عبدالله رمضان زاده*

يکي از مسائل نگران کننده يي که دغدغه بسياري از صاحب نظران و فعالان سياسي است، ذهنيتي است که در متن جامعه نسبت به انتخابات و نتيجه آن و نيز درستي وعده هاي کانديداها و ضمانت اجرايي آنها وجود دارد. بايد گفت شعارهاي پرطمطراقي که در انتخابات دوره قبل مطرح شده بود و در دوره دولت نهم عملاً بسياري از آنها تحقق نيافت، از جمله مهم ترين دلايل ايجاد اين بدبيني و ذهنيت منفي است. نبايد از اين نکته غافل شد که اين بدبيني مساله يي بسيار مهم و حساس است که بايد به آن توجه و در پي رفع آن چاره جويي کرد.
نامزدهاي اصلاح طلب نبايد به گونه يي شعارهاي خود را مطرح کنند که مردم گمان کنند قصد فريب آنها را دارند.سر دادن شعارهاي کلي، انتزاعي و غيرقابل تحقق نه تنها به راي آوري منجر نمي شود بلکه باعث فاصله گرفتن مردم مي شود. به اين ترتيب نامزدها بايد به طرح برنامه هاي جزيي، ملموس و قابل تحقق بپردازند. چنانچه مهندس موسوي بارها در صحبت هاي خود اشاره کرده است که «من آمده ام بگويم شعارها يک شبه و دوشبه حاصل نمي شود».همچنين کانديداها بايد براي بالا بردن سطح انتخابات و افزايش مشارکت مردم از شعارهاي پوپوليستي دوري کنند. آنچه در انتخابات دوره دهم متمايز از انتخابات پيشين جلوه مي کند، در يک صف قرار گرفتن کانديداهاي ديگر در مقابل رئيس دولت نهم است. در اين ميان بايد بررسي کرد که چه عوامل و اشتراکاتي باعث اين صف کشي شده است. يکي از دلايل اين امر را مي توان اتفاق نظر هر سه کانديدا بر بحراني بودن وضعيت کشور در عرصه هاي گوناگون و به ويژه عرصه اقتصادي دانست.اردوگاه هاي هر سه نامزد انتخاباتي نيز معتقدند اين مشکلات ناشي از سوء عملکرد دولت نهم است.
هر سه کانديدا اذعان دارند عوامل ايجاد مشکلات فعلي، نبود امکانات و سرمايه هاي انساني نيست بلکه عدم برنامه ريزي و کار کارشناسي دولت نهم به ايجاد اين آشفتگي دامن زده است.اما کانديداها به جهت جناح بندي هاي سياسي و علاوه بر آن خط مشي هاي فردي داراي نقاط متفاوت فراواني نيز هستند.يکي از دلايل عمده تفاوت هاي کانديداها، تفاوت در نيروهاي کارشناسي آنها است. در ستاد محسن رضايي، داوود دانش جعفري که در حال حاضر مشاور اقتصادي محسن رضايي محسوب مي شود، حضور دارد.با يک نگاه اجمالي به اردوگاه مهدي کروبي و ميرحسين موسوي که تا حدود زيادي سياست هاي مشابه دارند، مي توان متوجه يک تفاوت عمده در سياست هاي اقتصادي اين دو کانديدا شد. مهدي کروبي با دارا بودن کارشناساني همچون دکتر نيلي به عنوان صاحب نظر اقتصادي و دکتر نجفي به عنوان مدير اجرايي به بيان ديدگاه هاي اقتصادي ليبرال باز و کاملاً آزاد پرداخته است.يکي از اين سياست ها، توزيع سهام نفت از دولت به ملت است. از سوي ديگر در جبهه ميرحسين موسوي اقتصاددانان زيادي حضور دارند که سياست اقتصاد بازار و دولت رفاه را در دستور کار خود قرار داده اند و با چنين تفکري به برنامه ريزي مي پردازند. ميرحسين موسوي با توجه به سابقه دوره نخست وزيري خود سياست هاي توزيعي و رفاهي را مدنظر قرار داده و تفاوت عمده اش با مهدي کروبي در همين نکته است.