پنج شنبه، 4 تير 1388 - شماره 1985
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: پزشكي
برنامه هاي غذايي کلي سودمند نيست
از غذا خوردن تان لذت ببريد
دکتر بهمن محمدي*

در بسياري از برنامه هاي غذايي مسائل به شکلي خيلي کلي ارائه مي شود. کلسيم بيشتر بخوريد، مواظب کلسترول خون خود باشيد، مصرف فيبرها را افزايش دهيد و ... . چنين تعميم هاي وسيع و گسترده اگر اشاره يي به عادات غذايي روزانه شما نمي کند، در واقع به آنچه شما بايد بر آن تاکيد کنيد و حتي به طور مشخص تر به اين موضوع نيز که سن شما چطور بر نوع غذاهايي که انتخاب مي کنيد تاثير مي گذارد، نيز توجهي نمي کند. بشر در حال تکامل، پيشرفت و رشد است. هر دوره با لذت ها و نيازها و خاطرات مخصوص به خود همراه است و هر مرحله نيازهاي غذايي مخصوص به خود را دارد.

تولد تا 10سالگي

حتي توليدکنندگان و عرضه کننده هاي شير خشک نيز اذعان دارند شير مادر بهترين غذا براي بچه است. شير مادر نه تنها تمام نيازهاي غذايي کودک شيرخوار شما را تامين مي کند، بلکه عوامل و عناصر ايمني و احتمالاً رشد کودک شما را نيز مهيا مي کند. شير مادر از بروز حساسيت غذايي و محيطي جلوگيري مي کند. در 4 تا 6ماهگي اکثر بچه ها شروع به چشيدن غذاهايي مي کنند که قرار است درآينده آنها را بخورند. تقريباً در اين دوران بعضي از والدين از بابت چاقي فرزندان شان نگران مي شوند. اما لازم به ذکر است که نگراني موردي ندارد. اگر شما قبل از دوسالگي دريافت چربي را محدود کنيد بيش از منفعت، ضرر به کودک خود رسانده ايد زيرا کودک شما با اين سوءتغذيه در زمينه رشد دچار عقب افتادگي خواهد شد. قبول کنيد که کودک شما به درصد بالاتري از چربي در برنامه غذايي اش نياز دارد تا مغز و بدن به شکل نرمال رشد کند و پرورش يابد. اگر قصد داريد با مواد لبني کودک خود را بين سنين يک تا دو سالگي تغذيه کنيد، بهتر است از شير کامل و پرچرب استفاده کنيد. متخصصان مخالف دادن شير گاو به کودکان زير يک سال هستند، زيرا عموماً حساسيت زاست.

در ضمن بين پيشرفت بيماري ديابت و شير در نوزاداني که به طور ژنتيکي مبتلا به ديابت هستند (آمادگي و زمينه ديابت را به طور ژنتيکي دارا هستند) ارتباطي ديده شده، پس اگر ترجيح مي دهيد به کودک خود شير ندهيد، از آوکادو، کره، بادام زميني و ديگر دانه هاي روغني که حاوي ميزان بالايي چربي هستند، استفاده کنيد.

پس از دو سالگي سرعت رشد در کودکان کاهش مي يابد و بذر بيماري قلبي در آنها افشانده شده و ذخاير چربي شرياني در کودکان در سه سالگي يافت مي شود. اين سن زمان رسيدگي و دقت در ميزان و نوع دريافت چربي در کودکان است. بعضي از پزشکان بر اين اعتقاد هستند که به کودکان دو ساله و بالاتر اجازه ندهيد بيش از 30 درصد از کالري مورد نيازشان را از چربي ها به دست آورند و حتي بعضي بر ميزان 25 درصد اصرار دارند. زمان غذا خوردن بايد طولاني و همراه با تنوع و لذت باشد.

رعايت بهداشت را هنگام تغذيه کودکان بايد جدي گرفت. مجبور کردن بچه به غذا خوردن هيچ فايده يي نخواهد داشت. وعده هاي کوچک غذايي را براي کودکان در نظر بگيريد و در عين حال سعي کنيد غذاي جديد در برنامه غذايي شان قرار دهيد و خودتان هم با اشتها آن غذاها را همراه آنها ميل کنيد تا اشتها و ميل به خوردن را در آنان تحريک کنيد. به طور کلي کودکاني که با غذاهاي کامل و باکيفيت و ارزش غذايي بالا تغذيه مي شوند، کمتر به مکمل هاي غذايي احتياج پيدا مي کنند. اما در کودکان زير سه سال کمبود آهن و کم خوني مشاهده مي شود. در نتيجه خانواده هاي گياهخوار و غيرگياهخوار بايد به اين مقوله توجه خاصي داشته باشند. غذاهاي گياهخواري به طور خاص حاوي ميزان بالايي آهن هستند و شامل لوبياها، تخم مرغ، نخود، ميوه هاي خشک شده، نان، ماکاروني غني شده، غلات و گياهان برگ سبز هستند. آهن به دو شکل يافت مي شود؛يکي در گوشت و يکي هم در غذاهاي گياهي. طي اين دوران که سن رشد استخوان ها است کلسيم يک ماده غذايي حياتي و ضروري محسوب مي شود. ميزان کلسيمي که بايد در اين دوران مصرف شود روزانه بين 800 الي 1200 ميلي گرم است.

بعضي منابع سرشار از کلسيم شامل لبنيات کم چرب (شير بدون سرشير) آب سيب و آب پرتقال تقويت شده و شيربرنج و غلات و شيرسوياي تقويت شده است. اگر در مناطقي زندگي مي کنيد که زمستان هاي طولاني دارد، مصرف ويتامين D يکي ديگر از ضروريات غذايي شما محسوب مي شود زيرا ويتامين D با تابش آفتاب ساخته مي شود. پس بايد به شکل تکميلي استفاده شود. ويتامين A نيز در ايجاد ديوار محافظتي بدن در برابر بيماري ها و عفونت ها و تقويت قدرت بينايي نقش بسزايي ايفا مي کند و در دانه هاي سبز و زرد و نارنجي، سيب زميني، گرمک، اسفناج، گوجه فرنگي و هويج يافت مي شود.

*متخصص تغذيه و رژيم درماني
نگاهي به پيامدهاي ناکفايتي رشد در کودکان
آبميوه و نوشيدني ممنوع

گيتي بهدادي پور*

ناکفايتي رشد يا FTT وضعيتي است که بيشتر در کودکان زير دو سال رخ مي دهد و عبارت است از تاخير يا توقف در رشد. تشخيص ناکفايتي رشد با موارد زير صورت مي گيرد.

1- وزن زير صدک سه باشد.

2- وزن کمتر از 80 درصد وزن ايده آل باشد.

3- صدک وزن کودک به اندازه دو صدک اصلي از صدک رشد استاندارد او اختلاف پيدا کند.

علت شناسي

دلايل بروز ناکفايتي رشد به دو دسته تقسيم مي شوند؛

1- دلايل ارگانيک؛ افت رشد به دليل وجود يک بيماري حاد يا مزمن (مثل عفونت) که در جذب يا متابوليسم مواد مغذي تداخل مي کند يا نياز به انرژي دريافتي را افزايش مي دهد، رخ مي دهد.

2- دلايل غيرارگانيک؛ بيشتر به عوامل محيطي، رواني و اجتماعي برمي گردد مثل عدم دريافت غذاي کافي. 80 درصد بچه هاي مبتلا به ناکفايتي رشد دلايل غيرارگانيک دارند. فقر مالي، کاهش اشتها، عدم داشتن دانش و فهم کافي در مورد شيوه هاي صحيح غذا دادن، تعداد زياد فرزندان و شير ناکافي مادر (به دليل فقر غذايي مادر، استرس هاي روحي مادر و...) از جمله اين دلايل است. ناکفايتي رشد غيرارگانيک بيشتر در سن زير يک سال و حدود شش ماهگي رخ مي دهد. گاهي هم ناکفايتي رشد به شکل مختلط رخ مي دهد يعني دلايل ارگانيک و غيرارگانيک با هم بروز مي کنند.

تشخيص ناکفايتي رشد

سه نکته کليدي در تشخيص ناکفايتي رشد، بررسي منحني رشد، گرفتن تاريخچه غذايي کودک و معاينه فيزيکي است. معمولاً سه نوع ناکفايتي رشد تشخيص داده مي شود.

نوع 1؛ قد و دور سر طبيعي است و وزن کاهش يافته است که مي تواند در اثر تغذيه نامناسب يا يک بيماري حاد باشد. وزن حساس ترين شاخص در تعيين وضعيت تغذيه کودک است و در تشخيص ناکفايتي رشد اهميت زيادي دارد. اگر بدن کودک غذاي کافي دريافت نکند، از توده چربي و حتي ماهيچه يي خود استفاده مي کند تا بتواند مواد مغذي مورد نياز را فراهم کند.

نکته؛ کاهش وزن اغلب نشان دهنده وجود سوءتغذيه است. البته بايد به خاطر داشت نوزادان در 10 الي 15 روز اول تولد وزن کم مي کنند که شايد به خاطر کاهش آب بدن باشد و اين وضعيتي عادي است.

نوع 2؛ دور سر طبيعي است و وزن و قد کاهش يافته است که ممکن است ناشي از اختلالات اندوکرين، کوچک بودن ژنتيکي جثه يا ديستروفي استخوان باشد.

نوع 3؛ قد و وزن کاهش يافته و دور سر کمتر از مقدار طبيعي است. اين نوع ناکفايتي رشد در اثر تاخير رشد داخل رحمي، نقص در سيستم عصبي، عفونت هاي داخل رحمي و... رخ مي دهد.

اگر پدر و مادر هر دو جثه کوچک داشته باشند، کودک به احتمال زياد به طور ژنتيکي ريزجثه است و ناشي از سوءتغذيه او نيست.

اگر گرفتن تاريخچه يا معاينه فيزيکي نشانگر ناکفايتي رشد نبود، مي توان از آزمايش هاي بيوشيميايي استفاده کرد از جمله شمارش گلبول هاي قرمز، بررسي غلظت و اسيديته ادرار، BUN، ESR، آزمايش مدفوع، غلظت الکتروليت ها در کودکي که سابقه اسهال و استفراغ دارد، سطح تيروکسين در صورتي که رشد وزني او تحت تاثير قرار گرفته است و اندازه گيري فشارخون.

درمان

توصيه مي شود کودکان مبتلا به ناکفايتي رشد نوع 2 و 3 به پزشک متخصص اطفال ارجاع داده شوند و براي کودکان مبتلا به ناکفايتي رشد نوع 1 هم بسته به شدت آن اقدامات لازم انجام شود.

- هدف از درمان ناکفايتي رشد بهبود وضعيت رشد کودک است. در ناکفايتي رشد ارگانيک ابتدا بايد عامل بيماري را برطرف و سپس کمبود تغذيه يي را جبران کرد.

- براي کودک مبتلا به ناکفايتي رشد بايد يک رژيم غذايي که کالري کافي براي افزايش رشد او فراهم کند، تنظيم کرد (تقريباً 150 کالري مورد نياز براي سن او را بايد در نظر گرفت).

- معمولاً براي همه کودکان سوءتغذيه يي مکمل مولتي ويتامين/ مينرال از جمله آهن و روي توصيه مي شود.

- براي کودکان شيرخوار، شيردهي بايد ادامه پيدا کند و حتي اگر بچه توان مکيدن ندارد، مادر بايد شير خود را دوشيده و با فنجان و قاشق کوچک به بچه بدهد.

- براي کودکاني که غذا دريافت مي کنند، بايد دفعات تغذيه را بيشتر کرد و هر دو تا سه ساعت يک بار يا بيشتر به او غذا داد.

- براي بالا بردن کالري غذا به هر وعده غذايي کودک بهتر است يک تا دو قاشق مرباخوري روغن مايع يا کره اضافه شود.

- استفاده از جوانه غلات (گندم و ماش)، عصاره استخوان قلم، پودر کنجد يا بادام به مغذي کردن غذاي کودک کمک مي کند.

- مصرف زياد آبميوه و نوشيدني هاي شيرين (اغلب در مقادير 360 تا 900 سي سي) مي تواند ناکفايتي رشد را تشديد کند. مصرف آبميوه بايد تا زماني که کودک به وزن مناسب نرسيده است به 120 تا 180 سي سي محدود شود.

- با توجه به اينکه تغذيه خوب در سال هاي اول زندگي اهميت زيادي دارد، کودکان مبتلا به ناکفايتي رشد در اثر سوءتغذيه در معرض خطر عقب ماندگي ذهني و رفتاري هستند (مانند دير زبان باز کردن، اختلالات رفتاري و...). کودکان مبتلا به ناکفايتي رشد زير يک سال و به خصوص زير شش ماه، يعني زماني که مغز بيشترين ميزان رشد خود را دارد، از اين نظر در معرض خطر بالايي هستند لذا بايد به تغذيه کودکان در اين سن توجه کافي کرد.

*کارشناس تغذيه و رژيم درماني
راهنمايي هايي براي سلامت دندان
نيازي به توجيه شدن نيست
دکتر ياشيل احدي مقدم*

www.doctoryashil.com

خوانندگان محترم مي توانند پرسش هاي خود را با ذکر سن، محل سکونت و شرح مختصري از مشکل و هر موضوعي که در يافتن علت کمک کند، مطرح سازند تا پاسخ داده شود. براي طرح پرسش هاي خود مي توانيد با نشاني info@doctoryashil.com مکاتبه کنيد.

---

-روش درمان دنداني که تاج آن شکسته است، چيست؟

تاج دندان در اصطلاح به قسمت نمايان دندان گفته مي شود. قسمتي که در داخل لثه و فک قرار مي گيرد، ريشه ناميده مي شود. اگر ميزان شکستگي کم باشد و عصب دندان را درگير نکرده باشد با پر کردن (با آمالگام يا مواد همرنگ) مي توان آن را ترميم کرد. اگر ميزان شکستگي بيشتر باشد، به طوري که عصب دندان درگير شده باشد، دندان بايد عصب کشي و ترميم شود و در صورت لزوم از روکش دندان استفاده شود.

اگر ميزان شکستگي و از بين رفتگي به حدي باشد که نتوان به طور عادي روي آن روکش گذاشت، به روش جراحي افزايش طول تاج و قرار دادن پين يا بست در ريشه، اندازه تاج را به قدرکافي براي قرار دادن روکش و گيرداري آن افزايش مي دهند. انتخاب هر يک از روش هاي فوق با معاينه و در صورت لزوم گرفتن عکس راديولوژي امکان پذير است.

-بين بعضي از دندان هايم در محل اتصال دو دندان با هم و با لثه، يک سوراخ بسيار ريز سياه رنگ وجود دارد. آيا اين سوراخ ها پوسيدگي هستند، راه درمان چيست؟ به دکتر مراجعه کردم گفت مشکلي ندارند. آيا اين سوراخ ها عادي است؟

دندانپزشک با معاينه و قرار دادن وسيله خاصي که با آن دندان را معاينه مي کنند (سوند) پوسيدگي را از شکل آناتوميک دندان تشخيص مي دهد. به عبارتي اگر سوند با کشيدن روي سطح سوراخ ها، روي دندان گير کند، دندان پوسيده است و بايد با ترميم پوسيدگي (پر کردن) درمان شود. در صورتي که پوسيدگي تشخيص داده نشود و لکه هاي ريزي به شکل سوراخ ديده شود، ممکن است رنگدانه ها يا جرم دندان باشد که با جرم گيري قابل رفع خواهد بود. البته از نحوه طرح سوال به نظر مي رسد ممکن است اين سوراخ ها، فواصل طبيعي بين دندان ها باشد. اين موضوع نيز با معاينه دندانپزشک قابل تشخيص است.

-من به نخ دندان و خلال دندان اصلاً حس خوبي ندارم. منظورم اين است که هر کس برايم توجيه مي کند که خوب است، باز فکر مي کنم به لثه ها و دندان هايم لطمه مي زند. نظر شما چيست؟

من استفاده از خلال دندان را توصيه نمي کنم. استفاده از خلال دندان به هيچ عنوان جايگزين مناسبي براي نخ دندان نيست و استفاده از آن باعث از بين رفتن لثه و دندان در ناحيه بين دنداني مي شود. اما سعي کنيد هميشه از نخ دندان استفاده کنيد. البته شما اعلام کرده ايد توجيه پذير نيستيد، اما براي اطلاع ساير خوانندگان عرض مي کنم مسواک قادر به تميز کردن سطوح بين دنداني نيست و استفاده از نخ دندان اين نقيصه را از بين مي برد. سعي کنيد از نخ دندان مرغوب و استاندارد استفاده کنيد. استفاده از نخ دندان هاي متفرقه يا استفاده از نخ خياطي به جاي نخ دندان، باعث آسيب رساندن به لثه و دندان خواهد شد.

مضافاً اينکه در بعضي مسائل مانند مسائل دشوار فني و پزشکي، نيازي نيست يک فرد متخصص به زبان ساده (غيرفني) بتواند يک فرد غيرمتخصص را قانع و توجيه کند و اين توجيه نشدن نمي تواند دليل بر استنکاف باشد، صرفاً اعتماد به توصيه متخصص و خبره امر، دليل کافي براي رعايت کردن است.

-دندان جلوي فک بالاي من در اثر ضربه سياه شده است. راه درمان آن چيست؟

ضربه به دندان باعث قطع عروق خوني تاج دندان مي شود و تغيير رنگ دندان به دليل ورود محصولات خوني حاصل از تجزيه خون (مانند سولفيد آهن) به داخل عاج دندان است. بسته به نوع ضربه ممکن است عصب دندان از بين رفته باشد يا سالم باشد. اگر پالپ دندان آسيب نديده باشد، امکان بازگشت رنگ دندان هست.

اما اگر پالپ دندان از بين رفته باشد، اين تغيير رنگ باقي مي ماند. اين دندان را ابتدا بايد عصب کشي کرد و در صورت لزوم مي توان با روش بليچينگ داخلي

رنگ دندان را سفيد کرد. همچنين مي توان با استفاده از بيلدآپ کامپوزيتي يا روکش لامينيت، شکل و رنگ دندان را اصلاح کرد، به ويژه اگر قسمتي از دندان نيز از بين رفته باشد.

*جراح، دندانپزشک
شتاب بخشيدن به درمان با سود جستن از سينما
يگانگي با طبيعت


دکتر بهنام اوحدي*

www.iranbod.com



شايد برخي بپندارند که در فيلم درماني، وجود داستان و سناريويي در پس رخدادهاي فيلم يا کارتون لازم و ضروري است. هر چند روند و فرآيند (فرم) و درونمايه (محتوا) فيلم و کارتون اهميت چشمگير و فراواني در روان درماني بنياد گذاشته شده بر سينما دارد، اما از چشم انداز شناختي -رفتاري و حتي روان تحليلي امکان سود جستن از فيلم هاي مستند و نيمه مستند در فيلم درماني وجود دارد.

به واقع آيا تاکنون لحظه يي به اين انديشيده ايد که چرا بخش بزرگي از برنامه هاي تلويزيوني کشورهاي پيش تاخته به مستندهاي تلويزيوني نشان هنده طبيعت بکر و دنياي وحش اختصاص داده شده و مي شود؟ آيا تاکنون از خود پرسيده ايد که چرا کانال هاي ماهواره يي همچون «انيمکس»

- با وجود رايگان نبودن- اين همه بيننده و دوستدار پر و پا قرص از سرزمين هاي گوناگون دارد؟، دلبستگي به سفر به پهنه طبيعت پاک و بي آلايش و دور شدن از زندگي مادي زده آلوده به شتاب و رقابت، بي گمان دليل مهمي است اما يگانه عامل نيست. آدمي از فيلم هاي مستند و نيمه مستند، اگر بيش از فيلم ها و کارتون هاي داستاني نياموزد، کمتر هم درس نمي گيرد. فيلم هايي که تا پيش از دهه 60 خورشيدي، در تلويزيون ميهن مان با عنوان «راز بقا» شناخته مي شد و فراوان براي مردم، از آن دو کانال نوستالژيک به نمايش گذاشته مي شد، آموزگار سترگ «معنويت حقيقي» جاري و ساري در طبيعت ويران نشده به دست توده هاي نادورانديش آدميان بوده و هستند. اين نماها، بسيار بيش از هر فيلم و کارتون داستاني، مي توانند آموزنده «روح واقعي» زندگي طبيعي براي ما آدميان باشند.

آدمي روزبه روز، سال به سال و سده به سده بيش از گذشته از «روح اصيل و واقعي» زندگي دور افتاده و مي افتد. در ميهن ما اين دور افتادن از زندگي طبيعي، آهنگ شتابان تري دارد. آن هنگام که «مدرنيته» و «دوران گذار از سنت به آن» پافشارانه به رسميت شناخته نشده و با مکانيسم دفاعي نابالغانه «انکار» بر آن به آساني (و ناداني) چشم پوشيده مي شود، شگفت نيست که چيستي و چگونگي گذار درست و سالم از سنت به مدرنيته در اجتماع و خانواده ايراني در ابهام بماند.

اين گونه است که در يک دوره دو سه ساله به ناگاه خانه و کاشانه هامان انباشته از گلدان هايي مي شوند که بيش از آنکه گلدان هايي نگاهبان گل هاي چشم نواز زنده و سرمست باشند، به «گور»هايي مي مانند که نگهدارنده «جسدهاي پلاستيکي و ماکت هاي مصنوعي طبيعت» هستند. جالب آنجاست که اين همه «گريز آگاهانه و شتابان» از «روح واقعي» و «معنويت حقيقي» زندگي بيش از هر عامل ديگر، در پرتو اين يک دليل انجام مي شود؛ تنبلي و سستي سرشار در پاسداري نه چندان دشوار از گياهان خانگي، «ويلام»، روان درمانگر معنويت گرا، بنيان هاي «درمان معنوي» را به شرح زير مي داند؛

1- عشق به ديگران؛ که نيازمند تمايز خويش، بخشش و پذيرش تمام و کمال ديگري است.

2- عشق به کار؛ که اگر با فداکاري و ازخودگذشتگي همراه شود، مي تواند راهي براي سرزندگي روان باشد.

3- عشق به داشتني ها و دل بستگي ها؛ که برآيند زندگي کردن و همکاري با ديگران است و عاملي براي حسن نيت، صميميت و رشد معنوي است.

4- باور به معنويت؛ که به معني باور به حرمت هر چيزي است که در اطراف ماست و نيازمند دور شدن از دارايي هاي مادي است.

5- باور به يگانگي؛ که به معني احساس نامتمايز بودن از دنياي بيرون (طبيعي و فراطبيعي) است که براي انسان آرامش به همراه دارد.

6- باور به دگرگوني؛ که باور به پيوستگي معنوي و زاده شدني دوباره است.

باور به «يگانگي»، به معناي احساس نامتمايز بودن آدمي از دنياي بيرون او (طبيعي و فراتر از طبيعي) و به عبارت بودا «احساس يگانگي» است. هنگامي که دشواري هاي زندگي فرد چنان سنگين مي شود که شخص نمي تواند «مفهومي جهاني» براي خود بيابد، «يگانگي» براي آدمي معنا و آرامش به ارمغان مي آورد. البته مفهوم جهاني، ماهيتي کمي و قابل اندازه گيري نيست. همان گونه که «ياسپرس» اشاره کرده، «يگانگي» را نه از طريق جهاني منطقي و علمي و نه در درون يک مذهب جهاني مي توان يافت. «يگانگي» تنها از طريق ارتباط بي حد و مرز به دست مي آيد. «يگانگي»، احساس مسووليت در برابر همه، احساس تعهد همه جانبه و يک شيوه ارتباط فداکارانه با دنياي پيرامون خود است. افزون بر اين، باور به «يگانگي» در نهايت بازتابي از يکپارچگي ذهن، جسم و روح است. چنان که «کاول» مي گويد؛ «اگر ذهن و جسم يکپارچه باشند، روح مي آيد تا در آن «يگانگي» جاي گيرد و اين آمدن و بودن منوط به شيوه کارکرد و رابطه ما با دنيا است.»

«رين پاچ» به يک نماي آشکار از تکامل رابطه دوسويه حس زنده بودن (و به طور ضمني دوست داشتن) يا انسانيت اشاره مي کند. عامل پيوست به آن يگانگي پررمز و راز، گونه يي از عشق است که خود ما را از ديگر افراد، ديگر چيزها و در نهايت از جهان متمايز مي گرداند، اندازه ها و چارچوب هاي ما را گسترش داده و مرزهاي ما را فراخ مي سازد. بنابراين هر چه ما خويشتن مان را بيشتر و پردامنه تر گسترش دهيم، جدايي بين خويشتن ما و جهان کم رنگ تر مي شود. ما به گونه يي فراتر از فرد شناخته مي شويم و احساس شور و فراز (همان احساس عاشق شدن) را بيشتر و بيشتر تجربه مي کنيم. اگر شما عاشق ديگران نباشيد، نمي توانيد به پروردگار عشق بورزيد و اگر عاشق حيوانات نباشيد، نمي توانيد به آدميان و کل طبيعت عشق بورزيد.

«من ممکن است همه راز ها را دانسته و همه دانش ها را داشته باشم، من ممکن است آن اندازه ايمان داشته باشم که بتوانم کوه ها را جابه جا کنم اما اگر عشق نداشته باشم، هيچ چيز نيستم.» اين «يگانگي»، رحم و شفقت به دنبال دارد. اين «يگانگي ترحم آميز» از سوي همه مذاهب القا شده است. آري، فيلم هاي مستند و نيمه مستند نمايشگر طبيعت بکر خداوندي در راستاي چنين مفهوم معنوي ساخته و به نمايش سپرده مي شوند. نماهايي که با وجود افزايش شمار کانال هاي سيماي مان، سال هاست که جز اندکي، آن هم فقط در ساعات خلوت و خاموشي نيمه شب، پخش نمي شوند. به اين واقعيت ناگوار، بيش از اين بايد پرداخت.



*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسي زناشويي و خانوادگي
ارتباط آرتروز زانو و افزايش وزن
مرکز روماتيسم ايران براساس يافته هاي يک پژوهش انجام شده اعلام کرد؛ «97 درصد مراجعه کنندگان به اين مرکز که از بيماري آرتروز زانو رنج مي بردند، داراي افزايش وزن بودند.» دکتر «فرهاد غريب دوست» رئيس مرکز روماتيسم ايران با اعلام اين خبر افزود؛ «اين پژوهش روي 151 بيمار مراجعه کننده به مرکز که داراي بيماري آرتروز بودند، انجام شده است.» وي شاخص افزايش وزن را بر حسب BMI (شاخص توده بدني که با محاسبه قد و وزن به دست مي آيد) عنوان و تصريح کرد؛ «براساس اين شاخص BMI بين 25 تا 30 به عنوان افزايش وزن، 30 تا 35 در رده چاقي و بالاي 35 به عنوان چاقي مفرط شناخته مي شود.» به گفته دکتر «غريب دوست»، «32 درصد مبتلايان به آرتروز زانو که از نظر تعداد، کمتر از ساير گروه ها بودند، دچار چاقي مفرط بودند.» وي ادامه داد؛ «همچنين 42 درصد اين جمعيت، مبتلا به چاقي، 23 درصد داراي افزايش وزن و تنها 5/2 درصد اين افراد داراي وزن طبيعي با شاخص 20 تا 25 درصد بودند.» رئيس مرکز روماتيسم ايران يادآور شد؛ «اين آمار نشان مي دهد افزايش وزن مي تواند يکي از علل آرتروز زانو به شمار آيد.» وي با اشاره به اينکه مطالعات خارجي هم در گذشته مويد تاثير منفي چاقي بر آرتروز بوده، گفت؛ «پژوهش ها نشان مي دهد 10 درصد کاهش وزن مي تواند علائم آرتروز را به ميزان 50 درصد کاهش بدهد.» دکتر «غريب دوست» ادامه داد؛ «بيماري هاي مفاصل و استخوان از قبيل آرتروز، نقرس، دردهاي کمر مزمن و ديسک کمر از عوارض مهم چاقي به شمار مي رود.» وي در مورد ديگر آثار منفي افزايش وزن بر ساير بيماري ها افزود؛ «افزايش وزن همچنين سبب نارسايي قلب شامل نارسايي خون رساني و پمپاژ خون، فشارخون، سکته هاي قلبي و مغزي و لخته شدن خون مي شود.» دکتر «غريب دوست» از سلوليت (تجمع چربي در زير پوست)، افزايش موهاي زائد و ورم عروق سفيد به عنوان آثار منفي چاقي در زمينه پوست نام برد. وي اظهار داشت؛ «سرطان هاي تخمدان و پستان، اختلالات جنسي، سندرم تخمدان پلي کيستيک، اختلالات قاعدگي، پيدايش نازايي، پروستات، اختلالات ادراري، ريفلاکس معده، بيماري کبد چرب، تشکيل سنگ کيسه صفرا، ميگرن، زوال هوشياري، افسردگي، اختلالات تنفسي و اختلالات خواب از ديگر عوامل چاقي عنوان شده است.»
پنجمين همايش انجمن سرطان ايران
پنجمين همايش سالانه انجمن سرطان ايران 28 تا 30 مهرماه در مرکز همايش هاي رازي تهران برپا مي شود. دکتر «عبدالله فضل عليزاده» رئيس انجمن سرطان ايران با اعلام خبر فوق افزود؛ «هدف از برپايي پنجمين همايش سالانه انجمن سرطان ايران ارائه جديدترين دستاوردها در زمينه درمان اين بيماري در کشور و آشنايي متخصصان اين رشته با تازه هاي تشخيص و درمان سرطان است.» وي گفت؛ «در اين همايش يافته هاي جديد انکولوژي، راديوتراپي، هماتولوژي، جراحي سرطان، لاپاراسکوپي، راديولوژي (تشخيص و درماني در سرطان) بررسي مي شود.» دکتر «فضل عليزاده» ادامه داد؛ «ثبت سرطان، اخلاق و اقتصاد در سرطان، جنبه هاي تشخيصي و درماني سرطان پستان، بدخيمي هاي دستگاه گوارش فوقاني، لنفوم هاي دستگاه گوارش، کاربردهاي باليني ژنتيک در سرطان هاي پستان و گوارش، سرطان هاي اطفال، سرطان مثانه، درمان هاي تسکيني و حمايتي در سرطان، پرستاري در سرطان و ... از جمله مباحثي است که طي روزهاي برگزاري همايش مورد بحث و هم انديشي متخصصان قرار مي گيرد.» وي گفت؛ «در همايش امسال انجمن سرطان ايران تعدادي از استادان برجسته ايراني و خارجي مدعو از کشورهاي امريکا، اتريش، کانادا، فرانسه و انگلستان حضور دارند.» رئيس انجمن سرطان ايران يادآور شد؛ «همزمان با برپايي اين همايش سخنراني ها و ميزگردهايي در زمينه پيشرفت ها و تازه هاي تشخيصي در پاتولوژي، روش هاي تشخيص مولکولي و تازه هاي ژنتيک، مشکلات شايع و تشخيص هاي دشوار در پاتولوژي سرطان و ... برگزار خواهد شد.»
اضافه وزن در جمعيت بالاي 50 سال
يازدهمين کنگره سراسري تازه هاي قلب و عروق عصر روز چهارشنبه با حضور رئيس سازمان پزشکي قانوني کشور، نمايندگان مجلس و نيز جمعي از متخصصان داخل و خارج کشور آغاز به کار کرد. دبير يازدهمين کنگره سراسري تازه هاي قلب و عروق با اشاره به اينکه 44 درصد جمعيت بالاي 50 سال اضافه وزن دارند از افزايش شيوع چاقي به ميزان 29 درصد خبر و هشدار داد؛ «ارقام فوق از عوامل ابتلا به بيماري هاي قلبي-عروقي به عنوان شايع ترين علت مرگ و مير مردم ايران به شمار مي رود.» دکتر «محمدرضا محمدحسني» عصر روز چهارشنبه 27 خردادماه و در آيين گشايش «يازدهمين کنگره سراسري تازه هاي قلب و عروق» با اعلام اين خبر افزود؛ «سالانه 60 ميليارد نخ سيگار در کشور مصرف مي شود که متاسفانه شاهد رشد فزاينده استفاده از آن در ميان جوانان و بانوان هستيم.» وي ادامه داد؛ «25 درصد افراد در کشور مبتلا به فشارخون هستند که در کنار بسياري از زمينه هاي خطر همچون ديابت، کم تحرکي و تغذيه نامناسب، جامعه را به سمتي سوق مي دهد که در سال هاي پيش رو بايد شاهد همه گيري بيماري هاي قلبي- عروقي در ميان جوانان باشيم.» به گفته دکتر «محمدحسني» اين درحالي است که مي توان از بيماري هاي قلبي- عروقي با آموزش و برنامه ريزي تا ميزان 80 درصد در جامعه پيشگيري کرد. دکتر «حسين حسني» نماينده مجلس شوراي اسلامي نيز در اين همايش از کاهش سن سيگاري هاي کشور به 10 تا 13 سال خبر داد و گفت؛ «روزانه 150 تا 180 ايراني بر اثر استعمال دخانيات جان خود را از دست مي دهند که اين رقم معادل سقوط يک هواپيما در روز است.» وي ادامه داد؛ «22 درصد سکته هاي قلبي به علت کم تحرکي، 21 درصد بيماري هاي قلبي-عروقي به علت مصرف سيگار و 13 درصد بيماري هاي قلبي به علت فشارخون بالاست.» يازدهمين کنگره سراسري انجمن قلب و عروق ايران از سوي انجمن آترواسکلروز ايران روز چهارشنبه 27 خردادماه در مرکز همايش هاي رازي تهران آغاز به کار کرد و روز شنبه 30 خردادماه به کار خود پايان داد.
عناوين اين صفحه
از غذا خوردن تان لذت ببريد
آبميوه و نوشيدني ممنوع
نيازي به توجيه شدن نيست
يگانگي با طبيعت
ارتباط آرتروز زانو و افزايش وزن
پنجمين همايش انجمن سرطان ايران
اضافه وزن در جمعيت بالاي 50 سال

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام