
علي اکبر قاضي زاده
همراه نمي دانم چند ميليون ايراني ديگر، من هم چهارشنبه شب شاهد مناظره دو چهره سياسي طراز اول کشورم بودم. اگر بخواهيم تعارف را کنار بگذاريم بايد قبول کنيم آن نشست چيزي غير از محاکمه جريان اجراييات ما در طول و عرض سه دهه نبود. غير از اين است؟ مردم تازه فهميدند يک نخست وزير و دو رئيس جمهوري که در جمع 24 سال اداره تمام امور قابل اداره کردن را برعهده داشته اند، همه سرگرم سامان دادن روز و روزگار شخصي خود و بستگان خود بوده اند. حالا مضمون اين گفت و شنيد چقدر به ادعاهاي دورترين و افراطي ترين گروه هاي مخالف نزديک بود، بماند. من اگر يک جوان ايراني بدون تعصب بودم، من اگر يک ايراني بيرون از کشور بودم، من اگر يک بازنشسته درگير با دم دستي ترين مشکلات زندگي بودم، من اگر خيال داشتم اين مناظره را ببينم و تنها با ديدن آن تصميم بگيرم به چه کسي راي دهم، چه نتيجه يي بايد مي گرفتم؟ اين آدم ها که نام آنان و فهرست کج روي هاي آنان در اين بگومگو افشا مي شود، در اين سال ها مگر نماد و محور زندگي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ما نبودند؟ مگر ده ها ميليون از همين مردم که ما اينقدر نگران عزت و غرور و افتخار آنان هستيم، به اينان راي نداده اند؟ مي شود حرف هاي آقاي رئيس جمهوري را دربست پذيرفت و نتيجه گرفت تمام آنچه در اين سال ها ديديم و شنيديم ظاهر کار بوده و در پس پرده داستان هاي ديگري در جريان بوده است؟ رئيس قوه اجرايي از يک بي انصافي گسترده هم خبر داد؛ 320 هزار تيتر عليه دولتي که عزم کرده است در خدمت عزت و کرامت اين مردم باشد. تکان دهنده است. اين يعني به طور متوسط روزي 266 تيتر مخالف که دولت، اين همه کم لطفي را با متانت تحمل کرد. حالا چرا تحمل؟ بهتر شايد اين بود که به اين هجوم گسترده پاسخ داده مي شد. مي شود پذيرفت نويسندگان آن تيترها، آن متن ها يا آن طرح ها، مثل آنان که به اميدي راي داده اند، فريب همان صاحبان راي را خورده باشند؟ رئيس جمهوري ما در اساس حقي براي جماعت«غيرهمسو» مي شناسد يا تمامي آنان را در رديف هواداران سياست آن سوي مرزها مي داند؟ اين مناظره، يک دستاورد بي نظير هم داشت؛ به ميان کشيدن عملکرد همسران، فرزندان و بستگان حريفان. ما مردم مسلمان و شرقي هميشه تصور کرده ايم دعوا، يک خط غيرقابل عبور دارد و آن هم داخل کردن خانواده در درگيري هاست. بايد سپاسگزار باشيم که اين مانع اخلاقي را پشت سر گذاشته ايم. بالاخره يکي بايد سرک کشيدن به اندروني اهل سياست را بنا مي گذاشت. مهندس موسوي در سن و موقعيتي نيست که دست به حمله برابر بزند؛ يعني او هم از طرف مقابل سند و مدرک مشابه رو کند. اگر بود، اين چهار سال را هم لابد به آن 24 سال بايد اضافه مي کرديم. برعکس آقاي رئيس جمهوري هيچ مانع و حد و حدودي براي پيش رفتن نمي شناسد و اين خيلي خوب است. اگر حرف هاي آقاي رئيس جمهوري راست باشد
- که خدا کند نباشد- به نظر من لازم است مديران دستگاه هاي قضايي و تاميني که از 24سال پيش تا امروز مسووليتي داشته اند، بيانيه يي بدهند و از تمام کساني که به جرم دزدي، تقلب، خيانت در امانت، استفاده نا بجا از اموال عمومي و... تعقيب، محاکمه و مجازات شده اند، طلب بخشودگي کنند و طرحي براي جبران ضررهاي مالي و حيثيتي آنان بريزند. در کنار انواع وعده هاي رنگارنگ، آقاي رئيس جمهوري از نخستين روز ورود به دفتر نخست وزيري، حتي پيش از آن، هنگام رقابت هاي انتخاباتي، حتي پيش از آن- به روايت يک لوح فشرده منتشر شده در دوره دوم رياست آقاي خاتمي- وعده بگير و ببند رانت خواران و سوء استفاده گران و مال مردم خواران را داده اند و هنوز مي دهند. بيش از 99 درصد مردم ما که درگير ماجراهاي اجرايي و تخصيص اعتباري نيستند، با علاقه منتظر اين اصلاحات شجاعانه بوده اند. ايشان چند سال ديگر براي اين افشاگري وقت نياز دارند؟ از اينها که بگذريم حالا که مناظره اينقدر در روشن کردن فکر و ذهن مردم اثر مطلوب مي گذارد، چرا صدا و سيما اين کار را برنامه هميشگي نکند؟ اگر مخاطب تمام اين کوشش ها مردم هستند، که هستند، رسانه ملي مي تواند و بايد در هر مناسبت مهمي- نه مناسبت هاي تاريخي؛ مناسبت هاي روز- صاحبان نظر موافق و مخالف با آن مناسبت، تحول يا رويداد را رو در روي هم قرار دهد. به قول عوام؛ «چه شود،»