.jpg)
(1).jpg)
کيوان مهرگان
1-از آن روزي که شعار دانستن حق مردم است سر داده شد تا روزي که رسانه ملي برخلاف ميلش تن به مناظره آگاهي بخش دو رقيب اصلي انتخابات رياست جمهوري داد، ايران روزگار پرفراز و فرودي را سپري کرده است.
اگر روزگاري رسانه هاي مکتوب به خاطر انتشار يک گزارش مستند يا نقد يک مسوول با شکايتي توقيف و خيلي از روزنامه نگاران بيکار مي شدند، امروز رسانه ملي ناگزير به پاسخ عطش جامعه براي يافتن اطلاعات جديد است. صدا و سيما برخلاف ميلش ناگزير است دو نامزد را با دو نگاه متفاوت که دو جناح، دو نگاه و دو رويکرد را نمايندگي مي کنند، در مقابل هم بنشاند و بي محابا نقد آنان را از هم بر بتابد.
حالا فراتر از تعيين فرد پيروز يا بازنده مي توان بلوغ سياسي را جشن گرفت که صدا و سيما بعد از 12 سال کشمکش به اين واقعيت تن داد که دانستن حق مردم است و اين دانستن نه تنها امنيت ملي را به خطر نمي اندازد و تبليغ عليه نظام نيست بلکه به منظور آگاهي بخشي به جامعه براي دست زدن به يک انتخاب دقيق لازم و ضروري است. از اين به بعد صدا و سيما توجيهي ندارد که باب گشوده شده مناظره را ببندد. که اگر دست به اين کار بزند نهايت کج سليقگي خود را براي تعطيلي يک اتفاق ميمون به نمايش گذاشته است.
مردم ايران با اصرار خود بر انکار بزرگ ترين رسانه کشور براي تحقق يافتن شعار مقدس دانستن حق مردم است، پيروز شدند.
2- با اتفاقي که در مناظره چهارشنبه شب اتفاق افتاد آقاي احمدي نژاد برخلاف آنچه در اين 12 سال رسانه ها تجربه کرده اند، مرزهاي اتهام، تشويش اذهان عمومي، تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت ملي باز تعريف کرد. اگر زماني انتقاد از صدا و سيما مصداق يکي از اتهامات سنگين فوق بود با جسارتي که احمدي نژاد در بيان نام چندين نفر از مقامات ارشد کشور به خرج داد ديگر انتقادات روزنامه نگاران نمي تواند رنگ تبليغ عليه نظام، اقدام عليه امنيت ملي و تشويش اذهان عمومي به خود بگيرد. همين طرز بيان حاشيه امني براي رسانه هاي منتقد بايد ايجاد کند تا آنان با فراغ بال بيشتري نسبت به گذشته مطالب خود را به اطلاع خوانندگان شان برسانند.
3- در چهار سال گذشته چاپ هر نوع خبر، گزارش و حتي تحليل که به مذاق مجموعه رسانه يي احمدي نژاد خوش نيامده با شديدترين پاسخ از سوي احمدي نژاد و يارانش روبه رو شده است.
---وقتي آقاي احمدي نژاد بدون دادن فرصت دفاع به کساني که با سخاوت نام شان را بر زبان آورد اتهاماتي را عليه آنان به کار گرفت ديگر حق اين را ندارد مطبوعات منتقد را ملزم به چاپ جوابيه کند، که اگر چنين کند بايد به ادعاي سينه چاکي وي براي عدالت شديداً شک کرد.
4-احمدي نژاد نه در مقام يک نامزد انتخابات بلکه به عنوان رئيس دولت با اشراف و دسترسي که به پرونده هاي افراد دارد، اطلاعات مربوط به اشخاص را براي کار تبليغاتي مصرف کرد. آيا آقاي احمدي نژاد اين اجازه را به رقبايش مي دهد که به اطلاعات اطرافيانش دسترسي داشته باشند. کار آقاي احمدي نژاد ضربه بزرگي به اعتماد مردم به دولت وارد کرد. مردم با چه اعتمادي اطلاعات خود را در اختيار دولتي قرار دهند که رئيسش هيچ ابايي براي هزينه کردن آنها در يک رقابت کوتاه مدت ندارد؟ 5- آقاي احمدي نژاد، ما هم مردمانيم صندلي قدرت اينقدر نمي ارزد که براي تکيه زدن بر آن همه مرزهاي قانوني و اخلاقي را درنورديد. کساني که شما مي خواهيد با اين شيوه حکمراني بر آنها را کسب کنيد، مردماني شريف هستند که تعاليم اسلامي و انساني به آنها اجازه نداده و نمي دهد راز ديگران را افشا کنند. بزرگ ترين تعليم قرآني اين مردم اين است و لا تجسسوا. نسبت شما با اين مردم چيست؟