يكشنبه، 17 خرداد 1388 - شماره 1969
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه آخر
انتخابات
نامزدها به دنبال مردم

آرش خوشخو

مناظره احمدي نژاد و موسوي، به رغم تمام غافلگيري ها و تب و تابش، در نهايت بازگويي مطالب و حتي اسامي بود که مردم کوچه و بازار مدت هاست مي دانند. هيچ کدام از مواردي که حتي به عنوان افشاگري مطرح شد (و مورد استقبال مبالغه آميز طرفداران آنها هم واقع شد) نکات پيچيده و مبهمي نبود. مسائلي است که سال هاست مردم در خيابان، محل هاي کار و حتي تاکسي ها براي هم نقل مي کنند. جالب آنکه تمام وعده هاي افشاگري رئيس جمهوري که مهم ترين و کاربردي ترين برنامه اش در چهار سال پيش مبارزه با رانت هاي اقتصادي بود (که مردم مدت هاست با آن دست به گريبان هستند) در آستانه پايان دوره اول انتخابات، به بازگويي يکي دو اسم محدود شد که همان مردم سال هاست آنها را مي دانند. مي بينيد، حتي اگر نقايص اخلاقي اين افشاگري ديرهنگام و نابهنگام را در نظر نگيريم، دستاوردهاي آن بسيار ناچيز است. همان طور که دستاوردهاي دولت در وعده مبارزه با رانت هاي اقتصادي نيز چشمگير نبوده است. دشواري مقام رياست جمهوري بر اين مردم، همين جا است. با مردمي روبه رو هستيم که در نهانخانه خود، آگاهي وسيعي از چند و چون اتفاقات دارند و با شکيبايي و نجابت ويژه خود- که رهاورد صدها سال زندگي صبورانه است- با لبخندي بر لب، شور و شوق نامزدهاي رياست جمهوري را همراهي مي کنند و حتي براي آنها دست مي زنند و هورا مي کشند. اين نوع افشاگري ها، شايد کاربرد دل خنک کردن داشته باشد، اما به عنوان حربه تبليغاتي فايده يي ندارد. اين مردم از تمام نامزدهاي انتخاباتي سال ها جلو هستند. اما نجيبانه، شايد براي آنکه دل اين نامزدها را نشکنند، خود را همپا و اگر هم لازم باشد، عقب تر از آنها نشان مي دهند و مي گذارند تا نامزدهاي محترم و رئيس جمهور وقت احساس پيشرو بودن را تجربه کنند و به قولي «حالشو ببرن». به نظر مي رسد تمام نامزدها (حتي رئيس جمهور و به رغم تمام سفرهاي استاني اش) هنوز درک کاملي از وجدان عمومي جامعه ندارند. به نظر مي رسد در مواجهات آنان با مردم اين نامزدها توانايي نفوذ به لايه دروني افکار عمومي را ندارند. شايد محفل قدرتمندي که آنها را احاطه کرده توانايي نفوذشان به واقعيت اجتماع را از بين برده است. شايد هم چنان در خلسه مردم دوستي خود غوطه ورند و چنان فريب لايه نجيب و مهمان نواز اين مردم را مي خورند که در نتيجه واقعيت را به سادگي فراموش مي کنند. به همين خاطر است که وقتي در تلويزيون مي خواهند شجاعت خود را به رخ بکشند و با صراحت افشاگري کنند، در نهايت به نام ها و مواردي محدود مي شوند که مردم سال هاست آنها را مي دانند و از نفوذشان باخبرند. دوستان عزيز، نامزدهاي محترم، جناب رئيس جمهور، متاسفانه مردم از شما کيلومترها جلوتر هستند. نگذاريد آنها مراعات تان را کنند، بجنبيد، خود را تکان دهيد، از محفل هاي چندلايه تان عبور کنيد، خودپسندي تان را دور بيندازيد و خود را به مردم برسانيد؛ مردمي که نجيبانه و جسورانه اميدهاي خود را آرام آرام در گوشه و کنار دفن مي کنند.

جامعه
جنبش رنگ ها

محمد سرابي

رنگ ها شهر را پر کرده اند. در کوچه و خيابان دخترها و پسرها هر کدام نواري رنگي به مچ دست خود بسته اند. جوان هايي که با اين نوار هاي رنگي نه طرفداري خود از يک نامزد انتخابات بلکه تعلق به يک گروه فکري و از آن مهم تر تصميم براي کنشگري سياسي را نشان مي دهند.

همه آنها اعضاي ستاد انتخاباتي نيستند و براي تبليغات کسي ماموريت نگرفته اند ولي همه رويايي براي بهتر زيستن دارند.

پدر و مادر ها فرزندان شان را از سياست مي ترسانند. مي گويند اين کار عاقبت ندارد. مي گويند انگليسي ها همه چيز را کنترل مي کنند. مي گويند دست هاي پنهاني همه را به بازي گرفته اند. آنهايي که پير تر هستند با نقل خاطره بقيه را نصيحت مي کنند و تجربه هاي شکست خورده خود را براي چندمين بار شرح مي دهند. بعد نتيجه مي گيرند دنيا از تقلب و دروغ ساخته شده است و نبايد فريب خورد اما جوان هايي که نوار هاي رنگي را به مچ دست و کيف و کوله پشتي هايشان بسته اند مي خواهند در دنيايي زندگي کنند که فريب و دروغ کمتري داشته باشد. عده يي از اين هم جلوتر مي روند و مي گويند شناسنامه هايتان را کثيف نکنيد.

راي و صندوق و انتخابات را رها کنيد تا همه چيز آنقدر خراب شود که خود به خود دوباره درست شود ولي جوان هايي که پوستر ها را روي ديوار مي چسبانند در اشتياق مهري هستند که روي صفحه شناسنامه مي خورد و بالاخره گروهي که به نفهميدن افتخار مي کنند. به اينکه درکي از جهان اطراف خود ندارند و تنها سر به پر کردن روزانه شکم خود بسته اند. آنها هم جوان ها را به خاطر فکر کردن مسخره مي کنند اما جوان هاي جنبش رنگ ها ذهن را به کار انداخته اند تا سهمي در آينده داشته باشند. پس راي مي دهند و ديگران را تشويق به راي دادن مي کنند. بيش از يک دهه پيش نسلي به نام دوم خردادي ها شکل گرفت که در ميان تندباد ها گرفتار آمد اما ريشه هاي خود را حفظ کرد.

گروه جواناني که امروز جنبش رنگ ها را پديد آورده اند نويد حضور نسلي را مي دهند که راي خود را به صندوق مي ريزد و به انتظار مي ماند تا نتيجه آن را به چشم ببيند؛ نسلي که عصيانگر و آرمانخواه نيست؛ جنبشي که سلاح و ابزارش رنگ مچ بند ها، لباس ها و پرچم ها است؛ نسلي که قصد زير و رو کردن جهان را ندارد تنها مي خواهد قوي، شاد و آزاد زندگي کند.

يادداشت هاي يک کانديدا-11
راهکارهاي مناظره
ابوالقاسم نادم

خوشبختانه موج جوراب سراسر ايران را فرا گرفته. از گوشه و کنار ايران خبر مي رسد مردم فهيم و علاقه مند، جوراب پوشان و هلهله کنان در خيابان ها و ميدان هاي اصلي شهرها و روستاها جمع شده و ظاهراً به مباحثه و نقد کانديداهاي ديگر و باطناً حمايت از من مي پردازند. اتحاديه توليدکنندگان جوراب و البسه نيز در نامه سرگشاده يي از متانت سياسي و روشن بيني اجتماعي بنده در حفظ و احياي ارزش هاي اخلاقي تقدير کرده اند. همزمان امروز غلام خبر داد در آخرين بازي تيم ملي فوتبال کشورمان، نه تنها کليه بازيکنان تيم ملي ايران بلکه اعضاي تيم ملي کشور چين نيز به نشان حمايت از من جوراب هاي بلند پوشيده و آن را در تصاوير تلويزيوني نشان داده اند.

مناظره هاي تلويزيوني هم از چند روز پيش شروع شده و هر شب از تلويزيون پخش مي شود؛ اما طي مصوبات آخرين جلسه شوراي مرکزي تبليغات ستاد، قرار بر اين شد به جهت پرهيز از تنش و درگيري در صحبت ها و سوءاستفاده احتمالي دشمنان فعلاً پيگيري مناظره از دستور کار ما خارج شود. اما مهرشاد مسوول تنظيم نامه يي خطاب به رئيس صدا و سيما شد تا در اعتراض به اتهاماتي که در مناظره آقايان احمدي نژاد و موسوي عليه اينجانب مطرح شده فرصتي در اختيار بنده قرار گيرد. متاسفانه آقاي احمدي نژاد بارها در صحبت هايشان از لفظ «پسر» استفاده کردند و خب همه مي دانند که به جز من بقيه کانديداها متاهل بوده و در اين ميان فقط من «پسر» هستم و منظور اصلي ايشان در اتهامات اقتصادي مطرح شده من بوده ام. لذا بايد فرصت کافي در اختيار بنده قرار داده شود تا از طريق صدا و سيما در برابر اتهامات ناروايي که مطرح شده از خود دفاع کنم.

اما با توجه به اينکه همه کانديداهاي محترم قبلاً با پوشيدن جوراب به عنوان نماد انتخاباتي من، حمايت خود را از بنده اعلام کرده اند و ذکر اين نکته که من شخصاً به همه آنها علاقه دارم، جهت موفقيت در ادامه مناظره ها نکاتي را متذکر مي شوم؛

1- اولين نکته اين است که سعي کنيد با دست پر به جلسه مناظره برويد. هميشه چيزهايي را که لازم داريد با خودتان همراه داشته باشيد که در جلسه به دنبال چيزي نگرديد.

2- عکس و مدارک تحصيلي اعضاي اناث خانواده خود و همکاران ستادي خود را از دوران مهدکودک گرفته تا دانشگاه از چند ماه قبل جمع آوري کرده و در يک گاوصندوق پلمب شده نگهداري کنيد.

3- اگر اعصاب تان ضعيف است حين مناظره اجسام بالاي 50 گرم نظير ليوان، قندان، لنگه کفش و دندان مصنوعي را از خود دور کنيد.

4- سند منزل مسکوني يا قولنامه اجاره منزل، فيش هاي حقوقي از بدو استخدام تاکنون، شماره چک پول هاي دريافتي از بانک، دفترچه اقساط وام هاي دريافتي و کليه چيزهاي مربوط به مسائل مالي چيزهايتان را به همراه داشته باشيد.

5- از آنجايي که کانديداي مقابل شما را عميقاً دوست دارد، يادآوري نکات و اشارات از دوران ما قبل تاريخ ابداً به معناي ضايع کردن و تخريب شما نيست. اين موارد ممکن است در ابتدا چيزي در حد چيز پراکني به نظر برسد اما کلاً چيزي در مايه هاي خاطره است.
عناوين اين صفحه
نامزدها به دنبال مردم
جنبش رنگ ها
راهکارهاي مناظره

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام