
الهه موسوي / Elahemousavi87@gmail.com
پس از صدمات جبران ناپذير به پارک ملي گلستان در اثر جاده سازي غيراستاندارد توسط وزارت راه و ترابري، اين بار قديمي ترين پارک بين المللي ايران قرباني سياست هاي غيرعلمي و قوم گرايانه مي شود.
به دنبال ارسال نامه هايي از سوي مسوولان و برخي مديران کل استان خراسان شمالي در مجلس و درخواست جداسازي بخش هايي از پارک ملي گلستان و الصاق آن به خراسان شمالي، فاطمه واعظ جوادي طي ارسال يک نامه از مسوولان محيط زيست گلستان خواست براي حل مشکل پيش آمده، پيشنهادي را ارائه دهند، اين درحالي است که بر اساس علوم زيست محيطي و قواعد نگهداري از مناطق تحت حفاظت، چند بخش کردن و تجزيه و دوگانگي مديريت اين مناطق امري منسوخ شده است. دستور رئيس سازمان حفاظت محيط زيست که در ذيل نامه محمدمهدي شهرياري نماينده مردم شهرستان هاي بجنورد، جاجرم و... و عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس به شماره 922528 و در تاريخ 30/2/88 به ثبت رسيده است، شش روز بعد يعني در تاريخ 5/3/88 خطاب به مديرکل محيط زيست گلستان به اين شرح آمده است؛ «جناب آقاي مهندس علي نژاد، سازوکاري را پيشنهاد بفرماييد که مشکل حل شود وگرنه فکر ديگري کنيم.» اين درحالي است که پيش از اين نيز در سال هاي 76 و 77، يعني در زمان رياست معصومه ابتکار، اين خواسته از سوي مسوولان اين استان مطرح شده، اما به نتيجه نرسيده بود.پس از روي کار آمدن دولت نهم و در اوايل سال 1385 اين خواسته دوباره پيگيري شد. همان وقت واعظ جوادي در نامه يي خطاب به پورمحمدي وزير وقت کشور دولت نهم در رد اين خواسته (واگذاري بخشي از پارک ملي گلستان به خراسان) اين گونه نوشت؛ «سازمان حفاظت محيط زيست در اجراي وظايف قانوني خود مناطق مهم و ارزشمندي از کشور را که از ويژگي هاي خاص طبيعي برخوردار بوده و در موارد منحصر به فرد مي باشد با تصويب شوراي عالي حفاظت محيط زيست تعيين و به صورت يکپارچه و تحت مديريت واحد، حفاظت مي نمايد. با توجه به اينکه انتخاب مناطق فوق الذکر صرفاً بر اساس ارزش ها و معيارهاي زيست محيطي انجام مي گيرد، لذا تقسيمات کشوري و ملاحظات سياسي و اقتصادي عملاً نمي تواند نقش موثري در انتخاب يا حفاظت اين گونه مناطق داشته باشد. به علاوه اصول مديريت و سياست هاي اجرايي اين سازمان ايجاب مي کند که مسووليت اداره مناطق چهارگانه همانند ساير کشورهاي جهان، تحت مديريت يک واحد قرار داشته باشد. کمااينکه بسياري از پارک هاي ملي و مناطق حفاظت شده سازمان در نقاط ديگر کشور که بر اساس ويژگي هاي جغرافيايي در محدوه چند استان قرار دارد داراي همين شرايط بوده و تحت نظارت يک اداره کل قرار دارد.» واعظ جوادي در نامه يي ديگر مجدداً بر مديريت يکپارچه مناطق سازمان انگشت مي گذارد. در نامه يي که خطاب به دکتر شيخ الاسلامي رئيس دفتر وقت احمدي نژاد در تاريخ 25/1/86 به ثبت رسيده، آمده است؛ «در خصوص انتقال پارک ملي گلستان به استان خراسان شمالي، به استحضار مي رساند اين موضوع به شدت تکذيب شده و مديريت يکپارچه پارک هاي ملي در دستور کار اين سازمان قرار دارد که پارک ملي گلستان نيز کمافي السابق به صورت يکپارچه تحت نظر اداره کل استان گلستان مديريت مي شود.»
استدلال طرفداران تجزيه پارک
دلايلي که در نامه جهانبخش استاندار خراسان شمالي خطاب به رئيس سازمان محيط زيست و همچنين در گفت وگوي وي با خبرگزاري فارس براي اين جدايي طلبي ارائه شده به اين شرح است.
1- 43 درصد از مساحت پارک ملي ملي گلستان در حوزه استحفاظي استان خراسان شمالي قرار دارد. 2-علاقه مندي اهالي اين استان به نگهداري اين منطقه و واگذاري بخش هايي از اراضي به محيط زيست و کمک به خاموش کردن آتش سوزي ها 3- عدم توجه واقعي استان گلستان به اين بخش از پارک، خصوصاً موزه ميرزابايلو و عدم پاسخگويي به استعلامات ادارات و مردم خراسان شمالي در اين بخش.در ادامه نامه استاندار خراسان شمالي پيشنهاد انتزاع مساحت 43 درصدي پارک ملي گلستان از اين پارک و همزمان ارتقاي منطقه حفاظت شده «قورخود» با مساحت 47 هزار هکتار که در مرز شرقي قرار گرفته است به نام پارک ملي آلمه يا قرخود، تحت مديريت محيط زيست استان خراسان شمالي.
پاسخ مخالفان
اما مخالفان اين تجزيه، به دور از نگرش قوم گرايي و صرفاً بر اساس نگاه مبتني بر علوم محيط زيستي و روش هاي مديريت مناطق بين المللي، به ادعاي موافقان پاسخ داده اند که به چند بند آن اشاره مي شود. 1- با استناد به چه مدارکي و با کدام رويکرد مدعي هستند 43 درصد از پارک ملي گلستان در خراسان شمالي قرار دارد؟ 2- تکه تکه شدن پارک هاي ملي و مناطق تحت حفاظت، منطبق بر هيچ يک از اصول و مباني نوين پارکداري دنيا نيست. 3- براساس قانون، تقسيمات جغرافيايي هيچ ارتباطي با تقسيم مناطق سازمان حفاظت محيط زيست ندارد. (نمونه اش پارک ملي لار...) 4- در پاسخ به علاقه مندي مردم خراسان شمالي به واگذاري اين بخش و نارضايتي آنها از کيفيت حفاظت پارک، تنها مراجعه به پرونده هاي تخلف شکار و صيد و تعليف غيرمجاز دام در پارک ملي گلستان و بررسي هويت اين متخلفان، نشان دهنده علت اين علاقه مندي است، چرا که بر اساس گزارش هاي رسمي محيط زيست استان گلستان، بسياري از اين شکارچيان بي جواز و متخلف و... ساکن در خراسان شمالي هستند. 5- درباره زمين هاي واگذار شده نيز بايد گفت تمامي عرصه ها از مالکين به قيمت کارشناسي- گاهي براي چند مرتبه- از سوي سازمان محيط زيست خريداري شده است که برخي با راي دادگستري نيز حاضر به واگذاري نيستند. 6- نکته ديگري که به عنوان دستاويزي براي قطعه قطعه کردن پارک ملي گلستان مورد استناد درخواست کنندگان است بحث عدم رضايت دستگاه هاي اجرايي خراسان شمالي است. طبق بررسي ها و گزارش هاي اداره کل حفاظت محيط زيست استان گلستان، از فروردين 1387تاکنون (13/2/1388) 75 استعلام و درخواست از استان شمالي به اين اداره کل (گلستان) ارسال شده است که 90 درصد آن درخواست استفاده از مهمانسراها و تفرجگاه ها و بازديد از منطقه بوده است که در کوتاه ترين زمان ممکن، مراتب موافقت اعلام شده و موارد مورد استناد استاندار خراسان شمالي، مربوط به استقرار دکل هاي مخابراتي و... است که پاسخگويي به موارد مذکور، خارج از حوزه اختيارات اين اداره کل بوده و تصميم گيري در خصوص موارد اينچنيني در شوراي ساماندهي و در سطح سازمان بوده که باعث تاخير در ارسال پاسخ شده است. حال اين پرسش مطرح است که آيا محيط زيست و استانداري خراسان شمالي از اختيارات فراقانوني در سازمان حفاظت محيط زيست برخوردارند که از همکاران و همتايان خود در استان گلستان، انتظار اعمال خلاف قانون دارند؟، 7- موضوع توجه به تفرجگاه ها و موزه هاي پارک ملي گلستان نکته قابل تاملي است. بر اساس مطالعات انجام شده در طرح جامع پارک هاي ملي، نمي توان بيش از تحمل و ظرفيت برد تعيين شده براي عرصه، در زون تفرج متمرکز و گسترده به آن فشار آورد، زيرا باعث بروز مشکلات و معضلاتي مي شود که به طور مستقيم، بر ديگر زون ها اثر گذاشته و باعث برهم خوردن نظم اکولوژيک زيستگاه ها خواهد شد که اين مهم، باعث کاهش، حذف و تغيير پراکنش گونه هاي جانوري موجود در منطقه خواهد شد. در اينجا به نظر مي رسد مسوولان اجرايي محترم خراسان شمالي مديريت بر پارک هاي ملي را با مديريت بر پارک هاي جنگلي اشتباه گرفته اند.8- در خصوص نمايشگاه هاي موزه تاريخ طبيعي مورد نظر نيز قابل ذکر است اين اداره کل بيش از اعتبارات تخصيص يافته سازماني براي نمايشگاه هاي مذکور هزينه کرده است و تغييرات و تکميل و تقويت نمايشگاه مورد نظر بر اساس مطالعات جامع، از اعتبارات ملي ميسر خواهد بود که مساعدت بيشتر معاونت محيط طبيعي و تنوع زيستي را مي طلبد. 9- هدف و فلسفه اعلام منطقه قورخود به عنوان منطقه حفاظت شده از ابتدا اين گونه بوده است که نقش سپر حفاظتي و ضربه گير را براي پارک ملي و ذخيره گاه زيست کره گلستان ايفا کند. با اين رويکرد بارها اين منطقه به پارک ملي گلستان متصل و از آن منفک شد که آخرين بار بر اساس صورتجلسه هاي موجود در سال 1365، با دستور سازماني تغيير و تحولات صورتجلسه شد که نکته حائز اهميت، شمارش و تحويل 400 راس آهو در منطقه است - که خود شاخص بسيار مهمي از شرايط زيستگاهي منطقه است. اين موضوع بايد مسوولان محترم در استان خراسان شمالي را وادار به ارائه برنامه جهت جلوگيري از تنزل درجه حفاظتي کند. هر گاه پس از بررسي، منطقه داراي شرايط احراز مجدد يکي از مناطق چهارگانه تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست باشد، مي توان با اجراي پروژه هاي پژوهشي، شرايط ارتقاي سطح آن را به پارک کلي مهيا و سپس راجع به آن اقدام کرد. زيرا کاشت نهال و گياهان بوته يي در مناطق حفاظت شده از سوي دستگاه هاي ديگر براي جلب توريست که با سعي و تلاش محيط بانان پارک ملي گلستان متوقف شده و ايجاد چفت و نگهداري دام در منطقه مذکور که تحت مديريت استان سرسبز خراسان شمالي قرار دارد با هيچ يک از قوانين و مقررات حفاظت و بهسازي محيط زيست همخواني ندارد. 10- نکته مهم ديگري که بايد بر آن تاکيد مضاعف شود اين است که «پارک ملي گلستان» داراي دو عنوان ملي و بين المللي است. در سطح ملي به عنوان پارک ملي و در جهان به عنوان «ذخيره گاه زيست کره» که همه اين عناوين ناشي از تنوع، تراکم، يکپارچگي و تنوع زيستي غني آن است که همواره به عنوان الگويي براي ساير پارک هاي ملي مورد توجه بوده است. مشخصات ذخيره گاهي گلستان در فهرست برنامه شماره 8 انسان و کره مسکون بر اساس طبقه بندي عبارت است از؛ «نام منطقه؛ ذخيره گاه زيست کره گلستان»، «اقليم حياتي؛ پالئارکتيک»، «تيپ بيوم؛ مختلط کوهستاني - جنگل هاي معتدله باراني»، «کد جهاني؛
12 - 24 - 2» که هرگونه تغيير در وضعيت پارک ملي مي تواند باعث کاهش اهميت جهاني آن شود.
ادامه در صفحه 14