دوشنبه، 11 خرداد 1388 - شماره 1965
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
اولين بازتاب ها از فيلم هاي تبليغاتي کانديداها



پخش مستندهاي انتخاباتي از سيماي جمهوري اسلامي ايران حواشي زيادي را از سوي مخالفان و موافقان کانديداهاي رياست جمهوري مطرح کرده است. اين حواشي از زماني که مستند محمود احمدي نژاد به عنوان اولين فيلم انتخاباتي دوره دهم رياست جمهوري به کارگرداني جواد شمقدري از تلويزيون پخش شد، آغاز شد. ماجرا از روايت هاي وبلاگ نويسان آغاز و به سايت مخالفان احمدي نژاد لينک داده شد. استفاده از بازيگران صداوسيماي بندرعباس در مستند احمدي نژاد، نشان دادن دختري 9ساله به عنوان فرزند شهيد و اعتراض حميد حامي به دليل استفاده از ترانه يي با صداي او در فيلم انتخاباتي احمدي نژاد تنها چند ساعت بعد از پخش اولين مستند انتخاباتي در فضاي مجازي در صفحات وبلاگ ها به نقل از روزنامه نگاران وبلاگ نويس و روز بعد لينک خبرها در سايت هاي منسوب به اصلاح طلبان منتشر شد. در بخشي از فيلم شمقدري دو جوان سوار بر موتورسيکلت اتومبيل احمدي نژاد را دنبال مي کنند و سخناني در خوشامد او بر زبان مي آورند و رئيس جمهور هم براي آنها لبخند مي زند و دست تکان مي دهد. شايعه هنرپيشه بودن جوانان موتورسوار خيلي زود فضاي مجازي را دربر گرفت و بسياري از وبلاگ ها حتي از سابقه مجري گري يکي از اين جوانان نيز نوشتند؛ در صحنه يي ديگر از فيلم دختر 8-9 ساله يي پس از ديدار با احمدي نژاد گريه کنان جلوي دوربين قرار مي گيرد و در پاسخ به سوال چي مي خواي به رئيس جمهوري بگي، مي گويد؛ مي خوام بهش بگم مثل بابام که شهيد شده دوستش دارم. موضوع بعد از قول يکي از روزنامه نگاران که با حميد حامي رفاقت داشت، مطرح شد. او در وبلاگ شخصي اش از نارضايتي حامي به خاطر استفاده از ترانه اش در فيلم تبليغاتي رئيس جمهور نوشت. مطرح شدن اين موضوعات از سوي اصلاح طلبان درباره مستند احمدي نژاد که مثل چهار سال پيش به کارگرداني جواد شمقدري ساخته شده است، باعث شد اصولگرايان و حاميان احمدي نژاد نيز ساکت ننشينند و بعد از پخش مستند ميرحسين موسوي واکنش هايي نشان دهند. سايت رجانيوز منسوب به اصولگرايان اولين واکنش ها را در برابر اين مستند که توسط مجيد مجيدي ساخته شده بود، نشان داد. رجانيوز درباره اين مستند چنين نوشت؛ «در اين فيلم که با تصاويري از دوره نخست وزيري موسوي آغاز مي شد و با تصاويري از امام راحل و جبهه و جنگ ادامه مي يافت، تلاش شد خاطره دوران دفاع مقدس و نخست وزيري موسوي براي مخاطب زنده شود و با ضميمه کردن برخي سخنراني هاي وي نوعي تصويرسازي مثبت در افکار عمومي تداعي شود. با اين حال، در اين فيلم تاکيد ويژه و مستقيمي بر استفاده از نمادهاي مذهبي مانند از سيادت موسوي گرفته تا رنگ سبز و بيان اين جمله توسط موسوي که پرچم سبز پايبندي به عدالتي است که اهل بيت پايبند به آن بودند و حضور بر بالين احمد عزيزي شاعر اهل بيت(ع) انجام شد.» در قسمتي از گزارش رجانيوز طرفداران موسوي را نشانه گرفت و از سانسور خبر داد؛ «هواداران موسوي که انتشار تصاوير آنها در ميتينگ هاي اخير وي مانند ميتينگ دوم خرداد سالن سرپوشيده آزادي، زنگ خطر تکرار اثرات منفي مواردي تبليغات و تبليغ کنندگان مانند هاشمي 2005 را براي ستاد موسوي به صدا درآورده است، در اين فيلم کاملاً سانسور شد و تصويري پاستوريزه از هواداران و اغلب در نماي باز و از دور ارائه شد.» رجانيوز همچنين نوشت؛ «از ديگر نکات قابل توجه اين فيلم بايکوت تصويري هاشمي، سيدمحمد خاتمي و زهرا رهنورد بود، به طوري که هيچ تصويري از هاشمي به عنوان بازيگردان اصلي جناح اصلاح طلب و حامي قدرتمند موسوي نشان داده نشد و خاتمي و رهنورد نيز هرکدام به مدت چند ثانيه تصويرشان به نمايش درآمد. ترس از کاهش آرا در صورت علني شدن حمايت هاشمي، انتشار فيلم منسوب به خاتمي و تصور منفي از وابستگي مهندس موسوي به همسرش از دلايل اين بايکوت تصويري بوده است.» دست آخر نيز اين سايت خبري هم به استفاده مجيدي از حضور هنرپيشه زن تئاتر در اين مستند در مقابل آنچه از سوي اصلاح طلبان مطرح شده بود به نقل از ثانيه نيوز دست گذاشت؛ «شايد جالب ترين بخش اين فيلم مربوط به مواردي بود که در آن تلاش شده بود بار بيان برخي از سياه نمايي ها بر عهده مردم گذاشته شود. اما استفاده از يک بازيگر زن شناخته شده تئاتر در منطقه بابل براي اين بخش از فيلم موسوي اثر عکس و بازتاب بي صداقتي در ميان افکار عمومي داشته است.» در پايان اين گزارش به نارضايتي ستاد موسوي از اين فيلم اشاره شده بود. اين اخبار چندي بعد روي خروجي خبرگزاري دولتي فارس قرار گرفت. فرج الله سلحشور کارگردان يوسف پيامبر که بارها حمايت خود را از احمدي نژاد اعلام کرده است نيز روز گذشته با انتقاد از مجيدي و مستند موسوي بار ديگر حمايت خود را از رئيس جمهوري مطرح کرد؛« آقاي موسوي در اين فيلم طوري صحبت مي کند که مي تواند عوام را فريب دهد. به نظرم سينماگران نبايد فيلم تبليغاتي بسازند و اگر مستندسازان اين کار را انجام مي دادند، بهتر بود.» سلحشور درباره مستند احمدي نژاد نيز سخن گفت؛ «اين فيلم، يک فيلم صادقانه و بسيار عادي بود و سعي مي کرد صحبت هاي آقاي احمدي نژاد و مردم را بدون هيچ گزافي نشان دهد.» مجيد مجيدي کارگردان مستند ميرحسين در برابر اخبار منتشر شده ساکت نماند و به خبرگزاري فارس که اخبار سايت هاي اصولگرا را منتشر کرده بود، گفت؛ «انتشار چنين اخبار کذبي، ترفندهاي نخ نما شده و کهنه يي است که نه ما شهامت استفاده از اين ترفندها را داريم، نه مسائل اخلاقي اجازه استفاده از چنين روش هايي را به ما مي دهد.»
در ونزوئلا اتفاق افتاد
بازجويي از ماريو بارگاس يوسا


مقامات سياسي و امنيتي ونزوئلا ماريو بارگاس يوسا را به خاطر اظهارات سياسي اش در اين کشور بيش از يک ساعت توقيف و بازجويي کردند. مقامات سياسي ونزوئلا به بارگاس يوسا هشدار دادند حق اظهارنظر سياسي در اين کشور را ندارد. به گزارش آسوشيتدپرس، بارگاس يوسا همچنين از بيان انتقاد درباره هوگو چاوس، رئيس جمهور ونزوئلا منع شده است. اين نويسنده چندي پيش در يک انجمن دموکراسي عقايد خود را درباره ونزوئلا و رئيس جمهورش بيان کرده بود. بارگاس يوسا هنگام ورودش به کاراکاس براي شرکت در کنفرانس «دموکراسي و آزادي» بيش از يک ساعت معطل و بازجويي شد. مقامات ونزوئلايي گفته اند يک فرد خارجي حق اظهارنظر درباره امور داخلي اين کشور را ندارد. با اين حال بارگاس يوسا در فرودگاه به خبرنگاران گفت هيچ کس حق ندارد مرزهاي آزادي انديشه را بشکند. اين نويسنده بارها از هوگو چاوس به خاطر نقض آزادي هاي شهروندي و نوع حکومتداري اش انتقاد کرده است. او به همراه دو نويسنده ديگر به نام هاي «فلينو آپولئو» و «انريکو کارازو» از دو کشور کلمبيا و مکزيک به دادگاه ونزوئلا فراخوانده شد که هنوز جلسه نهايي اين دادگاه برگزار نشده است. يوسا در آخرين اظهاراتش درباره اين مصاحبه گفته است؛ «به هيچ وجه قصدم آزرده خاطر کردن مردمان ونزوئلا نبوده است.» به گزارش فارس نويسنده «سال هاي سگي» که در حال حاضر يکي از مشهورترين نويسندگان صاحب سبک امريکاي لاتين است، يکي از سرسخت ترين مخالفان هوگو چاوس رئيس جمهور ونزوئلا به شمار مي رود که عملکرد او را در حوزه سياست داخلي و خارجي اين کشور به انتقاد و چالش مي کشد. يوسا در اوايل دهه 80 ميلادي به خاطر مواضع سفت و سختش درباره اقتصاد آزاد معروف شد. او در سال 1990 کانديداي رياست جمهوري پرو شد و از آلبرتو فوجيموري شکست خورد. طي تبليغات انتخاباتي، رقيبانش قسمت هايي از کتاب هاي او را که غيراخلاقي بود از راديو مي خواندند تا مردم را قانع کنند که به يوسا راي ندهند. او در دور اول انتخابات با نسبت 34 به 24 درصد از فوجيموري پيش افتاد ولي در دور دوم به 57 درصد راي فوجيموري باخت. يوسا که با رمان هاي« گفت وگو در کاترال»، « جنگ آخر زمان»، «سوربز»،«مرگ در آند» و «زندگي واقعي آلخاندرو ماتيا» در ميان کتابخوانان ايراني مشهور شده است چندي پيش در يادداشتي درباره خودش چنين نوشت؛ «ادبيات حرفه من است اما هيچ وقت ايده محصور کردن خودم در جهان تخيلات را دوست نداشته ام. هميشه دوست دارم يک پايم در خيابان باشد. در واقع زندگي حرفه يي من با خبرنگاري سرويس حوادث آغاز شد. 15 سالم بود، حالا هم هر هفته در ال پائيس يادداشت سياسي مي نويسم اما معتقدم ادبيات و روزنامه نگاري کاملاً با هم فرق دارند، گرچه زماني را که در خيابان ها مي گذرانم براي نويسندگي ام ارزش بنيادي دارد. وقتي مي نويسم با آزادي مي نويسم. اما به پايه يي محکم نياز دارم؛ براي اين است که سفر مي کنم.» ماريو بارگاس يوسا در 28 مارس 1963 به دنيا آمد. اين نويسنده پرويي از برترين رمان نويس هاي امريکاي جنوبي است.
رزا لوکزامبورگ هنوز دفن نشده است


بي بي سي؛ از 90 سال پيش گمان مي رفت که رزا لوکزامبورگ در گورستاني در برلين دفن شده است. گزارشي تازه نشان مي دهد جسد رهبر انقلابي آلمان هم اکنون در سردخانه بيمارستان شاريته در برلين قرار دارد. در سردخانه پزشکي قانوني «مجتمع درماني شاريته» در برلين از سال ها پيش روي جسد زني بدون سر و دست و پا تحقيق مي شود. پزشکان و کارشناسان اين مجتمع به تازگي اظهار داشتند به نظر آنها اين جسد به رزا لوکزامبورگ يکي از رهبران برجسته جنبش سوسياليستي آلمان در دو دهه اول قرن بيستم تعلق دارد. بنا بر گزارش تازه يي که نشريه اشپيگل منتشر کرده، کارشناسان روشن کرده اند که صاحب جسد در ميانه

40 سالگي به قتل رسيده و به بيماري مفصلي مبتلا بوده و پاهاي نامساوي داشته است. رزا لوکزامبورگ هنگام مرگ 47 سال داشت، در ناحيه لگن دچار ضايعه بود و به همين خاطر هنگام راه رفتن مي لنگيد. از زماني که رزا لوکزامبورگ در ژوئن 1919 به خاک سپرده شد، همواره درباره محل دفن او ترديد وجود داشت، اينک کارشناسان اين موضوع را با استدلال بيان مي کنند. به عقيده آنها زني که در 13 ژوئن به جاي رزا لوکزامبورگ در گورستان فريدريکسفلد برلين دفن شده، با مشخصات جسماني رهبر انقلابي آلمان نمي خواند. به علاوه طبق اسناد تاريخي رزا لوکزامبورگ پس از دستگيري به شدت مضروب شده و سپس با گلوله يي به سر به قتل رسيده بود، اما روي جسدي که به جاي او در گور آرميده، چنين علائمي ديده نمي شود.

رزا لوکزامبورگ نظريه پرداز اصلي جناح راديکال حزب سوسيال دموکرات آلمان بود. او در آستانه جنگ جهاني اول، در انتقاد از حمايت سوسيال دموکرات ها از جنگ از حزب انشعاب کرد و جرياني انقلابي به نام «انجمن اسپارتاکوس» بنياد گذاشت. همين جمعيت بود که پايه تاسيس «حزب کمونيست آلمان» را تشکيل داد. رزا لوکزامبورگ در راس حزب خود در پايان سال 1919 کارگران را به قيام مسلحانه فراخواند. دولت حکم دستگيري او را صادر کرد. نفرات واحدهاي سواره نظام ارتش آلمان در 15 ژانويه 1919

رزا لوکزامبورگ را دستگير و پس از شکنجه در کنار دوست همرزمش کارل ليبکنشت تيرباران کردند. آرامگاه اين دو سوسياليست مبارز در برلين زيارتگاه چپگرايان آلمان است و هر سال روز اول ماه مه بر مزار آنها مراسمي بر پا مي شود. رزا لوکزامبورگ با وجود اعتقاد راسخ به کمونيسم، از رژيم بلشويکي در روسيه و شخص لنين انتقاد کرد. او به خاطر تاکيد بر ضرورت دموکراسي براي نظام سوسياليستي مورد احترام است. جمله معروف او تا امروز سرلوحه برنامه سوسيال دموکرات هاست؛ «آزادي واقعي تنها به معناي آزادي دگرانديشان است.»
نمايش زندگي بنيانگذار مذهب پروتستان پس از پنج قرن


زندگي خصوصي مارتين لوتر بنيانگذار مذهب پروتستان پس از پنج قرن در نمايشگاهي در موزه فرهنگ هاي جهاني آلمان به نمايش گذاشته شد. اين نمايشگاه از روز گذشته کار خود را آغاز کرد و تا

24 آبان نيز برپا است. به گزارش خبرگزاري فرانسه، در اين نمايشگاه جواهرات، ظروف و ابزار روزانه مارتين لوتر و همسرش به نمايش گذاشته شده است. از سوي ديگر بخشي از اشياي به نمايش گذاشته شده در اين نمايشگاه کشفياتي هستند که باستان شناسان در زمين والدين مارتين لوتر به دست آورده اند. برخي از اشيا نيز از موزه هاي کشورهاي اروپايي به عاريت گرفته شده است. برگزارکنندگان اين نمايشگاه مي گويند بسياري از اين اشيا به رغم دست به دست شدن و انتقال از اين شهر به شهر ديگر سالم مانده اند.
پيدا و پنهان
? افزايش حقوق کارکنان وزارت کشور؛ حقوق کارکنان وزارت کشور افزايش ويژه پيدا کرد. «تابناک» با اعلام اين خبر رقم افزايش حقوق مذکور را «حيرت انگيز» توصيف کرد.

? احضار مدير نشر ديگر ؛ «نازي اسکويي» مدير نشر ديگر به دادگاه انقلاب احضار شد. اين احضار در پي بازرسي از منزل و دفتر وي صورت گرفت. در همين راستا کيس هاي کامپيوتر، تلفن هاي همراه و اسناد مالي اين موسسه توقيف و علاوه بر اسکويي ديگر کارکنان اين نهاد به دادگاه انقلاب روانه شدند.
پايگاه خبري- تحليلي «رها» راه اندازي شد
پايگاه خبري - تحليلي «رها» ارگان «راه همبستگي اصلاح طلبان ايران» ديروز راه اندازي شد. مرتضي الويري «مديرمسوول» در مقاله يي در خصوص جايگاه سخن اين جمع از اصلاح طلبان عنوان مي کند؛ «نمي توان از نظر دور داشت که وجود احزاب و سازمان هاي اصلاح طلب در سازماندهي و برقراري ارتباط بين اصلاح طلبان بسيار موثرند اما به دليل بي مهري هاي فراواني که به آنان شده هنوز نتوانسته اند نفوذ کافي در ميان مردم داشته باشند. به همين دليل ملاحظه مي کنيم که تاثير و نقش چهره هاي اصلاح طلب به مراتب بيشتر از گروه ها و احزاب در صحنه سياسي کشور است. پديده فوق موجب شده بسياري از خردورزان و انديشمندان اصلاح طلب نتوانند در يک باشگاه بزرگ يکديگر را پيدا کنند و با تبادل نظر با يکديگر «خرد جمعي» را به مفهوم واقعي شکل دهند. وي مي افزايد؛ «راه همبستگي اصلاح طلبان «رها» که ثمره مشورت و همفکري چندماهه جمع کثيري از اصلاح طلبان کشور است، راهي را براي برون رفت از وضعيت نامطلوب فعلي مي گشايد و به چند نياز مبرم و دغدغه اساسي جامعه ما پاسخ مي گويد، 1- تکيه بر خرد جمعي به جاي تکيه بر افراد محدود 2- ايجاد بانک اطلاعاتي از نيروهاي اصلاح طلب 3- ايجاد شبکه اطلاع رساني مناسب. اين سايت به آدرس www.rahaa.ir براي عموم قابل مشاهده است.
گشايش «رنگ هايي براي سبز»
نمايشگاه آثار تجسمي جمعي از هنرمندان سرشناس کشور با عنوان «رنگ هايي براي سبز» هفته آينده در پرديس سينمايي ملت واقع در پارک ملت گشايش مي يابد.

در اين نمايشگاه آثاري از ميرحسين موسوي، زهرا رهنورد، ابوالفضل ترقي جاه، عباس کيارستمي، پرويز تناولي و... براي عموم به نمايش گذاشته مي شود. اين نمايشگاه به همت جمعي از هنرمندان و فعالان اين عرصه برپا خواهد شد.
سکوت خبري به جشنواره موسيقي فجر هم مي رسد
مديرکل دفتر موسيقي ارشاد که مدت ها است در ارتباط با رسانه ها، سياست سکوت را اتخاذ کرده، به سمت دبيري جشنواره موسيقي فجر منصوب شد. در گيرودار جشنواره بيست و چهارم موسيقي فجر زمزمه هاي تغيير مديريت دفتر موسيقي ارشاد شنيده شد تا اينکه بعد از اتمام جشنواره در 15 بهمن 87 محمدعلي خبري به عنوان مديرکل دفتر موسيقي ارشاد جايگزين محمدحسين احمدي شد. بعد از مراسم توديع و معارفه در حالي که خبرنگاران حوزه موسيقي در انتظار شنيدن اهداف و برنامه هاي مدير جديد بودند، خبري اولين نشست خود را با مديران شرکت ها و موسسات فعال توليد و تکثير آثار صوتي برگزار کرد و در آن جلسه برنامه هاي خود را در سمت جديد ارائه نداد. عيد نوروز و روزهاي قبال از آن بهانه يي شد تا مدير جديد براي برگزاري کنفرانس مطبوعاتي تنها به وعده و وعيد هايي بعد از تعطيلات نوروز اکتفا کند و از حرف زدن سرباز زند. سال جديد نيز بهسازي تالار وحدت و نبود مکان مناسب براي برگزاري کنفرانس مطبوعاتي به عنوان دلايلي براي عدم برگزاري کنفرانس مطبوعاتي مديرکل دفتر موسيقي وزارت ارشاد اعلام شد. در تمام اين مدت تلاش هاي خبرنگاران حوزه موسيقي براي مصاحبه با مدير دفتر موسيقي نيز بي نتيجه ماند و خبري از هرگونه مصاحبه اختصاصي نيز خودداري کرد. روال پنهان شدن خبري از رويارويي با خبرنگاران با گذشت حدود پنج ماه ادامه يافت. تا اينکه نام او به عنوان دبير جشنواره موسيقي فجر اعلام شد. به گزارش فارس اين انتخاب در حالي رخ داد که در سال هاي گذشته مدير دفتر موسيقي ارشاد مسووليت جشنواره و يکي از هنرمندان موسيقي دبيري جشنواره را عهده دار بودند. با اين اتفاق، انتظار اين مي رود که امسال برخلاف سال هاي گذشته هيچ کس از چگونگي برگزاري جشنواره بيست و پنجم موسيقي فجر اطلاعي نداشته باشد چرا که اين مدير که هنوز با گذشت پنج ماه اهداف خود را در مرکز اصلي موسيقي کشور مشخص نکرده، قطعاً برنامه يي را نيز براي جشنواره مطرح نخواهد کرد.
کنسرت گروه صوفي در استراليا
گروه صوفي به سرپرستي آرش زنگنه از 20 تا 30 خرداد در چهار ايالت استراليا به روي صحنه مي رود. آرش زنگنه با اعلام اين خبر گفت؛ «اين کنسرت ها که از سالن سيتي هال ايالت کويزلند آغاز مي شود فصل مشترک موسيقي عرفاني ايران و موسيقي الکترونيک خاور دور و خاور نزديک محسوب مي شود که با حضور نوازندگاني از کشورهاي ايران، استراليا، هند و انگلستان اجرا خواهد شد.» سرپرست گروه صوفي درباره اجراي اين کنسرت توضيح داد؛ «ما در اين کنسرت براي اولين بار در اجراي موسيقي اقوام مشرق زمين از سيستم صوتي دالبي استفاده کرده ايم و صداي هر ساز به طور جداگانه از يک اسپيکر به گوش مخاطب خواهد رسيد. اين روش پيش از اين در مورد موسيقي الکترونيک استفاده شده بود اما در مورد موسيقي هاي سنتي مشرق زمين تاکنون چنين اتفاقي صورت نگرفته است.» او در ادامه گفت؛ «در اين اجرا شنونده ها در مرکز سالن قرار گرفته و نوازنده ها دور آنها خواهند ايستاد تا به اجراي برنامه بپردازند. قطعات نيز بر اساس موسيقي عرفاني و قوالي ساخته شده که به صورت تلفيقي با موسيقي الکترونيک سعي در ايجاد فضايي جديد کرده ايم.»به گزارش مهر، زنگنه در پايان گفت؛ «در اين کنسرت علاوه بر نوازنده هايي از سه کشور هند، انگلستان و استراليا، سياوش دوست خواه (بخش الکترونيک)، مرتضي فلاحتي (بامداد) و ليلا هنري (طراح صحنه) از ايران گروه صوفي را همراهي خواهند کرد.»
برنامه تبليغاتي نامزدها از جمله فيلم صادقانه مجيدي براي ميرحسين را ديدم اما
اين براي مهدي کروبي است


امير قادري

1- تا به حال هميشه سعي کرده ام هيچ جور مطلب سياسي ننويسم. ربطي به من نداشته و بلد هم نيستم. اين بار و در انتخابات پيش رو اما خوشحالم نامزدي پيدا شده که مي شود جدا از بازي هاي سياسي، درباره کارهايي که انجام داده نوشت. درباره اتفاق هايي که افتاده و نه اينکه مثلاً براي تاييد و اثبات حرفم مجبور باشم به باقي نامزدها بند کنم. که تخريب آنها، تاييد اين يکي باشد. دليل ديگرش هم فضاي درجه يکي است که در انتخابات رياست جمهوري امسال ايجاد شده. طيف هاي فکري مختلف در اين انتخابات نماينده دارند و فضاي باز و گرمي فراهم شده که آدم در امنيت کامل حرفش را بزند. که موضعش را اعلام کند. پس مطابق معمول، ضمن احترام به کليه نامزدهاي اين دوره رياست جمهوري...

2- چهار سال پيش شيخ مهدي کروبي در انتخابات شرکت کرد و راي نياورد. دليلش هر چه بود، اينکه طبق ادعاي خودش خوابش برد يا اينکه واقعاً مردم ايران کمتر از باقي نامزدها بهش راي دادند، حداقلش اينکه من طرفدارش نبودم. گزينه مورد علاقه من نبود. نکته اما اينجاست که حالا يک تجربه چهارساله از کار حرفه يي سياستمداري دارم که بعد از خارج شدن از بازي قدرت، کنار نکشيد. مسيري طي کرد که تا به حال کمتر سابقه اش را داشته ايم. يک حزب تاسيس کرد و روزنامه زد و کوشيد لوگوي «اعتماد ملي» را جا بيندازد. حزبي که در اين مدت در حد و اندازه هاي خودش موضع گيري کرد و نامزد و نماينده معرفي کرد تا چهار سال بگذرد و بار ديگر انتخابات فرا برسد و ما بتوانيم بر اساس اين عملکرد و موضع گيري هاي چهارساله، درباره نامزدي که معرفي کرده، يعني مهدي کروبي تصميم بگيريم. در اين مدت نشنيدم که شيخ درباره بيزاري اش از قدرت چيزي بگويد. يک سياستمدار حرفه يي بود، پس از بازي خارج نشد و به ما هم اجازه داد در چارچوب اين بازي درباره اش قضاوت کنيم و تصميم بگيريم. پس در دنياي مدرن فرق مي کند با نامزدهايي که يا برخلاف ميل شان مجبور مي شوند، يا مشکلات ايجاب مي کند، و خلاصه اينکه ديگر چاره يي ندارند جز اينکه وارد بازي قدرت شوند. نمي دانم در تاريخ بشر هميشه اين طوري بوده يا اقتضاي امروز ماست، اما به هر حال فکر مي کنم امروزه کلمه «حرفه يي» براي هر مردي در هر جايگاهي، يک ويژگي جدي و برازنده است. چه صنعتگر، چه هنرمند و چه سياستمدار. دوره اينکه هنرمندي يا سياستمداري به آماتور بودن خودش افتخار کند، ديگر گذشته است. پس ترجيح مي دهم کسي را که شعار تبليغاتي اش اين روزها بر در و ديوار شهر، شيخ مقتدر و آزادانديش است، و نه مثلاً سر دادن شعرهاي لطيفي که معمولاً اين جور مواقع نامزدهاي ما براي جذب سليقه مردم سر مي دهند.

3- در چنين فضايي است که وقتي مهدي کروبي در آغاز نطق مطبوعاتي اش اعلام مي کند؛ «من قدرت را مي شناسم پس...» همه برنامه ها و ادعاهايش معناي ديگري پيدا مي کند. اين جوري مي دانيم وقتي از «آزادي» و «قانون» حرف مي زند، منظورش چيست. و اينکه صرف شعار دادن درباره گستردن و بازآفريدن اين مفاهيم در شرايطي که اين جمله کليدي «شناخت و درک و پذيرش حد و حدود قدرت» را نشناسيم و نگوييم، اغلب و معمولاً باد هواست. در موقعيتي هستيم که عوض سر دادن شعارهاي مختلف و دنبال اين بيرق و آن پرچم راه افتادن، بايد کشورمان را بسازيم. که يک ساختار سياسي حرفه يي در چارچوب قانون اساسي بسازيم و ايجاد کنيم. رفتن و برگشتن و شعار آزادي و قانون بي پشتوانه سر دادن چيزي را حل نمي کند. تجربه اش را داريم. کجا بود که خواندم آزادي و قانون گرايي بي پشتوانه و ساختار و در حد حرف و شعار، عموماً به چيزي ضدخودش تبديل مي شود.

4- اين است که در انتخابات رياست جمهوري امسال، ترجيح مي دهم به سياستمدار حرفه يي پاسخگو راي دهم. پاسخگوست، چون از ابتدا بازي را در همين مقام با ما شروع کرده است. حرفه اش را اعلام کرده و راي اش را خواسته است. منتي در کار نيست و عمل ظاهراً نيکي که هر وقت پشيمان و خسته شد، سراغ زندگي خودش برود. چنين رئيس جمهوري در گرداب «کيش شخصيت» گرفتار نخواهد شد. مهدي کروبي در برابر دوربين هاي تلويزيوني مي نشيند و در پاسخ بعضي سوال ها، ابايي ندارد که بگويد کارشناس هايش بايد حاضر شوند و پاسخ دهند. کار او سياست ورزي است و کارشناس فرهنگي و اقتصادي اش بايد حاضر باشند تا درباره حوزه و تخصص خودشان حرف بزنند. اين طوري به خصوص فايده اش اين است که با خودمان روراست تر مي شويم. که فاصله ميان آنچه مي خواهيم و آنچه عرضه مي کنيم کمتر مي شود. مهدي کروبي مي خواهد از اين طريق کارآمدي نظامي را که حرفه اش را در چارچوب آن ادامه مي دهد ثابت کند، و اين همان سياستمداري است که به او اعتماد مي کنم. حوزه هاي تاريک در اين شرايط کمتر و کمتر مي شوند.

5- و طبعاً چنين نامزدي نياز ندارد که مبارزات انتخاباتي اش را بر پايه تخريب طرف مقابل و بر اساس «نه» هاي بي شمار بنا کند. چون حواس اش به ساختن است و توليد. به پاسخ هاي اخيرش (پاسخ اخير حزب و گروه کروبي و نه شخص خودش) و به سوال هاي خانه سينما نگاه مي کنم که چطور مي خواهد محصولات هنري را به دل بازار آزاد ببرد و در فضاي رقابتي معنا کند. اين طوري ديگر کمتر کسي مي تواند با تيترهاي موجود در صفحه اول فيلمنامه اش بودجه بگيرد. اين فضايي است که (باز برگرديم به حرف اول مان) حرفه يي ها در آن دوام مي آورند. پس توجه به سينما اصل مي شود و اتفاقاً اين همان سيستمي است که توان توليد محصولاتي خلاف جريان اصلي را بيش از هر سيستم ديگري دارد. چنين ساختار حرفه يي و مبتني بر خواست تماشاگري بايد بر پا باشد که در دل آن، هنرمندهاي خلاف جريان و ناآرام، بتوانند فيلم هاي خاص و مستقل شان را بسازند. چوب زير بغلي در کار نيست. اما يک جاده صاف و شوق برانگيز داريم که هر کس پا داشته باشد، مي تواند بدود و استعدادش را نشان دهد. 6- پس هيچ تعجبي ندارد که در يکي از صفحات يکي از سايت هاي مرتبط با مهدي کروبي و غلامحسين کرباسچي مي خوانيم؛ «بدين وسيله از کليه هموطنان عزيز که در چند ساعت اخير نتوانسته اند به پايگاه ستاد مجازي مهدي کروبي دسترسي پيدا کنند پوزش مي طلبيم. نه خرابکاري رقيبان بوده و نه دشمني فرضي کارشکني کرده، بلکه کاستي از ما و ندانم کاري تيم پشتيباني بوده. سعي مي کنيم اين مشکل ديگر تکرار نشود. از حوصله شما سپاسگزاريم.» 7- با همه اينها اما حواس تان هست که داريم درباره سياستمدار مورد علاقه مان حرف مي زنيم، نه هنرمند و فيلمساز محبوب مان. هنرمند يک چيز است و سياستمدار چيز ديگري. پس وقتي مي بينم صداقت و شفافيت نگاه مجيد مجيدي، بعد از پرنده هاي «آواز گنجشک ها» و بچه هاي فيلم مربوط به المپيک پکن، ميرحسين موسوي را نشانه رفته، حساسيت هنرمندانه و راستي نگاهش را درک مي کنم. من اما گفتم به دنبال سياستمداري هستم که ساختار قدرتش را بشناسد و به اين فهم افتخار کند، با درک قاعده بازي به کارش ادامه دهد، مسيرش براي رسيدن به قدرت (که هيچ هم پنهانش نمي کند)، تاسيس حزب و چاپ روزنامه باشد، بدش نيايد اگر بدانند و بفهمند که به دنبال قدرت است و بعد بکوشد اين قدرت را گام به گام از دولتش بگيرد و به مردمش منتقل کند. که شهروند قوي دولت قوي مي سازد و برعکس؛ اگر درک مان از قدرت اين گونه باشد. با احترام به باقي برنامه ها و نامزدها، به مهدي کروبي راي مي دهم، و معاون اولش و حزبش و گروه متخصصان و برنامه ريزهايش.
عناوين اين صفحه
اولين بازتاب ها از فيلم هاي تبليغاتي کانديداها
بازجويي از ماريو بارگاس يوسا
رزا لوکزامبورگ هنوز دفن نشده است
نمايش زندگي بنيانگذار مذهب پروتستان پس از پنج قرن
پيدا و پنهان
پايگاه خبري- تحليلي «رها» راه اندازي شد
گشايش «رنگ هايي براي سبز»
سکوت خبري به جشنواره موسيقي فجر هم مي رسد
کنسرت گروه صوفي در استراليا
اين براي مهدي کروبي است

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام