ميرزابابا مطهري نژاد / M.Motaharynejad@gmail.com
برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و مشارکت گسترده مردم، شيوه هاي رسانه ها براي «ترغيب» مردم به مشارکت هر چه بيشتر در عرصه سياسي انتخابات، تکنيک هاي مورد استفاده رسانه ها براي «برجسته سازي» برخي رويدادها و سوژه ها و چگونگي عملکرد آنها در پيروي يا به کارگيري نظريه هايي چون «نيازجويي مخاطب»، «نظريه تزريقي»، «نظريه استحکام» و «نظريه وابستگي مخاطب»، «تحليل محتواي اخبار» و گزارش هاي خبري خاص انتخابات، «نقش تيتر و جهت گيري آن»، نقش و تاثير «آگهي هاي تبليغاتي» نامزدها در رسانه هاي جمعي و استفاده از «تکنيک روابط عمومي» در جلب آراي مردم، «مناظره هاي تلويزيوني» و بسيار وجوه ديگر از جمله مواردي است که فضاي فعاليت براي حرفه يي هاي روابط عمومي و فضاي مطالعه و بررسي براي پژوهشگران اين حرفه و فن را فراهم ساخته است. چنين شرايطي براي شکل گيري روابط عمومي سياسي و مطالعه تکنيک بسيار جالب لابي گري، فرصت مغتنمي است. انتخابات دهم رياست جمهوري ويژگي هايي پيدا کرده است که اقناع و پاسخگويي افکار عمومي را مي طلبد، به همين جهت اجراي برنامه هاي ارتباطي موثر به صورت روزانه با توجه به افکار عمومي را براي نامزد ها اجتناب ناپذير کرده است و اين امر فقط با آشنايي و آگاهي کم و بيش پيچيده از کار رسانه ها و «ماشين روابط عمومي» حرفه يي و ظرفيت کاربرد مفيد اين دانش ميسر است.مطالعه ارتباط سياسي توجه را به حضور سه عنصر اصلي اين ارتباط و رابطه ميان آنها در فرآيندي جلب مي کند که به کمک آن کنش سياسي قابل درک است و اين سه عنصر عبارتند از؛ سازمان هاي سياسي (احزاب، نهادهاي سياسي، دولت ها و...)، رسانه ها و شهروندان.از طرف شهروندان و سازمان هاي سياسي درخواست ها، برنامه ها، آگهي ها، نامه ها و نظرات گهگاه يا تکنيک هاي روابط عمومي به رسانه ها (به معناي کلي و نه فقط رسانه هاي جمعي) منتقل مي شود و رسانه ها آنها را در قالب گزارش ها، سرمقاله ها، تفسيرها و تحليل ها و مصاحبه ها انعکاس مي دهند و متقابلاً واکنش نامزدها و سازمان هاي سياسي حامي آنها را براي اطلاع شهروندان و همراهي با آنان در انتخابي صحيح منتشر مي کنند و در اين ميان مباحث مهمي چون دروازه باني، سانسور، تحريف، تخريب و اعمال سليقه ها و گرايش ها جايگاه واقعي خود را نشان مي دهد. در چنين شرايطي کارکردها آشکار مي شوند؛ کارکرد تسهيل مردمسالاري و کارکرد سرکوب مردمسالاري. با توضيحات فوق به دو نکته به عنوان ختم بحث در اين مقال توجه مي دهم.
1- کارشناسان، استادان، دانشجويان و صاحب نظران رسانه ها را از اين ديدگاه به خصوص چگونگي نقش آفريني و غفلت زدايي روابط عمومي به نظاره بنشينند و يافته هاي خود را اعلام کنند.
2- استادان، انجمن ها و کارشناسان روابط عمومي از اين فرصت براي تبيين و تعريف روابط عمومي سياسي در کشور استفاده کنند و مولفه هاي آن را در جلسات علمي و کلاس هاي درس به بحث بگذارند.
نگارنده با بيش از ربع قرن فعاليت مستقيم در روابط عمومي اعم از اجرا، تدريس، تحقيق، تدوين و انتشارات روابط عمومي به اين باور رسيده ام که ارتقا، دانش و بينش و جايگاه واقعي روابط عمومي در کشور ما در گرو شکل گيري روابط عمومي سياسي است. تا روابط عمومي ها در کسب، حفظ و تداوم قدرت صاحب نقش و هويت نشوند چالش ها و آسيب هاي آنها تقليل نخواهد يافت.