
محمد رضوي يزدي ہ
از سياسيون و اقتصادداناني که در ستادهاي مختلف کانديداها حضور يافته اند و از آنها حمايت مي کنند نبايد انتظار داشت که تمام تفکرات شان با يکديگر يکسان باشد. روشن است تفاوت هاي فراواني در تفکر و عقيده آنها وجود دارد. به اين ترتيب بايد گفت نه تنها در بين کانديداهاي اصلاح طلب و اصولگرا تفاوت هايي در عقيده و منش و گفتار وجود دارد بلکه در بين کانديداهاي اصلاح طلبان نيز اين موضوع در مسائل روبنايي به چشم مي خورد، کمااينکه بين مهندس موسوي و آقاي کروبي تفاوت هايي در منش سياسي و گفتمان اقتصادي و اجتماعي ديده مي شود. اما بايد توجه داشت در زيربناي فکري و عقيدتي مشترکات زيادي دارند که موجب شده است در يک اردوگاه و جناح قرار بگيرند. اما در اردوگاه مقابل نه تنها تفاوت بلکه تباين وجود دارد و اين تباين نشانگر اين است که اعتراض و نگراني زيادي درباره نحوه مديريت کشور به وجود آمده است و شاهديم که گروهي از اقتصاددانان در جبهه آقاي کروبي و گروهي به کمپ ميرحسين موسوي پيوسته اند. علت آن نيز نه تباين و نه تضاد، بلکه تفاوت در روش هاي اجرايي است که هر يک از کارشناسان اقتصادي نظري دارند مبني بر اينکه با آن نامزد بهتر مي توانند برنامه هاي خود را عملي کنند و اين امر هم به خصوصيات متفاوت کروبي و منش ميرحسين موسوي در اجراي سياست هاي اقتصادي بازمي گردد. نبايد فراموش کرد که هر يک از کانديداهاي اصلاح طلب اگر به موفقيت دست يابند، حاميان کانديداي ديگر نيز به او مي پيوندند. به اين ترتيب بايد تصريح کرد جدايي حوزه هاي انتخاباتي امروز به معناي جدايي عملکرد فردا نيست. بايد اذعان کرد کارشناسان اقتصادي با برنامه هاي اقتصادي دولت نهم تباين و تضاد فراواني دارند. دولت نهم برنامه هاي کارشناسي و علمي را کنار گذاشته و انتقادات کارشناسان را نيز برنمي تابد.
از سوي ديگر نبايد آرمان هاي اصلي و اساسي را که همان آرمان انقلاب است ناديده گرفت و تمام توجه را به مسائل جنبي و فرعي معطوف کرد. نبايد فراموش کرد که اقتصاد زماني باارزش است که در خدمت آرمان هاي نظام و انقلاب باشد در غير اين صورت مضر و ناکارآمد خواهد بود. علت عدم اقبال کارشناسان از برنامه هاي اقتصادي دولت نهم اين است که رئيس دولت نهم با حذف همه کارشناسان رويه يي اقتصادي را در پيش گرفته است که هيچ گونه پايه و اساس علمي ندارد.
واقعيت اين است که شعارها و سياست هاي توده گرايانه آقاي احمدي نژاد چهار سال پيش باعث گرايش متن جامعه به شعارهاي ايشان شد و هرچه کارشناسان اعلام کردند اين سياست ها پايه و اساس علمي ندارد، متن جامعه متوجه اين امر نشد. پخش سهام و توزيع پول بدون ارائه کار و توليد و به صورت مجاني باعث تحول ادبيات اقتصادي جامعه شده و ممکن است گروهي از مردم به اين رويه عادت کرده و مسکن هاي آني را درمان مشکلات خود بدانند.
بنده که به همراه آقاي خاتمي در سفر به فارس، بوشهر و کهکيلويه حاضر بودم به طور عيني مشاهده کردم مردم به خصوص در ياسوج فرياد مي زدند ما سهام عدالت و سيب زميني نمي خواهيم بلکه انديشه و تفکر مي خواهيم.
در شرايط کنوني کانديداها ديگر نمي توانند به مردم وعده توزيع پول و نقدينگي در جامعه بدهند. بايد توجه کرد که دو رويکرد پيش روي مردم وجود دارد؛ يکي اينکه تلاش نکنند اما سيب زميني مجاني دريافت کنند که در مقطع کنوني اين سياست در پيش گرفته شده است و نوع دوم اينکه مردم تلاش کنند و براساس کار و تلاش شان به مزد خودشان برسند و سيب زميني خريداري شده سر سفره داشته باشند. قطعاً مردم شرافتمند ما نوع دوم را مي پسندند. کانديداهاي کنوني نيز که از شرايط موجود به شدت ناراضي اند براساس سياست نوع دوم شعار مي دهند که نه در آن سيب زميني مجاني به کسي داده مي شود و نه گراني و تورم رواج مي يابد.
لازم به يادآوري است که در شرايط حاضر عرصه اقتصادي کشور دچار نوسان و بي برنامگي شده و از ثبات لازم برخوردار نيست.
رکود حاکم بر اقتصاد کشور و تعطيلي کارخانجات و توليدي ها و واردات بي رويه پايه هاي اقتصاد کشور را با مشکل مواجه کرده است. علاوه بر آن عزت ايراني و اسلامي ما دچار خدشه شده و چهره ايران در دنيا مخدوش شده است. بنابراين کانديداها علاوه بر حاکم کردن ثبات اقتصادي بايد به ترميم چهره بين المللي ايران نيز بپردازند.
ايران به عنوان يکي از صادرکنندگان بزرگ نفت به جاي تبديل نفت به سرمايه و استفاده از سرمايه براي توليد چنان به نفت وابسته شده که يک اقتصاد تک قطبي ايجاد کرده است.
واردات مواد غذايي و محصولات کشاورزي و حتي ميوه از کشورهاي مختلف به تعطيلي و نابودي مزارع کشاورزي و باغ هاي کشور انجاميده است.
از اقداماتي که نامزدهاي اصلاح طلب بايد انجام دهند، تاکيد هرچه بيشتر بر عزت و کرامت مردم ايران است و آگاه سازي مردم از اينکه عزت شان را در دنيا از دست داده اند و اين نکته براي مردم اهميت فراواني دارد.
از جمله اين بي حرمتي ها و برخوردهاي توهين آميز از سوي کشورهاي مختلف با ايرانيان و حتي پليس عربستان با زائران ايراني در فرودگاه جده است تا جايي که با پيرزن ها و پيرمردهاي ايراني نيز مانند تروريست رفتار مي شود.
کشور ايران بايد به عزتي بازگردد که وقتي آيت الله جوادي آملي به همراه خانم مرضيه دباغ به شوروي و ديدار گورباچف رفتند، بسيار مورد تعظيم و تکريم قرار گرفتند يا زماني که آقاي خاتمي به فرانسه سفر کردند، ژاک شيراک از پله هاي کاخ اليزه پايين آمد و در اتومبيل را براي رئيس جمهور کشورمان باز کرد.
واقعيت اين است که امروز در دنيا موقعيت مطلوبي نداريم. در دوره دولت نهم رئيس جمهور حتي به يک کشور اروپايي سفر نکرد؛ به جز شرکت در کنفرانس ژنو که در آن روساي جمهور حضور نيافته بودند.
به تعبير بنده، علاوه بر مسائل اقتصادي، مساله عزت و احترام ملي امر بسيار مهمي براي مردم است. اما اينکه کانديداهاي اصلاح طلب با چه تريبوني برنامه هاي خود را مطرح کنند، خود مساله ديگري است. همگان اذعان دارند که رسانه ملي آن طور که شايسته است عدالت را در پوشش خبري تمامي جريان هاي سياسي رعايت نمي کند و هرگز نمي توان رسانه يي را از بعد گستردگي و فراگيري جايگزين رسانه ملي کرد اما راه هايي وجود دارد که مي توان تا حدي به پر کردن خلاء رسانه يي اصلاح طلبان پرداخت.
يکي از اين راه ها ارسال اس ام اس هاي تبليغاتي به ديگران است. نبايد فراموش کرد در حال حاضر جمع کثيري از مردم از خدمات تلفن همراه بهره مند هستند بنابراين ارسال اس ام اس ها مي تواند تا حدي به آگاه سازي مردم کمک کند. راهکار بعدي، مساله روحانيت است. به هر حال روحانيون به مسائل روز واقفند و اکثر روحانيون مستقل عمل مي کنند. اين طيف مي تواند با تريبون هاي خود به مردم اطلاع رساني کند. در اين حال روزنامه ها و سايت ها ابزار فراگيري در سطح جامعه نيستند چرا که مردم ما به صورت گسترده از اين رسانه ها استفاده نمي کنند.
تريبون بعدي، تريبون معلمان است که همواره نقش پررنگي را در شکل گيري فرهنگ سياسي مردم و جوانان ايفا کرده و زبان گوياي جامعه هستند و در اين مقطع نيز مي تواند به آگاه سازي مردم از مشکلات و مسائل روز کمک کند.
همچنين حضور همزمان آقايان کروبي و ميرحسين موسوي اظهارنظرهاي مختلفي را در جبهه اصلاحات ايجاد کرده است. هرچند اجماع و اتحاد بهترين راه ممکن است و اگر هر يک از کانديداها به نفع ديگري کنار برود، آراي او در سبد راي ديگري ريخته مي شود، اما نبايد فراموش کرد همه طرفداران ميرحسين موسوي به کروبي راي نمي دهند و برعکس. بنابراين برخلاف نظر عده يي، به تعبير بنده حضور هر دو نامزد در مرحله اول انتخابات به نفع اصلاح طلبان است. حضور محسن رضايي هم قطعاً به ريزش راي محمود احمدي نژاد خواهد انجاميد که در مرحله اول رئيس دولت نهم نتواند آراي زيادي جلب کند.
ہ عضو شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز