جادي ميرميراني

سخنگوي رئيس جمهور فعلي آفريقاي جنوبي مي گويد رئيس جمهور تازه انتخاب شده در تمام مدت کمپين تبليغاتي اش، از يک گوشي N95 براي ارتباط دائمي با ستادها استفاده مي کرده و در طول همه سفرها و فعاليت هاي تبليغاتي از لپ تاپ مجهز به شبکه G3 که امکان دسترسي سريع به اينترنت را فراهم مي کرده دور نمي شده. جاکوب زوما با وجود برنامه شديداً فشرده تبليغاتي، شخصاً به اي ميل هاي رسيده از حوزه هاي انتخاباتي جواب مي داده و با همين لپ تاپ، با ديگر فعالان انتخاباتي در ارتباط بوده.
کمپين هاي انتخاباتي مبتني بر تکنولوژي، منحصر به اين نمونه نيستند. در تمام انتخابات اخير دنيا، رد پاي تکنولوژي و اينترنت شديداً به چشم مي خورد. کانديداها مي دانند اينترنت براي ميليون ها نفر از راي دهندگان اصلي ترين منبع کسب اطلاعات است و داشتن يک کمپين موثر در آن، به راحتي مي تواند جمع زيادي از آراي راي دهندگان جوان را جذب کند.
بنا به آمار دولتي، ايران نزديک به 20ميليون کاربر اينترنت دارد. آمار صحيحي از شکل توزيع اين جمعيت در دست نيست اما مي شود ادعا کرد اکثر آنها جوان هستند و علاقه مند به مشارکت در انتخابات و مباحث مربوط به آن. سوالي که مطرح مي شود اين است که آيا کانديداهاي رياست جمهوري اين دوره، برنامه منظمي براي جذب يا استفاده از اين پتانسيل دارند؟ متاسفانه جواب به نظر منفي مي رسد.
قابليت هاي اينترنت براي يک کمپين سياسي بسيار بالا است. هزينه توليد در آن بسيار پايين است و هزينه توزيع در حد صفر. با هزينه يک تراکت تبليغاتي در سطح شهر، مي شود يک سايت عالي ساخت. با نيروي فعال در يک ستاد، مي شود يک فروم عظيم را هدايت کرد و با استخدام دو نفر وبلاگ نويس حرفه يي براي سه ماه، مي شود يک وبلاگ به روز و پر از اخبار و نتايج و فعاليت هاي انتخاباتي داشت.
متاسفانه در اين دوره به نظر مي رسد فعاليت هاي اينترنتي، بيشتر به شکل داوطلبانه شکل گرفته است. شبکه هاي اجتماعي مانند فيس بوک و سايت هاي خبري مانند توييتر پر هستند از اسامي کانديداهاي اصلاح طلب اما اين فعاليت ها بدون برنامه طولاني مدت هستند و با جديت کافي نيز دنبال نمي شوند. افراد عضو گروه هاي حمايتي کانديداها مي شوند ولي اين گروه ها نه اخبار چنداني منتشر مي کنند و نه در صورت نياز مواد تبليغاتي در اختيار طرفداران قرار مي دهند. کاربرد اين گروه ها، نشان دادن حمايت يک فرد از يک کانديدا است، نه بحث و تبليغ به نفع يک جريان مشخص.
در عين حال اينترنت به خاطر آزادي نسبي فضايش در مقايسه با ديگر رسانه هاي موجود، قابليت هاي بسيار گسترده يي را در اختيار کانديداها مي گذارد. کافي است سايت يک کانديدا بخش ترکي، کردي، عربي و... داشته باشد تا نشان دهنده ديدگاه متفاوت آن کانديدا نسبت به ديگران و در نتيجه جذب راي شود. حتي اگر کانديدايي جرات کند و يک فروم آزاد در سايتش بگذارد که در آن افراد بتوانند نظرات شان را آزادانه بيان کنند و دنبال جواب سوال هايشان بگردند، بدون شک خط فاصل کاملاً واضحي بين خودش و ديگر افراد ايجاد کرده. اينها را اضافه کنيد به پادکست تهيه شده توسط يک کانديدا يا يک کانال تصويري در يوتيوب يا پاسخگويي به تمام توييت هاي انتخاباتي مرتبط توسط ستاد ديجيتال يکي از کانديداها.
جمعيت عظيم فعال در اينترنت و علاقه و اشتياق کاربران آن به اطلاعات جديد و فعاليت هاي اصلاحگرايانه را کنار هزينه بسيار پايين و قابليت هاي بسيار بالاي دنياي ديجيتال که بگذاريم، به اين نتيجه مي رسيم که دوره يا مرحله بعدي انتخابات، بدون شک شاهد جدي تر گرفته شدن اينترنت خواهيم بود و اگر کانديدايي علاقه مند به پيشي گرفتن از رقبا است، بايد اينترنت را جدي تر بگيرد.