مرتضي کاظميان
انتخابات و رقابت انتخاباتي در ايران، واجد ويژگي هاي گاه منحصر به فردي است. بسياري از اين ويژگي ها و شرايط، براي علاقه مندان و پيگيران اخبار و تحولات سياسي- اجتماعي در ايران امروز، شناخته شده است. اما بعضي موارد، در گير و دار بحث هاي داغ انتخاباتي، به حاشيه مي رود و مغفول مي ماند، يا اثرگذاري آنها بر روند انتخابات، چنان که بايد و شايد، مورد توجه قرار نمي گيرد. به عنوان نمونه، به موارد زير دقيق شويد و رقابت انتخاباتي را در ايران، از اين منظر، مورد تامل قرار دهيد؛
گروه هاي شناخته شده فشار به حاضران در جلسه سخنراني سيدمحمد خاتمي، رئيس جمهور سابق ايران (که به نفع ميرحسين موسوي برگزار مي شد) حمله ور مي شوند و استفاده از برخي ادوات (مانند اسپري فلفل) يا تلاش براي برخورد با عکاسان، بخشي از اين رويداد است.
در اتفاقي مشابه، برخي سخنراني هاي مهدي کروبي با مانع و محدوديت مواجه مي شود و حاضران نيز فشارها و تهديدهايي را متحمل مي شوند.
طرفداران و حاميان و ستادهاي انتخاباتي دو نامزد اصلاح طلب، با تهديدها و مزاحمت ها و مانع تراشي هاي گاه و بيگاه در چالش اند.
همزمان، در سطحي ديگر، اتفاقاتي جالب در حال وقوع است؛ توزيع (اهدا) چک پول و سکه طلا توسط يکي از کانديداها، به بهانه هاي گوناگون.
وضعي را که به اجمال مورد اشاره قرار گرفت، علاوه کنيد به دغدغه هاي موجود در مورد شمارش آرا؛ بحثي که از ماه ها پيشتر در مورد انتخابات مطرح بوده، بيش از قبل تامل برانگيز شده است. بماند که در چنين اوضاعي، اخباري چون 10 برابر شدن تعداد صندوق هاي سيار اخذ راي، بر دغدغه هاي نامزدهاي اصلاح طلب، مي افزايد. اين مرور اجمالي، تصويري بسيار کلي از وضع رقابت انتخاباتي را در ايران امروز، به نمايش مي گذارد. تصويري که بي شک بايد به آن، مقوله «نظارت استصوابي» و از جمله، رد صلاحيت نامزدي چون اکبر اعلمي نماينده پيشين مجلس و جانباز جنگ تحميلي را افزود...
در چنين فضايي، چاره يي براي حاميان و علاقه مندان دو نامزد اصلاح طلب نيست، جز آنکه به نيروي انساني و انگيزه و ايمان و اراده خويش تکيه کنند، و در کنار اميد به «تغيير» و خواست عميق براي ممانعت از تداوم وضع ناگوار موجود، به جنگ چک پول ها و سکه ها روند. توجيه کردن مردمي که چک پولي يا سکه يي يا هديه و وام مختصري در اين چند ماه دريافت کرده اند، البته چندان آسان نيست؛ دست کم در مواردي دشوار است. اين خلق پرشمار تشنه عدالت، البته در موارد پرشماري، از «خورشيد» شنيده اند و گاه، به «شمع» راضي شده اند و تمکين کرده اند...
به ميزاني که افراد از وضع موجود، ناراضي اند و تداوم آن را به زيان خويش و خانواده و هموطنان خود ارزيابي مي کنند، مجبور و ملزم اند به حضوري فعال و پرانرژي و بدون فوت زمان. بلکه در اين رقابت خدشه خورده، با «رقيب» که تمام ابزارها (حتي بازي با اعداد و آمار و ارقام) را به کار گرفته است که «مستدام بماند»، به توفيقي گرانقدر نائل آمد و پيروز شد.
تجربه چهار سال گذشته، بايد به قدر لازم عبرت آموز شده باشد؛ شواهد در اين خصوص کم نيستند؛ مهم ترين آنها فعال شدن «تحريمي هاي 84» در انتخابات 88 است. کساني که چهار سال پيش، حاضر به حضور پاي صندوق ها نشدند و قهر با انتخابات و سر دادن شعارهاي راديکال را در پيش گرفتند، اينک به گونه يي تعجب برانگيز- و اغلب بدون آنکه نقدي را بر عملکرد پيشين خود مطرح کنند- فعال شده اند و مي کوشند مانع تداوم وضع موجود شوند. اينچنين، آناني که هنوز به مشارکت در انتخابات، به علل و دلايل گوناگون، به ديده ترديد مي نگرند، ضروري است هرچه سريع تر با وضع خود و آينده کشور خويش، تعيين تکليف کنند؛ که آيا گرديدن «در» حکومت گري بر همين «پاشنه»، منافع ملي را تامين مي کند يا موجب آسيب ها و زيان هاي ماندگار به کشور است. اين اتخاذ تصميم سريع، کمک خواهد کرد امواج گسترده تري از مشارکت در انتخابات، در برابر جريان مسلط در بلوک قدرت، سامان يابد و فعال و فراگير شود. اينچنين و از اين زاويه، هر «يک اراده انساني فعال شده»، «يک راي» محسوب نخواهد شد؛ بلکه انباني از انرژي و اراده تغيير وضع موجود خواهد شد که به ستيز با چک پول ها و سکه ها و کمک هاي غيرنقدي اهدايي يکي از کانديداها خواهد شتافت. آنان که ادامه مديريت کنوني را درخور نام ايران و ايرانيان نمي دانند، از اندک زمان باقيمانده تا انتخابات براي توجيه «جمعيت خاموش» و نيز حاميان مستضعف احمدي نژاد، سود خواهند جست. اخبار و شواهد، خيزشي اجتماعي را نويد مي دهد؛ خواست عمومي براي تغيير «وضع موجود» و برداشتن «گامي» به سوي «وضع مطلوب». بديهي است که نيل به وضع مطلوب، زمان بر و بيش از اينها، هزينه بر است. تنها آنهايي که «مهرورزي» دولت احمدي نژاد را باور کرده اند، اين روزها گامي فرا پيش نمي گذارند.
mortezakazemian@yahoo.com