شنبه، 13 تير 1388 - شماره 1992
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
گفت وگو با احسان شريعتي به بهانه برگزار نشدن مراسم سالگرد پدرش
زمانه شريعتي پسر سخت تر است

در تفکر شريعتي تضاد بين دين و دموکراسي حل شده است.حاکميت دين حقيقي در نظر او تنها در حکومت مردم ( مردم

سالاري،جمهوريت)مي تواند تحقق پذيرد تنها مردم اند که نمايندگان خدا هستند

اعتماد،ثمينا رستگاري؛ در اين روزهايي که اميد و نااميدي با هم توام اند، در اين لحظاتي که ما در حال تجربه متناقض ترين احساسات بشري هستيم، در اين عميق ترين لحظه هاي تاريخ که ما ايستاده ايم نشستن و گفت وگو درباره گذشته شايد بي معني باشد اما اگر آن گذشته تنها چاره ما براي سخن گفتن درباره امروز باشد از آن گريزي نيست. برگزار نشدن مراسم سالگرد شريعتي بهانه ما براي گفت وگو با احسان است که اين روزها وجودش پر از اميد است.

---

-امسال همايشي براي بزرگداشت شريعتي برگزار نشد. آيا به دليل پيش بيني عدم امنيت سالن چنين تصميمي گرفتيد يا فکر مي کرديد حرف زدن درباره شريعتي در چنين فضايي موضوعيت ندارد؟

امسال قرار بود سي ودومين سالگرد دکتر درباره «نوگرايي و بنيادگرايي» در حسينيه ارشاد برگزار شود، من هم يکي از سخنران ها بودم و موضوع صحبتم تداوم راه شريعتي پس از او بود و طرح اين پرسش که چرا اين «تداوم» به صورت مطلوب عملي نشد يا چرا پروژه شريعتي که تداوم يک طرح پس از سيدجمال و اقبال بود، تحقق نيافت؟ و پاسخ آنکه خلاف تصور رايج، هرچند به ظاهر تداوم گراني در قد و قامت شريعتي در طرح اصلاحگري و پروژه دين پيرايي (رفرماسيون) ظهور نکردند، اما نسلي از روشنفکران و تلاشگران با بذل جان و جواني خويش در اين راه گام نهادند و امروزه طيفي از کادرهاي ارجمند تداوم گر راه شريعتي در جامعه حضور دارند. و اين رسالت مهم را ديگر نبايد فقط در چهره هاي منفرد جست وجو کرد. و نيز اينکه شريعتي به عنوان يک چهره فرهنگي که ادبياتش در انقلاب ايران منتشر و شناخته شده، به عنوان «راه» يا «خط مشي» اجتماعي هنوز درست شناخته نشده است. خود ما که شريعتي را به عنوان يک راه مي فهميديم و تعقيب مي کرديم به شرايط انقلاب 57 برخورديم و اين شرايط و حوادث بعد از آن جوي را به وجود آورد که مانع تداوم اين راه شد و اتفاقاً چون مشابه شرايط امروز است روي همين نکته مي توان ايستاد و لختي درنگ کرد. در همين چند هفته ديديم چگونه در جو پسا- انتخاباتي پيش آمده بزرگداشت مرسوم هرساله شريعتي معلق و معوق شد،و اين شرايط خود، مورد و موقع مناسبي براي طرح اين پرسش است که تداوم راه شريعتي يا طرح نوانديشي مذهبي و ملي ما با چه محدوديت ها و موانع بيروني روبه رو بوده است. همچنين بسياري از مضامين فکري شريعتي را هم از نظر محتوايي و هم به لحاظ شرايط واقعي مادي، مي توان در همين صحنه آزمود.اگر طرح مورد نظر شريعتي را به عنوان يک پروژه اجتماعي- فرهنگي يعني همان نوزايي تمدني و دين- پيرايي تاريخي (رنسانس و رفرماسيون) در نظر بگيريم، در برابر او پروژه ديگري پس از انقلاب قوت گرفت که هرچند هنوز اسم مناسب خودي را پيدا نکرده، در غرب آن را نوعي بنيادگرايي مي خوانند. در دوره انقلاب پديده يي به وجود آمد که پيش از آن حتي مي توان گفت در آثار خود شريعتي هم به صورت موجود غايب بود. در آثار دکتر «تشيع صفوي» مشخصاتي دارد که با اسلام طالباني و اسلام تحجر نوظهور صددرصد همخوان نيست. تشيع صفوي نوعي تشيع سازش و انفعال بود که به دليل مناسباتش با سلطنت پس از صفويه تا قاجار، مورد نقد شريعتي قرار گرفته بود. ولي پس از انقلاب جرياني به وجود آمد که بخش هايي از ادبيات اسلام انقلابي را هم به کار مي برد و ترکيبي از گرايشات مختلف مي نمود که از ادبيات همه گرايشات فکري استفاده مي کرد و همه را کنار مي گذاشت. اين پديده بدين نحو در آثار شريعتي پيش بيني نشده بود. او از اسلام انقلابي در برابر خلافت هاي اسلامي سخن مي گفت. در نتيجه اگر ادبيات شريعتي در برآمدن انقلاب موثر بود، در خروجي نظام برآمده از آن خيزش به حاشيه رانده شد. به تعبير برخي از انديشمندان نظام، انديشه آن معلم بيشتر به درد «تخريب» مي خورد تا «تاسيس»،پس مساله نخست رشد تفکري رقيب در برابر نوانديشي ديني بود. سپس حوادث و شرايط سياسي بود که مانع از اين مي شد که پيروان راه شريعتي بتوانند راه فرهنگي عميق و بلندمدت خود را در جامعه پي گيرند و تبعات چنين شرايط نامساعد بيروني بر ايشان تحميل مي شد.

-شما به عنوان پوينده راه پدر چگونه (و در کدام نکات) استقلال راي و فاصله انتقادي خود را نسبت به افکار پدرتان حفظ کرديد؟

شريعتي از همان آغاز براي من و ما يک معلم و آموزگار يک روش بود. او به ما مي آموخت در نقد و بررسي آراي او، شاگرد او باشيم. بنابراين هميشه شاگردانش در بحث و جدل با او، از او مي آموخته اند. يعني در عين اينکه سخت به او علاقه مند بودند اما هيچ گاه مريد کور او نشدند. پس مهم تر از نظريات و تزها روش شناسي انديشه هاي او بود که شامل شيوه هايي پويا و متغير و متناسب و متعامل با زمينه و زمانه بود. مهم تر از انديشه و روش، سنخ شناسي يا تيپولوژي موفقي بود که او به لحاظ وجودي از خود ارائه مي داد. در تاريخ روشنفکري ما تيپ هاي چندساحتي همگوني که هم ملي- مردمي بوده باشند و هم مذهبي- اصلاحگر، هم آزاديخواه و هم عدالت طلب، هم اهل تفکر و پژوهش، هم اهل معنويت و عرفان، هم متعهد سياسي- اجتماعي که به عنوان يک «منش» مرجع و رفرانس محسوب شوند، نادر بوده اند. اگر شريعتي جايي به لحاظ اخلاق فردي يا اجتماعي خراب مي کرد، ديگر شريعتي نبود. پس او به رغم هر ضعف ذهني و روش متصوري، به دليل همين منش، شريعتي شد، يعني نقاط ضعف محتمل ذيل نقاط قوت قرار مي گرفتند و نه بالعکس.در حوزه نظر، خود من مثلاً در بحث «امت و امامت» نسبت به کم توجهي به اصل «تناوب» انتقاد داشتم. يا از اين تاکيد او در برخي متون بر «اسلامي که تولدي نو مي يابد»، مي پرسيدم منظور از کليتي ذاتي به نام «اسلام» کدام اسلام بود؟ امروز مي دانيم ما يک اسلام نداريم، بلکه به تعداد مسلمان ها در جهان، جهان هاي گوناگوني از «اسلام ها» داريم. و گاه فاصله اين اسلام ها مشمول همان اصل «مذهب عليه مذهب» مي شود. اسلام نوانديشيده يا طالباني؟

-اما به نظر مي رسد برخي از طرفداران شريعتي در يک شريعتي تاريخي متوقف شده اند و از شريعتي دهه 50 با آن شرايط ويژه تاريخي زاويه نگرفته باشند و هنوز همان بحث ها را در جامعه يي طرح مي کنند که 30 سال حرکت کرده است. در بسياري از مواقع هم در هيئت وکيل مدافع هاي شريعتي ظاهر مي شوند و در مقابل اتهاماتي که به شريعتي وارد مي شود باز با همان زبان دفاع مي کنند.

اکثريت پويندگان اين مسير از روز نخست مي دانسته اند «وفا» به آموزه هاي اساسي آن معلم، نه تکرار و تقليد و تعصب اقوال، که تحول و تکامل و تعالي تعاليم و احوال اوست. پس با نوآوري و راهيابي درست و درک نيازها و مقتضيات جديد، بايد نوآفريني کرد و سخن نو آورد. البته هميشه در همه «ملل و نحل» برخي از پيروان هم درجا مي زده اند و دچار تصلب مي شده اند.

-پس براي مبتلا نشدن به اين ويژگي اين بحث را مطرح مي کنم که شريعتي با يک ديکتاتوري عريان مواجه بود. زبان و ادبيات و اهرم اعتراض شريعتي در اين دوره چقدر کاربرد دارد؟

در تفکر شريعتي تضاد بين دين و دموکراسي حل شده است. حاکميت دين حقيقي در نظر او تنها در حکومت مردم (مردمسالاري، جمهوريت) مي تواند تحقق پذيرد. تنها مردم اند که نمايندگان خدا (پيشوايان زمان و وارثان زمين) هستند. به اعتقاد او در حوزه اجتماعي هر جا سخن از معامله با «الله» است، مي توانيم کلمه «ناس» را جايگزين کنيم. در تفکر او حکومتي ديني تر است که دموکراتيک تر است. در همه جوامع تاکنوني همواره نهادها و اقشاري وجود داشته اند که خود را سايه يا نماد خدا و متخصص و متولي متون و منابع مقدس دانسته و منافع و سيادت خود را با نفس دين اشتباه گرفته اند. شريعتي در مورد «تئوکراسي» نظر روشني دارد و همواره تصريح کرده «حکومت ديني» به معناي حکومت طبقه يي خاص، نظام ديني مدنظر اسلام يا حکومت مردمي تراز توحيد نيست.اما در مورد دموکراسي هاي متعارف و رايج، اگر شريعتي از «ليبراليسم» انتقاد کرده (نظريه «امت و امامت» در اواخر دهه 40 که در اوايل دهه 50 در «بازگشت به کدام خويش» تصحيح و تکامل يافت، مبني بر اينکه چگونه مي توانيم در شرايط «جهان سوم» به دموکراسي واقعي يا دموکراسي «راي ها» در برابر«راس ها» برسيم)، در دفاع از اصل آزادي همه جانبه و بلاقيد و شرط و در راستاي حاکميت اصيل و بلاواسطه مردم بر مردم بود. توصيه معروف دکتر را به ياد داريم که «در جامعه يي که فقط دولت حق حرف زدن داشته باشد، هيچ حرفي را باور نکنيد،»او با طرح پيش شرط هاي لازم در اين راستا، مي کوشيد نقش روشنفکران را روشن کند. در چنين جوامعي به نظر او و به عنوان يک آزاديخواه ملي- مردمي فعال، روشنفکران بيش از طرح صوري شعارهاي ليبرال، بايد انتقال «آگاهي هاي دموکراتيک» به جامعه را وجهه همت خود سازند. جمله معروف که «اگر نمي خواهي به هيچ ديکتاتوري دچار شوي بخوان و بخوان» در همين راستا فهميده مي شود.معمولاً اقتدارگرايان گوناگون از دموکراسي تنها قاعده راي گيري عمومي و اکثريت سالاري (پنجاه به علاوه يک) را گرفته اند. حال آنکه دموکراسي بيشتر احترام به حقوق «اقليت» است. اگر اقليت از اکثريت تبعيت مي کند، از آن روست که اکثريت متقابلاً حقوق اقليت را رعايت مي کند چرا که هر اقليتي روزي بدل به اکثريت مي شود. نفس «تناوب» و «دور» است که دموکراسي را مي سازد. تمرين همين تناوب خود «آگاهي بخش» است. مشکل تز «دموکراسي متعهد و مهتدي» اين بود که نمي توان دموکراسي را تعليق کرد تا مردم آگاه شوند. بلکه تمرين دموکراسي خود به آگاهي مردم کمک مي کند.جامعه يي مي تواند به راستي «راي» دهد که از ميزان معيني از آگاهي نسبت به دموکراسي و حاکميت مردم برخوردار باشد، وگرنه راي او به راس تبديل و خريده و خورده مي شود.دموکراسي به وجود روشنفکري نياز دارد که وظايفي بيش از انجام مراسم و شعائر برعهده گيرد. در همين حوادث اخير مي بينيم اين تصور حاکم شده که دموکراسي يعني اکثريت آرا و به نام آن مي توان حقوق اقليت را ناديده انگاشت و وجود و حضورش را تحمل نکرد.

-شما در شرايط امروز ايران ردپايي از آگاهي بخشي روشنفکر به جامعه آن گونه که در آثار دکتر آمده مي بينيد؟

وظيفه روشنفکران ارتقاي خودآگاهي جامعه نسبت به معيارها و مفاهيم است. روشنفکران همواره افق ها و چشم اندازهاي فکري و فرهنگي همه حرکت هاي اجتماعي را ترسيم کرده و مي کنند و در اين زمينه هم تاکنون موفق بوده اند. امروز ديگر آرا و آرمان هاي متفکران و روشنگران از دنياي ذهن بيرون رفته و در عرصه عمل و کنش اجتماعي به آزمون گذاشته و متبلور شده است. فرد و جامعه خودآگاه، آزاد و برابر ديگر تنها يک آرمان نيست بلکه به شکل برنامه عمل مطالباتي در جنبش مدني جاري تعين يافته است. هرچند در موارد حاشيه يي، برخي از روشنفکران نشان دادند در شناخت موقعيت اجتماعي- سياسي ناتوان و حتي گاه پرت- انگارند. و مثلاً پس از انتخابات اخير، ضعف بعضي از اين گونه تحليل ها آشکار شد و اگر آنها را دوباره بخوانيم مي توانيم بفهميم کدام ها «آدرس هاي عوضي» داده اند.عوضي گرفتن موقعيت ها و جبهه هاي دوست و دشمن يا طرح دغدغه هاي کوچک خودمحورانه ذهني توسط برخي از اين بزرگان ضعف بخشي از روشنفکران را به عنوان «مرجع» اجتماعي- اخلاقي به نمايش مي گذارد.

-آيا بايد شريعتي باشي که اين مرجعيت فکري را داشته باشي يا اينکه اصلاً زمان شريعتي بودن سپري شده است؟

نقش شريعتي، اگر در انقلاب نقش ايفا کرده باشد، ارائه «چشم اندازهاي نو» براي جامعه بود. او به نسل ما نشان داد چگونه مي توانيم نظام و جهان ديگري را بخواهيم و بسازيم و چرا آن وضع شايسته ما نبود. پس اعتراض به وضع موجود را به بديلي عقيدتي و اجتماعي ارتقا بخشيد.

شريعتي و مجموع روشنفکران در آن زمان شرايط ذهني يا امکان ايجاد نظامي جايگزين را در ذهن مردم مهيا کردند. اما اين طور نبود که الزاماً در صحنه عمل سياسي نقش تعيين کننده داشته باشد. تفکر، فرهنگ و ادبيات و خاطره او موثر بود. تازه همان هم درست شناخته نشده بود، چون نظام فکري او نتوانسته بود توده يي شود و پيشقراولاني يابد که اجرايش کنند.

-شما وضعيت فعلي را چگونه صورت بندي مي کنيد؟

ما شاگردان شريعتي اصولاً به حوادث و تحولات کنوني از زاويه ديد مصالح ملي و عالي مردم مي نگريم نه از موضع تضادهاي دروني نظام و جناح بندي هاي حاکميت.درجه رشد تاريخي جامعه مدني ايران و انتظارات مردم و جوانان فراتر از سطح پاسخ هايي است که تاکنون از سوي مسوولان به شکل رسمي ارائه شده است. براي نمونه، در جريان انتخابات اخير، حضور ميليوني جاري نشانگر جنبش اجتماعي بي سابقه يي پس از انقلاب بود که هم به ترس و انفعال و بي تفاوتي عمومي «نه» گفت و هم به خشونت و جنگ داخلي و راديکاليسم کور. حفظ همين روحيه مثبت و حضور قوي و آرام و ساکت و همسو و گسترده، اميد به توفيق مردمسالاري و جمهوريت و حقوق و آزادي هاي بشر و شهروند را زنده نگاه مي دارد. از اين پس اين اراده معطوف به زندگي توسط مردم تقدير را ناگزير و ناگريز از اجابت خواهد ساخت.

-اگر مبداء بحث را ديدگاه شريعتي درباره استعمار و امپرياليسم قرار دهيم، موضع گيري کشورهاي ديگر را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

غربي ها طبعاً از منظر بيروني به مسائل ايران نگاه مي کنند. و البته هر نظري هم که ابراز کنند، مورد سوءظن قرار مي گيرند. چه سکوت کنند، چه اظهارنظر، گفته خواهد شد که غرض دارند. اما ديدگاه و انتظار ما بايد از سپهرهاي متفاوت غرب روشن باشد. واقعيت اين است که موقع و مقام «افکار عمومي» مردم را در غرب بايد از سياست دولت ها جدا دانست. قدرت ها بنا به طبع و ماهيت، دلمشغول طرح افکني هاي استراتژيکي- تاکتيکي، سياسي- نظامي و محاسبه مطامع و منافع اقتصادي خويش اند. «عرصه عمومي» اما در غرب به ارزش ها و موازيني باور دارد که او را به حمايت و همبستگي با کليه جنبش هاي مدني و حقوق بشري در همه جهان فرا مي خواند. پس جامعه مدني مستقل از دولت ها، حتي در برابر آنها گاه به شدت مقاومت مي کند. نمونه جنبش هاي صلح عليه جنگ افروزي هاي نومحافظه کاران.

-زمانه شريعتي پدر سخت تر بوده يا زمانه شريعتي پسر؟

مسلماً زمانه ما. به اين دليل ساده که در زمان شريعتي جبهه ها روشن بود؛ و دوست و دشمن مشخص. اما امروزه گفته مي شود دوستان، دشمن شده اند يا دشمنان همان دوستان سابق اند، خلاصه از پيروزي انقلاب تا کنون، مرزها کمي مغشوش شد و جامعه ما که چندي در فضاي «شبهه» يا توهم ارزشي قهقرايي به سر مي برد، بار ديگر در معرض «فتنه» يا خطر واپس گرايي و نزاع خانگي قرار گرفته؛ پس در اين شرايط و در زمان ما، اجتهاد و سمت يابي درست دشوارتر و بسا بغرنج تر از زمانه شريعتي است.

27 کشور اروپايي پيشنهاد انگليس درباره ايران را بررسي کردند
تنش در روابط تهران ـ لندن به اتحاديه اروپا رسيد

در نماز جمعه تهران با تاکيد بر گرفته شدن اعتراف از دستگير شدگان

جنتي خواستار محاکمه کارمندان ايراني سفارت بريتانيا شد



گروه سياسي؛ 27 کشور اروپايي روز پنجشنبه نشستي فوق العاده تشکيل دادند تا در آن پيشنهاد بريتانيا درخصوص ايران را بررسي کنند. کاهش سطح روابط ديپلماتيک با ايران و احضار سفراي کشورهاي عضو اتحاديه اروپا از تهران پيشنهادي بود که دولت انگليس در پي بازداشت کارمندان بومي سفارت اين کشور در تهران به همتايان اروپايي اش ارائه داد. اين نشست روز پنجشنبه با اين محوريت برگزار و در نهايت اعلام شد تصميم اتحاديه درخصوص فراخواندن سفرايشان در صورتي که ايران کارمندان سفارت انگليس را آزاد نکرده باشد، امروز (شنبه) اعلام خواهد شد. در همين حال پيشنهاد ديگري نيز در اتحاديه اروپا مورد بررسي قرار گرفت؛ پيشنهادي که شامل ممنوعيت ورود مقام هاي ايراني به کشورهاي اروپايي است که بر مبناي آن صدور رواديد براي مقامات ايران ممنوع خواهد شد. اين پيشنهاد را نيز ديپلمات هاي بلندپايه کشورهاي عضو اتحاديه اروپا در همان نشست پنجشنبه در استکهلم ارائه دادند. در واقع نمايندگان کشورهاي عضو اتحاديه اروپا پيشنهادهاي مختلفي را درباره نحوه برخورد با ايران مطرح کردند و تصميم نهايي قرار است امروز اعلام شود.از سوي ديگر روز گذشته پس از اظهارنظر دبير شوراي نگهبان در خطبه هاي نماز جمعه تهران مبني بر محاکمه کارمندان بازداشت شده سفارت انگليس در تهران، وزارت خارجه اين کشور در بيانيه يي خواستار توضيحات بيشتر مقامات ايراني در اين خصوص شد و نسبت به بيان چنين سخناني ابراز نگراني کرد.در همين حال به گزارش فايننشال تايمز به گفته يک مقام آگاه اروپايي، کشورهاي اروپايي روز گذشته بر سر اين موضوع که سفراي ايران در کشورهاي اروپايي را در اعتراض به بازداشت کارمندان سفارت انگليس در تهران فرابخوانند، به توافق رسيدند.به گفته اين مقام آگاه فراخواني سفراي ايراني براي ارسال پيام به تهران است.هفته گذشته 9 تن از کارمندان ايراني سفارت انگليس در ايران بازداشت شدند که تاکنون هشت نفر آنان آزاد شده اند.اما به گفته ديپلمات هاي اروپايي در ميان پيشنهادهايي که در نشست استکهلم ارائه شد، پيشنهاد بريتانيا شانس زيادي براي جلب نظر تمام اعضاي اتحاديه اروپا ندارد چرا که بسياري از کشورهاي اروپايي معتقدند چنين اقداماتي تنها به حادتر شدن روابط سياسي ميان ايران و اروپا خواهد انجاميد و در مرحله نخست گام درستي نيست. آنها مي گويند در صورتي که ايران از ورود مجدد سفيران اتحاديه اروپا به تهران جلوگيري کند شرايط فقط وخيم تر خواهد شد.در همين ارتباط خبرگزاري فرانسه گزارش داد اتحاديه اروپا مايل نيست سفيران خود را از تهران فرا بخواند ولي آنها اميدوارند ايران هرچه زودتر تمام کارمندان سفارت بريتانيا را آزاد کند.در همين باره، ايرنا بوسيچ سخنگوي وزير امور خارجه سوئد اظهار اميدواري کرده است نيازي به تعليق مناسبات ديپلماتيک بين اتحاديه اروپا و تهران نباشد.وي گفت؛ ما علاقه منديم روابط خود را با ايران حفظ کنيم و انتظار مي رود به رغم بروز مساله کارمندان سفارت بريتانيا، تماس هاي بيشتري با تهران داشته باشيم.بوسيچ افزود؛ ما گام به گام پيش مي رويم و منتظر پاسخ ايراني ها مي مانيم.

وي در ادامه تصريح کرد؛ چنانچه پاسخي از ايران دريافت نکنيم ما آماده اقدام هستيم. روزنامه تايمز هم از اختلاف نظر جدي اعضاي اتحاديه اروپا درباره ايران خبر داد و نوشت؛ مخالفت آلمان و ايتاليا با پيشنهاد انگليس اختلاف نظر شديدي ميان اعضاي اتحاديه اروپا در مورد نحوه تعامل با ايران به وجود آورده است به طوري که انگليس و برخي از اعضا در يک سوي ميدان و رياست فعلي اتحاديه در سوي ديگر قرار گرفته اند. به گزارش مهر به نقل از اين روزنامه، انگليس خواهان خروج تمامي سفراي کشورهاي اروپايي حاضر در تهران است اما آلمان و ايتاليا با اين اقدام مخالف هستند. در اين ميان جمهوري چک نيز از نظر انگليس حمايت کرده و خواهان خروج يکباره سفراي اروپايي از ايران است تا از اين طريق با آزادي کارمندان محلي بازداشت شده سفارت بريتانيا موافقت کند. اما سوئد که از روز چهارشنبه رياست دوره يي اتحاديه اروپا را دردست گرفته مخالف ديدگاه انگليس بوده و معتقد است افزايش فشار بر ايران بايد به صورت مرحله به مرحله باشد. در همين رابطه «کارل بيدلت» وزير امور خارجه سوئد اعلام کرد؛ اتحاديه اروپا از ايران خواسته تمامي کارکنان سفارت انگليس را که در بازداشت به سر مي برند، آزاد کند و ما همچنان منتظر پاسخ تهران در اين رابطه هستيم و هم اکنون براي اتخاذ اين تصميم که بايد تمام سفراي خود را از ايران خارج کنيم، زود است. بيدلت اين سخنان را پس از پايان روز اول نشست دوروزه وزيران امور خارجه عضو اتحاديه اروپا در استکهلم ايراد کرد و در ادامه گفت؛ توپ هم اکنون در زمين ايران است. هرچند ما خواهان روابط خوب با تهران هستيم اما اتحاديه اروپا مي تواند تصميمات سخت تري عليه ايران اتخاذ کند.

تصميم گيري درباره حضور در مراسم تحليف

روزنامه گاردين نيز با اشاره به اختلاف نظر فوق نوشت؛ گروهي از اروپايي ها مي گويند سفارتخانه هاي آنها در تهران کوچک است و اگر سفيرشان را فرا بخوانند، ديگر فردي در تهران باقي نمي ماند تا از منافع و حقوق شهروندان شان دفاع کند. به گزارش ايرنا اين روزنامه انگليسي مي افزايد؛ گروه ديگر بر اين باورند که اگر تمام سفراي خود را فرا بخوانند، اين فشار ديپلماتيک آنان نتيجه معکوس خواهد داشت و اين ايده را که وقايع انتخاباتي اخير در ايران مساله يي ميان اين کشور و خارجي ها است و نه يک موضوع داخلي تقويت مي کند. گاردين مي نويسد؛ ديپلمات هاي اروپايي در جلسه دوروزه خود در استکهلم همچنين بايد تصميم خود را درباره شرکت در مراسم تحليف و معارفه محمود احمدي نژاد بگيرند. اين روزنامه انگليسي با اشاره به مذاکرات هسته يي ايران با گروه 1«5 و بروز دودستگي ميان آنها در مقابل ايران افزود؛ اين گروه در بلندمدت بايد بر سر اتخاذ يک رويکرد مشترک در مقابل ايران به توافق برسد. به گزارش گاردين، وزيران خارجه کشورهاي گروه 1«5 متشکل از امريکا، انگليس، فرانسه، روسيه، چين و آلمان قرار است در حاشيه اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد در ماه سپتامبر (شهريور) ديدار کنند تا گزينه هاي پيش روي اين گروه را مورد بحث و بررسي قرار دهند. از سوي ديگر قرار است موضوع ايران يکي از محورهاي مذاکرات سران گروه هشت کشور صنعتي جهان باشد. در همين زمينه آنگلا مرکل صدراعظم آلمان، روز پنجشنبه ابراز اميدواري کرد نشست استکهلم «پيام همبستگي محکمي» در حمايت از مردم ايران بفرستد. «آنگلا مرکل» صدر اعظم آلمان معتقد است اتحاديه اروپا بايد به صورت متحد در برابر ايران ظاهر شود و گمان مي کند نشست سران جي هشت که اين هفته در ايتاليا برگزار مي شود پاسخ متحدي را به تهران ارسال خواهد کرد. اين در حالي است که روز پنجشنبه «فرانکو فراتيني» وزير امور خارجه ايتاليا اعلام کرده بود گروه هشت هيچ برنامه يي براي اعمال تحريم عليه ايران درآينده نزديک در دستور کار ندارد. به گفته فراتيني گروه هشت بر اساس گفته باراک اوباما رئيس جمهوري امريکا درصدد است تا پايان سال به ايران فرصت دهد. وزير امور خارجه ايتاليا اظهار کرد؛ ايران بايد تا آخر سال جاري ميلادي نشان دهد براي گفت وگو جدي است. وي خاطرنشان کرد؛ اگر اوباما تا ماه دسامبر دست خود را به سوي ايران دراز مي کند من فکر نمي کنم ما بتوانيم قبل از اين تاريخ دست خود را پس بکشيم.

در همين حال قرار است باراک اوباما رئيس جمهوري اتحاديه اروپا در سفرش به مسکو با همتاي روسي خود درباره مساله ايران گفت وگو کند. يک مقام عالي رتبه امريکايي با بيان اين خبر افزود؛ هم در روسيه و هم در ايتاليا که اجلاس گروه هشت در آن برگزار خواهد شد، موضوع ايران در محوريت دستور کار اوباما قرار خواهد داشت. در همين حال سخنگوي وزارت خارجه روسيه اعلام کرد مسکو مخالف اعمال تحريم عليه ايران به خاطر برخي ناآرامي هاي داخلي اخير که پس از انتخابات رياست جمهوري به وجود آمده، است. به گزارش ايسنا، آندري نسترنکو سخنگوي وزارت خارجه روسيه روز پنجشنبه در يک کنفرانس مطبوعاتي هفتگي گفت؛ ما معتقديم اعمال تحريم عليه ايران به خاطر مشکلات داخلي سياسي اش غيرقانوني بوده و تاثيرات معکوس خواهد داشت. به گزارش خبرگزاري شينهوا، وي افزود؛ چنين اقدامي موجب به وجود آمدن اتفاقات نامطلوبي در اين کشور و منطقه خواهد شد و هر گونه مناقشه يي بايد از طريق ابزار قانوني حل شود. در همين حال همزمان با احتمال تصميم گيري اتحاديه اروپا درباره کاهش روابط ديپلماتيک با ايران و در پيش بودن نشست گروه هشت در آکيلاي ايتاليا با محوريت بررسي حوادث ايران، باراک اوباما رئيس جمهوري امريکا روز پنجشنبه در مصاحبه اختصاصي با خبرگزاري آسوشيتدپرس بر اين امر که جامعه بين الملل بايد از دستيابي ايران به سلاح هسته يي جلوگيري کند، تاکيد کرد. به گزارش بي بي سي باراک اوباما با بيان اينکه مهم ترين نگراني او اين نيست که يک ايران هسته يي در آينده بتواند امريکا و متحدان اين کشور مانند اسرائيل يا کشورهاي همسايه خود را تهديد کند، گفت؛ آغاز رقابت هسته يي در منطقه خاورميانه در پي تبديل ايران به يک قدرت هسته يي، مهم ترين نگراني اوست. باراک اوباما بدون اينکه وارد جزييات شود، گفت؛ برنامه امريکا اين است که از نزديک شدن ايران به توليد سلاح هسته يي جلوگيري کند. او گفت ديميتري مدودوف رئيس جمهوري روسيه نيز با او درباره جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح هسته يي اتفاق نظر دارد. باراک اوباما روز شنبه چهار ژوئيه ديدار رسمي خود از روسيه را با سفر به مسکو آغاز خواهد کرد.

هشدار دولت درباره طرح دوفوريتي مجلس
اين طرح با بيش از 170 راي مثبت با موافقت چهره هاي موثر روبه رو شده بود

دولت در راستاي رفع کسري بودجه 8500 ميليارد توماني، بودجه برخي

از دستگاه ها مانند مجلس خبرگان و مجمع تشخيص مصلحت را که رياست آن برعهده هاشمي رفسنجاني است به شدت کاهش داد

گروه اقتصادي؛ طرح دوفوريتي اصلاح قانون بودجه سال 88 که روز چهارشنبه کليات آن به تصويب نمايندگان مجلس رسيد، معاون رئيس دولت نهم را بر آن داشت تا نامه اعتراضي به رئيس مجلس و دبير شوراي نگهبان بنويسد. روز چهارشنبه مجلس کليات طرح دوفوريتي را به تصويب رساند که براساس آن نحوه رفع کسري 8500 ميليارد توماني بودجه سال 88 به دست مجلس خواهد افتاد. اين طرح که با بيش از 170 راي مثبت به تصويب رسيد با موافقت چهره هاي موثر مانند محمدرضا باهنر و مخالفت چهره هاي بانفوذ ديگر مانند احمد توکلي روبه رو شده بود. به اعتقاد چهره هاي طرفدار اين طرح مجلس از اول بايد رفع کسري 8500 ميليارد توماني را در اختيار مي گرفت تا دولت به اين طريق برخي از دستگاه هاي منتقد خود را تنبيه نکند. دولت در راستاي رفع کسري بودجه 8500 ميليارد توماني، بودجه برخي از دستگاه ها مانند مجلس خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام را که رياست آن برعهده آيت الله هاشمي رفسنجاني است به شدت کاهش داد. در قانون بودجه سال 88 بودجه مجلس خبرگان رهبري 31 ميليارد و 330 ميليون ريال بود که دولت در تجديدنظر خود 18 ميليارد ريال يا 58 درصد از آن را کسر کرد. همچنين بودجه مصوب مجمع تشخيص مصلحت نظام معادل 146 ميليارد ريال بود که دولت در راستاي تامين کسري بودجه خود آن را 58 ميليارد ريال يا معادل 40 درصد کسر کرد.اين نوع کسر کردن از بودجه البته تنها منوط به اين دستگاه ها نشد بلکه دانشگاه ها را هم دربرگرفت به طوري که صداي اعتراض رئيس کميسيون آموزش مجلس را هم درآورد. علي عباسپور در بيست و ششم ارديبهشت ماه در گفت وگو با مهر گفته بود؛ تصور نمي شد دولت براي جبران اين کسري، اعتبار دانشگاه ها را حذف کند. دولت در جبران کسري بودجه، اعتبار 44 دانشگاه و مراکز آموزش عالي را از کل 118 دستگاه کاهش داد. مخالفان طرح با آنکه خودشان نسبت به کار دولت منتقد بودند و اظهار مي کردند که «متاسفانه دولت از اين امتياز قانوني خود بد استفاده کرد» اما اين کار مجلس را نوعي تقابل محسوب مي کردند. ولي به رغم مخالفت، کليات اين طرح دوفوريتي از تصويب مجلس گذشت و پس از آن نمايندگان به تعطيلات سه هفته يي تابستان خود رفتند؛ تعطيلاتي که دولت از اين فرصت استفاده کرد و در نامه يي اعتراض خود را به اين مصوبه اعلام کرد. برقعي که از نظر مجلس رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي و از نظر دولت معاون برنامه ريزي و نظارت راهبردي مجلس است در نامه يي که مخاطب آن احمد جنتي دبير شوراي نگهبان و علي لاريجاني رئيس مجلس بود، نوشت اين طرح موجب اخلال در پرداخت به حقوق بگيران دولت به ويژه آموزش و پرورش، بنياد شهيد و نيروهاي مسلح خواهد بود. به گزارش پايگاه اطلاع رساني دولت در نامه برقعي ذکر شده که با توجه به اهميت طرح دوفوريتي اصلاح ماده واحده و رديف هاي قانون بودجه سال 88، ذکر اين نکته ضروري است که اعتبارات مصوب هزينه يي سال 88 بالغ بر 591 هزار ميليارد ريال است که پرداخت هاي اجتناب ناپذير آن شامل 450 هزار ميليارد ريال مربوط به حقوق و مزاياي کارکنان دولت و 65000 ميليارد ريال متعلق به يارانه ها است. در صورت کسر يکنواخت مبلغ 20 هزار و 300 ميليارد ريال سهم اعتبارات هزينه يي موضوع بند 60 ماده واحده قانون بودجه از رديف هاي هزينه يي، اين امر علاوه بر ايجاد کسر بودجه ناخواسته براي دستگاه هاي اجرايي کشور، تاثيرات نامطلوبي را بر روند اجراي بودجه داشت. مثلاً به دليل عدم تراز بودجه ابلاغي و لزوم اعمال اصلاحات موضوع بند 60 ماده واحده قانون بودجه سال 1388، اعتبارات هزينه يي رديف هاي بودجه در تاريخ

16/2/88 و اعتبارات رديف هاي متفرقه هزينه يي در تاريخ 26/3/88 به دستگاه هاي اجراي ابلاغ شده است. در حال حاضر دستگاه هاي اجرايي در حال مبادله موافقتنامه هستند فلذا هرگونه تغيير در اعتبارات ابلاغي روند مبادله موافقتنامه را با تاخيري حداقل دوماهه روبه رو خواهد کرد که خود خلاف بند 50 ماده واحده قانون بودجه سال جاري است. به علاوه، تاخير در مبادله موافقتنامه روند اجراي بودجه را براي دريافت و مصرف اعتبارات تخصيص داده شده با مشکلات جدي و خطر توقف امور مواجه خواهد ساخت. براي نمونه، ذي حساب دستگاه هاي اجرايي ملي و استاني بعد از دريافت تخصيص سه ماهه اول تاييد پرداخت موارد متعدد هزينه يي را منوط به مبادله موافقتنامه کرده اند. برقعي تصريح کرده است تاکنون تخصيص اعتبار سه ماهه اول و دوم به دستگاه هاي اجرايي ابلاغ شده است و در صورت تغيير در اعتبارات ابلاغي، مجدداً بايد تخصيص هاي ابلاغي مورد بازنگري قرار گيرند که اين امر تاثيرات منفي بر اجراي بودجه خواهد داشت. لازم به ذکر است تا اين مرحله، تخصيص اعتبار برخي رديف ها (يارانه ها، انتخابات، صندوق هاي بازنشستگي و...) به دليل ضرورت امر نزديک به صددرصد ابلاغ شده است.

معاون رئيس جمهور در نامه خود تصريح کرده است علاوه بر مشکلات فرآيندي ناشي از تغيير اعتبارات ابلاغي، اعتبار برخي از دستگاه هاي اجرايي و موارد موضوعي با مشکل جدي و کسري روبه رو مي شود. مثلاً کاهش حدود 16 هزار ميليارد ريال از اعتبارات مربوط به حقوق و مزاياي کارکنان دولت موجب اخلال در پرداخت به حقوق بگيران دولت (آموزش و پرورش، بنياد شهيد، نيروهاي مسلح و بازنشستگان) شده و مي تواند به مشکلات جدي منجر شود. همچنين کاهش حدود دو هزار و 250 ميليارد ريال يارانه کالاهاي اساسي خريد هاي تضميني و ساير يارانه ها که موجب اشکال در پرداخت به کشاورزان بابت خريدگندم، چغندرقند، دانه هاي روغني، برنج، چاي و ساير موارد مشابه مي شود. از سوي ديگر، کاهش يکنواخت اعتبار در تمام زمينه ها در مواردي مانند رديف هاي درآمد- هزينه يي و ايفاي تعهدات دولت در پرداخت سود و کارمزد وام هاي داخلي و خارجي مقدور نيست. اهميت اين موضوع تا حدي است که دولت به ناچار اعتبارات مذکور را بدون کاهش ابلاغ کرده است. گفتني است به دليل اينکه منابع درآمدي پيش بيني شده براي استان ها در مجلس افزايش يافته و عملاً امکان وصول آنها وجود ندارد دولت در ابلاغ اعتبارات استاني بودجه هاي هزينه يي دستگاه هاي استاني را کاهش نداده است. در صورت کسر يکنواخت از هزينه هاي جاري تمام دستگاه ها، کاهش جبري اعتبارات استاني سبب خواهد شد دولت و نمايندگان محترم مجلس در حوزه هاي انتخابيه در تنگنا و فشار قرار گيرند. برقعي در نامه خود در مورد اعتراض برخي دستگاه ها به اقدام دولت در کاهش بودجه آنها توضيح داده است که در اجراي بند 60 ماده واحده به شکل فعلي برخي دستگاه هاي اجرايي کمبود ها و مشکلات در اعتبارات هزينه يي خود را به اين معاونت منعکس کرده اند که مورد بررسي قرار گرفته و تاکنون لزوم اصلاحاتي براي چند دستگاه مورد تاييد قرار گرفته که از طريق ساز و کار پيش بيني شده در بند 60 ماده واحده قانون بودجه در حال پيگيري است. به هر حال تغيير در اعتبارات ابلاغي به تمام دستگاه ها در چهارمين ماه سال و پس از ابلاغ تخصيص شش ماهه دستگاه هاي اجرايي ملي و استاني و تعهدات ايجاد شده ناشي از آن نه مسبوق به سابقه بوده و نه به صلاح کشور خواهد بود و در اثر آن همه دستگاه هاي اجرايي کشور حداقل به مدت دو ماه با چالش مواجه خواهند شد.

کنسرت هنگامه اخوان به اواخر مردادماه موکول شد
کنسرت موسيقي گروه «بهار» ويژه بانوان با صداي هنگامه اخوان به اواخر مردادماه موکول شد. هنگامه اخوان که به دليل بيماري اجراي روزهاي 11 و 12 تيرماه خود را در تالار وحدت به تعويق انداخت، اميدوار است در روزهاي 21 تا 23 مردادماه امکان برگزاري مجدد اين کنسرت را بعد از سال ها دوري از صحنه پيدا کند.
عناوين اين صفحه
زمانه شريعتي پسر سخت تر است
تنش در روابط تهران ـ لندن به اتحاديه اروپا رسيد
اين طرح با بيش از 170 راي مثبت با موافقت چهره هاي موثر روبه رو شده بود
کنسرت هنگامه اخوان به اواخر مردادماه موکول شد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام