شنبه، 16 خرداد 1388 - شماره 1968
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: تاريخ
آزادي و انتخابات در حاکميت پهلوي
دکان بهارستان را تخته کنيد

پيمان ياريان

هفته گذشته 11 خردادماه مطلبي داشتيم با عنوان دربار پهلوي و انتخابات فرمايشي که انتخابات مجلس را از دوران رضاشاه بررسي کرده بود. آن گزارش تا مجلس ششم را دربر گرفت. اينک بخشي ديگر از تاريخ گذشته کشور و تجربه هاي انتخاباتي را مرور مي کنيم.

---


مبناي انتخابات در ايران از دور هفتم مجلس به بعد، رنگ و بويي غيرواقعي به خود گرفت. دولت تحت عناوين مختلف در آراي مردم دست مي برد. به قشر بي سواد جامعه در امر انتخابات و برگزيدن نمايندگان خود اجازه داده بود، و اين امر باعث ايجاد و شکل گيري يکسري تخلفات در راستاي انتخابات شد. چهره هاي ماندگار در مجلس شوراي ملي ثباتي بي نشان به خود گرفته بودند که در بين اقشار آگاه جامعه به مرور زمان يک نوع دلزدگي به وجود آورده بود. بيشتر اين نمايندگان در ادوار بعدي مجلس تغيير نمي کردند و ظاهر امر انتخابات بود و در واقعيت انتصابي مادام العمر به همراه داشت.

از مجلس ششم تا پايان مجلس نهم فردي به نام حسين دادگر پست رياست مجلس را بر عهده داشت. اين مرد جداي از اينکه به رابطه هاي خود مي انديشيد تا در آن مقام جلوسي طولاني مدت داشته باشد، تشخص و انضباطي خاص در اعمال، کردار و رفتار، در حيطه کاري از خود به جاي گذاشت. در واقع هم به خود مي انديشيد و هم موقعيت اش را در امر خدمت به مردم فراموش نکرده بود. در طول سال هاي کاري اش اين دو خصيصه را از خود دور نکرد و زماني هم که به سال 1314 ايران را به قصد اروپا ترک کرد هماره به ترقي خود و فرزندانش مي انديشيد. از اين قبيل افراد در طول حکومت 50ساله پهلوي ها بسيار ديده شدند.

سرانجام دادگر که لقب عدل الملک را داشت در سال 1326 به ايران بازگشت. در دوره هاي اول، دوم و سوم مجلس سنا، سناتور مازندران بود که در اين راستا قابليت هايي از خود بروز داد. او در تمام آن سال ها به ارزش هاي فرهنگي و تمدن چند هزار ساله ايران تفاخر داشت و در سخنراني هايش به اين موضوع بسيار تکيه مي کرد. زماني که دکتر مصدق دکتر فاطمي را به عنوان معاون نخست وزير برگزيد، دادگر به اين انتصاب اعتراض کرد. دادگر مساله يي شخصي يا کينه يي ديرينه نسبت به دکتر فاطمي نداشت، منتها چون فاطمي به جز روزنامه نگاري آن هم در «باختر» و «باختر امروز» در عرصه انجام کارهاي دولتي تجربه يي ديگر نداشت، به همين جهت دادگر زبان به اعتراض گشود.

در دوره مجلس هفتم شوراي ملي اقليتي وجود داشت که نسبت به برخي از وزيران و نيز پاره يي از تصميم گيري ها همواره معترض بود. اين اقليت در دو نفر خلاصه مي شد؛ آقاي فرخي يزدي نماينده يزد و آقاي محمدرضا طلوع نماينده لاهيجان. اکثريت مجلس چون انتصابي بودند در اجراي فرامين از پيش تعيين شده کمر همت را بسته بودند. هيچ گاه به اين دو نفر اجازه صحبت در صحن علني مجلس داده نشد به گونه يي که فرخي يزدي توسط يکي از نمايندگان سيلي محکمي خورد و خون دماغ شد. از آن زمان به بعد فرخي در مجلس به عنوان اعتراض بست نشست و سرانجام در واپسين روزهاي مجلس هفتم به طور پنهاني به روسيه پناهنده شد. بعدها به آلمان رفت و تيمور تاش با او صحبت کرد و به او اطمينان داد هيچ خطري او را تهديد نمي کند و مي تواند به وطن بازگردد.

بيشتر نمايندگان آن زمان از مشاغل گوناگون برخوردار نبودند و مي توانستند تمام تلاش خود را در رابطه با وظيفه يي که بر عهده آنان گذاشته بودند،صرف کنند. برخي از آنان مانند فرخي يزدي روزنامه نگاري نيز مي کردند. در آن وقت ها فرخي در روزنامه طوفان اشعاري تند و انقلابي مي سرود. او هنگام بازگشت به ايران به مدت يک سال تحت نظر شهرباني بود. فرخي را به دليل شعرهايي که مفهوم روزهاي سخت ايران را در بر داشت، به دربند بردند و آشکارا تحت نظر قرار گرفت. فرخي آدمي تهيدست بود و به دليل 300 تومان بدهي او را به زندان انداختند. فرخي در زندان از سرودن شعر و فعاليت هاي سياسي خود غافل نماند. بنابراين دستگاه استبداد توسط پزشک احمدي و آمپول هوا فرخي يزدي را از پا درآورد.

مجلس هشتم

در سال 1309 انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي ملي ايران برگزار شد. در اين سال بود که رضاشاه مردم را تشويق به استفاده از منسوجات ساخت وطن مي کرد و جريان اسماعيل آقا سميتقو را فروخواباند. اما از طرف ديگر ايادي رژيم صحنه انتخابات را به انتصابات تبديل کرده بودند.

از اين مجلس به بعد ما شاهد تغيير لباس مردم و نمايندگان مجلس هستيم. رضاشاه با دلبستگي که به ايران باستان داشت درصدد برآمده بود ستون را در معماري و نيز در طرز پوشش لباس رسمي و نظامي راستاي کار خود قرار دهد که خود نشات گرفته از طرز فکر او و اطرافيانش بود. به عنوان نمونه مي توان به دوخت لباس و کلاه هايي که به رغم دوار بودن آنها بر ستوني کامل نقش بسته است،اشاره کرد. در اين رابطه سخن بسيار ولي خارج از مقال است.

در سال 1311 شمسي مجلس نهم آغاز به کار کرد. در اکثريت قريب به اتفاق اين مجلس ها به دليل يکدست بودن نمايندگان از نظر فکري و عملي و دوري جستن آنها در تصميمات خاص سياسي - ميهني ما کارهاي فوق العاده يي از آنها نمي توانيم ببينيم. منتها توجه بيش از حد آنها به عمران و آباداني رشد موثري از لحاظ پيشبرد علمي و فرهنگي در سطح جامعه به وجود آورد و نحوه زندگي مردم رو به تغيير سوق داده شد. از اين روي ما باز شاهد طيف ديگري از بيداري مردم آن سامان هستيم که ريشه در آرامش و رفاه نسبي داشت. البته بايد خاطرنشان کنم که فقر در چارچوبي ديگر و معنايي ديگر به چشم مي آمد و فعالان سياسي را به حرکت وامي داشت.

مجلس دهم و يازدهم

دهمين دوره مجلس شوراي ملي قانونگذاري در خردادماه 1314 شمسي تشکيل شد. در دوران اين مجلس دهم بود که کشف حجاب صورت گرفت و دوران جديدي را براي زنان جامعه ايران رقم زد.

يازدهمين دوره مجلس در سال 1316 شمسي تشکيل شد. اتفاق بزرگ و مهمي که در اين دوره افتاد، شروع جنگ جهاني دوم بود. در آن موقع ايران هنوز راه درازي داشت تا موقعيت هاي اقتصادي و اجتماعي خود را به تثبيت برساند. با آغاز جنگ دوم خيلي سريع ناگواري ها دامن اين مرز و بوم را گرفت و تا مدت ها نتوانست از زير بار آن همه درد و رنج کمر راست کند. صنعت نوپاي ايران وابسته به اروپا و به ويژه آلمان بود که از همين کشور ما واردات فراواني داشتيم. انگليس خود را از بازار ايران به دليل حضور آلماني ها دور مي ديد. اين موارد و اقدامات سياسي اشتباهي که رژيم مرتکب شد، رضاشاه را مجبور کرد از سلطنت استعفا کند. سرانجام مجلس يازدهم که اشتباهات ديگري مرتکب شد و از ديد آگاهان به امور مجلس ناتوان محسوب مي شد، در 27 شهريورماه 1318 شمسي به انتهاي کار خود رسيد.

مجلس دوازدهم و رفتن رضاشاه

دوره دوازدهم مجلس شوراي ملي در 3 آبان 1318 شمسي شروع شد. در دوران اين مجلس باز به دليل جنگ جهاني و بودن متفقين در ايران مشکلات اقتصادي دامنگير ايرانيان شده بود و بدون آنکه در اين جنگ دستي داشته باشند يا سودي عايد آنها شود، فوج هاي عظيم مردم رو به فقر و نداري کشيده مي شدند. در شهريور 1320 حکومت نظامي اعلام شد. قبل از آنکه ارتش هاي روسيه و انگليس به عنوان قواي متفقين وارد خاک ايران شوند، سفيرهاي اين دو کشور نزد نخست وزير رفتند و اين پيشامد را به او اطلاع دادند. صداي اعتراض مردم از اين بابت بلند و اين رويداد باعث شد اقشار مختلف جامعه نسبت به عملکردهاي غلط دولت زبان به انتقاد بگشايند. البته بايد خاطرنشان کرد که اين اعتراض ها در ابتداي امر از جانب برخي از نمايندگان شروع شد و سپس به ديگر مخالفان رژيم نفوذ کرد. بيشترين کساني که پا به ميدان گذاشتند و نسبت به همه چيز شکايت کردند، مطبوعات، روشنفکران، روساي طوايف و عشايري بودند که در اين سال ها مورد اذيت و آزار واقع شده بودند. در اين هنگامه تلخ نخست وزير در مجلس دوازدهم حضور يافت و متن استعفاي رضاشاه را براي نمايندگان خواند و وليعهد را به جانشيني او اعلام داشت. رضاشاه در تاريخ 25 شهريورماه 1320 شمسي ايران را براي هميشه ترک کرد.

در دوراني که رضاشاه زمام امور را در دست گرفته بود، دولت هاي مختلفي در چرخش مملکت روي کار آمدند. يکي از کوتاه ترين و ناکارآمدترين دولت هاي عصر رضاخان، دولت آقاي دکتر متين دفتري بود. وابستگي اين دولت به آلمان هيتلري يکي از دلايل حضور روسيه و انگليس در خاک ايران بود. دولت آقاي متين دفتري در برابر مردم کمتر احساس مسووليت مي کرد. پس از متين دفتري دولت منصور بر سر کار آمد.در دوران او بود که ايران از بروز جنگ جهاني دوم اعلام بي طرفي کرد. رضاشاه دولت هاي انگليس و روسيه را دشمن ايران مي دانست و براي بيرون رفتن از تنگناهايي که ايران را در فشار قرار داده بود رو به آلمان آورد. از اين روي در دولت متين دفتري مقدمات فراهم و در دولت منصور پايه هاي دوستي دو کشور محکم تر شد. در اين بين مجلس قرباني آن يکدستي شد که بر مبناي انديشه يک نفر به سويي جهت دار کشيده مي شد.

رجال ايراني از اين همه قرابت ايران و آلمان خشنود نبودند و همين باعث دودستگي و پراکندگي ايرانيان فرهيخته و سياستمدار شد. دو دولت روسيه و انگليس به ايران هشدار دادند که آلماني ها را از خاک خود خارج و نفوذ بيش از حد آنان را از ايران کوتاه کند. دولت ايران به آنها اطمينان داد مواظب اتباع خارجي که در ايران هستند خواهد بود و از اين بابت هيچ گونه مشکلي پيش نخواهد آمد. اما دو دولت مزبور کوچک ترين اهميتي به بي طرفي ايران ندادند و در صبح روز سه شنبه 3 شهريور 1320 ارتش هاي خود را از طريق شمال، جنوب و غرب وارد خاک ايران کردند. برخي از شهرها مورد حمله هوايي قرار گرفت، پادگان ها از بين رفت و نيروي دريايي کارايي خود را از دست داد. ارتش ايران و تعداد بي شماري از سربازان از سر خدمت گريختند. مجلس براي جلوگيري از اغتشاش هاي احتمالي نظام وظيفه اجباري را لغو کرد و براي سربازاني که روستايي بودند ماهانه 35 تومان در نظر گرفت. دولت علي منصور در 5 شهريورماه 1320 استعفاي دولت را تقديم رضاشاه کرد.

پس از منصور نوبت به تشکيل کابينه فروغي رسيد. فروغي در خانه خود بود که رضاشاه سرزده به ديدارش آمد. رضاشاه از او خواست پست نخست وزيري را بپذيرد، اما فروغي مريضي و پيري را بهانه مي آورد. رضاشاه به او قول داد از سمت خود استعفا کند و فروغي نيز کمک کند فرزندش بدون هيچ مشکلي بر تخت سلطنت جلوس کند. در کابينه فروغي شاه هيچ گونه دخالتي نداشت و نخست وزير با آرامش خيال و ميدان عمل بيشتر افراد دولت را برگزيد.

پس از پذيرش استعفاي رضاشاه، فرزند او محمدرضا پهلوي به عنوان پهلوي دوم در تاريخ 26 شهريور توسط مجلس به رسميت شناخته شد. در اين مجلس و تا پايان دوران شاهنشاهي محمدرضا شاه پهلوي، مجلس يکدست تر از پيش به کار خود ادامه مي دهد و فاصله طبقاتي به دليل تغيير اوضاع اجتماعي همواره مورد اعتراض روشنفکران جامعه قرار مي گيرد.

در 9 آبان ماه 1320 مجلس دوازدهم شوراي ملي به کار خود خاتمه مي دهد. قبل از استعفا و رفتن رضاشاه انتخابات مجلس سيزدهم انجام پذيرفته بود. فروغي به مردم قول داده بود آن انتخابات را لغو و از نو براي مجلس سيزدهم انتخابات صورت دهد اما به دلايلي که خود مصلحت مي ديد به قول خود در قبال مردم وفا نکرد. متفقين نزد فروغي رفتند و نسبت به نمايندگان مجلسي که بيشتر آنها همان کساني بودند که در مجلس پيشين وجود داشتند، معترض شدند. اما فروغي با ترفند اينکه شايد عمال و دوستداران آلمان بار ديگر قدرت را در دست بگيرند، آنان را متقاعد کرد که نبايد بار ديگر انتخابات انجام شود. از طرف ديگر مردم کماکان معترض به وجود متفقين در سرزمين شان بودند و نيز نحوه انتخابات دوره سيزدهم را عادلانه نمي دانستند. جامعه آن روز ايران تسليم شدن دولت و شاه را در برابر قواي روسيه و انگليس خوار مي شمرد. موج نگراني ها روز به روز بيشتر مي شد و يک نوع خون دل خوردن و يأس تلخ افکار مردم را به خود مشغول داشته بود.

مطبوعات آن زمان با بي پروايي مطالبي در نکوهش دولت و متفقين مي نوشتند که نشان از ميهن دوستي آنان داشت. روزنامه ها در مورد نحوه انتخابات دور سيزدهم بسيار مي نوشتند. به عنوان نمونه مجله «مهتاب» که در تبريز به چاپ مي رسيد در اين مورد نوشته است؛

«اين مجلس ما کعبه آمال وطن نيست / يک تن ز وکيلانش، وکيل تو و من نيست

بايد که نگون گردد و از نو شود آباد / کين بتکده جز مامن بتهاي کهن نيست»

باز در روزنامه يي ديگر به نام ستاره در مهرماه 1320 در مورد انتخابات دور سيزدهم نوشته است؛ «ما را از اين رسوايي برهانيد و به اين فضاحت خاتمه دهيد. مردم ايران همه يک زبان معتقدند... شاه سابق در روز عيد مبعث در حضور همين آقايان وکلا به زبان خود گفته است بايد همين رفقا باقي بمانند و بيچاره تصور مي کرد سياستي که عليه ملت و برخلاف عدالت باشد به همت رفقا ممکن است تا ابد برقرار بماند... دولت فروغي از فرط شتابزدگي و هول و هراس يک هفته مهلت اعتراض قانوني انتخابات را هم فراموش کرد و در اثر تذکرات مردم و روزنامه ها مهلت اعتراض به مدت پنج روز از راديو اعلام شد.» (ادوار مجالس قانونگذاري در دوران مشروطيت، نوشته يونس مرواريد، جلد سوم، صفحه 3 )

گذشته از اين مقاله ها و نوشته ها که در مطبوعات آن زمان مرتب چاپ مي شد و خود در تنش اوضاع اجتماعي نقشي بسزا داشت، اقشار مختلف جامعه عريضه هايي براي دربار و شخص شاه مي نوشتند و نسبت به مجلس سيزدهم شکايت مي کردند.

مجلس سيزدهم

در مجلس سيزدهم رويه کار عوض شد. شاه جوان مي خواست با بيشتر مخالفان خود از در دوستي برآيد. او حتي از کساني که در زمان پدرش مورد اذيت و آزار واقع شده بودند، تا جايي که برايش ممکن بود از در سازش درآمد و با تامل با آنان برخورد مي کرد. اين سياست ها در واقع خط مشي فروغي و کابينه يکدست او بود.

در دوره سيزدهم قوانين مهمي به تصويب رسيد. يکي از آن قوانين عهد و پيمان دوستي با انگليس و روسيه بود. در جلسه 27 شهريورماه 1322 دولت و نخست وزير وقت اعلام جنگ به آلمان کرد و مجلس آن را به تصويب رساند. در مجلس سيزدهم از جانب بعضي از نمايندگان، در پي تقويت احزاب و تشکل هاي سياسي برآمدند و روزنامه هاي بي شماري چاپ مي شدند.

به مرور زمان دولت فروغي با نمايندگان مجلس مشکل پيدا کرد. نمايندگان دو دسته شده بودند؛ دسته يي که از دولت در چارچوب خروج از اوضاع ناگوار کشور توقع داشتند و دسته يي ديگر در پي منافع شخصي بودند. فروغي در آن شرايط به اين مي انديشيد که هر طور است دولت بايد حفظ شود و مجلس در اين ثبات کاري و فکري دوشادوش او راه برود تا از اين مهلکه جهاني رهايي يابند و همين باعث شده بود به شدت هر چه تمام تر از کابينه خود دفاع مي کرد. مجلس به فروغي پيشنهاد داد کابينه اش را ترميم کند و بر مبناي خواسته هاي نمايندگان قدم بردارد. اما فروغي به اين درخواست هم توجهي نشان نداد و سرانجام منجر به استعفاي دولت شد تا کابينه جديد خود را به مجلس معرفي کند.

دولت جديد فروغي با 65 راي به تصويب مجلس رسيد اما اين تعداد راي فروغي را راضي نکرد. او خطاب به کابينه اش ابراز داشت با اين تعداد آرا حکومت ضعيف مي شود و من نياز به ادامه کار نمي بينم. عاقبت نمايندگان دير يا زود با دولت من مخالفت خواهند کرد. آنها به روي کار آمدن قوام السلطنه را مي خواهند و من خود را کنار مي کشم. سرانجام فروغي استعفاي خود را تسليم شاه کرد. پس از فروغي ذکاءالملک سهيلي با وجود 102 نماينده با تعداد 77 راي موافق تشکيل کابينه داد.

تضاد مجلس و دولت

در آن دوران بيشترين اختلافي که نمايندگان مجلس با دولت سهيلي داشتند مواردي از قبيل توقيف غيرقانوني برخي از روزنامه ها، فراهم نکردن خواربار و آرد و نان و نيز ارجاع محاکمه کساني بود که در شهرباني متهم به قتل افرادي سياسي نظير نصرت الدوله، تيمور تاش، سردار اسعد و مدرس به ديوان کيفر کارمندان بود. آنان عقيده داشتند دادگاه اين افراد مربوط به دادگاه جنايي مي شود و سهيلي دچار اشتباه بزرگي شده است. سرانجام دولت او نيز ناکارآمد از آب درآمد و استعفاي خود را به مجلس شوراي ملي تقديم کرد.

طبق برخي از گفته هاي فوق، بيشتر نمايندگان مجلس نه تنها انتصابي بلکه از جنبه هاي مختلفي يکدست و هم نظر بوده اند. و باز گفتيم که اکثر مردم و آزادانديشان جامعه آن روز نسبت به انتخابات مجلس سيزدهم ناراضي بوده اند. اما در دل همين مجلس کساني بودند که با تشکيل احزاب و تشکل هاي سياسي نه تنها موافق بودند، بلکه از تاسيس روزنامه هاي روشنگر طرفداري مي کردند. وجود همين احزاب و روزنامه ها جوي انتقادي از دولت ها و نيز حتي دربار به وجود آورده بود که بحق مي توان گفت در آن دوران اندک دموکراسي پا به عرصه وجود گذاشته بود، که باز درک آن، حتي براي قشر روزنامه نگار و آزاد انديش و همان نمايندگان فعال دشوار بوده است. اين امر دلايل زيادي مي توانست داشته باشد، ولي به نظر مي آيد تنش هاي پي در پي و فشار دول خارجي و نيز رو به رشد نهادن تقاضاهاي مختلف مردم در اين امر بي تاثير نبوده است.

پس از سهيلي احمد قوام دولت خود را به مجلس سيزدهم معرفي کرد و از بين 116 راي با 108 راي موافق تشکيل کابينه داد. مجلس با لايحه نظام وظيفه قوام مخالفت کرد و به مرور زمان با اقدامات ديگر دولت او سر ناسازگاري گذاشت. زندگي مردم رو به ترقي نهاده بود و دولت براي جلوگيري از افزايش قيمت ها و معضلاتي که در اين راستا به وجود آمده بود، وادار شد از مجلس تقاضاي اختيارات بيشتري کند اما مجلس با لايحه اختيارات دولت موافقت نکرد و برخي از نمايندگان با سياست هاي دولت وقت خود را همسو نمي ديدند.

انتقاد مطبوعات به دولت

در اينجا نمونه يي از انتقادهايي که صاحبان قلم و مطبوعات از مجلس و دولت مي کردند، از روزنامه باختر 25 خرداد 1322 مي آوريم؛ «اي ارواح مقدس محبوسين باغشاه، کشته هاي راه آزادي، فداييان وطن، شهداي مشروطيت گردهم آييد و از خاک سر برداريد، از قبر سر بيرون آوريد، کفن را بدريد و تماشا کنيد در آنجا که خون پاک شما ريخته شد در آن بستان که از خون مقدس شما لاله دميد چگونه از آزادي و حريت ايراني حمايت و دفاع مي کنند. اين حقيقت و رسوايي، اين لکه سياه در تاريخ مشروطيت ايران بي نظير است. حتي محمدعلي شاه و رضاشاه نيز با اين صراحت و وقاحت به نقض قانون اساسي لب نگشودند و اينقدر بي شرمانه از بردباري و تحمل ملت ايران سوء استفاده نکردند. ما اين سرافکندگي و ننگ را کجا مي توانيم ببريم؟ وجود آلوده و ناپاکي که مي خواهد براي پنهان کردن فضايح خويش اصل مسلم قانون اساسي را پايمال کند بايد نابود شود. بايد مغز او را با مشت قانون کوبيد. کجاي اين رژيم، مشروطه است که در تالار بهارستان در جايي که هنوز خون پاک آزاديخواهان در آن موج مي زند، فرياد تهديد مطبوعات را بلند مي کنند. اگر وکيل بتواند پيشنهاد کند روزنامه ها را سانسور و توقيف کنند و چند اصل قانون اساسي را زير پا بگذارند، از کجا مطبوعات و مردم که هزاران عيب شرعي و عرفي در مجلس سيزدهم سراغ دارند يک مرتبه اين نغمه را بلند کنند اين چند ماه آخر دوره را براي اينکه انتخابات آينده هم در تهديد نباشد دکان بهارستان را تخته کنيد تا يک مرتبه شتر بميرد و حاجي خلاص شود...»

عناوين اين صفحه
دکان بهارستان را تخته کنيد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام