چهارشنبه، 13 خرداد 1388 - شماره 1967
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه آخر
جنگ با چک پول ها و سکه ها


مرتضي کاظميان











انتخابات و رقابت انتخاباتي در ايران، واجد ويژگي هاي گاه منحصر به فردي است. بسياري از اين ويژگي ها و شرايط، براي علاقه مندان و پيگيران اخبار و تحولات سياسي- اجتماعي در ايران امروز، شناخته شده است. اما بعضي موارد، در گير و دار بحث هاي داغ انتخاباتي، به حاشيه مي رود و مغفول مي ماند، يا اثرگذاري آنها بر روند انتخابات، چنان که بايد و شايد، مورد توجه قرار نمي گيرد. به عنوان نمونه، به موارد زير دقيق شويد و رقابت انتخاباتي را در ايران، از اين منظر، مورد تامل قرار دهيد؛

گروه هاي شناخته شده فشار به حاضران در جلسه سخنراني سيدمحمد خاتمي، رئيس جمهور سابق ايران (که به نفع ميرحسين موسوي برگزار مي شد) حمله ور مي شوند و استفاده از برخي ادوات (مانند اسپري فلفل) يا تلاش براي برخورد با عکاسان، بخشي از اين رويداد است.

در اتفاقي مشابه، برخي سخنراني هاي مهدي کروبي با مانع و محدوديت مواجه مي شود و حاضران نيز فشارها و تهديدهايي را متحمل مي شوند.

طرفداران و حاميان و ستادهاي انتخاباتي دو نامزد اصلاح طلب، با تهديدها و مزاحمت ها و مانع تراشي هاي گاه و بيگاه در چالش اند.

همزمان، در سطحي ديگر، اتفاقاتي جالب در حال وقوع است؛ توزيع (اهدا) چک پول و سکه طلا توسط يکي از کانديداها، به بهانه هاي گوناگون.

وضعي را که به اجمال مورد اشاره قرار گرفت، علاوه کنيد به دغدغه هاي موجود در مورد شمارش آرا؛ بحثي که از ماه ها پيشتر در مورد انتخابات مطرح بوده، بيش از قبل تامل برانگيز شده است. بماند که در چنين اوضاعي، اخباري چون 10 برابر شدن تعداد صندوق هاي سيار اخذ راي، بر دغدغه هاي نامزدهاي اصلاح طلب، مي افزايد. اين مرور اجمالي، تصويري بسيار کلي از وضع رقابت انتخاباتي را در ايران امروز، به نمايش مي گذارد. تصويري که بي شک بايد به آن، مقوله «نظارت استصوابي» و از جمله، رد صلاحيت نامزدي چون اکبر اعلمي نماينده پيشين مجلس و جانباز جنگ تحميلي را افزود...

در چنين فضايي، چاره يي براي حاميان و علاقه مندان دو نامزد اصلاح طلب نيست، جز آنکه به نيروي انساني و انگيزه و ايمان و اراده خويش تکيه کنند، و در کنار اميد به «تغيير» و خواست عميق براي ممانعت از تداوم وضع ناگوار موجود، به جنگ چک پول ها و سکه ها روند. توجيه کردن مردمي که چک پولي يا سکه يي يا هديه و وام مختصري در اين چند ماه دريافت کرده اند، البته چندان آسان نيست؛ دست کم در مواردي دشوار است. اين خلق پرشمار تشنه عدالت، البته در موارد پرشماري، از «خورشيد» شنيده اند و گاه، به «شمع» راضي شده اند و تمکين کرده اند...

به ميزاني که افراد از وضع موجود، ناراضي اند و تداوم آن را به زيان خويش و خانواده و هموطنان خود ارزيابي مي کنند، مجبور و ملزم اند به حضوري فعال و پرانرژي و بدون فوت زمان. بلکه در اين رقابت خدشه خورده، با «رقيب» که تمام ابزارها (حتي بازي با اعداد و آمار و ارقام) را به کار گرفته است که «مستدام بماند»، به توفيقي گرانقدر نائل آمد و پيروز شد.

تجربه چهار سال گذشته، بايد به قدر لازم عبرت آموز شده باشد؛ شواهد در اين خصوص کم نيستند؛ مهم ترين آنها فعال شدن «تحريمي هاي 84» در انتخابات 88 است. کساني که چهار سال پيش، حاضر به حضور پاي صندوق ها نشدند و قهر با انتخابات و سر دادن شعارهاي راديکال را در پيش گرفتند، اينک به گونه يي تعجب برانگيز- و اغلب بدون آنکه نقدي را بر عملکرد پيشين خود مطرح کنند- فعال شده اند و مي کوشند مانع تداوم وضع موجود شوند. اينچنين، آناني که هنوز به مشارکت در انتخابات، به علل و دلايل گوناگون، به ديده ترديد مي نگرند، ضروري است هرچه سريع تر با وضع خود و آينده کشور خويش، تعيين تکليف کنند؛ که آيا گرديدن «در» حکومت گري بر همين «پاشنه»، منافع ملي را تامين مي کند يا موجب آسيب ها و زيان هاي ماندگار به کشور است. اين اتخاذ تصميم سريع، کمک خواهد کرد امواج گسترده تري از مشارکت در انتخابات، در برابر جريان مسلط در بلوک قدرت، سامان يابد و فعال و فراگير شود. اينچنين و از اين زاويه، هر «يک اراده انساني فعال شده»، «يک راي» محسوب نخواهد شد؛ بلکه انباني از انرژي و اراده تغيير وضع موجود خواهد شد که به ستيز با چک پول ها و سکه ها و کمک هاي غيرنقدي اهدايي يکي از کانديداها خواهد شتافت. آنان که ادامه مديريت کنوني را درخور نام ايران و ايرانيان نمي دانند، از اندک زمان باقيمانده تا انتخابات براي توجيه «جمعيت خاموش» و نيز حاميان مستضعف احمدي نژاد، سود خواهند جست. اخبار و شواهد، خيزشي اجتماعي را نويد مي دهد؛ خواست عمومي براي تغيير «وضع موجود» و برداشتن «گامي» به سوي «وضع مطلوب». بديهي است که نيل به وضع مطلوب، زمان بر و بيش از اينها، هزينه بر است. تنها آنهايي که «مهرورزي» دولت احمدي نژاد را باور کرده اند، اين روزها گامي فرا پيش نمي گذارند.

mortezakazemian@yahoo.com
بازتاب


روزنامه اعتماد در تاريخ يکشنبه 27 ارديبهشت ماه 88 يادداشتي تحت عنوان «ميرحسين براي اهالي تئاتر چه خواهد کرد» به قلم آقاي علي قلي پور درج کرده بود که در بند 4 آن اشاره يي داشت به کتاب «نمايشنامه نويسي «ايران»» نوشته اينجانب حسين فرخي.

لازم مي دانم جهت رفع شبهه و تصورات غلط نويسنده نکاتي چند را به اطلاع برسانم؛

- آقاي قلي پور مشخص نيست براساس چه دليل و مدرکي نوشته اند که بنده با جسارت توهين آميزي نام «عباس نعلبنديان» را در زمره نمايشنامه نويسان ايراني قرار نداده ام و سپس اشاره به کانديداتوري اينجانب در مجلس کرده اند که اساساً ربطي به موضوع مورد نظر ايشان ندارد.

- براي آگاهي وي به اطلاع مي رسانم؛ مجموعه نمايشنامه نويسي در ايران کتابي است که قرار است در پنج مجلد به چاپ برسد و طبيعي است که در جلد اول آن آثار تعداد معدودي از نمايشنامه نويسان ايراني درج شده است و قطعاً در جلدهاي بعدي به بررسي آثار تمامي نمايشنامه نويسان ايراني از ابتدا تاکنون پرداخته خواهد شد.

- به نظر مي رسد نويسنده محترم بدون اطلاع و عجولانه، نبودن اسم عباس نعلبنديان را به مسائل سياسي و يا چيزهاي ديگر ربط داده است، در حالي که آثار تعداد بي شماري از نمايشنامه نويسان ديگر در اين فهرست (جلد اول) نبوده و نيستند و طبيعي است که حجم کتاب يک جلدي ظرفيت درج تمامي آثار چند دهه نمايشنامه نويسي در ايران را نخواهد داشت.

- بهتر است آقاي قلي پور از شتاب زدگي و انگ چسباندن به ديگران پرهيز نموده و نظريات خود را مطرح کنند و معضل عدم توجه به نمايشنامه نويسان ديگر را که اتفاقاً حرف درستي هم هست و بنده هم با آن موافق هستم اين گونه مطرح نکند.

- واقعيت اين است که نويسنده يي چون نعلبنديان در سکوت و انزوا عمرش سپري شد و حيف که مورد توجه مسوولان و مديران قرار نگرفت. نه تنها نعلبنديان که بسياري از نمايشنامه نويسان اين ديار مورد بي مهري قرار گرفتند.

- در پايان تاکيد مي کنم نبودن اسم نعلبنديان در جلد اول کتاب مذکور هرگز نه دليل سياسي داشته است و نه دليل نامعلوم ديگري که آقاي قلي پور به آ ن اشاره داشته اند.

سوم خرداد 88 - حسين فرخي
کارشکني ها ادامه دارد
ابوالقاسم نادم



ديشب خسته و مانده از سفر استاني برگشتم و در جريان آخرين اخبار و اطلاعات فعاليت ها قرار گرفتم. خوشبختانه با وجود کارشکني ها و به رغم اينکه هنوز اسم بنده به طور رسمي به عنوان کانديدا اعلام نشده شور و استقبال مردم فراتر از تصور بوده است. بنا به توصيه هاي دوستان استان تهران را در اولويت سفرهاي انتخاباتي قرار داده و برنامه سفر به شهر ري و دهکده المپيک را تنظيم کرديم. سفر به شهر ري و زيارت مرقد مطهر شاه عبدالعظيم باعث شد روحيه افراد همراه تا حد زيادي تقويت شود. مشاهده خيل عظيم جمعيت از زن و مرد و پير و جوان باعث شد دوستان با اعتماد به نفس و دلگرمي بيشتري به فعاليت هاي انتخاباتي خود ادامه دهند. در گام بعدي بنا به دعوت حزب جوانان زير آفتاب، به دهکده المپيک رفتيم. اين بار هم اراده ملت در استقبال مردي از جنس خودشان ستودني بود. در طول مسير تعداد زيادي از هواداران را ديديم که سوت کشان و کف زنان به سمت محل سخنراني در حرکت بودند. مردم مشتاق در يک حرکت خودجوش پرچم هاي رنگي را در دست گرفته بودند و با وجود اينکه من براي آنها اتوبوس و ميني بوس تهيه نکرده بودم، به سمت محل سخنراني من در حرکت بودند. اما دريغ و افسوس که احساسات مردم هميشه به بازي گرفته مي شود. متاسفانه بر اثر کارشکني برخي عوامل معلوم الحال جمعيت مشتاق که تعداد آنها به گواه دوربين هاي تلويزيوني بيش از 90 هزار نفر برآورد مي شد در بين راه به سمت استاديوم آزادي تغيير مسير دادند. بعدها شنيدم دست هاي پنهان براي اينکه مردم علاقه مند را از سخنراني بنده به سمت استاديوم آزادي بکشانند درست در همان روز يک تيم فوتبال خارجي را به ايران دعوت کرده و براي آنها برنامه بازي با تيم پرسپوليس را تدارک ديده اند. در حالي که همه مي دانستند ليگ برتر و حذفي تمام شده و ديگر بازي هاي بعدي باعث بالاتر رفتن پرسپوليس در جدول نمي شود. حالا هر چقدر هم که بروند از خارج تيم بياورند تا آنها را ببرند و امتياز بگيرند تاثيري ندارد،

همچنين مهرشاد اعلام کرد در پاسخ به تماس ها، نامه ها و مراجعات مکرر هواداران مبني بر انتخاب نماد و سمبل، شوراي عالي مرکزي تبليغات ستاد «جوراب» را به عنوان نماد و سمبل طرفداري از بنده اعلام کرده اند و به ستادهاي شهرستان ها نيز اعلام شده کليه طرفداران براي اعلام علني جهت گيري انتخاباتي خود حتماً بايد جوراب پوشيده باشند. گزارش هاي اوليه حاکي است ميليون ها تن از مردم ايران در اقصي نقاط کشور بدون آنکه وعده بگيرند، سيب زميني رايگان دريافت کنند يا اينکه از تريبون هاي رسمي صدا و سيما براي استقبال از اين طرح تهييج شوند در روز اول جوراب پوشيده و حمايت علني خود را از من اعلام کرده اند.

در آينده يي نزديک گزارشي تصويري از استقبال باشکوه مردم علاقه مند در جريان سفرهايم را به اطلاع ملت عزيز خواهم رساند.
عناوين اين صفحه
جنگ با چک پول ها و سکه ها
بازتاب
کارشکني ها ادامه دارد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام