شنبه، 16 خرداد 1388 - شماره 1968
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: كتاب
در پيشخوان نظر
بيژن تلياني

سر کارل رايموند پوپر روز 28 ژوئيه 1902، در وين پايتخت اتريش به دنيا آمد. در آغاز جواني دستيار يک درودگر کابينت ساز بود. سپس آموزگار شد. او در سال 1937 از دست نازي ها گريخت و در زلاندنو به تدريس در يک دانشگاه مشغول شد. و با اين آغاز، يکي از پرنفوذترين نظريه پردازان و فيلسوفان سده کنوني شد. تدريس و سخنراني در سراسر اروپا، اقيانوسيه، هندوستان، ژاپن، ايالات متحده و نيز کتاب هاي فلسفي پرمحتواي او، وي را در جهان مشهور ساخت. کتاب هاي او تاکنون به 29 زبان زنده جهان ترجمه شده است. پوپر همه جا مخاطب داشت، و هر گفت وگو با او يک ماجراي فلسفي به شمار مي آمد. خواست ژرف او براي دريدن روش هاي کذب و رسيدن به حقيقت، باعث شد در زمينه انديشه به بسياري از رشته هاي دانش از جمله تئوري سياسي، مکانيک کوانتوم، منطق، روش هاي علمي و تئوري تکامل بيفزايد. پوپر برخي ديدگاه هاي سنتي فلسفه را به چالش طلبيد؛ مارکسيسم، مثبت گرايي منطقي، فلسفه جبري و فلسفه زبان شناسي. بحث او اين بود که موضوعي براي بحث وجود ندارد. آيزايا برلين به درستي گفته پوپر ويران سازترين زمينه نفي مارکسيسم را به وجود آورده است. در کتاب حاضر هدف او هشدار دادن به ما عليه خشونت و خودخواهي فزاينده در جامعه است که دموکراسي را به خطر مي اندازد. چه راه حل هايي را مي توان براي مسائلي مانند محيط زيست، مردم شناسي، و فساد پيش نهاد؟ چگونه مي توانيم سيستم دموکراتيک خود را نگه داريم و همزمان راه را براي صلح جهاني هموار سازيم؟ پوپر باور دارد فيلسوفان وظيفه دارند در سياست دخالت کنند، و به روشني به آنان ندا مي دهد که مسووليت هاي خود را بشناسند. او يادآوري مي کند رفتار فلسفه پردازان است که جهان فردا را مي آفريند. مطالب کتاب حاضر بدين گونه است؛ درباره رايانه، آزادي و مسووليت روشنفکران، انديشه يي درباره تئوري و کارکرد، حکومت مردمسالاري، تلويزيون بشر را تباه مي کند، تلويزيون همانند جنگ است.

امروزه مردم شناسي به عنوان دانش مطالعه موجود انساني به ويژه در مشخصه هاي فيزيکي، تکاملي، نژادي و فرهنگي در قالب کلي خود به دو بخش بزرگ و اساسي تقسيم مي شود. 1- مردم شناسي فرهنگي که به مطالعه فرهنگ انساني در تمام سطوح و وجوه آن مي پردازد.2- مردم شناسي فيزيکي که بررسي کننده مشخصه هاي فيزيک انساني در گذشته و حال، و طي زمان است. مردم شناسي فرهنگي به عبارت ديگر محصول مواجهه تمدن هاي نويافته اما وحشي بود. مردم شناسي فيزيکي و مردم شناسي فرهنگي دو حوزه مستقل و مجزا از يک رشته واحد هستند و هر کدام داراي ارتباطات ويژه يي با ساير علوم، خارج از علم مردم شناسي اند. مردم شناسي فرهنگي زمينه هاي مناسبي براي علم روان شناسي فراهم کرد تا مفهوم شخصيت و شکل گيري شخصيت حاصل شود و اين علم بتواند يک سيستم روانپزشکي ميان فرهنگي را که روانپزشکي قومي ناميده مي شود، گسترش دهد.يکي از تازه ترين و کاربردي ترين تعاملات مردم شناسي فرهنگي با ساير علوم، ارتباط و تعامل آن با پزشکي است که منجر به تشکيل يک زيرشاخه نوپديد به نام مردم شناسي پزشکي شده است. به طور خلاصه مي توان گفت مردم شناسي پزشکي، شاخه يي از مردم شناسي است که عوامل موثر در ايجاد و القاي بيماري و ناخوشي، استراتژي ها و اعمال جوامع متفاوت انساني را که در جهت مقابله با بيماري و ناخوشي اتخاذ کرده اند، مطالعه مي کند. کتاب حاضر که براساس طرحي مشابه قصد نگرشي نوين به مقوله سلامت و بيماري را از منظري خارج از علم بيولوژي و طب دارد، با مطالعه آثار و نتايج شرايط اجتماعي و فرهنگي بر سلامت و بيماري، نمونه يي از مباحث مردم شناسي پزشکي است که به عنوان شاخه يي از مردم شناسي به بررسي علي بيماري و استراتژي ها و عملکردهاي جوامع مختلف بشري براي برخورد با اين بيماري ها با توجه به فرهنگ مي پردازد. اين گفتار که از ديدگاهي مردم شناختي به مقوله پزشکي سلامت و بيماري مي نگرد، بر آن است تا مختصات آيين هاي شفا و نسبت ميان جنگ، اقتصاد، سياست و فرهنگ را با بيماري بکاود و در اين راستا همسو با هر سه جهت مرتبط و گسترش يابنده دانش مردم شناسي در اين شاخه؛ قوم پزشکي، بوم پزشکي و مردم شناسي کاربردي - و در عين حال فارغ از مرزبندي ها و محدوديت هاي موجود - مباحثي کوتاه اما فراگير را مطرح مي سازد.

---

کتاب روشنفکران و دولت از نادر نوشته هايي در تاريخ نگاري روشنفکري ايران است که تلاش کرده از الگوهاي غالب بر اين تاريخ نگاري پرهيز کرده و عوامل متعددي را که در شکل گيري آرا و عقايد روشنفکران موثر بوده اند مبناي تحقيق خويش قرار دهد. در اين کتاب علاوه بر نوشته ها و باورهاي افراد مورد مطالعه، چارچوب اجتماعي- سياسي که در آن به سر برده اند، تحريکات و جهت گيري هاي ساير فعالان سياسي و ذهنيت هاي غالب بر فضاي روشنفکري ايران و جهان مدنظر قرار گرفته اند. يکي از ويژگي هاي تاريخ نگاري روشنفکري ايران در داوري هاي اغلب مبالغه آميزي است که تاريخ نگاران اين حوزه نسبت به روشنفکران و روشنفکري در ايران داشته اند. هم آنجا که نقش روشنفکران منفي ارزيابي شده است- که اغلب چنين است- و هم در نادر نوشته هايي که اين نقش مثبت دانسته شده، نويسندگان با مفاهيم و مقولات و کلمات سختي به داوري نشسته اند. اينکه جلال آل احمد کارکرد روشنفکر را در چارچوب دو مقوله «خدمت» يا نقطه مقابل آن يعني «خيانت» ارزيابي مي کند نمونه مثاليني است از شيوه پرداختن به تاريخ روشنفکري ايران. دست کم سه علت اصلي را براي اين کاستي مي توان برشمرد. يکي همان ضعف تاريخ نگاري معاصر است که باعث شده بسياري از بخش هاي اين تاريخ ناشناخته باقي بماند و به همين ترتيب قسمت عمده يي از آن بخشي که در موردش بيشتر نوشته اند بدون برخورداري از نقد و ارزيابي جدي ارائه شود. نتيجه اينکه اين تاريخ نگاري در دوگانگي هايي همچون «خوب» و «بد»، «خائن» و «خادم» و ديگر دوگانگي هايي ازاين دست گرفتار مانده است. دومين کاستي موجود در حوزه تاريخ نگاري روشنفکري در ايران ناشي از آن است که بسياري از نويسندگان اين حوزه را اغلب يا مريدان روشنفکري که در موردش نوشته مي شود، تشکيل مي دهند يا از مخالفان پر و پا قرص وي هستند. مشکل اينجاست که هنگام نگارش نه دسته اول توانسته کار علمي را بر شيفتگي اش غالب سازد و نه گروه دوم موفق شده بر خشم خويش فائق آيد و جانب بي طرفي را رعايت کند. بزرگ ترين ضعف اين نوشته ها در آن است که تصويري ايستا از انديشه روشنفکر مورد مطالعه ارائه مي کند. در اين نوشته ها، خواننده با روشنفکراني روبه رو است که از عنفوان جواني تا پايان عمر از انديشه يکسان و يکدستي برخوردار بوده اند. نه کمترين شکي به دل شان راه يافته است و نه کوچک ترين تغييري در انديشه شان به وقوع پيوسته؛ تصويري که جز نقض روشنفکري نيست.کتاب روشنفکران و دولت در ايران عمده مطالبش را در دو بخش و پنج فصل گنجانيده است با اين عناوين؛ کناره جويي روشنفکران، روشنفکران و دولت؛ چشم اندازي تاريخي، بحران روشنفکران، بنيادستيز شدن روشنفکران، ظهور روشنفکر «جهان سوم گرا»، به عضويت پذيرفتن روشنفکران و به دنبال آن يک موخره تحت عنوان روشنفکران و انقلاب و به همراه دو پيوست.
تازه هاي کتاب
روم و ايران - دو قدرت جهاني در کشاکش و همزيستي

نويسندگان؛ انگلبرت وينتر/ بئاته ديگناس

ترجمه؛ کيکاووس جهانداري

چاپ اول

ناشر؛ نشر پژوهش فرزان روز


بيژن تلياني

ايران هزاران سال تاريخ مداوم دارد؛ تاريخي سرشار از فراز و نشيب هاي عبرت آموز. در اين ميان يکي از بارزترين جلوه هاي فرهنگ و تمدن مردم ايران زمين، دوران باستان است؛ دوراني شکوهمند که تمدن بشري را پربارتر کرد و بر غناي آن افزود. شاهنشاهي هخامنشي از ديد بسياري تاريخدانان، نخستين امپراتوري جهان است. رفتار بنيانگذار آن سلسله کوروش بزرگ گواه آزادانديشي و آزادگي نژاد ايراني است. او بزرگ ترين کشوري که دوران باستان به خود ديده است را فراهم آورد و فرمانروايي بر پايه والاترين ارزش هاي انساني بنياد نهاد. پس از پايان فرمانروايي هخامنشيان و دوران سلوکيان باز هم ايران تحت فرمانروايي سلسله اشکانيان به حيات خود ادامه مي دهد. در اين دوران تاريخ شاهد روابط ايران و روم مي شود. ايرانيان و روميان ساليان دراز با يکديگر در حال جنگ بودند. توصيف آميانوس سيلنيوس از ايرانيان از آن جهت که از زبان يک دشمن بيان شده، شايان توجه است؛ «همه ايرانيان تقريباً قامتي رسا و رشيد، رنگي گندم گون يا سبزه روشن، نگاهي نافذ، ابرواني خميده و به هم پيوسته، بي اندازه بدگمان و محتاط اند.» اما به راستي دليرترين اقوام روي زمين اند و خصلت بسيار شريف دارند و از حيث جهانداري هيچ يک از شاهان جهان را با آنان برابر نتوان کرد؟ درباره روابط ايران و روم در تواريخ چنين آمده است؛ پس از آنکه پومپه گيوس در سال 64 پيش از ميلاد ايالت سوريه را پايه گذاشت، روم همسايه ديوار به ديوار پارتي شد. نخستين برخورد رسمي هنگامي پديد آمد که سولا در سال 96 ميلادي در ساحل غربي فرات سفير پارتي يعني اورويازوس را به حضور پذيرفت. از آن نظر که رومي ها در شرق به قدرت نظرگيري دست يافته بودند، پارتي ها کوشيدند کار را به مصالحه برگزار و حدود منافع خود را معين کنند. نتيجه اين برخورد ايجاد چيزي بود به نام وفاق بين دو دولت، اما با نگاهي به تاريخ مي توان چنين نتيجه گرفت که صدها سال بين اين دو قدرت آن زمان جنگ بود. نمونه بارز آن سرزمين ارمنستان است که پاره يي از زمان به ايران تعلق داشت و چند مدتي هم به روم. در تاريخ مي خوانيم در دانشگاه گندي شاپور دانشمندان و انديشمندان ناراضي رومي به عنوان استاد مشغول پژوهش و کارهاي علمي بودند. هدف از اين مجموعه مطالعات ايران باستان آن است که ترجمه مهم ترين و تازه ترين آثار برگزيده راجع به ايران باستان را از هزاره هاي دوردست پيش از تاريخ تا پايان ساسانيان در دسترس فارسي زبانان قرار دهد.

عناوين اين صفحه
در پيشخوان نظر
روم و ايران - دو قدرت جهاني در کشاکش و همزيستي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام