
گروه اجتماعي، بنفشه سام گيس؛ 24 خرداد روز جهاني اهداکنندگان خون و 9 مرداد روز ملي انتقال خون است. سازمان انتقال خون براي روز جهاني اهداکنندگان خون سال 2009، از بين سه شعار سازمان بهداشت جهاني، شعار «اهداي داوطلبانه پلاسما» را برگزيده زيرا دکتر حسن ابوالقاسمي مديرعامل انتقال خون ايران معتقد است از ميان سه شعار انتخابي سازمان بهداشت جهاني براي سال 2009، کشور ايران دو شعار حذف خون جايگزين و ترويج اهداي صد درصد داوطلبانه و اهداي مستمر خون را سال هاست به نتيجه مطلوب رسانده است. به گفته وي هم اکنون شاخص اهداي خون صد درصد داوطلبانه در ايران، 25 در هزار است که همسايه غربي ايران در منطقه خاورميانه- ترکيه- در حال حاضر به شاخص 20 در هزار رسيده است. ابوالقاسمي روز گذشته در نشست خبري اعلام کرد در سال 87، يک ميليون و 785 هزار واحد خون اهدا شده و اهداي خون مستمر در حدود 41 درصد برآورد شده که هدف، نزديک کردن اين رقم به 60 درصد است. بنا بر اطلاعاتي که از اهداکنندگان خون ثبت شده، 11/0 درصد از اهداکنندگان در سال 87 به هپاتيت C و 36/0درصد به هپاتيت B مبتلا بوده اند که اين ارقام در سطح کل کشور 3/0 تا يک درصد (هپاتيت C) و سه درصد (هپاتيت B) برآورد شده است. همچنين بروز ايدز در اهداکنندگان خون چهار در 100 هزار مشاهده شده که اين رقم در کل کشور يک در هزار است. به گفته مديرعامل انتقال خون ايران، حدود 20 درصد از افرادي که مايل به اهداي خون هستند، به دلايل مختلف از اهداي خون منع مي شوند که رفتارهاي پرخطر، بيماري و شرايط سني از جمله دلايل منع افراد است. همچنين حدود پنج درصد از خون هاي اهدايي از چرخه مصرف خارج مي شوند که اشکال در روند خون گيري، استفاده نشدن از خون يا ناسالم بودن آن از دلايل حذف واحد خوني اهدا شده است. با اين حال سازمان انتقال خون، هر فردي که حداقل دو بار و حداکثر چهار بار در سال خون خود را اهدا کند، اهداکننده مستمر مي نامد و هم اکنون رکورد اين عنوان در ايران از آن يک مرد ساکن شيراز است که حدود 100 بار اهداي خون را در کارنامه خود به ثبت رسانده است. دکتر ابوالقاسمي در حاشيه اين نشست خبري به پرسش هاي «اعتماد» پاسخ داد.
---
- وزارت بهداشت در نشستي به مناسبت روز جهاني تالاسمي اعلام کرد 15 درصد از مبتلايان جديد تالاسمي، فرزندان ازدواج هاي موقت و صيغه يي و ازدواج هاي اجبارشده از سوي مراجع قضايي هستند که ثبت قانوني نمي شوند بنابراين، آزمايش پيش از ازدواج هم از زوجين انجام نمي شود. براي کنترل اين موارد چه راهي وجود دارد؟
چند علت براي بروز موارد جديد تالاسمي وجود دارد که مهم ترين آن، وقوع ازدواج هاي ثبت نشده در محضر است که البته اين ازدواج ها تماماً صيغه و موقت نيستند بلکه اکثراً ازدواج هاي قومي و قبيله يي هستند که هنوز هم براي ثبت عقد به محضرها مراجعه نمي کنند.
-اما ازدواج هاي موقت هم در محضر ثبت نمي شود.
بله. يکي از علت ها ازدواج موقت است اما بيش از 90 درصد موارد جديد تالاسمي از ازدواج هاي دائم ثبت نشده است که مي دانيد هنوز هم در روستاها چنين عقدهايي صورت مي گيرد. کمترين موارد تولد فرزند تالاسمي مربوط به ازدواج با اتباع بيگانه افغان، عراقي و عرب هاست که اين گروه ها هنوز نتوانسته اند خود را با فرهنگ ما تطابق بدهند و از امکانات موجود استفاده کنند. اما بيشترين موارد تولد فرزند تالاسمي مربوط به ازدواج هاي ثبت نشده خارج از پوشش غربالگري و زوجيني است که با وجود اطلاعات کافي، آزمايش هاي تشخيصي پيش از تولد را نمي پذيرند و اجازه مي دهند فرزند تالاسمي متولد شود.
-چه راهي براي کنترل اين موارد وجود دارد؟
آموزش. فقط آموزش. برنامه کنترل تالاسمي به نظر من موفق ترين برنامه بهداشتي کشوري بوده که ظرف 16 سال اخير به ثمر رسيده اما امروز به مراحل دشواري وارد شده ايم زيرا امروز با افرادي مواجه هستيم که آموزش هاي بسيار ويژه يي مي طلبند به خصوص در مناطق محروم. اگر بررسي کنيد متوجه مي شويد که اغلب متولدان مبتلا به تالاسمي از مناطق محروم استان هاي هرمزگان، خوزستان و سيستان و بلوچستان هستند که آموزش دادن به اين اقشار دشوارتر است. به نظر مي رسد بايد برنامه ها را از کشوري به منطقه يي هدايت کنيم يعني بايد براي اين مناطق ويژه، برنامه هاي کنترل جداگانه يي داشته باشيم.
-طي مصاحبه هايي که با شما داشتم، تاثير تحريم را بر روند انتقال خون کشور رد کرديد در حالي که تحريم از سال 86 بر خريدهاي خارجي وزارت بهداشت تاثير مهمي بر جاي گذاشت به خصوص از زماني که شعب بانک هاي ايراني خارج از کشور هم تحريم شدند. واردکنندگان در خريدهاي خارجي مجبور بودند محصولات را گران تر بخرند. اين شکل تحريم در انتقال خون تاثيري نداشت؟
انتقال خون را واقعاً تحريم نکردند يعني سازمان توانست تمام تجهيزات مورد نياز را خريداري کند. ممکن است گران تر خريده باشيم يا مخارج اضافه يي بر ما تحميل شده باشد ولي با ممنوعيت فروش مواجه نشديم.
-در گشايش LC مشکلي نداشتيد؟
در گشايش LC، مشکل موقت و چند ماهه بود که با تعويض بانک ها اين مشکل را حل کرديم.
-و تحريم بر تاخير در راه اندازي پالايشگاه خون هم تاثيري نداشت؟
به هيچ وجه. مشکلات در راه اندازي پالايشگاه به تحريم و اتفاقات خارج از کشور برنمي گردد. مشکلات داخلي بود.
-در دو دهه اخير، هيچ مورد ابتلا به هپاتيت C يا HIV از طريق خون هاي اهدايي مشاهده نکرديد؟
از سال 75 که غربالگري هپاتيت C انجام شده تا امروز، موارد ابتلاي ارجاع شده بسيار نادر و در حد خطر باقي مانده بوده است. از سال 86 هم که محصولات خوني تحت پوشش بيمه قرار گرفت تا امروز فقط يک مورد ابتلا به هپاتيت C به ما ارجاع شد که ما هم او را به بيمه معرفي کرديم.
-البته بيماران هنوز از بيمه محصولات خوني اطلاع ندارند.
پزشکان و جامعه پزشکي بايد از بيمه محصولات خوني مطلع باشند که هستند. از نظر بالقوه هم اين طور نيست که آلودگي صفر باشد. خطر باقي مانده همه جا هست و در ايران هم بايد باشد.
-موارد ناشي از خطر باقي مانده از سال 75 تا امروز چقدر بوده؟
در اين زمينه آماري نداريم. بايد آمارها توسط مراکزي که با دريافت مستمر خون سروکار دارند مثل جامعه تالاسمي، جمع آوري شود.
-ولي در کشور ما آمار جراحي ها هم بالاست. ما بالاترين درصد تصادفات را داريم بنابراين جراحي هاي نيازمند دريافت خون هم رقم بالايي را شامل مي شود.
ولي بيماران تالاسمي در معرض دريافت مکرر خون قرار دارند و آنها مي توانند شاخص بهتري باشند نسبت به افرادي که شايد يک بار در سال خون دريافت کنند. البته سازمان انتقال خون هم براي مواردي که ادعاي ابتلا از راه خون بوده، اهداکننده را مورد آزمايش قرار داده است. طرحي هم در سازمان انتقال خون اجرا شد که طبق نتايج آن هيچ اهداکننده يي که خون اهدايي او در چرخه مصرف قرار گرفته، آلوده به هپاتيت C يا HIV نبود. بنابراين احتمال به انتقال عرضي مي دهيم يعني شايد يک خواهر و برادر که هر دو تزريق کننده بوده اند، از سوزن آلوده استفاده کرده اند يا هنگام تزريق خون، دقت لازم صورت نگرفته است.
-ولي با قطعيت مي گوييد جز يک مورد از سال 86 تا امروز ابتلا از طريق خون يا فرآورده خوني صورت نگرفته است.
من نمي توانم بگويم هيچ موردي نبوده. مي گويم جز آن يک مورد، هيچ موردي به ما مراجعه نکرده است. ما اصولاً نمي توانيم بگوييم از همه دنيا بهتر هستيم. در امريکا و اروپا هم آلودگي از راه دريافت خون اتفاق مي افتد. پس ايران هم مستثني نيست اما بزرگ نمايي اين خطر و نگران کردن جامعه اشتباه است زيرا خطر آلودگي از راه دريافت خون و فرآورده خوني، حتي از خطر رانندگي هم کمتر است.
-آقاي ابوالقاسمي، اگر من الان در بيمارستان بستري شوم و نياز به خون داشته باشم، روي بسته خوني که قرار است به من تزريق شود، آيا برچسب بيمه خون نصب شده است؟
ما قبلاً هم راجع به بيمه محصولات خوني صحبت کرده ايم. بيمه خون در دنيا سابقه نداشته که ما بخواهيم از کشور ديگري الگو بگيريم. فکر مي کنيم بايد پزشکان را از بيمه محصولات خوني مطلع کنيم. در سمينارها و رسانه ها هم اين موضوع را اعلام کرده ايم تا افراد آگاه باشند که اگر احتمال آلودگي از طريق خون و فرآورده خوني بود، بتوانند از خدمات بيمه يي استفاده کنند.
-وقتي بيماران از بيمه محصولات خوني خبر ندارند، چگونه مي توانند از اين امکانات استفاده کنند؟
اگر آنها خبر ندارند شما مي توانيد در روزنامه بنويسيد تا مطلع شوند. اين بحث بسيار مفصل است.