چهارشنبه، 20 خرداد 1388 - شماره 1972
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه نخست
گفت وگو با دکتر سعيد مدني
نظرسنجي و نظرسنجي سازي

حامد طبيبي

همواره با نزديک شدن به روز برگزاري انتخابات - مخصوصاً انتخابات رياست جمهوري - تب انتشار «نظرسنجي»ها بالا مي رود و حتي گاهي به «تشنج» بيمار، منجر مي شود. معمولاً در اين روزها مردم از يکديگر راجع به آخرين اخبار و نتايج نظرسنجي ها مي پرسند و فعالان سياسي نيز به برخي نظرسنجي هاي «معتبر» جدي تر مي نگرند. اين امر در اکثر کشورهاي جهان به رويه يي معمول در تمام شئون زندگي اجتماعي يا وقايع سياسي آن ممالک بدل شده و شکل گيري موسسات نظرسنجي معتبر با ويژگي بارز «وابسته نبودن به حاکميت» سبب شده روز به روز بر دقيق تر شدن نتايج پژوهش هاي آنان افزوده شود. در ايران اما به دلايل بسياري اين شرايط هنوز محقق نشده است. دکتر سعيد مدني از جمله پژوهشگران مسائل اجتماعي است که با ديد علمي و با در نظر گرفتن مولفه هاي حاکم بر رفتار ايرانيان، به تحليل پديده نظرسنجي در آستانه انتخابات مي پردازد . خواندن گفت وگوي «اعتماد» با اين فعال سياسي - اجتماعي «تغييرطلب» خالي از لطف نيست.

---

-در کشورهاي غربي، مخصوصاً ايالات متحده معمولاً «نظرسنجي» يکي از ابزارهاي اصلي مسوولان در سنجش
شرايط جامعه و کشور است. در نزديکي انتخابات -خصوصاً رياست جمهوري- نيز آمار اعلام شده از سوي موسسات نظرسنجي - که همگي خصوصي هستند - با آمار نهايي انتخابات تقريباً منطبق است. در ايران تا چه حد مي توان از ابزار نظرسنجي استفاده کرد؟

مبنا يا زيربناي نظرسنجي، دو عامل مهم است؛ عامل نخست، امنيت است به اين معنا که فرد پرسش شونده در صورتي که به «پاسخ دهنده» تبديل شود، احساس امنيت کرده و آنچه واقعاً به آن اعتقاد دارد را بيان کند. او بايد هيچ گونه نگراني از مخاطرات و پيامدهاي احتمالي ابراز نظر خود نداشته باشد و به عواقب آن فکر نکند. همان طور که مي دانيد به دلايل متعدد، چنين شرايطي کمتر محقق شده است. در واقع مي توان گفت به جز نامزدهايي که به طور صريح و مشخص، نماينده وضع موجود به شمار مي روند و حاميان آنها مي توانند با فراغ بال و بدون نگراني تمايل خود را درباره راي به آنها ابراز کنند، حاميان ساير نامزدها شرايط متفاوتي دارند. طرفداران نامزدهايي که منتقد وضع موجود بوده و خواهان «تغيير» آن هستند، احساس اطمينان کمتري براي اعلام نظرات خود داشته و از پاسخي که به سوالات نظرسنجي ها مي دهند، همواره ابراز نگراني مي کنند. آنها اين دغدغه را دارند که اعلام حمايت و وفاداري به کانديداهاي منتقد، براي آنها ايجاد دردسر کند.

-نظرسنجي ها معمولاً بدون ثبت مشخصات رسمي افراد مانند نام و نام خانوادگي انجام مي شود اما همان طور که اشاره کرديد، باعث کاهش نگراني از ابراز آزادانه نظرات نمي شود. براي ايجاد احساس امنيت در پاسخ دهندگان چه بايد کرد؟

اصولاً در نظرسنجي ها نبايد نام افراد مطرح شود اما اين سبب حل شدن مشکلات ديگر نخواهد شد. زماني که احساس امنيت از دادن پاسخ هاي واقعي وجود نداشته باشد، فرد پرسش شونده نگران است که مبادا هويت او شناسايي شود. به همين دليل است که به دليل برخي نارسايي ها در حوزه شخصي افراد- مخصوصاً درباره گروه هاي خاص مدني و سياسي - پاسخ هاي آنها تحت تاثير اين دغدغه قرار مي گيرد و نتايج نظرسنجي ها نيز بعضاً از انطباق کامل با واقعيت ها برخوردار نيست.

-به سوال اول بازگرديم. شما عامل اول در مباني زيربنايي يک نظرسنجي علمي و معتبر را برشمرديد. عامل دوم چيست؟

عامل دوم به اعتماد پرسش شونده و اطمينان به صحت اعلام نتايج نظرسنجي بازمي گردد؛ اينکه فرد اطمينان داشته باشد نظر وي همان طور که او پاسخ داده، ثبت و انعکاس داده شود. همچنين مطمئن باشد فرد يا سازماني که او را مورد سوال قرار مي دهد، براي او مخاطراتي را ايجاد نمي کند يا سوگيري خاص سياسي به سود حزب يا جناح سياسي خاصي ندارد. در ايران اين بخش نظرسنجي هم تا حدود زيادي محل ترديد است چون اغلب نظرسنجي ها توسط نهادهاي دولتي يا شبه دولتي صورت مي پذيرد.

-چرا پيشينه ذهني مخاطبان درباره نظرسنجي هاي دستگاه هاي رسمي «اعتمادمحور» نيست؟

معمولاً پاسخ دهندگان کمتر به اين قبيل دستگاه ها براي بيان نظرات خود اعتماد مي کنند چون برخي دستکاري ها هنگام جمع بندي نظرسنجي ها صورت گرفته و اين امري مسبوق به سابقه بوده است. مي توان شکل ديگري از اين نگراني را در مساله صيانت از آرا ملاحظه کرد. اين اعتقاد که ممکن است آراي مردم از سوي برخي در معرض تهديد قرار بگيرد در برخي موارد سبب ايجاد نگاه توام با ظن در بخش هايي از جامعه شده است. به هر حال پاسخ دهندگان همواره به عامل دوم- امانتداري در اعلام نتايج نظرسنجي- با ضريب اطمينان کمتري نگريسته اند. در مجموع به طور نسبي نظرسنجي هايي که اين روزها نيز شدت بيشتري يافته اند، به دليل نارسايي هايي که در اين دو عامل وجود دارد- امنيت و اعتماد- بيان کننده دقيق نظرات موجود جامعه نيست اما در عين حال تا اندازه يي مي تواند به روشن شدن جهت حرکتي جامعه کمک کند.

-نگاه ديگري نيز به نظرسنجي ها وجود دارد؛ اينکه برخي افراد جامعه ترجيح مي دهند به نوعي پرسش کننده را «بازي» دهند و کد اشتباهي مي دهند يا اينکه اساساً برخي از بخش هاي جامعه دوشخصيتي شده ا ند و در مقابل «دوربين» يک نوع ديدگاه را ابراز مي کنند و در جمع هاي خصوصي تر «خودشان» هستند. به عنوان يک پژوهشگر اجتماعي اين امر را تاييد مي کنيد؟

طبيعتاً آنچه به آن اشاره شد، بيان کننده اين است که نتايج نظرسنجي ها را مي توان با در نظر داشتن ضريبي از خطا پذيرفت. به اين صورت مي توان يک نظرسنجي را خالص کرد و برداشت صحيحي از آن داشت. اما در خصوص موردي که شما اشاره مي کنيد، بايد بگويم درباره نامزدي که نماينده وضع موجود است، همواره نوعي اغراق به وجود مي آيد. به بيان ديگر پاسخ دهندگان بدون آنکه از عواقب منفي پاسخ خود نگران باشند- و حتي بعضاً براي آنها عواقب مثبت نيز به همراه دارد- مي گويند به کانديداي حامي تداوم وضع موجود راي مي دهند. در اين گونه موارد شکاف ميان نظر واقعي و ابراز شده نشانه وجود يک جهت گيري به سمت نامزد وضع موجود است. بر اين اساس همواره بايد آراي نماينده وضع موجود را با کم کردن درصد اعلام شده و با کاهش آن ارزيابي کرد. در مقابل بايد آراي کانديداهاي تغيير وضع موجود را نيز با ضريب بالاتري مد نظر قرار داد. به هر حال ممکن است جامعه به همان دلايلي که برشمردم، با نوعي «دوگانگي» در اعلام نظر رسمي و راي مخفي خود با انتخابات مواجه شود و اين محصول طبيعي شرايط موجود است.

-اين اعتقاد وجود دارد که بخشي از مردم به دليل در اختيار نداشتن رسانه يي جز صدا و سيما- با توجه به خط خبري که صورت مي گيرد- در نظرسنجي ها نظر بدهند آيا اين نظر لزوماً تا شب انتخابات حفظ خواهد شد؟

بايد نکته يي در تحليل نهايي نظرسنجي ها از سوي کانديداها و مشاوران آنها مد نظر قرار بگيرد و آن مقطع زماني انجام نظرسنجي است. به دلايل متعددي که به ضعف هاي نظام انتخاباتي و اطلاع رساني کشور بازمي گردد، کانديدايي که «رئيس جمهور مستقر » هم به شمار مي رود- و البته از حمايت رسانه صدا و سيما هم برخوردار است- از ماه ها قبل فعاليت انتخاباتي خود را به طور غيرمستقيم آغاز مي کند. و چون داراي سمت مشخصي است از امکانات و توانايي و قدرت مانور هم برخوردار است و هم امکانات رسانه يي نيز به طور کامل و بدون قيد و شرط در اختيار وي قرار دارد. در واقع به سلامت نفس زيادي نياز هست تا رئيس جمهور مستقر- که کانديدا نيز شده است- بتواند هواداران خود را کنترل کند.

-چه عواملي بر تغيير اين فضا و به تبع آن تغيير در نگاه آن بخش جامعه مي تواند اثر بگذارد؟

در مقاطع زماني مختلف عوامل جديدي وارد فضاي اجتماعي و سياسي مي شود مثلاً از زماني که امکان تبليغات رسمي براي همه کانديداها فراهم مي شود به ويژه در انتخابات رياست جمهوري که صدا و سيما نيز موظف به پخش نظرات کانديداهاست و فعاليت نامزدهاي منتقد دولت هم گسترده تر مي شود، مشاهده مي شود نتايج نظرسنجي ها نيز متفاوت است. آنها امکان معرفي درست خود و برنامه هايشان به مردم را به طور نسبي به دست آورده اند و به اين ترتيب موازنه به طور کلي به هم خورده است. در عين حال در ميان متغيرهاي ديگر که در طول زمان رخ مي دهد مي توان به اتفاقاتي که در 20 روز مانده به انتخابات و به ويژه در هفته آخر خود را نشان مي دهد، اشاره کرد که مي تواند در نتيجه انتخابات مداخله کرده و نظرسنجي ها را مورد سوال قرار دهد. عامل زمان هم بايد در تحليل نتايج مورد نظر قرار بگيرد. باز هم تاکيد مي کنم اگر عواملي مانند امنيت، اعتماد و زمان انجام نظرسنجي در کنار هم قرار گيرد، آنگاه بي ثباتي در ابراز نظرات جامعه آماري آن نظرسنجي غيرطبيعي نيست. همان طور که در سوال قبل اشاره کرديد به دليل فقدان وجود نهادهاي واسط در جامعه ايران عوامل روزمره جاري به سرعت نظر طبقات اجتماعي را دگرگون مي کند. يکي از مهم ترين عوامل پديد آمدن دوقطبي هاي مختلف به ويژه در روزهاي آخر به وجود آمدن اين احساس در جامعه است که آراي نامزدي به طور قطع بسيار بالا است. اتفاقاً از اين پديده است که برخي در پيش بيني نتايج کاذب سوءاستفاده مي کنند.

-واژه «نظرسنجي سازي» نيز مدتي است در ادبيات سياسي کشور وارد شده و بسياري معتقدند محافل شناخته شده با همان هدفي که شما اشاره کرديد- گذاشتن اثر رواني بر واجدان شرايط راي دادن- اقدام به انتشار برخي آمار تحت عنوان «نظرسنجي» مي کنند. اين پديده چرا در ايران رواج يافته است؟

بله، اين اتفاق افتاده است اما کاملاً «خودآگاه» است. برخي سايت ها معمولاً دست به اين کار مي زنند و البته چون کاربران آن سايت عموماً از همفکران آن به شمار مي روند، نتايج نظرسنجي نيز علمي و کامل نيست. به عنوان مثال وقتي يک گروه مشخص اقدام به انجام يک نظرسنجي مي کند- به صرف اينکه اين نهاد مجري نظرسنجي است- نتايج آن به اصطلاح آماري «Bios» دارد يعني انحراف پيدا مي کند. اين گونه نظرسنجي ها از رفتار منطبق با واقعيت جدا مي شود و از آن فاصله مي گيرد. در برخي موارد هم ستادهاي انتخاباتي از آن به عنوان تاکتيک بهره مي گيرند. در عين حال من تا امروز با مورد مشخصي برخورد نکردم.

-برخي اصلاح طلبان اعتقاد دارند با ابزار نظرسنجي علمي مي توان به برخي فعاليت هاي سياسي مانند اجماع يا حتي اتخاذ استراتژي درست انتخاباتي مورد اقبال جامعه دست زد. آيا مي توان در ايران نظرسنجي علمي انجام داد؟

همه عواملي که به آن اشاره شد و از آن به عنوان عواملي که مي تواند نتايج نظرسنجي را مخدوش کند، نام بردم به اين معنا نيست که در شرايطي مانند شرايط ايران نمي توان نظرسنجي انجام داد که بيان کننده واقعيت و خواست جامعه در وضع موجود باشد. بايد با دقت نمونه آماري انتخاب شود که بيانگر ويژگي هاي کل جامعه باشد.

-چگونه؟

مي توان از روش هايي مانند «نمونه گيري» تصادفي بهره جست که قابل توجيه رياضي است. اگر در يک نظرسنجي فقط به يک پايگاه مراجعه شود، اين نظرسنجي قابل تعميم به همه جامعه نيست. نکته دوم اينکه ابزار نظرسنجي يا پرسشنامه بايد به گونه يي تنظيم شود که سوگيري خاصي را القا نکند. به بيان ديگر ساخت پرسشنامه عامل بسيار مهمي است که بايد به آن توجه شود. نکته سوم به افرادي بازمي گردد که نظرسنجي را انجام مي دهند. شکل ظاهر و نوع بيان آنها نبايد جهت گيري خاصي را القا کند.

-چه اثري بر پرسش شونده دارد؟

پاسخ دهنده ممکن است احساس کند فرد پرسش گر تمايل دارد او فلان پاسخ را بدهد. در واقع رعايت تمام جوانب نشان دهنده استفاده از همه ضوابط علمي براي نظرسنجي است.

-در انتخابات 84 کمتر کسي گمان مي کرد آقايان احمدي نژاد و کروبي نفرات دوم و سوم مرحله اول شوند و نظرسنجي ها نيز ارقام ديگري را نشان مي داد. صرف نظر از انتقاداتي که از سوي آقايان هاشمي، معين و کروبي درباره انتخابات مطرح شد، شما به عنوان يک پژوهشگر شاخص اجتماعي تا چه حد پيش بيني آن نتايج را داشتيد؟

براي پاسخ به پرسش شما بايد دو موضوع را از يکديگر تفکيک کرد. يک پژوهشگر اجتماعي يا براساس تحليل اجتماعي که دارد اقدام به پيش بيني نتايج مي کند يا براساس نظرسنجي علمي که صورت گرفته است، به تحليل احتمالات مي پردازد. من شخصاً شانس زيادي براي اصلاح طلبان قائل نبودم.

-چرا؟ اين مساله به نقاط ضعف آنها برمي گشت يا فضايي که عليه آنها در جامعه ايجاد کرده بودند؟

بخشي از آن به موقعيت آنها در آن مقطع و نوع شعارهايي که نامزدهاي اصلاح طلب مطرح مي کردند، بازمي گشت و بخشي ديگر آثار حضور دولت اصلاحات و تلقي ايجادشده در جامعه نسبت به آن بود. آرايش اردوي انتخابات جناح مقابل و همچنين «اتفاقاتي» هم دست به دست هم داده بودند تا شانسي براي اصلاح طلبان باقي نماند. به نظر من نتيجه به دست آمده با تحليل شخصي من در آن مقطع متناسب بود.

-اين دوره شرايط را چگونه مي بينيد؟ حضور توامان مهندس موسوي و کروبي مي تواند به پيروزي اين جناح بر «رئيس جمهور مستقر» منجر شود؟

تا امروز شرايط به صورت بينابيني در حال جلو رفتن است. در عين حال در چند روز باقي مانده تا روز انتخابات عوامل متعددي مي تواند موجب ارتقاي يکي از دو کانديداي اصلاح طلب شود. در عين حال از آغاز تبليغات رسمي تا امروز شرايط کانديداهاي اصلاح طلب بسيار بهتر شده و با رشد قابل قبولي مواجه بوده است. در عين حال کناره گيري يکي از دو نامزد به سود ديگري حتي در همين روزهاي پاياني مي تواند با روشنگري نامزد کناررفته و دعوت هواداران خود براي راي به ديگري اثرات بسيار خوبي بر راي نامزد واحد اصلاح طلبان داشته باشد.

قدر و منزلت ايرانيان
مرتضي کاظميان

جمعه اين هفته، بيست و دوم خردادماه، دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران برگزار مي شود. اين يادداشت، آخرين مطلبي است که پيش از انتخابات مهم پيش رو، و در مورد اين رخداد مهم، در روزنامه اعتماد مي نويسم. گمان مي کنم اگر نه همه حرف ها، دست کم بخش اعظم بحث ها و ملاحظات در مورد اين انتخابات، تاکنون توسط نويسندگان و تحليلگران و صاحب نظران بيان شده است. به دشواري مي توان نکته يي ناگفته يافت. به ويژه آنکه در اين روزها نامزدهاي انتخابات، مهم ترين طرفين رقابت، با استفاده از فراگيرترين و پرمخاطب ترين رسانه کشور (صدا و سيماي جمهوري اسلامي) ديدگاه ها و نقدهاي خود را در مورد وضع کنوني کشور، روند طي شده و در حال تحقق، و نيز سمت و سوي جامعه ايران بيان کرده اند. اينک، مستقل از آن بخش مهم ماجرا که به مجريان و ناظران انتخابات مربوط است و بحث بسيار مهم «صيانت از آرا» را دربر مي گيرد، «توپ» انتخابات در زمين «مردم ايران» است. اين، آنان هستند که با کميت حضور خود در روز انتخابات و کيفيت انتخاب خويش نشان مي دهند چگونه مي انديشند، چقدر قدرت تميز و تفکيک دارند، به چه ميزان از رشد و بلوغ سياسي نائل شده اند، چقدر براي خود و خانواده بزرگ و تاريخي و گرانقدر ايراني و منافع ملي ايران ارج و منزلت قائلند، تا چه حد «صداقت» و «درستي» و «راستگويي» و «صراحت» و «توانمندي» و «امر کارشناسي» را قدر مي نهند، چقدر از «دروغ گويي» و «عوام فريبي» و «هتاکي» و «پرونده سازي» و «خودکامگي» و «سوءمديريت» بيزارند، و تا کجا «مثلث طلايي» گفتار نيک، کردار نيک و پندار نيک را پاس مي دارند. هرچند ظاهراً سخني تکراري و کليشه يي و رسمي است، اما به جرات مي توان مدعي شد «22 خرداد 88» به مثابه آزموني بس مهم براي مردم ايران قابل ارزيابي است. در کارنامه عملکرد و رفتار سياسي ايرانيان نگاشته خواهد شد که در چنين روزي (22 خرداد 88) چگونه عمل کردند و چه انتخابي داشتند. چنان که در تاريخ اين سرزمين، فراوان روزهاي ارجمند و ماندگاري (چون 30 تير 1331 ، 22بهمن 1357 و 2 خرداد 1376) ثبت و حک شده است و اين وضع و حال نيازمند «تغيير»ي محسوس و اراده و عزمي براي «تحول» و «اصلاح» است. اينچنين، بي ترديد انتخابات رياست جمهوري دهم، «نقطه عطف»ي در تاريخ تحولات سياسي- اجتماعي ايران خواهد شد. امام علي ابن ابي طالب در سخني بس معنادار مي گويد، ميزان لياقت هر مردمي، همان حکامي هستند که بر ايشان حکومت مي کنند. اين، همان سخن مشهوري است که در فرهنگ اين سرزمين منتشر است؛ «خلايق هرچه لايق.» مردم ايران و خلايق اين مرز و بوم در 22 خرداد نشان خواهند داد چه تصويري از خود در بخشي از ساخت قدرت متبلور مي سازند و صورت بندي حکومت را چگونه بازتعريف مي کنند. در اين روزها و هفته ها، کم نبوده اند نخبگان سياسي و هنرمندان و کوشندگان مدني و روشنفکراني که به قدر توان و زمان و امکان خويش، «وضع موجود» را نقد کرده اند و براي برداشتن «گامي» به سوي «وضع مطلوب» ملاحظات و ديدگاه ها و پيشنهادهاي خود را مطرح کرده اند. مسووليت هرگونه حضور و کيفيت انتخاب، اينک بر عهده يک يک شهروندان است. آنان يا بايد خود به داوري در مورد نامزدها بنشينند يا ناگزير به «گروه هاي مرجع» اعتماد کنند. هر منصفي مي تواند شهادت دهد «روشنفکران» ايران امروز- اعم از روشنفکران توليدکننده، توزيع کننده و مصرف کننده- به اندازه يي که مي توانسته اند، «آگاهي بخشي» کرده اند؛ اينک نوبت مردم ايران است. شهروندان ايران در 22 خرداد، خود خواهند گفت «چون اند» و براي خويش چه منزلتي قائل اند. اين نوشتار بي شعري ماندگار از زنده ياد احمد شاملو (با چشم ها...) ناتمام مي نمايد و دريغ است که بخشي از آن در اينجا بازخواني نشود. گفتاري نغز و پرمغز که جان سخن روشنفکران پرشماري در اين ديار است؛ «... آنان «خلق» به آفتاب شيفته بودند/ زيرا که آفتاب/ تنهاترين حقيقت شان بود/ احساس واقعيت شان بود./...افسوس/ آفتاب/ مفهوم بي دريغ عدالت بود و/ آنان به عدل شيفته بودند و/ اکنون/ با آفتاب گونه يي/ آنان را/ اين گونه/ دل/ فريفته بودند، / اي کاش مي توانستم/ خون رگان خود را/ من/ قطره/ قطره/ قطره/ بگريم/ تا باورم کنند./ اي کاش مي توانستم/ يک لحظه مي توانستم اي کاش/ بر شانه هاي خود بنشانم/ اين خلق بي شمار را/ گرد حباب خاک بگردانم/ تا با دو چشم خويش ببينند که خورشيدشان کجاست/ و باورم کنند./ اي کاش/ مي توانستم،»

mortezakazemian@yahoo.com
عناوين اين صفحه
نظرسنجي و نظرسنجي سازي
قدر و منزلت ايرانيان

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام