دوشنبه، 18 خرداد 1388 - شماره 1970
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه نخست
شب شيخ

بررسي مناظره مهدي کروبي و محمود احمدي نژاد

چگونه مي توان سياست را خلق کرد
اميرهوشنگ افتخاري راد

تصميم ناپذيري اکنون بدل به وجه غالب سياست «ما» شده است؛ انتخابات پيشين دست کم اين مساله را تقويت و تحکيم کرده است. اما اين سويه عدم تصميم پذيري، خصيصه عام وضعيت واقعاً موجود اين «ما» است؛ از اين حيث که تنها امر ناممکن، ممکن است. في الواقع ممکن شدن امر ممکن، حشو و زوائد است. فرض وجود يک ساختار تر و تميز براي پيشرفت و ساختن، تنها وهمي است که چه بسا هنوز از ذهن مستاصل ايده آليستي ترشح مي شود. در ايده آليسم، از قضاي روزگار، حل مساله، مشخص و روتوش شده است. رفتن به مباني و پرداختن به مسائل از اساس، حتي اگر کورسويي از صداقت هم در آن يافت شود همدستان با اين سياست که آسوده بخوابيد ما بيداريم، است. رفتن به مباني و از اساس حل کردن، اتفاقاً به کار فضاي پساسياسي مي خورد که سرانجام به کار فکري صرف باطمانينه و فرهنگي منتهي مي شود. اما درست در اين فضا، در کليت خودش، مساله خلق دوباره سياست و احياي آن در دستور کار قرار مي گيرد.

درست در اينجا، با توسل به وجه عدم تصميم پذيري مي توان سياست را به زور در فضاي موجود اعمال کرد. آنچه همواره اين سياست را از سياست متداول و مرسوم، سياست در حکم عرصه کارشناسي و فني کردن سازوکار امور، با استمداد از عدد و رقم و فاکت هاي پوزيتيويستي، سند و مدرک متمايز مي کند، همين به تعليق درآوردن زمان و مکان است، که عالي ترين نوع اين سياست در انقلاب (فرضاً انقلاب 57) نمود مي يابد؛ نوعي پاره شدن از وضع موجود و عبور تيغه نور از ميان ابر، نوري که چشم را خيره کند. عجالتاً انتخابات دهم مي تواند حامل حقيقتي باشد که در آن سياست احيا شود، هرچند که اين نيز خود ريسک به حساب مي آيد. ضمن اينکه تناقضات موجود در يک کل، همواره تاکيدي بر احتمال وقوع سياست است، خود يک انتخابات مي تواند، در وضعيت تصميم ناپذير، هر تصميمي معطوف به استقرار سياست در مقام شکافي در وضع موجود را ممکن سازد. بدين اعتبار حکم تحريم، در اين لحظه، صرفاً نفي ايده آليستي است، هرچند که تنها دليل تحريم، معتبر نشمردن يک طرف ديگر و مرزبندي با آن باشد. سياست بدون اجماع بدل به يک تصميم خصوصي و شخصي مي شود. شواهد امر تحريم را برخلاف انتخابات پيشين، بي اعتبار کرده است. اما آيا اجماع حول يک کانديدا صورت مي گيرد؟ اين نيز نياز به ريسک کردن دارد ضمن اينکه با کمي حدس و گمان و کمي تجربه داشتن از دوم خرداد، مي توان وضعيت تصميم ناپذيري را که مي تواند هر تصميم را در خود جمع کند، بدل به وضعيت احياي سياست کرد (اگرچه چه بسا دچار حدي از واپس روي شويم). سياست بدين معنا عرصه گشودگي است؛ عرصه يي که حتي براي لحظه يي اين امکان را به وجود مي آورد که مردم از حيات روزمره کنده شده و در شکاف هاي موجود مناقشه کنند.

در اين ميان، مطالبات و خواسته ها حتي در حد صنفي در اتصال با وضعيت عدم تصميم پذيري، مي توانند هم ارز يکديگر قرار گيرند و خود يک کل را تشکيل دهند. چنين امري نيازمند يک دال تهي ً(empty signifier) افشا نشده است. هرچند که در احياي اين نوع سياست، با توجه به تجربه بعد از دوم خرداد، بسياري مطالبات معلق يا حتي محو شدند. في الواقع، آنچه اهميت پيدا مي کند اين است که يک کانديدا تا چه حد مي تواند حامل چيزي بيش از آنچه که هست، باشد. اين مازاد، قابل تقليل به منافع و مطالبات نيست اما مي تواند بي آنکه خود بداند، حامل جملگي مطالبات و کليتي باشد که عرصه گشودگي است. تنها در اين تصميم ناپذيري است که امکان دستيابي به گشودگي ميسر مي شود، و در اين گشودگي مي توان عدالت، آزادي و برابري همه را محقق کرد. نفي ايده آليستي اين وضعيت، آن هم در شرايط فقدان اجماع، تنها به سياست مبتني بر تحکيم کننده وضع موجود مدد مي رساند.

از قضا نفي متعين، در فضاي تصميم ناپذير، فضايي که شما خارج از معيارهاي مشخص بدون وابستگي جناحي يا عاطفي به يک کانديد اي خاص نمي توانيد از ابتدا بر او تکيه کنيد همچون حلقه هاي نزديک به او به عبارتي چاره يي جز انتخاب اجباري نداريد، مي تواند با استواري بر يک حقيقت کلي (فرضاً همان آرمان هاي هميشگي) ميسر شود. در اين شرايط بايد ديد مطالبات آيا هم ارز مي شوند و زنجيره يي از آن را تشکيل مي دهند يا خير؟ جزيي ها يا گروه هاي مختلف با مطالبات مختلف، با اينکه ممکن است مطالبات شان در تقابل با هم باشند، اما در يک منطق هم ارزي، در يک نقطه تجمع مي کنند. اين نقطه، همان دال تهي است که فرد کانديدا حامل آن است و از مطالبات پر مي شود. بدين ترتيب، کليتي ساخته مي شود که مي تواند وراي مطالبات خاص و جزيي، سياست را خلق کند، يعني فضاي گشوده يي که عدالت، آزادي و برابري همه است. از قضاي روزگار موسوي که نه حامل مطالبات تام و تمام اين «ما»ست و نه امکان و انتظار تحقق و جانبداري از اين «ما» را برآورده مي کند، به طور حادثي، مي تواند حامل مازاد باشد، هرچند که در اين نيز حدي از ريسک نهفته است. اما در تصميم ناپذيري مگر سياست(وراي اقتصاد ذات گرايانه)، ريسک نيست؟
عناوين اين صفحه
شب شيخ
چگونه مي توان سياست را خلق کرد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام