
گروه اقتصادي؛ اصلاح نظام بودجه ريزي در کشور يکي از ضرورت هايي است که روساي جمهور قبل و نامزدهاي فعلي رياست جمهوري بر آن تاکيد داشته و دارند. در اين راستا، محمود احمدي نژاد رئيس جمهور فعلي ايران براي اصلاح اين نظام و برنامه ريزي اقدام به انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي کرد. مهدي کروبي هم بنا به گزارش سحام نيوز براي اصلاح نظام بودجه ريزي کشور برنامه هايي ارائه کرده و به دنبال آن محمدعلي نجفي آخرين رئيس سازمان برنامه و بودجه را به عنوان معاون خود در مديريت و برنامه ريزي معرفي کرد.
به گزارش کلمه، ميرحسين موسوي نيز ضمن اشاره به ضرورت اصلاح نظام بودجه ريزي کشور مشکلات را ناشي از حجيم بودن بودجه سرمايه يي شرکت هاي دولتي، در زمينه هاي متفرقه، دارايي هاي دولت، درآمدهايي که به خزانه واريز نمي شود و طرح هاي عمراني نيمه تمام در بودجه عمراني دولت مي داند.
براساس گزارش هاي موجود کشور در بخش نفت، حجم عظيمي از گازهاي مشترک توسط کشورهاي همسايه استخراج مي شود. برآوردها نشان مي دهد زيان حاصل از عدم اجراي طرح هاي عسلويه حداقل 13 ميليارد يورو در سال است. علاوه بر اين، روزانه 44 ميليون مترمکعب در کشور، گازهاي همراه و ميعانات گازي سوزانده مي شود که به معناي از دست رفتن پنج ميليون دلار ثروت در روز و تخريب شديد محيط زيست است. در پالايشگاه هاي کشور روزانه حدود 20 درصد نفت کوره بيش از حد نصاب جهاني توليد مي شود. با توجه به مصرف روزانه يک ميليون و 700 هزار بشکه نفت خام در پالايشگاه هاي کشور، اين ميزان از توليد نفت کوره به معناي از دست رفتن ثروتي معادل 300 هزار بشکه نفت خام در روز است. در بخش نيرو نيز اتلاف منابع گسترده يي وجود دارد. بررسي ها نشان مي دهد اتلاف برق در شبکه انتقال و توزيع 16 درصد بيشتر و راندمان نيروگاه هاي برق حداقل 15 درصد کمتر از استانداردهاي جهاني است. در شبکه آب شهري نيز 30 تا 40 درصد آب به هدر مي رود. بدون اغراق جلوگيري از اتلاف اين ثروت عظيم زندگي مردم ايران را دگرگون مي سازد. با اين حال، از اين اتلاف عظيم منابع سخني به ميان نمي آيد و راهکاري براي حل آن انديشيده نمي شود. عدم اولويت بندي در نظام بودجه ريزي شرکت هاي دولتي از عوامل بسيار مهم اتلاف منابع در کشور است. هرساله مبالغ هنگفتي صرف سرمايه گذاري در شرکت هاي دولتي مي شود اما فقدان ساز و کار مناسب براي اولويت بندي و اجراي بودجه شرکت هاي دولتي موجب تخصيص نادرست منابع مي شود. هيچ نهادي بر اولويت بندي و اجراي بودجه سرمايه يي شرکت هاي دولتي نظارت نمي کند و شرکت هاي دولتي و وزير مربوطه راساً به تخصيص منابع در طرح هاي سرمايه يي مبادرت مي کنند. مقايسه وضعيت مذکور با بودجه طرح هاي عمراني وزارتخانه ها اين مشکل را بهتر نمايان مي کند. هرچند به دليل فشارهاي سياسي و اعمال نفوذ مديريت ارشد و ضعف نظام کارشناسي، اولويت بندي مناسبي در طرح هاي عمراني صورت نمي گيرد، اما به هر حال دستگاه اجرايي طرح هاي خود را به مجلس و سازمان مديريت ارائه مي دهد و به نحوي آنها را توجيه مي کند. ولي سرمايه گذاري شرکت هاي دولتي فاقد ساز و کار است. اينکه نيروگاه تازه يي ساخته شود يا با استفاده از روش هاي بهينه سازي انرژي از اتلاف منابع جلوگيري شود، مساله يي است که به وزارت نيرو و شرکت هاي تابعه آن مربوط مي شود و چون در ساخت نيروگاه جديد حلاوتي است که در صرفه جويي نيست، مساله اتلاف منابع در نيروگاه ها و شبکه انتقال و توزيع اصلاً به مساله يي عمومي تبديل نمي شود. (اتلاف منابع در ايران منحصر به چراغ اضافي يا شير آب خانه هاست،) در مورد مخازن مشترک و جلوگيري از اتلاف منابع در پالايشگاه ها و همچنين گازها و ميعانات همراه نيز کم و بيش با اين مساله روبه رو هستيم. هرچند عدم اولويت بندي تنها مشکل موجود نيست، اما تاثير مستقيم و موثر دارد. در سال 1388 کل اعتبار عمراني وزارتخانه ها حدود 26 هزار ميليارد تومان و بودجه سرمايه يي شرکت هاي دولتي 615 هزار ميليارد تومان (بيش از 60 ميليارد دلار) است. اين بودجه هنگفت توسط هيچ نهاد بيروني، اولويت بندي و نظارت نمي شود. تدوين يک قانون براي چگونگي شروع و ساخت و بهره برداري از طرح هاي بزرگ شرکت هاي دولتي و همچنين ايجاد بانک اطلاعاتي در مورد آنها اقدامي ضروري براي جلوگيري از اتلاف منابع و اصلاح نظام بودجه ريزي است.
در خصوص رديف هاي متفرقه اين برنامه بايد گفت سالانه به طور ميانگين حدود يک سوم از اعتبارات بودجه عمراني بدون برنامه و بدون مشخص بودن دستگاه مجري هزينه مي شود. اين اعتبارات تحت عنوان رديف هاي متفرقه عمراني در بودجه آورده مي شوند و مصداق کامل بي برنامگي در استفاده از منابع عمومي است. اين دسته از طرح هاي عمراني نه دستگاه اجرايي مشخصي دارند، نه معلوم است که چه سالي شروع شده اند و کي خاتمه خواهند يافت و نه حجم منابع مورد نياز براي خاتمه آنها معلوم است. در نتيجه تعريف شاخص هاي ارزيابي و نظارت براي آنها بسيار سخت تر از ساير رديف هاي اعتباري است.
رديف هاي متفرقه جاري نيز وضع اسفناکي دارند. به انبوهي از اشخاص حقوقي که در هيچ قانوني به رسميت شناخته نشده اند، بودجه داده مي شود بي آنکه معلوم باشد در مسير انجام کدام يک از وظايف دولت گام برمي دارند. طبق لايحه بودجه 1388، بيش از 100 ميليارد تومان بين 56 عنوان توزيع شده است که کارکرد برخي از آنها روشن نيست. از ميان برداشتن اين رديف ها با مقاومت شديد اين اشخاص و حاميان آنها روبه رو خواهد شد. اما جلوگيري از اتلاف منابع عمومي نيازمند ساماندهي رديف هاي متفرقه است.
دارايي هاي دولت نيز عنوان ديگري است که اين برنامه به آن مي پردازد.گسترش ساختمان هاي دولتي و حکومتي يکي از مصاديق بارز اتلاف منابع در کشور است. دولت هزينه هاي سنگيني صرف تاسيس و نگهداري اين ساختمان ها مي کند. جالب توجه اين است که هيچ اطلاعاتي در مورد تعداد و مساحت اين ساختمان ها در دست نيست و دولت نمي داند سالانه چقدر بايد براي تعمير و نگهداري اين ساختمان ها هزينه کند. شرکت هاي دولتي يکي از عوامل گسترش ساختمان هاي دولتي اند. اين شرکت ها براي احداث ساختمان هاي جديد نياز به هيچ مجوزي ندارند و جالب تر اينکه احداث اين ساختمان ها از محل طرح هاي عمراني صورت مي گيرد و به عنوان عملکرد مثبت شرکت هاي دولتي معرفي مي شود. در برخي از کشورها، دولت هنگام تهيه بودجه تراز دارايي هاي خود را ارائه مي دهد که يکي از اقلام آن ساختمان هاي دولتي است. اگر تهيه تراز دارايي ها در ايران در حال حاضر ممکن نباشد، شناسايي اقلامي مانند ساختمان هاي دولتي و هزينه هاي نگهداري از آنها براي جلوگيري از اتلاف منابع در ايران ضروري است. مديريت هزينه هاي عمومي نيازمند حرکت به سوي تهيه تراز دارايي هاي دولت در ايران است.
درآمدهايي را که به خزانه واريز نمي شود مي توان يکي از ضرورت هاي نظام بودجه ريزي کشور دانست چراکه نمايندگان مجلس در سه سال گذشته عليه واردات بنزين توسط دولت و بدون اخذ مجوز لازم از مجلس بارها اعتراض کردند. مساله يي که کمتر مورد بحث قرار گرفته است نحوه تامين منابع مالي براي اين واردات چند ميليارد دلاري است. شرکت ملي نفت، منابع عظيمي در اختيار دارد که خزانه داري از آن مطلع نيست و زير نظر مستقيم وزير نفت و رئيس جمهور هزينه مي شود. درآمدهاي شرکت ملي نفت از صادرات نفت کوره از اين قبيل است. روزانه يک ميليون و 700 هزار بشکه در پالايشگاه هاي کشور مصرف مي شود که حدود 35 درصد آن نفت کوره است. بخش اعظم اين نفت کوره صادر و به عنوان درآمد شرکت ملي نفت منظور مي شود. قيمت نفت کوره حدود 80 درصد قيمت نفت خام است. تمام اين درآمد به خزانه واريز نمي شود و در حساب ديگري نگهداري مي شود.
اصلاح نظام بودجه ريزي نيازمند شفاف شدن محدوده درآمدهاي عمومي است. همه شرکت ها و موسسات وابسته به دولت بايد درآمدهاي خود را اعلام کنند. شرکت هاي دولتي در برابر اين شفافيت مقاومت مي کنند و اين مقاومت يکي از موانع اصلاح نظام بودجه ريزي است. اما طرح هاي عمراني نيمه تمام در بودجه عمومي دولت از مصائب ديگري است که برنامه ميرحسين موسوي به آن اشاره دارد. طرح هاي عمراني نيمه تمام، قصه پرغصه اقتصاد ايران است. برآورد مي شود سرمايه راکد در طرح هاي عمراني به 497 هزار ميليارد ريال مي رسد. در طول دوره 1387-1376 به طور متوسط بودجه تخصيص يافته تنها 74 درصد از اعتبارات مصوب مجلس است که بيانگر بي نظمي مالي در بودجه کشور است. در طول سال هاي 1381 الي 1387، حدود 1312 طرح ملي از برنامه زمانبندي عقب افتاده اند که اين عدم پايبندي به برنامه هاي زماني در طول اين سال ها حدود 79 هزار و 735 ميليارد ريال به هزينه هاي دولت اضافه کرده است. اين ميزان هزينه، معادل کل اعتبارات عمراني سال مالي 1384 و 43 درصد از اعتبارات سال مالي 1387 است. براساس گزارش هاي نظارتي سازمان مديريت و برنامه ريزي منحل شده، علت تاخير طرح هاي عمراني به دو عامل اعتباري و فني - اجرايي برمي گردد. سهم عامل اعتباري يعني عدم تخصيص به موقع بودجه 64 درصد و سهم عوامل فني - اجرايي 36 درصد است.
اولويت بندي طرح هاي عمراني اقدامي ضروري براي جلوگيري از اتلاف منابع عمومي است. تعهد اخلاقي رئيس جمهور، وزرا و نمايندگان مجلس تاثير مستقيم و فوق العاده يي در جلوگيري از اتلاف منابع عمومي دارد.
متاسفانه بر اين سياهه دلخراش مي توان موارد ديگري افزود. نمونه هاي بي انضباطي هاي فوق در شاخص هاي کلي بودجه ريزي به خوبي انعکاس مي يابد به طور مثال بودجه عمومي کشور طي يک دهه (1388 - 1377) بيش از 10 برابر شده است. نرخ رشد بودجه بيش از نرخ تورم و ساير شاخص هاي اقتصادي مانند نرخ رشد توليد ناخالص داخلي بوده است. به اين ترتيب دولت براي تحقق اهداف جامعه، منابع بيشتري هزينه کرده است، اما تغيير محسوسي در ميزان و کيفيت خدمت دولت به شهروندان مشاهده نمي شود.
نسبت کسري بودجه غيرنفتي به توليد ناخالص داخلي از 1/12 درصد در سال 1378 به 9/24 در سال 1387 رسيده است. ناپايداري منابع عمومي و عدم امکان تداوم وضعيت کنوني به خوبي در اين شاخص آشکار است.
ميزان استفاده از درآمدهاي نفتي طي بودجه هاي سنواتي از حدود 16 ميليارد دلار در سال 1380 به بيش از 76 ميليارد دلار در سال 1387 رسيده است.
اما اهداف اصلاح نظام بودجه ريزي چيست؟ اين اهداف شامل ايجاد بخش عمومي مولد، کارا و موثر، ايفاي مسووليت دولت در ايجاد رشد، ثبات و بازتوزيع درآمدها، ارائه بودجه هاي سالانه به گونه يي شفاف و جامع و بدون کسري به گونه يي که تمام منابع و مصارف بخش عمومي در کشور را شامل شود و فراهم کردن امکان دسترسي عموم مردم به عملکرد سازمان هاي اداري و مديريتي کشور است.
برنامه ها و مسيرهاي اصلاح
1- شفاف کردن محدوده وظايف و مسووليت هاي دستگاه هاي دولتي و محدوده وظايف بخش عمومي در کشور است
وضعيت کنوني
برخي دستگاه هاي اجرايي حتي در سطح وزارتخانه ها هنوز قانون تاسيس يا اساسنامه يي که مبناي تشکيل آن باشد، ندارند (اگر چه در قوانين و مقررات مختلف وظايف متعددي براي آنها پيش بيني شده است). بر اساس گزارش مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي، وزارت امور خارجه، وزارت کار و امور اجتماعي، وزارت امور اقتصادي و دارايي و وزارت کشور از جمله دستگاه هايي هستند که فاقد قانون تاسيس اند. اين مساله به گسترش غيرضروري و سليقه يي فعاليت هاي دولت منجر شده است.
عناويني مانند سازمان، مرکز، صندوق، بنگاه، بنياد، ستاد، شرکت، شورا، دفتر، دبيرخانه که در نظام مالي و اداري مالي ايران فراوانند و فعاليت آنها هزينه زيادي براي مردم در بر دارد، در قوانين و مقررات فاقد هرگونه تعريف قانوني اند.
مراجع تصويب کننده اساسنامه ها در کشور متعددند، از جمله کميسيون هاي مجلس، هيات وزيران، کميسيون هاي خاص هيات وزيران، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شوراي عالي اداري، شوراي گسترش آموزش عالي و...
وجود سازمان هاي مشابه و موازي، متداخل و مضاعف در زمينه هاي حاکميتي موجب افزايش هزينه ها و تضييع منابع شده است و در حال حاضر براي انجام بسياري از وظايف دولت سازمان هاي موازي و متعددي وجود دارد.
مسيرهاي اصلاح
قوانين مربوط به شرح وظايف وزارتخانه ها و دستگاه هاي اجرايي (با همکاري مجلس شوراي اسلامي) اصلاح خواهند شد به گونه يي که در پايان عمر کاري دولت دهم تمام وزارتخانه ها داراي اساسنامه يا قانون تاسيس مدون باشند و تداخل وظايف در ميان دستگاه هاي اجرايي وابسته به وزارتخانه ها به حداقل ممکن کاهش يابد.
2- تغيير نقش نفت از موتور توسعه دولت به موتور رشد و توسعه کشور
بسياري از نابساماني هاي فوق ريشه در درآمدهاي نفتي دارد. براي اصلاح نظام مند مديريت هزينه هاي عمومي بايد رويکرد دولت به نفت تغيير يابد.
وضعيت کنوني
در چهار دهه اخير با افزايش سهم منابع حاصل از نفت در درآمدهاي دولت و با اکتفا به اين منابع، دولت حضور خود را در جامعه گسترش داده و فراتر از ظرفيت و توان واقعي خود و مصالح بلندمدت کشور در جامعه و اقتصاد دخالت کرده است. دامنه استفاده از درآمدهاي نفتي در چند سال اخير به حدي افزايش يافته است که امنيت ملي کشور را تهديد مي کند.
در کشورهايي که منابع طبيعي مانند نفت ندارند، ميزان سرمايه گذاري به ميزان پس انداز ملي وابسته است و ميزان سرمايه گذاري همراه با رشد بهره وري تعيين کننده ميزان رشد اقتصادي است. در کشور ما منابع حاصل از نفت موقعيت ممتازي را براي دستيابي به رشد اقتصادي و بهبود رفاه مردم فراهم کرده است اما دولت ها به جاي آنکه از اين منبع براي دستيابي به رشد و بهبود رفاه مردم استفاده کنند، آن را در خدمت گسترش طرح هاي نادرست خود و پوشش دادن به ناکارآمدي در نحوه مديريت خود به کار گرفته اند.
مسيرهاي اصلاح
- اصلاح قانون نفت و تهيه و تصويب اساسنامه شرکت ملي نفت ايران و شرکت هاي تابعه به گونه يي که شرايط اجراي کامل و دقيق اصل (45) قانون اساسي مبني بر مالکيت مردم بر منابع نفتي را فراهم سازد. در اين مسير، وظايف حاکميتي نيز از شرکت ملي نفت سلب مي شود.
- مهار هزينه هاي دولت و کاهش سهم استفاده از منابع حاصل از نفت در منابع عمومي دولت سالانه به ميزان سه درصد نسبت به ميانگين عملکرد چهار سال اخير
3- به کارگيري شيوه هاي نوين بودجه ريزي از قبيل بودجه ريزي عملياتي
وضعيت کنوني
شکل و ساختار کنوني بودجه کشور ابزار مناسبي براي سياستگذاري نيست. تمام تلاش نظام اداري کسب منابع بيشتر براي هزينه کردن است بدون آنکه معلوم شود نظام اداري وظايف قانوني را با چه کيفيت و چه قيمتي به مردم عرضه مي کند. همچنين هنگام تهيه و تصويب و اجراي بودجه، در عمل توجهي به ويژگي هاي کلان بودجه و آثار اقتصادي و اجتماعي آن نمي شود و بودجه هاي سالانه دربرگيرنده همه منابع و مصارف عمومي کشور نيز نيست.
ناسازگاري بين برنامه هاي توسعه و بودجه هاي سنواتي، حاکميت منافع دستگاهي، خلق درآمدهاي صوري براي جبران هزينه ها و ايجاد توازن صوري بودجه و نيز صرف بودجه براي پاسخگويي به مطالبات افراد و گروه هاي خاص، بيش برآوردي درآمدها و کم برآوردي هزينه ها، تصميمات ضمن اجراي بودجه و... موجب شده است در عمل پيش بيني هاي بودجه يي با عملکرد آن تفاوت فاحش داشته باشد و بودجه نتواند به يکي از عمده ترين وظايف خود که برقراري انضباط مالي در کشور است، عمل کند.
مسيرهاي اصلاح
- تدوين و تصويب قانون جامعي براي بودجه ريزي در کشور به گونه يي که کارايي و شفافيت بودجه به ويژه در شرکت هاي دولتي تامين شود.
- تمهيد مقدمات لازم جهت استفاده از شيوه بودجه ريزي عملياتي در بخش هايي از وظايف دولت که نتايج عملکرد آنها قابل سنجش است و ايجاد و استفاده از استانداردهايي براي تخصيص منابع براي انجام ساير وظايف دولت.
- ايجاد نهادهاي لازم براي شناسايي اولويت هاي کشور در سطح شرکت هاي دولتي، ملي، منطقه يي، استاني و فراهم کردن ساز و کار لازم براي تخصيص منابع ملي به اولويت ها با هدف استفاده از همه ظرفيت هاي ملي و رفع تبعيض بين مناطق مختلف کشور.