دکتر مسعود فلسفي*
اگر انتخابات فرصتي باشد تا نامزدهاي انتخاباتي مطالبات بحق مردم را بتوانند بازگو کنند و فضاي جامعه دموکراتيزه شود و با موانع پيدا و نهان جنبش اصلاح طلبانه مردم ايران برخورد قاطع کند، در بين نامزدهاي موجود انصافاً چه کسي بهتر از کروبي و تيم کارشناسي سياسي و تکنوکرات همراه او اين مهم را انجام داده اند. به فرض قاطع و با دلايل ذيل الذکر مي توان گفت کروبي يک گام جلوتر از ساير کانديداها قرار دارد.
1- موضع گيري شفاف و صريح ايشان در مقابل سردار فيروزآبادي مبني بر عدم دخالت دادن نيروي انتظامي در انتخابات بنا به گفته حضرت امام(ره)، مقام معظم رهبري، نص صريح قانون اساسي.
2- طرح بازنگري در قانون اساسي در مواردي مانند برخورد با نظارت استصوابي با ابزار و راهکارهاي قانوني بايد توجه کرد که نظارت استصوابي از موانع حقوق شهروندي است. که با روح دموکراتيک و پروسه مبارزات اصلاح طلبانه مردم شريف ايران تضادي آشکار دارد و حقوق شهروندي مردم را در انتخابات از مردم سلب مي کند. به راستي چه کسي جز شيخ اصلاحات در اين مورد به خصوص که يکي از مهم ترين اصلاحات ساختاري محسوب مي شود، با شوراي محترم نگهبان وارد مناقشه شده است. اگر اين دفاع از حقوق شهروندي نيست، پس چه چيزي حقوق شهروندي محسوب مي شود. پيشنهاد بازنگري در قانون اساسي از جمله موارد مرزبندي سياسي کروبي با ساير کانديداهاي محترم است که قابل توجه و حائز اهميت است.
3- فارغ از تبليغات زهرآگين دشمنان جمهوري اسلامي در ارتباط با حقوق بشر که به نظر من حقوق بشر را وسيله قرار داده اند که اصل نظام را نشانه روند و چون از روند مبارزات مردم ايران و وفاداري شان به انقلاب و کشور بي خبرند و هميشه به بيراهه رفته اند اما در يک گفتمان «مسالمت آميز و مدافع انقلاب و نظام» بايد بپذيريم گفتمان حقوق بشري نيز از جمله مطالبات مردم ايران است. آقاي کروبي در شعارهاي انتخاباتي مخالفت خود را با اعدام کودکان زير 18 سال اعلام کردند که موجب برافروخته شدن جناب حسين شريعتمداري و ساير کيهان نشينان شد و چه زيبا بود جواب شيخ اصلاحات که من «سعيد سيرجاني نيستم. شيخ مهدي کروبي هستم». کساني که با پيچ و خم سياست آشنايي دارند، بايد از اين پاسخ شجاعانه و صريح مطلب را گرفته باشند که کروبي در کجاي جنبش اصلاح طلبانه مردم ايران قرار دارد و پرچمدار اصلاحات کيست.
4- دفاع از قوميت هاي نژادي و مذهبي؛ مورد فوق آشکارا در قانون اساسي آمده است و متاسفانه تا به امروز معطل مانده. باز هم کروبي بسيار صريح و بي پرده از حقوق بحق اقوام متنوع و شريف مردم ايران از کرد و بلوچ و سيستاني و ترکمن دفاع کرده و در اتحاد اهل تسنن و تشيع پافشاري کرده که اين مواضع اگر اجرايي شود در واقع نظام مقدس جمهوري اسلامي از استحکام بيشتري برخوردار خواهد شد و «اپوزيسيون برانداز» را چه در داخل و چه در خارج خلع سلاح خواهد کرد.
5- دفاع از حقوق زنان؛ باز هم اعتقاد دارم شيخ اصلاحات يک گام جلوتر از سايرين است نه به اين خاطر که اعلام کرده يک وزير زن در کابينه ام خواهم داشت بلکه مهم تر از آن، اعلام موضع ايشان در ارتباط با پيوستن به کنوانسيون جهاني رفع تبعيض عليه زنان که در دوره ششم مجلس شوراي اسلامي تصويب شد و پس از مخالفت شوراي نگهبان به تشخيص مصلحت رفت و سپس در بايگاني قرار گرفت، ايشان به عنوان وعده انتخاباتي قول داد با حق تحفظ نسبت به اين مهم با استفاده از اختيارات رياست جمهوري از کانال هاي قانوني در اين راستا تلاش خود را خواهد کرد.
بايد توجه کرد يکي از وظايف مهم رئيس جمهور اجرايي کردن حقوق شهروندي مردم مندرج در قانون اساسي است. پيوستن به کنوانسيون ها و سازمان هاي جهاني با حق تحفظ از اصول اسلامي از نصوص صريح قانون اساسي است.
6- بنده بر اين باور نيستم که رئيس جمهور معجزه خواهد کرد. عرصه و ميدان سياست ميدان واقعيت ها است. نبايد تخيل گرا و ايده آليست بود و از رئيس جمهور توقعات حداکثري داشت اما مطمئن هستم در بين کانديداهاي موجود که خواهان تغيير شرايط فعلي هستند، اين کروبي است که از شروع مبارزات اصلاح طلبانه مردم ايران پرچمدار اصلاحات و در تمام بحران ها مرد ميدان بوده و وظيفه خود را انجام داده است؛دفاع از زندانيان سياسي، دفاع از لقمانيان تا ترک مجلس، دفاع جانانه از آقاجري به رغم اختلاف مواضع با ايشان، دفاع از دانشجويان ستاره دار، دفاع از استادان دگرانديش و... واقعاً بي جهت نيست که سازمان ادوار تحکيم وحدت پس از گفت وگوهاي طولاني و رايزني با ساير نامزدهاي انتخاباتي ايشان را ارجح دانست. برادران ادوار تحکيم و متعاقب آن جنبش دانشجويي از نامزدي ايشان براي تصرف پست رياست جمهوري دفاع کرد.
ترديدي ندارم کسي از تعهد عمادالدين باقي و احمد زيدآبادي به پايبندي به مبارزات حقوق بشري و مبارزات اصلاح طلبانه شک و ترديد داشته باشد چون اين برادران در راستاي مبارزات خود هزينه آن را نيز پرداخته اند.
جان کلام اينکه چون اين برادران در راستاي مبارزات خود هزينه آن را نيز پرداخته اند، تيم ستاد انتخاباتي کروبي از ساير نامزدهاي انتخاباتي به مراتب باتجربه تر، پخته تر و کارآزموده تر و از همه مهم تر اينکه هر کدام از مشاوراني که کنار آقاي کروبي هستند مانند خود او از مبارزان دوران قبل از انقلاب بودند و در دوران اصلاحات جزء کساني بودند که هزينه مبارزات اصلاح طلبانه مردم ايران را به عنوان پيشتازان اين مبارزه پرداخت کرده اند. در انتخابات لحظه حساس و خطير فعلي کشور مهم ترين مساله شرکت در انتخابات است.
صحنه را براي رقيب باقي نگذاريم. روز 22 خرداد پرشور به پاي صندوق هاي راي بياييم و هر که را اصلح مي دانيم، انتخاب کنيم. مهم تر از انتخاب فرد براي به سرانجام رساندن پروسه اصلاح طلبي شرکت در انتخابات است. ملت شريف ايران براي حفظ انقلاب مام وطن در اين لحظات حساس و خطير براي افزايش ضريب امنيت سياسي در صحنه داخلي و خارجي بايد با استفاده از يک فرصت در انتخابات شرکت کرده و با انتخاب نامزد مورد نظر خود ضريب مشارکت عمومي را بالا ببرد که امروزه در فن مملکت داري افزايش مشارکت عمومي فارغ از اينکه چه کسي انتخاب مي شود از مهم ترين مسائل است.
به ياد داشته باشيد اصلاح طلبي پروسه است، برنامه نيست. راه طولاني در پيش داريم. انتخابات يک ايستگاه آن است. با حضور در اولين ايستگاه دشمنان دين و انقلاب و وطن عزيزمان را ناکام بگذاريم. غافل نشويم که غفلت و پشيماني سودي ندارد. اگر ضمانت اجرايي هر کانديداي اصلاح طلب را در تحقق وعده هاي انتخاباتي خود يکسان فرض کنيم باز اين شيخ اصلاحات است که در وفاي به عهد نسبت به ديگران بيشتر قابل اطمينان است و گذشته ايشان بيانگر اين مهم است. کروبي اهل عهدشکني نيست در پيمان و ميثاق با مردم همراه هيات کارشناسي خود تمام همت خود را به کار خواهد برد تا موفق شود از موانع عبور کند و چنانچه موانع قابل عبور نبود، به قول خود شفاف مشکلات را با مردم نه به صورت کلي و به قولي فرافکني و کلي گويي، بلکه مصداقي و روشن با مردم در ميان خواهد گذاشت. اين هم از خصوصيات و ويژگي شيخ است. قدر او را بدانيم و از فرصت استفاده کنيم. در سياست چنانچه از فرصت ها استفاده نکنيم، اي بسا فرصت ها خداي نکرده تبديل به تهديد شود.
* فعال سياسي و عضو حزب اعتماد ملي