شنبه، 16 خرداد 1388 - شماره 1968
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: انديشه سياسي
گزارشي از يک گفت وگو با دکتر عليرضا صدرا
آينده از آن فارابي است

دکترعليرضا صدرا عضو هيات علمي دانشگاه تهران در کتابي که چندي پيش از سوي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با عنوان «علم مدني فارابي» روانه بازار شد بازخوانشي متن محور و پديدارشناسانه از فلسفه سياسي فارابي؛ اين بنيادگذار تفکر فلسفي در جهان اسلام ارائه کرده است. عنوان کتاب «علم مدني فارابي» بوده و در واقع «علم مدني» است. که شامل«علم سياست» يا «علم سياسي» محسوب مي شود. -پرسمان اصلي اين اثر «علم مدني فارابي و جامعه شناسي کنت» است. در حقيقت علم مدني، اجتماعي و سياسي فارابي و فلسفه و علم جامعه شناسي و سياست پوزيتيويستي کنت بوده که موضوع دو رساله و اثر او يعني «فلسفه پوزيتيويستي» (که جامعه شناختي خود را آنجا آورده) و - «سياست پوزيتيويستي» است. متن پيش رو، تنقيح گفت و گويي است که به انگيزه بازخواني اين کتاب با عليرضا صدرا صورت گرفته و سعي شده است حاصل ويرايش استاد بدون هيچ گونه دخل و تصرفي در معرض ديد و مطالعه مخاطبان قرار گيرد.

سام محمودي سرابي

-موضوع اصلي؛ «فلسفه علم سياست/ سياسي» و در حقيقت «پديده شناسي علم سياسي» به معناي اعم است. يعني هم فلسفه به معناي اعم بوده و اعم از؛ هستي شناسي و چيستي شناسي و نيز معرفت شناسي و حتي روش شناسي علم و علمي است. هم سياست به معناي اعم بوده و اعم از؛ راهبرد سياسي/ مدني، جامعه مدني/ سياسي، نظام سياسي و مدني و حتي دولت به عنوان فرانهاد سياسي و مدني و نيز مدنيت است.

بهاء؛ طرح نظريه و نظام علم مدني/ سياسي/ راهبردي و حتي نظام دوساحتي علمي توحيدي و متعالي در قياس با نظريه و نظام علمي متعارف، تک ساحتي و طبيعي متعارف مدرنيستي و پست مدرنيستي است.

بهانه؛

يکي- نظريه شناسي و نقادي نظام علمي (تجدد) مدرن اعم از علم اجتماعي/ «جامعه شناسي پوزيتيويستي» (نمودشناسي) و ضدپوزيتيويستي (اگزيستانسياليسم، فنومنولوژي/ پديدارشناسي، بودشناسي، هرمنوتيسم و گفتمان) تا پست مدرنيستي به ويژه نهيليسم پسامدرنيستي آن فراي فرامدرنيسم از سويي.

ديگري- نظريه شناسي، نقادي و تجديد پيشينه ايراني و پشتوانه اسلامي نظام علمي به ويژه «علم مدني فاضله» فارابي به منظور روزآمدسازي، کارآمد سازي و کاربردي سازي آن و زمينه سازي تجديد و تاسيس «نظريه و نظام علمي مدني يا سياسي و عمومي توحيدي و متعالي جديد» و به عنوان برترين چالش فرارو.

بدين ترتيب اين اثر در واقع؛ واکاوي؛

الف- نقادانه (وجوه قوت و صحت« آسيب پذيري ها؛ نارسايي« ناسازواري، « راه حل ها/ پيشنهادات؛ اصلاحي، تکميلي، جايگزين) و

ب- مقايسه يي دو رهيافت؛

يکي- علمي مدني فاضله در رويکرد اسلامي « قديم/ ميانه« شرقي/ ايران/ ايراني بوده،

ديگري- علمي پوزيتيويستي در رويکرد مدرنيستي« جديد« غرب/ غربي است.

-هدف اصلي؛ طرح و اثبات امکان، روش و آثار اين مقايسه و نقادي به منظور بازآمدي و به ويژه روزآمد سازي به منظور کارآمدسازي و کاربست نگاه و نظام نظريه راهبردي اسلامي در مواجهه، پردازش و پاسخ به جديدترين نيازهاي معرفتي، روشي و علمي فرارو و فراآينده بوده و هست.

هدف اصلي از طرح؛ همان گونه که اشاره شد؛ زمينه سازي نظريه و نظام علمي مدني و عمومي، دوساحتي، توحيدي؛ متعادل و متعالي است...

--سير و ساختار راهبردي بحث و زيرساخت آن در حقيقت به اين ترتيب است؛

«پديده- شناسي (علم/ علمي) مدني به معناي اعم/ عام»

-پرسه هاي سه گانه پرسمان علم مدني؛

-پرسه اول- معرفت شناسي (علم/ علمي- فلسفي- عمومي سياست/ سياسي/ مدينه/) مدني -اجتماعي؛

الف- شناخت شناسي مدني- اجتماعي (اپيستمولوژي) شامل؛

1- امکان (حتي ضرورت) شناخت (تحقيق- تحقق) سياست/ سياسي؛

- نخست- شناختن/ شناسايي (/ علم) سياست/ سياسي /+

-ديگري- شناساندن (/ تعليم و تعليم) سياست/ سياسي.

2- حدود شناخت سياسي؛

-شناخت حقيقي سياسي/ سياست حقيقي،

-شناخت يقيني سياسي/ سياست يقيني،

-واقعي/ عيني سياسي/ سياست واقعي/ عيني.


(مقايسه شود با مراتب سه گانه؛

-حق اليقين، علم اليقين و عين اليقين در قرآن و روايات اسلامي و

-حقيقت، شريعت و طريقت در عرفان اسلامي).

ب- شناخت مدني - اجتماعي (انتولوژي) شامل؛

1(/ 3). موارد/ مراتب شناخت سياسي/ مدني شامل؛

 
سياست/ سياسي

-واقعيت سياسي/ سياست واقعي/ نمودي، نمود و نمودشناسي سياست/ سياسي

(-موضوعيت/ موجوديت؛ وجود- ايجاد موارد سه گانه فوق،

-رابطه؛ گسست/ پيوست؛ علي-تعاملي- تداولي موارد سه گانه،

-نسبت؛ مستقيم/ غيرمستقيم- مثبت/ منفي= معکوس موارد سه گانه)

2(/4). منابع شناحت سياسي/ مدني؛

-عقل مدني/ سياسي (فطرت/ فواد؛

الف- عقل- فطرت عقلي؛ اصلي و تبعي/ اوليات/ ضروريات / بديهيات=

داشته ها؛ اصول اوليه سه گانه؛ نظري، علمي و عملي / بنگريد به سه اثر کانت در نقادي عقل؛

محض، نظري و عملي= نگرش عقلي/ علمي /+ s

ب- قلب- فطرت روحي/ وجدان/ اشراق/ شهود/ کشف sعرفان).

- وحي (مدني/ سياسي)؛

الف- سمع (محکمات، متشابهات، اشکال / امثال)

ب- افاضه/ الهام/ .....

-حس/ عرف/ عين (/ واقع/ خارج/ بصر) سياسي/ مدني.

--پرسه دوم- روش شناسي (علم/ علمي- فلسفي- عمومي سياست/ سياسي/ مدينه/) مدني- اجتماعي؛

اول/ الف (سوم/ ج)- روش عقلي سياسي؛

-برهان/ برهاني (روش عالي)سياسي«

-استدلال/ استدلالي (روش آلي/ ابزاري/ منطق ذهن= دال مدلول فلسفي، مکتبي، تجربي)سياسي،

دوم/ ب- روش نقلي؛ استنادي، استنباطي، تحليل متن (تفقه) و محتوا (تفهم) سياسي

تفسير و تاويل= اجتهاد (همانند علم و فن اصول فقه) سياسي.

سوم/ ج (اول/ الف)- روش(-هاي) حسي سياسي؛ /+ s

-استقرايي سياسي /+ s

-تجربي سياسي و /+ s

-عرفي سياسي؛ الف. عرفي علمي سياسي و /+ s ب. عرفي عمومي / عامي سياسي

---پرسه سوم- پديده/ پديده شناسي (علم/ علمي-فلسفي- عمومي سياست/ سياسي/ مدينه/) مدني-

اجتماعي (به معناي عام/ خاص)؛

اولاً- فراگردي متشکل/ مرکب/ برآمد دو فرآيند (عقل/ علم/ حکمت)؛

-الف- نظري/ تحقيقي سياسي/ علمي سياسي/ سياست /+ s

-ب- عملي/ تحققي سياسي/ علمي سياسي/ سياست.

ثانياً- مراتب سه گانه پديده و /+ s پديده شناسي= علم/ علمي سياست/ سياسي/ مدني/ مدينه؛

-اول/ الف (سوم/ ج)- (پرسش چرايي/ مرتبه) هستي (وجود)- شناسي/ حقيقي سياست=

بنيادشناسي/ مبادي سياسي.

-دوم/ ب- (پرسش مرتبه) چيستي (ماهيت)- شناسي/ ماهوي سياست= بودشناسي/ مباني

سياسي /+ s

-سوم/ ج (اول/ الف)- (پرسش مرتبه) چگونگي (عوارض نه گانه؛ کمي/ کميت، کيفي/ کيفيت، ...) - شناسي/ واقعي سياست= عيني/ خارجي/ نمودشناسي سياسي

(=پديده- شناسي- علم/ علمي- مدني/ سياست/ سياسي به معناي خاص/ اخص).

-تنظيم مطالب (فهرست/ ساختار موضوعي) کتاب از آنجايي که بيشتر

يکي- مراد؛ الف. طرح و ب. اثبات و حسب مورد ج. توضيح يا تشريح مطلب يعني نظريه و نظام علمي مدني

فاضله بوده تا الف. تبيين علمي و ب. ترسيم عملي و به منظور ج. ترويج و در جهت د. تحقق عيني آن،

ديگري- نظريه شناسي، نقادي و تجديد نظريه تا سرحد نظريه پردازي در اين زمينه بوده، به اين ترتيب است که؛

فصل اول- مفاهيم و کليات؛ به ويژه شامل مفروضات يعني مباني و چارچوبه نظري و در حقيقت مساله/ مسائل اصلي و فرعي (اعم از اشکالات نارسايي و ناسازواري دروني و بروني نگاه و نظريه و نظام علمي يا علوم موجود و مشکلات نارسايي ها و ناسازواري هاي توسعه اقتصادي« تعادل اجتماعي و سياسي و تعالي فرهنگي؛ معنوي و اخلاقي جامعه ايراني، اسلامي و جهاني ناشي از آنها)، پيش فرض ها، فرضيه و نيز روش تحليل محتوا، نقادي و مقايسه بهينه و بسامان.

فصل دوم- نظام علمي عمومي و نظريه و فلسفه نقادانه علم مدني فاضله فارابي تحت عنوان علم مدني.

فصل سوم- نظام علمي عمومي و نظريه و فلسفه علم و علم پوزيتيويستي کنت و نقادي آن تحت عنوان جامعه شناسي.

فصل چهارم- فرآيند نظري /+ sعملي علم مدني و اجتماعي به عنوان برترين ويژگي اين علوم و بسط رابطه و نسبت ميان آنها، تحت عنوان واقعيت و هنجار.

فصل پنجم- نخست روش شناسي و بعد معرفت شناسي نمودشناسي پوزيتيويستي و جامع (بنيادشناسي« بودشناسي« نمودشناسي و حتي« راهبردي/ راهبرد شناسي« غايي/ غايت شناسي) علمي مدني فاضله که مبين و متضمن نظام بهينه و بسامان و بهينگي و بساماني نظريه و نظام؛ علم و شناخت مراتب و مراحل نظام ارزشي، بينشي و منشي دروني و بروني کنشي و روشي تا غايي در اين علم و جامعه همگي آنها است (آنتوني گيدنز در جامعه شناسي خود بسيار به اين رهيافت نزديک شده است).

-نظريه سازي سياسي، فلسفي سياسي و به ويژه علم و علمي سياسي/ مدني که اعم از الف. تبيين علمي و در اين راستا و

بر اين اساس ب.ترسيم عملي نظريه و نظام علمي توحيدي و متعالي به منظور ج. تحقق عيني آن است؛ اولاً- در تداوم و امتداد بحث تا حکمت متعالي و از جمله يا به ويژه بخش بازپسين سياست و سياسي آن حکمت متعالي سياسي و سرانجام حکمت سياست/ سياسي متعالي امام خميني(ره) در/ از آثاري چون مصباح الهدايه الي الخلافه و الامامه، شرح جنود عقل، .... استنباط شده و مستفاد مي شود.

ثانياً- به ترتيب پيش گفته بوده و خواهد بود و بلکه بايسته و نيز شايسته است با اين (چنين) ساختار راهبردي باشد.

-علم مدني؛ علم سياسي جامعه، نظام اجتماعي/ سياسي و دولت يعني فرانهاد راهبردي کشور است. از جمله شامل راهبرد يا سياست راهبردي و مدني نيز مي شود. در اين صورت علم مدني اعم از اجتماعي و سياسي بوده و علم سياست، اخص از آن است و جزيي از اجزا و ارکان علم مدني به شمار مي آيد.

علم مدني فارابي/ فارابي در علم مدني خويش، با رهيافتي راهبردي اعم از الف. بنيادين، ب. جامع، ج. نظاممند و د. هدفمند و با نگاه و نظام نظريه يي اينچنين؛ جامع تمامي موارد و مراتب پيش گفته در پرسمان علم مدني، پرسه هاي سه گانه؛ معرفت شناسي، روش شناسي و پديده شناسي و فرآيندهاي دوگانه؛ نظري و عملي فراگرد پديده شناسي و مراتب سه گانه؛ بنيادشناسي، بودشناسي و نمودشناسي، درست به ترتيب ترسيمي فوق و سير و ساختار بسامان و بهينه آن است. بدون اينکه به جزء نگري و ظاهرانگاري/ پنداري افراطي و يکسويگي بگرايد، بدانسان که اگوست کنت فرانسوي (قرن19م.) در تداوم و تکامل رويکرد علم سياست طبيعي اعم از ارگانيکي ماکياوليستي (قرن16م.) و مکانيکي هابزي (قرن17م.) تحت تاثير مکانيک سماوي نيوتني تا علم طبيعي جامع (و بعد جامعه شناسي) و سياست پوزيتيويستي (تحققي / تحصلي/ اثباتي= نمودشناسي) که به تقليل و شيء انگاري جامعه منجر شد. در نتيجه نوعاً در علم يا علوم اجتماعي و سياسي نيز بسان علوم طبيعي صرفاً به موارد سوم معرفتي، روشي و علمي در ساختار سه گانه فوق بسنده مي کند، و تنها به شناخت واقعيت ظاهري و ظاهري واقعيت، روش حسي و نمودشناسي پرداخته و اعتبار و حجيت علمي آنها را مي تواند روشن يا ثابت کرده و مي پذيرد. همچنين بدون اينکه فارابي به سويه تفريطي جريانات متعارض و ضدنمودگرايي پوزيتيويستي و نيز ضدطبيعت نگري مقابل آن (طي قرون 19 ، 20 و 21م.) گرفتار آيد. بسياري از اگزيستانسياليسم کي ير کگاردي، پديدار شناسي فنومنولوژيستي هوسرلي و بودشناسي هايدگري و حتي زبان کاوي ويتگنشتايني تا معناکاوي هرمنوتيسم و معرفت شناسي گفتمان (ي) در قبال، حتي در مقابل و بلکه در مقابله با و پاسخ به نقص و نارسايي يا کاستي و نيز تناقض و ناسازواري يا ناراستي ذاتي و درونزادي علم و انديشه پوزيتيويستي و بلکه مدرنيستي و شالوده هاي طبيعي (ناتوراليستي/ نچراليستي) نامتعادل به جاي متعادل، مادي (ماترياليستي) نامتعالي و تک ساحتي تا حد شيءپندار به جاي دوساحتي و متعالي، دوگانه پندار سکولاريستي به جاي توحيدي يگانه انگار و اومانيستي و بشري (طبيعي و به خود واگذشته) آن به جاي انساني (مختار/ خودگران و خداگرا) و حتي راسيوناليستي که غالباً يا نوعاً هوش يا شعور طبيعي (مشترک يا مشابه حيواني ولو پيشرفته و ابزاري و به اصطلاح جزيي و بازاري محاسب) را با عقل به معناي خرد عالي هدايت گر و حکمت خيز متعالي اشتباه گرفته اند. جرياناتي که موجب و موجد و حداقل زمينه ساز پست مدرنيسم به ويژه بدبينانه پسامدرنيستي و نهيليسم نسبيت انگار مطلقه، نيست پندار و بلکه همه چي انگارانه؛ معرفتي و معرفت شناختي، روشي و روش شناختي و در نتيجه علمي و پديده شناختي (امثال فايربند؛ در «عليه روش» و «همه چيز ممکن» او و حتي پيشتر در«حقيقت و روش» گادامري و هرمنوتيسم نسبي مطلق او) شده که بسياري از آثار سوء اجتماعي و سياسي در جوامع مربوطه را امروزه و بدتر از آن در فردا و فراآينده بايد در اين فرآيند ها جست وجو کرد. علم مدني در حقيقت علم مدني (جاويدان، sراستين،) فاضله (وs متعالي) که آميزه يي از آموزه هاي عقلي، نقلي/ و حياني و عرفي/ تجربي بوده در حقيقت برآمد دانايي (حکمت/ فلسفه/ ارزش P:Phlosophy)، بينش (معرفت/ نالج؛ Knowledge:K) و دانش (ساينس؛ Science:S) يا آگاهي مدني و سياسي است. اين سنت که ريشه در حکمت جاويدان شرقي و ايراني با همين ساختار سه وجهي (مثلثي/ هرمي) داشته و در سيري تکاملي تدريجاً با گذار به يونان/ آتن در اوج معرکه يکسويه گرايي تفريطي تفلسف (فلسفه طبيعي امثال هراکليتوسي) و افراطي سوفيسم (فلسفه نمايي سوفيستيکي امثال پروتاگوراسي و گورگياسي) به جريان ميانه، متعادل و منطقي بازتوليد حکمت و فلسفه راستين يوناني توسط سقراط، افلاطون (رسائل و جمهوريت تا نواميس) و ارسطو (منطق، متافيزيک، اخلاق نيکوماخوسي و سياست) و تاليف (فراهمي، فرآوري اعم از تنقيح، تنظيم، تبويب و تدوين) و فرابري (تعليم/ تدريس و ترويج به منظور تحقق) مي انجامد، در بازگشت و بازسازي بر مباني اسلامي و به ويژه رويکرد قرآني (چنان که خود فارابي نيز خود در رساله التنبيه علي سبيل السعاده به آن توجه و اشاره داشته، هانري کربن در تاريخ فلسفه اسلامي به آن پرداخته و جرج سارتون در مقدمه تاريخ علم خود به آن اذعان دارد)، در تداوم در حکمت متعالي به ويژه معطوف به سياسي صدرايي به مرحله کمال تعادل+تعالي خويش دست مي يابد. چنان که حکمت سياسي متعالي امام با تاکيد بر فرآيند عملي سياسي و سياست عملي حکمت و علم مزبور و تقويت آن، موفق به دستيابي به نظام نظريه و نظريه نظام سياسي متعادل و متعالي اسلامي شده و با راهبري راهبردي خويش در انقلاب و نظام سياسي جمهوري اسلامي، به تاسيس و تثبيت نظام سياسي نوبنياد، نمونه و الهام بخش و اثربخشي مي شود که هم اينک؛

از سويي چشم انداز بلندگستر توسعه متعالي يعني توسعه دوساحتي و سه بخشي (همان سه وجهي)اقتصادي، سياسي و فرهنگي يعني توسعه اقتصادي« توسعه/ تعادل سياسي و اجتماعي و توسعه/ تعالي فرهنگي؛ معنوي و اخلاقي را در فراآينده خود دارد.

از ديگر سو با چالش ارتقاي کارايي (نظام ارزشي، بينشي، منشي و نيز کنشي و روشي) نيروها و کارآمدي (زيرساختي، ساختاري و راهبردي نهادين) علمي (مطالعات پيمايشي/ آمايشي و تحقيقاتي نظري= پژوهشي /+ s آموزشي /+ sاطلاع رساني و /+ s عملي اعم از راهبردي و /+ sکاربردي ملي اعم از دولت و دولتي و (= / s) اجتماعي در تمامي بخش هاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي داخلي و خارجي که فرا روي همگي نيروها و نهادهاي علمي، راهبردي و کاربردي فرهيخته بوده، به منظور تحقق و دستيابي به اهداف والا ولي کاملاً دست يافتني (سند) چشم انداز خود مواجه است.

چشم انداز توسعه متعادل و متعالي و چالش ارتقاي کارايي و کارآمدي که در صورت ترسيم عملي، تبيين علمي و تحقق عيني بهينه و بسامان، مي تواند زمينه ساز تجديد و تاسيس تمدن نوين ايراني- اسلامي باشد به ويژه در فرآيند جهاني شدن فني و اقتصادي در مواجهه با جهاني سازي غربي و نظامي و در راستاي جهاني گرايي فرهنگي و مدني که در جريانند. نگاه و نظام نظريه راهبردي علم مدني (انساني، اجتماعي و سياسي) فاضله با پيشينه علم و حکمت جاويدان ايراني و راستين يوناني از سويي و برآمد آن يعني علم و حکمت متعالي (معطوف به) سياست و به ويژه علم و حکمت سياست و سياسي متعالي در نظريه علمي و سنت عملي حضرت امام خميني(ره) تنها و برترين گزينه گذار توسعه متعالي، تمدن پرداز و تاريخ ساز حال و آينده پيش رو است.

اين اثر که جديدترين و جدي ترين نقادي نگاه، نظريه و نظام علمي متعارف (به ويژه پوزيتيويستي) به معناي فوق و نظريه پردازي علم مدني(اجتماعي و سياسي)متعالي بوده و پيش درآمد نظريه سازي علم سياست و مدني متعالي است، در صورت عطف توجه فرهيختگان دانشمند و دانشمندان فرهيخته و دانش پژوه حتي توجه به ترتيب سازمان و سير و ساختار پيش گفته (پرسمان، پرسه ها و پرسش هاي نظري و عملي و به ويژه مراتب سه گانه هستي شناسي، بودشناسي و نمودشناسي) ضمن راهنمايي و حتي راهگشايي اهم پرسه هاي علمي، راهبردي و کاربردي، نظريه و نظام انديشگي و علم جديد و جهاني را با رويکرد علم توحيدي و متعالي، رهيافت راهبردي و راهبرد عمومي و مردمي تبيين، ترسيم و تحقق بخشد.

به ويژه با پيشينه سترگ ايراني و حتي يوناني پيش گفته، پشتوانه استوار و رصين اسلامي و يافته هاي نوين که به عنوان دست مايه ها به ترتيب، مبادي، مباني و داده ها (بسان مواد اوليه) آن را تشکيل مي دهند.

اين نگاه و نظريه فضا و فرصتي را فراهم خواهد ساخت که با تقسيم بندي، دسته بندي و طبقه بندي نوين علمي، نظريه نظام علم توحيدي و متعالي را در تداوم تقسيم بندي ها و نظام علمي، ارسطويي (علوم دوگانه نظري و عملي و هر کدام سه گونه و جمعاً شش گونه)و حتي خود فارابي (علوم پنج گانه، منطق، زبان، پايه، حکمت و مدني) و فراي آنها متشکل از علوم سه گانه توسعه (پايه، مهندسي و پزشکي)، راهبردي (مديريتي، حقوق و سياسي) و فرهنگي (انساني و اجتماعي)، به جاي نظام علمي و تقسيم بندي رايج و متعارف علوم به (پايه) فني و مهندسي، پزشکي و انساني که بيشتر بيکني بوده و در حقيقت به تجزيه علوم به جاي تقسيم تخصصي علوم کشيده شده است، ترسيم و تبيين شده و ترويج و تحقق يابد. تا خود اين به نوبه خويش بسياري از خلأ هاي بين رشته يي را که حتي با ايجاد علوم بين رشته يي نيز مرتفع نشده اند، مرتفع شوند.

نظام نظريه و نظريه نظام علمي مدني تبيين و ترسيم شده در اين اثر که با ساير آثار ارائه شده نگارنده (مثل کتاب نگرش فلسفي سياسي و ده ها مقاله انتشاريافته نويسنده در زمينه فلسفه علم سياسي و نيز وضعيت علوم و نيز گرايش هاي علمي)، انجام شده و در جريان انتشار (مثل دانشنامه حکمت متعالي سياسي، گرايش علمي کارگزاري سياسي در اسلام و ايران و نيز گرايش علمي فقهي سياسي در اسلام و ايران) يا در دست انجام (علم سياسي متعالي ويژه و محور اصلي همايش علمي و بين المللي تحت همين عنوان که توسط پژوهشکده انديشه سياسي پژوهشگاه علوم و انديشه اسلامي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم در جريان است) يا برنامه (نگرش علمي سياسي در اسلام و ايران) پوشش داده مي شود، پيشينه و پشتوانه لازم براي اين مهم را فراهم ساخته و مي سازند. اميد که مورد توجه و اقبال قرار گيرند.

برجسته ترين نمود و نماد اين اثر؛ نگرش و نمايش آشتي و آميزش (آموزه هاي ولو به ظاهر آشتي ناپذير و ناسازگار) سه گانه ها و در حقيقت سه گونه هاي يگانه (وحدت در عين کثرت و کثرت در عين وحدت مبداء غايت و نظام ها)ي زيرين است؛

1- منابع/ مبادي؛ عقل، وحي و عرف

2- معارف؛ حقيقي، يقيني و ظني

3- مراتب؛ حقيقت، ماهيت و واقعيت

4-روش هاي برهان/ تعليل، تحليل/ تبيين و توصيف/ تجربه و سرانجام

5- فلسفه، دين و دانش، دانايي، بينايي/ بينش و دانش/ آگاهي و در نتيجه برآمد راهبردي و ساختاري آنها

يعني

6- کلان بخش ها و راهبردهاي توسعه« تعادل و تعالي و به همين سان

7- گستره هاي فرد و فردي، جمع، جمعي و اجتماعي/ جامعه و اصالت، نقش و تواماني و مکمل بودن آنها.

مورد يا موارد، موضوعات و مسائلي که از ديرپاترين و فراگيرترين چالش هاي حتي جدل خيز علمي و جدال برانگيز عملي بوده و هم اينک به جاي توحيد، تعادل و تعالي در جهان به مرحله تعارض، تشتت و تنازع انجاميده اند.

يگانگي (وحدت/ توحيد) در عين چندگونگي (کثرت/ تکثر) و نيز متقابلاً چند/ سه گونگي اينها در عين يگانگي (مبدأ« نظامsغايت/ غايي) اينها در اين اثر برنمايانده شده و با پاسخ صريح راهبرد و نظريه راهبردي راهنما و راهگشايي در اين زمينه ها ترسيم و تبيين شده است. جملگي موارد فوق ادعاهايي نه کوچک بوده و نه گزاف هستند. ادعايي که دغدغه هايي جدي و جهاني بوده و هر آن جامعه مدني و مدنيتي که نه صرفاً مدعي ظاهري و زباني بلکه مبتکر و موسس واقعي اينچنين نگرش و گرايش، نگاه، نظريه و نظام و سرانجام رويکرد، رهيافت و راهبردي علمي و عملي بوده، و قادر به تبيين علمي، ترسيم عملي و تحقق عيني آن به گونه پيش گفته باشد، يقيناً ضمن تضمين و تامين رسايي و سازواري (دروني و بروني) و در نتيجه ارتقاي کارايي و کارآمدي (زيرساختي، ساختاري و راهبردي) اعم از بهره وري و اثربخشي نيرو ها و نهادهاي علمي و عملي (راهبردي و کاربردي)، زايا، پويا و پايا خواهد بود. در نتيجه و قطعاً آينده از آن او يا آن است.

ہ عضو هيات علمي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران

عناوين اين صفحه
آينده از آن فارابي است

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام