شنبه، 23 خرداد 1388 - شماره 1974
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: رسانه
انتخابات دهم
بر امواج رسانه ها

الهام شامرادي / shamoradi@gmail.com.e

کارزار انتخابات دهم رياست جمهوري فصلي جديد در سبک و سياق تبليغات سياسي ايران رقم زد. جنگ رنگ، صداي پيامک، تلويزيون جزيره و اعتيادي به نام فيس بوک از جمله اولين هاي رسانه يي انتخاب دهم بودند. اما تفاوت اصلي اين دوره از کارزارهاي سياسي مربوط به هيچ يک از اين رسانه هاي نوين نيست. اين بار رسانه يي قديمي با تصميمي جسورانه، حرف اول و آخر را در ميان همه رسانه ها فرياد زد و قدرت خود را بار ديگر به رخ کشيد. تلويزيون با شش مناظره نفسگيرش، مک لوهان را روسفيد کرد. اين جعبه که مدت ها بود ديگر جادويي نبود، سحري آفريد که تغيير ادبيات و رفتار سياسي و انتخاباتي دوره دهم، زودگذرترين تاثير آن است. شوک حاصل از پيکارهاي انتخاباتي اين دوره قطعاً از ياد هيچ يک از مخاطبان نخواهد رفت. تلويزيوني که به دليل محدوديت هاي خودخواسته در سال هاي اخير از حداقل قابليت هاي خود در شکل دهي به افکار عمومي استفاده کرده و همواره آماج انتقادها بود، اين بار طرحي نو درافکند و سبکي نو در رفتارهاي سياسي ايرانيان رقم زد. هرچند حضور و نتيجه انتخابات برآيند فعاليت کليه رسانه هاي فعال در اين عرصه است، اما بزرگنمايي نيست اگر تلويزيون را مهم ترين رسانه انتخابات دهم بناميم. جعبه يي که براي اولين بار در دهمين گام، طعم بيان آزاد را به ذائقه فکري مخاطبانش چشاند؛ طعمي که البته گس بود.اين مطلب نگاهي است گذرا بر شش رسانه فعال در کارزار پوشش خبري تبليغات دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري که هر کدام به شيوه خود به بمباران اطلاعاتي 46 ميليون و 200 هزار مخاطب هدف واجد شرايط راي پرداختند. رسانه هايي مثل تلويزيون داخلي، تلويزيون هاي بين المللي (بي بي سي)، مطبوعات، اينترنت و فضاي مجازي، تلفن همراه و پيامک، راديو و در آخر رسانه جديد انتخابات اين دوره يعني رنگ. بديهي است بررسي و تحليل کيفي هر يک از اين مقولات، موضوع گزارشي مفصل خواهد بود، لذا در اين مجمل صرفاً از نظر کمي به بررسي شکل کلي برنامه هاي اين رسانه ها پرداخته شده است.

1- تلويزيون

طبق برنامه ريزي انجام شده در سازمان صدا و سيما به هر يک از کانديداهاي انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در مجموع 5/17 ساعت فرصت تبليغات راديويي و تلويزيوني داده شد. مجموع برنامه هاي تبليغاتي نامزدها در شبکه هاي سيما در قالب 9 برنامه براي هر نامزد به مدت 1800 دقيقه در نظر گرفته شد. اين برنامه ها بعد از قرعه کشي با حضور نمايندگان کانديداها و براساس دو جدول تلويزيوني و راديويي، در اختيار کانديداهاي انتخابات دهم قرار گرفت. اين برنامه ها با عناوين «با دوربين»، «مستند 1» و «مستند 2» از شبکه اول سيما، «گفت وگوي ويژه خبري» از شبکه دو سيما، «پاسخ به کارشناسان» در شبکه چهار سيما، «گفت وگو» از شبکه خبر و «با ايرانيان خارج از کشور» و برنامه هاي «مستند» کانديداها از شبکه هاي سه گانه جام جم پخش شد. «مناظره کانديداها» نيز از شبکه سوم سيما از دوازدهم خرداد با مناظره مهدي کروبي و محسن رضايي آغاز شد و با مناظره محمود احمدي نژاد و محسن رضايي در روز هجدهم خردادماه به پايان رسيد. همچنين فرصتي 20دقيقه يي در وقت اضافه در اختيار احمدي نژاد قرار گرفت تا براساس آنچه قانون مناظرات عنوان شد، براي پاسخگويي به انتقادهايي که در غياب وي مطرح شده، به تنهايي با مردم سخن گويد. پخش اين برنامه در روز چهارشنبه يعني آخرين روز تبليغات، با انتقادهاي فراوان از سوي ساير کانديداها مواجه شد. به طور کلي کم نيستند کساني که در طول شش روز مناظره تلويزيوني، گرايش خود را تغيير داده يا درباره شرکت و عدم شرکت در انتخابات تصميمي جديد گرفته اند. اما شايد بتوان گفت اين مناظره ها توانستند تعداد اکثريت خاموش دوره قبل را تا حدودي کاهش دهند.به غير از برنامه هاي فوق که کانديداها شخصاً در آن شرکت داشتند، شبکه هاي سيما به توليد و پخش برنامه هاي مرتبط با موضوع انتخابات با هدف افزايش مشارکت مردمي در اين عرصه پرداختند. از آن جمله مي توان به برنامه «جمهور» براي بخش هاي خبري 30/20 شبکه دو سيما و خبر 21 شبکه اول سيما، برنامه «پلاک 10»، «کوي انتخاب» و ... از شبکه تهران، برنامه «پله دهم» از شبکه يک سيما، برنامه «لطفاً راي بدهيد» گروه سياسي شبکه سه سيما، برنامه «منطقه آزاد» گروه اجتماعي شبکه سه سيما و برنامه «سبز، سفيد، قرمز» باز هم از شبکه سه سيما نام برد. هرچند با نزديک شدن به زمان انتخابات از نظر کمي بر تعداد برنامه ها با موضوع انتخابات در شبکه هاي سيما افزوده شد، اما منتقدان رويکرد اين دوره صدا و سيما در بخش برنامه هاي توليدي را در مقايسه با دوره هاي قبل کمرنگ ارزيابي کردند. همچنين پافشاري صدا و سيما بر حمايت از دولت نيز بدون حاشيه هاي انتقادآميز نبود.

ماهواره يي ها

بسياري تاسيس بي بي سي فارسي را پنج ماه قبل از انتخابات رياست جمهوري در ايران بدون ارتباط با موضوع انتخابات ندانستند. گواه آن نيز حجم زياد پوشش خبري اين شبکه در طول مدت کارزار دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران است. اين شبکه با وجود نداشتن مجوز فعاليت در ايران، از نظر کمي ساعات زيادي از حجم اخبار و برنامه هاي خود را به اين موضوع اختصاص داده است.

2- مطبوعات

با وجود گسترش راديو و تلويزيون هاي داخلي و بين المللي و همچنين فضاي مجازي، روزنامه هنوز يکي از رسانه هاي موثر در تبليغات سياسي و انتخاباتي به حساب مي آيد. سرعت، کثرت تيراژ و همچنين وسعت توزيع آن در ميان طبقات گوناگون اجتماعي، برگ برنده اين رسانه محسوب مي شود. اگرچه از نظر دکتر حسينعلي افخمي مدير گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي در ايران حتي در مورد نفوذ رسانه يي مثل مطبوعات نيز نمي توان با قاطعيت نظر داد چراکه در بهترين شرايط به ازاي هر 100 نفر ايراني 23 نسخه روزنامه منتشر مي شود.با اين حال با نگاهي به حدود 55 روزنامه سراسري منتشرشده در طول مدت کارزار دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، نقش مطبوعات سياسي يا مسلکي که ارگان احزاب يا دسته هاي مختلف سياسي اند، بارزتر است. به عنوان نمونه روزنامه اعتماد ملي مهم ترين ارگان رسانه يي اين حزب که با نام مهدي کروبي گره خورده و به واسطه بيش از سه سال فعاليت رسانه يي در ميان مخاطبان شناخته شده است. روزنامه اعتماد به عنوان تريبوني براي اصلاح طلبان در پوشش اخبار انتخابات نسبت به هر دو نامزد اصلاح طلب رويکردي متناسب داشته است. از ديگر روزنامه هايي که در زمان انتخابات به کمک اصلاح طلبان و مخصوصاً موسوي شتافتند، مي توان از اطلاعات، جمهوري اسلامي، سرمايه، صداي عدالت، انديشه نو و روزنامه جديد کلمه سبز نام برد. اما ناکام ترين روزنامه متمايل به موسوي در يک ماهه اخير روزنامه ياس نو بود؛ اين روزنامه بعد از دو بار انتشار مجدداً با دستور مستقيم قاضي مرتضوي توقيف شد.در جناح اصولگرا دو روزنامه دولتي کيهان و ايران از اصلي ترين رسانه هاي حامي احمدي نژاد به حساب مي آيند. از سوي ديگر روزنامه خصوصي وطن امروز به مديريت مهرداد بذرپاش و با انگيزه پيروزي احمدي نژاد در انتخابات از ماه ها قبل خود را به کيوسک رسانده است؛ اين روزنامه در دوره کارزار تبليغات انتخاباتي در تيراژ وسيع و گاه به صورت رايگان در اختيار شهروندان قرار مي گرفت. از جمله ساير روزنامه هاي حامي احمدي نژاد مي توان از رسالت، سياست روز و جوان نام برد.فرهنگ آشتي بعد از فراز و فرود در ماه هاي اخير، در آستانه انتخابات با ظاهري جديد تبديل به تريبون محسن رضايي شد، تا وي در کنار رسانه اصلي خود يعني اينترنت در پيشخوان روزنامه فروشي ها نيز حضور يابد. والي زاده مديرکل رسانه هاي دفتر رياست جمهوري در جمع بندي نگاه روزنامه ها نسبت به کانديدا ها مي گويد؛ در ميان 35 روزنامه بررسي شده در اين دفتر، 43 درصد به موسوي ، 23 درصد به احمدي نژاد، 5/11 درصد به رضايي و 5/5 درصد نيز به کروبي گرايش دارند.

3- اينترنت

در بررسي کلي فضاي وب اختصاص يافته به انتخابات مي توان از خبرگزاري هاي رسمي، سايت هاي خبري، سايت هاي حاميان، وبلاگ هاي شخصي کانديداها و کاربران، سايت هاي مولتي مديا و شبکه هاي اجتماعي نام برد.به گفته والي زاده از ميان حدود 15 خبرگزاري رسمي کشور و با وجود دولتي بودن آنها، به طور مساوي30 درصد حامي احمدي نژاد، 30 درصد طرفدار موسوي و 40 درصد بدون گرايش غالب نسبت به کانديداها بوده اند. از جمله خبرگزاري هاي حامي احمدي نژاد در اين دوره مي توان از خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران (ايرنا)، فارس و برنانيوز نام برد. در مقابل خبرگزاري کارايران (ايلنا) از جمله بارز ترين حاميان موسوي به حساب مي آيد.سايت هاي خبري حامي کانديداها به دو دسته تقسيم مي شوند؛ گروه اول سايت هاي خبري که مدت زيادي از راه اندازي آنها مي گذرد و نزد مخاطبان شناخته شده اند، مانند سايت رجانيوز با سابقه طولاني حمايت از احمدي نژاد و سايت تابناک منتسب به محسن رضايي. گروه دوم سايت هاي خبري که همزمان با کانديداتوري نامزدها ايجاد و راه اندازي شده اند، مانند سايت خدمت و ثانيه نيوز در کمپين احمدي نژاد، سايت ايفنانيوز مرتبط با رضايي، سايت کلمه، قلم، موج سوم و ... در کمپين حاميان موسوي و سايت تريبون و زاگرس منتسب به کروبي.بر اساس آمار، حدود 21 ميليون از جمعيت 70 ميليون نفري ايران به اينترنت دسترسي دارند. آنچه مسلم است، امروز پايگاه هاي اينترنتي به موقعيتي رسيده اند که نه مي توانند ناديده انگاشته شوند و نه حذف. با اين رويکرد شوراي عالي انقلاب فرهنگي در بهمن 1387 با ابلاغ 18 مورد از نبايدهاي سايت ها در ايام تبليغات انتخابات رياست جمهوري، ملاک هاي تصميم گيري «کميته تعيين مصاديق پايگاه هاي اينترنتي غيرمجاز» را براي فيلتر پايگاه هاي اينترنتي روشن کرد تا باب هرگونه شبهه و اعتراض درباره خطوط قرمز را ببندد.در بررسي وبلاگستان در انتخابات دهم والي زاده مي گويد؛ با وجود پيش بيني هاي انجام گرفته تا به حال وبلاگ ها تاثير عميق و جدي در نتايج انتخابات در ايران نداشته اند و در حال حاضر پايگاه هاي خبري هستند که ميداندار و موج ساز فضاهاي خبري اند. شبکه هاي اجتماعي از جمله فيس بوک، توييتر، فرندفيد و ... جديدترين عرصه مجازي و موثر در اين دوره از انتخابات هستند. در اين ميان فيس بوک به عنوان چهارمين سايت پرطرفدار در ميان کاربران ايراني اينترنت در اين دوره از انتخابات مهم ترين شبکه اجتماعي محسوب مي شود. فيلتر چندروزه اين سايت بازتاب هاي منفي گسترده يي در رسانه هاي داخلي و خارجي به همراه داشت. شايد دليل فيلتر فيس بوک هدايت آن توسط جريان اصلاح طلب به صورت عام باشد؛ جرياني که در عرصه رسانه هاي سراسري و دولتي جايگاه و نفوذ چنداني ندارد. انتشار لحظه به لحظه اخبار انتخابات، مناظره ها و نظرات شخصي کاربران فيس بوک درباره کانديداي خود، آن را به شبکه يي پويا، صميمي و تاثيرگذار در ميان اعضا تبديل کرد. از طرف ديگر درباره دلايل حضور کمرنگ محافظه کاران و اصولگرايان در اين فضا مي توان به بي نيازي آنها از رسانه هاي ديجيتال به واسطه دسترسي آسان به رسانه هاي سنتي و دولتي اشاره کرد.از ديگر کاربردهاي اينترنت در انتخابات، استفاده از ابزارهاي موتور جست وجو مانند گوگل است. خبرگزاري مهر در بررسي 10 موضوع برتر جست وجوشده در گوگل به عنوان محبوب ترين جست وجوگر در ايران اطلاعات جالبي از رتبه بندي نامزدهاي انتخابات به دست مي دهد؛ نتايج ليست جست وجوي برتر در يک ماهه اخير نشان مي دهد، کلمات مناظره، ميرحسين موسوي، احمدي نژاد و کروبي به ترتيب بيشترين جست وجوهاي اينترنتي کاربران ايراني را تشکيل داده است. رتبه دهم ليست نيز متعلق به واژه انتخابات است.در کنار سايت هاي خبري داخلي، سايت هاي خبري فارسي زبان برون مرزي نيز علاقه مندي خود را به دهمين دوره انتخابات ايران نشان داده اند.

4- پيامک (تلفن همراه)

خبر ارسال روزانه90 ميليون پيامک در سه روز نخست مناظره هاي انتخاباتي، حاکي از تولد رسانه يي نوين در عرصه شبکه هاي اجتماعي ايران بود. به گفته داوود زارعيان مديرکل روابط عمومي شرکت مخابرات تعداد پيامک هاي ارسالي در روز سه شنبه هفته گذشته به رقمي بالغ بر 110 ميليون رسيد؛ رقمي که حکايت از رشد 50 درصدي ارسال پيامک نسبت به روزهاي عادي دارد.خصوصيت مهم در ساختار اين شبکه اجتماعي تعاملي بودن و تبديل گيرنده پيامک به فرستنده در شبکه يي ديگر است. اين روش را به نوعي مي توان از جمله روش هايي دانست که عليرضا بهشتي مشاور ميرحسين موسوي از ابتداي تشکيل کمپين تبليغاتي موسوي از آن به عنوان نوعي اشاعه دهان به دهان پيام نام برد. اما دکتر مسعود کوثري استاديار علوم ارتباطات دانشگاه تهران با اشاره به اينکه تلفن همراه در انتخابات دهم سياست را به صورت سرگرمي درآورده، زنگ تلفن همراه را مايه شکسته شدن ريتم زندگي عادي مي داند. وي در مقايسه پيامک و تلويزيون در کشور ما مي گويد؛ در بحث تاثير رسانه، هنوز نمي توان از قدرت اقناع کنندگي و بسيج کنندگي تلويزيون غافل شد و شايد تنها تلفن همراه باشد که با توجه به ويژگي هاي منحصر به فرد در حال توسعه حوزه تاثير خود است. همان زنگ کوتاه و ظريف دريافت پيامک است که مي تواند ريتم زندگي عادي ما را بشکند؛ برخلاف تلويزيون که جرياني پيوسته و روزمره در زندگي ما دارد.اين استاد علوم ارتباطات در مقايسه پيامک و وبلاگ در انتخابات دوره قبل و فعلي مي افزايد؛ مي توانيم متوجه خاموشي توپخانه وبلاگ ها و در مقابل پررنگ شدن نقش پيامک و تلفن همراه در عرصه امر سياسي باشيم؛ چرا که پيامک ها فن اقناع را تغيير داده اند و با استفاده از طنز و شيوه هاي بدل به تبليغات سياسي روي آوردند و با استفاده از اين زبان توانسته اند بر گروه جوانان و نوجوانان که به سختي پاي صندوق هاي راي حاضر مي شوند، تاثير بگذارند.از جمله دلايل زيرساختي گسترش اين رسانه در انتخابات دوره دهم رياست جمهوري را مي توان افزايش تعداد انواع سيم کارت تلفن همراه از هفت ميليون به 45 ميليون در سه سال اخير دانست. اين تعداد شامل بيش از 31 ميليون نفر مشترک تلفن همراه اول، 13 ميليون نفر مشترک ايرانسل و يک ميليون نفر مشترک سيم کارت هاي تاليا مي شوند. همچنين هم اکنون 25 هزار روستا تحت پوشش شبکه تلفن همراه قرار دارند و به حدود 17 هزار روستا نيز تلفن همراه روستايي واگذار شده است.

5- راديو

برنامه هاي راديويي کانديداها از شبکه هاي راديويي ايران، جوان، ورزش، معارف، فرهنگ و گفت وگو در قالب 20 برنامه تخصصي 45دقيقه يي که تکرار نيز مي شود و چهار برنامه 30 دقيقه يي مستقيم با مخاطب پخش شد. مدت کل برنامه هاي راديويي کانديداها با تکرار آنها از شش شبکه راديو 1924 دقيقه بوده است.در کنار برنامه هايي که با حضور کانديداها تهيه و پخش شد هر يک از شبکه هاي راديويي اقدام به تهيه و توليد برنامه هاي مختلف در اين خصوص کردند. «تا انتخابات»، «ديدگاه»، «موج وارونه»، بخش هاي ويژه خبري و تفسير خبر از جمله عناوين برنامه هاي شبکه جهاني صداي آشنا در دوره تبليغات انتخاباتي بود. راديومعارف نيز «پيام ولايت»، «کلام امام»، «پرسمان سياسي»، «مناسبت هاي شمسي» و «از همدلي تا همراهي» را روي آنتن برد. شبکه جوان با برنامه هاي «شناسنامه»، «اثر انگشت»، «بيست و دو، سي و سه»، «سيمرغ» و «مثلث» درباره نقش ملي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي رئيس جمهور برنامه داشت؛ برنامه هايي چون «ويژه انتخابات»، «مناظره»، «بدون خط خوردگي» و «گفت وگوي روز» در ارديبهشت ماه سال جاري از جمله توليدات راديويي راديو گفت وگو براي انتخابات بود. راديوالبرز نيز در ماه جاري «روايت انتخاب»، «ساعت ماه»، «برش» و ... را تهيه کرد.

ادامه در صفحه 14

روزنامه نگاري شهروندي
شناکردن خلاف جريان خبري اصلي
مصطفي قوانلوقاجار

جريان اصلي اطلاع رساني و روزنامه نگاري که هم اکنون در انحصار تراست ها و بنگاه هاي جهاني چندرسانه يي و نيز گروهي محدود و بسته از نخبگان قرار دارد، چندي است از سوي «روزنامه نگاري شهروندي» به چالش کشيده شده است. روزنامه نگاري شهروندي جريان غالب خبر رساني را به عدم پوشش دقيق اطلاعات و اخبار مورد نياز مردم، تهيه اخبار از ديدگاهي رسمي و دولتي، سانسور اعتراضات، انتقادات و تظاهرات مردمي در برابر وضع موجود و جريان حاکم و تفاخر و سلطه بر شهروندان متهم مي کند. روزنامه نگاري شهروندي سعي دارد با شنا کردن در جهت خلاف جريان غالب و فعال کردن شهروندان در زمينه توليد و توزيع اخبار و اطلاعات جانشين و آلترناتيو جريان يکسويه و سلطه گر خبري حاکم باشد. اين سلسله مقالات که بخش اول آن پيش از اين از نظرتان گذشت سعي دارد شما را با تاريخچه، اهداف، رويکردها و روش هاي روزنامه نگاري شهروندي به عنوان چشم انداز آينده اين حرفه آشنا کند. اکنون و در بخش دوم تاريخچه روزنامه نگاري شهروندي را مي خوانيد.

---


رسانه از بدو پيداش خود به عنوان ابزاري براي انتقال اطلاعات مختلف مطرح بوده است. دود آتشي که کيلومترها دورتر روشن بود، طبل و کبوترهاي نامه بر همه ابزارهاي انتقال اطلاعات بوده اند اما از قرن 18 و با اختراع صنعت چاپ، تحولي بزرگ در انتقال اطلاعات پديد آمد و رسانه ها به شکل امروزين خود معرفي شدند.نظريه پردازان ارتباطات نظريه هاي مختلفي را در اين حوزه مطرح کردند. از جمله مدل لاسول که يکي از ساده ترين مدل هاي ارتباطي محسوب مي شود و بر فرستنده پيام و گيرنده متمرکز بود. بعدها مدل هاي ارتباطي پيچيده تر شد و مدل هاي دوطرفه نيز شکل گرفت؛ مدل هايي که بر بازخورد پيام هاي ارتباطي تاکيد داشت. سپس نظرياتي چون شکاف آگاهي و استفاده و رضايتمندي پديد آمد. به موازات اين بحث ها در مورد کارکرد رسانه ها و مسووليت اجتماعي رسانه ها تاکيد شد. رسانه وسيله يي شد براي انتقال نظرات مردم به حکومت ها و بالعکس. به اين معني که رسانه حد واسط ميان دولت و حکومت و رکن چهارم دموکراسي است.

رسانه تبديل به يک ناظر شد که بر اعمال و رفتارهاي دولت و حکومت نظارت مي کند. بنابراين خبرنگاران در قالب نمايندگان رسانه يي به شهروندان جامعه خود مراجعه مي کنند، از مشکلات آنها مي پرسند و اين مشکلات را در نشريه خود چاپ مي کنند تا حکومت نيز از اين مشکلات باخبر شود. اما از آغاز قرن 20 مفهوم جديدي در مورد رسانه ها مطرح شد؛ هر شهروند خود در توليد و انتقال اطلاعات مشارکت داشته باشد؛ وظيفه يي که پيش از اين خبرنگاران بر عهده داشتند.

هرچند اين ايده که شهروندان بتوانند در فعاليت هاي روزنامه نگاري مشارکت داشته باشند، در امريکا چندان تازه نيست. حرکت به سوي روزنامه نگاري مدرن و اين ايده که هر کس خبرنگار باشد، اولين بار در پوشش انتخابات رياست جمهوري 1988 مطرح شد. در آن زمان راديوهاي همگاني از مشارکت مردم در برگزاري ميتينگ هاي سياسي و حضور آنها در بحث هاي سياسي استقبال کردند. در بسياري از ايالت هاي امريکا مردم در تهيه اطلاعات مربوط به انتخابات رياست جمهوري با رسانه هاي محلي مانند راديو، تلويزيون و روزنامه همکاري کردند. در آن زمان موضوع روزنامه نگاري مدني و روزنامه نگاري همگاني با توجه به گسترش روزافزون رسانه هاي همگاني و تمايلاتي که براي جلوگيري از انتشار برخي از اخبار سياسي بود، مطرح شد. مقالات و مطالب بسياري در اين زمينه به چاپ رسيد که بر ارتقاي تعهد و مشارکت شهروندان در فرآيندهاي دموکراتيکي مانند انتخابات تاکيد داشت.

در روزنامه نگاري مدني اين مساله مطرح شد که رويدادهاي سياسي و اجتماعي را بايد از زاويه ديد مردم و انجمن هاي مدني هم نگاه کرد و نظرات آنها را هم بازتاب داد. اين در حالي بود که جامعه امريکا تمايل فراواني به نظرات نخبگان و روشنفکران جامعه خود داشت. اما در مقابل عده يي اين مساله را مطرح کردند که جامعه امريکا بايد از نگاه رسمي و دولتي به اخبار فاصله بگيرد و به اخبار مدني و مورد نياز مردم نيز بپردازد.اين نگاه در آستانه قرن 21 با يک رويداد بزرگ همراه شد. اين واقعه تاثيري بزرگ در فرآيند تثبيت «روزنامه نگاري شهروندي» گذاشت و باعث شد اين مساله به طور جدي در محافل رسانه يي مطرح شود.

در سال 1999 فعالان ضدجهاني شدن اولين مرکز رسانه هاي مستقل را با نام «IMC» در سياتل شکل دادند. آنها ساير فعالان و حاميان خود را در اينترنت متحد کردند. اين فعالان بدون آنکه ملاقاتي رودررو با هم داشته باشند از طريق مرکز (IMC) و در اينترنت يکديگر را شناختند. در حاشيه نشست سازمان تجارت جهاني تعدادي از آنها خيابان را بستند، اما 60 ثانيه پس از آن معترضان به وسيله پليس بدون هيچ توضيحي دستگير شدند. فعالان ضدجهاني شدن نيز پوشش وسيعي به مساله دادند و اين رويداد در سطح وسيعي در دنيا منتشر شد. نکته مهم اين جريان همراهي نکردن رسانه هاي جريان اصلي و بزرگ جهان به اين اعتراض ها بود چرا که آنها خبرهاي ضدجهاني شدن را بازتاب نمي دادند. اما فعالان ضدجهاني شدن با استفاده از سايت هاي اينترنتي طرفدار خود توانستند بسياري از کاربران را از آنچه در سياتل روي داد، باخبر کنند. اين مساله اکنون به عنوان يکي از مثال هاي مهم برخورد رسانه هاي جريان اصلي با رسانه هاي جايگزين مطرح مي شود چرا که عده يي از کاربران اينترنت توانستند بدون آنکه رسانه مهم و معتبري در اختيار داشته باشند، حرف خود را به گوش جهانيان برسانند؛ حرکتي که از آن به عنوان شنا کردن خلاف جهت جريان هاي خبري دنيا ياد مي شود. اين مساله تاثيري بزرگ در مباحث نظري حوزه رسانه گذاشت و بسياري از انديشمندان حوزه رسانه از آن به عنوان نقطه عطفي در تاريخ رسانه ياد مي کنند؛ اتفاقي در آستانه قرن 21، قرن اطلاعات و مشارکت هاي همگاني، پاياني بر سلطه رسانه هاي بزرگ بر شهروندان و آغاز راهي جديد در آينده روزنامه نگاري و رسانه.

منبع؛مدرسه همشهري
نگاهي به شيوه هاي تبليغاتي در دور دهم انتخابات رياست جمهوري
وقتي رنگ ها حرف مي زنند
زهرا سادات چلنگر

شايد هميشه تصويري که از هياهوي دوران انتخابات چه در ذهن مردم ايران و چه در قاب رسانه هاي جمعي نقش مي بندد، بنرها، پوسترها، بروشورها، تراکت ها و... تصويري باشد که ديوارهاي پوشيده از عکس ها و پوسترها را نشان مي دهد يا رفتگري که در حال جارو زدن ته مانده تبليغات انتخاباتي از کف زمين است. اما اين بار تبليغات، شعارها و وعده ها به رنگ ديگري درآمده؛ اين بار کانديداها به خصوص دو کانديداي رقيب، احمدي نژاد و موسوي و همچنين مهدي کروبي محتواي خود را در پس فرم هاي ديگري بيان مي کنند. فرم هايي که همه زبان آن را مي دانند و براي همه قابل توضيح است. اين بار تبليغات رنگي شده است و اين رنگي شدن آن، يکي از عواملي است که فضاي انتخابات اين دوره را به رنگي ديگر درآورده. رنگ هايي که خواستار تغييرند و نمادي خواستار ماندن در همان وضع. اينکه به لحاظ تبليغاتي و رسانه يي امروزه با صحنه يي متفاوت از دوره هاي ديگر روبه رو هستيم از ستادهاي انتخاباتي شروع مي شود و به خيابان و مچ دست حتي کودکان مي رسد.

فضاي رنگي گفت وگو

به نظر مي رسد بستن اين مچ بندها و پوشيدن لباس هايي به رنگ ستاد کانديداي مورد نظر فضاي گفت وگويي خاص را در عرصه خيابان، سطح شهرها، اماکن عمومي، دانشگاه ها و حتي برخي ادارات به وجود آورده است. فضاي گفت وگويي که مي توان بدون سخن حرف زد. کافي است به کسي که همرنگ ما لباس پوشيده نگاهي کنيم و لبخندي به نشان همرنگي به يکديگر بزنيم و عبور کنيم. با اين رنگ ها همه با هم حرف مي زنند حتي کسي که طرفدار رنگي نيست، وقتي يکي از طرفداران رنگي را مي بيند به او نگاه مي کند و محتوا را از همان رنگ مي خواند. ممکن است مخاطبان مختلف قرائت هاي متفاوتي از آن رنگ داشته باشند. مثلاً درباره رنگ سبز ممکن است عده يي آن را نماد مذهبي بدانند، عده يي نماد سازندگي و آباداني و البته هر نوع قرائت بستگي به زمينه هاي فرهنگي و فکري هر فرد دارد.

مشارکت رنگين

استفاده از رنگ ها در اين دوره از انتخابات يک مزيت ديگر هم داشته است. رنگ ها را همه مي فهمند؛ شايد خيلي مهم نباشد که محتواي در پس هر رنگ چگونه قرائت مي شود. آنچه مهم است اين است که در طول اين دوسه ماه رسانه شده است رسانه يي کوچک ولي نسبتاً با کارکردي قوي؛ رسانه يي که به راحتي در دسترس قرار مي گيرد، نيازي به توضيح ندارد و فرم محض است. پس همه مي توانند در استفاده و ترويج آن مشارکت کنند. دوره هاي پيش براي پخش بروشور، پوستر و ديگر اقلام انتخاباتي کساني که در ستادها فعال بودند، اين کار را مي کردند. اما رنگ ها اين فرصت را ايجاد کرد تا هرکسي آن را به دست بگيرد و بدون حرفي، بروشوري يا پوستري وارد فضاي گفت وگوي انتخاباتي شود. در واقع تبليغات انتخاباتي در اين دوره يک فعاليت همه گير و با مشارکت بيشتر شهروندان روبه رو شد. البته دليل اين مشارکت تنها رنگ ها نبودند. همان طور که در ابتدا بيان شد، فضاي سياسي کشور هم نقش مهمي در اين نوع مشارکت داشته است ولي اينجا ما از مشارکت در تبليغات سخن مي گوييم که به دليل ساده تر و جذاب تر شدن آن فراگيرتر شده است و شعارهايي از قبيل هر شهروند يک ستاد، بازتابي از اين قضيه است.

چيزي شبيه انقلاب رنگي

آنچه مي توان از اين فضاي تبليغاتي نتيجه گيري کرد، نوعي پيشرفت است. افراد فهميده اند پوستر و بنرهاي رنگي ديگر به تنهايي تاثيرگذار نيستند و شايد چندان براي همه ملموس نباشد پس از نماد و وسيله يي استفاده مي کنند که فراگير باشد، افراد بيشتري را در انتقال و حتي قرائت آن درگير کند و تفسيرهايي متنوع و متکثر را نيز در پي داشته باشد. تغيير يافتن فضاي تبليغاتي در اين مقياس اگر انقلاب تبليغاتي در ايران نباشد، بي شک گام بلندي در اين راستا است که مي تواند بسياري از ابعاد ديگر انتخابات اين دوره را تحت الشعاع قرار دهد.

منبع؛ رسانک
عناوين اين صفحه
بر امواج رسانه ها
شناکردن خلاف جريان خبري اصلي
وقتي رنگ ها حرف مي زنند
نقش رسانه ها در جنايات جنگي صربستان بررسي مي شود
ارتباط با رسانه

نقش رسانه ها در جنايات جنگي صربستان بررسي مي شود
ايسنا؛ دادستان هاي جنايات جنگي صربستان تحقيقي را در زمينه نقش خبرنگاران در برافروختن جنايات جنگي در طول جنگ بين سال هاي 1991 تا 1995 در يوگسلاوي سابق آغاز کردند. اداره دادستان جنايت جنگي ويژه صربستان قصد دارد به ارتباط ميان گزارشگري جنگ افروز و فجايع سال هاي 1991 و 1992 در شهرهاي کروات و بوسنيايي وکووار و زورنيک بپردازد. براساس گزارش رويترز، در طول جنگ يوگسلاوي، شماري از خبرنگاران که به حکومت اسلوبودان ميلوسويچ وفادار بودند در گزارشگري مبالغه آميز در زمينه وقايع در کرواسي و بوسني فعال بودند. به گفته سخنگوي اين اداره، هدف اين اداره به دست آوردن مدارک کافي براي محکوم کردن آنها است.


ارتباط با رسانه
خوانندگان گرامي صفحه رسانه از اين پس مي توانند مطالب، يادداشت ها، اخبار، نقدها و پيشنهادات شان در حوزه رسانه را به آدرس اي ميل rasaneh.eetemad@gmail.com براي ما ارسال کنند. بديهي است انتقادات و پيشنهادات مخاطبان گرامي در بالا بردن کيفيت اين صفحه، پشتيبان جدي ما خواهد بود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام