سه شنبه، 12 خرداد 1388 - شماره 1966
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
اکران «درباره الي...» از شنبه آغاز مي شود
“ و بالاخره سينماي فرهنگي



گروه فرهنگي، امير پوريا؛ «اگر بخواهم درباره الي را آنقدر خلاصه کنم تا در يک جمله بگويم، آن جمله اين است؛ آيا راستگويي يعني صداقت؟ و بعد اينکه آيا صداقت يعني دروغ نگفتن؟ و آخري اش اينکه اخلاق يعني چه؟ اخلاق يعني راستگويي؟ اخلاق يعني صداقت؟ اخلاق يعني دروغ نگفتن؟ و اساساً معيارهاي اخلاقي براي انسان امروز چيست؟ آيا کسي که راست مي گويد، مي شود حتماً گفت آدم با اخلاقي است؟ در جاهايي از «درباره الي...» آدم هايي که مي خواهند سرنوشت جمع را در نظر بگيرند، دارند راست مي گويند و حتي درست هم مي گويند ولي ممکن است ما فکر کنيم اين کارشان عين بي اخلاقي است. حتي از اين مرز که بگذريم، اين سوال پيش مي آيد که اخلاق جمعي و اخلاق فردي چه نسبتي با هم دارند و اصولاً محدوده اخلاق کجاها تعيين مي شود. منظورم اين نيست که بگويم من جواب اين سوال ها را مي دانم. مي گويم مساله يا چالش فيلم «درباره الي...» اين است.» اين بخشي از حرف هاي اصغر فرهادي کارگردان و نويسنده فيلمنامه «درباره الي...» در نخستين گفت وگويش با روزنامه «اعتماد» بود که پيش از صدور اجازه نمايش فيلم در جشنواره بيست و هفتم فجر به چاپ رسيد.

اين روزها همان فيلم در فضايي که فعلاً به دور از آن حاشيه هاي بي ربط به هنر و اثر هنري به نظر مي رسد از شنبه هفته آينده يعني شانزدهم خرداد ماه روي پرده سينماهاي کشور مي رود. اين در حالي است که از آن زمان تاکنون، «درباره الي...» جايزه هاي مهمي چون بهترين کارگرداني جشنواره برلين، بهترين فيلم جشنواره ترايبکا، فيلم برگزيده تماشاگران جشنواره فجر( به طور مشترک با «بي پولي») و بهترين کارگرداني همين جشنواره را دريافت کرده و شايد به شکلي بي سابقه تر از تمام اينها، از سوي اغلب منتقدان و کارشناسان و سينما دوستان جدي مورد ستايش واقع شده است. اکران «درباره الي...» در گروه سينمايي آفريقا در ابتدا قرار بود از چهارشنبه ششم خرداد شروع شود، اما به دليل فروش رو به صعود فيلم «حريم» که برنامه اکران قبلي همين گروه بود، آغاز نمايش عمومي آن تا اين هفته به تعويق افتاد. به طور طبيعي و طبق رسم تعويض اکران در روزهاي چهارشنبه، بنا شد اکران اين فيلم از همين چهارشنبه آغاز شود که به دليل تقارن با روزهاي چهاردهم و پانزدهم خرداد، به شنبه يي که در راه است، موکول شد. مهدي کرم پور رئيس شوراي صنفي نمايش پس از جلسه امروز شورا که به تعيين دقيق تاريخ اکران «درباره الي...» نيز منجر شد بقيه فيلم هاي در آستانه اکران را به اين شرح اعلام کرد؛ از چهارشنبه هفته بعد 20 خرداد «هر چي تو بخواهي» ساخته محمد متوسلاني در گروه «آزادي» به جاي «سوپر استار» اکران مي شود و «امشب شب مهتابه» ساخته محمدهادي کريمي جايگزين «اخراجي ها 2» در گروه استقلال مي شود و بعد از آن هم «دلخون» ساخته محمدرضا رحماني اکران خواهد شد. در 27 خردادماه «خروس جنگي» در گروه قدس جايگزين «کلبه» مي شود و «پسرتهروني» هم پس از «پاتو زمين نذار» ايرج قادري روي پرده سينماها مي رود. در اين ميان، طبيعي است که انتظارها براي فيلم فرهادي بيشتر باشد. برخي کارشناسان معتقدند رويارويي مردم با فيلم هايي چون «درباره الي...» مي تواند از آنچه تحت عنوان «سينماي فرهنگي» در مباحث مختلف مطرح مي شود تعبير شود و جلوه تازه يي به آنان ارائه دهد. معمولاً ميان آنچه مردم دوست داشته اند و آنچه مورد علاقه و توجه اهالي فرهنگ و هنر بوده شکافي مشخص وجود دارد و معدود فيلم هاي پرفروش داريوش مهرجويي، «سگ کشي» بهرام بيضايي، «شوکران» بهروز افخمي و «زير پوست شهر» رخشان بني اعتماد در سال هاي يکي دو دهه اخير، تقريباً تنها نمونه هاي نقض اين قاعده قديمي نانوشته بوده اند. حالا و در آستانه اکران «درباره الي...» دلايل مختلفي همچون داستان جذاب و درگيرکننده، تعليق و هيجان فراوان، ترکيب خاص و کنجکاوي برانگيز بازيگران و مضمون اخلاقي و انساني اثرگذار که ذهن هر بيننده يي را مدت ها درگير نگه مي دارد و در نقل قول فرهادي در آغاز اين خبر، با چند لايگي آن رو به رو شديم، به باور بسياري مي توانند زمينه فروش بالاي اين فيلم را فراهم کنند.

در شرايطي که دو فيلم پرفروش اکران سينمايي دو ماه نخست سال 88 يعني «اخراجي ها 2» با بيش از هشت ميليارد تومان فروش و «سوپراستار» با بيش از 800 ميليون تومان، جز در مواردي انگشت شمار مورد انتقاد شديد صاحب نظران سينمايي قرار گرفتند، استقبال يا عدم استقبال مخاطبان گسترده از «درباره الي...» مي تواند معناي فرهنگي ديگري داشته باشد و نشان دهد آيا بايد به واقع براي سطح سليقه عمومي در زمينه هنر و سينما نگران باشيم و در آستانه اتمام دوران فعاليت دولت نهم، با پديده آشکاري تحت عنوان نزول سطح سليقه سينمايي مواجه باشيم يا آنکه با اقبال اقتصادي «درباره الي...» بار ديگر به اين نتيجه برسيم که مردم گرايش هاي فکري و فرهنگي مختلف دارند و اختلاف طبقاتي به غير از حوزه اقتصاد، در حوزه فرهنگ نيز رو به گسترش و افزايش است؟
سخنراني عليزاده و کلهر در نمايشگاه سازهاي ابداعي
واکنش هاي متفاوت به نوآوري در سازسازي


حسين عليزاده، کيهان کلهر، جمال سماواتي و رامين جزايري در نشست تخصصي که در حاشيه نمايشگاه سازهاي ابداعي برگزار شد از ابداع در ساخت ساز و نياز هاي آن سخن گفتند. جمال سماواتي نوازنده تار با اشاره به لزوم پرداختن به مقوله سازندگي ساز گفت؛ «موسيقي بدون ساز معني ندارد، لذا بايد به اهميت ساز به شکل بنيادي تري نگاه کرد زيرا موسيقيدانان بدون آن نمي توانند تفکرات خود را از جهان قابل تعبير به مخاطب منتقل کنند. در اين ميان نبايد صداي آدميزاد را که در تعابير مختلف به عنوان ساز معادل سازي شده است، فراموش کرد، زيرا صدا نيز شکل کمال يافته تري از ساز است.» او در ادامه به اهميت ساز اشاره کرد؛ «اهميت ساز به قدري است که امروز مي بينيم با انتشار يک فراخوان کوچک چنين استقبالي صورت گرفته است، زيرا ساز مرکزي ترين نقطه يي است که همه واحد هاي موسيقي را به هم پيوند مي دهد و ناگزير تنها بخشي از موسيقي را دربر مي گيرد.» سماواتي درباره ساخت ساز گفت؛ «سازها در ذات خود به انگيزه هاي مختلف توسط سازندگان خود ساخته مي شدند و البته در آن زمان نام و ناني براي سازندگان نداشت. به همين دليل انگيزه هاي آنها کاملاً متفاوت بود و از همين رو سازندگان ساز در آن دوران پيشروتر از موسيقي حرکت مي کردند، اما ابداع و نوآوري نتيجه ورود ساز و کشانده شدن سازندگان ساز به حيطه روابط مدرن است.» در بخش ديگري از اين نشست حسين عليزاده که سابقه نوازندگي و آهنگسازي براي سازهاي تازه ساخته شده يي همچون «سلانه» و «شور انگيز» را دارد، گفت؛ «تا سه دهه قبل نمي شد تصور کرد که بحث ساز سازي تا اين اندازه اهميت پيدا کند، در واقع غيرواقعي مي آمد که کسي ساز بسازد. اما در اين فاصله کوتاه افراد زيادي به اين حوزه روي آوردند.» اين آهنگساز و نوازنده تار و سه تار، با اشاره به بزرگ ترين مشکل پيرامون ساخت ساز گفت؛«متاسفانه در ايران و به خصوص در مورد موسيقي همه به کار هم کار دارند و براي اين دخالت آيين نامه صادر مي کنند. درحالي که در ذهنيت هنري هيچ بايد و شايدي وجود ندارد، بلکه هر اتفاقي براساس نياز و ضرورتي که از سوي هنرمند احساس شده شکل مي گيرد.»

عليزاده سپس به تاريخ سازها اشاره کرد؛ «با نگاه به تاريخ مي بينيم هر سازي خودش را برحسب نيازهاي مردم و هنرمندان در آن فرهنگ جا انداخته است. پس در هنر هيچ مطلقي وجود ندارد و تجربه هميشه وجود داشته، اما در اين مسير بايد از تعصب دوري کرد.» عليزاده اظهار اميدواري کرد در آينده از هنر سازندگي ساز به عنوان يک رشته تخصصي ياد شود و گفت؛ «ساخت ساز نياز به تلاش جدي دارد، زيرا ساز تقدس دارد و يک مونس براي نوازنده و سازنده آن محسوب مي شود و براي ساخت آن بايد خصوصياتش را در فرهنگ و تاريخ جست وجو کرد، زيرا ساز فراتر از موسيقي قدم بر مي دارد.» به گزارش ايسنا کيهان کلهر آهنگساز و نوازنده کمانچه ديگر شرکت کننده در اين سمينار تخصصي نيز با تاييد صحبت هاي مطرح شده، گفت؛ «در شرايط کنوني ما نيازي به ابداع ساز نداريم و اگر هم قرار به ابداع باشد بايد از سوي هنرمندان اين عرصه صورت گيرد.» او در ادامه گفت؛ «مهم ترين وجه ساز تکامل آن است زيرا ساخت ساز يک نياز است که در گذر زمان تکامل يافته و رابطه سازندگان ساز و نوازندگان آن امري دائمي است.» کلهر با اشاره به سازهاي غربي گفت؛ «وقتي موسيقي غرب به سمت ما آمد همه ديدند سازهايي از يک خانواده در اندازه ها و حجم هاي صدايي متفاوت ساخته شد. اما نبايد فراموش کرد که اين پيشرفت در خانواده موسيقي غربي به دليل چند صدايي و هارمونيک بودن آن بود. اما متاسفانه ما با تقليدي کورکورانه اين حرکت را آغاز کرديم در حالي که نيازي به آن نداشتيم.» او در ادامه درباره سازسازهاي ايراني گفت؛ «متاسفانه سازندگان ساز ما ابتدا ساز را مي سازند و بعد به دنبال نوازنده يي براي آن مي گردند. درحالي که نوآوري و دگر آوري بايد برحسب نياز صورت بگيرد و با هرکاري نمي توان از يک انقلاب سخن گفت.» کلهر با تاکيد بر اينکه، سازندگان ساز نبايد از امتحان و تجربه بترسند، ادامه داد؛ «سازسازها بايد به دنبال صداهاي جديد بروند تا شايد اين مساله به همه گير شدن آن بينجامد. ولي اين کار و جاافتادن آن نياز به زمان دارد و بايد توسط افرادي صورت بگيرد که پيشينه اين کار را دارند.» کلهر در خاتمه گفت؛ «ما اگر در موسيقي صداي جديدتري مي خواهيم بايد اين نياز با ساخت ساز برطرف کنيم ولي اين خود نيز به زمان و دانش عميق نياز دارد و در واقع اين ابداع و ساخت و ساز بايد از طرف کساني صورت گيرد که در اين زمينه پيشينه داشته باشند.» به گزارش ايسنا رامين جزايري سازنده تار و سه تار نيز در بخش پاياني اين نشست با اشاره به نقش سازنده ساز گفت؛ بعضي از اين افراد متاسفانه شأن و مرتبه يي را که بايد در جامعه موسيقي داشته باشند، هنوز به دست نياورده اند. او اضافه کرد؛ «ساخت ساز و ابداع در آن رابطه يي دو سويه ميان سازنده و نوازنده است و اين نياز ابتدا بايد از سوي نوازنده مطرح شود و سپس سازنده دست به ساخت در اين عرصه بزند و نتيجه را با همکاري هم ارزيابي کنند.» نمايشگاه سازهاي ابداعي در خانه هنرمندان تا 13 خردادماه تمديد شد. سازهايي که ما هم اکنون داريم تکامل يافته سازهاي قديمي هستند و در واقع از گذشته تا به حال صنعت ساز سازي و پيشرفت سازها ادامه داشته است. وي ادامه داد؛ هميشه يک رابطه يي ميان سازنده ساز و نوازنده وجود دارد و اين ارتباط باعث شکل گيري سازهايي به درخواست نوازنده مي شود. اين نوازنده کمانچه بيان داشت؛ به عقيده من هر عامل جديدي بايد ريشه در سنت داشته باشد و اساساً کسي که سازي مي سازد بايد سنت و فرهنگ را بشناسد. وي ادامه داد؛ در موسيقي غرب طي صدها سال خانواده سازها گسترش پيدا کرد اما در ايران در چند سال اخير تنها اين اتفاق افتاد. مي خواهيم ابداع کنيم اما در حال حاضر نيازي به ابداع نداريم. اين نوازنده کمانچه بيان داشت؛ متاسفانه ما ساز را مي سازيم بعد دنبال نوازنده مي رويم در صورتي که اين قضيه بايد برعکس باشد.
آخرين بازمانده تايتانيک در 97 سالگي درگذشت