دليل اينکه چرا در اين دوره کانديداها به تشکيل کميته هاي منسجم اقتصادي پرداخته اند و با بهره گيري از کارشناسان اقتصادي زبده، به طور مفصل و برجسته طرح شعارهاي اقتصادي را مورد توجه قرار داده اند، اين است که نمي خواهند به دنبال تحقق عدالت و رفاه جامعه از منظر کارشناسي باشند. نمي توان انکار کرد که در حال حاضر مهم ترين مشکل اقتصادي کشور، تورم بالاست. بنابراين نگراني و دغدغه نامزدها و کارشناسان در اين مورد کاملاً طبيعي است.مشاهده مي کنيم که در دوره کنوني صدا و سيما بيش از پيش به حمايت از چهره يي خاص پرداخته است و تبليغات همه جانبه يي را به نفع دولت نهم در دستور کار دارد.درست است که رسانه هاي اصولگرا چشم خود را روي همه حقايق بسته اند و وضعيت اقتصادي و اجتماعي را در کشور ايده آل توصيف مي کنند و اصلاح طلبان که دسترسي کمتري به مناطق دورافتاده تر کشور دارند، نگران عدم دسترسي مردم به خصوص در شهرهاي کوچک و نقاط دورافتاده تر به اطلاعات صحيح هستند اما نبايد فراموش کرد که مردم و به خصوص همان مردم نقاط دورافتاده، گراني و وضعيت نابسامان اقتصادي را با تمام وجود لمس مي کنند. کشاورزان ما در اين دوره بيش از پيش تحت فشارهاي معيشتي قرار گرفته اند. به دليل سياست هاي اقتصادي دولت نهم، توليد محصولاتي همچون گندم و چغندر کاهش يافته است. واردات بي رويه محصولات کشاورزي و ميوه از کشورهاي مختلف موجب بيکاري باغداران و کشاورزان شده است.
نحوه درآمدزايي در اين برهه به بدترين شکل آن انجام مي شود. چنانچه مرکز آمار در آخرين گزارش خود به افزايش فاصله دهک پايين و دهک بالاي جامعه اشاره کرده است و اين نشان مي دهد در اين دوره ثروتمندان ما ثروتمندتر و فقيران ما فقيرتر شده اند. همان طور که عنوان شد، آسيب پذيرترين قشرهاي جامعه با سياست هاي غلط دولت، با مشکلات فزاينده يي روبه رو شده اند. تبليغات رسانه هاي اصولگرا در حمايت از دولت نهم با وجود همه اين شرايط خنثي مي شود. اما نگراني اصلي در حال حاضر عدم مشارکت مردم در صحنه انتخابات است. بنابراين تبليغات چهره به چهره و گسترده کانديداها و حاميان ايشان مي تواند به افزايش مشارکت مردم نيز بينجامد.علاوه بر اينها حرف و حديث هاي زيادي درباره لزوم اجماع يا عدم لزوم اجماع توسط کانديداهاي اصلاح طلب شنيده مي شود.بنده اگر مشاور آقاي کروبي بودم با کناره گيري ايشان مخالفت مي کردم.در دوره کنوني و با توجه به پتانسيل راي آوري کانديداها، اجماع راه حل مناسبي نيست. بنده خود با اين تز موافقم که هر دو کانديدا حداقل تا مرحله اول در صحنه بمانند و در مرحله دوم هر يک که صلاح ديد به نفع ديگري کنار بکشد.در مورد حضور محسن رضايي بايد ضمن به فال نيک گرفتن اين حرکت اشاره کرد که وي تنها کسي از اصولگرايان است که جرات کرده در مقابل فشارهاي مرئي و نامرئي طرفداران دولت نهم بايستد و از تبليغات سوء و تحقيرها نترسد. نبايد فراموش کرد که همه افراد و جناح ها واقعيت هاي موجود جامعه را مي بينند اما ملاحظات جناحي و مصلحت انديشي هاي حزبي و سياسي باعث سکوت آنها شده است.بنده به جرات اعلام مي کنم حتي خيلي از کساني که امروز از محمود احمدي نژاد حمايت مي کنند، امکان زيادي دارد که در پاي عمل و موقع راي دادن به او راي ندهند.
در باب حضور محسن رضايي بايد اميدوار بود حضور وي قطعاً در جبهه اصولگرا شکاف ايجاد کرده و به کاهش راي محمود احمدي نژاد بينجامد.
*سخنگوي دولت اصلاحات