سه شنبه، 12 خرداد 1388 - شماره 1966
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
تداوم اصلاح طلبي
عيسي سحرخيز

با نگاهي اجمالي مي توان فهميد انتخابات دوره دهم از نظر کيفي موقعيت بسيار متفاوتي نسبت به دوره هاي پيشين دارد. علت اين امر آن است که رقابت بسيار جدي در اين دوره شکل گرفته و نيروهاي کيفي تري چه از جريان هاي سياسي و چه از کنشگران اجتماعي با جديت و حساسيت بيشتري اين مساله را دنبال مي کنند. بايد اشاره کرد اين نيروها تنها در پي اين نيستند نامزد مورد نظرشان در انتخابات پيروز شود بلکه به دنبال اين هستند گفتماني که از آن حمايت مي کنند، در سطح جامعه غالب شود و مطالباتي که دنبال مي کنند در برنامه هاي نامزدها گنجانده شود.

اين دوره، اولين دوره انتخابات رياست جمهوري در تاريخ ايران است که ما با کانديدايي مواجه هستيم که در حال حاضر رئيس جمهور است ولي هيچ تضميني براي راي مجدد مردم به وي وجود ندارد و نامزدهاي ديگر هدف اصلي خود را تغيير مديريت اجرايي کشور قرار داده اند. اين خواسته و هدف به تدريج به گفتمان غالب در سطح جامعه منجر شده است. اما اگر بخواهيم اين دوره را به لحاظ تعدد کانديداهاي اصلاح طلب با انتخابات سال 84 مقايسه کنيم بايد تصريح کرد فضا به طور کلي عوض شده است. در آن انتخابات رقابت به طور گسترده و پراکنده يي شکل گرفته بود و تعداد نامزدها نيز دوبرابر دوره فعلي بود. در ضمن به تعبير نگارنده، هيچ کانديدايي در اين دوره نمي تواند در مرحله اول پنجاه به علاوه يک راي را به دست آورد. بنابراين احتمال به دور دوم کشيده شدن انتخابات بسيار بالاست و ضرورتي وجود ندارد که کانديداهاي اصلاح طلب به نفع هم از صحنه رقابت کنار روند بلکه در اين فضا تکثر و تعدد نامزدها باعث افزايش مشارکت شده و احتمال پيروزي مجدد رئيس دولت نهم کاهش مي يابد.

در بررسي پرونده اصلاح طلبان در اين چهار سالي که از قدرت دور بودند، بايد به چند نکته اشاره کرد؛ نکته اول اينکه اصلاح طلبان در اين چهار سال گفتمان اصلاحات را در سطح وسيع پياده کردند. درست است که در انتخابات 84 اصلاح طلبان شکست خوردند اما مي بينيم چهره هاي اصلاح طلب با اقبال عمومي مواجه شده اند. اين امر بيانگر آن است که در اين چهار سال ناکارآمدي دولت نهم و از آن سو فعاليت اصلاح طلبان در زير لايه هاي اجتماعي به گونه يي بود که گفتمان اصلاحات را به صورت گسترده در سطح جامعه مطرح کرد و از لحاظ کيفي بالا برد.

نکته دوم تشکيل حزب منسجمي از جانب گروهي از اصلاح طلبان بود. لازم به يادآوري نيست که حزب اعتماد ملي برآمده از انتخابات سال 84 بود و مهدي کروبي به عنوان نامزدي که در آن دوره پيروز نشد، مي بينيم در اين دوره به صورت گسترده و قاطع حضور دارد. احزاب و گروه هاي ديگر هم درست است که در اين چهار سال تحت فشار بودند و نمي توانستند نشريه يا ارگان حزبي داشته باشند، شروع به بازسازي خود کردند. آنها در قدم اول يک نقد دروني انجام دادند. اگرچه اين نقد دروني در سطح جامعه مطرح نشد اما در درون تشکيلات اين کار صورت گرفت. آنها به برطرف کردن نقاط ضعف و تقويت نقاط مثبت خود پرداختند و به نوعي بازسازي تشکيلاتي انجام دادند. به اين ترتيب نوعي عضوگيري تشکيلاتي انجام شد. اين احزاب در شهرستان ها به تقويت نهاد خود پرداختند و دوره هاي آموزشي تشکيل دادند. اصلاح طلبان به رغم تمام فشارها به کار خود ادامه داده و شروع به عضوگيري کردند. دوره هاي تشکيلاتي و هماهنگي گذاشتند و آنقدر اين جنبه گسترده شد که حاکميت حساس شد و از ادامه روند جلوگيري کرد.

نکته بعدي اينکه اصلاح طلبان در اين دوره به سمت نوعي همگرايي رفتند. در واقع از آن شکست تجربه کسب کردند. اگرچه در انتخابات فعلي همان طور که عنوان شد تکثر نامزدها مفيد است - هر چند در مرحله دوم انتخابات اگر يکي از نامزدهاي راه يافته محمود احمدي نژاد باشد، طبيعتاً اصلاح طلبان در کنار هم قرار مي گيرند - اما تجربه شکست 84 باعث شد اصلاح طلبان نوعي کار ائتلافي را در دستور کار خود قرار دهند. احزاب و گروه ها ديگر دنبال اين نيستند که کانديدايي از حزب و گروه خود داشته باشند و لزوماً از تشکيلات خود بايد تيم اصلي انتخاباتي را شکل دهند.

از اين موارد بسيار مي توان برشمرد. کارهاي فراواني توسط اصلاح طلبان در اين چهار سال انجام شده و دور بودن از قدرت دليلي بر انزوا و سکوت آنها نبوده است. در واقع انتخابات پيش رو به نوعي تجربه اندوزي از انتخابات گذشته، شناخت بيشتر حريف و راه هاي مقابله با آنهاست. از جمله آن مي توان به بحث صيانت از آرا اشاره کرد که پيگيري هاي جدي از جانب اصلاح طلبان صورت گرفته است تا انحرافي در انتخابات صورت نگيرد.

از سوي ديگر بحث مناظره کانديداهاي رياست جمهوري در صداوسيما اين روزها داغ شده است. ابتدا بايد نقدي بر صداوسيما وارد کرد که چرا ترتيبي اتخاذ نمي کند تا در اين مناظره ها، کارشناسان و مشاوران کانديداها با حوصله و ظرافت هاي خاص کارشناسي به تحليل و تفسير برنامه ها بپردازند. اگر اين اتفاق مي افتاد در ارتقاي کيفي جامعه بسيار موثر بود و در جهت شناخت مردم از برنامه احزاب و گروه ها تاثير مثبتي داشت و مردم مي توانستند با شناخت بيشتري مسائل را پيگيري کنند. اين مناظره ها فضا و امکاني را مي دهد که در شرايطي که روزنامه هاي ما دچار سانسور و خودسانسوري هستند و همه حرف ها را نمي توانند بزنند و به ويژه اهداف و برنامه هاي کانديداها را مطرح کنند، براي اينکه گفت وگوي رودررو با مردم داشته باشند.

مردم تاکنون به دليل آنکه فقط بخشي از حاکميت را مي ديدند، يک چهره تک بعدي از ايران و ايراني را شاهد بودند. اما اين مناظره ها حداقل فرصتي فراهم مي کند که سياست هاي ناکارآمد دولت نهم که با ارائه آمار و ارقام نادرست آن را مي پوشانند، برملا شود و مردم بتوانند قضاوت کنند. اين قدم به هر حال مثبت است و بايد به آن اميدوار بوده و به اين نکته توجه کنيم که وقتي از بسياري از کساني که سوال مي شود به چه کسي راي خواهند داد، پاسخ مي دهند ابتدا بايد مناظره ها را ببينند و بعد از مقايسه و تحليل دست به انتخاب بزنند.

مي دانيم که امروز جمعيت بزرگي از مردم هنوز تصميم نگرفته اند که در انتخابات شرکت کنند يا خير. اين مناظره ها تاثير فراواني بر راي اين بخش از جامعه خواهد گذاشت. بسياري از کساني هم که در انتخابات شرکت مي کنند، هنوز نمي دانند به چه کسي راي خواهند داد. بنابراين اين مناظره ها و گفت وگوهاي رودررو تاثير فراواني در آراي شناور جامعه خواهد گذاشت.

اولين چيزي که نامزدها در اين مناظره ها بايد به آن اشاره کنند، نقد دولت است. کانديداها بايد بيان کنند دولت نهم چه نقاط ضعفي داشته و مردم را که مدت ها تحت تاثير تبليغات رسانه هاي اصولگرا بوده اند، آگاه کنند.

نکته دوم اين است که بعد از نقد دولت برنامه هاي خود را که عمدتاً مبتني بر خواست و مطالبات مردم است، مطرح کنند.

گام بعدي اين است که بيان کنند از چه ابزار و روش هايي براي اجراي برنامه هاي خود استفاده خواهند کرد و چه تضمين هاي عملي را مي توانند بدهند.

بايد توجه کرد که گروهي از مردم به دليل شعارزدگي و اينکه دائم شعار شنيده اند در انتخابات شرکت نمي کنند. استدلال شان هم اين است که چه تضميني وجود دارد اين نامزدها شعار ندهند و در آينده وعده هاي خود را عملي کنند. در واقع يک بي اعتمادي عميق در مردم وجود دارد که اين شعارها اگرچه مطلوب است اما تضمين اجرايي ندارد و يک شخص و جريان خاص است که حرف نهايي را مي زند.

به اين ترتيب کانديداها در مناظره هاي راديو و تلويزيوني خود بايد به مردم بگويند چه ضمانت اجرايي براي وعده هاي خود دارند و اينکه اگر جريان قدرت در مقابل اينها ايستاد چگونه مي توانند برنامه هاي خود را عملي کنند.

آنچه باعث مي شود نوعي شور و شوق و مشارکت مردمي را در صحنه انتخابات و به ويژه در يکي دو هفته اخير ببينيم، اين است که مردم در اين فضاي انتخاباتي توانسته اند به بيان خواسته ها و مطالبات خود بپردازند. همچنين از برنامه ها و سخنان کانديداهاي اصلاح طلب متوجه شده اند کشور در چه شرايط بحراني اداره مي شود و براي نجات کشور يک به يک مردم بايد حضور پيدا کنند.

مردم متوجه شده اند انتخاب مجدد محمود احمدي نژاد استمرار مشکلات اجرايي را رقم خواهد زد. دليل آن هم اين است که دولتي که در مرحله اول قرار دارد و رئيس آن هدف نامزدي مجدد در انتخابات را در سر دارد، بخشي از برنامه هاي خود را اعمال نمي کند. اما اگر انتخاب مجدد شد با اين ذهنيت که همه مردم دوباره او را پذيرفته اند، به تمامي برنامه هاي خود جامه عمل مي پوشاند و به نوعي اتخاذ تصميمات غيرکارشناسي را ادامه مي دهد.

به اين ترتيب دانشجويان کاملاً درک مي کنند که اگر در اين انتخابات شرکت نکنند و رئيس دولت نهم مجدداً بر سر کار آيد، هيچ روزنه يي براي فعاليت سياسي نخواهند داشت؛ جنبش هاي اجتماعي و صنفي نظير جنبش زنان، کارگران و... نيز همين طور.

مردم عادي با طرح هاي امنيت اجتماعي که به جاي امنيت، رعب و وحشت را براي مردم به ارمغان آورده است، روبه رو شده اند و به شدت ناراضي هستند.

متن جامعه متوجه شده است دولتي که با نفت بشکه يي 150 دلار نتواند رضايت و رفاه را در جامعه پياده کند، قطعاً با نفت يک سوم قيمت نمي تواند.

به همين دليل متن جامعه به شدت پيگير انتخابات است تا با چشم اندازي که انتخاب مجدد محمود احمدي نژاد مي تواند آن را به وجود آورد، مواجه نشوند.

اصلاح طلبان از سوي ديگر در پي آنند که کشور را به ريل اصلي خود و اوضاع را به چهار سال پيش بازگردانند.
احمدي نژاد و ترين ها
لطيف صفري*

آقاي احمدي نژاد و دولت و حاميانش از اينکه اقدامات خود را با واژه «ترين» به جامعه معرفي کنند، لذت مي برند. اما از اين ترين ها که بعضاً هم درست است چه خيري به ملت رسيده است، و بيان آنهايي که غيرواقع و نادرست بوده اند چه بر سر مردم آورده است؟ اين يک واقعيت است که احمدي نژاد قدرتمندترين رئيس جمهور ايران بوده است زيرا 1- دولت او بيشترين درآمد نفت و گاز يعني بالاترين قدرت مالي را داشته است.

2- دولت او از گسترده ترين حمايت قواي سه گانه و ارگان ها و نهادهاي لشگري و کشوري مراکز فرهنگي، تبليغاتي و مذهبي و... برخوردار بوده است.

3- رسانه ملي و ديگر رسانه هايي که از بودجه عمومي تغذيه مي کنند دربست در حمايت و تبليغ دولت آقاي احمدي نژاد بوده و هستند.

4- هر رسانه، انجمن - نهاد مدني و حتي شخصيت هاي حقيقي و حقوقي مثل رسانه هاي مستقل و فرهنگيان، دانشگاهيان و دانشجويان که نقد قدرت و اطلاع رساني درست جزء وظايف ذاتي آنها است اگر درصدد نقد دولت و بيان واقعيت ها و انحرافات آنها برآيند با برخورد شديد و ... مواجه مي شوند و حتي سايت هاي اينترنتي هم مسدود و محدود مي شوند.

5- در ادارات و ارگان هاي دولتي حق هميشه با حاميان احمدي نژاد است حتي در دولت همراهان رئيس جمهور يعني وزرا و مديران ارشد اقتصادي و سياسي به محض اعتراض به انحرافات و خاصه خرجي هاي دولت و رانت هاي وابسته بلافاصله از دولت اخراج مي شوند.

6- در حالي شعار ساده زيستي و مستضعف گرايي و مبارزه با مفاسد اقتصادي مي دهد که يکي از پولدارترين ها را به عنوان وزير به رياست انتخابات کل کشور مي گمارد.

اما با اين همه قدرت و ثروت چه گلي به سينه ملت و کشور زده است؟ با وجود درآمد 300 ميلياردي چهارساله نفت و گاز که بيشتر از مجموعه درآمد 16ساله مديريت دولت هاي هاشمي و خاتمي بوده است نه تنها رفاه و آسايش مردم را با وعده آوردن نفت سر سفره آنها تامين نکرده است که با گراني اقلام مورد نياز زندگي مردم و تورم 5/2 برابري از گذشته و توقف فعاليت بسياري از کارخانه ها و مراکز توليدي صنعتي و تقليل اقلام اصلي صادراتي و واردات بي رويه کالاهاي اساسي مثل شکر و برنج و چاي و گندم و پوشاک و... به خصوص با مديريت ناکارآمد و سليقه يي دولتي که با انحلال مراکز اصلي حساب و کتاب و برنامه ريزي اقتصادي و اخلال در سيستم اجرايي با بي برنامه ترين روش محاسباتي - بالاترين رقم بيکاري و بيشترين ناهنجاري هاي اجتماعي از قبيل اعتياد، بزه، ناامني هاي شغلي و رکود و توقف سرمايه گذاري ها - زمينه تشکيل بيشترين پرونده هاي قضايي را فراهم آورده است.

از بعد بين المللي و سياست خارجي عملکرد دستگاه متولي سياست خارجي و موضع گيري هاي سليقه يي آقاي احمدي نژاد موجب شده است دوستان ما از فقيرترين و کم اثرترين کشورها در مجامع بين المللي باشند.

کاش به جاي آمارسازي ها و اصرار بر بذل و بخشش هاي صدقه يي و نمايشي بي حساب و کتاب با اين همه درآمد نفتي به برنامه ريزي براي توسعه پايدار و سرمايه گذاري هاي اشتغال زا در جهت خودکفايي و استقلال اقتصادي کشور مي پرداختند.

به راستي اگر هدف آقاي احمدي نژاد از انتخاب مجدد خود براي دوره آينده ادامه راه دولت کنوني باشد سرنوشت ايران و جمهوري اسلامي در چهار سال آينده چگونه رقم مي خورد؟،

*نماينده ادوار مجلس
ديده بان
سه پرده از ديپلماسي دولت نهم

مريم جمشيدي

پرده اول؛

1- همايش جهان بدون صهيونيسم در پاييز 1384 در تهران برگزار مي شود و رئيس جمهوري ايران اعلام مي کند بايد اسرائيل را از روي نقشه کره زمين حذف کرد.

2- شوراي امنيت سازمان ملل پس از تلاش گسترده اسرائيل طي نشستي قطعنامه يي عليه ايران صادر مي کند.

3- سه سال و نيم بعد از آن، مشايي رئيس سازمان گردشگري که از قضا جزء نزديکان رئيس جمهوري است، در سخناني مردم اسرائيل را دوست مردم ايران مي خواند. اين گفته اعتراضات داخلي فراواني را برمي انگيزد.

4- سفر رئيس جمهوري ايران به سازمان ملل جهت شرکت در مجمع عمومي اين سازمان طبق روال هرساله انجام مي شود. قرار سخنراني در دانشگاه کاليفرنيا را براي محمود احمدي نژاد تنظيم مي کنند که با هشدار برخي فعالان سياسي و ديپلمات ها مواجه مي شود. به عقيده آنان با توجه به شخصيت رئيس دانشگاه که فردي اسرائيل دوست است، احتمال آنکه بي حرمتي به شخص رياست جمهوري ايران صورت گيرد زياد است. احمدي نژاد توصيه ها را نمي پذيرد و پيش بيني ها تحقق مي يابد.

5- مشابه اين اتفاق چند ماه قبل نيز در اجلاس دوربان 2 تکرار مي شود و محمود احمدي نژاد حتي به رغم هشدار دوستان اصولگرايش باز راهي سوئيس مي شود و حدود 40 نفر از مدعوين جلسه سخنراني رئيس جمهوري يک ملت 70 ميليون نفري را ترک مي کنند.

6- بحرين براي اولين بار پس از انقلاب رئيس جمهور ايران را دعوت مي کند تا مهمان اين کشور شود. محمود احمدي نژاد دعوت را پذيرفته و براي اولين بار به عنوان يک مقام ارشد راهي مسقط مي شود.

7- رئيس جمهور ايران چندي بعد در گردهمايي عربي ديگري تحت عنوان اجلاس شوراي همکاري خليج فارس حاضر مي شود در حالي که پشت سر آقاي احمدي نژاد، روي پرچم همايش با حروف بزرگ نوشته شده؛ خليج العربي.

8- ادعاهاي مقامات اماراتي درباره سه جزيره تحت مالکيت ايران تشديد يافته و اين در حالي است که حمايت باقي اعراب را نيز با خود همراه دارد.

9- فروردين ماه سال 86 چند سرباز دريايي انگليسي در چارچوب ماموريت تجاوزکارانه خود در آب هاي عراق به سر مي بردند و بدون توجه به اخطار نيروهاي ايراني وارد آب هاي ايران مي شوند. پس ملوانان مذکور دستگير شده و موجي از اعتراضات بين المللي به راه مي افتد تا اينکه چند روز بعد، رئيس دولت که مقامات دستگاه ديپلماسي اش بر مجرم بودن آنان تاکيد داشتند، نه تنها دستور آزادي ملوان ها را صادر مي کند بلکه با ملوانان انگليسي عکس يادگاري در کاخ رياست جمهوري مي اندازد.

10 ، 11و...

پرده دوم ؛

انتخابات رياست جمهوري دهم از راه رسيده و کانديداهاي رقيب محمود احمدي نژاد به طور مشترک بر يک چيز تاکيد دارند و آن ضرورت بازگشت به عقلانيت است. حوزه سياست خارجي نيز از اين قاعده نه تنها مستثني نيست بلکه ضرورت بيشتري در مورد آن حس مي شود.

ميرحسين موسوي شرايط سياست خارجي کشور را اين گونه معرفي مي کند؛ «متاسفانه در سه سال گذشته در سياست خارجي و روابط با کشورها سر و صداهاي بسيار داشته ايم که هزينه هاي زيادي را به ما تحميل کردند اما عقلانيت در آن کم ديده مي شود.»

محسن رضايي نيز در اين باره با تاکيد بر اينکه تبليغات منفي عليه جمهوري اسلامي ايران وجود دارد، گفت؛ براي حل بسياري از چالش هاي ايران با ساير کشورها در سياست خارجي برنامه يي ارائه خواهم داد تا تاثير خوبي بر منافع ملي بگذارد.

مهدي کروبي کانديداي ديگر انتخابات رياست جمهوري نيز در نطق تلويزيوني خود يادآور شد برخلاف آنچه وجود دارد، نه سياست تقابل و نه تسليم بلکه مي توان راه تعامل را در پيش گرفت.

پرده سوم ؛

همگان بر اين امر تاکيد دارند که سياست خارجي حوزه عقلانيت و کارشناسي است.

اين عقلانيت براي کشوري مانند ايران که روزهاي حساسي را پشت سر گذاشته و در پيش دارد، ضروري تر به نظر مي رسد. سياست خارجي درست و موفق، مشروعيت بين المللي را افزايش مي دهد. با اين وجود بسياري از ناظران سياسي معتقدند موضع گيري و سخنان نسنجيده محمود احمدي نژاد در عرصه بين المللي علاوه بر هدر دادن منافع ملت ايران سبب مخدوش شدن چهره صلح طلب و آزاديخواه ايرانيان در عرصه جهاني شده است.اگر بپذيريم دستيابي به مهر تاييد تمام و کمال در عرصه بين المللي امري رويايي است اما اين امر نيز اصلي بديهي است که مي توان رفتاري در عرصه بين المللي داشت که حداکثر منافع ملي را تامين کند. اگر از مهم ترين ايرادي که به دستگاه سياست خارجي دولت نهم مي گيرند، يعني عدم بهره گيري از مشاورت کارشناسان خبره بگذريم مهم ترين نقطه منفي عملکرد دولت رفتارهايي است که رئيس دولت و حاميانش آن را شجاعانه مي خوانند . بازگشت به عقلانيت و اعتدال در راهبردهاي سياست خارجي توصيه اين افراد است که به عنوان نياز محسوس کشور آن را مورد تاکيد قرار مي دهند.

سياست خارجي معطوف به اهداف ملي است. معني اين حرف اين است که تصميمات فردي و شخصي يا وقوع يک حادثه يا رويداد در دنيا، نبايد مبناي سياستگذاري و تدوين استراتژي کلي باشد. واقع گرايي نيز مولفه ديگر سياست خارجي موفق است. در نظر گرفتن و اجرا کردن مجموعه اين عوامل است که باعث مي شود اين صحنه که ميرحسين موسوي از آن به عنوان اتفاقي تلخ ياد کرد، يک بار ديگر تکرار نشود و آن اتفاق اين بود؛ مسوولي در مجامع بين المللي بارها اسم کشورهاي ديگر را بر زبان بياورد ولي يک بار هم نام ايران را بر زبان نياورد.

ذره بين
سکه اصلاح طلبي و اصولگرايي
بهروز صمدبيگي

اگر روي کاغذ يک دايره بکشيد، هر سکه يي که روي کاغذ قرار داشته باشد، نسبت به دايره سه حالت ممکن بيشتر نخواهد داشت. يکي اينکه خارج از دايره قرار داشته باشد، روي دايره باشد يا داخل آن. به خصوص اگر تعداد سکه ها زياد باشد، اين محک سه گزينه يي، معيار مناسبي براي «دريافت» وضعيت موجود است. يعني به طور کلي مي توان گفت وضعيت قرارگيري «کليت» سکه ها نسبت به دايره رسم شده چگونه است. اما هميشه اين گزاره هاي مبهم و نادقيق کارگشا نيستند؛ گاهي نياز داريم به وضعيت دقيق تر قرارگيري سکه ها و دايره دستيابي داشته باشيم. يعني اگر اين پرسش مطرح شود که کدام سکه «بيشتر» داخل دايره است يا اينکه کدام «کمتر» خارج دايره است، چه پاسخي خواهيم داشت؟ حتي اين تشکيک که دقيقاً معيار به حساب آوري دايره هاي روي خط چيست، ما را با وضعيت پيچيده تري مواجه مي کند. آيا حتي اگر ذره يي از سکه روي خط باشد، باز روي خط محسوب مي شود؟ آيا مي شود سکه يي را که روي دايره قرار گرفته نسبت به يک سکه کاملاً خارج، «داخل تر» محسوب کرد يا نه؟ در چنين مواقعي يا به بيان دقيق تر وقتي پاي «مقايسه» پيش مي آيد، به معيارهايي که «رياضي» تر باشند و قابليت تبديل به عدد داشته باشند، راهگشاتر است. يک راه حل اين است که گزينه هاي پاسخ را کاهش بدهيم؛ يعني مثلاً دو حالت داخل و خارج را در نظر بگيريم. البته مجبوريم اينجا محک ديگري تعريف کنيم تا بدانيم وقتي چه حجمي از سکه داخل دايره است، «کاملاً داخل» محسوب خواهد شد. راه حل کاملاً رياضي و قابل استناد هم اين است که مثلاً مرکز دايره را مبدأ و فاصله مرکز هر دايره را از مبدأ، معيار «داخل تر» بودن در نظر بگيريم. حالا برويم سر اصل مطلب و دايره مورد بحث را اصلاح طلبي يا اصولگرايي در نظر بگيريم. هرکدام از سکه ها را هم کانديداي رياست جمهوري بدانيم. آن وقت هر کانديدا (سکه) چه مفهوم دايره رسم شده (اصلاح طلبي يا اصولگرايي) را قبول داشته باشد چه نه، وضعيتي قابل تعريف نسبت به آن خواهد داشت و لاجرم قابل مقايسه با وضعيت ساير کانديداها خواهد بود. يعني اگر کانديدايي خود را مستقل بداند يا اينکه بگويد من دايره تعريف شده را قبول ندارم، مطلقاً در تعيين وضعيتش دخالتي نخواهد داشت. اين شماييد که مي توانيد با اتکا به يک برآيند کلي و مورد توافق (در رياضيات و نطق، يک اصل) دايره خود را رسم کرده و کانديداي مورد نظرتان را نسبت به اين مفهوم بسنجيد. مخصوصاً در اين انتخابات که دو کانديدا (يا هواداران شان) خود را اصولگرا و دو تاي ديگر خود را اصلاح طلب مي دانند، وجود چنين معيارهاي قابل استناد و ملموسي کارگشاست.
هاشور
باز هم فعال شدن مخالفان اصلاحات
سامان سعادت

با گرم شدن فضاي انتخاباتي، دوباره سر و کله گروه هاي فشار هم پيدا شده است. اين روزها خبرهاي زيادي از حمله نيروهاي لباس شخصي به اجتماعات اصلاح طلب به گوش مي رسد. از طرف ديگر کارشکني هاي برخي نهادها مانع اجراي برنامه کانديداهاي اصلاح طلب مي شود. در اين شرايط طبيعي است بيشترين ناملايمات و برخورد ها با دو کانديداي اصلاح طلب صورت گرفته است. در چند روز گذشته مهدي کروبي و ميرحسين موسوي هر دو با اخبار ناگواري از برخوردهاي سياسي مواجه مي شوند که حاکي از برخورد با هواداران شان است. با اين حال اگر کارشکني و برخورد به جوانان محدود مي شد جديداً برخوردها به شخص کانديداها رسيده است، چنان که شنبه در برگزاري برنامه کروبي در دانشگاه اميرکبير کارشکني زيادي صورت گرفت. ابتدا درهاي دانشگاه را بستند و از ورود دانشجويان جلوگيري کردند. در ادامه سيستم صوتي را قطع کردند و براي کروبي مشکل ايجاد کردند.اين اتفاق در حالي افتاد که پس از چند مورد حمله به جوانان ستاد 88، جمعه شب در اتفاقي مشکوک چند نفر لباس شخصي به ستاد اصلي ائتلاف اصلاح طلبان حمله کرده و شيشه هاي ساختمان را شکسته و متواري شدند.هنوز مراجع مسوول واکنشي به اتفاقات صورت گرفته نشان نداده اند. در اين شرايط پيش بيني مي شود در صورت عدم برخورد با گروه هاي فشار، با نزديک شدن به روز برگزاري انتخابات بر ميزان تحرکات افزوده شود.اصلاح طلبان البته با حملات گروه هاي فشار آشنايي دارند و در زمان خاتمي با اين قبيل تحرکات بسيار رو به رو شدند. در چهار سال گذشته و پس از حضور اصولگرايان در قوه مجريه و مقننه، فعاليت گروه هاي موسوم به کفن پوش و لباس شخصي خاتمه يافته و فضاي سياسي آرامش پيدا کرده بود. وزيدن نسيم تحول خواهي در اردوگاه اصلاح طلبان و اقبال مجدد مردم به تحول خواهان دوباره مخالفان اصلاحات را نگران کرده و باعث شده از هر ابزاري براي مقابله با فعاليت هاي کروبي و موسوي استفاده کنند. آيا اوضاع در روزهاي آينده آرام مي شود و نهادهاي مسوول آرامش خاطر را به ستادهاي انتخاباتي باز مي گردانند؟
از شلمچه تا سينما
نسل جديد جوانان و نوجوانان مسعود ده نمکي را به عنوان فيلمسازي مي شناسند که فيلم هاي جنگي با رويکرد طنز مي سازد و مردم را 90 دقيقه مي خنداند. با اين حال جوانان دوم خردادي فراموش نمي کنند که ده نمکي يکي از راکبان سرشناس موتورهايي بود که در اولين ماه هاي اصلاحات براي اصلاح طلبان دردسر ايجاد مي کرد. وي رفته رفته به فعاليت هاي فرهنگي روي آورد و با انتشار نشريات انتقادي سيدمحمد خاتمي و بيشتر از آن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت اصلاحات را مورد هجمه قرار داد. ده نمکي اين روزها همچنان لباس شخصي مي پوشد اما به عنوان لباس شخصي شناخته نمي شود.
از تجمع تا تدريس
از جمله سرشناس هاي اصولگرا که در سال هاي اصلاحات در تجمعات سياسي حضوري فعال داشت از حسين الله کرم مي توان نام برد که پاي ثابت برنامه هاي انصار حزب الله بود. وي به خاطر روحيه ماجراجويانه يي که داشت بي واهمه از همه تبعات، در برنامه هاي اعتراضي حضوري برجسته داشت. با اين حال وي چند سالي مي شود از کانون اعتراض ها خارج شده و نشاني از شور و هيجان سابق از خود نشان نمي دهد. وي مدتي مسووليتي ديپلماتيک در کشورهاي حوزه برعهده گرفت و چند صباحي هم در رشته علوم سياسي تدريس در دانشگاه آزاد اسلامي را تجربه کرد.
ماشاالله، حزب الله
حاجي بخشي مرد جبهه و جنگ، همواره به عنوان نمادي از افراد جبهه رفته معترض به سياست هاي فرهنگي و نوسازي اقتصادي، اجتماعي کشور شناخته مي شود. او با ظاهري که کاملاً جلب توجه مي کرد، همواره اسلحه يي به دوش انداخته و شعار معروفي داشت که بلند فرياد مي زد؛ «ماشاالله، حزب الله». شعارهاي حاجي بخشي در همه تجمعات جلوه خاصي داشت و او سوژه مناسبي براي خبرنگاران رسانه هاي خارجي بود که دنبال تصاوير متفاوتي از ارزشگرايان ايراني بودند. او چندي پيش به سختي بيمار شد و مدتي را در بيمارستان گذراند. جاي خالي حاجي بخشي حالا در اجتماعات اصولگرايان احساس مي شود.
روايتي از فعال شدن گروه هاي فشار عليه اصلاح طلبان
همچنان لباس شخصي ها
فاطمه شمس

روز شنبه نهم خرداد، همزمان با سفر سيدمحمد خاتمي به استان خوزستان و شهر اهواز، تيم خبري پويش حمايت از خاتمي و موسوي «موج سوم»، متشکل از پنج عضو جهت پوشش خبري مراسم اهواز در اين سفر حضور يافتند. اين اولين بار بود که پس از آغاز به کار پخش زنده اينترنتي «موج سوم»، علاوه بر فيلمبردار و عکاس پويش، خبرنگار«موج سوم» هم در اين سفر انتخاباتي حضور داشت. پس از اتمام سخنراني سيدمحمد خاتمي، خبرنگار و فيلمبردار پويش طبق هماهنگي قبلي با تيم خبري آقاي خاتمي و رئيس دفتر ايشان، به ميان مردم اهواز رفتند تا راجع به حال و هواي آن لحظات مردم اهواز، ديدگاه شان نسبت به سخنان خاتمي و نيز انتخابات پيش رو گزارشي تهيه کنند. پس از آغاز تهيه گزارش، مردم اهواز خيلي زود سخن را به سمت نقد سياست هاي دولت نهم و لزوم پيروزي ميرحسين موسوي در انتخابات پيش رو، به عنوان تنها راه برون رفت از اوضاع کنوني کشاندند. آنان از وضعيت بحراني آب شرب در شهرهاي مختلف استان خوزستان، بيکاري و اعتياد گفتند و از سياست هاي دولت نهم ابراز ناخرسندي کردند. در آن ميان زن ميانسال کارمندي بود که از هشت ماه بدون حقوق ماندنش ابراز ناراحتي شديد کرد و گفت براي اداره زندگي با مشکلات جدي مواجه است و کسي هم حرفش را خريدار نيست. جوانان اهوازي با اشتياق و صداقت در مقابل دوربين «موج سوم» از خروارخروار سيب زميني هايي که در شهر پخش شده بود. در همين هنگام بود که مرد ميانسالي (حدوداً 42 ، 43ساله) با دست روي دوربين فيلمبردار «موج سوم» کوبيد و گفت؛ «دوربين تان را جمع کنيد... شما براي ايجاد نفاق و سياه نمايي آمده ايد...» وي در حالي که مشغول هتاکي به فيلمبردار و خبرنگار «موج سوم» بود، از آنها خواست صدا و تصوير او را هم ضبط کنند و به ديگران نشان دهند. فيلمبردار «موج سوم» در پاسخ به رفتار دور از ادب مرد گفت؛ «اگر ادب را رعايت مي کردي، تصويرت را ضبط مي کردم، ولي حالا نمي کنم،» و بعد به همراه خبرنگار پويش، صحنه را به سمت خروجي محل مراسم ترک کردند. کمتر از يک ساعت به پرواز اهواز- تهران مانده بود.

شرح کامل ماجرا از زبان خبرنگار «موج سوم»

قدم ها را کمي تندتر کرده بوديم که زودتر به در خروجي برسيم که ناگهان متوجه شديم بيش از 15 لباس شخصي با بيسيم به دنبال ما هستند. يکي از آنان که بلوز سفيد و شلوار خاکستري به تن و محاسن نسبتاً مرتبي داشت، جلو آمد و گفت؛ «مجوز فيلمبرداري و مصاحبه تان را نشان دهيد.» گفتيم؛ «ما به همراه تيم خبري جناب آقاي خاتمي آمده ايم و مجوزمان هم دست رئيس گروه است. ايشان در فرودگاه منتظر ما هستند.» مرد در حالي که قدم هايش را تندتر کرده بود تا به ما برسد، گفت؛ «به من ارتباطي ندارد که مجوز شما دست رئيس گروه است. ايشان بايد بيايد اينجا و مجوز را نشان دهد، وگرنه شما امکان ترک محل را نداريد. فيلم مصاحبه را بايد پس بدهيد.»

فيلمبردار «موج سوم» پرسيد؛ «ببخشيد، شما؟» مرد پاسخي نداد و دنباله حرف قبلي اش را گرفت و گفت؛ «گفتم که شما حق نداريد فيلم مصاحبه را همراه خودتان ببريد و بايد مجوزتان را نشان دهيد.» ما توجهي نکرديم و به راه خودمان ادامه داديم. به فيلمبردار گفتم بيش از 20 نفر به دنبال ما هستند و با اين وضعيت نمي شود اينجا را ترک کرد و امکان ضرب و شتم وجود دارد. خيابان هاي اطراف محل مراسم به طرز عجيبي مملو از نيروهاي امنيتي پليس و لباس شخصي ها بودند. تعجب مان از اين بود که چگونه ظرف فقط چند ثانيه بيش از 20 لباس شخصي براي تعقيب ما بسيج شده بودند. در حالي که هيچ راه برون رفتي نمانده بود و احساس ناامني عجيبي مي کرديم، نزد پليسي که سر چهارراه ايستاده بود، رفتيم و مضطرب و نگران از او درخواست کمک کرديم. ضمن معرفي خودمان خطاب به پليس گفتم؛ «ما امنيت جاني نداريم، مي خواهيم به فرودگاه برسيم، آيا امکان دارد با کمک نيروهاي پليس اين مسافت را طي کنيم؟ ما جايي را نمي شناسيم و تحت تعقيب عده يي ناشناسيم.» پليس گفت؛ «رئيسم نيست و من نمي توانم کاري برايتان بکنم، برويد به آن يکي همکارم بگوييد» و با دستش يکي از نيروهاي درجه دار را نشان داد. مسافتي را دويديم تا به پليس بعدي برسيم. لباس شخصي ها هم به دنبال ما قدم به قدم مي آمدند. جمعي از مردم عادي هم همراهي مان مي کردند، اما جرات هيچ واکنشي نداشتند. فقط آرام بيخ گوش دوستم پچ پچ مي کردند که «فرار کنيد تا گير اينها نيفتيد،» اما راه فراري نبود. پليس دوم هم گفت؛ «برويد به آن يکي ماشين پليس بگوييد، من نمي توانم کاري بکنم.» تا به سمت ماشين سوم دويديم، گاز را گرفت و رفت و ما مانديم و عده يي نيروي لباس شخصي که از قيافه هايشان پيدا بود چه کاره اند... به زور و زحمت دو پليس ديگر را پيدا کرديم و اين بار هم همان ماجراي احساس ناامني را گفتيم و اينکه اين آقايان به دنبال ما هستند و مجوز مي خواهند و الخ. در همين لحظه بود که مردي که دقايقي پيش از ما مجوز خواسته بود، کارتي را به پليس نشان داد و گفت؛ «فيلم بايد ضبط شود و اينها حق بردن اين فيلم را ندارند.» نشان دادن کارت همانا و آچمز شدن پليس همان، آن کارت کذايي همچون آبي بود که بر آتش ريخته شد. پليس هم بهت زده به ما نگاه مي کرد و اجازه اظهارنظر نداشت. در حال توضيح جزييات بوديم که پليس درخواست کارت شناسايي و مجوز کرد و با مرد لباس شخصي در لزوم ارائه مجوز و اينکه فردي که مجوز را در دست دارد بايد در مکان حاضر شود، هم راي شد. از پليس خواهش کرديم با مسوول گروه که اتفاقاً از روساي دفتر جناب آقاي خاتمي هم بود، تماس بگيرد و تلفني حرف بزند و موضوع را با او در ميان بگذارد. حيني که پليس مشغول مکالمه با رئيس دفتر آقاي خاتمي بود، بحث ميان ما و نيروهاي لباس شخصي همچنان ادامه داشت. چند تن از هموطنان اهوازي که شاهد ماجرا و درگيري بودند، جلو آمدند و به نيروهاي لباس شخصي به خاطر اين طرز برخوردشان اعتراض کردند و جوياي علت چنين برخوردي شدند. در آن ميان يک زن ميانسال اهوازي در حالي که کنار خبرنگار «موج سوم» ايستاده بود، خطاب به پليس و مردان ناشناس گفت؛ «اين طرز برخورد با يک خبرنگار زن نيست، خجالت بکشيد، مگر اين خانم چه کار کرده است؟ مگر از چه چيزي فيلم گرفته که اين طور برخورد مي کنيد؟ غير از اين است که مردم در مقابل دوربين اينها واقعيت را گفته اند؟ از چه مي ترسيد؟» مشاجره لفظي بين زن اهوازي و رئيس لباس شخصي ها داشت بالا مي گرفت که بلند داد زدم؛« ما چيزي را جز آنچه خود مردم اهواز گفتند، ضبط نکرديم. آنها از احساسات و انتظارات شان گفتند و نه چيز ديگري،»

گويا آنقدر برافروخته بودم که مرد جا خورد و با دستش در حالي که ما را از خودش دور مي کرد، گفت؛ «برويد، اگر از احساسات فيلم مي گرفتيد برويد و ديگر هم برنگرديد،» ما هم دو پا داشتيم، دو پاي ديگر هم قرض کرديم و تا مي توانستيم دويديم. مشکل بعدي پيدا کردن يک ماشين امن بود. سمند سفيدي با دو سرنشين، جلوي پايمان ترمز کرد و گفت مي رويد فرودگاه؟ بنشينيد، مي رسانم تان، من و دوستم نگاهي به هم کرديم حاکي از تعجب که اينها از کجا مسير ما را مي دانند؟ و تازه دوزاري مان افتاد که اينها هم جزء نيروهاي لباس شخصي هستند. پسر جواني که از ابتداي ماجرا همراه مان بود و حمايت مان مي کرد، گفت به کوچه پس کوچه ها وارد نشويد که دستگيرتان مي کنند. او کمک مان کرد که ماشين امني پيدا کنيم و صحنه را ترک کنيم. در ماشين که نشستيم، دوستم فيلم را به من داد تا در جايي پنهان کنم. فيلم را در کفشم پنهان کردم. ماشيني که سوارش شده بوديم، به خاطر بسته بودن راه مجبور بود دوباره مسير را دور بزند. وقتي دوباره به همان خيابان برگشتيم، يکي از اعضاي جوان ستاد موسوي که سبزپوش بود و در حين مصاحبه چند جمله يي را در حمايت از موسوي و نقد احمدي نژاد گفته بود، سراسيمه به پنجره ماشين کوبيد و گفت؛ «بعد از اينکه شما محل مراسم را ترک کرديد، نيروهاي لباس شخصي تهديدم کردند.خواستم در جريان باشيد.» ماشين که سرعت گرفت، صدا و چهره نگران جوان سبزپوش اهوازي هم محوتر و محوتر شد. باد داغ بعدازظهر به صورتم مي زد و نگران آن جوان بودم. تمام راه به قدرت لباس شخصي ها، واکنش پليس فکر مي کردم.
الهه کولايي؛
پيروزي اصلاح طلبان پيروزي ايران است
فراز انصاري

مشارکت مردمي در انتخابات همواره از مهم ترين مسائل و دغدغه هاي فعالان سياسي در آستانه انتخابات بوده است. در انتخابات رياست جمهوري سال 84 از نظر بسياري از فعالان سياسي يکي از دلايل شکست اصلاح طلبان علاوه بر تکثر آرا، ميل به تحريمي بود که در آن زمان در جامعه به وجود آمده بود اما اکنون با گذشت چهار سال از آن زمان و ديده شدن نتايج و آثار تحريم انتخابات و عدم مشارکت اين بار جامعه را به سوي مشارکت در انتخابات پيش برده است و باعث شده اصلاح طلبان اين بار با اميدواري بيشتري به آينده بينديشند. عده يي از اصلاح طلبان مشارکت هر چه بيشتر مردم را در انتخابات تنها راه پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات مي دانند.

---

-فضاي انتخاباتي درون جامعه را در حال حاضر چطور ارزيابي مي کنيد؟

با توجه به اينکه مخالفان اعمال حاکميت مردم در ماه هاي اخير و اساساً پس از پايان دوران اصلاحات از همه ابزارها استفاده کرده اند تا امکان بيان مطالبات مردم فراهم نشود و به رغم تمام تلاش هايي که طي چهار سال اخير صورت گرفته تا تک صدايي و تبليغات همه جانبه از عملکرد دولت فضاي عمومي جامعه را پر کند اما مردم ايران با گوشت، پوست و خون خود پيامدهاي سياست هاي غيرمنطبق بر تجربه هاي ارزشمند سال هاي گذشته را لمس کرده اند و هزينه هاي گزاف اجراي سياست دولت نهم را در سطوح مختلف به ويژه انتخابات درک کرده اند.

در فضاي انتخابات که گزينش بايد توسط مردم صورت بگيرد همه مردم شاهد هستند که نيروهاي تحول طلب و دگرگون خواه که خواستار دسترسي مردم به حقوق و آزادي هاي قانوني شان هستند با محدوديت هاي گوناگون مواجه مي شوند و اين محدوديت حتي در فضاي انتخابات که تبليغات رسمي و قانوني براي روشن شدن افکار عمومي و فرصت مناسب براي انتخابات آزاد مردم فراهم آيد، هم ديده مي شود و همگان شاهد هستند دسترسي هاي نابرابر و ناعادلانه امکان بيان ديدگاه هاي اصلاح طلبان را تحت تاثير قرار داده است.

با اين حال در چنين فضايي همان طور که در دوم خرداد سال 76 شاهد بوديم مردم در برابر اين محدوديت سازي ها و امکانات نابرابر واکنش نشان دادند و در واقع روند افزايش آراي اصلاح طلبان به خوبي نشان مي دهد مردم آماده خلق دوم خرداد ديگري هستند و با توجه به امکان مقايسه اصلاح طلبان با مديران دولت نهم در شرايط چند سال اخير قدرت مقايسه مناسبي فراهم آمده که با وجود ايجاد محدوديت هاي گوناگون حتي با استفاده از ابزارهاي قانوني ما شاهد هستيم اقبال عمومي نسبت به جريان اصلاح طلب روز به روز از گستره بيشتري برخوردار مي شود.

براي مثال آقاي موسوي روز به روز از حمايت بيشتري در بين توده هاي مردم برخوردار مي شود. اين واقعيت به هيچ عنوان قابل کتمان نيست. به نظر مي رسد مردم ايران همچنان پاسخ مظلوميت را با حمايت همه جانبه خواهند داد و سياست هايي که در ماه هاي اخير شاهد بوده ايم باعث دور شدن مردم از جريان سياسي حاکم و نزديکي روزافزون آنها به اصلاح طلبان شده است.

-در بين صحبت هايتان اشاره يي به هزينه هايي که مردم در اين چهار سال در فضاهاي انتخاباتي پرداخته اند، کرديد. لطفاً در خصوص اين هزينه ها توضيح دهيد؟

در واقع ما شاهد هستيم برخلاف انتظار آنچه در کشور ما ايجاد شده حمايت از کانديداهاي اصلاح طلب با فشارهاي گوناگون بر کساني است که در پي يافتن گزينه هاي مطلوب خود هستند.

اعمال فشار با استفاده از ابزار قانوني بر دانشجويان و فعالان سياسي و حتي ضرب و شتم و تهديد در حال گسترش يافتن است.

اين رويکرد و استفاده از ابزار قانوني عليه حقوق قانوني مردم در شرايط کنوني از سوي دستگاه هاي سياسي اداري کشور که در واقع ديدگاه هاي دولت نهم را منعکس مي کنند در حال گسترش يافتن است. در همان حال که بدنه غيراداري در کنار اين جريان فعال شده و اقسام مختلفي از اعمال فشار بر فعالان سياسي ظاهر شده است.

ساختار سياسي و فرهنگي جامعه ما براي فعالان سياسي که قصد تلاش و فعاليت براي گزينه هاي مورد نظر خود را دارند شرايط را نامطلوب کرده ولي تمام اين مطالب بازدارنده اراده استوار مردمي نيست که بارها نشان داده اند توانايي چشمگيري در ايجاد حماسه ها و رويدادهاي غيرقابل پيش بيني دارند. همه شواهد حاکي از آن است که جامعه ايراني دست اندرکار آفرينش يک حماسه ديگر در 22 خرداد سال 88 براي ايجاد شرايط مناسب است.

-کارشناسان سياسي معتقد هستند ميل به تحريم نسبت به دوره هاي گذشته کاهش يافته است. ارزيابي شما از اين مساله چيست، ضمن اينکه بفرماييد چرا در دوره گذشته ميل به تحريم در جامعه شکل گرفت؟

انتظارات غيرواقع گرايانه و برخي سوءرفتارها به افزايش ميل به تحريم در انتخابات 84 منجر شد.

در واقع يأس و نااميدي و عدم برآورده شدن برخي از مطالبات عمومي که ريشه آن را هم در سطح توسعه نيافتگي عمومي جامعه و مشکلات گوناگون اقتصادي مي توان يافت و هم سوءعملکرد برخي از دستگاه هاي آن زمان؛ که نه قطعاً به تحريم بلکه به انفعال و رويکرد مناسب در زمينه انتخابات دامن زد و در واقع باعث از دست رفتن فرصت هايي شد که امروز به رغم وجود رسانه مناسب و اعمال محدوديت هاي شديد مردم عوارض از دست رفتن اين فرصت ها را به خوبي حس مي کنند. به همين دليل مردم امروز با انباشت يکسري تجربه هاي تلخ در چهار سال اخير تلاش وسيعي را براي جبران آنچه از دست داده اند، آغاز کرده اند تا بتوانند ايران و ايرانيان را به جايگاهي که شايستگي آن را داشتند، بازگردانند.

-به عقيده شما مشارکت حداکثري به نفع کدام گروه سياسي تمام خواهد شد؟

نکته يي که بايد در نظر بگيريم اين است که اگر مردم مشارکت بالايي در انتخابات داشته باشند، آنها برنده اصلي انتخابات خواهند بود چرا که دست خداوند با جماعت و مردم است. ما در تاريخ کشورمان به ويژه بعد از انقلاب اسلامي شاهد بوديم آنچه اکثريت مردم به آن عمل مي کنند متناسب با نيازهاي جامعه بوده است. بنابراين اينکه اکثريت مردم به مشارکت فعال سياسي در عرصه انتخابات بپردازند بدون ترديد به معني پيروزي اکثريت آنان است که در واقع به معني گام برداشتن در مسير مردم سالاري در کشور است اما اگر اکثريت مردم در انتخابات مشارکت داشته باشند شواهد نشان مي دهد پيروزي از آن آقاي ميرحسين موسوي است که در واقع روند بررسي هاي مبتني بر نظرسنجي به خوبي نشان دهنده روند رو به رشد محبوبيت ايشان در جامعه است و من تصور مي کنم اين پيروزي اصلاح طلبان و تحول خواهان است و پيروزي همه مردم ايران است و ما حتي اگر در جبهه اصلاح طلبان تعدد کانديدا داشته باشيم پيروزي هر يک از آنها پيروزي کل جريان اصلاح طلبي است و من تعارض و تقابلي در بين کانديداهاي اصلاح طلب نمي بينم.

-شما در بين صحبت هايتان به نظرسنجي ها اشاره کرديد، مي خواهم بدانم چقدر مي شود روي نظرسنجي ها حساب کرد، به خصوص که در دوره قبل نظرسنجي ها چيز ديگري را نشان مي داد؟

اين مساله يک قاعده نيست البته اين مساله يي که شما به آن اشاره مي کنيد مساله مهمي است. با توجه به فضاي انفعال و تحريمي که در آن سال وجود داشت بررسي ها بايد همه جانبه تر مي بود. نظرسنجي ها هم در جامعه ما نمي تواند جدا از بقيه رفتارهاي اجتماعي ديده شود اما بايد در عين حال به عواملي که جامعه ما را از جامعه سال 84 متمايز مي کند هم توجه داشت و با اين ديدگاه نظرسنجي ها را تجزيه و تحليل کرد.
نگران قضاوت مردم باشيد
به دنبال مصاحبه اعتماد با دکتر عبدالله رمضان زاده سخنگوي دولت اصلاحات و طرح پرسش هايي از محمود احمدي نژاد، دفتر رئيس جمهور با ارسال جوابيه يي به يکي از پرسش هاي دکتر رمضان زاده پاسخ داده است که عيناً مي آيد. روزنامه اعتماد مورخ 3/3/88 در مطلبي با عنوان «پرسش هاي سخنگوي دولت اصلاحات از احمدي نژاد» که در صفحه سه ضميمه منتشر شده نگراني و نارضايتي دبير و سخنگوي دولت اصلاحات از سفرهاي استاني را درج نموده است.

هرچند نگراني رمضان زاده از شتاب دولت نهم در اجراي طرح هاي عمراني و صنعتي اشتغال زا و توزيع عادلانه امکانات دور از انتظار نيست؛ اما آنچه شگفت آور مي نمايد، ادعاي آقاي رمضان زاده درباره سفرهاي استاني دولت اصلاحات است، گويا به رغم نارضايتي ظاهري، دستاوردهاي سفر استاني چنان بوده است که سخنگوي دولت سابق را به فکر مصادره آن به نفع جريان متبوع خود انداخته است، همچنان که جريان مذکور در شعارهاي انتخاباتي اخير خود نيز بر تداوم اين ابتکار دولت نهم تاکيد دارد. آقاي رمضان زاده مدعي است سفرهاي استاني ابتکار دولت نهم نبوده و در ساير دولت ها - از جمله دولت اصلاحات - نيز صورت مي گرفته است، اين سخن حاکي از آن است که وي با وجود تصدي سمت دبيري و سخنگويي دولت اصلاحات، همچنان قادر به تميز دو مفهوم «هيات دولت» از «رئيس هيات دولت» نيست؛ چه، ناگفته پيداست اگرچه در دولت هاي گذشته نيز رئيس هيات دولت به استان هاي کشور سفر مي کرده است، اما حضور مجموعه هيات دولت در اقصي نقاط کشور و برگزاري جلسات هيات دولت در مراکز استان ها، ابتکار خاص دولت نهم است که در هيچ يک از دولت هاي قبل و بعد از انقلاب اسلامي سابقه ندارد. وي همچنين بدون اشاره به هزاران ساعت نشست کارشناسي که قبل از هر سفر استاني برگزار مي شود، با ادبياتي نامتعارف و دون شأن مجموعه فعالان سياسي کشور از مصوبات اين سفرها به «مصوبات کيلويي» تعبير کرده است. شايد بهترين پاسخ به اين توهين آشکار سخنگوي دولت اصلاحات را بتوان در لابه لاي اظهارات همکار آقاي رمضان زاده در دولت اصلاحات جست وجو کرد. حجت الاسلام و المسلمين صدوقي نماينده محترم ولي فقيه و امام جمعه يزد که معاونت حقوقي رياست جمهوري در دولت اصلاحات را بر عهده داشته است، در ادامه جلسه استاني دولت در استان يزد در تاريخ 24/12/85 درباره مصوبات اين سفرها اظهار داشته است؛ «دو روز بسيار مغتنمي براي استان بود. من شايد از شش ماه پيش حداقل در جريان کارها و تلاش هايي که در رابطه با تشکيل اين هيات بود قرار گرفتم. گزارشاتي در خدمت مسوولين استاني، يک جلسه خيلي مفصل با جناب آقاي استاندار و نمايندگان محترم و معاونين شان در رابطه با پيش نويس اين مصوبات آنجا مطرح شد. چندين ساعت در منزل و دفتر در خدمت شان بوديم و يک سوالي که من با توجه به تجربه کاري که در دولت داشتم دنبال جوابش مي گشتم پيدا کردم و آن اين بود که چطور ممکن است که مثلاً در يک جلسه يي 50 تا 60، 70 مصوبه به تصويب برسد و اين پاسخش واقعاً برايم مشکل بود. ولي ديدم که بسياري از کارها قبلاً انجام مي شود و مطالعات کارشناسي آن به طور دقيق صورت مي پذيرد...» اين اعتراف صادقانه معاون دولت سابق کافي است تا آقاي رمضان زاده از عمق اطلاعات خود وقوف يابند و يا آنکه نگران قضاوت مردم شوند که شاهد اين بداخلاقي ها در آستانه انتخابات هستند.
عناوين اين صفحه
تداوم اصلاح طلبي
احمدي نژاد و ترين ها
سه پرده از ديپلماسي دولت نهم
سکه اصلاح طلبي و اصولگرايي
باز هم فعال شدن مخالفان اصلاحات
از شلمچه تا سينما
از تجمع تا تدريس
ماشاالله، حزب الله
همچنان لباس شخصي ها
پيروزي اصلاح طلبان پيروزي ايران است
نگران قضاوت مردم باشيد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام