پنج شنبه، 18 تير 1388 - شماره 1996
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
زن رمال ، پشت پرده دستبرد مسلحانه به خانه اعياني

گروه حوادث؛ همسر و برادر يک زن رمال که با همدستي او به خانه يک زن ثروتمند يورش برده و سرقتي مسلحانه را رقم زده بودند، پس از دستگيري به ده ها فقره دزدي و زورگيري اعتراف کردند.

به گزارش خبرنگار ما چندي قبل زن ثروتمندي که دو سارق مسلح با حضور در خانه اش اموالش را به يغما برده بودند به دادسراي ناحيه 27 تهران رفت و ضمن تشريح ماجرا خواستار دستگيري سارقان شد. او به اميراسماعيل رضوانفر داديار شعبه چهارم گفت؛ روز گذشته وقتي در خانه تنها بودم صداي زنگ در به صدا درآمد و دو مرد غريبه در حالي که مسلح بودند به زور وارد خانه شدند و با تهديد سلاح مرا وادار کردند ساکت شوم. آنها سپس همه جاي خانه را جست وجو کردند و همه وسايل را به هم ريختند. در مدت چند دقيقه يي که آنها در خانه ام بودند وسايل با ارزشي مثل جواهرات و مبلغي پول نقد پيدا کردند و خيلي سريع پا به فرار گذاشتند. اظهارات اين زن نشان مي داد سارقان از قبل نسبت به موقعيت منزل شاکي و همچنين وضعيت مالي او اشراف کامل داشته و به همين دليل نقشه سرقت را در کوتاه ترين زمان اجرا کرده اند. مالباخته در تحقيقات اوليه نتوانست هيچ مظنوني را به پليس معرفي کند و اعلام کرد دو مرد مسلح را تا پيش از وقوع سرقت نديده بود. اما در ادامه هنگامي که بررسي ها ادامه يافت شاکي از رفت و آمدهايش به خانه يک زن رمال خبر داد و به اين ترتيب سرنخ هاي اوليه در اختيار کارآگاهان قرار گرفت و با تحقيق در مورد اين رمال مشخص شد وي در اين پوشش به بهانه حل مشکلات افراد ساده دل از آنها با ترفندهاي گوناگون مبالغ زيادي دريافت مي کند و تا کنون دو مرتبه نيز به اتهام کلاهبرداري دستگير و زنداني شده است. از آنجا که افرادي که معمولاً نزد فالگيرها مي روند مسائل خصوصي شان را با تمام جزييات براي آنها بازگو مي کنند کارآگاهان احتمال دادند زن رمال با تخليه اطلاعاتي شاکي نقشه سرقت از او را طراحي کرده است. به همين دليل وي در منزلش بازداشت شد اما هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفت، گفت از ماجراي سرقت مسلحانه اطلاعي ندارد و فقط چند مرتبه از شاکي به خاطر رمالي پول گرفته است. او گفت؛ اين زن چند مرتبه به خانه ام آمد. او مي گفت مشکلات زيادي دارد و از من کمک مي خواهد. من هم با نوشتن دعا و گرفتن فال قهوه از او چند ميليون تومان پول گرفتم و وعده دادم به زودي مشکلاتش حل مي شود اما از سرقت مسلحانه هيچ چيزي نمي دانم. در شرايطي که اظهارات زن رمال تا حدودي درست به نظر مي رسيد کارآگاهان به ادعاهاي او بسنده نکردند و به تحقيق در مورد خانواده وي پرداختند. اين بررسي ها نشان مي داد همسر و برادر متهم از افراد سابقه دار هستند که تا کنون چندين بار به اتهام سرقت و زورگيري زنداني و به تازگي پس از اتمام دوران محکوميت شان آزاد شده اند. با اين فرضيه که اين دو نفر سارقان اموال زن ثروتمند هستند هر دو طي عملياتي دستگير شدند اما در بازجويي مقدماتي اتهام سرقت را انکار کردند. دو مظنون مدعي شدند زمان وقوع سرقت در مکان ديگري حضور داشته اند اما به رغم اين اظهارات هنگامي که آنها در برابر شاکي قرار گرفتند چاره يي جز بيان واقعيت نيافتند.

يکي از آنان گفت؛ پس از آنکه همسرم از شرايط مالي بسيار خوب زن ثروتمند برايم تعريف کرد جرقه سرقت از او در ذهنم زده شد. سپس موضوع را با برادرزنم در ميان گذاشتم و به اتفاق او تصميم گرفتيم در فرصتي مناسب از خانه طعمه مان دزدي کنيم. زن ثروتمند رفت و آمدهاي زيادي به خانه ما داشت. يک روز که او براي گرفتن فال قهوه نزد همسرم آمده بود او را در راه بازگشت به خانه اش تعقيب کرديم و پس از شناسايي خانه اش يک هفته آنجا را تحت نظر گرفتيم و با کنترل رفت و آمدها به آنجا فهميديم او چه زمان هايي تنها است. سپس با به دست آوردن اطلاعات کامل در اين باره يک روز که فرصت مهيا شد وارد خانه شديم و با تهديد سلاح پول و وسايل با ارزش صاحبخانه را ربوديم. اعترافات اين متهم به همين يک مورد ختم نشد و او چندين فقره سرقت و زورگيري ديگر را نيز بر عهده گرفت.

با توجه به اين اعترافات کارآگاهان با استعلام از مراجع قضايي دريافتند دو متهم از سوي چند دادسراي ديگر نيز با اتهاماتي مشابه تحت پيگرد قرار دارند.

داديار اميراسماعيل رضوانفر در مورد اين پرونده گفت؛ با توجه به اعترافات متهمان در خصوص سرقت هاي متعدد هم اکنون آنان در بازداشت به سر مي برند و بررسي ها براي افشاي ديگر سرقت هاي احتمالي شان ادامه دارد. اين مقام قضايي همچنين با توصيه به شهروندان به خصوص بانوان گفت؛ رمالي عمدتاً در راستاي کلاهبرداري و فريب از مردم است. متاسفانه برخي افراد پس از آنکه با مشکلات روبه رو مي شوند به جاي برطرف کردن مشکلات از راه هاي منطقي سراغ رمال ها و دعانويس ها مي روند و از آنها کمک مي گيرند اما در نهايت دچار مشکلات بزرگ تري مي شوند.

قتل راننده مسافرکش براي قاچاق مواد مخدر
گروه حوادث؛ مرد قاچاقچي که براي رسيدن به اهدافش راننده يي را به قتل رسانده و خودرو او را به سرقت برده بود، توسط پليس استان فارس دستگير شد.

به گزارش خبرنگار ما، چندي پيش ماموران پليس با تماس شهروندي مطلع شدند جسد غرق در خون مردي در جاده کازرون رها شده است. با توجه به مدارکي که اطراف جسد وجود داشت مشخص شد مقتول جواني 35 ساله به نام سيامک است که يک روز قبل از حادثه خانه اش را در شيراز به سمت کازرون ترک کرده بود. ماموران با دستور قضايي خانواده سيامک را شناسايي کردند و از آنها خواستند براي تاييد هويت اين جوان و تحويل گرفتن جسدش به پزشکي قانوني مراجعه کنند. فرداي روز حادثه مردي به پليس مراجعه کرد و گفت از دوستان سيامک است و اطلاعاتي دارد که مي تواند در کشف جرم کمک کند. اين مرد گفت؛ من يک مغازه دار هستم که در نزديکي کازرون زندگي مي کنم. يک روز قبل از پيدا شدن جسد، سيامک به مغازه من آمد و گفت فردي خودرواش را به صورت دربستي اجاره کرده تا او را از شيراز به کازرون ببرد. نمي دانم چرا سيامک تصور مي کرد آن مرد نمي خواهد کرايه را بدهد و مي گفت مسافرش با تلفن همراه حرف هاي مشکوکي مي زند. قرار شد من يک دعواي صوري راه بيندازم و ادعا کنم از سيامک پول طلب دارم. من هم اين کار را کردم.

وي ادامه داد؛ حين دعواي صوري مرد مسافر از ماشين پياده شد و براي اينکه ما را از هم سوا کند جلو آمد. من هم گفتم سيامک به من بدهکار است و بايد همين حالا پولم را بدهد و گرنه پليس را خبر مي کنم. مرد مسافر وقتي اين شرايط را ديد گفت حاضر است کرايه اش را بپردازد تا سيامک طلبش را به من پرداخت کند. زماني که سيامک پول را از او گرفت و خيالش راحت شد آنها رفتند. من فکر مي کنم آن فرد سيامک را به قتل رسانده است يا از عامل قتل او خبر دارد.

ماموران در پي اظهارات اين شاهد، تصوير چهره نگاري شده مرد مسافر را با همکاري دوست سيامک تهيه و آن را با چهره سارقان سابقه دار مقايسه کردند. بررسي ها نشان داد مرد مسافر يک سابقه دار است و پيش از اين به جرم حمل و توزيع مواد مخدر دستگير و بعد از مدتي آزاد شده بود. از آنجايي که سرنخي از خودرو سيامک به دست نيامده بود اين فرضيه که مرد قاچاقچي براي انجام اعمال خلاف ماشين مقتول را دزديده است قوت گرفت.

پليس در گام بعدي تحقيقات خود مخفيگاه مرد قاچاقچي را شناسايي و محاصره کرد اما در خانه کسي نبود و مشخص شد مرد قاچاقچي از آنجا فرار کرده و خانواده اش را هم با خود برده است. بنابر اين شناسايي محل سکونت نزديکان اين مرد در دستور کار پليس قرار گرفت. رديابي هاي انجام گرفته نشان داد مرد قاچاقچي به زنجان رفته و خانواده اش را آنجا گذاشته و خودش به مکان نا معلومي سفر کرده است. ماموران به سراغ خانواده اين مرد رفتند و در بازجويي از آنها متوجه شدند مرد قاچاقچي براي مراسم عروسي خواهرش از زنجان به سمت کرج حرکت کرده و احتمالاً در منزل خواهرش پنهان شده است. پليس با به دست آوردن آدرس خواهر مرد قاچاقچي آنجا را شناسايي و متهم را بازداشت کرد.

اين مرد در اعترافاتش قتل سيامک را پذيرفت و گفت؛ من به خودرو سيامک احتياج داشتم و مي خواستم با آن مواد حمل کنم به همين خاطر هم نقشه قتل مرد جوان و سرقت را کشيدم. زماني که به مکان خلوتي رسيدم راننده را با ضربات چاقو به قتل رساندم و ماشين پژوي او را سرقت کردم. چون ما همديگر را نمي شناختيم فکر نمي کردم کسي من را شناسايي کند. براي اطمينان بيشتر خيلي زود خانه ام را در شيراز ترک کردم اما با اين حال دستگير شدم. با انتقال مرد قاچاقچي به شيراز تحقيقات از وي ادامه دارد.
جاعلان حرفه يي با مدارک قلابي وام مي گرفتند

گروه حوادث؛ ظن واحد گشتي پليس به سرنشين يک پيکان، از فعاليت دو عضو يک شبکه جعل و کلاهبرداري پرده برداشت.

به گزارش خبرنگار ما چند شب قبل وقتي ماموران کلانتري فرجام از يکي از خيابان هاي حوزه استحفاظي شان عبور مي کردند توجه شان به يک خودروي پيکان که کنار خيابان متوقف شده و يک نفر داخل آن بود، جلب شد. از آنجا که پاسي از شب گذشته بود و حضور راننده در پيکان مشکوک به نظر مي رسيد يکي از ماموران جلو رفت و به بررسي مدارک خودرو پرداخت.

راننده با ارائه اوراق خودرواش گفت دنبال خانه يکي از دوستانش مي گردد. چون رفتار اين مرد شک برانگيز بود ماموران همراه او به جست وجوي منزل دوستش پرداختند و پس از دقايقي با پيدا کردن خانه مورد نظر مردي جوان با در دست داشتن يک کيف سامسونت از خانه بيرون آمد. ماموران که احتمال مي دادند کاسه يي زير نيم کاسه است در حضور آن دو کيف را بازرسي و تعداد زيادي اوراق هويتي جعلي کشف کردند. اين اسناد شامل يکصد قطعه گواهينامه، شناسنامه و معرفي نامه هاي جعلي بود که نشان مي داد دو مظنون با استفاده از آنها از بانک ها وام دريافت مي کنند. به اين ترتيب دو متهم بازداشت و براي تکميل تحقيقات بيشتر به دادسراي ناحيه 4 تهران منتقل شدند.

متهمان به نام هاي پژمان و سيامک هنگامي که مقابل حسن سهرابي رئيس شعبه 7 بازپرسي قرار گرفتند ضمن پذيرش اتهام جعل و استفاده از اسناد مجعول گفتند تاکنون با استفاده از اين اسناد از بانک هاي زيادي وام گرفته اند. پژمان درباره يکي از اين موارد گفت؛ مدتي قبل در روزنامه به يک آگهي برخوردم که در آن آگهي دهنده به دنبال يک ضامن براي دريافت وام بود. پس از تماس با شماره اعلام شده از آنجا که موقعيت را مناسب ديدم با آن شخص که يک زن بود، توافق کردم در صورتي که او براي دريافت وام ضامن من شود من هم در مقابل ضامن او خواهم شد. به اين ترتيب ابتدا آن زن در بانک حاضر و ضامن من شد اما من به بهانه هاي مختلف او را چند ماه معطل کردم و دست آخر هم در حالي که قسط هاي وام را پرداخت نکرده بودم به او گفتم حاضر نيستم ضامنش شوم.

سيامک نيز که جعل اسناد را برعهده داشت، گفت؛ در معرفي نامه هايي که جعل مي کردم خودم يا پژمان را به عنوان دبير آموزش و پرورش، استاد دانشگاه يا پزشک معرفي مي کردم و با جعل ساير مدارک مورد نياز از بانک ها وام مي گرفتيم.

بازپرس حسن سهرابي ضمن اعلام اين خبر گفت؛ شواهد و قرائن موجود حاکي از آن است که دو متهم عضو يک شبکه گسترده جعل هستند و تاکنون از بانک هاي متعددي با ارائه مدارک جعلي وام گرفته اند. به همين دليل هم اکنون هر دو با صدور قرار قانوني در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات از آنان ادامه دارد.

اين مقام قضايي همچنين با توصيه به بانک ها و مراکز مالي در خصوص ارائه وام به مشتريان شان هشدار داد پيش از اعطاي وام به متقاضيان در مورد صحت مدارک ارائه شده استعلام هاي لازم انجام شود تا از ارتکاب هرگونه سوءاستفاده و کلاهبرداري جلوگيري شود.

متهم پس از دستگيري اعتراف کرد
اغفال 12 دختر به بهانه بخت گشايي
گروه حوادث؛ مردي با ادعاي اينکه از طريق هيپنوتيزم مشکلات دختران جوان را برطرف مي کند 12 دختر را مورد سوءاستفاده قرار داد. به گزارش خبرنگار ما رسيدگي به اين پرونده با دستور داديار شعبه دوم دادسراي ناحيه 27 تهران و در پي شکايت دختري 28 ساله به نام مريم آغاز شد. مريم که به خاطر فراهم نشدن فرصت ازدواج تصور مي کرد طلسم شده است از طريق يکي از دوستانش با مردي به نام رحمان آشنا شد. اين مرد مدعي بود توانايي هاي خارق العاده يي دارد و مي تواند با هيپنوتيزم کردن مشتريانش ريشه اصلي گرفتاري هاي آنها را پيدا کند و از بين ببرد. به اين ترتيب مريم به اميد باز شدن بختش به خانه رحمان رفت اما پيش از آنکه هيپنوتيزم آغاز شود رحمان با يک ليوان آبميوه از مشتري خود پذيرايي کرد. دختر جوان که خبر نداشت در چه دامي گرفتار شده است آبميوه را سر کشيد و دقايقي بعد احساس خواب آلودگي کرد. مقاومت او و تلاشش براي هوشيار ماندن فايده يي نداشت و وي از حال رفت. ساعتي بعد وقتي مريم به هوش آمد متوجه شد توسط رحمان مورد آزار قرار گرفته است، ضمن اينکه مرد شياد تمام طلا و جواهرات او را هم برداشت و حاضر به پس دادن آنها نبود. دختر جوان که داد و فريادهايش هيچ سودي نداشت به ناچار به خانه برگشت و چند روزي را در انزوا گذراند تا اينکه بالاخره تصميم گرفت براي خارج شدن از شرايط بد روحي به دادسرا برود و عليه رحمان شکايت کند. مريم وقتي در برابر داديار سليماني قرار گرفت، گفت؛ يک سال بود که هيچ خواستگاري سراغم نمي آمد.چون قبل از آن پسران زيادي خواهان ازدواج با من بودند و من به هر کدام شان به خاطر سليقه خود يا والدينم پاسخ منفي مي دادم وقتي ديگر خواستگاري برايم پيدا نشد به اين باور رسيدم که طلسم شده ام. از نظر روحي و رواني در وضعيت بدي بودم و فکر و خيال مرا راحت نمي گذاشت. اين مشکل حتي دوستانم را هم متعجب کرده بود چون من دختر زيبا و پولداري هستم و طبيعتاً بايد فرصت هاي زيادي براي ازدواج نصيبم شود. بالاخره يکي از دوستان صميمي ام رحمان را به من معرفي کرد. پيش خودم فکر کردم شايد با هيپنوتيزم بختم باز شود ولي اين مرد مرا بيهوش کرد و مورد آزار قرار داد. وقتي هم به هوش آمدم گفت از من فيلم گرفته است و اگر شکايت کنم آن را تکثير خواهد کرد.

بعد از شکايت دختر 28 ساله ماموران به خانه رحمان رفتند اما متوجه شدند او گريخته است. پس از آن با چهره نگاري از متهم و بررسي اطلاعاتي که شاکي از وي ارائه داده بود فاش شد نام اين مرد در بانک اطلاعاتي مجرمان سابقه دار ثبت و قبلاً به جرم آدم ربايي دستگير شده و سه سال را در زندان گذرانده بود. افشاي اين جزييات روند تحقيقات را شتاب بخشيد و تجسس هاي گام به گام پليس تا آنجا پيش رفت که معلوم شد متهم در يکي از روستاهاي شمال کشور پنهان شده است. رحمان پس از دستگيري و انتقال به تهران تحت بازجويي قرار گرفت و از اعمال تبهکارانه اش پرده برداشت. او به اغفال 12 دختر اعتراف کرد و گفت؛ «بخت گشايي از طريق هيپنوتيزم شگرد اصلي من بود و چون مشتريانم دختران جوان و زودباور بودند به راحتي مي توانستم آنها را فريب دهم و چون آنها را به انتشار فيلم غيراخلاقي تهديد مي کردم از من شکايت نمي کردند، ضمن اينکه با سرقت طلا و جواهرات و پول هاي آنان زندگي ام را مي گذراندم.»

بنابر اين گزارش در پي اعترافات رحمان وي راهي بازداشتگاه شد و تحقيقات از او ادامه دارد.
عناوين اين صفحه
زن رمال ، پشت پرده دستبرد مسلحانه به خانه اعياني
قتل راننده مسافرکش براي قاچاق مواد مخدر
جاعلان حرفه يي با مدارک قلابي وام مي گرفتند
اغفال 12 دختر به بهانه بخت گشايي
70 ميليون تومان کلاهبرداري از جويندگان کار
توزيع مواد مخدر در جعبه هاي پيتزا
سرقت خودروهاي مسافربر با تهديد رانندگان
شاگرد راننده چمدان مسافران را خالي مي کرد
زورگيري با تهديد چاقو
شاگرد مغازه سارق از آب درآمد
700 سکه، بهاي اشتباه تلفني
فروش خودروهاي سرقتي توسط جاعل حرفه يي

70 ميليون تومان کلاهبرداري از جويندگان کار
فردي که با تاسيس شرکت کاريابي از جويندگان کار مبلغ 700 ميليون ريال کلاهبرداري کرده بود، دستگير شد. حدود دو ماه پيش چند شکايت مشابه مبني بر کلاهبرداري فردي به بهانه کاريابي براي جويندگان کار به دادسراي ناحيه دو تهران ارجاع شد.يکي از شاکيان به بازپرس پرونده گفت؛ چندي پيش از طريق آگهي هاي يک روزنامه با شرکت کاريابي آشنا شدم و به آنجا رفتم. پس از پر کردن فرم درخواست کار مبلغ 100هزار تومان براي معرفي ام به يک شرکت يا کارخانه پرداختم و پس از مدتي که دوباره به شرکت کاريابي مراجعه کردم متوجه تخليه آنجا و متواري شدن کارکنان آن شدم.ماموران پس از دو ماه توانستند مخفيگاه متهم را شناسايي و وي را که قصد فرار داشت، دستگير کنند.با انتقال متهم به کلانتري وي در بازجويي هايش اظهار کرد؛ با تاسيس شرکت کاريابي از جويندگان کار به مبلغ 70 ميليون تومان کلاهبرداري کرده ام.بنا بر اين گزارش پس از تشکيل پرونده در دادسرا، متهم تا صدور حکم نهايي به دستور مقام قضايي روانه زندان شد.


توزيع مواد مخدر در جعبه هاي پيتزا
جواني که با استفاده از جعبه هاي پيتزا اقدام به توزيع مواد مخدر کراک و شيشه مي کرد، به دام افتاد. ماموران نيروي انتظامي بعد از اينکه از اعمال خلاف شاگرد يک پيتزافروشي در غرب تهران مطلع شدند به آنجا رفتند و از مغازه مقدار زيادي کراک و شيشه کشف کردند.متهم پس از دستگيري اعتراف کرد مواد مخدر را تحت پوشش پيک موتوري در بسته هاي پيتزا به فروش مي رسانده است.


سرقت خودروهاي مسافربر با تهديد رانندگان
دو جوان معتاد که با تهديد چاقو 41 خودرو مسافربر را سرقت کرده بودند روانه زندان شدند. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از دادسراي ناحيه يک تهران ، چندي پيش شخصي ضمن مراجعه به کلانتري عباس آباد از سرقت خودرواش خبر داد و گفت؛ دو جوان را در خيابان بهشتي سوار کردم و آن دو در ازاي پرداخت مبلغ زيادي از من خواستند آنها را به کرج ببرم. وقتي از شهر تهران خارج شديم يکي از جوان ها با تهديد چاقو مرا از خودروام پياده و اتومبيلم را سرقت کرد.با شکايت مالباخته بلافاصله اکيپي ويژه براي بررسي موضوع تشکيل شد و سرانجام ماموران با به دست آوردن سرنخ هايي توانستند رد سارقان را پيدا کنند و آنها را به دام بيندازند.متهمان به نام هاي «شهرام غ» و «عباسعلي م» در بازجويي هاي فني و پليسي به 41 فقره سرقت خودرو اعتراف کردند. همچنين از آنها سه قبضه چاقو و يک قبضه کلت کمري پلاستيکي، سه گرم کراک و يک گرم حشيش کشف و ضبط شد.


شاگرد راننده چمدان مسافران را خالي مي کرد
گروه حوادث؛ راز سرقت هاي سريالي از مسافران يک اتوبوس با به دام افتادن شاگرد راننده خيانتکار برملا شد. به گزارش خبرنگار ما سرقت زنجيره يي از مسافران از مدت ها قبل حساسيت راننده يک اتوبوس بين شهري را برانگيخته بود تا اينکه راننده در آخرين سفري که همراه با شاگردش رسول به اصفهان داشت به دستيار خود مظنون شد. هنگامي که اتوبوس به ترمينال اصفهان رسيد چند نفر از مسافران هنگام تحويل گرفتن چمدان هايشان مدعي شدند برخي اموال شان ناپديد شده است. يکي از اين افراد نزد راننده رفت و گفت 500 کارت شارژ تلفن همراه اعتباري را در يک کارتن گذاشته بود اما فقط تعداد کمي از آنها بين کارتن هاي پاره باقي مانده است. از آنجا که اين اتفاق در سفرهاي ديگر نيز رخ داده بود و از سويي فقط رسول کليد صندوق اتوبوس را در اختيار داشت راننده به وي مشکوک شد و پس از بازگشت به تهران او را به کلانتري برد و به عنوان دزد وسايل مسافران تحويل پليس داد. شاگرد راننده قصد داشت به بهانه هاي مختلف از زير بار اين اتهام فرار کند اما تلاشش بي فايده بود و سرانجام سرقت اموال مسافران را بر عهده گرفت. با توجه به اعتراف رسول وي با تشکيل پرونده يي به شعبه سوم دادسراي ناحيه 11 تهران منتقل شد و هنگامي که در برابر بازپرس زکي پور قرار گرفت علاوه بر پذيرش اتهامش به ارتکاب چندين فقره سرقت از خانه هايي در مناطق مختلف تهران اقرار کرد. او درباره دزدي در اتوبوس گفت؛ وقتي ماشين به راه مي افتاد من به بهانه خوابيدن به محلي که چمدان ها قرار داشت، مي رفتم و در آن هنگام وسايل مسافران را بازرسي مي کردم و اشياي قيمتي آنها را مي ربودم. در مورد آخر گوشه يکي از کارتن ها پاره شده بود و کارت هاي شارژ تلفن همراه داخل آن به خوبي مشخص بود. من هم کارتن را کامل پاره کردم و کارت ها را برداشتم. وي همچنين در مورد ساير اقدامات مجرمانه اش گفت؛ چندي قبل با شکستن در خانه يي واقع در بلوار ابوذر مقداري وسيله منزل از آنجا دزديدم. مدتي قبل نيز خانه يي در منطقه اتابک را هدف سرقت قرار دادم و دو حلقه النگو و يک دستگاه تلويزيون ربودم. در حالي که شواهد نشان مي داد متهم به کراک اعتياد دارد بررسي سوابق وي فاش کرد 11 سابقه کيفري به اتهام سرقت و مصرف مواد مخدر در پرونده اش به ثبت رسيده است. به همين دليل وي به دستور بازپرس زکي پور روانه زندان شد تا تحقيقات بيشتري در مورد ديگر جرائم احتمالي اش انجام شود.


زورگيري با تهديد چاقو
کارآگاهان پليس آگاهي استان فارس موفق شدند فردي را که با تهديد چاقو اقدام به سرقت از مردم مي کرد، شناسايي و دستگير کنند. به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا سرهنگ محمدي رئيس پليس آگاهي استان فارس در تشريح اين خبر گفت؛ چندي پيش شکايتي مبني بر سرقت مسلحانه با استفاده از چاقوي نامتعارف در اختيار کارآگاهان قرار گرفت و شاکي گفت؛ کنار خيابان منتظر تاکسي بودم که اتومبيلي با يک سرنشين برايم ايستاد. پس از اينکه مقصد را به راننده گفتم، با اشاره سرش فهميدم با او هم مسير هستم. براي رسيدن به مقصد دو راه وجود داشت و راننده مسير کمربندي را انتخاب کرد. در ميانه هاي راه به بهانه اينکه براي ماشين مشکلي پيش آمده، متوقف شد. پس از پياده شدن از اتومبيل به سمت من آمد و ناگهان احساس کردم مسافر کناري چاقويي را روي پهلويم گذاشته است. راننده و همدستش پس از تهديد مرا مورد ضرب و جرح قرار دادند و پس از سرقت وسايلم من را به بيرون پرتاب کردند. سرهنگ محمدي ادامه داد؛ کارآگاهان پس از بررسي هاي لازم و تحقيق از شاکي به اطلاعات مهمي دست يافتند و پس از جمع بندي اطلاعات به دست آمده توانستند يکي از سارقان را دستگير کنند. متهم که در ابتدا منکر انجام سرقت مي شد در برابر دلايل ارائه شده و مواجهه حضوري با شاکي به سرقت اعتراف کرد و اکنون تلاش براي دستگيري سارق متواري ادامه دارد.


شاگرد مغازه سارق از آب درآمد
پسر جواني که از اعتماد صاحب کار خود سوءاستفاده و در نبود وي اموال مغازه را سرقت کرده بود به شش ماه حبس محکوم شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از مجتمع قضايي قدس، فردي با مراجعه به اين مجتمع طي شکايتي گفت؛ چندي پيش پسر جواني که در گذشته آشنايي مختصري با وي داشتم براي کار به عنوان فروشنده به من مراجعه کرد و من هم به خاطر آشنايي و اعتمادي که به او داشتم وي را در مغازه خود مشغول به کار کردم.شاکي ادامه داد؛ با اينکه مدت زيادي نبود اين پسر نزد من کار مي کرد ولي در همان زمان کوتاه توانست اعتماد مرا جلب کند و به همين دليل تصميم گرفتم بيشتر کارهاي مغازه را به او بسپارم. از آن به بعد زمان کمتري به مغازه مي رفتم تا اينکه پس از گذشت دو هفته براي رسيدگي به حساب ها به محل کارم مراجعه کردم و متوجه شدم در اين مدت شاگردم پول هاي مغازه را سرقت کرده است.شاگرد اين مرد که در پي شکايت او دستگير و به دادگاه منتقل شده بود نيز جرمش را پذيرفت و در نهايت به تحمل شش ماه حبس محکوم شد.


700 سکه، بهاي اشتباه تلفني
مردي که با اشتباه گرفتن يک شماره تلفن با دختري آشنا شده و با او ازدواج کرده بود در پي شکايت همسرش به دادگاه خانواده رفت.اين مرد که به خاطر مطالبه مهريه توسط همسرش به دادگاه خانواده شماره دو احضار شده بود با طرح دادخواست تقسيط مهريه گفت؛ پنج سال پيش هنگامي که مي خواستم شماره منزل مادرم را بگيرم اشتباهي شماره تلفن خانه پريا را گرفتم و پس از چند دقيقه کوتاه که با هم حرف زديم، احساس کردم به وي علاقه مند شده ام و اين تماس ها آنقدر ادامه يافت تا براي خواستگاري به منزل شان رفتم و با قبول مهريه 700سکه يي زندگي مشترک مان را آغاز کرديم ولي اکنون پس از گذشت پنج سال پريا مهريه اش را به اجرا گذاشته که توان پرداخت آن را ندارم.قاضي شعبه پس از ثبت اظهارات مرد جوان از همسرش خواست توضيحات خود را ارائه دهد. زن جوان گفت؛ شوهرم تاجر است و ملکي به ارزش 400 ميليون تومان در خيابان دولت و سرمايه هاي ديگري دارد و مي تواند مهريه ام را يکجا پرداخت کند.قاضي دادگاه پس از اينکه مرد جوان اموالش را اعلام کرد رسيدگي به پرونده آنان را براي اخذ تصميم به جلسه ديگري موکول کرد.


فروش خودروهاي سرقتي توسط جاعل حرفه يي
يک جاعل سابقه دار با خريد خودروهاي سرقتي و جعل اسناد و پلاک اقدام به فروش آنها مي کرد. چندي پيش شخصي ضمن مراجعه به کلانتري نياوران با طرح شکايتي گفت؛ مدتي قبل از طريق آگهي درج شده در روزنامه براي فروش خودرو پژويي به منزل فروشنده مراجعه و مبلغ 10 ميليون تومان پرداخت کردم و به اين ترتيب مبايعه نامه يي بين من و فروشنده تنظيم شد. ولي پس از مدتي متوجه شدم خودرو سرقتي و اسناد آن جعلي است. وقتي به منزل فروشنده مراجعه کردم، فهميدم خانه اش را تخليه کرده و متواري شده است.ماموران با شنيدن حرف هاي اين مرد ضمن بررسي چند شکايت مشابه و با کمک شاکيان پرونده موفق به شناسايي متهم که فردي سابقه دار بود، شدند و توانستند وي را در مخفيگاهش که گاراژي در جاده ساوه بود، رديابي و دستگير کنند. همچنين پلاک مخدوش، تعدادي کارت خودرو و سند جعلي کشف و ضبط شد.متهم به نام «حامد ش» در بازجويي هاي به عمل آمده اعتراف کرد خودروهاي سرقتي را با قيمت بسيار پايين از سارقان مي خريد و با جعل سند، آنها را مي فروخت. بنا بر اين گزارش اکنون پليس در جست و جوي دزداني است که خودروهاي مسروقه را به حامد مي فروخته اند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام