چهارشنبه، 3 تير 1388 - شماره 1984
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: رسانه
پرونده متهمان به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شد
قتل در ميان شعله هاي آتش، پاسخ سرقت موتورسيکلت


گروه حوادث؛ پرونده مردي که در پي اختلاف با دوستش او را به آتش کشيده و به قتل رسانده بود براي رسيدگي به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.

به گزارش خبرنگار ما اوايل سال 82 به ماموران پليس رباط کريم خبر دادند مردي عريان در کنار خيابان سوخته است. دقايقي بعد اورژانس و ماموران پليس به محل اعزام شدند. زماني که امدادگران مرد مجروحي به نام حسين را به بيمارستان رساندند شدت سوختگي او به حدي بود که قدرت حرف زدن نداشت، هر چند کار درماني روي وي به صورت ويژه انجام شد. پزشکان از همان ابتدا اعلام کردند اين مرد به دليل 90 درصد سوختگي زنده نمي ماند. با اين حال تلاش ها ادامه پيدا کردند. حسين بعد از يک هفته و در حالي که به کمک داروهاي مسکن مي توانست صحبت کند به پليس گفت عده يي او را به داخل گودالي انداختند و به آتش کشيدند. او مدتي بعد جان باخت. بعد از مرگ اين جوان پرونده تحت عنوان قتل در پليس آگاهي مطرح و تلاش ها براي رمزگشايي از اين معما آغاز شد. کارآگاهان که احتمال مي دادند حسين قرباني يک کينه جويي شده است دريافتند وي با تعدادي از دوستان قديمي اش معاملاتي داشته و با آنها مواد مخدر نيز مصرف مي کرده است. اين يافته ها فرضيه ديگري را نيز در پرونده مطرح کرد و ماموران مشغول بررسي اين موضوع شدند که حسين تا چه اندازه درگير مواد مخدر بوده و آيا او قرباني انتقام گيري قاچاقچيان شده است يا نه؟ در بررسي دو فرضيه مطرح شده، گفته هاي برادر مقتول کمک زيادي به ماموران کرد.

برادر مقتول به ماموران گفت؛ يک روز قبل از فوت برادرم در حالي که ديگر توان صحبت کردن هم نداشت از او خواستم در مورد آنچه برايش اتفاق افتاده است، توضيح دهد. برادرم فقط توانست يک جمله بگويد. او به من گفت فردي به نام عباس از همه ماجرا خبر دارد. بعد از آن بود که برادرم به کما رفت و فرداي آن روز به ما اطلاع دادند جان باخته است.

اين بار تحقيق بر اينکه عباس کيست و چه نقشي در زندگي مقتول داشته است، متمرکز شد و بعد از چند روز تحقيق از دوستان مقتول، مشخص شد او از مدتي قبل دوستي به نام عباس داشته که ارتباط آنها زياد نبوده اما چون هم محلي بودند همديگر را به خوبي مي شناختند. به اين ترتيب عباس دستگير شد.

اين مرد ابتدا منکر اطلاع داشتن از مرگ حسين شد و گفت او را نمي شناسد و رابطه يي هم با وي نداشته است. اما بعد از چند جلسه بازجويي بالاخره لب به اعتراف گشود. اين متهم به آتش کشيدن حسين را توضيح داد و گفت؛ ما چند نفر بوديم که با همدستي هم اين کار را کرديم. البته عامل اصلي قتل، من نبودم بلکه فردي به نام امير اين کار را کرد. او از دوستان صميمي حسين بود اما مدتي قبل با هم اختلاف پيدا کردند. امير مي گفت حسين موتورش را دزديده است. هرچند موتورسيکلت واقعاً دزديده شده بود اما حسين زير بار نمي رفت و حاضر نبود آن را پس دهد. امير براي پس گرفتن موتورش از ما کمک خواست. قرار نبود با او رفتار خشني شود. فقط قرار شد او را کمي کتک بزنيم و موتور را پس بگيريم. حسين را به مکان خلوتي کشانديم. من ديگر متوجه نشدم او را کجا بردند و چه کردند. چند ساعت بعد امير با من تماس گرفت و گفت به باغي در اطراف رباط کريم بروم. وقتي آنجا رسيدم ديدم حسين را داخل گودالي کرده و او را آتش زده اند. حسين داشت مي سوخت اما هيچ حرفي نمي زد حتي توان فرياد زدن نداشت. دلم برايش سوخت با اصرار من او را از داخل گودال بيرون آورديم. او هيچ لباسي به تن نداشت و به شدت هم سوخته بود. مي دانستيم اگر او را به بيمارستان ببريم دستگير مي شويم، به همين خاطر هم کنار جاده رهايش کرديم. پنج ساعت بعد دوباره برگشتيم. حسين نبود. خيال مان راحت شد که او را به بيمارستان برده اند. بعد فرار کرديم. يک هفته بعد خبر رسيد حسين فوت شده است. ما هم به تصور اينکه او حرفي از ما نزده است با خيال راحت به زندگي مان ادامه داديم.

با توجه به اعترافات عباس، همدستش امير دستگير شد. او به آتش زدن مقتول اعتراف کرد و گفت بعد از اينکه حسين را به جاي خلوتي کشانديم از او خواستم موتورم را پس دهد. او به من گفت آن را به قزوين برده است. ما هم به قزوين رفتيم اما حسين دروغ گفته بود. او موتورم را سر به نيست کرده بود. من او را شکنجه کردم تا بتوانم سرنخي از موتورم به دست آورم. به اتفاق دوستي که همراهم بود حسين را داخل گودالي انداختيم. او را عريان کرديم. ما فقط قصد داشتيم او را بترسانيم. به حسين گفتم تا زماني که به من نگفته موتورم کجاست او را از گودال بيرون نمي آورم. حسين بي تفاوت در گودال ماند. ساعاتي بعد به تصور اينکه تنبيه شده و حرف مي زند، برگشتيم اما او نه تنها همکاري نکرد بلکه به من توهين کرد و گفت موتورم را پس نمي دهد. خيلي عصباني شدم. بنزين روي او ريختم و براي اينکه بترسانمش کبريتي روشن کردم.

وي ادامه داد؛ حسين نمي ترسيد و هر لحظه بر خشم من افزوده مي شد. متوجه نشدم چه اتفاقي افتاد که کبريت از دستم رها شد و داخل گودال افتاد و تمام بدن حسين آتش گرفت. او فرياد مي زد اما من نمي دانستم چطور بايد آن را مهار کنم. با عباس تماس گرفتم و از او کمک خواستم. بعد آب روي آتش گرفتم. خاموش نشد. زماني موفق به مهار آتش شدم که حسين کاملاً سوخته بود. وقتي عباس آمد پيشنهاد کرد او را کنار جاده رها کنيم تا به بيمارستان منتقل شود. اين کار را انجام داديم و بعد فرار کرديم. بعد از پايان تحقيقات و صدور کيفرخواست پرونده براي محاکمه به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد و سه متهم پرونده به زودي محاکمه مي شوند.
سوءاستفاده از دختران جوان به بهانه استخدام منشي



گروه حوادث؛ راز فعاليت اعضاي يک شبکه تبهکاري که با راه اندازي شرکتي صوري از 12 دختر جوان به بهانه استخدام سوءاستفاده کرده بودند به دنبال خودکشي يکي از طعمه هايشان فاش شد.

به گزارش خبرنگار ما تحقيقات براي دستگيري اعضاي اين باند تبهکاري از چندي قبل پس از اقدام به خودکشي يک دختر جوان آغاز شد. گروهي از ماموران که براي بررسي علت خودکشي اين دختر به بيمارستان رفته بودند دريافتند او به خاطر مشکلي که در محل کارش پيش آمده بود تصميم گرفت به زندگي اش پايان بدهد.

از آنجا که دختر جوان به موقع به بيمارستان منتقل شده بود تلاش پزشکان براي مداواي وي با موفقيت همراه بود و او از مرگ حتمي نجات يافت.

در پي اين ماجرا از آنجا که انگيزه دختر جوان به درستي مشخص نشده بود وي تحت بازجويي قرار گرفت و از يک ماجراي شوم پرده برداشت. او که به تازگي از يکي از شهرستان ها براي تحصيل به تهران آمده بود ماجرا را اين طور شرح داد؛ چند ماهي پس از اينکه در تهران ساکن شدم تصميم گرفتم براي تامين هزينه هاي تحصيلم کار کنم. به عنوان اولين اقدام يک روزنامه تهيه کردم و در بخش آگهي ها به دنبال شغل مناسب گشتم. بعد از تماس با چند شرکت شرايط کاري يکي از آنها که مدير آن مدعي بود در زمينه صادرات- واردات فعال است مرا به خود جذب کرد و باعث شد فرداي آن روز براي بررسي شرايط به دفتر شرکت بروم. پس از گفت وگوي چنددقيقه يي با مدير شرکت که يک مرد جوان بود با او به توافق رسيدم و از فرداي آن روز به عنوان منشي در آنجا مشغول به کار شدم. اين دختر ادامه داد؛ يک هفته بدون هيچ مشکلي در آنجا کار کردم و از کارم راضي بودم اما مدير شرکت به طور ناگهاني موضوعي را مطرح کرد که من را شگفت زده کرد. او مرا به اتاق خودش دعوت کرد و پس از چند دقيقه مقدمه چيني از من خواستگاري کرد. من هم که از اين خواسته هيجان زده و خوشحال بودم پيشنهادش را قبول کردم و از آن پس رابطه ام صميمي تر شد.تا دو ماه من هم به عنوان منشي و هم به عنوان نامزد مدير به آن شرکت مي رفتم تا اينکه نامزدم بدون هيچ توضيحي مرا اخراج کرد و گفت ديگر نمي خواهد من را ببيند. وقتي اعتراض کردم و گفتم از او شکايت مي کنم مرا تهديد کرد و گفت در اين مدت از من فيلمبرداري کرده و ممکن است فيلم ها را در شهرستان محل سکونتم يا در دانشگاه پخش کند. پس از اين ماجرا من نه مي توانستم از نامزدم شکايت کنم و نه جرات رويارويي با خانواده ام را داشتم. در چنين شرايطي وقتي تمام راه ها را به روي خودم بسته ديدم تصميم گرفتم خودکشي کنم.براي همين مقدار زيادي قرص خريدم و همه را با هم خوردم تا بميرم ولي دوستانم که متوجه ماجرا شده بودند من را به بيمارستان رساندند و از مرگ نجات پيدا کردم.به دنبال اظهارات اين دختر پرونده يي در اين رابطه تشکيل و به دادسراي امور جنايي تهران ارجاع شد. داديار پرونده با توجه به حساسيت موضوع و از آنجا که اين احتمال وجود داشت متهم با افراد ديگري نيز چنين کرده باشد کارآگاهان پليس آگاهي را موظف کرد با تحقيق در اين باره متهم را دستگير کنند. با آغاز بررسي ها افسران پرونده دريافتند شرکتي که شاکي در آنجا مشغول به کار بود يک شرکت صوري است و چهار جوان با راه اندازي آنجا دختران جوان را به بهانه اشتغال فريب مي دهند و از اعتماد آنها سوءاستفاده مي کنند. ماموران در پي اطمينان از صحت اين اطلاعات در عملياتي غافلگيرکننده چهار متهم را بازداشت و شرکت را پلمب کردند. هنگامي که بازجويي ها از متهمان آغاز شد آنان با پذيرش اتهامات شان گفتند؛ به بهانه استخدام منشي در روزنامه ها آگهي مي داديم. هر بار يکي از ما خودش را به عنوان مدير شرکت معرفي مي کرد و به منشي استخدام شده پيشنهاد ازدواج مي داد تا رابطه مان با او نزديک تر شود. اما با گذشت مدت کوتاهي وقتي از دختر اغفال شده تصاوير غيراخلاقي ضبط مي کرديم او را به بهانه يي از آنجا اخراج مي کرديم. متهمان همچنين اعتراف کردند تاکنون با اين شيوه 12 دختر جوان را به دام انداخته اند. با توجه به اين اعترافات 11 طعمه ديگر متهمان نيز شناسايي شدند و همگي چهار متهم را شناسايي کردند.بنابر اين گزارش به دنبال تکميل تحقيقات پرونده با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست براي تصميم گيري نهايي به دادگاه کيفري استان تهران ارسال شد و قرار است به زودي اعضاي اين باند پاي ميز محاکمه بروند.
متهم در بازجويي ها ادعا کرد
قتل مقصر خودسوزي يک دختر


گروه حوادث؛ پرونده مردي که متهم است به خاطر اختلاف خانوادگي يکي از اقوام دورش را به قتل رسانده روي ميز قضات دادگاه کيفري استان فارس قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ما شامگاه 29 مهرماه سال گذشته کارآگاهان جنايي از کشف جنازه يي در يک خيابان مطلع شدند و پس از حضور در محل حادثه مشاهده کردند مقتول از ناحيه پهلو مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفته و به علت خونريزي شديد داخلي جان خود را از دست داده است. در شرايطي که در محل قتل هيچ ردپايي از مجرم يا مجرمان وجود نداشت جسد به پزشکي قانوني انتقال يافت و کارآگاهان به پرس وجو از خانواده مقتول که سهيل نام داشت، پرداختند.

حين اين بازجويي ها مشخص شد پسر جوان با يکي از اقوام خود از مدت ها قبل اختلاف داشته و در چند نوبت مشاجره و درگيري هايي نيز بين آنها به وجود آمده بود. پس از معرفي شدن کاظم به عنوان مظنون اصلي کارآگاهان درصدد دستگيري او برآمدند و بعد از چند روز جست وجو توانستند اين جوان را به دام بيندازند. متهم که در ساعات اوليه بازجويي ارتکاب هرگونه جرمي را انکار مي کرد وقتي چند نوبت مورد پرس وجو قرار گرفت بالاخره به کشتن سهيل اقرار کرد و گفت به خونخواهي يکي از اقوامش دست به اين جنايت زده است. کاظم توضيح داد؛ سهيل داماد عمويم بود و من به اين واسطه او را مي شناختم. اخيراً باخبر شده بودم وي کارهاي غيراخلاقي انجام مي دهد و براي يکي از فاميل به نام مهسا مزاحمت هايي ايجاد کرده است. رفتارهاي او برايم آزاردهنده بود و نمي توانستم تحمل کنم، براي همين چند بار به او تذکر دادم و خواستم دست از رفتارش بردارد اما او به کارهايش ادامه داد. مهسا از نظر روحي به شدت تحت فشار قرار گرفته بود و بالاخره نتوانست آن وضعيت را تحمل کند و تصميم گرفت خودکشي کند.متهم به قتل ادامه داد؛ کارهاي سهيل به حدي عرصه را بر مهسا تنگ کرده بود که او دردناک ترين روش را براي پايان دادن به زندگي اش انتخاب و خودسوزي کرد. اين اتفاق مرا خيلي ناراحت کرد و به خودم قول دادم هر طور که شده از سهيل انتقام بگيرم. براي همين روز حادثه چاقويي برداشتم و سراغ او رفتم تا دعوا کنم، البته هدفم به هيچ وجه کشتن اين مرد نبود. در جريان نزاع سهيل همچنان به لجبازي خود ادامه مي داد و حرف هاي غيرمنطقي اش را تکرار مي کرد. او بعد از خودسوزي مهسا باز هم از رفتارهاي ناپسندش دست نکشيده بود و وقتي ديدم وي به هيچ طريقي حاضر نيست خودش را اصلاح کند يک لحظه کنترلم را از دست دادم و با چاقو ضربه يي به او زدم و فرار کردم.بعد از اعترافات اين متهم وي به دستور بازپرس پرونده صحنه جنايت را بازسازي کرد و سپس براي او قرار مجرميت و کيفرخواست صادر شد. اکنون پرونده کاظم در حالي روي ميز قضات دادگاه کيفري استان فارس قرار گرفته است که اولياي دم مقتول خواستار قصاص او شده اند.
برخورد مرگبار دو قطار مترو در واشنگتن


تصادف دو قطار مترو در واشنگتن در اوج ساعات ترافيک اين شهر منجر به کشته شدن دست کم شش نفر و زخمي شدن چندين نفر ديگر شد.

بر اثر اين برخورد شديد واگن انتهايي قطار اول از ريل بلند و روي واگن ابتدايي قطار پشت سري پرت شد.

اين بدترين حادثه ريلي مترو امريکا در 33 سال اخير بوده است. آدرين فنتي شهردار واشنگتن مرگ شش نفر در اين حادثه را تاييد کرده و دنيس رابين رئيس آتش نشاني شهر نيز از درمان 76 نفر توسط امدادگران در صحنه حادثه و سپس اعزام آنها به بيمارستان خبر داده که حال شش نفر از آنها هم وخيم اعلام شده است. به گفته مقام هاي مترو قطار جلويي در حالي که در انتظار خالي شدن ريل در مسيرهاي جلوتر بوده، توقف و ناگهان قطار ديگر از پشت با آن برخورد کرد.

به گزارش آسوشيتدپرس هنوز علت اين برخورد مشخص نشده است و تحقيقات ادامه دارد. معلوم نيست سرعت قطار عقبي هنگام برخورد چقدر بوده اما مکان برخورد جايي است که از نزديک ترين ايستگاه فاصله زيادي دارد و در اين مناطق معمولاً قطارها با حداکثر سرعت حرکت مي کنند. کارشناسان در حال جست وجو براي تجهيزاتي هستند که اطلاعات نحوه حرکت قطار را نگهداري و ضبط مي کند.
توفان صدها هزار مکزيکي را بي خانمان کرد


ستاد حوادث غير مترقبه مرکزي مکزيک اعلام کرد؛ بر اثر وقوع توفان استوايي «آندره» در مناطق ساحلي اين کشور، صدها هزار نفر مجبور به ترک منازل خود شدند و شش نفر نيز جان خود را از دست دادند. سخنگوي اداره هواشناسي مرکزي مکزيک به آسوشيتدپرس گفت؛ توفان حاره يي «آندره» که از سمت اقيانوس آرام به سمت مکزيک در حرکت است در مسير خود تاکنون خسارات زيادي را به سواحل اين کشور وارد کرده و باعث شده صدها هزار نفر از ساکنان سواحل اين کشور مجبور شوند منازل خود را ترک کنند و به مناطق امن پناه ببرند. همچنين تاکنون شش نفر جان خود را از دست داده اند. گفته مي شود در مناطق ساحلي مانند «بارا دو ناويداد» در شمال غرب «مانزانيلو» که جزء مناطق ساحلي مکزيک به شمار مي رود توفان حاره يي خسارات بيشتري بر جا گذاشته است. در اکثر نقاط ساحلي مکزيک وضعيت فوق العاده اعلام شده و امکان وقوع توفان با درجه بالا در اين نواحي وجود دارد. همچنين دولت مکزيک نزديک به 120 پناهگاه در نقاط امن احداث کرده است، چرا که بيش از 20 منطقه در نواحي ساحلي مکزيک جزء مناطق خطر اعلام شده و از تمامي سکنه اين نواحي خواسته شده منازل خود را ترک کنند. مرکز ملي توفان امريکا اعلام کرده کانون اين توفان در 275 کيلومتري جنوب و جنوب شرق «مانزانيلو» بوده و سرعت آن به 100 کيلومتر بر ساعت رسيده است.
عناوين اين صفحه
قتل در ميان شعله هاي آتش، پاسخ سرقت موتورسيکلت
سوءاستفاده از دختران جوان به بهانه استخدام منشي
قتل مقصر خودسوزي يک دختر
برخورد مرگبار دو قطار مترو در واشنگتن
توفان صدها هزار مکزيکي را بي خانمان کرد
دختر شيرازي، قرباني کودک آزاري شد
کشف 2200 بطري مشروبات الکلي طي سه روز
پنج کشته بر اثر درگيري دو خانواده فيليپيني
باند راهزن هاي مامورنما دستگير شدند
سرقت با سلاح پلاستيکي
جيب بري در صف نانوايي
رانش زمين در چين 9 قرباني گرفت

دختر شيرازي، قرباني کودک آزاري شد
دختربچه يي که شواهد نشان مي دهد بر اثر کودک آزاري به کما رفته بود در يکي از بيمارستان هاي شيراز تسليم مرگ شد. به گزارش ايسکانيوز زن جواني که پريشان به نظر مي رسيد دو هفته پيش دختر شش ساله اش به نام «هانيه» را نيمه جان به بيمارستان شهيد «دستغيب» شيراز برد و تحويل پرستاران داد. سپس کودک بي هوش در بخش «آي سي يو» بستري شد و مادرش ادعا کرد ؛ «هانيه سرفه مي کرد و من به اشتباه شربت متادون به او دادم که حالش بدتر شد.»دختربچه پس از درمان مقدماتي به اصرار مادرش از بيمارستان ترخيص شد اما 16 ساعت بعد به کما رفت و اين بار به بيمارستان شهيد «نمازي» انتقال يافت.«هانيه» که مرگ مغزي شده بود و پزشکان هيچ اميدي به زنده ماندنش نداشتند سرانجام پس از 10 روز جان باخت. بنا بر اين گزارش دستور بازداشت مادر اين کودک به اتهام اقدام به فرزندکشي صادر شده و پرونده در دادسراي امور جنايي شيراز تحت رسيدگي است. پنجم ارديبهشت ماه امسال نيز دختربچه قزويني که به دنبال شکنجه هاي نامادري در اغما بود روي تخت بيمارستان تسليم مرگ شد.بدن نيمه جان اين دختر سه ساله به نام «فاطمه» بامداد نهم دي 87 به بيمارستان «قدس» قزوين فرستاده و وي در بخش مراقبت هاي ويژه بستري شد.نامادري 26ساله «فاطمه» به نام «حکيمه» مدعي شد دختر شوهرش به خاطر بازيگوشي از پله ها افتاده است. با اين وجود، شکستگي و همچنين کبودي ناشي از ضربه هاي شلاق و جاي دندان که روي بدن فاطمه مشهود بود از کودک آزاري خبر مي داد. بنابراين پزشکان با پليس تماس گرفتند و به اين ترتيب «حکيمه» دستگير شد.تلاش گروه پزشکي براي نجات دختربچه ادامه يافت اما «فاطمه» پس از گذشت نزديک به چهار ماه جدال با مرگ، روي تخت بيمارستان جان سپرد و پرونده به شعبه دوم دادسراي عمومي و انقلاب قزوين سپرده شد. قرار است «حکيمه» پس از تکميل تحقيقات محاکمه شود.


کشف 2200 بطري مشروبات الکلي طي سه روز
رئيس کلانتري بومهن از کشف 2200 بطري مشروبات الکلي و شش کيلو مواد مخدر در اين منطقه طي سه روز خبر داد.سروان جواد ياسيني اعلام کرد؛ صبح روز جمعه با شناسايي يک لابراتوار توليد ماده اعتيادآور شيشه در محدوده شهرک صنعتي کرشت، يک کيلو و 573 گرم شيشه و 10 گالن مواد اوليه توليد اين ماده کشف شد و هم اکنون تحقيقات براي دستگيري عامل يا عوامل توليد آن ادامه دارد. سروان ياسيني درباره کشف مشروبات الکلي در بومهن اظهار داشت؛ روز شنبه نيز 2200 بطري انواع مشروبات الکلي خارجي در منطقه بومهن کشف و يک متهم در اين رابطه دستگير و تحويل مقامات قضايي شد. به گفته وي روز دوشنبه نيز در اين منطقه پنج کيلو و 200 گرم کراک از يک خودرو پرايد کشف و يک توزيع کننده در اين رابطه به عنوان متهم بازداشت شد.

£



وکيل قلابي در چنگ کارآگاهان گرفتار شد

فردي که خود را وکيل دادگستري معرفي و با اين روش اقدام به کلاهبرداري و جعل اسناد مي کرد، دستگير و روانه زندان شد. به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، «سرهنگ قنبري» رئيس پليس آگاهي استان کردستان در اين باره گفت؛ چندي پيش فردي با مراجعه به پليس آگاهي اعلام کرد براي گرفتن کارت معافيت از سربازي، مبالغ زيادي به يک وکيل دادگستري پرداخته ولي آن شخص بعد از گذشت ماه ها تاکنون کاري براي وي انجام نداده است.اين مقام انتظامي ادامه داد؛ بلافاصله پس از انجام مراحل قانوني دستگيري متهم در دستور کار قرار گرفت و تحقيقات گسترده توسط کارآگاهان شروع و مشخص شد متهم در حالي که هيچ تحصيلاتي در زمينه حقوق ندارد دفتر وکالت داير و حتي اقدام به نصب تابلو و پخش بروشور تبليغاتي کرده است. قنبري گفت؛ سرانجام در يک عمليات ضربتي متهم دستگير و فاش شد اين شياد به عناوين مختلف از قبيل معاف کردن پسران از خدمت سربازي، رسيدگي به دعاوي کارگر و کارفرما و مواردي از اين دست مبادرت به دريافت وجه نقد از افراد کرده است. در ادامه متهم به مراجع قضايي تحويل و به اتهام کلاهبرداري و جعل با قرار قانوني روانه زندان شد. سرهنگ قنبري خاطرنشان کرد؛ درج آگهي در مطبوعات و تهيه بروشورهاي تبليغاتي از سوي افراد، شرکت ها، موسسات و ساير مراکز دليلي بر درستي و صحت آن مطالب و تاييد مراجع رسمي نيست و شهروندان بايد با دقت بيشتري به اين امور بپردازند.


پنج کشته بر اثر درگيري دو خانواده فيليپيني
درگيري براي رفع سد معبر به کشته شدن پنج نفر در فيليپين انجاميد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس به نقل از خبرگزاري «شينهوا» سد معبر در مانيل پايتخت فيليپين به مشاجره و درگيري بين دو خانواده انجاميد که در نتيجه آن اعضاي دو خانواده با سلاح گرم به يکديگر حمله کردند و در جريان اين درگيري پنج نفر کشته شدند.در اين درگيري دو طرف با اسلحه کمري به هم شليک کردند و طي اين نزاع مسلحانه علاوه بر کشته شدگان شش نفر نيز به سختي مجروح شدند و حال آنها وخيم گزارش شده است. طبق گزارش پليس فيليپين اين درگيري در جنوب مانيل و زماني رخ داد که صاحب يک سوپرمارکت از کارخانه يخ سازي همجوار فروشگاه خود خواست کاميون حامل يخ را از جلوي فروشگاه وي جابه جا کند. صاحبان کارخانه با تيراندازي به اين خواسته پاسخ دادند که اين موضوع به درگيري مسلحانه دو طرف انجاميد.


باند راهزن هاي مامورنما دستگير شدند
عمليات مشترک پليس آگاهي اصفهان و تهران به دستگيري چهار سارق مامورنما منجر شد که در جاده ها کمين مي کردند و با تهديد و ارعاب رانندگان کاميون ها وجوه آنان را به سرقت مي بردند. سرهنگ «حسين حسين زاده» رئيس پليس آگاهي اصفهان اظهار داشت؛ به دنبال دو مورد سرقت مسلحانه تحت پوشش مامور نيروي انتظامي از رانندگان کاميون ها که در محدوده ميدان ميوه و تره بار اصفهان رخ داد موضوع در دستور کار کارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. وي افزود؛ با انجام تحقيقات گسترده و مراقبت هاي ويژه سرانجام کارآگاهان موفق شدند يکي از متهمان به نام «منوچهر» را که داراي سوابق کيفري بود با همکاري پليس آگاهي استان تهران در شهرستان کرج شناسايي و دستگير کنند. اين مقام مسوول تصريح کرد؛ متهم پس از انتقال به اصفهان در بازجويي هاي انجام شده ضمن اعتراف به جرم خود عنوان کرد تاکنون در چهار فقره سرقت مسلحانه از رانندگان کاميون ها شرکت داشته و در اين دزدي ها برادرزنش به نام مصطفي و دو نفر ديگر نيز با وي همدست بودند. رئيس پليس آگاهي اصفهان در خصوص جزييات سرقت هاي اين باند گفت؛ متهمان با استفاده از يک خودرو زانتيا در جاده ها کمين مي کردند و با در اختيار داشتن سلاح قلابي و معرفي خود به عنوان مامور نيروي انتظامي با تهديد رانندگان کاميون ها وجوه نقدي آنان را به سرقت مي بردند و با خودرو از محل متواري مي شدند. اين مقام انتظامي خاطرنشان کرد؛ اندکي بعد از دستگيري متهم اول همدستان وي نيز در شهرستان ساري به دام افتادند و خودرو زانتياي مورد استفاده در سرقت ها نيز توقيف شد.سرهنگ «حسين زاده» عنوان کرد؛ با توجه به اينکه براي پليس مشخص شده است متهمان در استان هاي خراسان رضوي، گلستان، مازندران، سمنان، فارس و اردبيل تردد داشته اند تحقيقات از آنان براي کشف ساير سرقت هاي احتمالي و شناسايي مالباختگان کماکان ادامه دارد.


سرقت با سلاح پلاستيکي
پرونده پسر 21ساله يي که با تهديد مردم به وسيله سلاح پلاستيکي اموال آنان را مي ربود پس از محکوميت در دايره اجراي احکام بررسي شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از دايره اجراي احکام دادسراي ناحيه 16 تهران، چندي پيش ماموران انتظامي در پي اعلام مرکز فوريت هاي پليسي مبني بر دستگيري يک سارق در جنوب شهر براي بررسي موضوع به محل مورد نظر اعزام شدند.ماموران پس از مراجعه به محل با مشاهده افراد زيادي که اطراف يک جوان جمع شده بودند، نزديک رفتند و پس از تحويل گرفتن پسر جوان به ثبت اظهارات شاکي پرداختند. اين مرد گفت؛ حدود ساعت 22 همراه همسرم در خيابان قدم مي زديم که ناگهان اين جوان در حالي که سلاحي را به ما نشان داد از من خواست تلفن همراه و اموال با ارزش مان را در اختيارش قرار دهيم. به خاطر ترس همسرم تمام طلاها و تلفن همراه و پول هايم را به وي داديم. اما از آن جايي که سارق به شدت ترسيده بود حدس زدم سلاحش پلاستيکي است، به همين دليل شروع به داد و فرياد کردم و با کمک دو جوان توانستم او را دستگير کنم.

ماموران پس از شنيدن اظهارات شاکي و شهود متهم را که به جرمش اقرار کرده بود به دادسرا تحويل دادند. اين جوان در جريان تحقيقات با اعتراف به چند فقره سرقت و زورگيري گفت؛ به دليل نداشتن کار مناسب و فقر مالي با يک سلاح پلاستيکي شب ها به خيابان ها مي رفتم و پس از شناسايي افراد در کوچه هاي خلوت جلويشان را مي گرفتم و اموال آنها را سرقت مي کردم.متهم بعد از محاکمه به تحمل حبس و شلاق محکوم شد و پرونده او ديروز در دايره اجراي احکام مورد بررسي قرار گرفت.


جيب بري در صف نانوايي
پسر جواني که در صف هاي شلوغ اقدام به جيب بري مي کرد، دستگير شد. اين متهم توسط يکي از مالباختگان به تله افتاد. وقتي ماموران به محل دستگيري او رفتند مرد شاکي گفت؛ در صف نانوايي منتظر ايستاده بودم که متوجه حرکات مشکوک اين جوان شدم. وي شروع به حرف زدن کرد تا اينکه نوبتم شد و در حال جمع کردن نان ها بودم که ديدم او به سرعت در حال دويدن است و با توجه به اينکه به وي مظنون شده بودم جيبم را بررسي کردم و هنگامي که متوجه سرقت کيف پولم شدم شروع به داد و فرياد کردم و با کمک مردم او را به دام انداختم.در ادامه متهم هنگامي که مقابل بازپرس دادسراي ناحيه 16 قرار گرفت به بيش از 30 فقره جيب بري به اين طريق اعتراف کرد و گفت؛ مدتي است به کراک معتاد شده ام و در اين مدت مجبور بودم براي تهيه پول خريد مواد داخل صف هاي شلوغ بروم و پس از سرگرم کردن افراد کيف شان را بدزدم.متهم پس از محاکمه به تحمل حبس و شلاق محکوم شد.


رانش زمين در چين 9 قرباني گرفت
رانش زمين در جنوب غربي چين 10 کشته و مفقود برجا گذاشت. يکي از مسوولان استان «سيچوان» چين گفت؛ حادثه بعد ازظهر دوشنبه هنگامي روي داد که کارگران در حال تلاش براي محکم سازي کوهي بودند که با خطر رانش روبه رو بود. در اين حادثه 11 کارگر مدفون شدند که يکي از آنها نجات يافت و جسد 9 نفر ديگر از زير گل و لاي بيرون کشيده شد. امدادگران در جست وجوي يک نفر ديگر هستند که همچنان ناپديد است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام