
نوشتن گاهي، گوياي همه درد نيست. نوشتن، گاهي حوصله مي خواهد و خواندنش حوصله بيشتر. شايد به همين دليل گاهي و حتي بيشتر از گاهي، عکس ها حکم آخر را صادر مي کنند؛ مثل پريشان. وقتي همه نوشتند اين درياچه به آتش کشيده شده، وقتي همه نوشتند براي احداث يک جاده اين تالاب پريشان تر شده، کمتر کسي ديد و شنيد. اما وقتي تصاوير لاک پشت ها و پرنده هاي به آتش کشيده شده به نمايش گذاشته شد، همه فهميدند درياچه يي وجود دارد به نام پريشان که به قيمت احداث يک جاده هزاران لاک پشت و پرنده در آن سوختند. از اين دست اتفاقات در محيط زيست ايران بسيار است. در اين سال ها تماشاي مناظر طبيعي براي طبيعت گردان تلخ و گس است. آنها به خوبي مي بينند چگونه طبيعت ايران بيمار و بيمار تر مي شود. عريان تر و خالي تر و بي جان تر و غم بارتر. محيط زيست ايران، دو سالي است از جايگاه بين المللي خود تنزل پيدا کرده است. اين را آمار ها مي گويند و تصاويري که فقط چند نمونه آن پيش روي چشمان ماست. محيط زيست ايران چند سالي است که به جان دادن افتاده است. اين را از مصوبات و تصميمات و جاده سازي ها و تخريب ها مي توان درک کرد که نتايج آن نيز قابل مشاهده است. انقراض گونه يي گياهي و حيواني از يک سو و تخريب عرصه هاي منابع طبيعي از سوي ديگر، همه با هم دست به دست هم دادند تا امسال روز جهاني محيط زيست در ايران در هوايي ابري برگزار شود. چند روز پيش رئيس سازمان محيط زيست خراسان شمالي به خاطر شکار غيرمجاز و دخالت در محيط زيست از انقراض 10 گونه جانوري خبر داد. ما به سوي توسعه گام برمي داريم و روي سربرگ قراردادها عنوان توسعه پايدار را مي نويسيم و فراموش مي کنيم هر سال بر فهرست قرمز هاي ما افزون تر مي شود؛ فهرست هاي قرمز تالاب ها، درختان، جانوران و...