
حقوقي عصر دوشنبه (8 تير) در 72سالگي و پس از گذراندن
يک دوره بيماري در بيمارستان خورشيد اصفهان درگذشت دليل درگذشت اين شاعر
نارسايي قلبي و کليوي اعلام شد
گروه فرهنگي؛ پيکر محمد حقوقي شاعر و منتقد ادبي که روز دوشنبه در 72سالگي درگذشت، صبح ديروز چهارشنبه دهم تيرماه در باغ رضوان اصفهان آرام گرفت. مراسم تشييع پيکر اين شاعر صبح ديروز مقابل بيمارستان خورشيد اصفهان انجام شد و قرار است مراسم ترحيم او امروز در مسجد المهدي اصفهان برگزار شود. به گفته خانواده حقوقي مراسم ترحيم اين منتقد ادبي از ساعت 30/9 تا 11 در مسجد المهدي مرداويج اصفهان برگزار خواهد شد.پيش از اين بسياري از ناشران و نويسندگان مطرح ايران درگذشت حقوقي را به خانواده وي تسليت گفته بودند. حقوقي عصر دوشنبه (8 تير) در 72سالگي و پس از گذراندن يک دوره بيماري در بيمارستان خورشيد اصفهان درگذشت. دليل درگذشت اين شاعر نارسايي قلبي و کليوي اعلام شد. محمد حقوقي زاده 1316 در اصفهان، از جمله نويسندگان گروه ادبي جنگ اصفهان بوده است. عمده آثار حقوقي در نقد و معرفي شاعراني نظير نيما يوشيج، سهراب سپهري، احمد شاملو، مهدي اخوان ثالث و فروغ فرخزاد بوده است. همچنين هشت مجموعه شعر از او به يادگار مانده است. او بر مجموعه شعرهاي بسياري از شاعران ايران نقد يا مقدمه نگاشته است. برخي از کارشناسان بر اين باورند که نقد فرمي شعر، با آثار حقوقي به جريان نقد شعر فارسي معرفي شده است.چندي پيش مراسم بزرگداشت محمد حقوقي با سخنراني محمود دولت آبادي، جواد مجابي و چند تن ديگر از اديبان و شاعران برگزار شد. اين نشست از آخرين مراسمي بود که خود زنده ياد حقوقي در آن حضور داشت. محمود دولت آبادي داستان نويس در آن
مراسم موسوم به «شب محمد حقوقي» که در مرکز هنرپژوهي نقش جهان برگزار شد،

درباره حقوقي چنين اظهارنظر کرد؛ «شاعران عاشقان هستند، از اين منظر که شاعران، عاشقان زبان هستند و ديگر اينکه شاعران عاشقان شعر به طور عام و شعر خودشان به طور خاص هستند. کمتر شاعري را ديده ام يا شعري از او خوانده ام که عشق خود را به شعرش بيان کرده باشد؛ اما خوشبختانه حقوقي اين کار را کرده است.» او ادامه داد؛ «هرگاه آينده ما کدر و کدرتر مي شود، پيشروان هنر، فرهنگ و ادبيات ما، در گذشته، محل خودشان را پيدا مي کنند؛ اين نه به جهت يافتن جاي امن است؛ برعکس به نشانه آن است که انسان غريب، که اهل فرهنگ و هنر در اين کشور همواره غريب بوده اند، همواره به جست وجوي خانه پدري و مادري است بنابراين قصيده سرايي حقوقي يا غزل سرايي هـ.ا. سايه (هوشنگ ابتهاج) کوششي است براي مقام گرفتن در خانه پدري و مادري و يک بار ديگر بازجستن آن بانگ رساي گذشته حماسي و عاشقانه يي که نمي خواهد خاموش شود.» نظر دولت آبادي درباره قصايد حقوقي هم چنين است؛ «در قصيده، بيشتر تفاخر است و چقدر هم اين تفاخر زيباست اما در قصيده يي که اکنون سروده شده و مي شود، عنصر تازه يي به آن افزوده شده و مي شود که آن عنصر، اسمش اندوه است يعني چيزي از اندوه غزل را درون قصيده امروز يا قصايد حقوقي احساس کردم، که به او گفتم و خود نيز آن را تصديق کرد.» در شب محمد حقوقي، جواد مجابي شاعر و منتقد ادبي نيز سخن گفت؛ «بعضي از نويسندگان و شاعران، داستان و شعرشان را مي نويسند و به چيزي کاري ندارند ولي ميان هنرمندان کساني هستند که علاوه بر کار هنر، به نقد و پژوهش کارهاي هنري نيز مي پردازند و نظريه ارائه مي دهند، که حقوقي در نقد ادبي و پژوهش جزء سرآمدان است. جاي اين دارد که درباره شعر حقوقي کار شود. او هم نسل قبل خود و هم نسل بعد از خود را معرفي کرد و هنر و ادبيات مدرن ما را سال ها با دقت و عشق شناساند اما ما اين کار را براي او نکرده ايم و اين کم لطفي نسبت به هنرمندان است.»مجابي نيز درباره قصايد حقوقي حرف زد؛ «در جلسه يي بوديم، حقوقي دو قصيده براي ما خواند. در قصايدي که از او گوش کردم، نخست مضمون بود که من را با خود مي برد، بعد از مدتي ديگر به مضمون توجه نمي کردم بلکه اين موسيقي بود که ما را با خود همراه مي کرد. هر کلمه مثل يک ملودي بود که در درون سمفوني جاري بود و ما را به سمت يک ساختار سمفونيک پيش مي برد. موسيقي کلام و دقت هاي عجيب در بافت کلام او، براي من بسيار عجيب بود.» علاقه محمد حقوقي به موسيقي کلاسيک بخش ديگري از سخنان مجابي بود؛ «حقوقي به موسيقي کلاسيک بسيار علاقه مند است و ساختار سمفونيک در کارهاي بلند او تاثير دارد. اگرچه قصيده، خود طنين عجيبي دارد اما در عين حال، در پس اين ارزش هاي ظاهري و لفظي قصيده، ساختار سمفونيک آن را نيز حس مي کنيم، که اين يکي از ويژگي هاي کار حقوقي است.» ادامه حرف هاي مجابي درباره حقوقي چنين بود؛ «حقوقي در کارهاي قديم به سرنوشت ايران توجه دارد. عشق به مردم و تاريخ ايران، توصيف پلشتي هايي که در اين تاريخ جريان داشته، بحث سرنوشتي شعرهاي اوست و بخش ديگر که بيشتر اشعار نيمايي اوست، شعرهاي سرگذشتي حقوقي را شامل مي شود. هر چيزي که در زندگي روزانه وجود دارد، در نگاهش به شعر تبديل مي شود. حقوقي شايد از آغاز جواني، متوجه شد شهرت آنقدر مهم نيست. آنچه اهميت دارد، شيفتگي ما نسبت به دنياي دروني خود ماست و آنچه هنرمند را به پيش مي راند، جاذبه کشف ناشناخته هاي ذهني اش است.» در اين مراسم زنده ياد محمد حقوقي نيز سخناني گفت و با اشاره به مفتون اميني بيان کرد؛ «مفتون کسي است که در سال هاي 30 غزل و قصيده را شروع کرد و از دوستان نزديک شهريار شد و بعد از او کناره گرفت و غزل هاي شيوه مند گفت، بعد غزل را رها کرد و به سمت شعر نيمايي رفت. به قول منوچهر آتشي، نعره يي که اسب مفتون در شعر سپيد کشيد، آن نعره را اسب سپيد وحشي نکشيد.» او ادامه داد؛ «خيلي استثناست که کسي هم غزل و هم شعر نيمايي را به خوبي بتواند بگويد. بزرگان شعر و ادب ما، خطي را شروع کردند و تا پايان همان را ادامه دادند. کاري که مفتون کرد، اين بود که در حوزه کارش همان کاري را که بايد مي کرد، انجام داد.» به گزارش ايسنا اين شاعر و منتقد ادبي اظهار کرد؛ «منوچهر آتشي چون زمينه ذهني مناسب تري داشت، اين کار را بهتر از مفتون کرد اما مفتون دارد همچنان پيش مي رود. حتي آتشي که از نظر جوهره شعر بسيار بالاست، مفتون کاري کرد که اين فطرت را حفظ کند نه به صورت آتشي، بلکه به اين صورت که هميشه دور شعرش حفاظ بزند. مفتون راهي را تا اينجا آمده و حالا به شعر سپيد رسيده است. آنچه جوانان ما به عنوان شعر سپيد مي گويند، شعر سپيد نيست.» حقوقي تاکيد کرد؛ «مفتون اميني به مرحله يي رسيد که ديد فايده ندارد اسب در حمام نعره بکشد. بعضي شعر سپيد را نمي شناسند؛ شعر سپيد مشکل ترين شعر ممکن است.» او اضافه کرد؛ «درباره اينکه مي گويند سنت يعني چه و چه اشکالي دارد، بايد بگويم اشکالش اين است که سنتي که ما به کار مي بريم، يعني انجمن هاي ادبي که از شعرهاي کلاسيک تقليد و گمان مي کردند که شاعران اين گونه ورزيده مي شوند، نمي دانند که دارند عقب عقب مي روند.» علي دهباشي مديرمسوول مجله بخارا نيز در اين مراسم گفت؛ «حقوقي همراه هوشنگ گلشيري، محمد کلباسي، مختاريان و جليل دوستخواه نخستين هيات تحريريه «جïنگ اصفهان» را تشکيل دادند و سرانجام در تابستان 1344 نخستين شماره «جنگ اصفهان» را منتشر کردند و بعدها با حضور احمد گلشيري، ابوالحسن نجفي و احمد ميرعلايي کارشان را گسترش دادند.» دهباشي يادآور شد؛ «تسلط حقوقي در ادبيات کلاسيک و آشنايي با شيوه هاي جديد ادبي، اعم از نثر و شعر، به او اين امکان را داده است که با توانايي خاصي، تاثرات و تالمات خود را در قالب سروده هايي دلنشين روي کاغذ بتواند آورد. حقوقي در همين زمينه، در جايي مي گويد «من و شعر، هميشه با هميم، هميشه در هميم و همسايه هم در همه زمان ها و مکان ها». با وجود نااميدي برخي از منتقدان از وضعيت شعر معاصر، حقوقي معتقد است سرانجام چشم انداز ديدني شعر، خود را پس از نشستن اين گرد و غبارها نشان خواهد داد.»