چهارشنبه، 20 خرداد 1388 - شماره 1972
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: تاريخ
مواضع امام خميني در دوران جنگ

مهدي باطل

من اسم خود را باطل گذاشتم که ديگر نيازي نباشد نفاق و کفر و بطلان مرا اثبات کنند. چون اين رويه باب شده است که تا کسي حرفي مي زند بدون آنکه به مطلب و مفهوم حرفش توجه شود و در مورد محتواي آن استدلال شود، فوري به ده ها انگ متهم مي شود. اما بنا به کلام مولا علي (ع) که خذوا الحکمه و لو من اهل الباطل - حکمت را هرچند از اهل باطل بگيريد، بر آن شدم اين نوشته را بنويسم.

بعضي ها که همواره خود را حامي امام خميني و گاه تنها مدافع ايشان مي دانند و مواضع ايشان را به عنوان ميزان و ملاک صحت و سقم مواضع ساير شخصيت ها و نيروها گرفته و هميشه منتقدان را با آن مي سنجيده اند، اکنون چرا سکوت کرده اند؟ چه شده است که زير سوال بردن طول 30 سال گذشته را به عنوان دفاع از انقلاب و ادامه راه امام تلقي مي کنند در حالي که اسناد و مکتوبات چيز ديگري مي گويند؟

مدتي است عده يي شديداً به عملکرد دولت هشت سال دوره جنگ تاخته و آن دولت را از جوانب مختلف زير سوال بردند. اين مواضع دقيقاً مقابل مواضع امام خميني در آن زمان است و انتظار مي رفت آنها حداقل در جريده خود در مقابل مدعيات رئيس جمهور محترم موضعي اتخاذ کرده و حساب خود را از اين مواضع جدا مي کردند. اما گويا قدرت بسياري مسائل را تحت الشعاع قرار داده است.

از آنجا که بيش از 20 سال از آن دوران گذشته است و حافظه تاريخي ايشان هم شايد از دست رفته باشد، نگاهي به آن دوران مي اندازيم.

دولت کارهاي بزرگي کرده است

در روز چهارم شهريور 1363 به مناسبت هفته دولت، اعضاي هيات دولت به حضور امام رفتند. ايشان به اين مناسبت سخنراني کردند. ايشان در برابر انتقاداتي که به دولت مي شد خطاب به دولت گفتند؛ «شما بايد دائماً مسائلي را که، خدمت هايي را که کرديد، و من مي دانم خدمت هاي بسيار زياد و ارزنده يي بوده است اينها را ذکر کنيد براي مردم. مقدس مآبي نکنيد که مبادا خداي نخواسته چه بشود. الان دنيا بر ضد شما، بر ضد حکومت شما، بر ضد اسلام حقيقتاً مجهز شده اند و مي خواهند که يک چيزي پيدا کنند و علم کنند و هر چي دلشان مي خواهد بگويند. يکي از اموري که ممکن است گفته بشود اين است که دولت براي مردم کاري نکرده. چنانچه ديديد که بعضي افراد گفتند اين را که دولت کاري براي مردم نکرده. خوب، اين براي اين است که البته بعضي شان سوء نيت دارند. لکن مردم بايد بفهمند که دولت چه کرده است براي مردم. اين قاعده اش بود از اولي که دولت تاسيس مي شود هر کاري که انجام مي دهند براي مردم ذکر کنند که مردم بفهمند که چه کرده است دولت و چه کارهاي بزرگي کرده است دولت. و حالا که مجال پيدا شده و «هفته دولت» است بايد بيشتر اين مطلب تعقيب بشود. و آقايان، از دوسه نفرشان، در يک روز مسائلي را که دارند، در وزارتخانه شان که هستند و کارهايي را که براي مردم انجام دادند، کارهايي را که جمهوري اسلامي براي مردم در اين چند سال با اين همه گرفتاري ها که دارند انجام داده اند، اين بايد گفته بشود که مردم بفهمند که در اين چند سال با همه گرفتاري ها چه شده، برايشان چه کرده است دولت.»

ايشان در همين سخنراني به دولت توصيه مي کنند که از مشارکت مردم در همه امور استفاده کرده و کارها را به آنها بسپارند. اما همين توصيه امام مستمسکي مي شود براي مخالفت با دولت و زير سوال بردن آن.1

يک نانوايي را هم نمي توانند اداره کنند

در همان زمان دولت ميرحسين موسوي گروهي تحت عناوين مختلف به دولت حمله کرده و آن را تحت فشار قرار مي دادند. حتي زماني که امام به دولت تذکري دادند همين جمله ايشان را بهانه قرار داده و تبليغات کردند که دولت با امام مخالف است و... امام خميني در 23 شهريور 1363در جمع مسوولان استان خراسان اجباراً بار ديگر موضع گرفته و چنين مي گويند؛ «... من نصيحت مي کنم به دولت که شما مردم را شريک کنيد در اين کار، براي اينکه تنهايي نمي توانيد بکنيد، و نمي تواند هم. يک دفعه مي بينيم که شياطين از اطراف به دولت حمله مي کنند که معلوم شد تو خلاف شرع هميشه کردي. خداي تبارک و تعالي که پيغمبرش را نصيحت مي کند که يا ايٌïهîا النٌîبًيï اتٌقً اللٌîه به حسب آن طوري که شما مي گوييد پيغمبر متقي نبوده تا خدا به او گفته اتق اللٌîه، خداي تبارک و تعالي که به همه مومنين مي فرمايد يا ايٌïهîا الٌîذينî آمîنïوا اتٌîقïوا اللٌîهî معلوم مي شود اينها متقي نبودند که خدا مي گويد اتقوا اللٌîه. اين شياطين چه مي گويند به اين ملت ما؟ اينها سلطنت طلبند و مي خواهند سلطنت را در اينجا دوباره برگردانند، يا بازي خورده اند از آنهايي که مي خواهند اين کشور را دوباره به باد بدهند و تحت سلطه امريکا قرار بدهند؟ اينها مي فهمند چه مي کنند؟ اينهايي که هر کدام خودشان اگر حاکم يک محله باشند نمي توانند آنجا را اداره کنند چطور به خودشان اجازه مي دهند يک دولتي که در عين همه گرفتاري هايي که الان دارد و از شرق و غرب به او فشار دارند مي آورند، اين مملکت را دارد اداره مي کند و به خوبي هم اداره مي کند، چطور اجازه مي دهند به خودشان که نسبت به اين جسارت کنند و هر روز يک صورت درست کنند. خب، ما افراد را نمي شناسيم، اما خداي تبارک و تعالي که مي شناسد. ما افکار شما را نمي توانيم بفهميم، اما خدا که مي داند. شمايي که نمي توانيد يک شهر را اداره کنيد، اگر نانوايي يک شهر را به شما بدهند، نمي توانيد اداره اش کنيد...»2

دولت موفق

در سال 1364 که بحث نخست وزيري مجدد آقاي موسوي در مجلس شوراي اسلامي مطرح شده بود و برخي مخالفان مي خواستند ايشان در اين سمت نباشند، تعداد 135 نفر از نمايندگان طي نامه يي به امام خميني نظر ايشان را در مورد عملکرد دولت موسوي خواستار شدند. امام خميني در پاسخ به نامه آنان در پنجم مهر ماه 1364چنين نوشتند؛ «با تشکر از حضرات آقايان، اينجانب چون خود را موظف به اظهارنظر مي دانم، به آقاياني که نظر خواسته اند، از آن جمله جناب حجت الاسلام آقاي مهدوي و بعضي آقايان ديگر، عرض کردم آقاي مهندس موسوي را شخص متدين و متعهد، و در وضع بسيار پيچيده کشور، دولت ايشان را موفق مي دانم؛ و در حال حاضر تغيير آن را صلاح نمي دانم. ولي حق انتخاب با جناب آقاي رئيس جمهور و مجلس شوراي اسلامي محترم است.» 3

دخالت نيروهاي نظامي در سياست

در آن دوران برخي از منتقدان دولت که در ارگان ها نفوذ داشتند درصدد بودند از پتانسيل نيروهاي نظامي در عرصه سياسي و انتخاباتي بهره گيرند. امام به شدت نسبت به اين مساله موضع گرفتند و اعلام کردند اين نيروها نبايد در عرصه هاي سياسي و انتخاباتي دخالت کنند.

«... از آن طرف هم من به قواي مسلحه؛ چه ارتش باشد و چه غنيروهاي ف محلي باشد و چه پاسدارها باشند، به همه آنها سفارش مي کنم که در امور سياسي دخالت نکنند. اين طور نباشد که يک دسته يي بروند راجع به اينکه کي اين طوري گفته، يک دسته يي بگويند راجع به آنها، به آنها مربوط نيست، آنها بايد مشغول جنگ باشند. ولي خب، معلوم است که آنها مطلع مي شوند از مجلس، نمي گويم مطلع نشوند، دخالت نکنند. و آقايان بايد بدانند که اگر چنانچه در مجلس يک اضطرابي واقع بشود و يک وضع ناخوشي پيش بيايد، آن تاثيرش در جبهه ها هست و در کارخانه ها هست و در کشاورزي ها هست و در همه جا تاثير دارد و اين به عهده شماست.

الان يک تکليف بزرگ به عهده شماست، به عهده همه شماست و آن اينکه کاري نکنيد که به واسطه اعمال شما و به واسطه برخوردهاي ناهموار خداي نخواسته، يک وقت پيش بيايد در همه کشور يک آثار سوئي واقع بشود و يک وقتي يک اضطرابي واقع بشود...»4همچنين در 19 مردادماه 1352 در جمع وزير و معاونان وزارت سپاه نسبت به اين مساله چنين هشدار دادند؛ «شما بايد سعي کنيد جهات سياسي در سپاه وارد نشود، که اگر افکار سياسي وارد سپاه شود، جهات نظامي آن از بين مي رود. هميشه به سپاه سفارش کنيد که آنان خودشان را يک جنگنده خدمتگزار مردم بدانند، نه يک جنگنده غير خدمتگزار، و با ارتشي ها با برادري رفتار کنند. مقصد يکي است؛ حفظ اسلام و کشور است. بايد اين مقصد را به پايان برسانيد و بين خودتان و مردم و ارتش رفتار خوب داشته باشيد.»5

گناهش به گردن ماست

امام خميني درباره مساله انتخابات و رقابت هاي انتخاباتي نيز ديدگاه هايي داشتند که حداقل انتظار مي رود آنها که مدعي دفاع از امام و انقلابند به آن وفادار باشند. در حالي که امروز مي بينيم برخي به خاطر از دست ندادن صحنه قدرت حاضر مي شوند اخلاق و درستي و امانت را زير پا گذاشته و متوسل به شيوه هايي مي شوند که با ديدگاه امام خميني مباينت آشکار دارد؛ «الان دست هايي از داخل و خارج هست که بين آقاياني که در انتخابات دخالت داشتند، اختلاف بيندازند. شما گمان نکنيد که خارجي ها و اذناب آنها در اين کشور کودتا مي کنند، نمي کنند، چون نمي توانند. کشوري که همه اش مهياست براي شهادت، نمي توانند که آنها در اينجا وارد بشوند، لکن از داخل ما را مي پوسانند. يکي از مواردي که الان انگشت آنها در کار است و با جديت دارند توطئه مي کنند اين است که، دو دستگي بيندازند بين اشخاصي که در انتخابات بردند يا به اصطلاح باختند. با اين تعبير زشت برد و باخت، شکست و پيروزي، با اين تعبيرهاي زشت مي خواهند بين ملت ما اختلاف بيندازند. انتخاباتي که بايد همه دست به هم بدهند و آن را به وجه صحيح به آخر برسانند، و بايد وحدت زيادتر بشود از اول، من مي ترسم که خداي نخواسته، موجب اختلاف بشود. و اين از مکايد شيطان است به دست شياطين. اگر براي خدا کسي مي خواهد کار بکند خودش را انتخاب کرده است که خدمت کند به اسلام و مسلمين. اگر چنانچه پيروز بشود پيروزي نبايد بگويد، براي اينکه يک خدمتي است به عهده اش آمده است و گرفتاري اين خدمت بسيار شديد است. و اگر چنانچه در اين دوره او کنار رفته است خيال نکند که کنار رفته است و اين عيبي است. قضيه برد و باخت نيست، قضيه خدمت است در اين پست يا در آن پست. بايد ايران بداند که دست هايي الان در کار است که حتي بين خانه ها اختلاف بيندازد. در يک خانه بين افراد اختلاف بيندازد. ما بايد از تاريخ عبرت ببريم و اين تاريخ در زمان مشروطه اين طور بود. در زمان مشروطه آنهايي که مي خواستند ايران را نگذارند به يک ساماني برسد و چماق استبداد تا آخر باقي بماند، بين افراد، دستجات و احزاب اختلاف انداختند، حتي آنهايي که آن وقت بودند، مي گفتند که در يک خانه بين برادر با برادر، پدر و پسر اختلاف بود، يک دسته مستبد، يک دسته مشروطه. اين اختلاف موجب شد که نتوانست مشروطه آن طوري که علماي اسلام مي خواستند تحقق پيدا بکند. بعد هم اين اختلافات موجب شد که يک دسته از آن غربزده ها بريزند و به اسم مشروطه بگيرند مقامات را و استبداد را به صورت مشروطه بر اين ملت تحميل کنند و ديديد که چه شد.امروز همان روز است. اگر ملت ايران بيدار نشود، اگر علماي اسلام بيدار نباشند، غفلت کنند، اگر علماي قم، مدرسين قم، طلاب قم، علماي تهران، روحانيت مبارز تهران، علماي همه بلاد و روحانيون همه بلاد و مردم بيدار نشوند، الان دارند وضعي را، يعني مي خواهند وضعي را کار کنند که زمان مشروطه کردند، و بدانيد گناهش به گردن همه ماست.6

پي نوشت ها؛------------------------

1- صحيفه امام، ج19، ص 33 و 34

2- صحيفه امام، ج19، ص 67

3- صحيفه امام، ج19، ص 393

4- صحيفه امام، ج19، ص400

5- صحيفه امام، ج18، ص 45

6- صحيفه امام، ج18، ص 411

شکاف هاي اجتماعي و تهديد وحدت ملي

شکاف هاي اجتماعي و تهديد وحدت ملي

نويسندگان؛ پيپا نوريس، نيکي آر.کدي و ديگران

مترجم؛ پرويز دليرپور، عليرضا سميعي اصفهاني

چاپ اول؛1388

انتشارات کوير





ـمساله شکاف هاي اجتماعي امروز از مهم ترين مسائلي است که هر جامعه يي با آن روبه رو است.

اگر وحدت ملي را اصلي ترين مميزه و رمز بقاي يک ملت بشماريم شکاف هاي اجتماعي نيز که آن وحدت را تهديد مي کند به همان ميزان اهميت مي يابد. اما اين شکاف در جوامع مختلف اشکال مختلفي دارد. گاه شکاف طبقاتي است که جامعه را به درگيري و تضاد مي کشاند، گاه مسائل قومي و نژادي است که وحدت ملي را مخدوش مي کند. گاهي تضادهاي سياسي و منازعات حزبي آرامش يک جامعه را برهم مي زند. همچنين تضاد مذاهب مختلف، هجوم فرهنگ هاي ديگر و تزاحم ميان آنها و گاه شکاف ميان ملت و حاکميت مي تواند امنيت و وحدت يک جامعه را بر هم بزند. نگاهي به کشورهاي پيرامون خودمان اهميت اين مساله را نشان مي دهد. تنش ها و منازعات دروني آنها همه مسائل سياسي و برنامه هاي توسعه و پيشرفت شان را تحت الشعاع قرارداده است. در جامعه ايران نيز اکنون ما همه انواع شکاف هاي اجتماعي برشمرده را در نطفه داريم اما خوشبختانه اين شکاف ها به صورت تهديدکننده امنيت و وحدت ملي درنيامده است. بي گمان بي توجهي و برخورد نابخردانه با اين شکاف هاي اجتماعي مي تواند اين کانون هاي زلزله را فعال کرده و بحران آفرين شود. کما اينکه درگذشته ديده ايم بر اثر برخوردهاي نابجا يا عوامل ديگر در بعضي مقاطع تاريخي مسائل قومي يا مذهبي يا فرهنگي به مرز تنش و شرايط نگران کننده رسيده اند. با توجه به اهميت موضوع بي گمان ما بي نياز از تجربيات ساير ملل در اين زمينه نيستيم. اخيراً انتشارات کوير کتابي تحت عنوان «شکاف هاي اجتماعي» منتشر کرده است که در اين موضوع از منابع بسيار ارزنده يي به شمار مي رود. حسن کتاب در اين است که همراه با بحث هاي نظري پيرامون اين مساله به بررسي هاي موردي در کشورهاي مختلف جهان پرداخته و شکاف هاي بحران زا و تشديد شده در سرزمين هاي مختلف را شکافته است. از اين نظر به نوعي تاريخ تحولات سياسي و اجتماعي کشور مورد پژوهش و مورد کاوش قرار گرفته و مساله شکاف اجتماعي در بطن آن مطالعه شده است. به عنوان مثال در سرزمين افغانستان احزاب سياسي را موضوع پژوهش قرار داده و ضمن معرفي احزاب مختلف اين کشور تفاوت ها و تمايزات آنها را براي خواننده تبيين کرده است. همين تحقيق در جامعه امريکا نيز صورت گرفته است. لبنان به عنوان سرزميني که اقليت هاي مذهبي گوناگون دارد و از اين جهت دچار شکاف اجتماعي است مدنظر قرار گرفته و موضوع مطالعه است. آنچه بر ارزش کتاب مي افزايد نويسندگان متعدد مقالات آن هستند. نويسندگاني که از استادان برجسته دانشگاه هاي مهم دنيا و محققان موسسات بزرگي هستند که هر کدام درباره يک کشور کار پژوهشي کرده اند. مقاله مربوط به ايران که شامل شکاف مذاهب، قوميت ها و مساله دولت در ايران مي شود به قلم نيکي آر.کدي است که چهره شناخته شده يي براي ايرانيان است. در اين مقاله گرچه کوتاه است اما نويسنده ضمن بررسي تاريخي از دوره صفويه تا امروز سير تغيير انديشه هاي شيعي را تا تشکيل جمهوري اسلامي بررسي کرده است و سپس به ذکر اجمالي شکاف هاي موجود در جامعه امروز ايران پرداخته است. مقالات ديگر کتاب عبارتند از؛ پيکارهاي قومي و دولت سازي در جهان عرب که شمايي نسبتاً جامع از مشکلات دروني جوامع عربي به دست مي دهد. وضعيت عراق به لحاظ سياسي به ويژه نگاهي تحليلي به سير حزب بعث و پس از سرنگوني صدام مورد بررسي قرارگرفته است. اسرائيل مورد ديگري است که از جوانب مختلف شکاف هاي دروني اش بررسي شده است. کشورهاي آسياي ميانه و روسيه نيز پس از فروپاشي شوروي و بحران هويت ملي در آنجا مقاله ديگري از اين مجموعه است. همچنين مقاله يي درباره مسائل قومي در کشور مالزي و تنش هاي آنها و سير تاريخي آن خواننده را با شرايط اجتماعي آن سرزمين آشنا مي کند. هر جا نياز بوده جداولي ارائه شده است که حاوي اطلاعات آماري درباره سرزمين مورد بحث است.

در مجموع کتاب اطلاعات ارزنده يي از موضوع تنش هاي اجتماعي و بحران هاي مناطق مختلف به خواننده مي دهد و به او توان و تجربياتي مي دهد که در جامعه خود با درايت بيشتري به اين گونه مسائل بنگرد. ترجمه کتاب توسط پرويز دليرپور و عليرضا سميعي اصفهاني انجام شده که نسبتاً روان و قابل فهم است. کتاب شکاف اجتماعي براي همه کساني که دغدغه وحدت ملي داشته اعم از دولتمردان، پژوهشگران و فعالان عرصه سياسي و اجتماعي اطلاعات و تجربيات مفيدي عرضه مي کند. به خصوص که جامعه ما از اين جهت نياز به تامل و تدبير فوق العاده يي دارد.

تاريخ در ساحت مجازي
پايگاه جامع تاريخ سرزمين هاي ايران

پايگاه اطلاع رساني تاريخ ايران زمين از دورترين دوران تا سال 628 ميلادي را مورد بررسي قرار مي دهد و در اين ارتباط مقالات بسياري دارد. همچنين بررسي فرهنگ ايرانيان ديگر موضوعي است که اين سايت در مقالات مختلف به آن مي پردازد. ديگر مقالات اين سايت با عناوين زير روي پايگاه اطلاع رساني قرار گرفته است؛

1- مواصفات يک شيعه علوي

2- بازخواني انديشه اعتزالي

3- داستان تقابل تاريخي نوانديشي ديني و اسلام سنت

سابقه تاريخي اسکان قبايل و عشاير عرب در خوزستان

4-نقش قزلباشان آناتولي و شاه اسماعيل صفوي در تاريخ ايران

اينچنين مقالات را مي توانيم در اين پايگاه اطلاع رساني بخوانيم.به عنوان مثال در خلاصه يي از مقاله نقش قزلباشان آناتولي در تاريخ ايران مي خوانيم؛ در اين بخش که با نگاهي گذرا به تصوف قرن هاي هشتم و نهم هجري آغاز خواهيم کرد. شيخ صفي الدين اردبيلي و فرزندانش و نقش آنها در خانقاه داري را خواهيم شناخت. نگاهي گذرا به برآمدن عثماني ها و تشکيل دولت عثماني خواهيم داشت. نقش صوفي ها در آناتولي را با نگاهي گذرا مورد مطالعه قرار خواهيم داد و ضمن آن به پيدايش صوفيان بکتاشي در خاک آناتولي و گسترش آن در ميان تاتارهاي آناتولي نظري خواهيم افکند. آنگاه خواهيم ديد که چگونه يکي از نوادگان شيخ صفي الدين اردبيلي به آناتولي تبعيد مي شود و با تاتارهاي بکتاشي مذهب در تماس شده رهبري آنها را برعهده مي گيرد و شيعه بکتاشي مي شود و چند سال بعد با عقايد و افکار نويني به ايران برمي گردد. سپس رخدادها را تا روي کار آمدن شاه اسماعيل صفوي دنبال خواهيم کرد، شاهد تحريکات قزلباشان بکتاشي صفوي در آناتولي خواهيم بود که به لشگرکشي سلطان سليم عثماني به ايران و فاجعه چالدران خواهد انجاميد و بخشي از غرب ايران به تصرف عثماني ها درخواهد آمد. آنگاه وقايع را تا پايان عمر شاه اسماعيل صفوي دنبال خواهيم کرد و خواهيم ديد روي کار آمدن قزلباشان صفوي چه لطمه هاي بزرگي به تاريخ و فرهنگ و تمدن ايران زده است.

http//www.irantarikh.com



پايگاه ميراث فرهنگي

اين پايگاه اطلاع رساني خبرگزاري ميراث فرهنگي نام دارد و اخبار و گزارش هاي مربوط به اين حوزه را مورد بررسي قرار مي دهد. اخبار اين سايت مرتب به روز مي شود و گزارش هاي مربوط به فرهنگ ايرانيان و مناطق و وقايع تاريخي در آن ديده مي شود. همچنين مصاحبه هايي با مسوولان ميراث فرهنگي، گردشگري و تاريخي در اين پايگاه اطلاع رساني ديده مي شود.گزينه هاي اصلي اين سايت که در آنها اخبار و گزارش هاي تاريخي و فرهنگي ديده مي شود، به شرح زير است.1- ميراث فرهنگي

2- گردشگري 3-فرهنگ و هنر 4-کتاب.در يکي از گزارش هاي اين سايت که در ارتباط با کشف 65 پيکرک گلي و انساني در نزديکي شهر سوخته خبر مي دهد، آمده است؛ اين پيکرک ها در انواع مختلفي کشف شده اند. اکثر آنها جزء پيکرک هاي دورريز بودند و به همين علت بخشي از اين پيکرک ها به صورت شکسته به دست ما رسيده است. اما مطالعه روي اين پيکر ک ها بخشي از شمايل آنها را آشکار کرده است.در ميان پيکرک ها يک زن باردار ديده مي شود و همچنين يکي از پيکرک ها مردي را نشان مي دهد که خود را به زيورآلات از قبيل گردنبند آراسته است.در ميان پيکرک ها نقش گاو سيستاني ديده مي شود که نشان از احترام به اين حيوان در پنج هزار سال قبل دارد.هيات باستان شناسي همچنين در کاوش هايي که انجام دادند، موفق به کشف دو کوره، يکي متعلق به پخت سفال و ديگري احتمالاً متعلق به پخت پيکرک شدند.چهار عامل مهم باعث شده است سه کيلومتري جنوب شهر سوخته براي تشکيل فضاهاي کارگاهي پخت سفال مورد استفاده قرار گيرد. يکي از آنها خاک رس منطقه است که بسيار مرغوب و غني بوده و اکنون مقداري از اين خاک در دانشگاه اصفهان مورد بررسي قرار گرفته است.

http//www.chn.ir
عناوين اين صفحه
مواضع امام خميني در دوران جنگ
شکاف هاي اجتماعي و تهديد وحدت ملي
تاريخ در ساحت مجازي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام