شنبه، 16 خرداد 1388 - شماره 1968
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: ادبيات
سرزمين عجايب آليس

مژده دقيقي

آليس مونرو داستان نويس پرآوازه کانادايي تقريباً يک هفته پيش در بيست وهفتم ماه مه، جايزه بين المللي من-بوکر را براي يک عمر دستاورد حرفه يي در زمينه ادبيات داستاني به دست آورد. هيات داوران اين جايزه مونروي 77ساله را از ميان نويسندگان صاحب نامي چون ماريو بارگاس يوسا، اي ال دکتروف، وي اس نايپل، جويس کرول اوتس، پيتر کري و آنتونيو تابوچي برگزيدند. مونرو که سومين برنده جايزه بين المللي من- بوکر است، نشان افتخار و جايزه 60 هزار پوندي خود را طي مراسمي در بيست وپنجم ژوئن در ترينيتي کالج دابلين دريافت خواهد کرد. برخلاف جايزه اصلي بوکر که 41 سال از تاسيس آن مي گذرد و هر سال به يک اثر تعلق مي گيرد، جايزه بين المللي من- بوکر که در سال 2005 تاسيس شده، هر دو سال يک بار به داستان نويس در قيد حياتي اهدا مي شود که مجموعه آثارش دستاوردي در ادبيات داستاني در سطح جهان به همراه داشته است. آثار اين داستان نويس بايد به زبان انگليسي نوشته شده يا به انگليسي ترجمه شده باشد. اين جايزه نخستين بار در سال 2005 به اسماعيل کاداره آلبانيايي تعلق گرفت و در سال2007 نيز چينوا آچبه نويسنده اهل نيجريه آن را به دست آورد. هيات داوران امسال اين جايزه در بيانيه خود گفته اند؛ «آليس مونرو بيشتر به عنوان نويسنده داستان کوتاه شناخته شده است و با اين حال هر داستان او با چنان عمق و دانش و دقتي عجين است که در کل رمان هاي اکثر رمان نويس ها ديده مي شود. هر بار که داستاني از آليس مونرو مي خوانيد، چيزي ياد مي گيريد که قبلاً به فکرتان نرسيده بود.» هيات داوران همچنين اشاره کرده اند مونرو بحق شايسته عنوان استاد داستان کوتاه است، ولي براي آنها فرم کار او به اندازه کيفيت کارش حائز اهميت نبوده است. جين اسمايلي رمان نويس امريکايي و دبير هيات داوران درباره سبک نوشتن مونرو مي گويد؛ «با اينکه به نظر مي رسد سبک او ساده و خواندنش آسان است، آنقدر درباره هر موضوع فکر کرده که خواننده احساس مي کند به راستي در آن موضوع غرق شده است. معمولاً انتظار مي رود در رمان به عمق دست پيدا کنيد، ولي آليس مونرو در بيست تا سي صفحه اين عمق را به ما القا مي کند.»آليس مونرو را يکي از تواناترين نويسندگان داستان کوتاه امروز مي دانند؛ سينتيا اوزيک او را چخوف زمانه ما لقب داده، و جاناتان فرنزن او را بهترين داستان نويس امروز امريکاي شمالي خوانده است. بسياري بر اين عقيده اند که مونرو جامعه کتابخوان امريکاي شمالي را با داستان کوتاه آشتي داده است. البته خودش مي گويد هرگز قصد نداشته صرفاً نويسنده داستان کوتاه باشد؛ فکر مي کرده مثل همه رمان خواهد نوشت. ولي حالا ديگر مي داند نگاهش به مسائل براي نوشتن رمان مناسب نيست. دوست دارد پايان داستان را در ذهنش مجسم کند، و مطمئن باشد مثلاً تا کريسمس آن را تمام خواهد کرد، و نمي داند نويسنده ها چطور روي پروژه هاي طولاني مثل رمان با پايان باز کار مي کنند. به شوخي مي گويد؛«ممکن است آدم حين نوشتن يک رمان پانصد صفحه يي بميرد.» زادگاه مونرو شهر کوچک وينگم در ايالت انتاريوي کاناداست و فضاي داستان هايش هم غالباً شهرهاي کوچک اين ايالت است. داستان هايش معمولاً روندي آرام دارند، ولي حادثه يي در زير اين سطح آرام جريان دارد که مونرو در طول داستان با ظرافت از آن رازگشايي مي کند و در پايان خواننده را شگفت زده برجا مي گذارد. مضامين خود را از زندگي روزمره مردم انتخاب مي کند و نگاه ويژه يي به مسائل و جزييات زندگي زنان دارد. اگرچه به مشکلات و دغدغه هاي دختران جوان علاقه دارد، در کتاب هاي اخيرش به مسائل زنان ميانسال و سالمند توجه بيشتري نشان داده است. خاطره در داستان هايش نقش مهمي دارد. شخصيت هايش را عميقاً مي شناسد و درباره زندگي آنها تامل مي کند و ديالوگ ها را با مهارت به کار مي گيرد. صداقت در بيان، زبان شفاف و روان و دقت در جزييات از ويژگي هاي داستان هاي اوست.

با گذشت سال ها، نوشتن براي مونرو آسان تر نشده است؛ به قول خودش «هر روزش يک مبارزه است و اگر اين مبارزه به نتيجه برسد، هميشه به معجزه شباهت دارد، معجزه يي که به خاطرش خيلي شکرگزارم.» سه سال پيش که آخرين مجموعه اش، «چشم انداز کسل راک» منتشر شد، اعلام کرد شايد براي هميشه قلم را زمين بگذارد، چون از اين مبارزه خسته شده است. چون نويسنده بايد بخش زيادي از عمرش را صرف مشاهده کند، و چيزهايي در زندگي آدم هاي معمولي وجود دارد که نگران است آنها را از دست داده باشد. البته مونرو خيلي زود متوجه شد در «ننوشتن» مهارت چنداني ندارد و اين وقفه سه ماه بيشتر طول نکشيد. آليس مونرو نخستين مجموعه داستانش، «رقص سايه هاي شاد»، را در 1968 منتشر کرد و تا امروز دوازده مجموعه داستان و يک رمان - «زندگي دختران و زنان»- از او منتشر شده که آن را نيز مجموعه يي از داستان هاي به هم پيوسته مي دانند. «پيشروي عشق»، «رازهاي آشکار»، «عشق يک زن خوب» و «فرار» از ديگر آثار او هستند. آخرين مجموعه داستانش با عنوان «چشم انداز کسل راک» که روايتي داستاني از تاريخچه خانواده اوست، سه سال پيش در 2006 منتشر شد و مجموعه داستان جديدش با عنوان «خوشبختي زيادي» اکتبر آينده به بازار خواهد آمد. مونرو جوايز ادبي مختلفي به دست آورده است، از جمله سه جايزه فرماندار کل و دو جايزه گيلر در کانادا و جوايز مجمع ملي منتقدان کتاب، اï. هنري، و پن/ملامود، و نشان افتخار ادبيات انجمن ملي هنر در ايالات متحده. چند سالي هم هست که نامش براي دريافت نوبل ادبيات مطرح است. او از نويسندگان محبوب مجله معتبر «نيويورکر» است و تا به حال 48 داستان کوتاهش در اين مجله چاپ شده است.

عناوين اين صفحه
سرزمين عجايب آليس

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام