معصومه ستوده
اصولگرايان منتقد در ميدان سلماس گرد هم آمدند تا همايشي انتخاباتي به دور از هرگونه «محافظه کاري» برگزار کنند. روز گذشته اصولگرايان منتقد ديگر استراتژي با چشم گريان راي دادن به احمدي نژاد را مطرح نکردند بلکه آنها حمايت از ميرحسين موسوي را به عنوان استراتژي واحد در برابر بي اخلاقي هاي دولت نهم در پيش گرفتند تا در انتخابات آينده ناچار نشوند به احمدي نژاد راي بدهند. بر اين اساس اصولگرايان منتقد روز گذشته به صورت رسمي انشعاب از اصولگرايي را رقم زدند اما اين پايان راه نبود چرا که سيدرضا اکرمي عضو جامعه روحانيت مبارز و علي دوراني دبير آبادگران جهادي به همراه عباس آخوندي گرد هم آمدند تا نشان بدهند هيچ مرجعي براي اصولگرايي وجود ندارد و اين نکته يي بود که عباس آخوندي نيز به آن اشاره کرد و گفت؛ ما اصولگرايان مرجعي نداريم؛ جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين سکوت کرده اند و جامعه اسلامي دانشگاهيان هم اعلام حمايت نکردند. تعداد زيادي از نمايندگان شاخص اصولگراي مجلس هم اعلام حمايت نکردند. اين چه بحثي است که شما آن را مطرح مي کنيد و از گروه هاي مرجع صحبت مي کنيد؟اما اين پاسخ آخوندي خبرنگاري را که در مورد گروه هاي مرجع سوال کرده بود قانع نکرد به گونه يي که وي باز پرسيد؛ آقاي مهدوي کني گفته است از آقاي احمدي نژاد حمايت مي کند که البته آخوندي در برابر اين موضع گيري خبرنگار مذکور اظهار داشت؛ ايشان عضو جامعه روحانيت هستند. آيا جامعه روحانيت از کسي دفاع کرد؟ اکثريت اگر تصميمي بگيرد بيانيه مي دهد، بيانيه يي نداد. جامعه مدرسين نيز بيانيه يي نداد. نبايد از خودتان فرضيه درست کنيد. اظهارنظر يک شخص از جانب تشکل شان نبايد در نظر گرفته شود. در همين حال پس از اصرار خبرنگار سوال کننده بر سخن خود آخوندي با اشاره به سابقه کاري خود افزود؛ ما را محاکمه نکنيد، ما در اين کشور 30 سال سابقه کار اجرايي داريم. در جنگ حضور داشته ايم، از اين اتهامات هراسي نداريم. اگر چند شخصيت بارز را مثال مي زنيد ده ها برابر شخصيت هايي هستند که خلاف اين مي گويند. آقاي احمدي نژاد هيچ گاه نماينده جريان اصولگرا نبود، حتي همان زماني که نامزد انتخابات شد. اما به نظر مي رسيد اين پاسخ باز هم نتوانست خبرنگار مورد نظر را توجيه کند چنان که وي به ارتباط ميرحسين با نهضت آزادي اشاره کرد و گفت؛ آقاي موسوي گفتند من با نهضت آزادي از ابتدا اختلاف سليقه و نظر داشته ام اما آنها به عنوان يک شهروند در اين کشور دارند زندگي مي کنند. کلي افراد با مذاهب مختلف در اين کشور حضور دارند، مگر زمان امام(ره) نهضت آزادي در اين کشور زندگي نمي کردند، آيا از کشور فرار کردند؟ اکرمي در ادامه افزود؛ ما اعضاي نهضت آزادي را به عنوان يک شهروند قبول داريم، گرچه از نظر مباني با هم اختلاف بسيار داريم.
جامعتين نظري ندارد
به هر حال موضع گيري جداگانه بعضي از اعضاي جامعه روحانيت مبارز موجب شد اين تشتت تشکيلاتي محور سوال قرار گيرد، چنان که خبرنگار اعتماد پرسيد؛ شما عضو جامعه روحانيت هستيد، چند تن ديگر از اعضاي جامعه روحانيت مبارز از حاميان موسوي هستند که ترجيح مي دهند آن را علني نکنند که البته اکرمي در پاسخ به اين سوال گفت؛ در اساسنامه جامعه روحانيت مبارز براي مصوبات دوسوم آرا را لازم داريم، اما در بحث در مورد آقاي احمدي نژاد، ايشان دوسوم آرا را نياورد؛ بنابراين اعلام شد جامعه روحانيت مبارز در انتخابات نسبت به فرد نظري ندارد. اما همانجا آقاي مهدوي کني فرمودند اگر کسي از من خصوصي سوال کند مي گويم آقاي احمدي نژاد. پس نظر جامعه بي نظري بود و نظر افراد از قبيل من يا آقاي روحاني و... کاملاً مشخص است که نظر ديگري بوده است. همين اتفاق در جامعه مدرسين هم رخ داد و از نظر حد نصاب به آقاي احمدي نژاد راي نداد اما از نظر اکثريت حاضران آقاي يزدي اعلام کرد ايشان راي آورده است، پس مي توانيم بگوييم هم جامعه مدرسين و هم جامعه روحانيت مبارز از نظر جامعتين به بي نظري رسيدند اما از نظر شخصي آزاد هستند که نظر خود را اعلام کنند. اما سوال بعدي اعتماد معطوف به اظهارنظر برخي اصولگرايان مبني بر مي گوييم احمدي نژاد، مي نويسيم موسوي بود که دوراني در پاسخ تصريح کرد؛ ما نگفته ايم مي نويسيم موسوي اما مي گوييم احمدي نژاد، اين با رفتار انتخاباتي در تناقض است. صحبت من اين است که بسياري از اصولگرايان در پيگيري هاي مختلف و رايزني هايي که داشته ام و مايل نيستند اسم آنها را بگويم حتي تشکل هايي که اعلام صريح کردند که از آقاي احمدي نژاد حمايت مي کنند، گفته اند به دليل بعضي از معذوريت ها شايد بگوييم آقاي احمدي نژاد اما تصميم شخصي و فردي مان آقاي موسوي است و اين را در برگه راي خواهيم نوشت.
وي افزود؛ از نظر ما اين پذيرفته نبود و من به آنها گفتم با توجه به اينکه جزء نخبگان سياسي و اجتماعي هستيد وظيفه يي فراتر از رفتار شخصي تان داريد. ما وظيفه تاريخي و اخلاقي در مقابل مردم داريم که بايد به عنوان مرجع مورد توجه قرار دهيم. بعضاً کاملاً مشهود است که اعلام حمايت شان اعلام حمايتي از سر ناچاري است و دير اعلام کردن شان نيز محل سوال بود. از نظر ما اعلام حمايت آنها اعلام حمايت ضعيفي بوده است و بعضاً نيز مشهود است، همان طور که آقاي زاکاني آرزويش اين است که آقاي احمدي نژاد با آقاي مشايي کار نکند، چندين بار هم آن را گفته است اما اين گونه نمي شود. آقاي احمدي نژاد زمان ثبت نام در انتخابات آقاي مشايي را نيز همراه خود مي برد و آقاي مشايي جزيي از پيکره آقاي احمدي نژاد در مباحث فکري و اجرايي است و آنها بعداً به اين اشتباه خواهند رسيد، نه اينکه ما توقع داشته باشيم حتماً از آقاي موسوي حمايت کنند اما مي توانستند به سکوت بگذرانند. دبير آبادگران جهادي تصريح کرد؛ رفتار انتخاباتي آقاي لاريجاني و قاليباف و آقاي ولايتي و پورمحمدي و موضع آنها و سکوت مراجع اصلي سياسي مثل جامعه روحانيت و مدرسين به معناي عدم حمايت از آقاي احمدي نژاد است اما اينکه در زمان راي بخواهند چه رايي داشته باشند، بحث ديگري است.
برچسب نزنيد
به نظر مي رسد حمايت بخشي از اصولگرايان که عادت داشتند بدون هيچ شرطي از احمدي نژاد حمايت کنند، از ميرحسين تعجب آور بود، چنان که خبرنگاري سوال کرد شما چه نوع گروه اصولگرايي هستيد که با گروه هاي مرجع اصولگرا اختلاف نظر داريد که البته اکرمي در پاسخ گفت؛ مرحوم شهيد مظلوم آيت الله بهشتي عبارتي داشتند که فرموده اند جاذبه به حد کمال و دافعه به حد نياز. مدير جامعه بايد بکوشد آنچنان در خود جاذبه ايجاد کند که افراد مجذوب او شوند و به سمت او بيايند و دافعه اش بايد فقط به حد نياز باشد، در حد خطوط قرمز. نکته ديگر نيز اين است که گاهي به عنوان نماينده من سراغ افراد مي روم و در موارد ديگر به عنوان شهروند او سراغ من مي آيد و مي گويد به دليل شناختي که از شما دارم سه دوره شما را انتخاب مي کنم. نبايد اين را بلافاصله به فرد برچسب بزنيم. برادران و خواهران، کشور از اين اتهام زني ها و برچسب زدن ها خسته شده است، مي گويد من کسي را مي خواهم که وقتي مسووليتي مي يابد، خدمت کند و مشکلات روزمره مرا برطرف کند. مردم از هر مسوولي خدمت مي خواهند، اينکه بگوييم چرا فلاني سابقه اش اين گونه است، چرا سراغ فلاني رفته است، نبايد او را به عنوان شهروند قبول کنيم، درست نيست هر کسي که چهار اصل اسلام ناب محمدي، انقلاب اسلامي، امام راحل و مقام معظم رهبري را قبول دارد بايد پذيرفت که خدمتگزار او باشيم. اما افراد حاضر در نشست مهم ترين دليل حمايت از ميرحسين موسوي را عملکرد چهارساله دولت احمدي نژاد عنوان کردند. رئيس ستاد اصولگرايان حامي موسوي در تکميل دلايل حمايت از ميرحسين گفت؛ در حال حاضر با توجه به عملکرد آقاي احمدي نژاد و شناختي که ما از آقاي موسوي داريم تشخيص ما اين است که آقاي موسوي از آقاي احمدي نژاد اصولگراتر است و شاخصه هاي اصولگرايي را در عمل و رفتار بنا به سابقه و مواضع خود قوي تر پيگيري خواهد کرد. در مورد مجلس نيز رفتاري که مجلس هشتم با آقاي احمدي نژاد داشت و بالعکس نشان دهنده اين است که اتفاقاً مشکل اساسي با عملکرد و رفتار اجرايي ايشان دارد. در مباحث مختلفي مثل قضيه آقاي کردان از همان ابتدا وزرايي که قرار بود معرفي شوند جامعه اصولگرايي اين نگراني را داشت. وي در ادامه افزود؛ آقاي احمدي نژاد خود قبول ندارد که نماينده جامعه اصولگرايي است و به عنوان فرد مستقل وارد انتخابات شده است و توجه و اعلام کمکي هم به گروه هاي اصولگرايي که از ايشان حمايت کردند، ندارد. برداشت ما اين است که حمايت آنها حمايتي از سر اعتقاد کامل نبود و خوب بود به دور از گرايش هاي جناحي وارد تصميم گيري بزرگ تري مي شدند. اميدواريم تصميمي که مردم مي گيرند تصميم بزرگي باشد و بتوانند چالش ها را به نتيجه برسانند. حتماً آقاي موسوي در تعامل با مجلس از آقاي احمدي نژاد موفق تر خواهد بود چراکه به قانون احترام مي گذارد. وي همچنين در مورد فعاليت ستاد اصولگرايان حامي موسوي در استان ها اظهار داشت؛ با وجود اينکه خيلي دير شروع کرديم ولي در حال حاضر قريب به اتفاق استان ها يعني نزديک به هر 30 استان در سطوح مختلف ستادهاي انتخاباتي شان راه اندازي شده است. نکته مهم، استقبال چشمگيري است که در استان ها از طرف نخبگان و نيروهاي اصولگرا از اين ستاد ها مي شود، آنها خوشحالند با تشکيل اين ستادها مامني ايجاد شده است که بتوانند حمايت خود را به اسم اصولگرايي از آقاي موسوي اعلام کنند و اين نکته حائز اهميتي است و جزء دلايل راه اندازي ستاد ما بوده است. علاقه مندان به آقاي موسوي اين تمايل را داشتند به اسم اصولگرايي از ايشان حمايت کنند و هيچ دليلي نداشت بگوييم کساني که از آقاي احمدي نژاد حمايت مي کنند، اصولگرا هستند و کسان ديگري که کانديداي ديگري برمي گزينند، اين گونه تعريف نشوند. اگر اين گونه باشد، در مورد آقاي رضايي نيز بايد چنين بحثي را مطرح کنيم.
سهم خواهي نکرديم
اما بحث کارآمدي دولت آينده موجب شد سوالاتي در مورد کابينه آينده ميرحسين موسوي مطرح شود که البته عباس آخوندي وزير مسکن دولت هاشمي در پاسخ به کابينه احتمالي ميرحسين موسوي گفت؛ بسيار زود است که در مورد کابينه بحثي مطرح شود، حداقل ورود ما به اين حوزه به هيچ وجه از حوزه سهم خواهي نبوده است، اما به اين نکته توجه داريم آقاي موسوي گفته است بر اساس شايسته سالاري و اجماع نخبگان عمل و با کساني که به اين کشور خدمت کرده اند، همکاري مي کند. ما نگران کابينه تندرو و يک طرفه نيستيم و نخواهيم بود؛ هرچند به عنوان يک جناح اصولگرا مي توانيم اين خواسته را از آقاي موسوي داشته باشيم که به اين تعهد خود تا آخر پايبند باشند و فراجناحي عمل کنند. هرچند آخوندي مساله کارآمدي را مهم ترين پارامتر عنوان و آن را مهم ترين دغدغه کابينه موسوي قلمداد کرد اما اظهار داشت؛ اصلي ترين مساله يي که مطرح است، بحث کارآمدي است. نهايتاً دولتي که سر کار مي آيد بايد کارآمدي داشته باشد؛ چه در حوزه سياستگذاري فرهنگي و چه سياستگذاري اجتماعي و بين الملل و اقتصاد. واقعيت اين است که در چهار سال گذشته مساله کارآمدي واقعاً مساله يي بنيادين بوده است. در هر صورت مي بينيد ما بيشترين ناهنجاري هاي اجتماعي را داريم. حجم تضادها، نگراني ها و عدم ثبات در مديريت قابل مقايسه با دوره هاي گذشته نيست. نسبت به آمار، ارقام و اطلاعات همواره ترديد وجود دارد، اين بسيار موجب نگراني است. فارغ از اعداد و ارقام ما بيشترين درآمد ارزي را در چهار گذشته داشتيم و انتظار بر اين بود که اقتصاد بهتري داشته باشيم.
وي در ادامه افزود؛ در اردوگاه آقاي موسوي تمام بحث ها بر سر اين است که چگونه مي توانيم بار ديگر اجماع را ميان نخبگان ايجاد کنيم و مجدداً شايسته سالاري را برگردانيم و نهادهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي کشور را مجدداً پايه گذاري کنيم. واقعيت اين است که با توجه به تکنولوژي هاي ارتباطاتي، شهروندان ايراني تبديل به شهروند جهاني شده اند؛ از دولت آينده تقاضا دارند بتوانند در طراز شهروند جهاني زندگي کنند. حق دسترسي به اطلاعات داشته باشند، آزادي و اقتصاد خوبي داشته باشند و با آگاهي زندگي کنند، به ايراني بودن و مسلمان بودنش افتخار کند. ما نمي توانيم فضاي بسته يي را ايجاد کنيم و بگوييم محکوم به زندگي در اين فضا هستيم.
انتقاد به عملکرد احمدي نژاد
همزمان با حمايت اصولگرايان منتقد از ميرحسين موسوي اصولگرايان حامي ميرحسين موسوي مهم ترين دليل حمايت خود را عملکرد احمدي نژاد عنوان کردند، به گونه يي که سيدرضا اکرمي عملکرد نامناسب احمدي نژاد را عامل ريزش آرا قلمداد کرد و گفت؛ اينکه ما به جاي اينکه کار و خدمت کنيم، فرافکني کنيم، مشکل مردم را حل نمي کند و فقط دافعه و اوقات تلخي ايجاد مي کند. وي همچنين با اشاره به اظهارات داودي معاون اول رئيس جمهور اظهار داشت؛ معاون اول ايشان دو اقرار کرده است؛ مي گويد علم به اين پيچيدگي نمي تواند سه چهارساله اينقدر پيشرفت کند يعني اين رشته سر دراز دارد که نمونه روشن آن همين غني سازي اورانيوم است. ماجراي غني سازي اورانيوم و انرژي اتمي از زمان آقاي مهندس موسوي کليدش زده شده و به اينجا رسيده است. اگر آقاي احمدي نژاد در آستان مقدس رضوي يک جمله مي فرمودند که من از خدمات همه گذشتگان نسبت به اين امور تشکر مي کنم، انصاف بدهيم آيا با اخلاق و علم و تجربه مناسب تر و موافق تر نبود؟ اعتراف ديگر اينکه اعلام کرده اند پيشرفت هاي کنوني کشور مربوط به همه دولت هاي گذشته است. خوب از اول بايد اين گونه شروع مي کردند؛ اگر اين گونه کار مي کردند، اين مسائل پيش نمي آمد. تجربه سه انتخابات گذشته اين بود که هر کسي دور اول بوده است، دور دوم نيز او اصل بوده است و بقيه به عنوان يک رقيب رقابت دوستانه مي کردند اما الان چرا در مقابل هم قرار گرفته اند؟ بي ترديد يک عامل جدي اين مساله اخلاق است. من طلبه هستم و اين گونه صحبت مي کنم.
رئيس شوراي سياستگذاري اصولگرايان حامي موسوي افزود؛ آقاي احمدي نژاد در اين چهار سال خدمات زيادي انجام دادند، از صبح تا شب دويده اند اما رفتار ايشان با دوستان شان و کساني که خود يک رکن بودند، مناسب نبود. ببينيد با آقاي دانش جعفري، پورمحمدي، ذوالقدر، فرهاد رهبر و لاريجاني چه جور برخورد شد. اخلاق و محبت را چاشني بکنيد. از همه افرادي که دل در گرو انقلاب و اسلام دارند، بايد استفاده کرد. ما اين مزايا را براي آقاي ميرحسين مي بينيم و دعا و پيگيري مي کنيم ايشان از هر نيروي کارآمدي استفاده کنند تا به مردم خدمت کنند. البته انتقاد به دولت احمدي نژاد منحصر به سيدرضا اکرمي نبود، گو اينکه عباس آخوندي نيز عملکرد دولت نهم را در بوته نقد قرار داد و گفت؛ اتفاق مهمي در جامعه سياسي در حال رخ دادن است؛ حتي جريان اصولگرايي رو به بازسازي مجددي خواهد رفت و فارغ از بحث مفهومي- که مفهوم اصولگرايي مفهوم بسيار وسيع و گسترده يي است و بسياري در آن قرار مي گيرند- اگر از نظر تشکيلاتي نگاه کنيم، اين اتفاق لامحال است. حتي اين مجلس که به عنوان مجلس اصولگرايي مطرح مي شود، کمترين تعامل را و بيشترين مشکل را با رئيس جمهور داشته است. معلوم است اين رويه قابل تداوم نيست. همه کساني که به نام اصولگرايي مصاحبه مي کنند، همه در کنار مصاحبه هايشان يک امايي دارند که ما قبول داريم ميرحسين موسوي هم اصولگرا است؛ از آقاي باهنر گرفته تا کاتوزيان و حتي آقاي بادامچيان. وي افزود؛ اين نشان مي دهد جريان تشکيلاتي اصولگرايي در بحران است به دليل اينکه اصولگراياني وجود دارند که به اصول پايبند نيستند؛ اصول اين است که آدم صادق باشد و خلاف واقع نگويد، به قانون پايبند و به برنامه ها وفادار باشد. هيچ کدام از اينها در حال عمل نيست. تعجب نکنيد اگر انشعابات بسيار زيادي در بخش تشکيلات اصولگرايي رخ دهد. اين تازه آغاز راه است و در آينده نيز اين انشعابات به صورت بسيار گسترده تري خواهد بود.البته آخوندي در پاسخ به اعتراض يکي از خبرنگاران که چرا عملکرد دولت چهارساله احمدي نژاد را مورد تمجيد قرار نمي دهيد، اظهار داشت؛ اين آشفتگي که در مديريت به وجود آمده است، اصلاً قابل دفاع نيست؛ اگر قابل دفاع بود، يقين بدانيد کساني که به عنوان اصولگرا فعاليت مي کردند و تمايل داشتند به نحوي اين چهار سال نيز ادامه پيدا کند، مي ايستادند و ادامه مي دادند. به هر حال نشست اصولگرايان حامي ميرحسين موسوي در حالي به کار خود پايان داد که هنوز معلوم نيست چند تن از اصولگرايان به صف حاميان ميرحسين موسوي خواهند پيوست، چرا که در روز 22 خرداد مشخص خواهد شد چقدر از صف حاميان اصولگراي احمدي نژاد جدا شده اند و به صف منتقدان وي پيوسته اند.