بي بي سي؛ آخرين بازمانده کشتي غرق شده تايتانيک در 97 سالگي درگذشت. ميلوينا دين به هنگام غرق شدن تايتانيک پس از برخورد به يک کوه يخ در ساعات نخست 15 آوريل 1912، تنها 9هفته داشت. آن فاجعه که در جريان اولين سفر تايتانيک از سا و تهمپتون به نيويورک روي داد به مرگ 1517 نفر در بخش شمالي اقيانوس اطلس منجر شد که عمدتاً ناشي از کمبود قايق هاي نجات بود. خانم دين چيزي از آن سفر سرنوشت ساز به ياد نمي آورد. دو نفر از دوستان خانم دين به بي بي سي گفتند وي روز يکشنبه در يک مرکز نگهداري افراد سالخورده در شهر همپشر درگذشت. خانواده دين در سال 1912 به امريکا مهاجرت مي کرد به اين اميد که زندگي تازه يي را به عنوان فروشنده محصولات تنباکو در کانزاس آغاز کند. آنها با بليت درجه سه مسافرت مي کردند. جرجتا مادر خانم دين و برت برادر دو ساله اش جان به در بردند اما برترام پدر او، در ميان کساني بود که در اثر غرق کشتي جان باختند. خانواده او به ساوتهمپتون برگشت، شهري که خانم دين بخش اعظم عمر خود را در آن گذراند.

پيدا و پنهان

? فرمان ويژه در ستاد انتخاباتي احمدي نژاد

مسوولان ستاد انتخاباتي احمدي نژاد تصميماتي متمايز با برنامه هاي اوليه اتخاذ کردند. به گزارش آفتاب مجتبي ثمره هاشمي با صدور ابلاغ هايي ويژه، افرادي را با اختيارات خاص به استان ها و مناطق مختلف که در آنها نگراني بيشتري از ريزش آراي احمدي نژاد وجود دارد گسيل کرده است.

? سانسور «90»

برنامه 90 سانسور شد. به گزارش جمهوريت علت اصلي سانسور احتمال نشان دادن اعتراض طرفداران پرسپوليس در پايان بازي با بنيادکار ازبکستان بوده است. بخشي از جمعيت با اعتراض به «علي آبادي» در حمايت از يکي از کانديداهاي اصلاح طلب شعار دادند.

? «پرس تي وي» احمدي نژادي شد

پرس تي وي به ارگان تبليغاتي محمود احمدي نژاد بدل شد. ساعت يک بامداد يکشنبه شب برنامه يي يک ساعته به فعاليت هاي انتخاباتي احمدي نژاد اختصاص يافت.

? احمدي نژاد «مردمي نژاد» نيست

مجتبي ثمره هاشمي گفت بنرهاي نصب شده در سطح شهر با عنوان محمود مردمي نژاد متعلق به ستادهاي احمدي نژاد نيست.

? نظرات غيرقابل انتشار

سايت خبري «الف» تحت مديريت احمد توکلي در يکي از ستون هاي خود فراخواني در دو عنوان «چرا به احمدي نژاد راي مي دهيم؟» و «چرا به احمدي نژاد راي نمي دهيم؟» مطرح کرد. بنابر اعلام اين سايت 225 نفر از کاربران اعلام کردند به احمدي نژاد راي مي دهند که 164 دليل آنان غيرقابل انتشار توصيف شد. از بين 248 نفري هم که اعلام کردند به احمدي نژاد راي نمي دهند 283 نظر غيرقابل انتشار توصيف شد.

? روزنامه دولتي ايران عليه کانديداي اصلاح طلب

روزنامه دولتي ايران در صفحات ديروز خود به تخريب يکي از کانديداهاي اصلاح طلب رياست جمهوري پرداخته است. اين روزنامه در تيتر دوم صفحه يک مطلبي را عليه يکي از کانديداها و در صفحه دو اين روزنامه ستون «ديگه چه خبر؟» چهار تيتر ديگر زده است. اين در حالي است که ماده 68 قانون انتخابات رياست جمهوري تصريح دارد؛ «انجام هرگونه فعاليت تبليغاتي از تاريخ اعلام رسمي اسامي نامزدها له يا عليه نامزدهاي رياست جمهوري از ميز خطابه نماز جمعه يا هر وسيله ديگري که جنبه رسمي و دولتي دارد و فعاليت کارمندان در ساعات اداري و همچنين استفاده از وسايل و ساير امکانات وزارتخانه ها و ادارات، شرکت هاي دولتي و موسسات وابسته به دولت و نهادها و موسساتي که از بودجه عمومي (به هر مقدار) استفاده مي کنند و همچنين در اختيار گذاشتن وسايل و امکانات مزبور ممنوع بوده و مرتکب، مجرم شناخته مي شود.»
ايرباس فرانسوي با 228 سرنشين ناپديد شد
يک هواپيماي متعلق به خطوط هواپيمايي اير فرانس که از برزيل عازم فرودگاه شارل دوگل در پاريس بود بر فراز اقيانوس اطلس ناپديد شده است. اين ايرباس مدل AF447 با 216 مسافر و 12 خدمه در ساعت 19 به وقت محلي «ريودوژانيرو» در برزيل را به مقصد پاريس ترک کرد و قرار بود در ساعت 15/11 به وقت محلي در پاريس به زمين بنشيند، اما متاسفانه در مسير پروازش به سمت فرانسه از صفحه رادار محو شد. سخنگوي خطوط هوايي «ايرفرانس» در مصاحبه يي با رويترز گفت؛ هنوز از آخرين موقعيت اين هواپيما اطلاعي در دست نيست و کارشناسان هواپيمايي فرانسه در حال بررسي آخرين نمودارهاي درج شده روي صفحه رادار هستند. وي تاکيد کرد؛ امکان دارد اين هواپيما در مسيرش به سمت فرانسه در اقيانوس آتلانتيک سقوط کرده باشد. اکنون تلاش هاي کارشناسان خطوط هوايي برزيل و گارد ساحلي بين المللي براي يافتن اين هواپيما ادامه دارد. يکي ديگر از مقامات ايرفرانس نيز گفت اين هواپيما هنگام پرواز از فراز جزاير دماغه سبز، از صفحه رادار بيرون رفت. وي افزود؛ از هواپيماي گمشده اندکي پس از عبور از يک توفان پيامي درباره مشکل اتصالي برق دريافت شده بود و احتمال برخورد صاعقه به هواپيما وجود دارد. نيکلا سارکوزي رئيس جمهوري فرانسه در جريان اين حادثه قرار گرفته و در فرودگاه شارل دوگل مرکزي براي دادن اطلاعات به خانواده هاي مسافران هواپيما داير شده است. ژان لويي بورلو يک وزير کابينه فرانسه نيز در اين باره گفت ذخيره سوخت هواپيماي گمشده تاکنون قطعاً تمام شده و بايد براي تاسف آور ترين حادثه خود را آماده کنيم. همچنين نيروي هوايي برزيل ناپديد شدن اين هواپيما را تاييد و اعلام کرده عمليات جست وجو در نزديکي مجمع الجزاير فرناندو د نورونها شروع شده است. تا لحظه تنظيم اين خبر هنوز اثري از اين ايرباس به دست نيامده بود.
پاسخ شوراي شهر بم به نامه شجريان
مردم به شما چشم اميد دوخته اند
در پي نامه اخير محمدرضا شجريان درباره پروژه باغ هنر بم خطاب به شوراي شهر بم، رئيس اين شورا نامه يي را خطاب به استاد آواز ايران منتشر کرد. يعقوب دريجاني در متن اين نامه آورده است؛ «با آقاي جهاندار که عنوان کردند نماينده جنابعالي هستند مذاکره شد و قرار شد متن نامه تا پيگيري مسائل اداري که شما از آنها به عنوان موانع پيشرفت باغ هنر بم ياد کرده ايد، به جايي ارسال نشود و بلافاصله جلسه شوراي شهر به همين منظور تشکيل و نامه يي از سوي شورا به عنوان حضرتعالي تنظيم و خواستار ادامه و استمرار فعاليت تان در باغ هنر بم شد و تصميم گرفته شد با مقامات استان که موجبات دلسردي شما را فراهم کرده اند، طي جلسه يي با حضور دست اندرکاران و شخص شما موضوع تبيين و موانع مستحدثه را مرتفع و مجدداً فعاليت احداث باغ هنر در دستور کار قرار بگيرد که متاسفانه متن ارسالي به شورا در بعضي از سايت هاي خبري منعکس و بعضي روزنامه هاي کثيرالانتشار نسبت به چاپ آن اقدام کردند.» به گزارش ايسنا در ادامه اين نامه آمده است؛ «شوراي شهر بم از ابتداي طرح اين موضوع بالاتفاق موافق احداث باغ هنر در بم بوده و به همين منظور زمين مورد درخواست را که از بهترين نقاط شهر بم بوده، در اختيار آن بزرگوار گذاشته که امضاي حقير با ساير همکاران در شوراي دوره دوم در ذيل الذکر مصوبه واگذاري زمين حکايت از اين مدعا دارد. حال اينکه دلسردي و خستگي شما نمي تواند موجبات فسرده شدن عشق و علاقه تان به مردم قدرشناس بم باشد و به قول حافظ؛ «قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس/ که نه هر کو ورقي خواند معاني دانست».» و پايان نامه هم چنين است؛ «يقيناً امهات محک عمل شما خداوند بزرگ و مردم شريف بم است که الحق مردم به شما چشم اميد دوخته اند و رها کردن مردم آن هم به لحاظ مسائل فرعي و حاشيه يي امري بسيار سقيم و سخت است. اعضاي شوراي شهر بم رسماً از جنابعالي خواهش مي کنند به نيت والاي خود در استمرار احداث باغ هنر بم در کنار مردمي که به آنها عشق مي ورزيد و به خواسته آنها وفاداريد، کوشا باشيد و شوراي شهر کما في السابق در معيت همه مردم بم همراه شما و در زدودن موانع ايجادي در چارچوب ضوابط پيشگام خواهد بود و همه تلاش خواهيم کرد اين کار انسان دوستانه تعطيل نشود و يادآوري اين نکته ضروري است که تمامي اعضاي شوراي شهر به نمايندگي از طرف مردم خوب و مهربان بم ملتمسانه و عاجزانه خواستار شروعي مصمم تر از سابق هستند و تصور واگذاري پروژه مهم باغ هنر بم از سوي چون استاد بزرگ آواز ايران که صيت شهرتش همه آفاق را درنورديده است، بسيار تا بسيار غيرمنتظره است يا حداقل مردم در باورشان نمي گنجد که حکيم دردآشنا به ناگاه اين همه لطف را دريغ ورزند چه مردمي بودن و با مردم زندگي کردن مشکلاتي را دارد که با جد و صبر، خداوند همه موانع عمدي و احتمالي را برطرف و نظر عنايتش را از خادم بندگان خالص دريغ نمي دارد. توفيقي است که خدا داده و در سلب آن خداوند ذي مدخل نيست و يقيناً استقامت در برابر موانع از عبادات است و بس. يارب سببي ساز که يارم به سلامت/ باز آيد و برهاندم از بند ملامت»
نابود کردن کتاب ها در آب هلمند


محمدکاظم کاظمي*



جامعه افغانستان به تازگي شاهد رويدادي تاسفبار بود يعني نابود شدن هزاران نسخه کتاب تاريخي، ادبي و ديني به فرمان مسوولان دولتي در ولايت نيمروز. اين کار در روز شنبه 4 جوزاي 1388 در ولايت نيمروز کشور افغانستان انجام شد و در آن بيش از سه هزار جلد کتاب که به ناشران و کتابفروشان کشور تعلق داشت، به رود هلمند افکنده شد.

اهميت اين واقعه از اين رو است که امروزه کشور ما از نظر کتاب و کتابخواني و چاپ و نشر، در وضعيتي بسيار نابسامان به سر مي برد. دولت فعلي بعد از چندين سال استقرار، هنوز نتوانسته است نياز دانش آموزان و دانشجويان به کتاب هاي درسي را برآورده کند، در حالي که در بسياري از کشورهاي جهان براي انتشار و توزيع کتاب، حمايت ها و سهولت هاي دولتي وجود دارد.

به همين سبب در اين سال ها بيشتر بار انتشار و توزيع کتاب بر دوش ناشران و کتابفروشاني بوده است که بدون کمترين حمايت عملي از سوي دولت، با سرمايه هاي شخصي و اندک خويش در حال تامين نياز نسل جوان کشورند. ولي تاسفبار اين است که در همين حال، در مرزهاي غربي کشور ما آنچنان سختگيري نسبت به ورود کتاب، حتي کتاب هاي درسي مکاتب و دانشگاه ها ديده مي شود که شايد در برخورد با توليد مواد مخدر ديده نمي شود.

در چنين وضعيتي از وزارت اطلاعات و فرهنگ کشور انتظار مي رفت اگر هم خود توان حمايت مالي از نظام چاپ و توزيع کتاب در کشور را ندارد، حداقل سهولت هاي اداري و قانوني براي فعاليت ناشران آزاد فراهم کند، نه اينکه به مانعي در اين مسير بدل شود و با نابود کردن کتاب ها آن هم به اين شکل اهانت آميز، حتي نگران زيان مادي نباشد که از اين رهگذر بر شبکه انتشار و توزيع آزاد کتاب در کشور وارد مي شود.

صاحبان کتاب هاي نابودشده، شرکت ها و سرمايه داران خارجي نبودند، که اگر مي بودند، شايد مسوولان امر اين مايه از تهور را در برخورد با آنها نداشتند. اينها چند تن از کتابفروشان و ناشران افغان بودند که در اين سال ها آثاري مفيد و خواندني در حوزه تاريخ و فرهنگ کشور منتشر و توزيع کرده اند. به عنوان نمونه مي توان به انتشارات عرفان اشاره کرد که کتاب هايي همچون «سرگذشت يتيم جاويد» (زندگي پيامبر اکرم)، «تجلي خدا در آفاق و انفس»، «فيض قدس»، «افغانستان در پنج قرن اخير»، «افغانستان در قرن بيستم»، «تاريخ احمدشاهي»، «ديوان خليل الله خليلي»، «ديوان واصل کابلي»، «ديوان قاري عبدالله» و «نقد بيدل» را در کارنامه خود دارد و دور از حقيقت نيست اگر بگوييم فعال ترين ناشر افغانستان در دهه اخير بوده است.

البته مسوولان امر در توجيه اين اقدام خود، بحث هميشگي اختلاف افکني ميان اقوام و مذاهب کشور را پيش کشيده و اين کتاب ها را به باور خود اختلاف برانگيز دانسته اند. ولي عنوان هاي کتاب هاي نابودشده خود مي تواند ميزان درستي اين توجيه را روشن سازد؛ «تفسير موضوعي قرآن کريم»، «نهج البلاغه»، «آموزش عقايد»، «جنبش هاي اسلامي معاصر»، «شکوفايي عقل»، «علوم عقلي»، «اصول کافي»، «حقوق اساسي»، «اخلاق کارگزاران در نظام اسلامي»، «انسان به انسان»، «کلام نور»، «ترجمه الغدير»، «معراج السعاده»، «گل سرخ دل افگار»، «شناسنامه افغانستان» و «هزاره ها».

ملاحظه مي شود اينها کتاب هايي است معتبر و تاکنون هيچ گاه به اختلاف برانگيز بودن معروف نبوده است مثلاً «شناسنامه افغانستان» اثري است جامع درباره تاريخ، جغرافيا و مردم شناسي اين کشور که پيش از اين سه نوبت به چاپ رسيده و حتي در وضعيت هايي نامناسب تر از امروز، در اين کشور توزيع شده است. کتاب «هزاره ها» ترجمه يي است از کتابي به زبان انگليسي و نويسنده آن از محققان کشور پاکستان بوده است.

شايد آنچه در بعضي از اين کتاب ها اختلاف برانگيز وانمود شده است، بيان حقايقي است که سال ها در افغانستان بر آنها سرپوش گذاشته شده بود و به هيچ محققي اجازه طرح آنها داده نمي شد. اين جاي بحث دارد که به راستي آنچه تاکنون مايه اختلاف هاي قومي در افغانستان شده است، باز گذاشتن ميدان بحث و بررسي درباره تاريخ، جغرافيا و انسان شناسي بوده است يا اعمال تبعيض هاي درازمدت ميان اين اقوام؟ به واقع بيشتر اختلاف هاي موجود در کشور ما نه محصول تحقيق و روشنگري، بلکه محصول سرکوب ها، تبعيض ها و رفتارهاي خشني است که نمونه اش را در جريان معدوم کردن اين کتاب ها ديديم. بحث و گفت وگو درباره مسائل اجتماعي و سياسي کشور، حق هر پژوهشگري است و از سوي ديگر اين حق مردم است که اين بحث ها را بشنوند و درباره شان قضاوت کنند. طرز رفتار مسوولان امر در اين جريان همانند اين بود که متهمي را پيش از محاکمه و شنيدن دفاعيات او اعدام کنند تا او نتواند به روشنگري و تبرئه خويش بپردازد. اگر اين کتاب ها از بين برده نمي شد، خود مي توانست گوياي اين حقيقت باشد که پژوهشگرانه و روشنگرانه است، نه جدايي افکن و اختلاف برانگيز. به واقع آنچه اختلاف برانگيز است، چنين رفتارهايي است که درخور يک دولت بسته و خودکامه است نه دولتي که ادعاي رعايت حقوق بشر و آزادي هاي مدني جامعه را دارد.

*نويسنده و شاعر افغاني
تلفن يک ناشناس تئاتر شهر را تعطيل کرد
مجموعه تئاتر شهر شامگاه يکشنبه 10 خرداد ماه به علت تهديد به بمبگذاري به حالت تعطيل درآمد. مجيد امرايي- مدير روابط عمومي مجموعه تئاتر شهر- با اعلام اين خبر گفت؛ « طي تماس تلفني فردي ناشناس با روابط عمومي مجموعه تئاتر شهر در ساعت 30/20 و تهديد به بمبگذاري، حراست مجموعه تئاتر شهر تماشاگران اين مجموعه را به بيرون هدايت کرد و همه نمايش هاي روي صحنه نيز تعطيل شدند.» او در ادامه گفت؛ «حدود 15 دقيقه پس از تماس تلفني فرد ناشناس، نيروي انتظامي به تئاتر شهر مراجعه کرد و نيروهاي امنيتي نيز از ماجرا خبردار شدند. در پي اين اتفاق برق، آب و گاز مجموعه تئاتر شهر قطع شد و اين مجموعه به حالت تعطيل درآمد.» امرايي درخصوص حضور تيم خنثي سازي نيز چنين توضيح داد؛ «ساعت 45/21 نيز تيم خنثي سازي به محل رسيد و تجسس را شروع کردند و سپس اعلام کردند با مورد مشکوکي مواجه نشده اند.» در همين زمينه سرهنگ خانچرلي

-معاون عمليات پليس تهران بزرگ- در گفت وگو با ايسنا هرگونه بمبگذاري در مجموعه تئاتر شهر را رد کرد و گفت؛ «پس از اعلام گزارش مسوولان تئاتر شهر مبني بر تهديد شدن اين مجموعه به بمبگذاري، تيم خنثي سازي به محل اعزام شد، اما هيچ بمبي در محل يافت نشد.»
عناوين اين صفحه
“ و بالاخره سينماي فرهنگي
واکنش هاي متفاوت به نوآوري در سازسازي
آخرين بازمانده تايتانيک در 97 سالگي درگذشت
ايرباس فرانسوي با 228 سرنشين ناپديد شد
مردم به شما چشم اميد دوخته اند
نابود کردن کتاب ها در آب هلمند
تلفن يک ناشناس تئاتر شهر را تعطيل کرد
چهره ها

چهره ها
? رونمايي تازه هاي هانيبال الخاص؛ نمايشگاه نقاشي هاي هانيبال الخاص که مجموعه يي از آثار ديده نشده اين هنرمند را دربرمي گيرد، از 17 خردادماه در نگارخانه الهه به نمايش درمي آيد. اين نمايشگاه شامل 28 اثر 35+35 و 50+70 با ترکيب مواد است. نگارخانه الهه در خيابان آفريقا، خيابان گلفام، پلاک شش واقع است.

?انتشار «زندگي من در گذر زمان» با ترجمه کيومرث مرادي؛ چاپ دوم کتاب «زندگي من در گذر زمان» نوشته پيتر بروک با ترجمه کيومرث مرادي عرضه شد. به گفته مرادي چاپ اول کتاب يک سال پيش به پايان رسيد و به تازگي چاپ دوم آن منتشر شده است. کتاب يادشده از سوي نشر قطره منتشر شده است و نخستين بار در سال 86 به چاپ رسيد و در همان سال در کنار دو اثر ديگر به عنوان اثر برگزيده در زمينه ترجمه معرفي شد.

? فيلم کوتاه «سامان سالور» در جشنواره تورنتو ؛ فيلم کوتاه «بازي نهايي» به کارگرداني «سامان سالور» براي بخش حقوق بشر جشنواره فيلم هاي کوتاه «تورنتو» دعوت شد. اين بخش ويژه جشنواره تورنتو به مناسبت شصتمين سال تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر برگزار مي شود و فيلم هاي حاضر در اين بخش به موضوعاتي چون فرهنگ، توسعه، سوادآموزي، شأن انساني و محيط زيست مي پردازند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام