
مهدي غني
اختلاف در ميان دو نحله شيعه و سني از جمله مسائلي است که اين روزها به سطح عوام جامعه کشيده شده و برخي دانسته يا ندانسته روي مسائلي تاکيد مي کنند که اين شکاف را دامن زده و عميق تر، مقدس تر و گسترده تر مي کند. سوژه ها و موضوعاتي تاريخي را که اکثراً نيز از صحت و سنديت برخوردار نيست طرح کرده و با شکلي احساسي در مجامع مذهبي به عنوان اصل مسلم اسلامي در ذهن مردم بي اطلاع مي گنجانند.
متاسفانه روحانيان بيدار و آگاه و همچنين دلسوزان به سرنوشت کشور و مردم نسبت به اين روند توجه کافي نکردند و از برخورد و نقد اين افکار نادرست پرهيزکردند و ميدان را براي آنان باز گذاشتند؛ به نحوي که امروز برخي طرح مسائل تفرقه انگيز را به عنوان يک رسالت ديني و مذهبي تلقي مي کنند. کار را به جايي رساندند که مقام رهبري چنان موضع تندي گرفتند و در جمع مردم کردستان اين گونه افراد را به عنوان مزدور دشمنان معرفي کردند.
اما نکته يي که قابل توجه همه ايرانيان دلسوز است اين است که مساله تفرقه افکني ميان شيعه و سني و ساير فرقه هاي مذهبي کار اين چند سال اخير نيست بلکه از ابتداي انقلاب روي آن برنامه ريزي شده و براي جا انداختن آن دست هايي در کار بوده است. امام خميني به عنوان رهبر انقلاب و همچنين به عنوان يک مرجع ديني از همان روزهاي اول انقلاب نسبت به اين مساله حساسيت ويژه داشتند و به طور مستمر آن را رصد مي کردند. تنها هفت روز از پيروزي انقلاب اسلامي گذشته بود که ايشان روي اين مساله دست گذاشتند.
اختلاف فرقه يي خطري ملي و مذهبي
ايشان در 29 بهمن 1357 در پيام به مردم کردستان چنين مي گويند؛ «نهضت اسلامي ايران مظهر برادري شيعه و سني و همگامي نژادهاي مختلف کشور ايران است. شما خواهران و برادران عزيز بايد توجه داشته باشيد که دشمن اصلي يعني استعمار هنوز با وسايل مختلف دست اندرکار سنگ اندازي و تفرقه افکني است.»1
اما اين تحليل ايشان نکته يي مقطعي و گذرا نبود که يک بار گفته شده و به فراموشي سپرده شود. ايشان در هر مناسبتي روي اين مسائل تاکيد مي ورزيدند. به عنوان مثال تنها هفت روز بعد از اين پيام در ديدار با روحانيون منطقه سيستان و بلوچستان بار ديگر اين مساله را پيش کشيده و آن را به عنوان يک سم کشنده معرفي کرده و به تفصيل درباره اهميت آن سخن گفتند؛ «....اختلافات الان سم قاتلي است که اگر چنانچه خداي نخواسته اختلاف پيدا بشود بازبرمي گردد به آن دوره جنايات به فرم ديگر. آنهايي که علاقه به اسلام دارند، آنهايي که علاقه به ملت اسلام دارند، آنهايي که علاقه به کشور دارند اينها همه موظفند که در اين زمان که بالاتر و حساس تر زمان هاست که بر ايران مي گذرد همه با هم برادر باشند، همه با هم رفيق باشند و همه با هم دست به هم بدهند... اگر اختلافات بشود اين گردنگير همه ماست و همه پيش خداي تبارک و تعالي مقصر هستيم...»2
عبارات ذکرشده در فراز فوق جاي تامل دارد. ايشان تفرقه افکني ميان شيعه و سني را هم يک مساله ديني و هم يک مساله ملي و ميهني مي داند و تاکيد مي کند آنها که به اسلام علاقه دارند و آنها که به کشور علاقه دارند بايد به اين مساله توجه داشته باشند. يعني ايشان به درستي مساله اختلاف شيعه و سني را هم خطري براي جهان اسلام و هم خطري براي کشور و ميهن مي دانند.
نفي تبعيض
در حالي که برخي مساله حضرت زهرا(س) را تبديل به موضوعي اختلاف انگيز ميان شيعه و سني کرده و به بهانه دفاع از ايشان به اعتقادات اهل سنت حمله مي کنند، امام خميني به مناسبت ولادت حضرت فاطمه با هموطنان اهل سنت ديدار کرده و پيام وحدت مي دهند. با کمال شگفتي شاهديم کساني که دم از ولايت مي زنند درست برخلاف رويه امام اول شيعيان حضرت علي (ع) رفتار مي کنند؛ رهبري که 23 سال براي حفظ وحدت مسلمين بعد از پيامبر تلاش کرد و حتي نام فرزندان خود را عثمان و عمر گذاشت تا هيچ بهانه يي و دليلي براي تفرقه انگيزي باقي نماند، کسي که خليفه دوم را از رفتن به جنگ به دليل احتمال کشته شدن منع مي کند تا مبادا محور آسياب مسلمين و مرکز اتحاد آنان از بين برود. آنگاه کساني به ادعاي پيروي او از کشته شدن وي تمجيد مي کنند.
امام خميني نيز با آشنايي با تعاليم اسلام و به پيروي از امام اول شيعيان در روز ولادت حضرت فاطمه (س) در 26 ارديبهشت 1358 در جمع خواهران اهل سنت اورامانات مي گويند؛ «برادرهاي سني ما بدانند که تبليغاتي که مي شود که ما با آنها چه هستيم صحيح نيست. همه ما برادريم. حقوق همه محفوظ است. همه مساوي هستيم...» 3
درباره همين مضمون حدود سه هفته قبل از اين تاريخ هم دو بار در سخنراني شان صحبت کردند. نهم فروردين 1358 در اين باره مي گويند؛ «برادرهاي سني ما مثل ما هستند، با ما هيچ فرقي ندارند در حقوق. حقوق همه آنها داده خواهد شد... به حرف اشخاصي که بين آنها مي خواهند تفرقه بيندازند، مي خواهند به اسم سني و شيعه بين ما برادرها را جدايي بيندازند و منافع ما را به جيب ديگران بکنند. به حرف اينها اعتنا نکنيد.»4سه روز بعد 12 فروردين ماه نيز امام خميني در همين باره چنين مي گويند؛ «اشخاص سفيد و سياه، اشخاص و گروه هاي مختلف شيعه و سني، عرب و عجم، ترک و غيرترک و... به هيچ وجه امتيازي ندارند. قرآن کريم امتياز را به عدالت و به تقوا دانسته است.»5
نه شيعه نه سني
برخي مردم عوام گمان مي کنند کساني که به بهانه دفاع از ائمه شيعي يا حق حضرت علي (ع) يا انتقام فاطمه (س) و... به اعتقادات اهل سنت اهانت مي کنند واقعاً دلسوز اسلام اند. همان گونه برخي مردم عوام ديگر نيز کساني را که در ميان اهل سنت به اعتقادات شيعه مي تازند و حکم تکفير صادر مي کنند ديندارتر و متدين تر از علماي بيدار و آگاه اهل سنت مي شمرند. اما واقعيت اين است که هيچ کدام از اين دو دسته با مباني دين اسلام آشنايي ندارند اگر به قول مقام رهبري مزدور نباشند. اين بر عهده علماي بيدار طرفين است که به آگاه سازي جامعه بپردازند.
امام خميني از هر فرصتي براي افشا کردن اين توطئه بزرگ استفاده مي کردند. ايشان صراحتاً تفرقه افکنان را مزدور و عامل دشمنان برشمردند. در 27 مردادماه 1359 در يک ديدار مردمي اعلام کردند؛ «آنهايي که مي خواهند ايجاد تفرقه بکنند اينها نه اهل سنت هستند و نه اهل تشيع هستند. آنها کساني هستند که کارگردانان دولت هاي ابرقدرت هستند. در خدمت آنها هستند. آنهايي که کوشش دارند بين برادرهاي اهل سنت ما با برادرهاي اهل تشيع تفرقه بيندازند. اينها اشخاصي هستند که براي دشمن اسلام، براي دشمن هاي اسلام مشغول توطئه هستند و مي خواهند دشمن هاي اسلام را بر مسلمين غالب کنند. آنها طرفدار امريکا هستند، بعضي طرفدار شوروي هستند...» 6همين مضمون را ايشان در جمع روحانيون اهل سنت کردستان در تاريخ نهم خردادماه 1360 بيان کرده اند؛ «آنهايي که مي خواهند بين اهل سنت و اهل تشيع فاصله ايجاد کنند نه سني هستند نه شيعه. اينها اصلاً به اسلام کار ندارند والا کسي که به اسلام اعتقاد داشته باشد، در يک زماني که با وحدت همه مسلمين بايد پيشروي کنيم و پيروز شويم ان شاء الله اين نمي آيد دامن بزند به اختلاف و مسائل اختلافي را طرح کند. اينها نيست جز اينکه اشاره يي از خارج هست...» 7
در همين زمينه باز در تاريخ 31 خرداد 1362 در جمع ائمه جمعه خراسان اين احساس خطر خود را بروز داده و اعلام کردند؛ «الان کساني که مخالف با اسلام هستند و دارند پخش مي کنند مطالبي را، مي خواهند بين برادرهاي شيعه و سني اختلاف ايجاد کنند. اينها نه خيرخواه شيعه هستند نه خيرخواه سني و اينها با اسلام مخالفند.» 8
شروع اين توطئه
اگر امروز در برخي محافل و هيات هاي مذهبي به ظاهر شيعي طرح سخنان و موضوعات تفرقه انگيز نقل مجلس شده است و از آن سو نيز کساني به نام اهل سنت عليه شيعيان تفرقه افکني مي کنند ريشه هاي تاريخي دارد و سال هاست روي آن کار هدفدار شده است. متاسفانه برخي با ناآگاهي و برخي با عدم توجه و غفلت در اين ساليان که کم هم نبود از کنار اين مسائل گذشتند و اهميت آن را درنيافتند. امام خميني در سال 1360 نسبت به رواج اين توطئه در کشور هشدار داده اند. ايشان در 24 فروردين ماه 1360 در جمع اهالي ترکمن صحرا و گنبد که برادران اهل سنت در آنجا هستند و در اين روز به ديدار ايشان آمده بودند، چنين اعلام خطر مي کنند؛ «الان اجتماعاتي هست که به اسم شيعه و سني بنا بر اختلاف دارند... نقشه اختلاف بين برادران را ريختند و دنبال او در کشور خودمان هم اشخاصي دارند همان نقشه را پياده مي کنند. غافل از آنکه اگر اين قدرت هاي بزرگ برگردند...» 9نکته يي که در همين جا ذکر آن لازم است اين است که امام خميني گرچه خود يک مرجع شيعي بودند اما در مقام رهبري خود را رهبر تمامي ملت ايران اعم از شيعه و سني و ارمني و... دانسته و به همه آنها به چشم شهروند مي نگريستند و هرازچندگاهي ملاقاتي با آنها داشتند.
امام خميني همچنين در 25 مردادماه 1361 در جمع ائمه جمعه استان بوشهر در اين باره گفته اند؛ «چند روز قبل نامه يي به من نوشتند در بعضي از مناطق مثل سيستان و باختران، افرادي در لباس مذهبي و در بعضي خطبه ها مسائل تفرقه افکني را عنوان کرده اند، خود برادران اهل سنت هم به آنها اعتراض کرده و گفته اند حالا وقت اين حرف ها نيست... کساني که پيغمبرشان و دين شان يکي است همراه و برادر باشند. لکن افرادي کوشش مي کنند که تفرقه ايجاد کنند و شما خوب مي دانيد که چه کساني از تفرقه سود مي برند...»10
حج عامل وحدت يا تفرقه
در تمامي قرون گذشته و از نظر تمامي فرقه هاي اسلامي حج مظهر و نماد وحدت مسلمين تلقي مي شده است. نفي هر گونه تبعيض و تمايز و يکرنگي و يک سويي در اين مراسم از ويژگي هاي اصلي آن است. اما مدتي است با کمال تاسف مشاهده مي کنيم برخي از روي ناآگاهي اين مراسم را هم به شائبه هاي تفرقه ا فکنانه آلوده مي کنند. برخي با تاکيد بيش از اندازه بر مساله بقيع، خانه خدا را از محوريت حج خارج کرده و راهي را مي روند که با مشي واقعي همان ائمه يي که مقبول شان است، منافات آشکار دارد. باز هم متاسفانه در اين زمينه با بي توجهي روحانيان مسوول و آگاه مواجه بوده ايم در حالي که امام خميني اين خطر را 25 سال پيش ديده و نسبت به آن هشدار داده اند. ايشان در آن زمان چنان نسبت به اين پديده احساس خطر کرده اند که آن را «پديده شيطاني» ناميده اند. ايشان بطن اين توطئه را شکافته اند و به وضوح بيان کرده اند. شگفت است که چطور روحانيان و نيروهاي پيرو ايشان از کنار اين گفتار صريح گذشته اند. ايشان اعلام مي کنند با اسم اسلام و قرآن و سنت مي خواهند اسلام و قرآن و سنت را از ميان مسلمين براندازند. به اين سخنان که در تاريخ 4 شهريور 1363 به مناسبت عيد قربان خطاب به حجاج و مسلمانان جهان ايراد شده است، توجه کنيد؛ «در مراسم حج ممکن است اشخاصي از قبيل ملاهاي وابسته به خود را وادار کنند که اختلاف بين شيعه و سني ايجاد کنند و آنقدر به اين پديده شيطاني دامن زنند که بعضي ساده دلان باورکنند و موجب تفرقه و فساد شوند. برادران و خواهران هر دو فرقه بايد هوشيار باشند و بدانند اين کوردلان جيره خوار با اسم اسلام و قرآن مجيد و سنت پيامبر مي خواهند اسلام و قرآن و سنت را از بين مسلمين برچينند يا لااقل به انحراف کشانند.»
ايشان در ادامه حتي بر حجاج تکليف مي کنند که نه تنها با اين مسائل همنوا نشوند بلکه با آن برخوردکنند؛ «تکليف الهي حجاج است که اگر مطلبي از گويندگان شنيدند که بوي ايجاد اختلاف بين صفوف مسلمانان را مي دهد، انکارکنند...» 11
لازم است خوانندگان به عبارت به کاررفته در اين پيام توجه کنند؛ به خصوص که اين پيام مکتوب بوده و طبعاً روي عبارات و واژه هاي به کاررفته توجه و دقت بيشتري نسبت به سخنراني بوده است. از يک سو واژه «تکليف الهي» است که برخورد و مقابله با اين اعمال تفرقه انگيز را واجب مي کند و از سويي عبارت «بوي ايجاد اختلاف» مساله را غامض تر و حساس تر مي کند. يعني حتي در مقابل گفتار و رفتارهايي که صراحتاً هم تفرقه انگيز نيست اما بوي اختلاف از آن به مشام مي رسد بايد ايستاد. به راستي آيا آن بوهايي که در طول اين ساليان مشام ما را نيازرد وضعيت امروز را به ارمغان نياورده است؟ اگر امام خميني زنده بودند، چه مي کردند؟
اگر امام خميني زنده بودند و وضعيت امروز را مي ديدند، چه مي کردند که به رغم همه آن هشدارها روزي مسوولان وقت مدعي مي شوند نظرکرده امام زمان هستند و در کتابي که درباره ظهور ايشان چاپ مي کنند امام زماني را معرفي مي کنند که در دهه 80 شمسي ظهور مي کند و با امريکا و ناتو پيمان صلح منعقد مي کند 12و سپس به مدينه رفته و به قلع و قمع اهل سنت و انتقام گيري از دو خليفه اول مي پردازد.13 امام زماني هم پيمان با امريکا و دشمن اهل سنت،، آيا امام خميني از غصه دق نمي کردند؟
پي نوشت ها؛------------------------
1- صحيفه نور، جلد6، صفحه 185
2- همان، جلد 6، ص 223 تاريخ 6 اسفند 1357
3- همان، ج 7، ص 336
4- همان، ج6، ص 433
5- همان، ج6، ص462
6- همان، ج13، ص 134
7- همان، ج14، ص382
8- همان، ج17، ص499
9- همان، ج14، ص288
10- همان، ج 6ص، 419
11- همان، ج19، ص 20
12- دکترسيدحسين سجادي، دهه ظهور دهه 80، انتشارات هاتف، چاپ اول1384، ص 93
13- همان، صص 118- 119