سه شنبه، 12 خرداد 1388 - شماره 1966
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
ماجراي عجيب مردي که پسرخاله همسرش را نمي شناخت
درددل با همسفر غريبه دست مرد دوزنه را رو کرد

گروه حوادث، محمد جعفري؛ درددل هاي مردي دوزنه که با يک سرباز وظيفه همسفر شده بود، راز ازدواج پنهاني او را برملا کرد.

به گزارش خبرنگار ما روز گذشته زني به نام باران که اخيراً فهميده بود شوهرش بدون اطلاع او با زن ديگري ازدواج کرده به مجتمع قضايي خانواده رفت و درخواست طلاق داد. اين زن به قاضي حسن عموزادي رئيس شعبه 268 گفت؛ حدود دو سال از ازدواج من و حميد مي گذرد و در اين مدت زندگي خوبي داشتيم اما چند روز قبل فهميدم طي اين دو سال مرا فريب داده و علاوه بر من زن ديگري را نيز به عقد خود درآورده است. باران در حالي که اشک مي ريخت،ادامه داد؛ شوهرم اهل يکي از شهرستان هاي استان اصفهان است و گاهي براي ديدن اعضاي خانواده اش به آنجا مي رود. ولي چون من درس مي خوانم فرصتي براي مسافرت ندارم. سفرهاي گاه و بيگاه شوهرم به زادگاهش ادامه داشت تا اينکه مدتي قبل عليرضا پسرخاله ام که مدت ها از او خبري نداشتم با من تماس گرفت و گفت اتفاق مهمي افتاده و بايد هرچه زودتر مرا ببيند. به خاطر اصرارهاي عليرضا با او قرار گذاشتم. او گفت چند ماه است براي گذران دوران سربازي به يکي از شهرستان هاي استان اصفهان رفت و آمد دارد. او که تا آن زمان هيچ وقت شوهرم را نديده بود با دادن نشانه هاي او ماجراي غم انگيزي را برايم تعريف کرد و پس از شنيدن آن فهميدم چه بلايي بر سرم آمده است. عليرضا به من گفت مدتي قبل وقتي سوار بر اتوبوس در حال رفتن به محل خدمتش بود، با مردي از اهالي آنجا آشنا شد. مشخصاتي که عليرضا از آن مرد اعلام کرد شباهت زيادي به شوهرم داشت. پسرخاله ام گفت همسفرش در بين راه با او درددل و راز دوزنه بودنش را براي او بازگو کرد و گفت يک زن در تهران و زن ديگري در اصفهان دارد. باران در ادامه اظهاراتش به قاضي دادگاه گفت؛ وقتي صحبت پسرخاله ام و همسفرش به درازا کشيد، مرد غريبه درباره مشخصات همسر تهراني اش صحبت کرد و حرف هايي زد که با مشخصات من مطابقت داشت. ضمن اينکه اسم آن زن هم باران بود به اين ترتيب پسرخاله ام مشکوک شد و احتمال داد همسفرش شوهر من است. اين زن در ادامه اظهاراتش افزود؛ ابتدا تصور مي کردم پسرخاله ام مرا دست انداخته و قصد دارد با من شوخي کند ولي او کاملاً جدي بود.

وقتي گفته هاي مشکوک عليرضا را در کنار رفتارهاي مرموز شوهرم هنگام رفتن به اصفهان کنار هم گذاشتم، همه وجودم را ترس فرا گرفت. آن شب وقتي حميد به خانه آمد با او صحبت کردم و ماجرا را برايش توضيح دادم. او که از صحبت هاي من شوکه شده بود و فکر نمي کرد سرباز وظيفه يي که برايش درددل کرده پسرخاله من باشد، ابتدا ماجرا را به کلي انکار کرد اما وقتي با رفتار تندي روبه رو شد با پرخاشگري مرا از خانه بيرون کرد و گفت هر کاري که بخواهد انجام مي دهد. آن شب به منزل پدرم رفتم و تا حالا هم در آنجا هستم و تصميم گرفته ام از او طلاق بگيرم. من دو سال با صداقت با حميد زندگي کردم اما او جواب خوبي به محبت هاي من نداد.

در پي ثبت اظهارات باران توسط قاضي، احضاريه يي براي مرد دوزنه ارسال شد تا او با حضور در دادگاه درباره ازدواج مجددش پاسخگو باشد.

اعضاي اين باند با کشتن يک راننده آژانس خودروي او را سرقت کرده بودند
مرگ چهار سارق مسلح در درگيري با پليس
گروه حوادث؛ درگيري مسلحانه پنج سارق تحت تعقيب با ماموران پليس آگاهي استان کردستان پس از مرگ چهار نفر از متهمان به پايان رسيد. به گزارش پليس آگاهي استان کردستان چند روز قبل وقوع يک قتل در روستاي دوشان از توابع محله کولان اين استان پرونده يي جنايي را گشود و در بررسي هاي اوليه معلوم شد مقتول به نام صمد در يک آژانس تاکسي تلفني کار مي کرده و با اصابت چهار گلوله از پا درآمده است. از آنجا که خودروي اين مرد به همراه تلفن همراه و تمامي اسناد و مدارکش به سرقت رفته بود، افسران جنايي انگيزه جنايت را دزدي تشخيص دادند و براي افشاي هويت مسافران جنايتکار به آژانس محل کار صمد رفتند. صاحب آژانس در اظهاراتش گفت، روز اول خرداد شخصي ناشناس از يک تلفن عمومي با آژانس تماس گرفت و گفت در جاده کامياران است و براي جابه جايي تعدادي مرغ زنده به يک راننده نياز دارد. پس از آنکه محل استقرار مسافران را پرسيدم، نشاني را به صمد دادم و او به سمت جاده کامياران حرکت کرد اما بعد از آن ديگر خبري از او نشد.

کارآگاهان سرنخي را که از طريق صاحب آژانس به دست آورده بودند، پيگيري کردند و با استفاده از منابع خبري خود و اطلاعات مردمي توانستند هويت دو مردي را که احتمالاً همان مسافران سارق بودند، شناسايي کنند. پس از آن خانواده قرباني تحت بازجويي قرار گرفتند تا شايد بتوانند پليس را براي کسب اطلاعات بيشتر از دو مظنون راهنمايي کنند ولي اعضاي خانواده صمد هيچ يک از آن دو را نمي شناختند. در حالي که جست وجوها براي رديابي مظنونان پرونده ادامه داشت به کارآگاهان خبر رسيد افراد تحت تعقيب اخيراً در يکي از محله هاي حاشيه يي شهر سنندج به کرات ديده شده اند. افسران جنايي وقتي اين موضوع را پيگيري کردند فهميدند دو مظنون همراه با چند نفر ديگر در آن محله خانه يي را اجاره کرده اند. پس از احراز سکونت اين افراد در منزل مورد نظر بازپرس پرونده به کارآگاهان اجازه ورود به خانه را داد و اکيپي از ماموران آنجا را به محاصره درآوردند اما در لحظه يي که مي خواستند وارد خانه شوند متوجه شدند پنج مردي که داخل حضور دارند، مسلح هستند. در اين هنگام متهمان براي فرار از دست پليس شروع به تيراندازي کردند و به اين ترتيب درگيري مسلحانه آغاز شد. دقايقي بعد در شرايطي که علاوه بر کارآگاهان پليس آگاهي، ساير نيروهاي امدادي نيز در اطراف محل حادثه موضع گرفته بودند، متهمان سه قبضه نارنجک به سوي ماموران پرتاب کردند اما باز هم نتوانستند راه گريزي باز کنند. سرانجام بعد از نيم ساعت تيراندازي متقابل چهار نفر از متهمان کشته و يکي از آنها زخمي شد. پس از انتقال متهم مجروح به بيمارستان خانه بازرسي و پنج قبضه کلاشينکف، يک قبضه کلت کمري، ده ها تيغه خشاب، چند قبضه نارنجک و چندين ماسک ضدگاز کشف شد. کارآگاهان در تحقيقات بعدي متوجه شدند اين پنج نفر از اعضاي يک باند سرقت مسلحانه هستند که همدستان ديگري نيز دارند به همين سبب تحقيقات ادامه يافت و دو نفر از افراد مرتبط با اين شبکه بازداشت شدند. در حال حاضر پليس تلاش مي کند جرائم اين گروه خلافکار را برملا و مشخص کند علاوه بر قتل راننده آژانس آنها چه جرم هاي ديگري را مرتکب شده اند.
متهم بعد از اغفال دوست اينترنتي اش از او اخاذي مي کرد
فرجام تلخ دوستي اينترنتي براي دختر جوان
گروه حوادث؛ پسر جواني که متهم است بعد از ربودن يک دختر او را مورد آزار قرار داده و اخاذي کرده است به اتهام آدم ربايي و اخاذي محاکمه شد.

به گزارش خبرنگار ما اين جوان که اميد نام دارد متهم است دي ماه سال گذشته بعد از آشنايي اينترنتي با دختري جوان او را به بهانه انجام کاري به يک خانه کشانده و مورد آزار قرار داده است.

اولين برگ از اين پرونده زماني ثبت شد که زني به ماموران پليس شکايت کرد و مدعي شد دخترش توسط جواني به نام اميد مورد آزار و اذيت قرار گرفته است. اين زن در توضيح ماجرا گفت؛ چند ماهي بود که فهميده بودم از خانه ام پول گم مي شود اما از آنجايي که هيچ غريبه يي به منزل ما رفت و آمد نمي کرد نمي توانستم حدس بزنم اين سرقت ها کار کيست. درست از همان روزهايي که پول گم مي شد متوجه شدم دخترم شيرين هم به شدت افسرده و لاغر شده است. براي اينکه ارتباط اين رفتار شيرين را با پول هاي گمشده بررسي کنم، تصميم گرفتم با دخترم صحبت کنم. از او خواستم هر آنچه اتفاق افتاده است برايم بگويد و به او قول دادم رفتار غيرمنطقي از من سر نزند.

اين زن ادامه داد؛ همان موقع بود که شيرين در حالي که به شدت بغض کرده بود و بريده بريده کلمات را ادا مي کرد به من گفت از سوي پسري جوان مورد آزار قرار گرفته است و حالا آن پسر از او اخاذي مي کند.

شکايت اين زن باعث شد ماموران براي تحقيقات بيشتر دختر او را مورد بازجويي قرار دهند تا شايد سرنخي از متهم به دست آيد.

شيرين وقتي در برابر ماموران قرار گرفت ماجراي آشنايي چندين ماهه اش را با اميد به ماموران توضيح داد و گفت؛ از طريق چت در اينترنت با اميد آشنا شدم. ما هر شب با هم اينترنتي ارتباط داشتيم و پس از مدتي اين ارتباط تلفني شد و بعد هم يک روز قرار گذاشتيم تا همديگر را ببينيم. ما چندين بار همديگر را ملاقات کرديم تا اينکه روز حادثه من و اميد در کافي شاپي در مرکز شهر با هم قرار گذاشتيم. چند دقيقه بيشتر از حضورمان در آنجا نگذشته بود که اميد به من گفت در يک ساختمان نيمه کاره شغلي گرفته است و از من خواست همراهش بروم و از نزديک با کارش آشنا شوم. من هم با اينکه مردد بودم قبول کردم. زماني که به آن ساختمان نيمه کاره رسيدم اميد به زور مرا مورد آزار و اذيت قرار داد و فيلمبرداري هم کرد. من از محل فرار کردم و به خانه رفتم. اتفاقي که برايم افتاده بود آنقدر اذيت کننده بود که نمي دانستم بايد چه کنم تا اينکه فرداي آن روز اميد با من تماس گرفت. شيرين که به شدت ناراحت بود و بازگو کردن وقايع آزارش مي داد، افزود؛ اميد به من گفت براي اينکه فيلم را پخش نکند بايد به او مبلغي پول بدهم و اگر اين پول را نپردازم آبرويم را همه جا مي برد و فيلم را بين آشنايانم و مردم شهر پخش خواهد کرد. آنقدر مستاصل بودم که نمي دانستم کار درست چيست. از آبرويم و از اينکه خانواده ام در جريان اين ماجرا قرار بگيرند به شدت مي ترسيدم به همين خاطر هم پولي که خواسته بود از بين پول هاي مادرم برداشتم و به او دادم. فکر مي کردم او اگر پول بگيرد دست از سرم برمي دارد اما چند روز بعد دوباره تماس گرفت و تهديد کرد. باز هم مجبور شدم به خواسته اش عمل کنم و به او پول بدهم. در مدت هفت ماه اين جوان از من 12 ميليون تومان گرفت. هر بار که به او باج مي دادم، مي گفت بار آخر است اما باز هم بعد از مدتي کوتاه کارش را تکرار مي کرد تا اينکه مادرم متوجه شد و مجبور شدم واقعيت را به او بگويم.

با توجه به اطلاعاتي که از متهم به دست آمد ماموران او را دستگير کردند. اميد در بازجويي هاي اوليه تعرض به شيرين و اخاذي از او را پذيرفت و گفت؛ وقتي اين دختر را ديدم فهميدم خيلي زودباور است و مي توانم کاري که مي خواهم انجام دهم به همين خاطر او را به کافي شاپ دعوت و بعد نقشه خودم را عملي کردم. او را به ساختمان نيمه کاره يي که از قبل مي شناختم بردم و در آنجا مورد آزار قرار دادم. شيرين از من ترسيده بود و مي دانستم هر چقدر پول بخواهم مي توانم از او بگيرم و اين کار را هم کردم.

پرونده اميد بعد از پايان تحقيقات اوليه به دو قسمت تقسيم شد و در مورد اتهام تعرض به دادگاه کيفري استان تهران و در مورد آدم ربايي و اخاذي از شيرين به دادگاه کيفري عمومي مجتمع قضايي بعثت فرستاده شد.

روز گذشته قاضي رحيمي رئيس شعبه 1144 اميد را مورد محاکمه قرار داد. پسر جوان اعترافات اوليه اش را رد کرد و گفت؛ من نه از شيرين اخاذي کردم و نه اينکه او را مورد آزار قرار دادم. او خودش به ساختمان نيمه کاره آمد و ماجراي 12 ميليون تومان پول هم دروغ است. اين دختر قصد دارد با اين کار از من انتقام بگيرد.

اميد که در حال حاضر 25 ساله است و از زندان براي محاکمه به دادگاه آورده شده بود، گفت؛ قبول دارم ما با هم از طريق چت و اينترنت آشنا شديم و چند بار نيز با هم بيرون رفتيم اما بقيه ماجرا را قبول ندارم و گفته هاي شيرين دروغ است. قاضي رحيمي بعد از پايان جلسه محاکمه اعلام کرد به زودي راي دادگاه را اعلام خواهد کرد.
قتل مرد ميوه فروش تحت تاثير مشروبات الکلي

گروه حوادث؛ جواني که تحت تاثير مشروبات الکلي همکار خود را به قتل رسانده پس از دستگيري مدعي شد هيچ انگيزه يي براي ارتکاب جنايت نداشته است.

به گزارش خبرنگار ما ساعت 35/19 روز جمعه گذشته اعلام گزارش از سوي ماموران کلانتري ولنجک، بهروز هنرمند بازپرس ويژه قتل و کارآگاهان جنايي را به بالاي تپه يي در خيابان کوهسار شهرک تامين اجتماعي کشاند. در تحقيقات اوليه هويت مقتول 33ساله به نام رضا احراز و معلوم شد او در جريان درگيري با فردي آشنا از ناحيه قلب و پهلو هدف دو ضربه چاقو قرار گرفته است. آنچه شناخت قبلي رضا با عامل جنايت را تاييد مي کرد، شکستگي آينه جلوي وانت نيسان آبي رنگ مقتول بود و کارآگاهان به اين نتيجه رسيدند که متهم به واسطه دوستي قبلي با رضا سوار خودروي او شده و بعد از يک کشمکش او را کشته است. نکته ديگري که در اين پرونده ثبت شد اظهارات مشهود بود. چند نفر از اهالي جواني قدکوتاه را در حالي که يک زيرپيراهن خون آلود به تن داشت، در حال فرار از صحنه جرم ديده بودند. در اين بين دقيق ترين مشخصات را از قاتل فراري صاحب يک سوپرمارکت ارائه داد. او ضمن توصيف ظاهر متهم گفت پسر جوان در حالي که مضطرب بود، وارد مغازه من شد و درخواست يک پيراهن کرد. با ديدن زيرپيراهن خوني او مشکوک شدم و تصميم گرفتم وي را دستگير کنم و به پليس تحويل بدهم اما او بدون گرفتن لباس پا به فرار گذاشت.تمامي سرنخ هاي به دست آمده گواهي مي داد رضا که يک ميوه فروش دوره گرد بود توسط همکار 20ساله خود به نام سجاد کشته شده است. به اين ترتيب متهم ساعت 15 روز يکشنبه در محل زندگي اش دستگير شد. او پس از انتقال به پليس آگاهي اتهام آدم کشي را پذيرفت و گفت؛ من و رضا از مدت ها قبل شريک بوديم و مشکل خاصي با هم نداشتيم. روز حادثه او از من خواست به منطقه خلوتي در ولنجک برويم و در آنجا مشروب بخوريم. من هم قبول کردم. چند دقيقه بعد از نوشيدن مشروب هر دو از حالت عادي خارج و با هم درگير شديم. من نمي دانم چه اتفاقي افتاد که او را به داخل نيسان کشاندم و بعد از يک درگيري کوتاه او را با چاقويي که در داشبورد بود، کشتم.بعد از اعترافات اين مرد وي به دستور بازپرس پرونده در اختيار کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي قرار گرفت تا تحقيقات از او ادامه يابد.

فرار شگفت انگيز از زندان آرکانزاس
دو زنداني زندان آرکانزاس امريکا در زمان تغيير شيفت نگهبانان با پوشيدن لباس زندانبانان به راحتي از مقابل چشمان نيروهاي امنيتي عبور و فرار کردند.

به گزارش مهر، به نقل از بي بي سي، جفري گريندر 32 ساله و کلوين آدامز 39 ساله دو زنداني بودند که از سال ها قبل در زندان آرکانزاس دوران محکوميت شان را سپري مي کردند. آن دو با به کار گرفتن ترفندي ساده توانستند از اين زندان قديمي فرار کنند.

مدير سازمان امنيت امريکا در خصوص اين اتفاق بي نظير گفت؛ زندان آرکانزاس تنها يک زندان نيست بلکه مکاني است که تاکنون کسي نتوانسته از آن فرار کند اما اين دو زنداني بسيار باهوش بودند و توانستند با استفاده از يک ترفند قديمي بدون اينکه شناسايي شوند از زندان خارج شوند.

اين مسوول امنيتي معتقد است اين شيوه فرار سال ها است منسوخ شده و براي همين اين دو زنداني به راحتي و بدون هيچ گونه جلب توجهي توانستند با پوشيدن لباس ماموران امنيتي از مقابل چشمان زندانبانان عبور کنند.
عناوين اين صفحه
درددل با همسفر غريبه دست مرد دوزنه را رو کرد
مرگ چهار سارق مسلح در درگيري با پليس
فرجام تلخ دوستي اينترنتي براي دختر جوان
قتل مرد ميوه فروش تحت تاثير مشروبات الکلي
فرار شگفت انگيز از زندان آرکانزاس
کلاهبرداري با وعده صدور دفترچه بيمه
درخواست طلاق به خاطر کثيف بودن شوهر
کشف جسد يک جوان در اتوبان بهشت زهرا(س)
يک قاتل سابقه دار در عربستان گردن زده شد
کشف ده ها فقره ايران چک جعلي
دو خواهر خردسال در منبع آب يک پارک غرق شدند
پليس رزمي کار کيف قاپ حرفه يي را به تله انداخت

کلاهبرداري با وعده صدور دفترچه بيمه
گروه حوادث؛ صدور دفترچه بيمه و برقراري حقوق مستمري دو ادعايي بود که يک کلاهبردار با مطرح کردن آن از 50 نفر مبلغ کلاني کلاهبرداري کرد.به گزارش خبرنگار ما وقتي مردي به کلانتري فرديس کرج رفت و عليه يک کلاهبردار شکايت کرد کارآگاهان موضوع را بسيار با اهميت تشخيص دادند و پيگيري هاي خود را آغاز کردند. شاکي در اظهاراتش گفت؛ مردي به نام آرش با معرفي خودش به عنوان مامور بيمه به من قول داد برايم دفترچه بگيرد. من دي ماه سال گذشته با او آشنا شدم و وي در اين مدت ماهانه 75 هزار تومان از من دريافت مي کند تا مراحل اداري بيمه شدن مرا انجام دهد اما اکنون متوجه شده ام آرش مامور بيمه نيست، او يک کلاهبردار است که به همين شگرد از افراد ديگري نيز پول گرفته است.پس از آنکه مشخصات آرش از سوي مرد شاکي اعلام شد، کارآگاهان فهميدند اين متهم سوابق متعدد سرقت، اعتياد و... دارد. علاوه بر اين با استعلام از سازمان تامين اجتماعي به اثبات رسيد اين مرد هيچ سمتي در آن سازمان ندارد و پس از تاسيس يک شرکت خدماتي با عناوين جعلي کلاهبرداري هايش را آغاز کرده است.در همان روزها که کارآگاهان اين پرونده را پيگيري مي کردند نماينده سازمان تامين اجتماعي به پليس آگاهي استان تهران رفت و اعلام کرد آرش در شهرستان قزوين نيز شرکتي خدماتي تاسيس کرده و اقدامات مشابهي انجام مي دهد. تجسس ها به آنجا رسيد که معلوم شد اين مرد به بهانه برقراري حقوق مستمري و صدور دفترچه بيمه از افرادي در کرج، قزوين و اسلامشهر ماهانه مبالغي دريافت مي کند. پس از افشاي اين جزييات متهم طي عملياتي دستگير شد و اعتراف کرد با حضور در اداره هاي تامين اجتماعي و مراکز صدور دفترچه بيمه افرادي را که به مشکلات اداري برخورده بودند شناسايي مي کرد و با دادن قول هاي مساعد ابتدا مبلغي به عنوان پيش پرداخت از طعمه هايش مي گرفت و سپس به صورت ماهانه نزد آنها مي رفت و با اين ادعا که کار مراحل پاياني اش را مي گذراند از هرکدام از آنان مبلغ 75 هزار تومان دريافت مي کرد. اين متهم که از مخفيگاهش 37 جلد دفترچه بيمه کشف شده است در ادامه به 50 فقره کلاهبرداري اعتراف کرد و به دستور بازپرس شعبه 10 دادسراي کرج روانه زندان شد.


درخواست طلاق به خاطر کثيف بودن شوهر
زن ميانسالي که پس از 35 سال زندگي مشترک با همسرش از کثيف بودن او به تنگ آمده بود با ارائه دادخواستي خواستار جدايي از او شد.اين زن 56 ساله به نام اکرم پس از حضور در دادگاه خانواده با اظهار اينکه از ادامه زندگي با همسرش خسته شده است، گفت؛ 35 سال پيش با اکبر که گچکار ساختمان بود ازدواج کردم. اوايل با اينکه به سختي زندگي مان را مي گذرانديم هيچ مشکلي نداشتيم اما پس از گذشت سال ها با وجود داشتن عروس و داماد ديگر نمي توانم با وي که نظافت را رعايت نمي کند، زندگي کنم.زن ميانسال افزود؛ صبح که همسرم از خانه بيرون مي رود تمام زندگي ام را مرتب مي کنم اما هنگامي که وي به منزل برمي گردد حاضر نمي شود لباس هاي کثيفش را از تنش درآورد و با همان لباس ها بدون اينکه دست و صورتش را بشويد از من مي خواهد برايش شام را مهيا کنم.شوهر اکرم نيز گفت؛ همسرم اصلاً مرا درک نمي کند. روزانه 12 ساعت کار مي کنم و توقع دارم هنگامي که به منزل مي آيم کاري به کارم نداشته باشد اما او همين که مرا مي بيند شروع به دادن دستورهاي بهداشتي مي کند که اين موضوع آزارم مي دهد.قاضي دادگاه پس از ثبت اظهارات طرفين رسيدگي به پرونده آنان را به جلسه ديگري موکول کرد.


کشف جسد يک جوان در اتوبان بهشت زهرا(س)
جسد جواني حدوداً 21 ساله در يکي از بزرگراه هاي جنوب تهران کشف شد و تحقيقات جنايي را کليد زد.محمد شهرياري بازپرس ويژه قتل تهران در اين باره گفت؛ حدود ساعت 30/8 صبح ديروز ماموران کلانتري شهرک مصطفي خميني(ره) از طريق مالک يک زمين کشاورزي در جريان کشف جسد جواني حدوداً 21 ساله در حاشيه اتوبان بهشت زهرا(س) قرار گرفتند.وي افزود؛ با حضور در صحنه متوجه شديم جسد مجهول الهويه است و آثاري روي بدن وي وجود دارد که مشخص نيست بر اثر تصادف جان باخته يا به قتل رسيده است.بازپرس شعبه هفتم دادسراي جنايي خاطرنشان کرد؛بر اساس نظر پزشک کشيک قانوني اين جوان حدود ساعت 22 تا 23 شامگاه يکشنبه تصادف کرده يا به قتل رسيده است.


يک قاتل سابقه دار در عربستان گردن زده شد
مقامات عربستان سعودي يک قاتل را گردن زدند و سپس جسد وي را به نمايش عمومي گذاشتند.به گزارش فارس، رسانه هاي رسمي عربستان به نقل از وزير کشور عربستان اعلام کردند احمد الشملاني العنزي به خاطر ربودن و قتل يک پسر 11ساله و همچنين قتل پدر اين پسر به مرگ محکوم شده بود.وزير کشور عربستان اعلام کرد؛ به نمايش گذاشتن جسد اين مجرم براي عبرت گرفتن ساير افرادي است که ممکن است مقاصد مشابهي را در سر داشته باشند. اين محکوم پس از ربودن پسر بچه، او را حلق آويز کرده و زماني که پدرش براي نجات فرزندش آمده با تبر ضربات متعددي را به او وارد کرده و به قتل رسانده بود. به گزارش سي ان ان پليس پس از دستگيري اين متهم متوجه شد او داراي سوابق متعدد ديگري از جمله انحرافات جنسي است.


کشف ده ها فقره ايران چک جعلي
جاعلي که سعي داشت ده ها فقره چک پول جعلي را در بازار خرج کند با اقدام سريع کارآگاهان استان خراسان جنوبي دستگير شد.به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا کارآگاهان پليس آگاهي استان خراسان جنوبي با دريافت گزارشي متوجه شدند يکي از جاعلان حرفه يي قصد دارد مقادير زيادي چک پول تقلبي را در يکي از فروشگاه ها خرج کند. آنها براي اطمينان از صحت موضوع به سرعت خود را به محل مورد نظر رساندند و پس از شناسايي متهم وي را دستگير کردند. متهم در بازجويي ها عنوان کرد با همکاري يکي از همدستانش اقدام به جعل چک پول مي کرد و اين بار قصد داشت با ظاهرسازي و فريب فروشنده وجوه جعلي را خرج کند. وي شگرد خود را اين گونه بيان کرد که در قبال خريد کالا يک فقره ايران چک اصلي پرداخت مي کرد. سپس تراول را از صاحب مغازه مي گرفت. وي گفت به جاي آن وجه نقد مي دهد ولي پس از گذاشتن تراول در جيب خود با اين ادعا که پول خرد ندارد مجدداً يک فقره ايران چک جعلي به صاحب مغازه تحويل مي داد و سپس متواري مي شد.


دو خواهر خردسال در منبع آب يک پارک غرق شدند
غرق شدن دو خواهر خردسال در يکي از پارک هاي شمال غرب تهران، پرونده يي را در دادسراي امور جنايي به جريان انداخت.ساعات پاياني شامگاه يکشنبه والدين دو دختربچه زماني که متوجه ناپديد شدن فرزندان خود در پارک گلپاد شدند، به جست وجوي آنها پرداختند و بعد از چند دقيقه ناگهان دو فرزند خود را داخل يک منبع آب سيماني داخل پارک يافتند. با انتقال پيکر نيمه جان دو کودک µ/± و چهارساله به نام هاي شوکان و شکيلا به يکي از بيمارستان ها، تلاش پزشکان نتيجه نداد و نهايتاً اين دو خواهر يکي پس از ديگري روي تخت بيمارستان جان باختند. با گزارش مسوولان بيمارستان به مرکز فوريت هاي پليسي، ماموران کلانتري کن در جريان اين حادثه قرار گرفتند و محمدحسين شاملو بازپرس کشيک قتل را از وقوع اين اتفاق باخبر کردند. با صدور دستورهاي قضايي لازم، عوامل انتظامي در پارک گلپاد حضور يافتند و با بررسي محل وقوع حادثه متوجه شدند منبع آب سيماني فاقد درپوش مناسب است. بازپرس پرونده از تحت تعقيب قرار گرفتن شهرداري منطقه، متصدي و پيمانکار پارک خبر داده است.


پليس رزمي کار کيف قاپ حرفه يي را به تله انداخت
يک سارق سابقه دار با فنون دفاع شخصي يکي از کارآگاهان پليس آگاهي استان لرستان دستگير و روانه زندان شد.به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، سرهنگ کبکي رئيس پليس آگاهي استان لرستان با بيان اين خبر افزود؛ متهم اصلي با همدستي افراد تحت هدايت خود در گروه هاي مختلف ده ها فقره کيف قاپي را مرتکب شده بود.وي افزود؛ رسيدگي به اين پرونده با دريافت شکايات متعدد در شهرهاي مختلف استان لرستان آغاز شد و کارآگاهان با بررسي دقيق پرونده چند مجرم سابقه دار، دايره اطلاعاتي خود را به چند مظنون محدود و با کنترل کامل و شبانه روزي آنها متهم اصلي را شناسايي کردند. سپس چند تيم عملياتي به صورت همزمان محل هاي مشکوک را که احتمال مخفي شدن متهم در آنجا وجود داشت مورد بازرسي قرار دادند تا اينکه يکي از کارآگاهان که در حال گشت نامحسوس بود مشاهده کرد کيف يکي از شهروندان به سرعت قاپيده شد و سارق به سرعت در حال فرار است. پس از چند دقيقه تعقيب و گريز،سارق که خود را در چنگ مامور پليس مي ديد به وي حمله کرد ولي کارآگاه با به کارگيري فنون دفاع شخصي و حرکات رزمي او را دستگير و به پليس آگاهي منتقل کرد. متهم در تحقيقات اوليه به ده ها فقره کيف قاپي و سرقت از مغازه اعتراف کرد و در بازرسي از محل اختفاي سارق مقادير قابل توجهي اموال مسروقه کشف و ضبط شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام