پنج شنبه، 28 خرداد 1388 - شماره 1979
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: پزشكي
بررسي نقاط قوت و ضعف نظام تک فرزندي
مديريت سازمان سه عضوي

گيتي اسدي*

امروزه بنا به دلايل بسياري همانند مشکلات اقتصادي و نگراني از تامين هزينه ها، مشکلات چند فرزندي، ازدواج در سنين بالا، جدايي زوجين قبل از به دنيا آمدن فرزند دوم، کافي دانستن يک فرزند و دلايل بسيار ديگر تعداد والدين تک فرزند رو به افزايش است و خانواده ها خود نيز به اين امر راغب ترند. غافل از اينکه گاهي اوقات تک فرزندي بسيار مشکل تر از چندفرزندي است چرا که والدين فقط يک فرصت غيرقابل تکرار براي تربيت تنها فرزند خود دارند و به همين دليل نيز سعي مي کنند حداکثر تلاش خود را براي دوري جستن از هر نوع اشتباه جبران ناپذير به کار گيرند که اين امر فشار زيادي را بر والدين تک فرزند وارد مي سازد. در حقيقت نظام خانوادگي تک فرزندي همچون نظام خانوادگي چندفرزندي، شمشيري دولبه است که نقاط قوت و ضعف بسياري دارد. برخي از نقاط قوت آن عبارتند از اينکه صميميتي عميق بين والدين و فرزندان برقرار است، مي توان شرايطي را ايجاد کرد که کودک فارغ از مزاحمت ديگران از زندگي خود لذت ببرد و همچنين والدين قادرند تمام توجه خود را به يک فرزند معطوف سازند، نه اينکه آن را ميان فرزندان متعدد تقسيم کنند. از طرف ديگر برخي از نقاط ضعف تک فرزندي شامل چشم پوشي بر رفتارهاي ناپسند کودک، توجه بيش از اندازه به او و وابستگي شديد عاطفي بين فرزند و پدر و مادر است. اصولاً خانواده هاي تک فرزند بسيار متفاوت هستند و نمي توان مشخصات واحد و کليشه يي براي آنها تعريف کرد. در واقع قانون قطعي در مورد اين خانواده ها وجود ندارد. علاوه بر اين کودکاني هم که تک فرزند هستند همانند ساير کودکان رفتارهايي متناقض دارند. در برخي موارد خجالتي هستند و در برخي موارد گستاخ، آنها مي توانند هم خودخواه باشند و هم به ديگران بينديشند، هم مستقل باشند و هم وابسته. اما مشخص ترين ويژگي خانواده هاي تک فرزند توجه و حساسيت افراطي والدين به تنها فرزندشان است.

تک فرزند بودن و نداشتن خواهر و برادر

معمولاً پرورش کودک از دو عامل تاثير مي گيرد؛ عواملي که حضور دارند و عواملي که غايب هستند. کودک تک فرزند در خانواده يي رشد مي کند که افراد بالغ در آن حضور دارند و کودک ديگري نيست که بتواند با او ارتباط برقرار کند. هر دو اين عوامل نقش مهمي در پرورش اين کودکان دارد. تک فرزند به طور کامل مورد توجه والدين است و اين عامل سبب مي شود کودک احساس کند شخص مهمي است. اين دسته از کودکان احساس امنيت و اعتماد به نفس زيادي مي کنند. عامل ديگري که در زندگي آنان موثر است، حضور در خانواده يي است که فقط شامل افراد بالغ است. اين کودکان پيش از زمان معمول سخن گفتن را آغاز مي کنند و روحيه اجتماعي نيرومندتري دارند. کودکان خانواده هاي تک فرزند معمولاً بلوغ زودرس دارند. بلوغ اجتماعي آنها ممکن است به حال آنان مفيد باشد چرا که باعث مي شود زودتر از ساير کودکان با مسائلي مواجه شوند که برخورد با آنها در سنين بالاتر اجتناب ناپذير است. از معايب تک فرزند بودن تاثير آن بر مراحل رشد کودک است. اين گروه از کودکان به دليل اينکه خواهر يا برادري ندارند تا با او رقابت کرده يا بازي و دعوا کنند، لذا برخي از احساسات را تجربه نمي کنند. تک فرزند کمتر با مشکلات مواجه مي شود و در معرض تجربه کردن شکست و ناکامي، رانده شدن و... قرار نمي گيرد. از اين رو شرايطي که لازمه بلوغ روحي - رواني است را تجربه نمي کند. در خانواده هاي تک فرزند والدين و فرزندان هر دو احساس مي کنند نياز شديدي به يکديگر دارند. لذا ناگزير به مراعات يکديگر هستند ولي خانواده هاي چندفرزند چنين نيستند. دعواهاي مکرر و جريحه دار شدن احساسات و عصبانيت در خانواده هايي با چند فرزند رايج است و کودکان معمولاً براي کنترل اين احساسات راهي مي يابند و بار ديگر با هم بازي مي کنند. در اينجاست که اگر والدين اجازه ندهند فرزندشان با احساسات سخت و ناراحت کننده روبه رو شود يا امکان آشکار ساختن اين نوع احساسات را براي او فراهم نسازند، تحمل وي را در برابر اين احساسات ضعيف کرده و موجب مي شوند کودک بسيار شکننده و آسيب پذير شود.

احساس تعلق افراطي

وجود رابطه يي عميق و عاطفي ميان والدين و تنها فرزندي که دارند، بسيار طبيعي است، زيرا خواهر يا برادري وجود ندارد که اين رابطه را تضعيف کند. پيوند ميان آنها به اين دليل است که بيشتر اوقات خود را با يکديگر صرف مي کنند و اهميت زيادي براي هم قائلند و يکديگر را درک مي کنند. والدين هميشه در فکر سلامت تنها فرزند خود هستند و تلاش مي کنند موجبات آسايش و امنيت او را فراهم سازند. کودک نيز تکيه و اعتماد زيادي به حمايت و پشتيباني والدينش دارد. مي توان گفت فوايد تعلق و پيوندي که والدين و تک فرزند با هم دارند، از احساس صميميت ميان آنها ناشي مي شود. با چنين حسي آنها مي توانند مسائل يکديگر را درک کنند و به نظرات يکديگر احترام بگذارند حتي اگر داراي نظراتي مخالف هم باشند. گاهي اين تعلق بين والدين و تک فرزندشان شديد بوده و در مقابل دوري و جدايي از هم مقاومت مي کنند که اين امر با بروز مشکلاتي در دوران کودکي همراه است و در دوران بلوغ نيز به بحران ختم مي شود چرا که هنگامي که تک فرزند به مرحله جواني وارد مي شود، جدا شدن از خانواده براي او بسيار دشوار خواهد بود و والدين نيز احساس مي کنند براي هميشه فرزندشان را از دست مي دهند. والدين اين کودکان بايد به اين نکته توجه کنند که وابستگي افراطي آنها به رشد شخصيتي فرزندشان آسيب خواهد زد و از شکل گيري پيوند خانوادگي با روحيه مستقل و حس مسووليت پذيري در آنها جلوگيري خواهد کرد و اگر اين احساس ادامه يابد، در زمينه ازدواج فرزندشان مشکلاتي به وجود مي آيد يا اختلافاتي با همسر آينده تنها فرزند خانواده ايجاد خواهد کرد. والدين (به خصوص مادر) بايد اين واقعيت را بپذيرند که دوران سرپرستي همه والدين پاياني دارد همچنين به ياد داشته باشند با وجود صميميتي که دارند براي خود حدودي را تعيين کنند و سعي داشته باشند مشکلات ناشي از داشتن روابط صميمانه با کودک را به خوبي مديريت کنند.

توجه انحصاري به تک فرزندان

در خانواده هاي تک فرزند گاهي اوقات کودک احساس مي کند زير ذره بين والدين قرار دارد و کوچک ترين رفتار او از نظر پنهان نمي ماند. اين حس به جهت اينکه کودک درمي يابد مورد توجه است و احساس تنهايي نمي کند، ارزشمند است اما جنبه منفي آن زماني است که او خود را در محاصره مي بيند و درمي يابد کوچک ترين خطاي وي از نظر والدينش پنهان نمي ماند. والدين تک فرزند مسووليت خود را در قبال فرزندشان بسيار جدي تلقي مي کنند و دقت و حساسيت زيادي نشان مي دهند و اين امر باعث مي شود گاه کودکاني که تنها فرزند خانواده هستند احساس اضطراب والدين خود را درک کنند و در چنين وضعيتي ترس و اضطراب والدين به آنها نيز سرايت کند. در مرکز توجه قرار گرفتن تک فرزند باعث مي شود اولاً کودک احساس کند که داراي توانايي ها و ارزش هاي بسياري است، ثانياً نسبت به رفتار خود بسيار دقيق خواهد شد و ثالثاً کودک مي آموزد خود را هميشه در معرض توجه ديگران قرار دهد. والدين تک فرزندها به طور افراطي از فرزندشان حمايت مي کنند و فرزند آنها نيز مي آموزد بسيار محتاط و محافظه کار شود.

خودبيني و تمايل به تنهايي

توجه افراطي والدين به تک فرزندشان، حس خودبيني را در او به وجود مي آورد و علاقه افراطي آنها فرزندشان را از خود راضي بار مي آورد. اين گونه رفتارها گرايش کودک به تنهايي را افزايش مي دهد که اين امر خود موجب پيامدهاي ذيل مي شود.

- خودبيني کودک باعث مي شود او همواره اظهار وجود کند. اين کودکان احساس مي کنند داراي توانايي ها و ارزش هايي هستند که بايد آنها را به ديگران نشان دهند.

- خودبيني باعث مي شود کودک توجه خود را تنها به فعاليت هاي مورد علاقه اش معطوف سازد.

- خودبيني کودک موجب مي شود وي به دوستان خود وابسته نباشد و بيشتر از تنها بودن لذت ببرد. خودبين بودن زماني مشکل آفرين و زيان آور مي شود که تک فرزند به طور افراطي خودستايي کند و والدين نيز براي اجتناب از مايوس کردن فرزندشان به او اجازه دهند به اين رشد ناسالم ادامه دهد و زماني که خودبيني تک فرزند با بي توجهي به مشکلات ديگران همراه باشد، اين گرايش وي به خودخواهي تبديل مي شود. والدين نيز در اين ميان بي تقصير نيستند. آنان از طريق واکنش هايي چون فدا کردن منافع خود، تسليم شدن، عقب نشيني کردن، مخالفت نکردن و اجتناب از درگيري به نوعي ميل به خودخواهي را در فرزندشان تقويت مي کنند. اين کودکان چنين خصلت هاي ناپسندي را پرورش داده و پس از بلوغ در محل کار و روابط دوستانه خود مشکل آفرين مي شوند. تک فرزند به مرور در روابط اجتماعي خود درمي يابد که رابطه يکسويه در جامعه کارايي ندارد و بايد براي ايجاد رابطه يي دوسويه و متقابل بکوشد. اگر والدين فراموش نکنند که بايد فرزندشان را براي ورود به جامعه تربيت و آماده کنند، به او خواهند آموخت که ضمن حفظ استقلال خود، رابطه يي دوطرفه با ديگران داشته باشد. يادگيري برقراري رابطه دوطرفه، خصلت خودخواهي را در کودکان تک فرزند تعديل مي کند و اثرات زيانبار خودبيني و گرايش به تنهايي را در وي برطرف مي سازد.

مشکلات ناشي از آرزوهاي بلندپروازانه

داشتن آرزوهاي بزرگ همواره دام هايي بر سر راه والدين و کودکان تک فرزند مي گسترد، چرا که اصولاً والدين اين کودکان سعي دارند آرزوهاي دست نيافته خود را در زندگي فرزندشان تحقق بخشند و محروميت هايي را که داشته اند، از طريق فرزندشان جبران کنند. در مقابل تک فرزندان نيز سعي مي کنند به آرزوهايي که والدين شان به آن دست نيافته اند، برسند و هر کاري را بي عيب و نقص انجام دهند و کوچک ترين نقيصه را در اين راه، نوعي شکست براي خود تلقي مي کنند. آرزوهاي مشخصي از اين دسته که «مي خواهم فرزندم بهتر از من زندگي کند» يا «تمام سعي خود را خواهم کرد تا امکاناتي را که والدينم نتوانسته اند برايم مهيا کنند، براي فرزندم فراهم کنم»، والدين را وامي دارد نداشته هاي دوران کودکي خود را با تامين خواسته هاي کنوني فرزندشان جبران کنند، ولي هنگامي که فرزند اين خواسته ها را نمي پذيرد يا از والدين خود قدرداني نمي کند، آنان مايوس مي شوند. در حقيقت مي توان گفت روياها از نقاط ضعف والدين هستند. والدين بايد سعي کنند روياهايشان را براي خود نگه دارند. گاه تمايل کودک تک فرزند در عملي کردن روياهاي والدين خود به دليل تعهدي است که نسبت به آنها احساس مي کند. کودکان تک فرزند ممکن است اوقات خود را صرف انجام اموري کنند که والدين شان از آنها محروم بوده اند. براي پرهيز از اين امر، والدين نبايد فرزند خود را زير فشار خواسته هايي که دارند، قرار دهند و سعي کنند آنها را آزاد بگذارند. اگر اين کودکان به آرمان هايي که در حقيقت پدر و مادرشان براي آنها ساخته اند، نرسند صرف نظر از ميزان تلاش شان، احساس ناکامي زيادي خواهند کرد و اين احساس نااميدي کودکان تک فرزند تا مراحل بزرگسالي ادامه خواهد يافت.

استقلال فردي در تک فرزندان

اصولاً والدين تک فرزند نسبت به حرکات و حالت هاي فرزند خود بسيار حساسند و با مشاهده کوچک ترين ناراحتي به پزشک مراجعه کرده يا از ديگران کمک مي طلبند. اين توجه افراطي آنها به فرزندشان موجب مي شود احساس کنند نيروي بسياري براي مراقبت از فرزندشان صرف کرده و به همين دليل از داشتن فرزندان بيشتر احساس ناتواني مي کنند. در حالي که بيشتر تک فرزندان به دليل نداشتن خواهر يا برادر رقيب، به راحتي مي توانند هويت خود را شکل دهند و به همين دليل کودکان خانواده هاي تک فرزند معمولاً مستقل تر از کودکاني هستند که در خانواده هاي چندفرزندي زندگي مي کنند. البته گاهي والدين اين کودکان تحمل استقلال فردي فرزندشان را ندارند و با آنها مخالفت مي کنند. استقلال فردي در اين کودکان موجب مي شود آنها احساس شفافي درباره علايق، ارزش ها و باورهايشان نسبت به جهان داشته باشند. والدين براي تقويت استقلال فردي کودک بايد ويژگي هاي شفافيت، اطمينان و صداقت را در او تصديق کنند، اگرچه تصديق اين ويژگي ها آنقدر که در بيان ساده به نظر مي رسد، آسان نيست چرا که استقلال فردي کودک گاه والدين را ناراحت و رنجيده خاطر مي سازد. تقويت استقلال فردي، قاطعيت و اعتماد به نفس کودک را در پي دارد و به همين دليل بسياري از تک فرزندان از عقيده يي که ديگران درباره آنها دارند، نمي هراسند زيرا احساس مي کنند به اندازه کافي از سوي والدين خود مورد تاييد قرار مي گيرند. در اينجا والدين موظفند از استقلال فردي فرزندشان در محيط خانواده دفاع کنند و در ضمن به او يادآور شدند که دنياي خارج بسيار متفاوت از محيط خانوادگي اوست و نبايد از همه انتظار داشته باشد شأن او را رعايت کنند و به استقلال فردي وي احترام بگذارند.

مشکلات ناشي از ناسازگاري اجتماعي

يکي از مهم ترين اثرات تعريف و تمجيد زياد والدين از تنها فرزندشان، القاي اين تصور به کودک است که او واجد خصوصياتي منحصر به فرد است. همان طور که توجه مثبت والدين، اعتماد به نفس فرزندشان را تقويت مي کند، تعريف و تمجيد نيز نوع تحليلي که کودک از خود دارد را تعيين خواهد کرد. در واقع عباراتي چون «فوق العاده هستي،» و «تو قادر به انجام هر کاري هستي،» از طرف والدين باعث مي شود کودک خود را فراتر از ديگران بداند. اغلب والديني که فرزند ديگري ندارند تا رفتار کودکان را با هم مقايسه کنند، به دشواري مي توانند از مبالغه و تمجيدهاي افراطي خودداري کنند و به سختي مي پذيرند فرزند آنها تنها يک کودک معمولي است. اگر والدين در تعريف و تمجيد از فرزندشان زياده روي کنند و مثلاً بگويند؛ «هيچ کس به خوبي تو نقاشي نمي کند» اين امر باعث مي شود کودک، خود را فردي استثنايي تصور کند و انتظارات غيرواقعي از خود داشته باشد. حال آنکه ستايش نسبي (نه مطلق) از کودک باعث مي شود انتظار وي از خود واقعي تر شود و کودک با اين شناخت نسبي و واقع بينانه از خود، قادر به رقابت مثبت و برقراري ارتباط متقابل با دوستانش شود، در غير اين صورت زماني که کودک وارد مدرسه مي شود با همان احساس خودخواهي ناشي از تعريف و تمجيدهاي افراطي، توانايي هاي خود را با ديگر کودکان مورد ارزيابي قرار مي دهد و در نتيجه دچار مشکل خواهد شد و ممکن است به يکباره احساس خود کم بيني، يأس و نااميدي يا بيهودگي کند. از اين رو والدين بايد رفتارهايي چون انطباق، اطاعت و همکاري را به فرزندشان بياموزند و به او توضيح دهند محيط مدرسه با محيط خانه تفاوت دارد.

زياده روي در والدين تک فرزند

والديني که داراي بيش از يک فرزند هستند، معمولاً اعتراف مي کنند قادر نيستند تمامي احتياجات فرزندان خود را تامين کنند ولي والدين تک فرزند مي کوشند تمام نيازهاي فرزند خود را برآورده سازند که اين امر ممکن است دلايل متفاوتي داشته باشد. يکي از اين دلايل، محروميت هاي والدين در دوران کودکي آنها است که موجب مي شود آنها تلاش کنند فرزندشان دچار چنين محروميت هايي نشود و سعي مي کنند کمبودهاي گذشته خود را از طريق تامين نيازهاي فرزندشان جبران کنند. از طرفي والدين ممکن است قصد داشته اند داراي چندين فرزند شوند ولي دريابند که از نظر پزشکي تنها توانايي داشتن يک فرزند را دارند بنابراين تک فرزند خود را آخرين فرصتي مي دانند که براي سرپرستي يک کودک به دست آورده اند و سعي مي کنند تمام توجه خود را وقف مراقبت از او کنند. گاهي نيز والدين اميدوارند وجود فرزند بتواند روابط زناشويي آنها را که به دلايلي دچار رکود و سردي شده است، دوباره زنده کند و روابط صميمانه يي در خانواده آنها به وجود آورد. بنابراين افزون بر اينکه احساس پدر يا مادر بودن دارند، فرزند خود را وسيله يي براي بهبود زندگي زناشويي خود نيز تلقي مي کنند و به گونه يي مضاعف به او توجه دارند. حتي بدون دلايل فوق اغلب والدين تک فرزند يک وظيفه شناس افراطي بوده و تمام تلاش خود را صرف سلامت و تامين خواسته ها و پيشرفت تحصيلي او مي کنند. در مقابل اين حمايت هاي بيش از اندازه، فرزند آنها نيز در زمينه احساس مسووليت نسبت به والدين، تلاش در جهت خوشحال کردن و جلب رضايت آنان، سعي در انجام رفتاري عاقلانه چون شاگرد ممتاز بودن، دچار افراط و زياده روي مي شود که افراط در اين ارتباط و وابستگي متقابل موجب مي شود هر يک از طرفين براي تامين خواسته هاي طرف مقابل دچار فشار شوند به طوري که کوچک ترين ناکامي در اين زمينه به منزله اهميت ندادن به طرف مقابل و متعهد نبودن در روابط موجود تلقي شود. بنابراين والدين لازم است هميشه به خود يادآوري کنند تلاش معمولي آنها در مورد فرزندشان کافي است و نيازي به ايثار ندارند و اگر فرزندشان تا حدودي خواسته هاي آنها را برآورده کرده، بايد به اين نسبت رضايت دهند تا او را در فشار و تنگنا قرار ندهند.

*کارشناس ارشد روان سنجي

سال هاي نوجواني در تک فرزندان
بسياري از والدين تک فرزند، به گونه يي اسفناک آمادگي پذيرش دوران نوجواني فرزندشان را ندارند. آنان نمي توانند بپذيرند فرزندي که هميشه با آنان ارتباط داشته و همکاري مي کرده، در مرحله يي از رشد خود، در برابرشان مقاومت کرده و به فعاليت هاي اجتماعي مستقل از خانواده اش بپردازد. والدين تک فرزند معمولاً روش تربيتي خود را در سنين نوجواني فرزندشان تغيير نمي دهند و به اين ترتيب فشار سنين نوجواني را در او افزايش مي دهند. در اين مرحله است که والدين احساس مي کنند فرزندشان دچار مشکل شده است در صورتي که تنها مشکل، آماده نبودن والدين براي روبه رو شدن با اين دوران است. در مقابل نوجوان انتظار دارد پدر و مادرش مانند فردي بالغ با او رفتار کنند نه مانند يک کودک و درصدد کسب هويتي مستقل از دوران کودکي خود است. همچنين در اين مرحله (بلوغ) نوجوان روابط بيشتري با دوستان خود برقرار مي کند و از والدين خود فاصله مي گيرد که اين مساله خود باعث ايجاد فاصله ميان والدين و فرزند نوجوان آنها شده و با فشارهاي روحي مضاعفي براي هر دو طرف همراه است به گونه يي که آنان احساس مي کنند پيوند و علاقه قبلي را از دست داده اند. در مراحل آغازين نوجواني که تغييراتي در فرد ايجاد مي شود، نوجوان ديگر مايل نيست با او همچون کودک برخورد کنند و براي کسب استقلال بيشتر با والدين خود مخالفت مي کنند که اين امر گاهي منجر به دعواهاي مکرر خانوادگي مي شود. گاه اين مرحله با بلوغ جنسي همزمان مي شود که در اين صورت، فشارهاي روحي تشديد خواهد شد و والدين مشاهده مي کنند فرزندشان با آنها ناسازگار شده و مدام به آنان انتقاد مي کند. تک فرزند نوجوان تمام سعي خود را به کار مي گيرد تا از چارچوب کودکي خارج شده و براي رشد خود آزادي بيشتري کسب کند و در اين ميان نمي داند که دوست دارد چگونه باشد. از اين رو آرامش نداشته و بيشتر مواقع بي حوصله است. والدين معمولاً از روبه رو شدن با تغييرات سنين نوجواني تنها فرزندي که دارند - اعم از تغييرات مثبت يا منفي، ساده يا پيچيده، موافق يا مخالف - ناتوان هستند. والدين و فرزنداني که در مرحله کودکي تجربه اختلاف و مشاجره و جدايي با هم را نداشته اند، ناگهان در مرحله نوجواني با تضادهاي زيادي روبه رو مي شوند. به منظور جلوگيري از اين مشکلات، والدين بايد سعي کنند دانش خود را در مورد تغييرات طبيعي سن بلوغ افزايش دهند و بدانند خود و فرزندشان درباره اين تغييرات مقصر نيستند و اين تغييرات اجتناب ناپذيرند.

والدين پس از درک تغييرات انقلابي دوران بلوغ مي توانند محرک هاي رفتاري فرزندشان را اعم از استقلال اجتماعي، اظهار وجود، آزادي، لذت بردن از بحث و مخالفت و اعتراض به قوانين و محدوديت ها تاييد کنند و انرژي خود را براي کمک به فرزندشان در تصميم گيري صحيح و روبه رو شدن با تغييرات صرف کنند. در اين مرحله از رشد، والدين تک فرزند بايد از علاقه فرزندشان به داشتن رفتاري شبيه به بزرگسالان استقبال کرده و مسووليت بيشتري را به او واگذار کنند. سعي داشته باشند از تمايل فرزندشان به برقراري روابط اجتماعي مستقل از روابط خانوادگي استقبال کرده و بپذيرند فرزندشان در انحصار آنها نيست و مي تواند قسمتي از اوقات خود را با دوستان خود و خارج از روابط خانوادگي سپري کند. در نهايت مي توان گفت والدين بايد با افزايش تحمل و آگاهي خود درباره تغييراتي که در رفتار فرزندشان ايجاد شده است، اين تغييرات را پذيرا باشند.
سود جستن از سينما در شتاب بخشيدن به درمان
روزگار خوش کودکي
دکتر بهنام اوحدي* / www.iranbod.com

در 16 شماره، از چيستي «فيلم (سينما)درماني» و چگونگي سود جستن از فيلم هاي سينمايي براي دست يافتن به آماج درماني و شتاب بخشيدن به فرآيند روان درماني نوشتم. اما شايسته و بهنگام است که از چگونگي سود جستن از کارتون ها و فيلم هاي سينمايي ساخته شده براي کودکان و نوجوانان در راستاي درمان نه فقط کودکان و نوجوانان که بزرگسالان نيز بنويسم.

سال هاي کودکي، روزگاري فراموش ناشدني و نوستالژيک براي بيشتر ما آدميان است. بدين سان خاطرات ماندگار روزگار گاه شيرين و گاه تلخ کودکي، به پناهگاهي ايمن تبديل مي شود که آدمي هنگام روبه رو شدن با دشواري هاي زندگي و از جمله واپسين لحظه هاي زندگي و شايد درست در پيشگاه و آستانه مرگ به آن پناه مي برد تا اندکي آسوده و شادکام شود و لختي رهايي جويد.

چنين است که کارتون ها در ذهن بزرگسالان بسان گوهراني جاودانه رخ مي تابانند تا بسياري در آستانه پدر و مادر شدن، به جست وجوي آنها بپردازند تا شايد به ياري اين فانوس هاي خيال، روزگار خوش کودکي را به گونه يي دوباره بگذرانند و آرام گيرند. اين گونه است که من و نسل من نيز در اين روزگار ناشادمانه و دشوار، در اشتياق تماشاي دوباره کارتون «خپل و باغ گل ها»- با همان آواي نرم، مخملي و از ياد نرفتني «هوشنگ لطيف پور»- مي سوزيم و مرهمي نمي يابيم. کارتوني که آموزگار خوب دوستي، صلح و همزيستي مسالمت آميز بود. صد شگفت و هزاران افسوس که اين اثر ارزشمند در آرشيو پرطمطراق صدا و سيما، درست همچون سريال نوستالژيک و فراموش ناشدني «سفرهاي دور و دراز هامي و کامي در وطن» شادروان «نادر ابراهيمي» چه آسان گرد فراموشي گرفت تا براي هميشه از دست برود،

کدامين ساخته سينمايي و تلويزيوني پيش و پس از انقلاب مان، از ديدگاه روانشناسي کودکان و نوجوانان و رشد و تربيت تا اندازه سريال خوش ساخت «سفرهاي دور و دراز هامي و کامي در وطن»، پرمغز و نغز، آموزنده و نکته سنج بوده است؟ آيا نمايش دوباره اين سريال (ولو با حذف و جرح هاي هميشه معمول) نمي تواند مرهم و درماني براي «اختلال بحران هويت» فراگير نوجوانان و جوانان و بزرگسالان مان باشد؟ آيا شمار فراواني از تماشاگران و دلبستگان نوجوان اين سريال، به آزادمردان رها و دلاوري تبديل نشدند که از نوشيدن شورابه هاي کوير و شناور شدن در گرداب هاي «هائل» اروندرود و باتلاق هاي مجنون، ترس و هراس به دل راه ندادند؟

کارتون ها و ساخته هاي سينمايي گروه سني کودک و نوجوان، درست همانند فيلم هاي سينمايي ارزش هاي درماني فراواني مي توانند داشته باشند. اين گونه است که هم اکنون دي وي دي بيشتر کارتون هاي قديمي فراهم شده و خريداران بيشمار دارد. همين کارتون ها و فيلم هاي قديمي همچون «آواي موسيقي (در ايران؛ «اشک ها و لبخندها») است که مي توانند پدران و مادران ميانسال را در کنار کودکان و نوجوانان شان آرام و دوستانه بنشانند و شکاف نسلي رخ داده در گذر فناوري و مدرنيته را کاهش دهند. کودکان و نوجوانان با خاطرات نوستالژيک پدر و مادر آشنا مي شوند و با درک چيستي و چگونگي زندگي و شخصيت آنها، خواسته ها و روياهاي بيشمار خود را کاسته و در چارچوب مي نشانند.

کارتون هايي همچون «سيندرلا»، «گربه هاي اشرافي»، «سپيدبرفي»، «زيباي خفته»، «پينوکيو»، «سفرهاي گاليور»، «سندباد»، «يوگي و دوستان» و... همه و همه در عين حال که بر پايه تکنيک رفتاري «پرت کردن حواس» (ديس ترکشن) براي پدر و مادر درگير دشواري هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي زمانه، لختي بي خيالي و اندکي آسودگي به ارمغان مي آورند، مي توانند پايه و مايه آشتي خانوادگي و صلح و دوستي و همزيستي مسالمت آميز شوند. هرچند به باور من، ساختار روانشناختي نکته سنجانه کارتون «خپل و باغ گل ها»اين کارتون را از هر قرص و گرد آرام بخش و تسکين دهنده يي، توانمندتر مي نمايد. به باور من، اکنون در اين روزگار فراگير شدن «زندگي مادي» (ماترياليستيک) که «رقابت» را در همه عرصه هاي زندگي، از جمله تحصيلي، حرفه يي، اجتماعي، ورزشي، سياسي و... به «ستيز و کينه توزي» تا اندازه خرد و نابود کردن رقيب تبديل ساخته است، همين کارتون «خپل و باغ گل ها» مي تواند اثر نه فقط تسکيني، که درماني براي دست يافتن دوباره به ويژگي ها و سگال انساني و نيک داشته باشد. آري، «معنويت»- معنويت واقعي نيرومند و استوار و نه معنويت ظاهري رياگونه و شکننده -گم شده زندگي اين روزهاي ماست. اين گونه است که بدون هراس پروردگار و نظام آفرينش الهي و نيز دراز شدن دماغ هاي خودمان و گشاد شدن چشمان مخاطبان مان، آسوده دروغ مي گوييم و سخن به ياوه و گزافه مي کشانيم تا به هم بافتن اباطيل هنر و مد زمانه شود، سيماي واقعي مان، به چشم برزخي بسيار شنيده و در «کمدي الهي» دانته به تصوير کشيده شده، درست همانند «مامفي جادوگر» شده است؛ يگانه کاستي مان، جارويي جت گونه و پرنده است،

اي کاش، اين «برخي» نرينگان ايراني درون و برون ميهن، يک بار ديگر کارتون «گربه هاي اشرافي» را به تماشا بنشينند تا آيين جوانمردي و پهلواني از دست رفته را بلکه از «آقاي اومالي» بياموزند تا به جاي آنکه در کوي و گذر با زشت ترين گفته ها، زننده ترين متلک ها و بي شرمانه ترين پيشنهادها به پيشواز «دوشس و دخترکانش» بروند، با همت و فتوت، به پشتيباني جوانمردانه و فداکارانه از آنان بپردازند. کارتون ها (اين ميراث ذهني نوستالژيک و همواره سرشار براي ما آدميان) را بايد بيش از پيش پاس داشت و در شتاب بخشيدن به درمان از آنها به نغز و نيکويي سود جست.

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسي زناشويي و خانوادگي
عناوين اين صفحه
مديريت سازمان سه عضوي
سال هاي نوجواني در تک فرزندان
روزگار خوش کودکي
يازدهمين کنگره تازه هاي قلب و عروق
هشدار درباره پيامدهاي بي خوابي
مدل سازي بافت عضله قلب در ايران
ورزش صورت و زبان را فراموش نکنيد

يازدهمين کنگره تازه هاي قلب و عروق
يازدهمين کنگره سراسري تازه هاي قلب و عروق، با هدف ارائه جديدترين دستاوردهاي انجام شده در اين رشته از ديروز (27 خردادماه) در سالن همايش هاي رازي به مدت چهار روز آغاز به کار کرد. دکتر «مسعود اسلامي» متخصص قلب و عروق و دبير علمي اين کنگره با اعلام خبر فوق افزود؛ «در اين کنگره تازه هايي در زمينه پيشگيري از بيماري هاي قلبي، بيماري هاي مادرزادي قلب، روش هاي درماني غيرجراحي، تازه هاي اکوکارديوگرافي، تازه هاي الکتروفيزيولوژي، سلول هاي بنيادي و جراحي قلب مورد بحث و تبادل نظر پزشکان متخصص داخل و خارج قرار مي گيرد.» وي گفت؛ «اين کنگره با حضور متخصصان رشته هاي قلب و عروق، جراحي قلب، بيهوشي قلب، راديولوژي و پزشکي هسته يي برپا مي شود.» به گفته «اسلامي»، در اين کنگره همچنين سالن ويژه يي براي متخصصان رشته هاي فوق در نظر گرفته شده و چهار کارگاه در زمينه هاي اکوکارديوگرافي، سي تي آنژيوگرافي، بيهوشي و بازتواني قلب برپا مي شود. وي تبادل اطلاعات علمي براي درمان بهتر بيماران، ايجاد انگيزه در پزشکان جوان به منظور ارتقاي بيشتر سطح علمي و آشنايي پزشکان مقيم خارج از کشور با قابليت هاي علمي داخل کشور را از اهداف اين کنگره برشمرد. دبير يازدهمين کنگره سراسري تازه هاي قلب و عروق اظهار داشت؛ «همزمان با اين کنگره که توسط انجمن آترواسکلروز ايران برگزار مي شود، نمايشگاه تجهيزات و وسايل پزشکي نيز برپا مي شود.» علاقه مندان به کسب اطلاعات بيشتر مي توانند به پايگاه اينترنتي اين کنگره به نشاني www.iranathero.ir مراجعه کنند.


هشدار درباره پيامدهاي بي خوابي
پژوهشگران دريافتند بي خوابي از قدرت درک افراد مي کاهد. پژوهشگران دانشکده پزشکي دانشگاه واشنگتن با هدف پي بردن به ادراک و قدرت شناختي انسان، گروهي از افراد بي خواب يا بدخواب را با افراد ديگر مقايسه کردند و دريافتند حتي يک ساعت خواب کمتر مي تواند از قدرت شناختي و درک افراد هنگام انجام کارهايي که نياز به فکر دارد، بکاهد. گروه مورد مطالعه در اين تحقيق علمي يک ساعت کمتر از گروه ديگر که مشکل خواب نداشتند، مي خوابيدند. به گزارش سلامت نيوز يافته هاي پيشين نشان مي داد بي خوابي موجب اضافه وزن و بروز استرس در افراد مي شود. پژوهشگران هفت ساعت خواب شب را براي داشتن ذهن و جسمي سالم توصيه مي کنند. همچنين خواب نيمروز نيز مانند خواب شب موجب تنظيم اطلاعات مغزي مي شود. پژوهشگران تنظيم ساعت خواب، دوري از اضطراب هنگام خواب، نخوردن قهوه و نوشابه در زمان خواب را براي خوابي راحت و کافي مناسب مي دانند.


مدل سازي بافت عضله قلب در ايران
مدل سازي بافت عضله قلب به صورت مکانيکي به همت دو تن از متخصصان کشورمان براي نخستين بار انجام شد که قرار است جزييات اين پروژه در «يازدهمين کنگره سراسري تازه هاي قلب و عروق ايران» در حضور دانشمندان ايراني و خارجي براي نخستين بار مطرح شود. دکتر «مرسده کروندي» عضو کميته علمي يازدهمين کنگره سراسري تازه هاي قلب و عروق و عضو تيم تحقيقاتي پروژه در اين زمينه گفت؛ «اين پروژه که طي سه مرحله تکميلي صورت مي پذيرد، در مرحله نخست، به صورت نرم افزاري است که به دستگاه هاي اکوکارديوگرافي متصل مي شود تا به تشخيص دقيق بيماري هاي قلبي کمک کند.» وي ادامه داد؛ «برنامه ريزي نرم افزاري براي روبات هاي جراحي کننده عضله قلب براي کمک به جراحي قلب در حال تپش و در نهايت ساخت بافت قلب مصنوعي مراحل دوم و سوم اين پروژه است.» «کروندي» گفت؛ «اين اختراع با عنوان فرآيند مدل سازي بافت عضله قلب توسط فرمول هاي ديفورماسيون و توان قلب در تاريخ 24 ارديبهشت ماه 88 در اداره ثبت اختراعات ايران به ثبت رسيده است.» وي از اعلام آمادگي چند کشور پيشرفته براي ادامه تحقيقات در اين زمينه خبر داد و يادآور شد؛ «منتظر دريافت حمايت هاي داخلي براي ادامه تحقيقات و ثبت اين اختراع به نام ايران در امريکا يا سوئيس هستيم.» عضو کميته علمي يازدهمين کنگره سراسري تازه هاي قلب و عروق تصريح کرد؛ «در روز جمعه 29 خردادماه در بخش جراحي قلب اين کنگره، جزييات اين پروژه در اختيار متخصصان داخل و خارج کشور قرار مي گيرد.» لازم به ذکر است يازدهمين کنگره سراسري تازه هاي قلب و عروق با هدف ارائه جديدترين دستاوردهاي انجام شده در اين رشته از سوي انجمن آترواسکلروز ايران از ديروز (27 خردادماه) در سالن همايش هاي رازي تهران برپا شده و تا چهار روز ادامه خواهد داشت.


ورزش صورت و زبان را فراموش نکنيد
مطالعات نشان مي دهد 30 دقيقه تمرين و ورزش صورت و زبان در هر روز احتمال خفگي و ايست تنفسي در خواب را کاهش مي دهد. اين تمرين ها مي تواند شامل مسواک زدن به زبان، خم کردن زبان به سمت عقب، تلفظ حروف صدادار (با سرعت و ادامه دار) و حفظ زبان در وضعيتي خاص هنگام غذا خوردن باشد. اين تمرين ها نه تنها احتمال ايست تنفسي در خواب را کاهش مي دهد بلکه باعث کاهش خروپف، افزايش کيفيت خواب و کاهش خواب آلودگي در روز مي شود. با اين حال مطالعات بيشتري لازم است تا در مورد کيفيت و چگونگي ورزش صورت و زبان بررسي عميق تري صورت گيرد. اما آنچه مسلم است اين است که تقويت ماهيچه هاي مجاري تنفسي لازم است تا از افت يکباره اين سيستم هنگام خواب جلوگيري شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام