فيلمي درباره زندگي شاعر بلندآوازه ايراني توسط کارگردان هندي نخستين بار در پاييز سال 86 منتشر شد. همان وقت خبرگزاري ايتاليايي آکي هزينه توليد اين فيلم را 25 ميليون دلار اعلام کرد و درباره توليد اين فيلم اين طور خبر داد؛ «شرکت ايتاليايي ايستار پروداکشن با همکاري کمپاني ري- سون مستقر در دوبي فيلم را توليد مي کند.» اما روز گذشته بنياد توسعه آموزشي، علمي و اجتماعي قطر حمايت خود را از توليد فيلم سينمايي زندگي مولانا اعلام کرد و قرار است اين فيلم در شرکت فيلمسازي تازه تاسيس فاين پرل استوديوز در قطر توليد شود. مظفر علي فيلمساز سرشناس هندي که قرار است اين فيلم را کارگرداني کند، سال گذشته در گفت وگويي اعلام کرد پس از 25 بار بازنويسي، متن نهايي فيلمنامه را که آتش عشق نام خواهد داشت، تنظيم کرده است. اما خبرهاي جديد حاکي از آن است که حضور ديويد وارد فيلمنامه نويس برنده اسکار نيز در اين پروژه قطعي شده است. سايت IMDB در بخش اخبار خود درباره اين فيلم سينمايي چنين نوشت؛ «مظفرعلي کارگردان اين فيلم در حال انتخاب بازيگر است. تنها حضور او به عنوان کارگردان و حضور ديويد وارد در اين پروژه قطعي شده است و جزييات ديگري درباره اين پروژه در دست نيست و حتي برخي از اطلاعات منتشرشده ممکن است تا زمان کليد خوردن اين فيلم تغيير کند.» مظفرعلي شاعر و فيلمساز 65ساله هندي نخستين فيلم خود «رفتن» را در سال 1978 ساخت و به خاطر آن طاووس نقره يي هيات داوران هفتمين جشنواره فيلم دهلي نو را از آن خود کرد. او تاکنون بيش از 20 فيلم سينمايي و تلويزيوني را کارگرداني کرده است. مظفرعلي يکي از موسسان بنياد رومي در دهلي نو است.

او در مصاحبه اخيرش با خبرگزاري «پي تي آي» مي گويد؛ «درباره مولانا اين شاعر فارسي زبان مطالب زيادي از سراسر جهان خوانده ام و به عقيده من او سفير مشرق زمين در غرب است. به عقيده من اين شاعر محققي است که تا آنجا پيش مي رود که ديوانه وار عاشق خداوند مي شود.» او در بخش ديگر اين مصاحبه درباره تجربه تازه اش مي گويد؛ «من تلاش کرده ام هنرمندان سراسر جهان را گرد هم آورم تا با هم به سفر برويم؛ سفري براي خلق يک شاعر روي نوار سلولوئيد. يعني شبيه همان کاري که مولانا با واژه ها روي کاغذ کرد. خوشحالم که قطري ها به من اعتماد و در اين پروژه بزرگ سرمايه گذاري کردند.»

محمود بونب مدير اجرايي شرکت فاين پرل از همکاري شرکت هاي اروپايي و امريکايي در پخش گسترده فيلم زندگي مولانا در جهان خبر داده و در مصاحبه با روزنامه گلف نيوز مي گويد؛ «اين پروژه ها براي پر کردن فاصله ميان فرهنگ ها کليد مي خورند و زمينه را براي فعاليت خلاقانه استعدادهاي فيلمسازي فراهم مي کنند.» ديويد وارد نفر دومي است که تاکنون حضورش در اين پروژه قطعي شده است. اين فيلمنامه نويس 64ساله تاکنون 16 فيلمنامه سينمايي نوشته و در مقام کارگردان شش فيلم در کارنامه دارد. وارد در سال 1974 براي نوشتن فيلمنامه فيلم سينمايي «نيش» به کارگرداني جرج روي هيل، جايزه اسکار را دريافت کرد و در سال 1994 براي فيلمنامه فيلم «بي خواب در سياتل» که نورا افرون آن را کارگرداني کرده است، نامش در ميان نامزدهاي اسکار بهترين فيلمنامه نويسي قرار گرفت. به هر حال تاکنون نام هيچ يک از هنرمندان ايراني براي همکاري با فيلمي درباره مولانا شاعر پرآوازه ايراني در ميان نيست و قرار است زندگي مولانا جلال الدين محمد بلخي با پول قطري ها و کارگرداني فيلمساز هندي به تصوير کشيده شود. علاوه بر اين پروژه، ترکيه نيز سال گذشته براي اولين بار با ساخت فيلمي با عنوان «بشنو از ني» فرهنگ مولانا و الهام هايي که اين شاعر ايراني از استعاره ني گرفته را به سينما آورد. «بشنو از ني» نيز با غيبت هنرمندان ايراني همراه بود. با اين همه چندي پيش اخباري مبني بر ساخت فيلمي درباره زندگي شمس و مولانا توسط داريوش مهرجويي منتشر شد. مهرجويي قصد دارد اين فيلم را براساس کتاب کيمياخاتون نوشته سعيده قدس جلوي دوربين ببرد. او همان وقت در توضيح اين فيلم به «اعتماد» گفت؛ «فيلمنامه را با همکاري سعيده قدس براساس کتاب «کيمياخاتون» نوشته ايم. اين فيلم به سرگذشت مولانا و شمس تبريزي از ديد يک دختر 15ساله مي پردازد.» مهرجويي از ساخت اين فيلم به زبان انگليسي خبر داد و گفت؛ «قرار است اين فيلم با عوامل و بازيگران بين المللي ساخته شود که به دليل انگليسي زبان بودن فيلم، احتمالاً از بازيگران داخلي مسلط به اين زبان استفاده خواهيم کرد.» داريوش مهرجويي درباره مکان هاي فيلمبرداري نيز اين طور توضيح داد؛ «از آنجايي که وقايع فيلم در قونيه مي گذرد، فيلمبرداري در ترکيه و بخش هايي نيز در هندوستان انجام مي شود.» تاکنون اطلاعات بيشتري درباره اين فيلم مهرجويي منتشر نشده است.
پريکس پيک تت انتخاب کرد
عباس کوثري در ميان 12 عکاس برتر دنيا
انجمن پريکس پيک تت اسامي عکاسان شرکت کننده در فستيوال عکاسي Les Rencontresd,Arles در سال 2009 را در تاريخ 9 جولاي اعلام کرد. هيات داوران اين انجمن 12 نفر را از 9 کشور مختلف انتخاب کرد که فرانسيس هادگسون، مدير اين انجمن، اين انتخاب را ماموريتي «فوق العاده و استثنايي» از ميان 300 شرکت کننده از سراسر دنيا قلمداد کرد. اين افراد آماده مي شوند تا در نمايشگاه Passage de Retz در پاريس شرکت کنند و قرار است برنده امسال اين انجمن در تاريخ 29 اکتبر جايزه خود را از کوفي عنان دريافت کند. جايزه مهم تر به شکل ماموريتي خواهد بود که براساس آن يکي از اين عکاسان از يکي از مناطق تحت حمايت Pictet & Cie ديدار خواهد کرد. اين هيات داوران متشکل از هفت فرد از سرتاسر جهان به مديريت فرانسيس هادگسون است که در زمينه هنرهاي بصري و محيطي فعاليت مي کنند. موضوع عکس هاي نمايشگاه سال 2009 با محوريت «زمين» و تاثيرات مخرب بهره برداري انسان از منابع زميني و منعکس کننده تاثير سريع و بلندمدت توسعه جوامع مختلف در سرتاسر دنيا است.

موضوعات مطرح شده در کارهاي هنرمندان امسال بسيار وسيع تر و چالش برانگيزتر از هر دوره ديگري است. تصاوير زباله دان هاي مکزيک که مردم در آنجا به دنبال زندگي رقت بار خود هستند، تصاوير مستند از تغيير رودخانه يانگ تسه در چين و تصاوير نشان دهنده تاثيرات مخرب توليد نفت در دلتاي نيجر از جمله کارهايي است که در بين فعاليت امسال عکاسان ديده مي شود. اين افراد از تاريخ پنج تا هفت اکتبر در گالري Purdy Hicks در لندن، از 24 تا 29 سپتامبر در ژنو و در نهايت از 23 اکتبر تا 24 نوامبر 2009 در گالريPssage de

Retzدر پاريس به رقابت خواهند پرداخت.اسامي شرکت کنندگان امسال عبارت است از؛

- دارن آلموند، انگليس

-کريستوفر اندرسون، کانادا

- سامي پالوجي، کنگو

- ادوارد پورتينسکي، کانادا

- آندرياس گورسکاي، آلمان

- نااïيا هاناکياما، ژاپن

- ناداو کاندر، انگليس

- اًد کاشي، امريکا

- عباس کوثري، ايران

- يائولو، چين

- ادگار مارتينز، پرتغال

- کريس استيل پرکينز، انگلستان
پيکر زنده ياد مهدي آذريزدي تشييع شد


پيکر زنده ياد مهدي آذريزدي نويسنده کودک و نوجوان صبح ديروز با حضور برخي مسوولان و هنرمندان از مقابل خبرگزاري قرآني ايران تشييع شد. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي که در اين مراسم حضور يافته بود، گفت؛ «تا صد سال قبل کمتر نامي از يزد به عنوان يک چهره برجسته به ميان بوده است. آذريزدي نماينده فضيلت هاي جامعه اسلامي بود.» صفارهرندي افزود؛ «همان طور که در اسناد تاريخي موجود است شهر يزد به شهر دارالعباد معروف است، يعني شهري که زيستگاه بندگان خداست و آذريزدي نماينده دارالعباد بود.» مصطفي رحماندوست هم که در اين مراسم حضور داشت، گفت؛ «آذريزدي کسي بود که مدرسه نرفت اما براي مدرسه رفته ها کتاب نوشت و چندين نسل با کتاب هاي او کتابخوان شدند و از جمله بهترين نويسندگاني بود که ضمن نگارش آثار فراوان و ارزشمند براي کودکان سعادت اين را داشت که خادم القرآن بود.» رحماندوست اضافه کرد؛ «او تا يک سال مانده به پايان عمر خود از پاي ننشست و تنها چند ماه آخر بود که تلاش اش اندک اندک تحليل رفت و اين نشان از پايداري اوست.» اين نويسنده گفت؛ «17 سال پيش من اولين سمينار ادبيات کودک و نوجوان را پايه گذاري کردم و آن زمان به دنبال شخصي بودم که پيام اين سمينار را بدهد و از آنجا که مسن ترين شخص آذريزدي بود به دنبال وي گشتيم. پس از مدتي جست وجو او را در طبقه دوم يک کتابفروشي يافتيم که آقاي اشراقي براي گذران زندگي در آن به او جا داده بود و او در اولين ديدارش به من گفت 12 سال است که نه کسي به خانه اش رفته و نه او به خانه کسي رفته است.» به گزارش ايلنا، غلامعلي حدادعادل نيز در مراسم حضور داشت. در پايان اين مراسم پيکر آن مرحوم به سمت دانشگاه تهران تشييع و در مقابل در دانشگاه بر پيکر وي نماز گزارده شد و سپس پيکر زنده ياد آذريزدي براي تدفين به سمت شهر يزد حرکت داده شد. از سوي ديگر نکوداشت مهدي آذريزدي در جشنواره کودکان و نوجوانان برگزار مي شود. حبيب ايل بيگي مدير روابط عمومي اين جشنواره با اعلام اين مطلب گفت؛ «قرار بود بزرگداشت اين استاد ادبيات کودک و نوجوان در جشنواره همدان برگزار شود که متاسفانه با درگذشت ايشان بدون حضورشان نکوداشت استاد آذريزدي را برگزار مي کنيم.» وي افزود؛ «در زمان حيات ايشان چند فيلمساز به سراغ شان رفته اند و فيلم هايي را ساخته اند و با استفاده از اين تصاوير در فيلمي مستقل و پخش آن در مراسم نکوداشت مهدي آذريزدي مراسمي را در طول برگزاري جشنواره کودکان و نوجوانان برگزار خواهيم کرد.» در همين حال خبر مي رسد مشاور وزير ارشاد اعلام کرده «همه» آثار آذريزدي تجديد چاپ مي شوند. به گزارش ايبنا، محمدعلي خواجه پيري مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رئيس مرکز توسعه و ترويج فعاليت هاي قرآني گفت؛ «مرحوم مهدي آذريزدي نويسنده کودک و نوجوان و خادم القرآن بود. بنا به درخواست وي کتاب هايش با فونت و نقاشي هاي سابق بار ديگر توسط انتشارات اميرکبير منتشر مي شوند. آرزوي ما اين بود که ايشان سلامت خود را بازيابد و شاهد تحقق آرزويش باشد؛ ولي متاسفانه فرصتي باقي نماند تا بار ديگر انتشار کتاب هايش را ببيند.» محمدعلي خواجه پيري درباره تجديد چاپ آثار مهدي آذريزدي ادامه داد؛ «اقدامات لازم براي تحقق اين آرزوي نويسنده فقيد کودک و نوجوان و خادم القرآن صورت گرفته است و تمام کتاب هاي وي بار ديگر توسط انتشارات اميرکبير و با همان شکل و شمايل اوليه منتشر مي شوند.» وي در پايان گفت؛ «با درخواست بستگان وي مقرر شد پيکر اين نويسنده در زادگاهش- شهر يزد- به خاک سپرده شود. قرار است به اين منظور امروز جلسه يي در استانداري يزد برگزار و درباره محل دفن وي و مراسم يادبود ايشان مذاکره شود.» مهدي آذريزدي که نويسنده هميشه همراه مردم اين سرزمين از سال هاي کودکي شان بود، روز پنجشنبه، 18 تيرماه در بستر بيماري در بيمارستان آتيه تهران درگذشت.
پيدا و پنهان
? دور جديد جمع آوري ماهواره در تهران آغاز شد؛ دور جديد جمع آوري ديش هاي ماهواره از روز گذشته در مناطقي از تهران آغاز شد. بر اين اساس نيروي انتظامي ديروز با مراجعه به منازل واقع در منطقه اميرآباد و سيدخندان (خواجه عبدالله انصاري)، اقدام به جمع آوري ماهواره از منازل کرد.

? دفتر کار ميرحسين موسوي تحويل داده شد؛ دفتر محل کار مهندس ميرحسين موسوي در مجموعه رياست جمهوري در خيابان پاستور تهران، تحويل نهاد رياست جمهوري شد. روزنامه جمهوري اسلامي خبر داد؛ روز پنجشنبه گذشته با حکم مديرکل پشتيباني و خدمات نهاد رياست جمهوري، دفتر ميرحسين موسوي در مجموعه پاستور، تخليه و تحويل اداره اموال اين نهاد شده است. ميرحسين موسوي بعد از پايان دوران نخست وزيري از اين مکان استفاده مي کرد.

? يک بازداشت ديگر؛ شمس الدين عيسايي دبيرکل حقوقي وزارت کشور دولت اول خاتمي و از فعالان ستاد ميرحسين موسوي ظهر ديروز بازداشت شد.

? حمله ده نمکي به مخملباف؛ ظاهراً مواضع مخملباف به مذاق ده نمکي خوش نيامده است چراکه وي در وبلاگ خود در مطلبي مدعي شده است مخملباف مي خواست مهرجويي را منفجر کند. به گزارش الف ده نمکي در يادداشتي با عنوان «نسبت آويني و مخملباف» نوشت؛ «مخملباف سلوک کرده، امروز که او را بر مانيتور رسانه هاي خارجي مي بينم، ياد حرف هاي يوسف مي افتم که خودش به من مي گفت مخملباف ترک موتور مي نشست و... به جان مردم مي افتاد و اين روشنفکر امروز زماني مي خواست نارنجک به دور کمر ببندد و مهرجويي را منفجر کند و اما امروز زمانه از مخملباف چه ساخته و آويني کجاست،»

? 400 ميليون دلار براي شورش در تهران؛ دبيرکل بنياد بين المللي غدير گفت؛ امريکا 400 ميليون دلار براي آشوب هاي خياباني در تهران هزينه کرد و آنان با ايجاد شورش مي خواستند جشن حضور 40 ميليوني مردم را به کام آنان تلخ کنند. به گزارش فرارو به نقل از مرکز خبر حوزه، ابوالحسن خزعلي در مراسم بزرگداشت چهلمين روز شهادت جمعي از شيعيان مسجد اميرالمومنين (ع) زاهدان که در مسجد اعظم قم برگزار شد، گفت؛ مگر کشور قانون ندارد که کشورهاي غربي در امور ايران دخالت مي کنند؟
عناوين اين صفحه
با پول قطري ها زندگي مولانا فيلم مي شود
عباس کوثري در ميان 12 عکاس برتر دنيا
پيکر زنده ياد مهدي آذريزدي تشييع شد
پيدا و پنهان
تنها مسير بازگشت به کودکي

به حرمت خالق خوب ترين قصه هاي دنيا
تنها مسير بازگشت به کودکي
امير پوريا



البته که اهل نوشته هاي نوستالژيک صرف نيستم. البته که تکيه محض به حرمت و شيريني برخي خاطرات شخصي و تلاش براي عمومي کردن آنها را کوششي عبث و حتي منجر به خدشه دار کردن آن خاطره مي دانم. البته که وقتي خاطره براي خود آدم عزيز است، نمي توان خصلت ها و مختصاتش را آن گونه که لمس و تجربه و مشاهده و گوش خود آدم بهش چشانده و حافظه حسي - عاطفي ثبتش کرده، به ديگران منتقل کرد. ولي مگر مهدي آذريزدي و خاطره کتاب سترگ «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» تنها خاطره فردي من بوده که براي ابراز اين شيفتگي و اندوه نوستالژيک دلپذير در خصوص آن، چنين محتاط و هراسان از تخريب بلنداي آن شده ام؟ چرا فکر مي کنم اين همه هنرمند و هنردوست و مخاطب ميانسال و جوان و نوجوان که مي شناسم و مي دانم همان دلدادگي ها را با اين کتاب داشته اند که من از سر گذرانده ام و در سر نگه داشته ام، ممکن است اين شيفتگي شخصي را لمس و حس نکنند؟

شايد دليل اصلي اش اين است که مي دانم برخي از ويژگي هاي «قصه هاي خوب...» براي من، اينکه اين کتاب برايم چه بوده و چه ها کرده، به قدري

منحصر به فرد است که بازگويي اش نزد ديگران - حتي اگر درصدي از اين ديگران در ميان گروهي که اين روزها در اندوه فقدان آذريزدي به سر مي بريم، همپالکي ام باشند- دور نيست که عجيب يا افراطي يا اغراق آميز جلوه کند. مهم ترين دو نکته يي که نه پيش از نگارش اين يادداشت به آنها اقرار کرده ام و نه از اين پس چنين خواهم کرد، اين است که اولاً من از روز الفبا خواندن در خانه تا دو سه سال بعد از شروع مدرسه در دوره دبستان، تمام آن تصور کلي و اندکي فخرفروشانه خانواده ام را که مي پنداشتند و مي گفتند امير عاشق کتاب خواندن است يا کتاب از دستش نمي افتد، مديون هفت جلد از هشت جلد «قصه هاي خوب...» که تا آن سال ها منتشر شده بود، بودم؛ به اضافه کتاب عزيز ديگرم «ماهي سياه کوچولو» که از لجاجت برسر نوستالژي همان چاپ قديمي به خصوص اش با جلد نارنجي و طرح سفيدرنگ روي آن، هرگز نسخه ديگري از آن را نگرفتم و به کتابخانه ام نيفزودم (حتي با وجود اينکه همان چاپ قديمي را هم در اثاث کشي هاي ملعون مرسوم، گم کردم،). و ثانياً در تمام اين سال ها، در هر صحبت شخصي و گپ دوستانه و افاضات حين تدريس و سخنراني و غيره، هربار از سه متن کهن و مهم «سندبادنامه» و «قابوسنامه» و «کليله و دمنه» نقلي آورده ام، بي برو برگرد، به آنچه از بارها خواندن جلدهاي مختلف «قصه هاي خوب...» در ذهنم مانده، بازمي گشته است، چون اين سه را هرگز در نسخه هاي اصلي نخوانده ام و بعيد مي دانم از نسل ما، افراد پرشماري به خلاف من باشند. بدين سان بود که «قصه هاي خوب...» برايم نه فقط اولين کتاب باليني عمر، که اساساً مهم ترين پيونددهنده ام به فضاي ادبيات بود؛ و نيز اولين منبع اين همه قصه و نقل قول و حکايت و ديالوگ که در زندگي ام از رمان ها و جوک ها و وقايع و مشاهدات اطراف و - بيش از همه، از- فيلم ها استخراج و بازگو مي کنم. اين دين کوچکي که نيست، هيچ؛ شايد يکي از بزرگ ترين بدهکاري هايم در طول زندگي و مجاورت با هنر و ادبيات نيز باشد.

از سويي ديگر، با آنکه تعداد چاپ ها و نسخه هاي مختلف ديوان گرامي حافظ در کتابخانه ام مثل بسياري از شما، از هر کتاب ديگر بيشتر است، و با آنکه يکي از معدود دلايل خوشحالي ام از اينکه ايراني و فارسي زبان به دنيا آمده ام اين است که حافظ را بدون واسطه بي ربطي چون ترجمه مي خوانم، در عمرم هيچ کتابي را به تعداد دفعات «قصه هاي خوب...» خريداري نکرده ام و مطمئنم اين رکورد به دست هيچ کتاب ديگري هم شکسته نخواهد شد. چون در چند مقطع مشخص بچگي، نوجواني، بين نوجواني و تين ايجري (،)، خود دوره تين ايجري و دو بار هم بعد از آن، کل جلدهاي آن را برايم خريده اند يا از جايي به بعد، خود چنين کرده ام. با وسواس هاي گاه ابلهانه يي در حد انگشت نگذاشتن بر جلد و پشت جلد مجلاتي که روکش يووي دارند، کتاب نگهدار بي دقتي نبوده ام و نيستم ولي وقتي يادم مي آيد که چند بار جلد يا صفحات «قصه هاي خوب...»ام پاره و از هم جدا شده و مجبور شده ام سري ديگري از آن را بگيرم، مطمئن مي شوم هيچ کتاب ديگري را تا اين ميزان و به اين دفعات، بعد از بازخواني هاي چندده باره، کنار بالش ام نگذاشته ام؛ آن هم در تمامي مقاطع سني، از حدود بيست سال پيش تاکنون. و در اين ميان، البته همکاري هاي مشفقانه خواهر و برادرم در اين بازخواني هاي مشترک نيز بي اثر نبوده؛ دست کم در زودتر پاره شدن هر يک از مجموعه جلدهاي کتاب، و البته خاطرات مشترکي که اين روزها قدرش را خوب مي دانيم.

به همه هم غصه هاي اين چندروزه که با درگذشت پيرمرد قصه گوي شيرين زبان، ياد هم قصگي هاي قديم و مشترک مان افتاده اند و مي خواهند به سراغ کارتون هاي خاک گرفته توي قفسه هاي انباري بروند و مثلاً جلد «قصه هاي گلستان و ملستان» يا هر يک از باقي جلدها را که زودتر به دست شان خورد، بيرون بياورند و به سبک حميد هامون که در همان زيرزمين نم کشيده نشست و نوستالژي عکس هاي کودکي و مادر را با کف دست نوازش کرد، در همان انباري چند سطري بخوانند و تکه هايي از «کودک دانا» يا «پيرچنگي» يا «ريش عابد» يا «گداي اسپنددودکن» يا هر داستان ديگر را باز بخوانند و برش هايي از نقاشي هاي آن جلدهايي را که کار فرشيد مثقالي است و براي من تا ابد درخشان ترين جلوه تصويرسازي کتاب کودک باقي خواهد ماند، باز ببينند، پيشنهاد مي کنم در کنار عزيز داشتن آن نسخه هاي قديمي که خاطره سال هاي دور و نزديک را در برگ برگ خود حفظ کرده، دوره جديدي نيز به ياد راوي تازه رفته خوب ترين قصه هاي عمرمان به کتابخانه شان بيفزايند تا هم آن نسخه هاي قديمي در بازخواني ها آسيب بيشتر نبيند و هم کتابفروشي هاي معمولاً خلوت و خاموش اين شهر و ديار، از اين همه هجوم براي بازخريد يک کتاب ويژه کودکان توسط کساني که ديگر سال هاست تنها زور مي زنند چيزکي از کودکي را در خود زنده نگه دارند، متحير و مشعوف شوند.

amirpouria@gmail.com


پيام تسليت خاتمي براي درگذشت نويسنده قصه هاي خوب

جناب آقاي مهدي آذريزدي - که رحمت گسترده خدا بر او باد- پس از عمري تلاش مقدس، به خصوص براي آگاه کردن نسل جوان به فرهنگ و ادب والاي اسلامي و ايراني، رخ در نقاب خاک کشيد. اين بزرگ از فقر و محروميت سکويي ساخت تا به وادي غناي فکري و فرهنگي اوج گيرد. مناعت طبع، شکيبايي، تيزبيني، خداجويي و وطن خواهي اين نويسنده بزرگ، ستايش هر حقيقت طلب خيرخواهي را برمي انگيزد. نقش او در تاريخ بيش از نيم قرن اخير هيچگاه فراموش نخواهد شد. با دلي آکنده از اندوه، من اين مصيبت را به همه دوستداران فضيلت و ادب و ايران بزرگ و خانواده معزز او تسليت عرض مي کنم و از خداوند مهربان براي روان پاک او شادي و آرامش مسالت دارم.


نمايشگاه هنرمندان ايراني در لس آنجلس برپا شد

نمايشگاه آثار هنرمندان ايراني با عنوان «با قفس پرواز کن» از روز نوزدهم تيرماه در گالري «فانتوم» شهر لس آنجلس آغاز به کار کرد. اين نمايشگاه که يک پروژه مشارکتي و چندرسانه يي است با حضور 30 هنرمند ايراني و خارجي در اين مجموعه به مدت 16 روز برپا مي شود و قصد دارد با زبان هنر از ايران امروز سخن بگويد.در اين نمايشگاه مي توان آثاري از هنرمنداني همچون مجيد برادر، اردلان پايور، عباس حجت پناه، البرز کمالي زاد، آماتيس متولي، آرش ساعدي نيا، لاله اسکندري، فرزاد کهن، هادي صالحي و... را مشاهد کرد. اين نمايشگاه تا 26 جولاي (پنجم مردادماه) ادامه دارد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام