
ستاد انقلاب فرهنگي که در بدو انقلاب و به فرمان امام خميني تاسيس شد و بعد از چند سال عنوان شورا را يدک کشيد، از جمله نهادهايي است که به خاطر جايگاه و تاثيرگذاري فراوانش در طول 24 سال گذشته همواره محل بحث و تبادل نظر بوده است. به گونه يي که موافقان و مخالفان آن هر يک تلاش کرده اند با بازخواني تاريخ اين شورا، دستاوردها و گاه آسيب هاي آن را برشمرند. عده يي از مخالفان آن را تنها يک نهاد سياسي براي حذف برخي از استادان و دانشجويان دانسته، اما موافقان معتقدند در پي براندازي رژيم پهلوي تاسيس چنين نهادي به منظور هماهنگ کردن فضاي دانشگاه ها با حکومت انقلابي و بنيانگذاري دانشگاهي نو از ضروريات انقلاب و دستاورد اين نهاد عالي بوده است. مناقشه و بحث ميان مخالفان و موافقان شوراي عالي انقلاب فرهنگي همچنان ادامه دارد و اين نهاد نيز به عنوان يکي از تاثيرگذار ترين نهاد ها در مساله آموزش عالي فعاليت خود را ادامه مي دهد. با اين حال مرور چگونگي شکل گيري اين نهاد در نخستين سال هاي پيروزي انقلاب مي تواند انگيزه ها و دستاوردها يا آسيب هاي احتمالي آن را روشن و نمايان سازد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، فرهنگ حاکم بر روابط و مناسبات و به طور کلي جهت گيري دانشگاه در تعارض با اعتقادات و ارزش ها و فرهنگ انقلابي اسلامي نظام اجتماعي جامعه بود و با آن همخواني نداشت. در زمينه تغيير و تحول در نظام دانشگاهي دو نظريه وجود داشت يکي اينکه دانشگاه ها همچنان به راه خود ادامه دهند و برنامه ريزي هاي تازه به تدريج انجام شود و کادرهاي مناسب انتخاب شوند که نوعي روش اصلاحگرانه و زمانبر بود، اما نظريه دوم خواستار اين بود که دانشگاه ها براي مدتي تعطيل شوند و دانشجويان به فعاليت هاي انقلابي از جمله شرکت در نهضت سوادآموزي، جهاد سازندگي و... بپردازند و در اين فاصله زمان لازم براي مسوولان به وجود آيد تا برنامه يي دقيق براي تغييرات اساسي در دانشگاه ها طراحي کنند. شرايط سياسي در اين برهه (57تا 58) به سمتي رفت که عملاً نظريه دوم را به کرسي نشاند.
در بحبوحه انقلاب 57 فعاليت دانشگاه ها همچون مدارس، ادارات و کارخانه ها تعطيل و دانشگاه تبديل به محل استقرار دفتر گروه هاي سياسي شده بود. بعد از تجديد فعاليت تحصيلي دانشگاه ها از اسفند 1357، حضور در گروه هاي مختلف سياسي در دانشگاه ها همچنان ادامه داشت. در واقع در دانشگاه ايران نوعي آزادي عمل و خودمختاري بي نظير شکل گرفته بود، به نحوي که در اکثر دانشگاه ها گروه هاي سياسي دانشجويي به نمايندگي از سازمان هاي سياسي خارج از دانشگاه عمل مي کردند. در هر حال گروه هاي سياسي مخالف و موافق همديگر را تحمل نمي کردند و روز به روز اوضاع دانشگاه ها متشنج تر مي شد و کارکردهاي آموزشي و پرورشي و فعاليت هاي تحصيلي و علمي در دانشگاه ها تحت الشعاع اختلافات سياسي و عقيدتي قرار مي گرفت. مخالفان خواستار آزادي و برابري و مبارزه با امپرياليسم و سهيم شدن خود در قدرت بودند و موافقان نيز به حاکميت ارزش هاي اسلامي بر جامعه و دانشگاه و حذف عناصر غرب و شرق تاکيد مي کردند.
به دنبال وقايع دانشگاه ها در سال 1358، امام خميني(ره) در پيام نوروزي خود اعلام کردند؛ «بايد انقلابي اساسي در تمام دانشگاه هاي ايران به وجود آيد تا اساتيد که در ارتباط با شرق يا غرب هستند، تصفيه گردند و دانشگاه محيط سالمي شود براي تدريس علوم عالي اسلامي.» (روزنامه جمهوري اسلامي،19 فروردين 1359) و در نهايت ماجراي سخنراني آقاي هاشمي رفسنجاني در دانشگاه تبريز در 26 فروردين 59 و تشنج و درگيري در آن جلسه آخرين حلقه حوادثي بود که منجر به بسته شدن کامل دانشگاه ها شد. پس از تعطيلي رسمي دانشگاه ها، امام خميني (ره) در 23/3/ 59 فرماني را مبني بر تشکيل ستاد انقلاب فرهنگي صادر کردند. امام در همين فرمان تاريخي محمدجواد باهنر، مهدي رباني املشي، حسن حبيبي، عبدالکريم سروش، شمس آل احمد، جلال الدين فارسي و علي شريعتمداري را به عنوان اعضاي ستاد انقلاب فرهنگي تعيين کردند و در پيام شان مسووليت اين افراد چنين عنوان شده بود؛ «ستادي تشکيل دهند و از افراد صاحب نظر متعهد، از بين اساتيد مسلمان و کارکنان متعهد باايمان و ديگر قشرهاي تحصيلکرده، متعهد و مومن به جمهوري اسلامي دعوت نمايند تا شورايي تشکيل دهند و براي برنامه ريزي رشته هاي مختلف و خط مشي فرهنگي آينده دانشگاه ها، براساس فرهنگ اسلامي و انتخاب و آماده سازي اساتيد شايسته، متعهد و آگاه و ديگر امور مربوط به انقلاب آموزشي اسلامي اقدام کنند.»
ستاد انقلاب فرهنگي طبق فرمان امام(ره) ملزم بود در برخورد با مسائل دانشگاهي فعاليت هاي خود را بر چند محور متمرکز کند.
1- تربيت استاد و گزينش افراد شايسته براي تدريس در دانشگاه ها
2- گزينش دانشجو
3- اسلامي کردن جو دانشگاه ها و تغيير برنامه هاي آموزشي دانشگاه ها، به صورتي که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گيرد.
بر اساس همين فرمان و مسووليت اعلام شده توسط ايشان ستاد براي تشکيل کميته هاي مختلف اقدام کرد و در گام نخست گروه هاي برنامه ريزي در رشته هاي پزشکي، فني و مهندسي، علوم پايه کشاورزي، علوم انساني و هنر در ستاد تشکيل شد. همچنين به منظور اسلامي کردن دانشگاه ها که يکي از دغدغه هاي امام بود کميته يي در ستاد با عنوان «کميته اسلامي کردن دانشگاه ها» تشکيل شد. با توجه به ناهماهنگي ضوابط و مقررات حاکم بر دانشگاه ها با شرايط انقلابي جامعه، قسمت اعظم فعاليت هاي ستاد بر اسلامي کردن دانشگاه ها و تعيين ضوابط و مقرراتي منطبق با موازين اسلامي متمرکز شد. براي هر مجموعه از رشته هاي تحصيلي مرتبط ، يک گروه تخصصي در ستاد شکل گرفت که اين گروه ها بر اساس اهداف عمومي دانشگاه هاي اسلامي اقدام به تدوين اهداف تخصصي رشته خود کردند. همچنين يکي از بخش هاي مهم در ستاد انقلاب فرهنگي ، جهاد دانشگاهي بود که هم مديريت دانشگاه ها و هم نظارت بر اجراي پاره يي از مصوبات ستاد انقلاب فرهنگي را برعهده داشت .