
مينا شرفي؛ هلن پارکر براي به دست آوردن آنچه هميشه آرزويش را داشته راهي طولاني را پيموده است. در 27سالگي او مدير اجرايي يک شرکت حمل و نقل در لندن است. او نامزدي هم دارد که قرار است با هم ازدواج کنند. هلن از لحاظ کاري و شخصي مشکلي ندارد بنابراين آيا او خوشحال است؟ او مي گويد؛ «آن طور که مسلم است خوشحال هستم و نسبت به آينده هم خوشبينم. اما در راه به دست آوردن آن چيزهايي که مي خواستم از مسائلي هم گذشتم. نسبت به گذشته فرصت هاي بسياري از لحاظ کاري و اجتماعي در اختيار زنان است. اما من شخصاً هميشه اين سوال را از خودم مي پرسم آيا کارهايي که انجام داده ام درست است يا خير.»
همانند بسياري از زنان احساس هلن پارکر نسبت به خوشبختي و رضايت از زندگي با پيشرفت هايي که از لحاظ اجتماعي براي زنان حاصل شده مطابقت ندارد. پس از 40 سال جنگيدن براي برابري با مردان، به نظر مي رسد زنان خوشحال تر از گذشته نيستند. در حقيقت زنان در بسياري از کشورها خيلي بيشتر نسبت به مردان از زندگي خود ناراضي هستند. موسسه ملي دايره تحقيقات اقتصادي امريکا در گزارشي با عنوان «پارادوکس کاهش خوشحالي زنان» به اين مساله پرداخته است. تبسي استيونسون و جاستين ولفرز از دانشگاه پنسيلوانيا در آغاز اين گزارش نوشته اند؛ «پيشرفت هاي زنان از بعضي از جنبه ها در چند دهه گذشته استثنايي بوده. شکاف درآمدي زنان و مردان تقريباً از بين رفته. حضور زنان در مقاطع تحصيلي دانشگاهي حتي از مردان بيشتر شده، شکل حضور زنان در جامعه نسبت به گذشته متحول شده است.»
با وجود اين استيونسون و ولفرز به اين نتيجه رسيده اند خوشحالي و رضايت زنان امريکايي در زندگي نه تنها افزايش نيافته بلکه در مقايسه با مردان کاهش چشمگيري داشته است. در دهه 70 گزارش هاي مختلفي حاکي از آن بوده که زنان نسبت به مردان در زندگي خوشحال تر هستند اما اکنون پس از چهار دهه ميزان رضايت زنان از زندگي از مردان کمتر شده است.
در اروپا ميزان خوشحالي مردم افزايش اندکي داشته است که اين افزايش تنها براي زنان بوده و نه مردان. در 12 کشور اروپايي از جمله انگلستان خوشحالي زنان به شکل چشمگيري کاهش يافته است.
البته نويسندگان اين گزارش اذعان داشته اند خوشحالي و رضايت در زندگي امري نسبي است اما يافته هاي آنها حاکي از آن است که خوشحالي زنان از جنبه هاي مختلف کاهش يافته.
سال ها پيش از اين تحقيق اندرو اوسوالد پروفسور اقتصاد دانشگاه وارويک که مطالعات فراواني در زمينه خوشحالي مردم دارد مطالعاتي در اين زمينه انجام داده بود. او مي گويد؛ «کار بتسي و جاستين بسيار ارزشمند بود. آنها کار بزرگي انجام داده اند. اکثر تحقيقات پس از جنگ در مورد خوشحالي مردم نشان مي داد زنان خوشحال تر از مردان بوده اند. اما اين تفاوت اکنون به صفر کاهش يافته است.» سوال بزرگي که مطرح مي شود اين است که دليل اين مساله چيست؟
به اعتقاد بسياري از جامعه شناسان «شيفت دوم» دليل اصلي عدم رضايت زنان در طول چند دهه اخير است. فرصت هاي شغلي زنان در اين مدت افزايش يافته اين در حالي است که ميزان کار آنها در خانه کمتر نشده. آنها مي گويند زنان پا به پاي مردان در خارج از منزل کار مي کنند اما يک شيفت دوم هم در خانه خود دارند بنابراين طبيعي است که ناراضي باشند. البته استيونسون و ولفرز ادعاهاي اين جامعه شناسان را رد مي کنند. يافته هاي آنها حاکي از آن است که ساعات کاري مردان و زنان در کارهاي خارج از خانه و منزل از سال 1965 به اين طرف کاهش داشته است.
تحقيقات آنها نشان مي دهد ساعات کاري زنان در خارج از خانه افزايش يافته اما ميزان ساعات کاري آنها در منزل کاهش داشته است. اين در حالي است که ساعات کاري مردان در کارهاي خارج از خانه کاهش داشته اما ساعات کاري آنها در خانه افزايش يافته است. بنابراين زنان نمي توانند ادعا کنند فشار کاري روي آنها بيشتر از مردان است.
خوان بيکول که جامعه شناس است بر اين باور است واکنش هاي احساسي زنان در شرايط مختلف باعث مي شود آنها از زندگي خود نارضايتي بيشتري داشته باشند. او مي گويد؛ «هر چند به نظر مي رسد زنان توانسته اند تعادلي ميان کارهاي داخل و خارج از خانه خود برقرار کنند اما هنوز از اين بابت نگراني هاي بسياري دارند. همين نگراني ناراحتي و نارضايتي را براي زنان به ارمغان آورده است.» برخي ديگر معتقدند شکاف درآمدي که هنوز هم ميان درآمدهاي زنان و مردان وجود دارد باعث اين مساله شده است.
کارن پاين پروفسور روانشناسي در اين باره مي گويد؛ «زماني که با زنان در مورد روابط احساسي شان با پول حرف مي زنم، بسياري از آنها هنوز احساس مي کنند شايستگي درآمد بيشتر را ندارند. در جامعه اين مساله جاافتاده که زنان بايد ديگران را راضي نگه دارند. مردان دوست ندارند زنان به دنبال پول باشند. اين در حالي است که آنها در ازاي کاري که انجام مي دهند شايستگي دريافت درآمد بيشتر را دارند و وقتي چنين چيزي را نمي بينند دچار نوعي بحران مي شوند.» مطالعات حاکي از آن است که پول فاکتور مهمي در خوشحالي افراد است. افراد پولدار خوشحال تر از فقرا هستند.
اما به اعتقاد استيونسون و ولفرز پول هم دليل اصلي نارضايتي هاي زنان نيست. به اعتقاد آنها زنان امروز نسبت به گذشته در مورد احساسات شان بيشتر با خود روراست شده اند. اين دو پژوهشگر مي گويند؛ «زنان در دنياي امروز به خوبي مي دانند چه مسائلي خوشحال شان مي کنند. آنها مثل گذشته در مورد احساسات شان دروغ نمي گويند.»
البته ديدگاه منتقدان فمينيسم هم در مورد اين مساله بسيار جالب است. آنها مي گويند؛ «زنان دريافته اند برابري با مردان آن چيزي نبوده که بتواند خوشحالي را برايشان به ارمغان بياورد.»
منبع؛ تايمز