چهارشنبه، 20 خرداد 1388 - شماره 1972
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
راي بي نقاب/ راي بي دروغ
سونامي اصلاح طلبان در خيابان هاي تهران

شاهرخ تويسرکاني؛ مي گويند «شب» سفير تاريکي است. هيچ اهل استعاره و تشبيهي نيست که منکر اين تعبير باشد، مگر آنکه خود «شب» به زبان بيايد. و من طي اين هفت شب اخير، با حضور در جشن و جنبش مردم، صداي استعاره شکن شب را شنيدم؛ شب سبز است، سبز مايل به اميد، سبز مايل به دعاي صبح، و درست است، صبح سپيد اولاد همين شب سبز است؛ بيرق علويان را به ياد آريد در تاريخ سربلند ايران زمين؛ سيادت صلح، سيادت آزادي، هفت شب با مردم، تا موسم بامدادي. چه حيرت شورانگيزي، بهار نيز با بيداران اين ميهن زنجيرناپذير همدل است. بيشتر اين شب ها، آسمان نيز سبز مي باريد از عطر آب و عاشقي. زهي زندگي... که ما نديديم و ديديم دلاوري خردمندانه سبز پوشاني که انگار از روشن ترين آفاق تاريخ ظهور کرده اند. درخت، دل آدمي، سبزه، جامعه، سربلند، شال و بيرق، بودن و شدن، همه سبز سبز. هستي هم همپاي راستي و درستي به جنبش درآمده است؛ جنبش سبز. شما را به ياد کدام کلام شريف مي اندازد؟ 30 سال گذشت از بيست و دوم سرخ بهمن، تا برسيم به اين بيست و دوم سبز خردادي؛ «بسي رنج بردم در اين سال سي/ عجم زنده کردم بدين پارسي» هبذا حضور بهار. اين نسل نو، اين جوانان شريف که هزاران تهمت شنيدند به بي اخلاقي و اعتياد و فساد، ديديد چگونه تبرئه شدند. چه نسلي...، کوچه، خيابان، شهر اصلاً ايران بزرگ ما به استقبال خرداد آمده است؛ خرداد يعني بخشندگي و دهش خورشيد. خورشيد رهايي، خور زاده به خرداد، علم علوي به دوش گرفته، نيمي آرش و نيمي پورياي ولي. من هم پا به پاي مردم، همراه فرزندان خود، از خير خواب درگذشتم تا بيداري و رستاخيز سپيده دم را تماشا کنم؛ ميرحسين مظلوم، سخن بگو، کروبي دانا سخن بگو، ما در پي تعبير روز نيستيم زيرا آفتاب خود دليل آفتاب است، اما همه ما در پي تغيير هستيم، تاريکي بايد تمام شود.



اين اراده معطوف به رهايي است، اراده جمعي، جنبشي تاريخي، جنبشي که در شکست مشروطيت ناکام مانده. من از مشروطيت به عنوان انقلاب ياد نمي کنم، زيرا منشور مشروطيت را سرانجام کساني امضا کردند که اصل انقلاب، دفع آنها را مي طلبيد. «شاه که منشور مشروطيت را امضا کرد تا آن را ناکام بگذارد، آرزوي سبز برآمدن مردم را گل آلود کرد. بعد از آن ديديد که ديکتاتوري نوين بر تخت استبداد کهن نشست. شگفتا، صد سال است که مردم ما با صندوق و راي و آيين انتخابات آشنايند، اما آنچه از اين صندوق به در مي آيد، غريب،

انتخابات فرمايشي پيش از 22 بهمن 57 را مي گويم که جوان ها راي مي دادند تا پيرترها بر آنها حکومت کنند. اما اين وهله يعني 22 خرداد 88 راز و رمز ديگري دارد؛ آرزويي که در مشروطيت برآمد و در مشروطيت درگذشت. فرار پهلوي اول نيز اگرچه عطر آزادي را در پي آورد، اما پيش از بلوغ به تعفن آلوده اش کردند. دوره جنبش آبي مصدق نيز نتوانست آبي به تشنگان صحراي استبداد برساند، تا رسيديم به روزي که مجموعه اين شکست هاي اجتماعي، در خونين ترين شب ها به استبداد پاسخ داد و در 22 بهمن بيرق آتش و خون را شهيدان اين مردم، دست به دست دادند تا دوم خرداد 76 که جوانان باز به جهان ثابت کردند اين مردم اهل غفلت نيستند، فقط صبورند، اگرچه اصلاحات در مقام يک «روند طبيعي» اميرکبير را به سکوي تاريخ دعوت دوباره کرد، اما بايد از آن دوره هشت ساله در مقام زادن و طي طفوليت ياد کرد، شکست نخورد، تمرين کرد تا در روز 2«20همه را شگفت زده کند.

افلاطون مي گويد هوشمند کسي است که در امور سياست دخالت نکند. (خطاب به گروه خاموش، بي تفاوت و تحريمي هاست.)هفت شب ميان مردم سبزپوش، سلسله بي پايان علوي، بايد بي هيچ بغض و لجاجتي اقرار کرد طي اين 100 سال اخير (با نظر به روايت تاريخ) مردم به ويژه جوانان با اين همه شور و اميد و دادخواهي و خرد و خرسندي، به استقبال (واقعه انتخابات) نرفته اند. اين جنبش سبز، در واقع درک ديگري از تاريخ و تقدير سياسي در اين سرزمين است. باري (مير محبت) بايد بداند همه رنگ هاي رنگين کمان اين جنبش را مي توان فراموش کرد الا سبز آن را. هر سال که سبزه از اين خاک خسته بردمد، مردم به ياد وعده هاي روشن و راستين و سبزگون مي افتند که ميرمحبت و پيردانا گفت؛ احساس خطر کردم و آمدم، براي نجات ايران و کرامت ايراني آمده ام. زنهار که مردم ما بسيار باهوش اند و حافظه تاريخي آنان فعال است. فرداروز در چله زمستان سياسي- که جهان را فراگرفته است- از ميرحسين يا کروبي صريح اللهجه خود مي پرسند؛ ما تو را خواستيم، آيا تو نيز هنوز از مايي؟، من در اين هفت شب شريف، همگام با جوانان تا سپيده دم اميد، گفتم و شنيدم و دريافتم که به راستي چرا در اين شب هاي سبز، شب هاي اميد و شب هاي بهاري - برخلاف پيش بيني ما نسل اول 57 - هيچ بحث و توجه و سخني از مهم ترين امور مربوط به دغدغه هاي غيرداخلي نشده و نمي شود، چرا مساله انرژي هسته يي صلح آميز يا موضوع تفارق ها و تقابل هاي دول سلطه جو و پايداري ايران مطرح نمي شود؟

به گمان من، ريشه اين سکوت نسبت به امور سياسي (حوزه خارجه) به تشديد دغدغه هاي داخلي بازمي گردد. همه مباحث و حرف ها و شنيده ها حول مسائل داخلي است.بيست و دوم سرخ بهمن 57 رو به 22 سبز خرداد 88 پيش مي رود و آدمي عميقاً درک مي کند که انگار از انتشار وقايع اتفاقيه (اولين رسانه ايراني) تا امروز و در پي اين همه بي اعتمادي به رسانه ها سرانجام به «اعتماد» رسانه ها مي رسيم و براي نخستين بار است که بحق مي توان باور داشت آزادي بيان با آغوشي باز و عاري از هراس در ميهن مبارک ما وزيدن گرفته است. فرخنده باد اين عصر نو، اين عصر سبز، اين سيادت گرامي که گفته اند سال نکو را از حضور بهاران خجسته اش درياب. خوشا خردمندي و صبوري و تغيير و ترانه که سرانجام گلگون کفنان 22 بهمن 57، انگشت اشاره خود را به جانب خرداد 22 خرم نشانه رفته و زندگان را ياد آورده اند.

اي کاش اهل قلم و چشم به راه ماندگان چنين شب ها و چنين روزهايي زنده بودند و مي ديدند بهار رسانه ها حقيقتاً ظهور سرسبز خود را اعلام کرده است. ياران سبز، ياراني گرامي، به ياد آوريد اين سخن روحاني و راهگشاي شهيد انديشه مطهري را به ياد آوريد؛ «... ايراني تهمت ناپذير است، ايراني هر کاري کرده (و مي کند)، به تشخيص خود بوده است، ايراني لايق بوده، راست و صريح است، شجاع و دلير است، حقيقت خواه و صاحب اصل و ريشه است.» تو گويي مطهري دانا نيز چنين روزي را پيشاپيش ديده بود در اين بهار خجسته، که خجسته باد،

انتخابي بزرگ ، آرام و سبز

جعفرگلابي

ايران عزيز تاريخ پرفراز و نشيبي را پشت سر گذاشته است و تا پس فردا مي رود يکي ديگر از روزهاي مهم و تاريخي خود را ورق بزند، شور عمومي و موج عظيم بيداري ايرانيان از هم اکنون قابل رصد کردن است و هر کجا که مي روي مردم محکم و استوار سراپا در ميدان حاضرند تا دين خود را به ميهن ادا کنند، اين روزها مردم و خصوصاً جوانان مان آرام و قرار ندارند، آنان مسير خويش را شناخته اند و چه بسا روز جمعه به خلق حماسه يي همت بگمارند که جهانيان را خيره سازد و بر همه معادلات بين المللي تاثير شگرف بگذارد. درياي مواج و خروشان ملت ايران دوباره دارد اوج مي گيرد تا روز جمعه به ساحل برسد و همه چيز را به رنگ سبز خويش مبدل سازد. ملت بزرگ ايران آتشفشاني از احساس را در وجود خود ذخيره دارد که هرگاه به عقل و درايت درهم مي آميزد غوغا مي کند و کوه هاي حجيم و عظيم موانع را از سر راه خويش به کناري پرتاب مي کند. امروز نماد اين احساس بلند و غرورآفرين و آن عقل دورانديش و خردگرا مردي از تبار فرزندان انقلاب است که پا به عرصه گذاشته تا در مقابل کژي ها و ناراستي ها اراده و همت مردم خود را به نمايش بگذارد. اگر در کشور ما چند شخصيت وجود داشته باشند که حاصل تجربه، زحمات طاقت فرسا و چکيده مديريت 30 سال اخير باشند و ذهن و دل شان مخزن عميق ترين دريافت هاي علمي و عملي جامعه باشند انصافاً يکي از آنها ميرحسين موسوي است. او در کوران حوادث پرشمار و توفنده دهه اول انقلاب يکي از حساس ترين و گسترده ترين و در واقع هسته اصلي مديريت کشور را رهبري کرد و از سوي جامعه و رهبر فقيدش کارنامه قبولي دريافت کرد، پس از آن موسوي با اينکه از عرصه مجادلات و فعل و انفعالات مستقيم سياسي کناره گرفت ولي در مجامع عالي حقوقي چون مجمع تشخيص مصلحت نظام در بطن مسائل نظام قرار داشت و اکنون مي توان حاصل سال ها مطالعه و مداقه او را در اظهارات پخته و خصوصاً برنامه هاي مدونش مشاهده کرد؛ برنامه هايي که علاوه بر عملي و عيني بودن از يک ويژگي بسيار مهم و ضروري برخوردار هستند. به نظر مي رسد پس از سال هاي پرافت و خيز مديريت کلان کشور که در هر زماني به عللي، موضوعي در اولويت قرار داشته و موضوع مهم ديگري به حاشيه رفته است وقت آن رسيده باشد که همه مسائل کشور به طور همزمان و در اولويت خاص خود قرار گيرند و هيچ مساله يي از توجه مسوولان درجه يک خارج نشود. هيچ دليلي ندارد که با تمرکز روي مسائل معيشتي مردم از کرامت نفس و حقوق و آزادي هاي مشروع آنها غفلت صورت گيرد، همان طور که ضرورت بسط آزادي هاي مدني نبايد رسيدگي به احوال اقتصادي مردم را از متن توجه ها خارج سازد. در همه مسائل ديگر جامعه هم بايد اين ديد کلان و جامع و مسوولانه حکمفرما شود، مثلاً مستضعفان و اقشار آسيب پذير جامعه بايد در اولويت رسيدگي دولت باشند ولي اين معنا هرگز نبايد باعث شود به صاحبان ثروت اجحافي صورت گيرد و از همين طريق شاهد فرار سرمايه ها و رکود توليد و کاهش اشتغال در جامعه باشيم. به نظر مي رسد مهندس ميرحسين موسوي از ظرفيت يک توجه عميق و همه جانبه و جامع به تمام موضوعات کشور برخوردار هستند و حتي در زمينه برآوردن حداقل آرمان هاي گروه ها و جناح هاي مختلف سياسي دستي توانا دارند. اگر جناح اصولگرا به ارزش هاي ديني تاکيد دارد (که البته ميزان پايبندي و اهتمام شان در همين زمينه امروز به چالش گرفتار شده) در تدين و ارزشگرايي وي نمي توانند نقطه اشکال بگذارند.



اگر اصلاح طلبان روي گسترش آزادي ها و حقوق انساني و توسعه سياسي متمرکز هستند باز اين ميرحسين موسوي است که هم کارنامه يي قابل قبول دارد و هم برنامه مشخص و قابل اجرايي ارائه مي دهد و هم خود فردي دموکرات و تابع خرد جمعي است. با اين اوصاف مي توان ادعا کرد پيروزي مهندس موسوي پيروزي نسبي و متعادل معدل خواست هاي گوناگون همه اقشار جامعه است و نگاهي کلان و آينده ساز و استراتژيک را در کشور حاکم خواهد ساخت. سخن اصلي در اين مقال خدمت همه خوانندگان اين است که با توجه به شرايط خاص داخلي و خارجي کشور که همگان متوجه آن هستند و مشکلات و موانع بزرگي که اصلاح طلبي چون موسوي پس از تصدي دولت با آن مواجه خواهند بود، وي نياز مبرم به آرايي بالا و حلال مشکلات دارد. تنها در صورت آراي عظيم اوست که مشکلات تحويل دولت، تعامل با يک مجلس غيرهمسو و غلبه بر صدها و هزاران مشکلات به ارث برده شده ميسر مي شود، حالا که به ميدان آمده ايم و راه و چاه را شناخته ايم، بايد همت کنيم تا منتخب ما بتواند مقتدر و عزيز و معتبر و استوار ناظر به حمايت ملت بزرگ ايران پنجه در پنجه مشکلات بيندازد و سختي را به آساني مبدل سازد. اين دو، سه روزه براي جوانان و دختران و دانشجويان و مطلعان و دلسوزان روز نشستن در خانه نيست، براي ايران عزيز، براي انقلابي که صد درصد مال ماست، مال برادران و خواهران شهيد و جانباز و آزاده ماست، مال پدران و مادراني است که پيکر خونين جگرگوشه ها را با دست خود به خاک سپرده اند، مال همان پابرهنگاني است که هم شهيد دادند و هم بر سفره خالي خود صبر کردند تا ايران و اسلام بماند، بايد به پا خاست و آرام و مطمئن و پرحرارت و مهربان پيام ايران دوستي و انقلاب دوستي اصلاح طلبان را به گوش همگان رساند. صداي بلند خاتمي عزيز هنوز گوش مان را نوازش مي دهد، مردانگي و استواري و شجاعت غرورآفرين کروبي دل هايمان را قوي مي دارد و همه و همه ما را به راه مي خوانند، ما را براي خلق حماسه يي ديگر پاي صندوق هاي راي مي کشانند. وعده ما روز جمعه و رايي همراه با جان مان چون پيکاني که از کمان آرش رها شد و تا انتهاي توسعه ايران پيش رفت.

ميرحسين موسوي؛ چرا اجازه مي دهيم هر کشوري به ايران توهين کند

گروه سياسي؛ ميرحسين موسوي در آستانه برگزاري انتخابات، گفت وگوي تمدن ها را شرط تضمين سياست خارجي مناسب دانست و ترجيح داد با همين رويکرد پاسخگوي ايرانيان مقيم خارج از کشور باشد که با وجود دور بودن تلاش مي کنند در فرآيند «تغيير» در کشور موثر باشند. البته کانديداي رياست جمهوري دهم ايجاد سر و صداهاي زياد را موجب آسيب به «وجهه» ايران ارزيابي کرد و عدم بهره گيري از بازارهاي جهاني را «پيامد» مستقيم فقدان استراتژي در کشور دانست. نخست وزير دوران دفاع مقدس آسيب به وجهه ايران را ناشي از عدم همبستگي در داخل کشور ارزيابي کرد و اهانت به جايگاه ايران و فرار سرمايه ها را مهم ترين پيامد اين عدم همبستگي عنوان کرد که به دنبال آن هر کشور کوچکي به خود اجازه مي دهد به جايگاه ايران در عرصه بين الملل تعدي کند. به گزارش جام جم، کانديداي دهمين دوره رياست جمهوري دهم که با ايرانيان خارج از کشور گفت وگو مي کرد، در پاسخ به سوالي در مورد ديپلماسي ارتباط با جهان گفت؛ در کنار حفظ اين حيثيت ها با کشورهايي که نمي خواهند اين هنجارها و حقوق ما را رعايت کنند، ما بايد يک روش قاطع و روشني داشته باشيم. مثلاً يک موضوعي که در کشور ما مطرح شده بود، اين است که بعضي از اين کشورها که در حاشيه ما قرار دارند و در اين زمينه ادعاهايي دارند، مباحثي را مطرح کردند که نام خليج فارس در يک آرم نباشد و در يک پوستري قرار نگيرد که متاسفانه من ديدم به اين مساله تن داده شد. بحث نام در يک منطقه و يک جلسه نيست، بحث يک روند است يعني اگر در کشور اراده يي حس نشود که همه مصمم هستيم از کوچک ترين چيزي که متعلق به تاريخ ما و سرنوشت ما و کشور ما است، دفاع کنيم، پيامدهايي در خارج خواهد داشت که اميدواريم با زنده کردن روحيه ايران دوستي در کشورمان که فراوان وجود دارد چه در ميان ملت و چه در بخش دولتي، بتوانيم در مورد اين مشکلي که اين هموطن مان با آن درگير شده اند، غلبه کنيم. پس به شما حق مي دهم که افکارتان نگران اين مباحث باشد. من از آن افرادي هستم که اعتقاد دارم هويت ايراني و ديني ما بايد در جلوي چشم ما باشد تا در همه تصميم گيري ها به خصوص براي دولت، يک سرمشق باشد.


من از همين جا از همه شما تشکر مي کنم که با چنين عرقي از حيثيت ايران در خارج از کشور دفاع مي کنيد. همه ما بايد مثل شما باشيم. دولت ما بايد مثل شما عمل بکند. اگر ما نشان دهيم که دولت ما، ملت ما، نيروي نظامي ما، سپاه ما، ارتش ما و بسيج ما و همه ملت ما از آرمان هايشان دفاع مي کنند و از اين عرق ملي جدا نمي شوند، کسي جرات نمي کند اهانتي را بر ما روا بدارد. بحث، بحث اقتدار ملي است. ما اقتدار داريم، قوي هستيم و داراي کشوري مقتدر هستيم که سرزمين مان در منطقه يي واقع شده که بسيار شلوغ است و بسيار مسائل گوناگوني را در پيرامون خود مي پروراند که به عنوان يک کشور نيرومند و برخوردار از نيروي انساني سرافراز با يک تاريخ بزرگ و ميراث عظيم و ماندگار همچنان بر سر زبان هاست و قدرتمندانه ايستاده است، لذا شايسته نيست در چنين وضعيتي، چنين اهانت هايي را تحمل کنيم. توصيه شما و بحث شما هموطن گرامي را اين گونه تلقي مي کنيم که همه دولتمردان بايد دقت کنند که ايراني نمي تواند اين توهين ها را تحمل کند.

وي در ادامه بر تدوين استراتژي جهت ارتباط با جهان غرب تاکيد و تصريح کرد؛ معتقدم بايد اصول اعتمادسازي را با کشورهاي جهان مدنظر داشته باشيم و بايد به سمت تنش زدايي حرکت کنيم و به سمت اين نرويم که با سر و صداهاي بيهوده هزينه هاي زيادي را بر کشور بار بياوريم. اعتمادسازي از مواردي است که دقيقاً در تدوين سياست خارجي ما مورد توجه قرار خواهد گرفت. نبود برنامه هاي مشخص و راهبردهاي مشخص براي نيل به آن، يکي از مشکلات ما است. کشور ما نياز دارد در منطقه و جهان عمق استراتژيک داشته باشد و به صورت فرد و تنها ظاهر نشود. ما متعلق به يک حوزه تمدني بسيار عظيم هستيم که در سراسر تاريخ موثر بوده و توانسته شگفتي هايي را بيافريند و با تمدن هاي ديگر مقابله بکند، رقابت داشته باشد، دوستي داشته باشد و اثرگذار باشد و اثر نيز بگيرد. اين حوزه بايد مورد توجه سياست خارجي ما باشد که بخشي از اين همسايه هايي که ما داريم متعلق به اين حوزه تمدن بزرگ هستند و در آنجا جاپاهايي داريم، عقايد مشترک، منافع مشترک و بازارهاي مشترک داريم. انسان هايي که حرف همديگر را مي فهمند و ما نتوانستيم اين ظرفيت ها را شکوفا بکنيم. بحث در اين نيست که ما بايد با امريکا و اروپا چه رابطه يي داشته باشيم، اعتقادم اين است که هيچ کشوري بدون يک عمق استراتژيک، بدون متعهداني که در کنارش قرار داشته باشند، بدون بودن در معاهده ها و دوستي ها و قراردادهايي نمي تواند با مسائل جهان امروز روبه رو شود، چرا که ما در حال حاضر دست تنها هستيم، البته ما دوستاني در لبنان داريم، در کشورهاي ديگر داريم، ما حتي در رابطه با کشورهاي همسايه کار اساسي صورت نداده ايم در حالي که در اين زمينه، کار فراوان در اين منطقه وجود دارد. اگر ما از ظرفيت هايي که در قفقاز و آسياي مرکزي و در شرق کشور خودمان داريم، استفاده صحيح کنيم و به سمت برنامه هايي پيش برويم که فارق از اينکه چه دولت هايي روي کار مي آيد، براي ساليان دراز پيگيري بشود، يقيناً اين نوع طمع ها ريشه کن خواهد شد و ايران به صورت قدرتمندتري در جهان ظاهر خواهد شد. شما اگر به رابطه ما با آسياي مرکزي نگاه کنيد، به پاکستان، افغانستان وترکيه نگاه کنيد، رابطه هاي ما بيشتر جنبه تصادفي و هرچند بار يک بار دارد و هيچ کدام داراي يک برنامه بلندمدتي نيست. بنابراين همانند همان برنامه هاي اقتصادي که ما لازم داريم، بايد برنامه هاي بلندمدت نيز داشته باشيم و از برنامه ريزي هاي پنج ساله و يک ساله هم در اصول سياست خارجي تبعيت کنيم. کشورهايي مثل تاجيکستان و ازبکستان و تمام اين مناطقي که زماني مي گفتند نفوذ به اين مناطق نفوذ به تمام آسيا است، براي ما بسيار مهم است. اين نقاط استراتژيک است که اگر نداشته باشيم طبيعي است که ضرر خواهيم کرد. به اضافه اينکه من احساسم بر اين است که ما يک نگاه راهبردي به مسائل اطراف کشورمان نداريم.

بهره گيري از گفت وگوي تمدن ها

نخست وزير دوران دفاع مقدس گفت وگوي تمدن ها را ضامن پيروزي در عرصه سياست خارجي ارزيابي و در عين حال از تخريب دولت هاي قبلي انتقاد کرد و گفت؛ به طور مثال در شرق کشور ما يک بازار حدوداً دو ميلياردي وجود دارد که پاکستان و هند و سپس مي آيد به چين بر مي خورد و بعد تنگه بسيار مهم مالاکا است که در حقيقت يک جاده ابريشم مدرن است که انتقال کالا و فرهنگ از آن منطقه رد و بدل مي شود. حتي اقيانوس هند که در تاريخ کشورمان از طريق بندر سيراف يا طاهري فعلي با اين مناطق ارتباط وسيعي داشتيم، اينها همه قابل زنده شدن هستند. به خصوص اگر توجه کنيم يک نوع انتقال نيرو و قدرتي از غرب به شرق دارد صورت مي گيرد که اين يک نوع امتيازي است که براي کشور ما محسوب مي شود. از سويي نبايد اين برداشت از صحبت هاي من بشود که اهميت منطقه اروپا کم است بلکه بايد بدانيم موقعيت اروپا نيز براي ما بسيار حائز اهميت است ولي من هيچ نوع نگاه سازنده يي که تابع برنامه يي باشد، با اين مناطقي که گفتم، نمي بينم. در حال حاضر من اين نوع نگاه را در برقراري روابط خارجي خود احيا خواهم کرد. اما معناي اين احيا اين نيست که از فرداي برپايي اين برنامه ها انتظار معجزه داشته باشيم. ما با توجه به تجربه اروپا که نزديک به 60 تا 70 سال از معاهده هاي کوچک بين خودشان شروع کردند تا به يک اروپاي واحدي، يوروي واحدي و به سياست دفاعي، اقتصادي واحدي رسيدند، ما نيز در منطقه با ارتباط با حوزه هاي طبيعي نفوذ خودمان بايد به اين صورت عمل کنيم که ده ها رئيس جمهور بيايند و بروند اما اين گونه سياست ها از جايگاه خود تکان نخورد و دولتمردان ما همچنان پيگير آن باشند. مثل استراتژي امنيت ملي امريکا که هر رئيس جمهوري چه از دموکرات ها و چه از جمهوريخواهان مي آيد، همان راهبرد را اعلام مي کند. اينجاست که ما به سياست ها و راهبردهايي برمي خوريم که متوجه مي شويم اين سياست ها 200 سال است که تداوم داشته است، يعني روساي جمهور بعدي نيز آن را تاييد مي کنند. من دليل قدرت اين کشورها را در پيگيري اين سياست ها فارغ از اينکه چه دولتي حاکم باشد، مي دانم. ما هم بايد به اين مساله برسيم.

وي حل پرونده هسته يي را نيازمند درايت و عقلانيت دانست و افزود؛ پرونده هسته يي ايران از موارد بسيار مهمي است که حتي مي توانم بگويم جزء مواردي است که بنده از جزييات اين پرونده از زمان شروع آن در کشور که از اول انقلاب با آن روبه رو بوديم تا نقطه يي که در حال حاضر ايستاده ايم، اطلاع دارم. در زمان اول انقلاب قرار بود چند نيروگاه در بوشهر بسازيم که رژيم سابق در اين مورد سرمايه گذاري کرده و قراردادهايي نيز با جهان خارج بسته بود. در اين رابطه وام هاي کلان نيز به فرانسوي ها داده و برخي از شرکت هاي بزرگ فرانسوي و آلماني در سوخت هسته يي شريک شده بودند و معاهده يي نيز با آلماني ها داشتيم که در بوشهر نيروگاه هايي را بسازند که قرار بوده نيروهايي از کشورهاي ديگر هم در اين امر همراه باشند. متاسفانه بعد از انقلاب اسلامي به رغم تلاش هاي فراواني که صورت گرفت، کشورهاي غربي از تعهدات خود سرباز زدند و حتي به نوعي به تمامي تعهدات و قراردادهاي خود پشت کردند. من در زمان جنگ بسيار دنبال اين جريان بودم که به نوعي اين مساله را حل کنم اما متاسفانه به دليل جوي که عليه ما در عرصه بين الملل حاکم شده بود، اين مساله حل نشد و بسياري از وسايل ما در اختيار آلماني ها باقي ماند و گفت وگو نيز به نتيجه نرسيد و تنها پول هايي را که به فرانسوي ها داده بوديم، به سختي از آنها پس گرفتيم که حدود يک ميليارد دلار بود با بهره آن. در اينجا خوب است بدانيد برخي از شهروندان ما در همان زمان مي گفتند شما نبايد با خارجي ها بهره آن پول را که حلال نيست و ربا است، حساب کنيد، که بنده از شوراي نگهبان سوال کردم و نتيجه گرفتم گرفتن اين پول با بهره آن از فرانسوي ها ربا که نيست، بسيار حلال نيز هست، لذا به طور کامل پس گرفتيم. بعد از اينکه ما فهميديم ديگر هيچ گونه همکاري در زمينه ساخت اين نيروگاه ها نخواهد شد، نيروهاي کشور خودمان به اين مساله پرداختند و شروع به کار کردند. اوج اين قضيه و شروع فعاليت در زمان جناب آقاي خاتمي کليد خورد که سرمايه گذاري اصلي آن نيز شروع شد چرا که ما تا آن زمان قطع اميد کرده بوديم هم از اروپايي ها و هم از چيني ها که قرار بود نيروگاه هاي کشور را براي ما بسازند. وي تصريح کرد؛ آرژانتيني ها هم مي خواستند به ما کمک بکنند که از آنها نيز قطع اميد کرديم. وعده هايي از سوي شوروي ها نيز شنيديم که آنها نيز به قول خودشان پشت پا زدند، لذا از همه آنها به طور کامل قطع اميد کرده بوديم که بالاخره نيروهاي ما تحت يک مديريت قدرتمند و با حضور کارشناسان توانمند که جا دارد از همين جا از آنها تشکر و قدرداني کنيم، فعاليت ها را آغاز کردند و گفتند ما خودمان مي توانيم اين نيروگاه ها را بسازيم. هرچند قبلاً مسائل علمي آن حل شده بود و زمينه هاي شروع به کار آن فراهم شده بود، اما کارشناسان داخلي با همان مديريت قوي معجزه يي آفريدند و اين تکنولوژي را به صورت صددرصد بومي در اختيار ما و کشور ما گذاشتند. بعد از مدتي مساله تعليق به وجود آمد که به دليل سر و صداهايي که فعاليت هاي ما در جهان کرد، ادامه کار به تعليق کشيده شد که اين تعليق عملاً به اين خاطر صورت گرفت که اگر سوء ظني يا مشکلي پيش آمده يا انحرافي به سمت تسليحات هسته يي يا خلافي صورت گرفته، به طور کامل حل شود. اين مسائل طبيعي بود، هرچند بنده از اول مخالف تعليق اين پرونده ها بودم که صريحاً بايد به اين نکته در اينجا اشاره کنم، چرا که بعداً مشخص شد قصد آنها از تعليق نيروگاه هاي ما فقط و فقط تعطيل کردن پروژه ها بوده است که در روزهاي آخر دولت آقاي خاتمي اين تعليق شکست و سپس در زمان آقاي احمدي نژاد اين پروژه ادامه يافت و جوانان و مديران ما روي اين مساله ايستادگي کردند و نتيجه آن شد که اين تکنولوژي را تماماً در اختيار گرفتيم. آن چيزي که ما در حال حاضر با آن مواجه هستيم دو تا مساله هست؛يکي اينکه خود اين تکنولوژي براي مصارف صلح آميز در کشور طراحي شده بود چرا که قسمتي از آن خيلي هم وسيع نبود براي نيروگاه هاي داخل و مساله ديگر اين است که اين گونه تکنولوژي ها به سوي مسائل هسته يي که ما مخالف آن هستيم، امتداد پيدا کند. بنده اعتقاد دارم در حال حاضر در جهان اين موقعيت فراهم شده است که بگوييم اين دو مساله را از يکديگر تفکيک بکنيم و روي مساله اول که همان مصارف صلح آميز اين تکنولوژي است، ايستادگي و تاکيد کنيم تا حتماً تاکيد داشته باشيم هيچ نوع عقبگردي نبايد داشته باشيم و اين اعتقادي است که از قديم بر آن پافشاري مي کردم و در حال حاضر نيز تاکيد بسيار بر آن دارم تا قدرتمندانه در اين زمينه پيش برويم، منتها در سطح جهان هر نوع بحثي را در مورد مساله دوم اين تکنولوژي که ما با ساخت اين تکنولوژي به سوي مسائل تخريبي نمي رويم باز گذاشتيم تا با جهان به گفت وگو بپردازيم و راه حل را پيدا کنيم.

کروبي؛ اگر انتخابات از جايي هدايت شود اقدامات لازم را انجام مي دهم

گروه سياسي؛ دبير کل حزب اعتماد ملي در آخرين روزهاي تبليغات انتخابات رياست جمهوري و در فاصله سه روز مانده تا انتخابات رياست جمهوري دهم دوشادوش غلامحسين کرباسچي، جميله کديور، محمدعلي ابطحي و مرتضي الويري گام به آخرين نشست خبري خود پيش از انتخابات گذاشت تا به سوالات پرشمار اصحاب رسانه پاسخ گويد. مهدي کروبي پس از پايان ماراتن مناظره ها در سيما و در حالي که همچنان فعالانه به استان هاي مختلف کشور رفته و با مردم از نزديک در خصوص برنامه ها و شعارهاي خود سخن مي گويد، روز گذشته در تهران ماند و از طريق رسانه ها با جامعه سخن گفت. او تاکيد کرد تا پايان رقابت هاي انتخاباتي حضور دارد و به اين سان به شايعه رقباي اصلاح طلبان براي التهاب آفريني در اردوگاه اين جناح سياسي خاتمه داد؛ «شايعه يي منتشر شده مبني بر اينکه کروبي به احتمال زياد از انتخابات کنار مي رود. من به شما مي گويم وقت تان را صرف اين مسائل نکنيد چرا که واقعاً بي ارزش است و شيوه زشتي است که برخي افراد و منابع به کار گرفته اند. من معتقدم از بين ما چهار کانديدا هيچ کدام نبايد کنار برود چرا که هر کدام که حذف شود، معلوم نيست حاميان او رايشان را به چه کسي خواهند داد.» اين کانديداي انتخابات رياست جمهوري اما مانند هميشه و در آغاز سخنان خود در سالن رايزن مرکز دايره المعارف بزرگ اسلامي به هشدار درباره سلامت انتخابات حساس رياست جمهوري دهم پرداخت و بر اين نکته تاکيد ورزيد که نظارت اصلاح طلبان به طور دقيق بر انتخابات است؛ «ما لحظه به لحظه انتخابات را رصد مي کنيم و اين انتخابات بايد سالم برگزار شود. اين انتخابات آزمايش بزرگي براي اجرا و نظارت است و آنها مي توانند بهترين نام و نشان و يادگار را از خود باقي بگذارند. به شوراي نگهبان و وزارت کشور نيز گفته ام اين انتخابات بهترين ميدان براي آنهاست.» وي تاکيد کرد؛ به مجريان و ناظران انتخابات هم توصيه مي کنم با مراکز قانوني همکاري کنند و اين طور نشود که بگويند بازرسان ما را راه ندادند، بلکه فضايي به وجود بيايد که شفاف باشد چگونه است. اگر اين افراد نگراني ندارند اجازه دهند همه جا ديده شود، ما بايد اکنون اين حرف ها را بزنيم که بعداً نگوييم انتخابات سالم برگزار نشده است.



اشاره کروبي به کميته مشترک صيانت از آراي خود و ميرحسين موسوي است که توسط علي اکبر محتشمي پور و مرتضي الويري هدايت شده و تاکنون توانسته با همراهي همه احزاب و گروه هاي اصلاح طلب جمع زيادي از هواداران اصلاحات را با آموزش و سازماندهي براي امر قانوني نظارت بر همه مراحل انتخابات مهيا سازد. رئيس مجالس سوم و ششم شرايط رقابت در انتخابات 22 خرداد را نيز متفاوت از ادوار گذشته ارزيابي کرد؛ «در ادوار گذشته اينچنين نبوده که در دوره دوم روساي جمهور چنين رقابتي وجود داشته باشد، اما اين بار اين رقابت جدي تر است. پس لازم است شوراي نگهبان و وزارت کشور نيز دقت کافي و لازم را داشته باشند تا نام نيکي از آنها بماند. نهايتاً هم همه ما بايد تسليم آن کسي شويم که مردم مي خواهند و به او راي مي دهند.» کروبي همچنان به نتايج انتخابات رياست جمهوري دهم معترض است و بر همين اساس با ادبيات خاص خود تاکيد کرد اين بار هوشيار تر از گذشته به انتخابات مي نگرد؛ «اگر دفعه قبل انتخابات من بعد از نماز صبح خوابيدم اما اين بار پس از نماز صبح ذکر خدا مي گويم و خبرها را رصد مي کنم. اگر هم احساس کنم مساله از جايي هدايت مي شود به موقع اقدامات لازم را انجام خواهم داد.» وي در عين حال دلايل پيش بيني خود از استقبال بسيار خوب مردم از انتخابات دهم رياست جمهوري را نيز تشريح کرد؛ «نشانه هاي نشاط مردم و علاقه آنها براي حضور در انتخابات کاملاً مشهود است و اصل شرکت در انتخابات بسيار مهم است. سرنوشت انتخابات هر چه باشد، با مردم است و آنچه مهم است حضور مردم و سلامت انتخابات است. من مانند سه کانديداي ديگر براي پيروزي آمده ام و همه هم تلاش مي کنيم اما پس از پايان انتخابات چه راي بياورم و چه نياورم بيانيه يي درباره کار حزبي خواهم داد.» شيخ از حضور زنان در عرصه سياست هم دفاع کرد و با اشاره به توانمندي هاي زنان، اشاره يي به نقش زهرا رهنورد همسر مهندس موسوي در ابتداي انقلاب داشت؛ «همين سرکار خانم رهنورد وقتي امام(ره) حکمي براي طرح شاهد دادند، احساس کردند خانم ها هم بايد حضور داشته باشند و من مخصوصاً فکر کردم ايشان خانم شايسته يي هستند که دانشگاهي هم هستند و ايشان وارد اين هيات شدند.»کروبي در پاسخ به پرسش ديگري درباره يکي از مناظره هاي خود اظهار کرد؛ من خيلي به دنبال آمار و ارقام نبودم؛ چرا که مي دانستم هر لحظه طرف مقابلم مي تواند هر گونه که مي خواهد سخن بگويد. من سراغ مسائل اصلي رفتم که در يک دوران به وجود آمده و باعث نگراني شده است، درحالي که اعتماد مهم ترين سرمايه حکومت است. من حرمت قائل شدم، اما نبايد چيزهايي گفته شود که وجود خارجي ندارد. اين کانديداي انتخابات رياست جمهوري درباره مساله حجاب نيز گفت؛ در اينجا سخن از يک بحث فقهي و ديني محض نيست. من مي خواهم رئيس جمهور شوم و حقيقت اين است که اولويت من تلاش براي رفاه، امنيت و آسايش مردم است. در رابطه با مسائل اينچنيني بايد گفت وگو و صحبت کرد تا شرايط جديدي به وجود بيايد. نبايد از هر قانوني سوءاستفاده شود. من اين مساله را به اين صورت در اولويت تغيير قرار مي دهم که گشت ارشاد يقه دختر و پسر مردم را نگيرد. وزير کشوري خواهم گذاشت که بتواند با واگذاري اختيارات به نيروي انتظامي از سوي فرماندهي کل قوا اين مساله را به خوبي مديريت کند. معتقدم در اين زمينه هم بايد مصلحت کشور رعايت شود و هم تعرضي صورت نگيرد. بسياري از اين تعرض ها در رابطه با حجاب نيست بلکه بحث رنگ لباس، پوتين و ناخن افراد است، مهدي کروبي در پاسخ به سوال ديگري درباره ارائه ليست اموال خود گفت؛ من به شما عرض مي کنم که خوشايندم نيست و دوست ندارم وارد زندگي شخصي خودم شوم و خود را ستايش کنم اما من آنقدر سالم و درست زندگي کرده ام که بيم و خوفي از اين مساله ندارم. همسر من خودش کار و حاصل تلاشش را وقف مي کند. من هم دوران رياست مجلس چندين بار اموالم را اعلام کرده ام. خانه يي داريم که آدرس آن را بسياري افراد مي دانند و غير از آن يک وجب در هيچ کجا نداريم. اکنون هم جايي مستاجر هستيم و خانه را بازسازي مي کنيم.

توضيحات نيکبخت درباره توقيف ياس نو
روزنامه ياس نو در طول سه هفته براي دومين بار از طرف دادستان تهران توقيف شد. صالح نيکبخت وکيل اين روزنامه با اعلام اين خبر گفت؛ هيات نظارت بر مطبوعات دستور قبلي را کان لم يکن اعلام و روزنامه از اول هفته منتشر شد. اما دادستان تهران بار ديگر به دليل عدم توجه به بعضي از موارد اتهامي مديرمسوول در حکم، اعلام کرد مديرمسوول به علت محکوميت به تبليغ عليه نظام شرايط مديرمسوولي را از دست داده است که ما به رغم عدم قبول اين برداشت وي از حکم صادره، ديروز خانم آذر منصوري را به عنوان مديرمسوول معرفي و طبق ماده 14 قانون مطبوعات صاحب امتياز تا زمان قبولي مديرمسوولي جديد وظايف مديرمسوولي را به عهده گرفته و تصور مي کرديم اين قانون به اندازه کافي صراحت دارد که موضوع را حل مي کند. اما دادستان تهران ديروز دستور توقيف روزنامه را صادر کرد و ما براي رفع توقيف از مجاري لازم اقدام مي کنيم.
عناوين اين صفحه
سونامي اصلاح طلبان در خيابان هاي تهران
انتخابي بزرگ ، آرام و سبز
ميرحسين موسوي؛ چرا اجازه مي دهيم هر کشوري به ايران توهين کند
کروبي؛ اگر انتخابات از جايي هدايت شود اقدامات لازم را انجام مي دهم
توضيحات نيکبخت درباره توقيف ياس نو

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام