شنبه، 16 خرداد 1388 - شماره 1968
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: رسانه
آسيب شناسي شيوه هاي معرفي کتاب در مطبوعات ايران
ويترين کاغذي براي کالاي کاغذي

دکتر شهرام خرازي ها

معرفي کتاب توسط رسانه هاي گروهي از جمله مهم ترين و مسبوق به سابقه ترين فرآيندهاي تبليغي و تحليلي و نمود تحسين برانگيز تعامل مثبت اصحاب رسانه هاي مذکور با فعالان و دست اندرکاران حوزه نشر کتاب است. از انتشار پيگير و جدي جرايد تخصصي و نقد کتاب در مملکت ما بيش از يک دهه مي گذرد. اين در حالي است که ستون تحليل يا حداقل معرفي کتاب نيز با قدمتي بيشتر به طور مستمر در روزنامه هاي کثيرالانتشار، هفته نامه ها، ماهنامه ها و فصلنامه هاي عمومي و تخصصي (در ديگر حوزه ها) چاپ شده و مي شود. کتب منتشره به شيوه هاي گوناگوني در مطبوعات و ايضاً ديگر رسانه هاي گروهي ايران معرفي مي شوند. برخي از اين شيوه ها کارا و تاثيرگذارند و برخي نتيجه درخوري به بار نمي آورند. در پاره يي از نشريات ستون هاي معرفي کتاب نقش صفحه پرکن را دارند. اين ستون ها در آخرين لحظات بسته شدن صفحات، جايگزين بخش هاي سفيد و بي مطلب مي شوند تا به اين ترتيب هيچ خلئي در صفحه به چشم نيايد. در مواردي هم به خاطر کمبود جا سر و ته ستون را مي زنند و کتاب به صورت نصفه و نيمه به خواننده معرفي مي شود. گاه حتي رمان را در صفحه ورزشي و کتاب ويژه کودکان را در صفحه سياسي معرفي مي کنند. ستون معرفي کتاب معمولاً فاقد عکس و تنها تصوير موجود در آن رو و گاه پشت جلد کتاب است. در حالي که عکس، طرح يا کاريکاتور نويسنده يا نويسندگان و احياناً مترجم و حتي ناشر و در مواردي هم که سوژه کتاب به فيلم، تئاتر يا انيميشن تبديل شده، عکسي از اثر نمايشي مذکور قابل استفاده در کنار يا حاشيه مطلب است و جذابيت بصري ستون معرفي را دوچندان خواهد کرد. در يک پژوهش که توسط نگارنده بر روي 800 نفر روزنامه خوان معمولي با تحصيلات فوق ديپلم به بالا صورت گرفت، مشخص شد 89% افراد حين تورق يک روزنامه 16 صفحه يي به ستون معرفي کتاب فاقد عکس يا طرح توجه نشان نداده و اصلاً آن را به ياد نمي آورند، در صورتي که وقتي از همان 800 نفر خواسته شد شماره ديگري از همان روزنامه را که حاوي ستون معرفي کتاب عکسدار بود، تورق کنند، 92 درصد افراد صرفنظر از به ياد سپردن يا نسپردن نام کتاب، به خاطر مي آورند يکي از ستون هاي روزنامه به معرفي کتاب اختصاص داده شده است. متاسفانه ستون هاي معرفي کتاب در بسياري از موارد علاوه بر فقدان جذابيت بصري از جذابيت هاي نوشتاري نيز تهي هستند و تهيه کنندگان اين ستون ها قادر نيستند يا آنکه نمي خواهند با تدارک متني خواندني جذابيت آفريني کنند حال آنکه در جامعه يي مثل جامعه ما که ميزان و حجم مطالعه و تيراژ کتب منتشره بسيار اندک است، تبليغ و ترويج کتاب و ترغيب مردم به مطالعه يک وظيفه همگاني محسوب مي شود که بايد به شدت از جانب دولت حمايت شود. اهالي مطبوعات بايد بکوشند ضمن آشنايي با متدهاي مختلف «بازاريابي اجتماعي» با هماهنگي دست اندرکاران عرصه نشر، بازار کتاب را رونق بخشيده و فرهنگ مطالعه را بسط و گسترش دهند. اصحاب جرايد قادرند نويسندگان را از گمنامي درآورده و کتاب هاي ناشناخته و بي بهره از حمايت هاي تبليغي را به علاقه مندان و خريداران بالقوه بشناسانند. وفور نشريات تخصصي کتاب در سال هاي اخير شوق انگيز است اما واقعاً تيراژ اين گروه از جرايد چقدر است و چه تعداد از جمعيت کتابخوان ما علاوه بر کتاب، جايي براي نشريه تخصصي کتاب در سبد کالاي خانوار خود در نظر گرفته اند؟ در چنين شرايطي به نظر مي رسد وظيفه جرايد کثيرالانتشار و رسانه هاي گروهي بالاخص تلويزيون، اينترنت و... به سبب بهره مندي از مخاطب بيشتر، خطيرتر از نشريات ويژه کتاب است. در عصر انفجار اطلاعات با توجه به شتاب روزافزون تکنولوژي و رشد مهارناپذير تورم فرصت چنداني براي توقف مردم در قبال ويترين کتابفروشي ها نمي توان متصور شد. «انديشه» در حال عقب نشيني در برابر هجوم بي امان «مصرف زدگي و رفاه طلبي» است و کتاب به سرعت از سبد کالاي خانوار در حال حذف شدن است. رسانه ها مي توانند با به موقع به ميدان آمدن و اتخاذ سياست هاي هدفمند و هدايت شده مبتني بر بازاريابي اجتماعي، بقاي کتاب را همچنان در اين سبد تضمين کرده و تلقي غلط عامه از کتاب به عنوان يک کالاي غيرضروري را ترميم و اصلاح کنند. به اين منظور جدي گرفتن متن، تصوير، چيدمان و. . . صفحه يا ستون معرفي کتاب، تداوم انتشار مطالب مرتبط، پرهيز از نگاه رايج مطبوعات به ستون يا کادر معرفي کتاب به قصد پرکردن خلاء صفحات قابل توصيه است.

بخش هاي مختلف ستون معرفي کتاب عبارتند از؛

1-عنوان؛ براي ستون معرفي کتاب معمولاً يا اصلاً تيتر انتخاب نمي شود و فقط عنوان کتاب درج مي شود يا آنکه از تيترهاي خنثي استفاده مي شود در حالي که تيتر وظيفه جلب توجه خواننده و تشويق او به مطالعه مطلب را بر عهده دارد. انتخاب تيترهايي که کلمه يا کلماتي از عنوان کتاب هم در آن لحاظ شده باشد - مثلاً گزينش تيتر«ملاقات با شيطان» براي کتاب فرضي«شيطان پشت در است» - در يادسپاري نام کتاب بي تاثير نيست.

2- شناسنامه؛ برخي نشريات چاپ شناسنامه کتاب را زياد جدي نمي گيرند و صرفاً به درج عنوان کتاب و پديدآورنده بسنده مي کنند در حالي که شناسنامه کامل کتاب مدخل بسيار مناسب و گاه پرجاذبه يي است براي انگيزه بخشيدن به مخاطب نشريه براي ورود به مطلب. در شناسنامه بايد حداقل عنوان کامل (اعم از اصلي و فرعي) کتاب، اسامي کامل پديدآورندگان و مترجمان (و ترجيحاً سمت سازماني يا مقام و رتبه علمي و بعضاً اجتماعي ايشان)، تيراژ، نوبت چاپ، تاريخ چاپ، نام انتشارات، تعداد صفحات، قيمت پشت جلد، قطع و جنس جلد درج شود.

اين اطلاعات به انتخاب خواننده جهت مي دهند، مثلاً اگر کتاب نوبت هاي چاپ متعدد را پشت سر گذاشته باشد، ممکن است کنجکاوي خواننده برانگيخته شود و به خريد کتابي چنين پرمخاطب تشويق شود. برخي صاحب نظران رسانه يي بر اين اعتقادند که درج بها در شناسنامه مطبوعاتي کتاب گاه به انصراف خواننده از خريد مي انجامد چون قادر به پرداخت قيمت گزاف کتاب نيست، در صورتي که اگر نشريه صرفاً به وظيفه خود - بازاريابي اجتماعي- عمل کند، ممکن است در ترغيب مخاطب خود به خريد کتاب موفق شود. در اين حال ديگر اختيار با خواننده است که پس از کسب آگاهي از محتويات کتاب و ارزيابي کالا و بهاي آن در کتابفروشي تصميم نهايي را اتخاذ کند.

3- مقدمه، متن و موخره؛ بافت نوشتاري ستون معرفي کتاب بايد ساده، به دور از حاشيه روي و قابل درک براي مخاطبان و متن بايد حاوي اطلاعات مفيد و مختصري در مورد موضوع محوري کتاب باشد. در مورد کتب با مضامين داستاني مثل رمان، مجموعه داستان هاي کوتاه، بيوگرافي و امثالهم معمولاً معرفي کننده زياد وارد جزييات نمي شود و از لو دادن پايان داستان و فصل فينال به شدت اجتناب مي ورزد. ناشران و نويسندگان بر اين اعتقادند که لو رفتن ته قصه مثل افشا شدن سکانس نهايي فيلم در حال نمايش به فروش آن لطمه مي زند بنابراين طبق يک توافق جمعي نانوشته انجام ماجرا در ستون معرفي کتاب محفوظ مي ماند هر چند خوانندگان نشريات بالاخص مشتريان جرايد عامه پسند خواستار دانستن آنند. برخي نشريات يک تا چند صفحه از متن اصلي کتاب را عيناً به چاپ مي رسانند تا خواننده با حال و هواي اثر آشنا شود. اين شيوه هميشه جواب نمي دهد و گاه بي اعتمادي خواننده نسبت به نشريه را در پي دارد چرا که در بيشتر موارد سعي مي شود صفحاتي گزينش شوند که در اصل در بردارنده جذاب ترين فصول کتابند؛ حال اگر ديگر صفحات براي مشتري جذاب نباشند، او احساس غبن کرده، از خريد کتاب پشيمان شده و اعتماد خود به نشريه معرف را از دست مي دهد. براي مقابله با اين مشکل گزينشگر بايد به جاي تورق سريع و مرور شتابزده، يک دور کامل متن را بخواند و پس از اتمام مطالعه صفحاتي را براي چاپ در نشريه و عرضه به خوانندگان انتخاب کند که الزاماً واجد صفت «جذاب ترين» نباشد بلکه بازتاباننده روح کلي حاکم بر اثر باشد، در اين صورت خواننده صفحات منتخب را به عنوان آيينه تمام نماي ديگر صفحات فرض کرده و با آگاهي نسبتاً کاملي در مورد خريد يا عدم خريد تصميم مي گيرد. گاه متني که براي معرفي کتاب نوشته مي شود، ارتباط اندکي با محتواي کتاب دارد. در روزگاري که سرعت و شتاب چون ويروسي مسري به تمام عرصه هاي رسانه يي رخنه کرده، بسياري از اصحاب جرايد به واسطه بي حوصلگي يا کمبود وقت (که گاه خودخواسته و اجتناب پذير هم هست)، با تورق و مرور سريع کتاب منتشره و بدون مطالعه حداقل يک نوبت متن اقدام به معرفي آن کرده و صفحه محوله را پر مي کنند. در برخي مواقع معرفي کننده حتي کتاب را ورق هم نمي زند و به منظور رفع تکليف فقط نوشته پشت جلد کتاب را که معمولاً خلاصه نه چندان کامل و گوياي متن اصلي به شمار مي رود، براي درج در ستون مربوطه به چاپ مي سپارد. در مواردي مرزهاي معرفي و نقد در ستون معرفي کتاب مخدوش شده و ناديده گرفته مي شوند. حتي گاه تحليل کتاب جايگزين معرفي و بالعکس معرفي جايگزين تحليل شده است. مخاطب نقد و تحليل معمولاً فرهيختگان تحصيل کرده و کتابخوان هاي حرفه يي هستند حال آنکه معرفي براي عامه مردم نوشته و چاپ مي شود. تطويل تحليل محل ايراد نيست اما معرفي بايد با حداقل کلمات و واژه ها ارائه شود تا خواننده يي که فرصت کافي ندارد، در کمترين زمان ممکن به چند و چون تازه هاي نشر وقوف يابد. هنگامي که چند ترجمه از يک کتاب به بازار مي آيد، کتابخوان هاي حرفه يي براي يافتن بهترين و روان ترين ترجمه از بين گزينه هاي موجود به سراغ مطبوعات و ديگر رسانه هاي گروهي مي روند. اصحاب رسانه در اين موارد عمدتاً سکوت پيشه کرده و از اظهارنظر در مورد کم و کيف برگردان اثر طفره مي روند و تصميم گيري را بر عهده خواننده وامي نهند. آنها که به صراحت در مورد کيفيت ترجمه اعلام موضع مي کنند، معمولاً زماني وارد گود مي شوند که نسخه اوليه کتاب به فروش رفته است.

6- تصوير و طرح؛ امروزه تاکيد بر جذابيت هاي بصري به اصلي انکارناپذير در بازاريابي اجتماعي بدل شده است. رسانه هاي گروهي ديگر برخلاف ادوار پيشين تمام وزن محصول را بر حروف و نوشته ها متمرکز نمي کنند و براي عکس، تصوير، طرح، کاريکاتور و ... حساب جداگانه يي باز مي کنند. هنر مدرن گرافيک در عصر حاضر به شدت با بازاريابي اجتماعي و علم تبليغات آميخته است و بازاريابان اجتماعي بيش از پيش در پي کشف عناصر جذابيت زا و غيرتکراري برآمده اند. در اينجا متاسفانه ما از اهميت عکس و طرح غافليم و از نوشته گريزي مي هراسيم. همان طور که در آغاز اين بحث اشاره شد، ستون هاي معرفي کتاب در جرايد ما بدون تکيه بر جذابيت هاي بصري تهيه و چاپ مي شوند. چاپ روي جلد کتاب در کنار معرفي نامه آن سبب خواهد شد مشاهده گر سريع تر کتاب را روي پيشخوان کتابفروشي يا پشت ويترين پيدا کند. خوشبختانه در سال هاي اخير ناشران ايراني به خوبي به اهميت طرح روي جلد پي برده اند و براي انتخاب يا تدارک طرح ها حسابي وقت، انرژي و سرمايه مي گذارند. آنان دريافته اند در جامعه بيگانه با کتاب ما مي توان بخشي از عابران و مشتريان بالقوه گذري را با کمک طرح روي جلد جذب کرد. اين فرمولي است که سال ها در عرصه مطبوعات به کار گرفته مي شود و خوشبختانه امتحان خود را خوب پس داده است. يکي از کاستي هاي آشکار ستون معرفي کتاب در مطبوعات کم توجهي يا بي توجهي به طرح روي جلد کتاب است در حالي که اين طرح جزيي از شناسنامه کتاب محسوب مي شود و در بسياري موارد مبين اهميتي است که ناشر براي کالاي خود قائل شده. گنجايش محدود ستون معرفي، اصحاب مطبوعات را به اين نتيجه رسانده که طرح روي جلد را حتي الامکان با کوچک ترين اندازه ممکن به چاپ بسپارند، به گونه يي که در پاره يي موارد اصلاً نمي توان متوجه شد چه چيزي روي جلد کتاب نقش شده است. در موارد عديده يي مشاهده مي شود معرف هيچ اشاره يي به عکس ها و طرح هاي مندرج در صفحات داخلي برخي کتب مصور نمي کند و اين تصور براي خواننده پيش مي آيد که کتاب معرفي شده فاقد طرح و تصوير است در حالي که اين احتمال وجود دارد که اگر خواننده از مصور بودن کتاب آگاهي يابد، به خريد آن تشويق شود. اين نکته براي خوانندگان کتب هنري مثل کتاب هاي نقاشي، سينمايي و... بسيار حائز اهميت است هر چند از ياد نبايد برد متون برخي کتب آنچنان قوي يا جذاب است که خودبه خود خلاء طرح و تصوير ناديده گرفته مي شود. چاپ روجلدي با همان رنگ هاي اصلي مسلماً بيش از چاپ سياه و سفيد مطلوب طبع مخاطب واقع مي شود درست مثل پوستر فيلم. درج کلمه مصور در شناسنامه کتب داراي طرح و تصوير نکته مهمي است که نبايد فراموش شود.

همه اينها را گفتيم تا برسيم به اين نقطه که معرفي مطبوعاتي و رسانه يي کتاب برخلاف آنچه تصور مي شود، چندان ساده نيست و نياز به تدقيق، حوصله و جزييات پردازي دارد. ستون معرفي کتاب را نبايد به يک نويسنده ثابت سپرد چرا که حوزه فعاليت و نوع مدرک تحصيلي کساني که در يک نشريه به کار نگارش مشغولند، بايد ملاک انتخاب افراد براي معرفي کتب تخصصي قرار گيرد البته در اينکه گاه کتابخوان هاي حرفه يي هم با مدارج علمي پايين بهتر از مطبوعاتي هاي مجرب تحصيل کرده از پس معرفي حرفه يي و ژورناليستي کتب منتشره برمي آيند، شکي نيست اما عقل سليم حکم مي کند کار بايد به دست کاردان سپرده شود. از نگارش متون خشک و کليشه يي بايد پرهيز کرد. قلم را بايد به جادوي جذابيت آفريني آميخت. مداخلات بازاريابي اجتماعي وابسته به مهارت هاي مديريتي علمي و در گرو شناخت صحيح نيازهاي مخاطبان است. از کانال هاي ارتباطي مختلف بايد به موقع جهت افزايش حداکثر نفوذ صاحبان کالا در مخاطبان بهره برداري شود. تحليل مخاطبان بسيار مهم است و پيوسته بايد مد نظر بازاريابان قرار بگيرد. گزينش مناسب ترين افراد به لحاظ نوع مدرک تحصيلي، سبک نگارش، آشنايي با ترفندهاي تبليغاتي، سابقه فعاليت ژورناليستي، ميزان علاقه مندي به حوزه فعاليت، کاراکتر رواني، قدرت تمرکز و... نتايج درخشاني به بار خواهد آورد. مبلغان و معرفان بايد به اين نکته باور داشته باشند که اين حق مخاطب است که بتواند به اطلاعات اضافي درباره محصولات نشر دسترسي داشته باشد. در پايان از ياد نبريم که هميشه حق با مشتري است.

پاسخ دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها؛
تاخير در انتشار، ناشي از تاخير ارائه مطالب بود
دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها به دنبال درج خبري در صفحه رسانه مبني بر تاخير در چاپ فصلنامه رسانه توضيحاتي را به دفتر روزنامه ارسال کرده است.

در اين نمابر آمده است؛

1- تصميم بر انتشار فصلنامه رسانه به شيوه معمول و غيرموضوعي، چندمين تغييري است که پس از روي کار آمدن مديريت جديد در اين نشريه اتفاق مي افتد.

2- مديريت جديد دفتر مطالعات و برنامه ريزي رسانه ها، مدتي انتشار فصلنامه را متوقف کرده بود.

3- تصميم بر انتشار فصلنامه به شيوه جديد، ناشي از ناتواني در توليد مطلب براي انتشار اين نشريه است.

4- دخالت هر چه بيشتر نزديکان براي انتشار مطلب در نشريه، دليل ديگر تصميم به انتشار نشريه به شيوه جديد است.

در پاسخ به اين ادعاهاي ناصواب، بايد گفت که اولاً تصميم به انتشار فصلنامه به شيوه معمول و غيرموضوعي، نظرات کارشناسانه و مستدل تعدادي از اعضاي محترم شوراي علمي نشريه در جلسه مورخ 2/2/88 در دفتر مطالعات و برنامه ريزي رسانه ها بود و هيچ ارتباطي به نظرات و سلايق مديريت جديد دفتر ندارد. همچنين، تغيير ديگري در کم و کيف نشريه اتفاق نيفتاد که از آن تعبير به چندمين تغيير در نشريه پس از مديريت جديد شده است،

ثانياً تاخير در انتشار شماره 75 نشريه، ناشي از تاخير در ارائه مقالات توسط نويسندگان محترم، انجام مراحل اداري جهت تغيير مديرمسوول و نيز معطل ماندن چاپ مجله در چاپخانه بود. لذا عبارت توقف انتشار نشريه توسط مديريت جديد، نوعي گمانه زني و به دور از واقعيت است، چه اينکه اکثر نشريات تخصصي و علمي به همين دلايل معمولاً مقداري تاخير دارند و تاخير برخي حتي به يک سال نيز مي رسد.

ثالثاً اگرچه انتشار فصلنامه به صورت موضوعي، داراي مزيت هايي چون تجميع تعدادي از مقالات علمي مرتبط با موضوع است و مي تواند به عنوان يک منبع علمي معتبر مورد استفاده دانشجويان، استادان و پژوهشگران محترم قرار بگيرد، اما اين کاستي را نيز دارد که باعث ايجاد محدوديت در انتشار تازه ترين مقالات علمي و پژوهشي نويسندگان محترم با ساير موضوعات مهم و مورد توجه مي شود که با توجه به فقدان انتشار نشريه علمي - ترويجي يا علمي - پژوهشي ديگر در حوزه رسانه ها، نارضايتي عده يي از دانشجويان و استادان محترم را در پي داشته است.

لذا جهت رفع اين نقيصه و به پيشنهاد شوراي محترم علمي، تصميمات جديد اتخاذ گرديد. بنابراين، اتخاذ رويه جديد، ناشي از توانايي در توليد مطلب براي نشريه نيست.

کما اينکه دو شماره به همان روال قبل منتشر شده و خواهد شد.

رابعاً انتشار مقالات فاقد کيفيت غعلميف توسط نزديکان، به عنوان يکي ديگر از دلايل انتشار نشريه به شيوه جديد، گزاره يي ناصحيح و داراي کژتابي است چرا که مقالات نشريه پس از ارزيابي و تاييد منتشر مي شود و روابط نزديک و دوستانه با اعضاي تحريريه، مجوزي براي انتشار مطالب نيست.
گزارش انجمن جهاني روزنامه ها از آزادي مطبوعات
انجمن جهاني روزنامه ها در بررسي خود از آزادي مطبوعات در سراسر جهان در نيم سال اول با رسم تصوير سياهي از بيشتر نقاط، اعلام کرد نقض آزادي مطبوعات از جمله حمله به خبرنگاران ادامه دارد.

به گزارش ايسنا بر اساس گزارش اين سازمان مستقر در پاريس، آزادي مطبوعات در بسياري از کشورهاي هر يک از قاره هاي جهان مورد حمله قرار دارد. 28 نفر از خبرنگاران و ساير کارکنان رسانه يي از ماه دسامبر 2008 تاکنون کشته شده اند که شش نفر آنها در سرزمين هاي اشغالي فلسطين کشته شده و اين منطقه به عنوان مرگبارترين محل براي خبرنگاران در شش ماه گذشته ظهور کرد. يافته هاي اين گزارش که در اختيار اعضاي هيات مديره انجمن جهاني روزنامه ها (WAN) قرار گرفته به شرح زير است.

قاره امريکا

خبرنگاران در امريکاي لاتين که در مورد فساد گزارش مي کنند در جوي از هراس و ارعاب کار مي کنند. در امريکاي مرکزي فرهنگ مصونيت به بسياري از افرادي که مرتکب قتل و جنايات ديگر عليه خبرنگاران مي شوند، امکان مي دهد از عدالت بگريزند. مکزيک همچنان خطرناک ترين کشور جهان براي خبرنگاران به منظور فعاليت حرفه يي است. 30 خبرنگار از سال 2000 در اين کشور کشته شده و هشت نفر ديگر همچنان مفقود مانده اند. اين حملات به تازگي افزايش يافته و دولت هيچ پيشرفتي در ايجاد اصلاحات قانوني نداشته است. در امريکا مجلس نمايندگان در تلاش براي جلوگيري از همکاري شرکت هاي امريکايي با دولت هاي مستبد براي تبديل اينترنت به ابزار سانسور و مراقبت، نسخه جديدي از قانون آزادي آنلاين جهاني را در ششم ماه مه معرفي کرده که در صورت تصويب شدن پيشرفت خوبي در آزادي اينترنت است. در کوبا نيز 23 خبرنگار همچنان در زندان به سر مي برند.

خاورميانه و آفريقا

نقض آزادي مطبوعات در خاورميانه و آفريقاي شمالي همچنان رو به افزايش است و دولت ها از قانون هاي رسانه يي محدود کننده براي ساکت کردن خبرنگاران و متداول کردن خودسانسوري در منطقه استفاده مي کنند. وبلاگ نويسان نيز به دليل استفاده از حق آزادي بيان به طور روزافزون با خطر دستگيري، ارعاب و کشته شدن مواجه هستند.

در عراق که مدت ها مکان مرگباري براي خبرنگاران بوده اقدامات امنيتي طي شش ماه گذشته بهبود يافته و به خبرنگاران داخلي و خارجي امکان داده شده است آزادانه و با امنيت بيشتري گزارش کنند اما خشونت هايي که بر تاريخ اخير عراق نقش بسته، همچنان بر رسانه ها تاثير دارد. 225 خبرنگار و کارکنان رسانه يي ديگر طي شش سال گذشته در عراق کشته شده اند. وضعيت براي رسانه ها در سرزمين هاي اشغالي فلسطين به دليل تهاجم رژيم صهيونيستي به غزه در ماه دسامبر و ژانويه و افزايش تهديد عليه خبرنگاران ، طي شش ماه گذشته وخيم تر شده است. بين 27 ماه دسامبر 2008 و 17 ماه ژانويه 2009، شش خبرنگار در غزه کشته شده و سه مرکز رسانه يي بمباران شدند. در عربستان سعودي نيز حدود 400 هزار سايت اينترنتي مسدود شده و خبرنگاران و وبلاگ نويسان براي بحث در مورد مسائل سياسي، اجتماعي يا مذهبي که نامناسب يا خلاف دولت يا سيستم آن دانسته مي شوند با مجازات شديد روبه رو هستند. دولت اين کشور در ماه آوريل محدوديت هاي شديدي را در مورد کافي نت ها وضع کرده و صاحبان اين مکان ها را ملزم کرد دوربين هاي مراقبتي مخفيانه نصب کرده و نام و مشخصات کاربران را ثبت کنند.

جنوب صحراي آفريقا

کشورهاي جنوب صحراي آفريقا نيز همچنان از قوانين سرکوبگرانه براي متهم کردن خبرنگاران به افترا، اغتشاش و مختل کردن نظم عمومي استفاده مي کنند. سانسور در هر دو شکل خودسانسوري و سانسور وضع شده از سوي دولت، کيفيت بيشتر رسانه هاي آفريقا را به تحليل برده است. منازعات، مبارزات انتخاباتي احزاب مخالف و موضوعات تابو همگي در رسانه ها غايب بوده يا براي متناسب شدن با منافع دولت دستکاري مي شوند.

آزادي مطبوعات در سنگال افول کرده است که علت آن تا اندازه زيادي مربوط به افزايش سياست هاي مستبدانه رئيس جمهور اين کشور است. در نيجريه نيز دولت همچنان خبرنگاراني را که از موارد فساد دولتي گزارش مي کنند، ارعاب و مجازات مي کند. در سودان دولت مبارزه براي ارعاب خبرنگاران و کساني که از مقامات دولتي انتقاد مي کنند را تشديد کرده است. در اريتره 14 خبرنگار در زندان هاي مخفي به سر مي برند.

وضعيت گزارشگري در کنيا از زمان خشونت هاي پس از انتخابات اين کشور در سال گذشته بهبود يافته است اما ارعاب همچنان وجود دارد. اما خبرنگاران سوماليايي در يکي از ناپايدارترين محيط هاي جهان کار مي کنند که در آن مراکز رسانه يي اغلب بسته مي شوند و خشونت به يک مساله ثابت روزانه تبديل شده است. از زمان آغاز سال ميلادي جديد، دو خبرنگار در اين کشور کشته و سه نفر به شدت مجروح شده و شماري نيز دستگير شده اند. در زيمبابوه نيز وضعيت رسانه ها و خبرنگاران ضعيف مانده است. روزنامه هايي که در خارج به چاپ مي رسند تحت ماليات وارداتي سنگين قرار مي گيرند و قيمت بالاي نشريات چاپ شده تقريباً روزنامه هايي مانند The Zimbabwean را ورشکسته کرده و دولت نيز هنوز اصلاحات رسانه يي دموکراتيک انجام نداده است.

اروپا و آسياي مرکزي

آزادي مطبوعات در بخش هاي زيادي از اروپا و آسياي مرکزي با چالش روبه رو است. تهديد به مرگ يا مجازات خبرنگاراني که از جنگ ها، جنايات جنگي و جرائم سازمان يافته گزارش مي کنند، در برخي از کشورها متداول مانده است. در کشورهاي متعددي از اتحاديه اروپا مقامات در رعايت حقوق خبرنگاران براي حفاظت از محرمانگي منابع شان کوتاهي مي کنند. قانون ضدتروريستي نيز بر آزادي بيان تاثير گذاشته و به نظر مي رسد دولت ها از اين قوانين براي اهداف سياسي استفاده مي کنند. در جمهوري چک قوانين زندان جديد، خبرنگاراني را که از برخي منابع مانند اطلاعات استراق سمع ضبط شده توسط پليس استفاده مي کنند، تا پنج سال زندان يا پنج ميليون کرون چک (حدود 185 هزار يورو) جريمه محکوم مي کند. خبرنگاراني که در مورد مافيا در ايتاليا گزارش مي کنند همچنان تهديدهاي خشونت آميز دريافت مي کنند و خبرنگاران متعددي تحت حفاظت پليس کار مي کنند. محيط رسانه يي در ترکيه ضعيف مانده است و علاوه بر ممنوعيت انتشار دو روزنامه کردي، مقامات اين کشور Dogan Media Group را که بزرگ ترين گروه رسانه يي ترکيه است، براي تاخير در پرداخت ماليات فروش سهام به ناشر آلماني Axel Springer به اتهام کلاهبرداري مالياتي جريمه کردند. اين گروه اتهامات فوق را رد کرده است و اين پرونده بيشتر به عنوان تلافي گزارش انتقادي از دولت دانسته شده است.

آسيا

در آسيا رسانه هاي مستقل همچنان با مجموعه موانعي که بيشتر به شکل دولت هاي متخاصم و درگيري هاي داخلي است، مواجه هستند. سانسور گسترده چين و سرکوب رسانه هاي مستقل و جنگ داخلي در سريلانکا و توسل جستن نپال به خشونت عليه مطبوعات تنها برخي از چالش هاي کليدي پيش روي آزادي مطبوعات در اين منطقه است. اما آزادي مطبوعات از ماه دسامبر در افغانستان وخيم تر شده است و همچنان که اين کشور به انتخابات رياست جمهوري ماه آگوست نزديک مي شود، فشار و خشونت عليه مطبوعات افزايش يافته است. در ميانمار مدافعان آزادي مطبوعات و خبرنگاران همچنان با مجازات زندان طولاني مدت و سانسور گسترده مواجه هستند. در ماه مارس حکومت نظامي حاکم براي ايجاد يک کميته سانسور آنلاين مهيا شد که به تمامي مقالات آنلاين دسترسي داشته و براي ويرايش مستقيم آنها قدرت دارد. مقامات چيني همچنان به دستگيري، ارعاب و مجازات خبرنگاران ادامه مي دهند. تنها در يک ماه رسانه ها از پوشش اعتصاب تاکسي منع شدند، يک صاحب چاپخانه تبتي به هفت سال زندان محکوم شد، بيش از 20 خبرنگار دستگير شدند، وب سايت هاي خارجي مسدود شدند و دو خبرنگار به دليل گزارشگري مورد حمله قرار گرفتند. انجمن جهاني روزنامه ها که سازمان جهاني صنعت روزنامه است، نماينده 18 هزار روزنامه از 122 کشور جهان بوده و از آزادي مطبوعات و منافع حرفه يي و تجاري روزنامه ها در سراسر جهان دفاع مي کند.
عناوين اين صفحه
ويترين کاغذي براي کالاي کاغذي
تاخير در انتشار، ناشي از تاخير ارائه مطالب بود
گزارش انجمن جهاني روزنامه ها از آزادي مطبوعات
خبرنگار عراقي در انفجار خودروي بمبگذاري شده کشته شد

خبرنگار عراقي در انفجار خودروي بمبگذاري شده کشته شد
يک خبرنگار ورزشي عراقي هفته گذشته بر اثر انفجار بمبي که در خودرويش کار گذاشته شده بود در شمال عراق کشته شد. به گزارش ايسنا علاعبدالوهاب خبرنگار 37 ساله شبکه تلويزيوني بغداديه واقع در قاهره، هنگامي که در شهر موصل قصد داشت سوار خودروي خود شود بر اثر انفجار بمب کشته شد.

مويد ال لامي رئيس اتحاديه خبرنگاران عراق اين حمله را محکوم کرده و دولت عراق را به افزايش حمايت از خبرنگاران فراخواند.

در حمله جداگانه ديگري دو خبرنگار که يکي فيلمبردار و ديگري صدابردار تلويزيون دولتي عراق بود، بر اثر انفجار بمبي که در خودروي آنها کار گذاشته شده بود در شمال بغداد مجروح شدند.

اين حملات ادامه خطرات براي خبرنگاران عراقي را که اغلب هدف خشونت قرار گرفته يا در درگيري ها قرباني مي شوند، بارز مي کند. بمب هاي چسبنده به طور فزاينده به روش متداول حملات در عراق تبديل شده اند. در ماه نوامبر يک خبرنگار امريکايي که براي راديو دولتي سراسري امريکا (NPR) کار مي کرد، به همراه سه همکار عراقي اش در غرب بغداد از انفجار بمبي که به خودروي آنها متصل شده بود جان سالم به در بردند. گروه هاي ديده بان رسانه ها اعلام کرده اند با وجود کاهش خشونت ها، عراق همچنان مرگبارترين مکان براي خبرنگاران باقي مانده است.

طبق اعلام کميته پشتيباني از خبرنگاران واقع در نيويورک، دست کم 138 خبرنگار از زمان تهاجم نظامي امريکا به عراق در ماه مارس 2003 در اين کشور کشته شده اند. بر اساس گزارش اين سازمان، 75 نفر در استان بغداد کشته شده در حالي که 23 نفر در نينوا که موصل مرکز آن است، کشته شدند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام