شنبه، 6 تير 1388 - شماره 1986
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
گفت وگوي اختصاصي با قاتل سريالي زنان قزويني
من را اعدام کنيد

گروه حوادث، امير رجبي؛ پرونده اتهامي قاتل سريالي زنان قزويني همچنان در دادسرا در مرحله تحقيقات مقدماتي است و محمدباقر الفت دادستان اين شهر اعلام کرده بعد از صدور قرار مجرميت و کيفرخواست، او به صورت ويژه محاکمه خواهد شد. اين زن که مهين نام دارد از بهمن ماه سال گذشته جنايت هاي زنجيره يي را آغاز کرد و سرانجام روز 25 ارديبهشت ماه سال جاري با تلاش اکيپي زير نظر دادستان قزوين دستگير شد. مهين در بازجويي ها به کشتن پنج زن اقرار کرده و پذيرفته است که در سال 85 نيز مردي مسن را که صاحبخانه اش بوده، به قتل رسانده است. مهين اکنون در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات از وي ادامه دارد. اين زن در گفت وگويي اختصاصي با خبرنگار اعتماد درباره زندگي خود و جزييات قتل ها توضيحاتي داده است که مي خوانيد.

---

-قبل از هر چيز خودت را معرفي کن.

مهين قديري هستم، 32ساله، اهل محله تهران قديم قزوين. در 14سالگي ازدواج کردم و دو فرزند دختر دارم. تا کلاس سوم راهنمايي هم درس خوانده ام.

-وضعيت زندان چطور است؟

اين سوال خيلي سخت است. اگر به اختيار خودم بود، مي گفتم من را به سياهچال بيندازند و به جاي غذا به من زهر بدهند. در مجموع همه چيز در زندان خوب است. براي من از داخل جامعه که خيلي بهتر است. در زندان حداقل حق زندگي دارم.

-انگيزه واقعي ات از اين شش جنايت چه بود؟

مشکلات و تنگناهاي مالي. با وجود اينکه در دو مقطع کار هم مي کردم، نتوانسته بودم مشکلات مالي ام را حل کنم. يک شرکت قلابي مرا به اين مخمصه انداخت. براي گرفتن امتياز وام از من چک گرفتند و نه تنها وامي پرداخت نکردند بلکه 25 ميليون تومان چک مرا هم به اجرا گذاشتند.

-شوهرت در تامين نيازهاي مالي خانواده نقشي نداشت؟

پنج ماه پيش بيکار شده بود. شايد، مقصر اصلي اين مشکلات شوهرم بود، اگر زندگي مان تامين بود هيچ وقت مجبور نمي شدم مرتکب قتل بشوم.

-اينکه گفته شد يکي از انگيزه هاي اصلي ات در ارتکاب اين قتل ها و انتخاب زنان مسن تنفر از مادرت بود را تاييد مي کني؟

اصلاً اين طور نيست، با مادرم کمي اختلاف داشتم ولي اينکه انگيزه ام از قتل ها تنفر از او باشد، درست نيست.

-باور اينکه مادر دو دختر به تنهايي اين قتل ها را مرتکب شده باشد سخت است. شايعه شده همدستاني هم داري؟

انسان در شرايط مختلف دست به کارهاي متفاوتي مي زند. شايد همه ما فکر کنيم هيچ وقت مرتکب اين جنايات نمي شويم ولي من هم مثل همه مردم هستم. وقتي گرفتار بشوي و تحت فشار قرار بگيري دست به کارهايي مي زني که باورش براي مردم خيلي سخت است. مثلاً الان يک زني در زندان به دليل اينکه از خودش در برابر تجاوز يک جوان دفاع کرده و او را کشته در آستانه اعدام قرار دارد. من همدستي نداشتم و همه کارها را خودم به تنهايي انجام مي دادم.

-قربانيانت را چطور انتخاب مي کردي؟

زنان مسن را انتخاب مي کردم، کساني که ديگر نوه و نتيجه شان را هم ديده اند و زياد چشم شان دنبال دنيا نيست. خانم هايي که ويترين طلافروشي هستند و به عنوان يک ويترين زنده سيار با طلاهاي آويزان کرده به خودشان دل کساني را که پول ندارند، مي سوزانند.

-اولين بار کي به ذهنت رسيد که براي امرار معاش و حل مشکلات ات مرتکب قتل بشوي؟

من ريالي از پول هايي را که به دست آوردم براي امرار معاش خودم و فرزندانم استفاده نکردم. همه آن مبالغ را تحويل طلبکاران مي دادم، اجازه ندادم ذره يي از اين پول ها به چرخه زندگي روزمره ام وارد شود.

-پيرمرد صاحبخانه ات را سه سال پيش به قتل رساندي، انگيزه اين قتل هم مسائل مادي بود؟

انگيزه قتل او بر سر مسائل ديگري بود که الان نمي توانم بگويم ولي هرچه بود، مالي نبود،

-در به وجود آمدن اين شرايط چه کسي بيشترين نقش را داشت؟

خودم که مقصر اصلي ام. اما اگر مادرم ارثيه پدري ام را مي داد مشکلات مالي نمي توانست من را به اينجا بکشاند، شوهرم هم به عنوان يک مرد و شريک زندگي وظيفه اش را به درستي انجام نداد. او معتاد بود و بسياري مشکلات ديگر که گفتنش درست نيست.

-تو مادر دو فرزند هستي، چطور بعد از قتل به خانه برمي گشتي و به بچه هايت رسيدگي مي کردي و به زندگي روزمره ادامه مي دادي؟

بعد از ارتکاب قتل ها همه چيز را پشت در خانه مي گذاشتم، اما خيلي سخت بود. دختر بزرگم متوجه بي قراري و ناراحتي ام شده بود. يک شب بهم گفت؛ مامان غصه دار به نظر مي رسي. جواب دادم خيلي سخت است مشکلي داشته باشي و نتواني تا آخر عمرت آن را به کسي بگويي.

-نقش همسرت در اين ماجراها چه بود؟

به عنوان يک همسر به وظايفش نسبت به من توجهي نداشت. در مدت چهار ماه 10 کيلو وزن کم کرده بودم. شب ها کابوس مي ديدم و جيغ مي زدم. اگر همسري داشتم که به من توجه مي کرد، متوجه وضع غيرعادي من مي شد.

-در مورد دخترانت بگو، الان کجا هستند؟

دختر کوچکم دچار بيماري CB است و همراه خواهرش نزد عمويشان زندگي مي کنند.

-پس از اولين اعترافاتت گفتي امشب راحت تر مي خوابي، قبل از آن شب وضعيت ات چطور بود؟

شب ها هميشه مقتولان به خوابم مي آمدند و عذاب وجدان شديدي داشتم. اما آن شب که اعتراف کردم، راحت خوابيدم. احساس مي کردم بار سنگيني از دوشم برداشته شد و ديگر کسي به خوابم نمي آيد.

-همسايه هايت همگي تاکيد مي کردند آدم بي آزاري بودي و اصلاً باورشان نمي شد مهين قديري اين جنايات را مرتکب شده باشد.

مردم و خصوصاً روزنامه ها از من يک غول بي شاخ و دم ساختند و فکر مي کنند مهين موجودي است که از کره مريخ آمده اما واقعيت اين است که من هنوز خودم هم نمي توانم باور کنم که مرتکب اين جنايات شده ام. همه چيز به يک خواب شباهت دارد. حتي خانواده و دوستانم هنوز شوکه هستند. باور اين موضوع برايشان مشکل است.

-هنگام ارتکاب قتل ها هيچ ترسي نداشتي؟

هربار مي مردم و زنده مي شدم. وقتي موعد چک ها مي رسيد، مجبور مي شدم دست به کار شوم. تصميم گيري خيلي سخت بود ولي ناچار بودم. منتظر بودم فرجي شود و يک جوري از اين مخمصه نجات پيدا کنم.

-به قتل ها برگرديم، با چه ترفندي توانستي کاري کني که در رنو از داخل باز نشود.

باز مي شد اما به سختي؛ رنوهاي مدل 62 اکثراً در عقب شان خراب است و با زور باز مي شوند.

-چرا امامزاده چهار انبياء را براي شکار قربانيان انتخاب کردي؟

قصد جسارت به امامزاده ها را نداشتم اما به علت شلوغ بودن امامزاده و حضور افرادي که من انتخاب مي کردم جاي خيلي مناسبي بود.

-تو خودت مادر بودي، لحظه يي به اين فکر نکردي که مقتولان هم مادر هستند و بچه دارند و فرزندان شان منتظر بازگشت شان هستند؟

به همه اين مسائل فکر کردم اما به اين هم فکر کردم که من هم حق دارم در اين جامعه حداقل ها را داشته باشم. البته من آدم خودخواهي هستم.

-اگر خودت قاضي بودي چه حکمي براي خودت تعيين مي کردي؟

خودم را شش بار اعدام مي کردم.

-در اعترافات ات گفتي در يکي از قتل ها خيلي تحت تاثير قرار گرفتي.

آخرين قتل بود، نگاه خاص مقتول به من وجدانم را تکان داد. خيلي ناراحت شدم.

-هنوز به قتل کيميا شجاعي که در زمان وقوع جنايت هاي سريالي کشته شد، اعتراف نکرده يي؟

من کيميا را به قتل نرساندم. تا به حال هر کاري کردم، گفتم اما همين جا مي گويم که کيميا را من نکشتم.

-چه صحبتي با اولياي دم مقتولان داري؟

از همه شان عذرخواهي و طلب بخشش مي کنم. در تنهايي فکر مي کردم چرا روز مادر کنار بچه هايم نيستم و بعد به اين نتيجه رسيدم که من مادرهاي زيادي را از ديدن روز مادر محروم کردم و از همه طلب آمرزش و بخشش مي کنم.
درخواست اجازه ازدواج با مهريه شاهنامه فردوسي
گروه حوادث؛ دختري که براي دريافت اجازه ازدواج به دادگاه خانواده رفته بود، مهريه اش را يک جلد شاهنامه فردوسي تعيين کرد.

به گزارش خبرنگار ما اين دختر 27ساله که ندا نام دارد، هفته گذشته به علت مجهول المکان بودن پدرش ناگزير شده بود براي دريافت اجازه ازدواج به دادگاه برود. در جلسه رسيدگي به دادخواست ندا هنگامي که قاضي در خصوص ميزان مهريه اش از او پرسيد، دختر جوان يک جلد شاهنامه فردوسي را به عنوان مهريه اعلام کرد. ندا در اين باره به قاضي عليرضا صداقتي رئيس شعبه 262 گفت؛ هشت سال پيش پدر و مادرم به خاطر اختلافات شديدي که با هم داشتند، جدا شدند و من و خواهرم پيش مادرمان زندگي مي کرديم. سال هاي اول به خاطر سن کم من و خواهرم پدرمان گاهي به ديدن مان مي آمد اما به تدريج اين ديدارها کم و کمتر شد تا اينکه پس از مدتي پدرمان خانه اش را تغيير داد و از آن پس ما او را نديديم. سال ها گذشت و من و خواهرم بزرگ شديم و به سن ازدواج رسيديم ولي چون براي ازدواج نياز به اجازه پدر داشتيم با مشکل روبه رو شديم. خواهرم دو سال قبل مجبور شد با مراجعه به دادگاه خانواده اجازه ازدواج بگيرد. حالا من هم به دادگاه آمده ام تا با حکم قاضي بتوانم پاي سفره عقد بنشينم.

ندا افزود؛ من چهار سال است که در يک شرکت کامپيوتري کار مي کنم و از همان ابتدا با يکي از همکارانم به نام مهران آشنا شدم و تصميم گرفتم با او ازدواج کنم اما مجهول المکان بودن پدرم عقدمان را به تعويق انداخت. ندا در مورد علت انتخاب مهريه اش نيز گفت؛ من به کتاب هاي تاريخي و شعر علاقه زيادي دارم. از سويي جنبه هاي مادي زندگي برايم اهميت چنداني ندارد. به همين دليل وقتي مطمئن شدم نامزدم شخص مناسبي براي زندگي است، تصميم گرفتم مهريه ام را يک جلد شاهنامه فردوسي تعيين کنم. در پي اظهارات اين دختر قاضي صداقتي تبعات مهريه هايي را که از لحاظ مادي ارزش کمي دارند، به او گوشزد کرد ولي ندا با بيان اينکه رابطه زناشويي با روابط مالي تفاوت دارد و اگر اتفاق ناخوشايندي در زندگي بيفتد مهريه بالا نمي تواند به او کمک کند، بر خواسته اش پافشاري و قاضي دادگاه با ازدواج او موافقت کرد.
متهمان بعد از چهار ماه تحقيقات ويژه به دام افتادند
شکنجه مرد ثروتمند براي اخاذي 70 ميليون توماني
گروه حوادث؛ اعضاي يک شبکه آدم ربايي که با ربودن مردي ثروتمند وي را به نقطه دورافتاده يي کشانده و از او 70 ميليون تومان اخاذي کرده بودند، پس از گذشت چهار ماه شناسايي و دستگير شدند.

به گزارش خبرنگار ما تحقيقات درباره اين پرونده از روز 26 بهمن ماه سال گذشته و زماني آغاز شد که مردي به کلانتري سليمانيه رفت و گفت چهار مرد خشن او را ربوده بودند. شاکي 53ساله که سيروس نام دارد در اين باره گفت؛ سه روز قبل بعد از آنکه از يک قنادي در خيابان پيروزي خارج شدم احساس کردم سه نفر مرا تعقيب مي کنند. دقايقي بعد سه مرد ناشناس در يک محل خلوت به من نزديک شدند و با تهديد چاقو و سلاح گرم مرا همراه با خودروام ربودند و به باغي در حوالي کرج بردند. آدم ربايان روز اول بدون اينکه حرفي بزنند مرا به باد کتک گرفتند و با استفاده از چاقو، کابل و وسايل ديگري به شدت مجروحم کردند. آنها فرداي آن روز گفتند تصميم دارند من را بکشند. آدم ربايان ادعا کردند شخصي در قبال 200 ميليون تومان اجيرشان کرده تا جان من را بگيرند. شکنجه هاي مردان ناشناس دو روز ادامه داشت تا اينکه به آنها گفتم حاضرم براي نجات جانم پول بيشتري بدهم.

شاکي که پيمانکار ساختماني است و وضعيت مالي خوبي دارد، ادامه داد؛ پيشنهاد من با استقبال آدم ربايان روبه رو و باعث شد از شکنجه دست بردارند. چون در حساب هاي بانکي ام پول زيادي نداشتم با يکي از دوستانم تماس گرفتم و گفتم به خاطر انجام يک معامله به مبلغ زيادي احتياج دارم. او هم با توجه به اطميناني که به من داشت 70 ميليون تومان به حسابم واريز کرد. از سوي ديگر يک فقره چک 35 ميليون توماني هم همراهم بود که آدم ربايان آن را نيز از من گرفتند و سرانجام بعد از سه شبانه روز تحمل شکنجه، مردان خشن مرا در صندوق عقب خودروام انداخته و در حوالي شهريار رها کردند. در صندوق عقب خودرو را با زحمت زياد باز کردم و خودم را نجات دادم اما به خاطر جراحات زياد يکراست به بيمارستان رفتم و بستري شدم. در پي طرح اين شکايت پرونده يي به شعبه پنجم بازپرسي دادسراي امور جنايي تهران ارجاع شد و بازپرس توکلي دستور تحقيق در اين رابطه را صادر کرد اما آدم ربايان هيچ ردي از خود به جا نگذاشته بودند و تحقيقات به کندي پيش مي رفت. به همين دليل سيروس که چهره متهمان را ديده بود به اداره تشخيص هويت رفت و به کارشناسان کمک کرد تصوير فرضي آدم ربايان را ترسيم کنند. تصاوير به دست آمده به دقت مورد بررسي قرار گرفت و کارآگاهان با مطابقت آنها با بانک اطلاعات مجرمان سابقه دار دريافتند يکي از تصاوير با چهره يک مجرم سابقه دار به نام حميد که چندين سابقه سرقت موتورسيکلت در پرونده اش ثبت شده، شباهت دارد. از اين رو ماموران براي دستگيري حميد به خانه اش رفتند اما او در آنجا حضور نداشت. ناپديد شدن حميد ظن پليس را افزايش داد و تجسس ها با پيگيري سرنخ هاي موجود از حميد و همچنين تحقيق از دوستان و اعضاي خانواده او ادامه يافت تا اينکه سرانجام وي پس از چهار ماه تلاش به دام افتاد و به اداره يازدهم پليس آگاهي انتقال يافت. با اطلاعاتي که در بازجويي از اين متهم به دست آمد شخص ديگري به نام محمد نيز بازداشت شد و به آدم ربايي اقرار کرد. او در پليس آگاهي به شکنجه شاکي اعتراف کرد و از همدستي دو نفر ديگر به نام هاي حامد و مسعود پرده برداشت. به اين ترتيب با دستگيري دو متهم ديگر هر چهار آدم ربا تحت بازجويي هاي فني قرار گرفتند تا انگيزه اصلي شان از ربودن سيروس فاش شود.

در اين تحقيقات مشخص شد حامد از بستگان شاکي است و با توجه به اطلاعاتي که او از وضعيت مالي سيروس داشته نقشه آدم ربايي را طراحي کرده است. متهمان در اعترافات خود گفتند؛ پس از ربودن سيروس او را به باغي در اطراف کرج برديم و تصميم گرفتيم طوري رفتار کنيم که او فکر کند قصد کشتنش را داريم. به همين دليل روز اول او را شکنجه کرديم و به او گفتيم شخصي به ما 200 ميليون تومان داده تا او را بکشيم. طعمه مان وقتي اين شرايط را ديد، خودش به زبان آمد و گفت حاضر است پول بيشتري به ما بدهد تا از به قتل رساندن وي صرف نظر کنيم. گروگان ما حاضر شد 300 ميليون تومان بدهد اما چون پول قابل توجهي در حسابش نبود فقط توانستيم 70 ميليون تومان از او بگيريم. متهمان همچنين در مورد چگونگي دريافت پول ها گفتند؛ بعد از تماس سيروس با دوستش او 70 ميليون تومان به حساب سيروس واريز کرد و پس از آن ما سيروس را مجبور کرديم چکي 70 ميليون توماني صادر کند. سپس چک را به يک راننده آژانس داديم تا آن را وصول و به حساب يک صرافي واريز کند. به اين ترتيب به صرافي رفتيم و دلار دريافت کرديم. متهمان در حالي به جرم خود اعتراف کردند که بر اساس گزارش پزشکي قانوني در مدت سه روز اسارت شاکي 150 نقطه از بدن او بر اثر شکنجه آدم ربايان دچار جراحت و کبودي شده و چند مورد شکستگي در نقاط مختلف بدن سيروس نيز مشاهده شده است. بنابراين گزارش هم اکنون اعضاي اين شبکه آدم ربايي در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات از آنان ادامه دارد.
عناوين اين صفحه
من را اعدام کنيد
درخواست اجازه ازدواج با مهريه شاهنامه فردوسي
شکنجه مرد ثروتمند براي اخاذي 70 ميليون توماني
طلاق به خاطر رفتارهاي برادرشوهر
جعل اسکناس براي خريد هديه روز مادر
مرد معتاد فرزندانش را مجبور به گدايي مي کرد
کوکائين در شکم کوسه
مرگ موش 21 کودک چيني را به بيمارستان فرستاد
فرود اضطراري ايرباس هفت مجروح بر جاي گذاشت
مسافرکشي با خودروهاي دزدي
سارق اسباب بازي به تله افتاد
دستگيري اعضاي باند سرقت از منازل

طلاق به خاطر رفتارهاي برادرشوهر
زن جواني که حرکات و رفتارهاي برادرشوهرش را موجب آبروريزي اش مي دانست در دادگاه خانواده تقاضاي طلاق کرد. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از مجتمع قضايي خانواده شماره دو در جلسه رسيدگي به اين پرونده ابتدا مرد 26 ساله به نام جعفر با بيان اينکه ديگر حاضر به ادامه زندگي با همسرش مريم نيست، گفت؛ تازه خدمت سربازي ام تمام شده بود که به همراه خانواده ام به خواستگاري مريم که از اقوام زن دايي ام بود، رفتم و پس از يک جلسه صحبت به توافق رسيديم و در نهايت با مهريه 500 سکه تمام بهار آزادي به عقد هم درآمديم. وي افزود؛ در دوران عقد متوجه شدم مريم بي دليل از هر چيزي ايراد مي گيرد اما به خيال اينکه در زندگي مشترک مان کمکش مي کنم تا اين عيبش را رفع کند موضوع را با خانواده ام در جريان نگذاشتم. رفتارهاي مريم پس از شروع زندگي مشترک مان روز به روز بدتر شد. از همه کارها و رفتارهايم حتي خريد ميوه و سبزي ايراد مي گرفت. اين اواخر نيز دائم از حرف زدن و رفتارهاي برادر بزرگ ترم ايراد مي گيرد و مي گويد او آبرويش را مي برد. در ادامه جلسه دادگاه مريم درباره علت طرح دادخواست طلاق گفت؛ برادر بزرگ جعفر با رفتار و حرف هايش آبرويم را جلوي اقوام و خانواده ام برده است، طوري که در فاميلم هرگاه مي خواهند از يک فرد لاابالي نام ببرند به برادر جعفر اشاره و مسخره اش مي کنند؛ به همين دليل چندين بار به جعفر تذکر دادم به برادرش بگويد رفتارهايش را تغيير دهد يا حداقل در جمع اقوام من حاضر نشود اما شوهرم به دليل علاقه شديد به خانواده اش مرا مورد فحاشي قرار مي دهد. قاضي دادگاه پس از ثبت اظهارات طرفين رسيدگي به پرونده آنان را به جلسه ديگر موکول و اين زوج را به صلح و سازش دعوت کرد.


جعل اسکناس براي خريد هديه روز مادر
پسر جوان براي اينکه بتواند در روز مادر به مادرش طلا هديه بدهد اسکناس جعل کرد. در پي اعلام مرکز فوريت هاي پليس 110 مبني بر دستگيري يک جاعل اسکناس در مغازه طلافروشي واقع در خيابان وليعصر ماموران به منظور بررسي موضوع به محل اعزام شدند. پس از حضور ماموران در محل فردي به نام علي با مشاهده آنها اظهار داشت؛ حدود دو ساعت پيش جوان دستگير شده به مغازه طلافروشي ام آمد و خواستار خريد انگشتري براي مادرش شد. او پس از انتخاب انگشتر يک بسته اسکناس پنج هزار توماني به من داد. پس از گرفتن اسکناس ها متوجه غيرعادي بودن آنها شدم و فهميدم پنج هزار توماني ها جعلي است به همين علت پسر جوان را که قصد فرار داشت دستگير کردم و بلافاصله با پليس 110 تماس گرفتم.پس از تحويل متهم به ماموران وي بازداشت و هفته گذشته به دادسراي ناحيه 11 منتقل شد. او در بازجويي ها اعتراف کرد براي خريد هديه روز مادر اسکناس ها را جعل کرده است. بازپرس پرونده در پي اعترافات متهم وي را روانه زندان کرد.


مرد معتاد فرزندانش را مجبور به گدايي مي کرد
پدر معتادي که فرزندانش را مجبور به تکدي گري مي کرد به زندان افتاد. چند روز قبل پسر 14 ساله يي به مجتمع قضايي شهيد مطهري رفت و عليه پدرش شکايت کرد و گفت؛ پدر ما معتاد است و براي تهيه مواد من و خواهر هشت ساله ام را به گدايي مجبور مي کند و چند بار هم کفش همسايه ها را دزديده است. شاکي افزود؛ من و خواهرم از اين وضعيت خسته شده ايم. پدرمان لوازم منزل را که مادرم با پول خودش خريده است، مي فروشد.پس از تشکيل اين پرونده و انجام تحقيقات متهم تحت بازجويي قرار گرفت و پس از اعتراف به اعمال خود از سوي قاضي دادگاه با صدور قرار بازداشت روانه زندان شد.


کوکائين در شکم کوسه
محموله کوکائين در شکم کوسه هاي منجمد در مکزيک کشف شد. به گزارش رويترز نيروي دريايي مکزيک بيش از يک تن کوکائين را در شکم کوسه هاي منجمد کشف و اعلام کرد اين محموله که از مکزيک به سمت امريکا در حرکت بود در شهر بندري «يوکاتان» مکزيک ضبط شد. نيروي دريايي مکزيک پس از مشکوک شدن به يک کشتي با استفاده از دستگاه هاي مجهز به اشعه ايکس و سگ هاي موادياب موفق به شناسايي محموله کوکائين در شکم بيست کوسه منجمد شد. قاچاقچيان مواد مخدر در مکزيک از روش هاي منحصر به فردي براي قاچاق استفاده مي کنند که از جمله آن مي توان به کنسرو کردن مواد اشاره کرد.


مرگ موش 21 کودک چيني را به بيمارستان فرستاد
21 کودک در مهدکودکي در جنوب چين پس از خوردن مرگ موش به بيمارستان منتقل شدند و يک کودک جان خود را از دست داد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس به نقل از «شينهوا» مسوولان اين مهدکودک براي از بين بردن موش ها از مرگ موش استفاده کردند اما 21 کودک در حال بازي با کنجکاوي مرگ موش ها را خوردند. تاکنون يک کودک در بيمارستان جان خود را از دست داده است و 20 نفر ديگر بستري هستند که سه نفر در بخش مراقبت هاي ويژه به سر مي برند و چهار تن ديگر شرايط بحراني دارند.


فرود اضطراري ايرباس هفت مجروح بر جاي گذاشت
مقامات هواپيمايي استراليا اعلام کردند؛ بر اثر فرود اضطراري يک فروند هواپيماي مسافربري اين کشور در مالزي دست کم هفت نفر از مسافران مجروح شدند. رئيس سازمان هواپيمايي استراليا به آسوشيتدپرس گفت؛ اين هواپيماي مسافربري که از «هنگ کنگ» به سمت استراليا در پرواز بود، به دليل نقص فني در مالزي مجبور به فرود اضطراري شد. وي افزود؛ اين هواپيماي مدل ايرباس A330 خطوط هوايي «کانتاس» 219 مسافر و خدمه داشت که با اقدام به موقع خلبان و فرود اضطراري سانحه ناگواري براي سرنشينان اين هواپيما رخ نداد و فقط هفت نفر دچار جراحت شدند.


مسافرکشي با خودروهاي دزدي
جوان 21 ساله يي که پس از سرقت خودروها با آنها مسافرکشي مي کرد، به حبس و شلاق محکوم شد. ماموران گشت نيروي انتظامي چندي پيش مردي را مشاهده کردند که به طرز مشکوکي اطراف يک خودروي پرايد پرسه مي زد. آنها پس از مدتي زير نظر گرفتن اين مرد هنگامي که ديدند وي با شکستن شيشه خودرو و باز کردن قفل آن قصد سرقت دارد او را دستگير کردند. متهم در بازجويي ها با اعتراف به سرقت چندين دستگاه خودرو، راديوپخش و لوازم داخلي اتومبيل ها گفت؛ حدود ساعت دو بامداد به بعد به خيابان ها مي رفتم و پس از شناسايي خودروهايي که به لوازم ايمني مجهز نبودند با شکستن شيشه عقب به داخل خودرو مي رفتم و با شاه کليدي که داشتم خودروها را از محل پارکشان دور مي کردم و پس از يک هفته مسافرکشي با آنها خودروها را با قيمت پايين تر مي فروختم. وي افزود؛ زماني که نمي توانستم خودروها را سرقت کنم تمام تلاشم را مي کردم تا لوازم داخلي شان را به دست آورم. پس از اتمام تحقيقات مقدماتي متهم 21 ساله در مجتمع قضايي بعثت محاکمه و به تحمل حبس و شلاق محکوم شد.


سارق اسباب بازي به تله افتاد
فردي که براي فرزندش اسباب بازي سرقت کرده بود، دستگير شد. چندي پيش در پي اعلام مرکز فوريت هاي پليس 110 مبني بر دستگيري يک سارق ماموران به مغازه اسباب بازي فروشي در حوالي ميدان منيريه رفتند و صاحب مغازه به آنها گفت؛ حدود يک ساعت پيش مردي به مغازه ام آمد و پس از قيمت گرفتن تعدادي اسباب بازي گرانقيمت هنگامي که مغازه شلوغ شد در فرصت مناسب با برداشتن چند اسباب بازي از مغازه خارج شد و فرار کرد. وي افزود؛ با هوشياري دوستم که در مغازه حضور داشت اين مرد را تعقيب و او را با کمک چند نفر از کسبه محل دستگير کردم. پس از تحويل متهم به ماموران وي به دادسراي ناحيه 11 منتقل شد و ضمن اعتراف به جرمش اظهار داشت؛ اسباب بازي هاي سرقت شده را براي فرزندم مي خواستم و چون پول کافي براي خريد اسباب بازي هاي گرانقيمت نداشتم تصميم به اين کار گرفتم. متهم پس از اعتراف به جرمش از سوي مقام قضايي با صدور قرار قانوني روانه زندان شد.


دستگيري اعضاي باند سرقت از منازل
کارآگاهان پليس آگاهي استان خراسان رضوي توانستند طي يک اقدام ضربتي گروهي از سارقان منازل را تحويل قانون دهند. به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، سرهنگ صادقي رئيس پليس آگاهي استان خراسان رضوي با اعلام اين خبر گفت؛ پس از رسيدن گزارش هايي به پليس آگاهي مبني بر دستبرد به برخي منازل کارآگاهان اقدامات خود را شروع کردند و با بررسي محل هاي سرقت و تحقيقات محسوس و نامحسوس توانستند به سرنخ هاي مهمي دست پيدا کنند. يکي از اين سرنخ ها که کمک شاياني به کارآگاهان کرد، شناسايي يکي از سارقان توسط همسايگان بود. اين سارق که پس از سرقت توسط همسايگان ديده شده بود توانسته بود با ضرب و جرح بگريزد، اما شناسايي وي و اينکه او را قبل از سرقت در رفت و آمدهاي فاميلي به خانه مالباخته ديده بودند کارآگاهان را به متهم نزديک کرد. سرهنگ صادقي افزود؛ سرنخ هاي به دست آمده سبب شد کارآگاهان سارق را طي يک تعقيب و گريز محاصره کنند. متهم ابتدا قصد داشت با حمله به سمت ماموران حلقه محاصره را بشکند ولي در نهايت به دام افتاد و به اعمال خود اعتراف کرد. متهم که از بستگان نزديک يکي از شاکيان بود در اعتراف خود پس از معرفي همدستانش گفت با توجه به آگاهي از زمان غيبت صاحبخانه و اطلاع از مکان اشياي قيمتي در منزل با همدستانش وارد خانه شده و آنجا را مورد دستبرد قرار مي دادند. کارآگاهان در نهايت با بازگرداندن اموال مسروقه به صاحبان شان متهم و همدستانش را به مقامات قضايي تحويل دادند. سرهنگ صادقي در ادامه براي پيشگيري از سرقت منزل به شهروندان توصيه کرد؛ نسبت به نصب نرده و وسايل تاخيري روي ديوارها و پنجره ها و به کار بردن قفل ايمني اقدام و با نصب چشمي روي در ورودي از غافلگيري خود توسط سارقان جلوگيري کنيد و شماره سريال و مشخصات لوازم منزل را يادداشت و در صورت امکان با تهيه عکس، شناسايي و دستيابي مجدد به آنها را آسان تر کنيد و از قرار دادن کليد منزل زير گلدان ها و جاکفشي بپرهيزيد و نسبت به تعويض قفل هايي که کليد يدکي آن گم شده يا براي مدتي در اختيار ديگران بوده اقدام کنيد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام