شنبه، 16 خرداد 1388 - شماره 1968
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: علم
نگاهي به نقش دوگانه سلول هاي بنيادي در درمان و گسترش بيماري
جذابيت هاي پنهان سلول هاي سرطاني

نيکلاس ويد/ ترجمه؛ محمد ملائکه

روزي، شايد در آينده يي دور، ممکن است سلول هاي بنيادي به ترميم بافت هاي بيمار کمک کند. اما دليل بسيار مهم تري براي بررسي آنها وجود دارد. سلول هاي بنيادي منبع حداقل تعدادي و شايد همه سرطان ها هستند.

برخي محققان بر اين باورند که در مرکز هر توموري تعداد کمي سلول هاي بنيادي نابهنجار قرار گرفته است که رشد بافت هاي بدخيم و ناهنجار را تداوم مي بخشد. اگر اين نظر درست باشد، مي تواند توضيح دهد که چرا تومورها اغلب حتي پس از اينکه به وسيله داروهاي ضدسرطان تقريباً تخريب شده است، دوباره بازسازي مي شود. اين حالت همچنين يک راهکار متفاوت براي ايجاد داروهاي ضدسرطان را نشان مي دهد و دال بر آن است که اين داروها بايد براي از بين بردن سلول هاي بنيادي سرطاني و نه براي توانايي شان در از بين بردن هر سلولي و کوچک کردن تومورها انتخاب شود.

«رابرت وينبرگ» ژنتيکدان سرطان از مرکز وايتهد در کمبريج مي گويد؛فکر مي کنم اين يکي از پيشرفت هاي جالب در زمينه تحقيقات سرطان در پنج سال گذشته است و افراد بيشتري در حال پذيرفتن آن هستند و شواهد زيادي در حال جمع شدن است که حاکي از وجود سلول هاي بنيادي سرطاني در گروه وسيعي از تومورها است. اين نظر که سلول هاي سرطاني واجد خصوصيات مشابه با سلول هاي بنيادي هستند، براي سال ها وجود داشته است. تنها اخيراً زيست شناسان روش هايي براي شناسايي سلول هاي بنيادي و حضور آنها در تومورها به وجود آورده اند.

«سلول هاي بنيادي سرطاني» اولين بار در نوع خاصي از سرطان خون در سال 1997 به وسيله «جان ديک» و همکارانش در دانشگاه تورنتو شناسايي شد. شناسايي آنها در تومورهاي توپر (مثل توده هاي کبد و کليه و...) مشکل تر بود، چون زيست شناسان براي شناسايي «شاخص ها يا مارکرها» (پروتئين هاي ويژه سطح يک سلول) که در يک سلول بنيادي قرار دارد، ابزاري در اختيار نداشتند. اما در سال 2003 دکتر «مايکل کلارک» موفق به پيدا کردن سلول هاي بنيادي در تومورهاي پستاني شد. دکتر «کلارک» نشان داد که تعداد زيادي از اين سلول ها در تومورهاي پستاني انساني قادر به رشد و تکثير بيشتر نيستند. تنها تعداد کمي از سلول ها قادر به ايجاد سرطان هاي جديد هستند و اين سلول ها از لحاظ توانايي آنها براي تکثير و توليد سلول هاي بالغ به سلول هاي بنيادي شباهت دارند.

دکتر «پيتر ديوک» از دانشگاه تورنتو در سال 2004 سلول هاي مشابه با سلول بنيادي را در تومورهاي مغزي و دکتر «سي پارکر گيبس» از دانشگاه فلوريدا اين سلول ها را در سرطان هاي استخوان تشخيص دادند.

زيست شناسان هنوز از چگونگي ايجاد «سلول هاي بنيادي سرطاني» مطمئن نيستند. ممکن است جهش يا تغييري در ساختارDNAسلول هاي بنيادي روي دهد که کنترل خود- بازسازي آنها را به هم مي زند يا احتمالاً اخلاف بدون واسطه آنها، سلول هاي اجدادي دچار برخي آسيب هاي ژنتيکي مي شوند که در نتيجه به جاي تبديل شدن به سلول هاي بالغ، قدرت بازسازي دوباره خود را به دست مي آورند.

خود - بازسازي ويژگي اصلي سلول هاي بنيادي، به توانايي تقسيم پيوسته آنها برمي گردد. ساير سلول ها به دو سلول دختر که به سلول مادر شبيه است، تبديل مي شوند، اما يک سلول بنيادي مي تواند به يک سلول بنيادي جديد و يک سلول اجدادي تبديل شود. سلول اجدادي قدرت خود- بازسازي را از دست مي دهد، اما قدرت تغيير يا تمايز به انواع سلول هاي بالغ بافت هايي را که به وسيله سلول بنيادي حفظ مي شوند، به دست مي آورد.

بعد از چنين تقسيمي، تعدادي از سلول هاي بنيادي بدون تغيير باقي مي مانند. چون يک سلول بنيادي از بين رفته و يک سلول ايجاد شده است، بنابراين جمعيت سلول بنيادي همان طور که سلول هاي جديدي براي بافت ها ايجاد مي کند، خود را نيز بازسازي مي کند.

سلول هاي بنيادي براي حفظ کردن يک بافت يا اندام احتمالاً تعداد خود را به وسيله دريافت کردن پيام هايي از طريق مبادلات شيميايي،زماني که به حد نصاب رسيدند، تنظيم مي کنند. سلول هاي سرطاني از لحاظ اينکه کنترل اندازه جمعيت خودشان را از دست مي دهند، متفاوتند. بسياري از بافت هاي بدن مستعد به سرطان هستند، همانند خون، پوست و پوشش داخلي روده که متشکل از سلول هايي با عمر کوتاهند که مرتباً در حال ريزش و بازسازي هستند. سلول ها تنها پس از يکسري جهش که سيستم کنترل ژنتيکي آنها را دچار اختلال مي کند، ناهنجار و بدخيم مي شوند.

چگونه يک سلول پوستي که چند هفته طول عمر دارد، مي تواند با انباشته شدن تعداد زيادي جهش، زمان بيشتري زنده بماند؟

منطقي تر اين است که تصور کنيم جهش ها، جمعيتي از سلول هاي بنيادي واجد ويژگي خود - بازسازي را ايجاد مي کنند که باعث حفاظت از پوست شده و اين وضعيت در تمام طول عمر فرد ادامه مي يابد. مدت هاست که آسيب شناسان فهميده اند تومورها داراي انواع مختلفي از سلول ها هستند. از جمله تعدادي سلول ها که ويژه بافتي اند که سرطان از آن منشأ مي گيرد، اما همه اين سلول ها سرطاني نيستند. اگر سلول هاي يک تومور به بخش ديگري از بدن بيمار تزريق شود، همان طور که در آزمايشي در 1961 انجام شد و امروزه کاري غيراخلاقي محسوب مي شود، بيش از يک ميليون سلول قبل از اينکه تومور بخواهد شکل بگيرد، بايد در محل جديد وارد شود.

اين موضوع، اين نظر را تاييد مي کند که تنها تعداد کمي از سلول ها در سرطان توانايي حفظ و نگهداري آن را دارند. «گليوک» يک داروي ضدسرطان موفق است که براي درمان سرطان خون ميلوئيدي مزمن و سه سرطان نادرتر مورد استفاده است. در بسياري از بيماران که «گليوک» را دريافت مي کنند، بيماري کاملاً فروکش مي کند. اما دارو نمي تواند بيمار را کاملاً علاج کند و گاهي اوقات بيماري عود مي کند. به نظر مي رسد «گليوک» در حال حمله کردن، نه به سلول هاي بنيادي سرطاني بلکه به سلول هاي اجدادي است که گلبول هاي سفيد سرطاني از آنها توليد شده است.

گرچه بسياري از زيست شناسان بر اين عقيده اند که نظريه سلول بنيادي سرطاني جالب توجه است، اما همه آنها عقيده ندارند که اين نظريه منجر به راه هاي درماني جديد مي شود.

دکتر «وگلستاين» مي گويد؛ «از نظر من جذابيت فرضيه سلول هاي بنيادي سرطاني اين است که اگر يک درصد سلول هايي که بعد از شيمي درماني موفق، زنده باقي مانده اند واقعاً سلول هاي بنيادي سرطاني باشند، دلايل مختلفي براي اشکال مختلف درمان که اين سلول هاي باقيمانده را مورد هدف قرار مي دهد، فراهم مي آورد.»

دکتر «گيلياند» از طرفداران اين نظريه تاييد کرد که 20 درصد سلول ها در تومورهاي توپر مثل تومورهاي اندام هايي مثل کبد، ريه و... بررسي شده که خصوصياتي شبيه سلول هاي بنيادي داشت. اما با نشانگرهاي بهتر مشخص مي شود که درصد بسيار کمتري از آنها سلول هاي بنيادي سرطاني واقعي است. دکتر «ايروينگ وايزمن» مي گويد؛ «اگر رشد سرطان هاي توپر از سلول هاي بنيادي سرطاني مشتق شده باشد، مشکلات فراواني براي درمان وجود خواهد داشت.» درمان هايي که خصوصاً عليه سلول هاي بنيادي انجام مي شود، ممکن است به پاسخ هاي درماني طولاني تري منجر شود و حتي تومورهاي منتشر شده را درمان کند.

اگر نظريه سلول هاي بنيادي سرطاني صحيح است، چگونه مي توان آنها را بدون از بين بردن سلول هاي بنيادي طبيعي که براي حفظ بافت هاي بدن حياتي است، حذف کرد؟ محققان اميدوارند سلول هاي بنيادي سرطاني به خاطر فعاليت بيش از اندازه شان بيشتر از سلول هاي طبيعي به فرآيندهاي سلولي خاص وابسته باشند و بنابراين به داروهايي که اين فرآيندها را مهار مي کند، حساسيت بيشتري دارد.

اما ممکن است تا زماني که زيست شناسي پايه سلول هاي بنيادي سرطاني بهتر درک شود، شرکت هاي داروسازي از سرمايه گذاري وسيع در اين زمينه خودداري کنند. دکتر «واينبرگ» مي گويد؛ «شرکت هاي داروسازي منتظر تحقيقات دانشگاهي بيشتر هستند تا نظر روشني درباره ادامه کار به دست آورند. دانش ما در اين مورد هنوز نسبتاً ناقص و گسسته است و ما براي تحقيق به يک تا دو سال ديگر نياز داريم، قبل از اينکه بتوانيم به شرکت هاي داروسازي بگوييم اين کار يا آن کار را انجام دهند.»

NewYorkTimes, Feb.2009

ساخت پلاستيک هاي شيرين
دانشمندان درصدد هستند با استفاده از مواد قندي، پلاستيک تهيه کنند و به اين ترتيب وابستگي به مواد نفتي را کاهش دهند. اين دانشمندان اميدوارند در نهايت بتوانند از شيره غني از فروکتوز ذرت يا ديگر مواد گياهي، پلاستيک بسازند. محققان و شرکت هاي بسياري در جهان سرگرم ساخت پلاستيک هاي گياهي هستند تا به اين ترتيب از ميزان انتشار گاز کربن دي اکسيد بکاهند و در ضمن از نياز روزافزون به نفت براي تهيه پلاستيک کاسته شود. هم اکنون محققان دانشگاه ويسکانسين توانسته اند به روش کارآمدي براي تبديل فروکتوز به نوعي بسپار (پليمر) دست يابند. آنها توانستند ماده يي به نام 5-هيدروکسي متيل فورفورال (HMF) را به فوران دي کربوکسيليک اسيد (FDCA) تبديل کنند که ساختارش تا حدود زيادي به پلاستيک هاي نفتي شبيه است که معمولاً از آن براي توليد بطري هاي پلاستيکي استفاده مي شود. اين محققان توانستند طي يک واکنش، 90 درصد از فروکتوز موجود در محلول را به HMF تبديل کنند. ايده ساخت بسپارهاي زيستي ايده چندان تازه يي هم نيست. يکي از اولين پلاستيک ها سلولوئيد است که از نوعي بسپار طبيعي به نام سلوز ساخته مي شود. به تازگي از باکتري ها نيز براي تبديل قند به PHA استفاده مي کنند که نوعي پلاستيک تجزيه شدني است. با اين همه پژوهشگران اميدوارند HMF به دليل دارا بودن ساختار شيميايي متفاوت، طراحي و ساخت گسترده وسيعي از مواد با خواص گوناگون را امکان پذير سازند. يکي از مهندسان شيمي مي گويد گام بعدي ساخت کارخانه يي براي توليد مقدار زيادي HMF و تبديل آن به پلاستيک است. در عين حال وي خاطرنشان کرد تا زماني که مواد اوليه پترو شيميايي به نسبت با قيمت ارزان در دسترس است، تمايل کمي براي توليد پلاستيک هاي زيستي وجود دارد.

www.NewScientist.com
خنک کننده يي براي مغز
کاهش قابل توجه در صورت حساب هاي مربوط به گرمايش، جراحي کم خطرتر و نسل جديد کامپيوترهاي کوچک، همگي از قابليت هاي بالقوه فناوري جديد نانو است که در دانشگاه ليدز انگليس توسعه يافته است. پروفسور «ريچارد ويليامز» و دکتر «يولونگ دينگ» از طريق معلق کردن نانوذرات در آب يا مايعات ديگر، نانوسيالاتي ساخته اند که حرارت را 400 برابر سريع تر از تمام مايعات ديگر منتقل مي کند. نانوسيالات مي توانند در يک سيستم حرارتي مرکزي بدون نياز به استفاده از پمپ هاي قوي تر کارايي را افزايش داده و در نتيجه موجب صرفه جويي انرژي و ايجاد مزاياي زيست محيطي شوند. در حال حاضر اين گروه تحقيقاتي بزرگ ترين گروه دنيا و تنها گروهي است که در انگلستان روي نانوسيالات کار مي کند. اين سيالات مي توانند با غلبه بر يکي از بزرگ ترين محدوديت هاي موجود بر سر راه توسعه ميکرو تراشه هاي کوچک تر که پخش سريع حرارت است، راه را براي رسيدن به نسل بعدي کامپيوترها هموار سازند.

اين نانوسيالات همچنين مي توانند براي خنک کردن مغز در طول جراحي هاي حساس مورد استفاده قرار گيرند. اين امر موجب مي شود مغز اکسيژن کمتري نياز داشته باشد و در نتيجه احتمال زنده ماندن بيمار تا حد زيادي افزايش يابد و احتمال آسيب هاي مغزي کم شود. به علاوه مي توان از اين سيالات براي ايجاد حرارت بالا در اطراف تومورها براي کشتن آنها استفاده کرد، بدون اينکه سلول هاي سالم مجاور آسيب ببينند. دکتر «دينگ» مي گويد؛ «با وجود يک گروه تحقيقاتي قوي در دانشگاه ليدز، ما تخصص بالايي براي توسعه نانوسيالات داريم و تحقيق روي چند نمونه از قبل آغاز شده است. ما در حال بررسي ويژگي اين سيالات هستيم تا بتوانيم خواص هدايتي آنها را در شرايط کاملاً مختلف و مقياس هاي بسيار کوچک به طور کامل درک کنيم.»

www.Reuters.com
تشخيص تبهکاران با درخت کروموزومي
پليس به زودي مي تواند اسامي مجرماني را پيدا کند که «DNA» آنها را در صحنه جنايت کشف کرده است، حتي اگر اين DNA قبلاً ثبت نشده باشد. البته اين روش براساس کشف شباهت بين کروموزوم هاي «Y» است که از پدر به پسر منتقل مي شود و به همين دليل فقط مجرمان مرد را مي توان شناسايي کرد. اين تحقيقات در دانشگاه لستر انگليس با بررسي کروموزوم Y در بين مردم انگليس انجام شد. آنها کروموزوم هاي 150 پدر و پسر را که فاميل هاي يکساني داشتند، بررسي کردند و در يک چهارم موارد، افراد با فاميل هاي يکسان، کروموزوم هاي شبيه به هم داشتند. وقتي فاميل هاي بسيار متداول را از ليست آزمايش خارج کردند اين شباهت به 50 درصد رسيد.

کروموزوم هاي Y تقريباً بدون تغيير از پدر به پسر منتقل مي شود و البته بعد از مدت ها بر اثر انتقال از نسلي به نسل ديگر تغيير مي کند. بعضي قسمت هاي کروموزوم با سرعتي کمتر از قسمت هاي ديگر آن تغيير مي کند. دانشمندان با بررسي اين تغييرات، مي توانند درختي که ارتباط بين کروموزوم هاي Y مختلف را نشان مي دهد، بسازند. اگر افراد در شاخه هاي مختلف قرار بگيرند، به هيچ وجه ارتباط فاميلي ندارند ولي افرادي که در يک شاخه قرار بگيرند، احتمال اينکه ارتباط فاميلي بين آنها وجود داشته باشد، زياد است.

بسيار جالب بود که با انجام آزمايش هاي معمولي، بسياري از جفت هاي هم نام در يک شاخه قرار گرفتند زيرا مواردي وجود دارد که ممکن است افرادي فاميلي يکسان داشته باشند، ولي فاقد ارتباط فاميلي باشند. همچنين اگر فردي فرزند واقعي خانواده يي نباشد، ممکن است همين موارد موجب شکستن زنجيره شود.

www.guardian.co.uk
خواب مرگ آور
بيماري خواب از دوران پيش از تاريخ در آفريقا شناخته شده بود. با وجود اين، نخستين توصيف نوشتاري از آن را «ابن خلدون» در سده چهاردهم ميلادي آورده است.

افراد مبتلا به اين بيماري اغلب در خواب به سر مي برند. در نتيجه، به اندازه يي کم انرژي مي شوند که از کم بنيه يي مي ميرند. رئيس يکي از قبيله هايي که «ابن خلدون» از آن ديدن کرد، پس از دو سال زندگي در خواب، سرانجام جان سپرد. به گزارش «ابن خلدون»، اين بيماري جان همه افراد آن قبيله را گرفت.

در سال 1902 ميلادي دولت انگلستان يک گروه پژوهشي را براي بررسي بيماري خواب به آفريقا فرستاد. يکي از اعضاي اين گروه به نام «آلدو کاستلاني» از کالبدشکافي قربانيان دريافت که بسياري از آنان در مغز خود انگل هاي ناشناخته يي دارند. سال بعد پژوهشگري به نام «ديويد بروک» به اين گروه پيوست. او پيش از اين دريافته بود نوعي بيماري احشام به نام «تاگانا» در اثر آلوده شدن جانور به انگل ريزي به نام تريپانوزوم ايجاد مي شود. اين انگل را مگس تسه تسه منتقل مي کند. اين دو پژوهشگر به زودي دريافتند همين انگل باعث بيماري خواب در انسان مي شود. آنان جاهايي را که مگس تسه تسه يافت مي شد، مشخص کردند و دريافتند اين نواحي با مناطقي که بيماري خواب در آنجا شيوع دارد، مطابقت دارند. از اين رو، از مردم خواستند از اين مناطق دوري کنند. مگس تسه تسه فقط در جنوب آفريقا و بيابان صحرا زندگي مي کند. نخستين داروهايي که براي درمان بيماري خواب به کار رفتند، ترکيبات آرسنيک (ماده يي کشنده) بود. حتي داروهاي جديد هم نمي توانند موارد شديد اين بيماري را درمان کنند. براي افزايش احتمال بهبودي، اين داروها بايد در مراحل آغازين بيماري مصرف شوند.

www.Discover.com
آشنايي با ماه، يگانه قمر زمين
تماشاي ستارگان در روز

امين حمزه ئيان/www.Nutshell.ir

تصور کنيد به کره يي سفر کرده ايد که هيچ نشاني از حيات در آنجا نيست. هيچ گياه يا جاندار کوچکي را نمي توانيد بيابيد. تنها سطحي خاکي را مي بينيد. آسمان آبي نيست و حتي در روز مي توانيد ستارگان را در آسمان کنار خورشيد ببينيد و از همه شگفت انگيزتر مي توانيد زمين را مشاهده کنيد؛ زميني که از دور هيچ نشاني از تکاپوي بشريت در آن نمايان نيست. اينجا سطح ماه است؛ يگانه قمر زيباي زمين. اين سفر بسيار شگفت انگيز است، اما بعد از سفر از ماه به خانه خودمان يعني زمين، همه چيز رنگ مي بازد. اکنون وارد دنياي انسان ها شده ايد؛ دنيايي گاه خشن و همراه با درگيري هاي روزانه زميني. ممکن است از خود بيخود شويد و نسبت به بسياري از مسائل روزانه که در گذشته برايتان به شدت اهميت داشته اند، اکنون با آرامش برخورد کنيد. چنين نگاهي، شگفت انگيز و گاه غم انگيز است، اما اين نگرش ها هميشه در ذهن فضانورداني که از ماه به زمين کوچک نگاه کرده اند، وجود داشته است.

ماه تنها قمر زمين و دورترين نقطه يي است که بشر به آنجا سفر کرده است. در بين هشت سياره منظومه شمسي تنها زمين است که داراي يک قمر است. وجود ماه موجب اتفاقات جالبي مانند جزر و مد، خورشيدگرفتگي (کسوف) و همچنين به واسطه بودنش موجب ماه گرفتگي (خسوف) روي زمين مي شود. گرانش ماه باعث کشيده شدن آب درياها و اقيانوس ها و حتي سطح زمين شده و موجب پديد آمدن اصطکاک بين آب با ناهمواري هاي زمين و در نتيجه کند شدن سرعت گردش زمين به دور خودش (حرکت وضعي) مي شود و با سرعت گرفتن ماه از انرژي حرکتي زمين، اين قمر با سرعتي بيشتر به دور زمين مي گردد، به طوري که سالي 8/3 سانتيمتر از ما دورتر مي شود.

قطر ظاهري زمين از روي سطح ماه و از ديد فضانورداني که بر سطح اين کره گام نهاده اند، 5/2 برابر قطر ظاهري ماه از روي زمين ديده مي شود. هميشه يک سمت ماه به طرف زمين است و ما تنها به وسيله فضاپيماها توانسته ايم آن طرف ديگر اين قمر را ببينيم. زمان گردش ماه به دور خودش دقيقاً برابر با زمان گردشش به دور زمين است، به اين سبب است که ما هميشه از روي زمين قادر به ديدن يک سمت از ماه هستيم. به اين ترتيب اگر روي سطح ماه و به طرف زمين ايستاده باشيم، زمين هرگز طلوع و غروب نمي کند و گويي در آسمان ثابت شده است. قطر ظاهري ماه با قطر ظاهري خورشيد از روي زمين برابر است و اين تنها يک اتفاق جالب است که موجب مي شود نظاره گر خورشيدگرفتگي کامل باشيم.

اگر سطح ماه را نگاه کنيم دو عارضه نمايان را مي بينيم؛ اول قسمت هايي که پر از دهانه هاي برخوردي و نشان از بمباران هاي گذشته است و دوم قسمت هاي تيره تر سطح ماه. در زمان پيدايش ماه (حدود 5/4 ميليارد سال پيش) اين قمر هنوز فعال و داراي هسته يي از مواد مذاب بوده است؛ احتمالاً برخي از برخوردها روي سطح ماه موجب شکافته شدن سطح شده و مواد مذاب را روي سطح آن جاري کرده و بعد از گذشت زمان، آهسته سرد و جامد شده است و قسمت هايي را به وجود آورده که ما آنها را از روي زمين نسبت به ديگر قسمت ها تيره تر مي بينيم. به اين ناحيه ها اصطلاحاً درياهاي ماه مي گويند. نام درياها روي ماه بسيار زيبا است؛ مثلاً درياي آسايش، آرامش و بحران ها نام بعضي از اين ناحيه ها است. نام دهانه هاي برخوردي سطح ماه هم به افتخار دانشمندان و بزرگان نامگذاري شده است، مانند دهانه «عبدالرحمن صوفي»، «ارسطو»، «تيکو براهه» و...

در مورد پيدايش ماه هنوز سوالات زيادي وجود دارد، اما اکنون قوي ترين نظريه مورد قبول به اين ترتيب است که جرمي بزرگ با زمين برخورد کرده و بخشي از زمين را کنده و در فضا و در مدار زمين قرار داده است. بعد تکه هاي کنده شده از زمين با هم برخورد کرده و تشکيل يک مرکز جرم را مي دهند و به اين ترتيب تمام غبار اطراف زمين را جذب کرده و کم کم به صورت يک کره درآمده است. جرم ماه 81 بار کمتر از زمين و اندازه آن يک چهارم زمين است و گرانش روي سطح آن يک ششم زمين است. مي توان گفت ماه تقريباً هيچ جو قابل توجهي ندارد. به دليل عدم جوي خاص، آن قسمت از سطح ماه که به سمت تابش هاي خورشيد قرار دارد، در بيشترين دما تا 120 درجه سانتيگراد گرم مي شود و آن طرف که پشت به خورشيد است، تا منفي 170 درجه سانتيگراد سرد مي شود.

ما روي ماه توانسته ايم مقدار کمي آب به صورت يخ پيدا کنيم. اين يخ ها در درون چاله هايي نزديک به قطب هاي ماه قرار دارد. در اين نقاط نور خورشيد نمي تواند به سطح آب برخورد کند و موجب تبخير آنها شود. در اين نواحي دما همواره پايين است. عقيده بر اين است که اين آب توسط سنگ هاي آسماني داراي آب که حدود دو تا سه ميليارد سال پيش با سطح ماه برخورد کرده است، به ماه انتقال يافته است.

عناوين اين صفحه
جذابيت هاي پنهان سلول هاي سرطاني
ساخت پلاستيک هاي شيرين
خنک کننده يي براي مغز
تشخيص تبهکاران با درخت کروموزومي
خواب مرگ آور
تماشاي ستارگان در روز
راه اندازي بزرگ ترين تلسکوپ خورشيدي
زعفران، اسلحه جديد مقابله با نابينايي
خرافه، دشمن پنهان علم
کشف راز انقراض دسته جمعي جهاني

راه اندازي بزرگ ترين تلسکوپ خورشيدي
بزرگ ترين تلسکوپ خورشيدي جهان که مي تواند تصوير ميدان هاي مغناطيسي خورشيدي را به بهترين صورت ممکن به ثبت برساند، راه اندازي شد. اين تلسکوپ بزرگ با ديافراگم 6/1 متري بزرگ ترين تلسکوپ خورشيدي در جهان به شمار مي رود و در موسسه تکنولوژي نيوآرک واقع در نيوجرسي قرار دارد. با استفاده از اين تلسکوپ مي توان به تصاويري دست يافت که درک بهتري از توفان هاي قدرتمند خورشيدي و شرايط اقليمي فضايي که تاثير قابل توجهي روي شرايط زمين خواهد گذاشت به دانشمندان ارائه خواهد کرد. براي دستيابي به نهايت توانايي اين تلسکوپ دانشمندان نياز دارند تا طي سه سال آينده تمامي سخت افزارهاي پيچيده اين تلسکوپ را فعال سازند. ديافراگم تلسکوپ بزرگ خورشيدي سه برابر ديافراگم تلسکوپ هاي موجود بوده و به همين دليل مي تواند در ثبت تصاوير خورشيدي پيشرفتي قابل توجه به شمار رود. به گزارش مهر اين تلسکوپ با ماهواره هاي مطالعاتي ناسا همکاري خواهد کرد تا خروجي داده هاي علمي رصدهاي خورشيدي اين سازمان را بهبود بخشد.


زعفران، اسلحه جديد مقابله با نابينايي
پژوهشگران استراليايي و ايتاليايي دريافتند زعفران داراي يکي از فاکتورهاي کليدي و مهم پيشگيري از نابينايي و کاهش قدرت بينايي است. محققان مرکز علوم بينايي استراليا و دانشگاه مطالعات آکوئيلا در تحقيقات خود نشان دادند گياه خوش عطر و رنگ زعفران اثرات قابل توجهي روي ژن هايي دارد که عملکرد سلول هاي مسوول بينايي را تنظيم مي کنند. آزمايش هاي باليني که روي بيماران متاثر از تخريب ماکولار پيري انجام شد، نشان داد درمان زودرس با يک مکمل دارويي محتوي زعفران مي تواند آسيب هاي وارده به سلول هاي چشم را ترميم کند. به گزارش مهر نتايج اين تحقيقات نشان مي دهد ادويه حاصل از گل هاي زعفران نه تنها سلول هاي گيرنده نوري را از تخريب حفظ مي کند بلکه مي تواند بيماري هايي چون تخريب ماکولار پيري و آماس رنگدانه يي شبکيه چشم را کمتر يا حذف کند.


خرافه، دشمن پنهان علم
«شما آدم افتاده و بي ادعايي هستيد که دوست داريد به همه خوبي و محبت کنيد. برخي از رقيبان شما درصدد فرصتي هستند تا به شما ضربه بزنند، اما غم و غصه به خود راه مده که به زودي همه اين مشکلات برطرف مي شود. در ضمن به زودي معامله بسيار مهمي برايت پيش مي آيد که اگر با چشم باز عمل کني، حتماً سود زيادي نصيبت مي شود. در انتخاب دوست دقت کن و در صورتي که از تو سوءاستفاده کردند، بي رودربايستي آنها را از خود دور کن.» اين متن نمونه يي است از فال هايي که در نشريه ها براي افراد متولد برج هاي مختلف چاپ مي شود. امروزه صفحه فال و طالع بيني يکي از مهم ترين صفحه هاي برخي روزنامه ها و مجله ها و ضامن فروش آنها است. از طرفي برخي از مردم، براي تصميم گيري در مورد بسياري از موضوع هاي زندگي به فال و اختربيني مراجعه مي کنند. بسياري از مردم «اختربيني» را با «اخترشناسي» (که يکي از شاخه هاي علم است) يکي مي پندارند و پيش بيني هاي آن را قابل اعتماد مي دانند. اما مجله نجوم در شماره 185 خود به بررسي طالع بيني پرداخته است. مقاله اول «طالع بيني؛ واقعيت يا خيال» نام دارد که به تاريخچه شکل گيري افسانه هاي مربوط به صورت هاي فلکي، دلايل ناکارآمدي پيش بيني هاي فال بينان و همچنين دليل اقبال عامه مردم به اين پيشگويي ها مي پردازد. «تنجيم در آزمون آمار» مقاله ديگري است که به شرح فرآيند استفاده از آمار در بررسي صحت ادعاي اختربينان مي پردازد. جالب است که طي يک فراخوان گسترده هيچ يک از مدعيان نتوانسته بودند، از آزمون سربلند بيرون بيايند. گفت وگو با توفيق حيدرزاده، گزارشي از نهمين رقابت مسيه، تفاوت سياره و ستاره، ساعت آفتابي انگشتي، اخبار ايران و جهان، نقشه آسمان، نقد کتاب و... از ديگر مطالب اين شماره است. اين مجله در 72 صفحه و قيمت 1500 تومان عرضه شده است.


کشف راز انقراض دسته جمعي جهاني
ديرين شناسان انگليسي دريافتند حدود 250 ميليون سال قبل يک فوران آتشفشاني عظيم در آسيا موجب يک انقراض دسته جمعي جهاني شده است. محققان دانشگاه ليدز کشف کردند اين فوران آتشفشاني در استان فعلي «اميشان» در جنوب غرب چين اتفاق افتاده و حدود نيم ميليون کيلومتر مربع گدازه را آزاد کرده است. در اثر اين فوران عظيم بخش زيادي از حيات دريايي تمام دنيا نابود شده است. اين دانشمندان توانستند دوره دقيق فوران و انقراض دسته جمعي مرتبط با آن را شناسايي کنند. در حقيقت اين دانشمندان با کمک لايه هاي مختلف صخره هاي رسوبي محتوي فسيل هاي دريايي نشان دادند صخره هاي فسيل شده يي که بلافاصله پس از دوره فوران شکل گرفته اند کاملاً با فسيل هاي قبل از آن متفاوت هستند. اين ديرين شناسان کشف کردند از آنجا که اين فوران در نزديکي آ ب هاي کم عمق اتفاق افتاده، موجب شده است به سرعت تعداد زيادي از جانداران دريايي منقرض شوند. همچنين انتشار دي اکسيد گوگرد ناشي از بخارات اين گدازه ها در اتمسفر زمين موجب شده است در 250 ميليون سال قبل انقراض هاي دسته جمعي در سراسر دنيا رخ دهد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام