يكشنبه، 10 خرداد 1388 - شماره 1964
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
کارشناسان اقتصادي و کمپ هاي انتخاباتي
عبدالله رمضان زاده*

يکي از مسائل نگران کننده يي که دغدغه بسياري از صاحب نظران و فعالان سياسي است، ذهنيتي است که در متن جامعه نسبت به انتخابات و نتيجه آن و نيز درستي وعده هاي کانديداها و ضمانت اجرايي آنها وجود دارد. بايد گفت شعارهاي پرطمطراقي که در انتخابات دوره قبل مطرح شده بود و در دوره دولت نهم عملاً بسياري از آنها تحقق نيافت، از جمله مهم ترين دلايل ايجاد اين بدبيني و ذهنيت منفي است. نبايد از اين نکته غافل شد که اين بدبيني مساله يي بسيار مهم و حساس است که بايد به آن توجه و در پي رفع آن چاره جويي کرد.

نامزدهاي اصلاح طلب نبايد به گونه يي شعارهاي خود را مطرح کنند که مردم گمان کنند قصد فريب آنها را دارند.سر دادن شعارهاي کلي، انتزاعي و غيرقابل تحقق نه تنها به راي آوري منجر نمي شود بلکه باعث فاصله گرفتن مردم مي شود. به اين ترتيب نامزدها بايد به طرح برنامه هاي جزيي، ملموس و قابل تحقق بپردازند. چنانچه مهندس موسوي بارها در صحبت هاي خود اشاره کرده است که «من آمده ام بگويم شعارها يک شبه و دوشبه حاصل نمي شود».همچنين کانديداها بايد براي بالا بردن سطح انتخابات و افزايش مشارکت مردم از شعارهاي پوپوليستي دوري کنند. آنچه در انتخابات دوره دهم متمايز از انتخابات پيشين جلوه مي کند، در يک صف قرار گرفتن کانديداهاي ديگر در مقابل رئيس دولت نهم است. در اين ميان بايد بررسي کرد که چه عوامل و اشتراکاتي باعث اين صف کشي شده است. يکي از دلايل اين امر را مي توان اتفاق نظر هر سه کانديدا بر بحراني بودن وضعيت کشور در عرصه هاي گوناگون و به ويژه عرصه اقتصادي دانست.اردوگاه هاي هر سه نامزد انتخاباتي نيز معتقدند اين مشکلات ناشي از سوء عملکرد دولت نهم است.

هر سه کانديدا اذعان دارند عوامل ايجاد مشکلات فعلي، نبود امکانات و سرمايه هاي انساني نيست بلکه عدم برنامه ريزي و کار کارشناسي دولت نهم به ايجاد اين آشفتگي دامن زده است.اما کانديداها به جهت جناح بندي هاي سياسي و علاوه بر آن خط مشي هاي فردي داراي نقاط متفاوت فراواني نيز هستند.يکي از دلايل عمده تفاوت هاي کانديداها، تفاوت در نيروهاي کارشناسي آنها است. در ستاد محسن رضايي، داوود دانش جعفري که در حال حاضر مشاور اقتصادي محسن رضايي محسوب مي شود، حضور دارد.با يک نگاه اجمالي به اردوگاه مهدي کروبي و ميرحسين موسوي که تا حدود زيادي سياست هاي مشابه دارند، مي توان متوجه يک تفاوت عمده در سياست هاي اقتصادي اين دو کانديدا شد. مهدي کروبي با دارا بودن کارشناساني همچون دکتر نيلي به عنوان صاحب نظر اقتصادي و دکتر نجفي به عنوان مدير اجرايي به بيان ديدگاه هاي اقتصادي ليبرال باز و کاملاً آزاد پرداخته است.يکي از اين سياست ها، توزيع سهام نفت از دولت به ملت است. از سوي ديگر در جبهه ميرحسين موسوي اقتصاددانان زيادي حضور دارند که سياست اقتصاد بازار و دولت رفاه را در دستور کار خود قرار داده اند و با چنين تفکري به برنامه ريزي مي پردازند. ميرحسين موسوي با توجه به سابقه دوره نخست وزيري خود سياست هاي توزيعي و رفاهي را مدنظر قرار داده و تفاوت عمده اش با مهدي کروبي در همين نکته است.دليل اينکه چرا در اين دوره کانديداها به تشکيل کميته هاي منسجم اقتصادي پرداخته اند و با بهره گيري از کارشناسان اقتصادي زبده، به طور مفصل و برجسته طرح شعارهاي اقتصادي را مورد توجه قرار داده اند، اين است که نمي خواهند به دنبال تحقق عدالت و رفاه جامعه از منظر کارشناسي باشند. نمي توان انکار کرد که در حال حاضر مهم ترين مشکل اقتصادي کشور، تورم بالاست. بنابراين نگراني و دغدغه نامزدها و کارشناسان در اين مورد کاملاً طبيعي است.مشاهده مي کنيم که در دوره کنوني صدا و سيما بيش از پيش به حمايت از چهره يي خاص پرداخته است و تبليغات همه جانبه يي را به نفع دولت نهم در دستور کار دارد.درست است که رسانه هاي اصولگرا چشم خود را روي همه حقايق بسته اند و وضعيت اقتصادي و اجتماعي را در کشور ايده آل توصيف مي کنند و اصلاح طلبان که دسترسي کمتري به مناطق دورافتاده تر کشور دارند، نگران عدم دسترسي مردم به خصوص در شهرهاي کوچک و نقاط دورافتاده تر به اطلاعات صحيح هستند اما نبايد فراموش کرد که مردم و به خصوص همان مردم نقاط دورافتاده، گراني و وضعيت نابسامان اقتصادي را با تمام وجود لمس مي کنند. کشاورزان ما در اين دوره بيش از پيش تحت فشارهاي معيشتي قرار گرفته اند. به دليل سياست هاي اقتصادي دولت نهم، توليد محصولاتي همچون گندم و چغندر کاهش يافته است. واردات بي رويه محصولات کشاورزي و ميوه از کشورهاي مختلف موجب بيکاري باغداران و کشاورزان شده است.

نحوه درآمدزايي در اين برهه به بدترين شکل آن انجام مي شود. چنانچه مرکز آمار در آخرين گزارش خود به افزايش فاصله دهک پايين و دهک بالاي جامعه اشاره کرده است و اين نشان مي دهد در اين دوره ثروتمندان ما ثروتمندتر و فقيران ما فقيرتر شده اند. همان طور که عنوان شد، آسيب پذيرترين قشرهاي جامعه با سياست هاي غلط دولت، با مشکلات فزاينده يي روبه رو شده اند. تبليغات رسانه هاي اصولگرا در حمايت از دولت نهم با وجود همه اين شرايط خنثي مي شود. اما نگراني اصلي در حال حاضر عدم مشارکت مردم در صحنه انتخابات است. بنابراين تبليغات چهره به چهره و گسترده کانديداها و حاميان ايشان مي تواند به افزايش مشارکت مردم نيز بينجامد.علاوه بر اينها حرف و حديث هاي زيادي درباره لزوم اجماع يا عدم لزوم اجماع توسط کانديداهاي اصلاح طلب شنيده مي شود.بنده اگر مشاور آقاي کروبي بودم با کناره گيري ايشان مخالفت مي کردم.در دوره کنوني و با توجه به پتانسيل راي آوري کانديداها، اجماع راه حل مناسبي نيست. بنده خود با اين تز موافقم که هر دو کانديدا حداقل تا مرحله اول در صحنه بمانند و در مرحله دوم هر يک که صلاح ديد به نفع ديگري کنار بکشد.در مورد حضور محسن رضايي بايد ضمن به فال نيک گرفتن اين حرکت اشاره کرد که وي تنها کسي از اصولگرايان است که جرات کرده در مقابل فشارهاي مرئي و نامرئي طرفداران دولت نهم بايستد و از تبليغات سوء و تحقيرها نترسد. نبايد فراموش کرد که همه افراد و جناح ها واقعيت هاي موجود جامعه را مي بينند اما ملاحظات جناحي و مصلحت انديشي هاي حزبي و سياسي باعث سکوت آنها شده است.بنده به جرات اعلام مي کنم حتي خيلي از کساني که امروز از محمود احمدي نژاد حمايت مي کنند، امکان زيادي دارد که در پاي عمل و موقع راي دادن به او راي ندهند.

در باب حضور محسن رضايي بايد اميدوار بود حضور وي قطعاً در جبهه اصولگرا شکاف ايجاد کرده و به کاهش راي محمود احمدي نژاد بينجامد.

*سخنگوي دولت اصلاحات
منظره تلويزيوني مناظره ها
عباس اسدي*

مناظره هاي تلويزيوني نامزدهاي رياست جمهوري، سه شنبه آينده (12 خرداد) شروع مي شوند. اهميت اين مناظره ها، به حدي است که مي تواند نتايج نظرسنجي ها را در يک لحظه از ميان ببرد. به عبارتي، هر قدر هم نظرسنجي هاي انتخاباتي هر کدام از نامزدها را پيشتاز نشان دهند، باز اين مناظره هاي تلويزيوني هستند که مي توانند نتيجه را تغيير دهند.

مناظره ها، يکي از ارکان اصلي فرآيند مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري محسوب مي شوند. در مناظره هاي تلويزيوني وقتي نامزدها به پرسش هايي سخت و موقعيت هايي از پيش تعيين نشده واکنش نشان مي دهند، براي بينندگان اين فرصت به وجود مي آيد تا نامزدها را با يکديگر مقايسه و کانديداي مورد علاقه خود را بهتر انتخاب کنند چرا که تعداد بسيار زيادي از مردم، مناظره بين نامزدهاي رياست جمهوري را با دقت زيادي از تلويزيون تماشا و بر اساس آن تصميم گيري مي کنند. بينندگان مناظره هاي تلويزيوني، که اکثراً جزء راي دهندگان به شمار مي آيند در پي يافتن پاسخ اين سوالات هستند؛ آيا با انتخاب فلان کانديدا، من احساس امنيت خواهم کرد، آيا او داراي تجربه کافي است، آيا سياست ها و برنامه هاي اين نامزد با ديگري متفاوت است؟ و سوالاتي از اين قبيل.

بنابراين راي دهندگان چشم انتظار دريافت پاسخ مناسبي براي پرسش هاي خود در اين مناظره ها هستند. اهميت موضوع اينجاست که هر يک از نامزدهاي انتخاباتي بايد تلاش کنند مناظره خود را به صورت دقيق برنامه ريزي کنند و بهتر از ديگري در آن ظاهر شوند.

اولين مناظره تلويزيوني در امريکا، در سال 1960 بين ريچارد نيکسون و جان اف کندي، از راديو و تلويزيون پخش شد. اين مناظره نشان دهنده تاثير بالقوه جلسات مناظره و اهميت قالب و شکل در کنار محتواي مبارزات انتخاباتي بود. اگرچه اکثر شنوندگان راديو معتقد بودند نيکسون در اين مناظره پيروز شده است، اما بيشتر بينندگان تلويزيوني، کندي را نامزد پيروز در اين مناظره مي دانستند ؛واکنشي که احتمالاً زمينه ساز پيروزي کندي با اختلافي ناچيز شد.

پس از آن تا سال 1976 ديگر هيچ مناظره يي بين نامزدها برگزار نشد، ولي از سال 1976 به بعد در هر دوره انتخابات رياست جمهوري اين جلسات مناظره برگزار شده است.

در مناظره هاي تلويزيوني، مناظره کنندگان مي توانند در زمينه هايي چون سياست خارجي، اقتصادي، فرهنگي، مسائل داخلي و... افکار همديگر را در معرض عموم بتکانند.

در کشورهاي غربي به خصوص امريکا، هر جلسه مناظره به مدت 90 دقيقه به صورت زنده پخش و توسط يک چهره خبري تلويزيوني متفاوت اداره مي شود. مجريان اين جلسات چهره هايي آشنا براي اغلب بينندگان هستند.

هنگام مناظره، براي هر کانديدا دو دقيقه زمان در نظر گرفته مي شود تا به پرسش هاي طرف مقابل پاسخ دهد. اگرچه در برخي کشورها مانند امريکا، گاهي اوقات، حضار داخل استوديو و بينندگان نيز مي توانند پرسش هاي خود را مطرح کنند، اما اين امر، در ايران به دليل محدوديت زماني رسانه يي و ناشناخته بودن جذبه و اهميت آن، صورت نمي گيرد. حتي در کشورهاي ديگر مناظره يي جداگانه يي ميان کانديداها و حضار و بينندگان صورت مي گيرد و به اين ترتيب، شک و شبهه کساني که هنوز تصميم قطعي نگرفته اند تا به کدام يک از نامزدها راي دهند، از بين مي رود. در مناظره ميان مردم و کانديداها، همچنين پرسش هاي ارسال شده از طريق «اس ام اس» و اي ميل مطرح مي شوند و به اين طريق مردم مي توانند در بحث هاي سياسي شرکت کنند.

طي دو دهه گذشته، در کشورهاي غربي، جنبه ديگري از اين مناظره ها نيز رايج شده و آن «ارائه نظر تقويتي يا مکمل» نامزدها است. به اين صورت که پس از هر جلسه مناظره، نمايندگان ستاد انتخاباتي هر يک از نامزدها با روزنامه نگاران مصاحبه و ديدگاه و نظريات خود را بيان و تشريح مي کنند و به اين ترتيب، در جذب آرا سعي و تلاش مي شود.

در امريکا براي برگزاري مناظره هاي انتخاباتي، «کميسيون مناظره هاي رياست جمهوري» وجود دارد که از اعضاي هر دو حزب تشکيل شده است. اين کميسيون از زمان تاسيس خود در سال 1987، برنامه ريزي مناظره ها را برعهده داشته است.

سابقه مناظره تلويزيوني در ايران، به رقابت هاي انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري در سال 1376 برمي گردد. در اين مناظره چهار نامزد رياست جمهوري يعني خاتمي، ري شهري، ناطق نوري و زواره يي حضور داشتند و مناظره نيز شکل بسيار ساده يي داشت.

به طور کلي مناظره زماني مي تواند موثر واقع شود که کليشه يي نباشد بلکه در يک فضاي شفاف و به صورت چالشي صورت گيرد. در چنين شرايطي است که بينندگان مي توانند قدرت بيان و سخنوري، تجزيه و تحليل و مديريت ذهني، صبر و خويشتنداري هر يک از نامزدها را مورد قضاوت قرار دهند.

حال که قرار است در اين دوره از انتخابات رياست جمهوري مناظره يي صورت گيرد، بايد منتظر ماند و ديد آيا مناظره کنندگان مي توانند نظريات خود را في البداهه و عاري از قيد و شرط و بدون ترس و واهمه کانديداهاي رقيب براي ميليون ها بيننده ارائه کنند؟ و به عبارتي آيا رسانه ملي ايران خواهد توانست با برگزاري مناظره هاي مناسب، فرهنگ سياسي را در جامعه گسترش دهد؟

*عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي
ديده بان
قوري فضايي

بهروز صمدبيگي

«اگر من مي گفتم يک قوري بين زمين و مريخ وجود دارد که با مداري بيضوي به دور خورشيد مي چرخد، هيچ کس قادر نمي بود خلاف آن را ثابت کند. خصوصاً اگر حواسم باشد که اضافه کنم؛ قوري مذکور آنقدر کوچک است که با قوي ترين تلسکوپ ها هم کشف نمي شود. اما اگر ادامه بدهم که چون نظريه من قابل رد کردن نيست پس شک کردن در آن يک گستاخي تحمل ناپذير (از ناحيه خرد بشري) است، آنگاه به درستي بايد آدم چرت گويي به نظر بيايم.» اين گزاره معروف برتراند راسل فيلسوف و رياضيدان انگليسي هم بدجوري به يکي از کانديداهاي انتخاباتي ما مي چسبد يعني گويا او هم از اين شگرد راسل براي کسب محبوبيت و مظلوميت، سود مي برد؛ اول از يکسري اهداف موهوم صحبت مي کند که در تحقق آنها يا نزديک شدن به وصول شان موفق بوده و بعد منتقدان و ناباوران را به کارشکني متهم مي کند. مخالفان هم چون اساساً در وجود «قوري» موردنظر مشکل دارند، تاب نياورده و حاشاکنان به ميدان مي آيند. فرد مدعي هم از رو نرفته و اين بحث کشدار «قوري» آنچنان تکرار مي شود که براي شنوندگان کم کم جا مي افتد «قوري» وجود دارد و مخالفان نه تنها ذره يي در باب وجود «قوري» خدشه يي وارد نکرده اند که به «قوري باوري» هم کمک کرده اند، از سوي ديگر فرد مدعي داستان ما مواضع رقبا را به مصداق و مورد تقليل داده و به قول فوتبالي ها توپ را در زمين آنها نگه مي دارد تا با وقت کشي، از روشن شدن ماجرا پيش از سوت پايان جلوگيري کند. در حالي که رقبا و مخالفان مي توانند او را رها کرده تا هرچه مي تواند در باب «قوري» داد سخن بدهد و ناخودآگاه خود را به اين بحث تقليل دهد. اين فضاي مناسبي است تا سايرين بتوانند به تبيين برنامه هاي خود بپردازند و از «مدعي» دعوت کنند به طور عيني از دستاوردهاي خود بگويد. در غير اين صورت- به خصوص در مناظره هاي انتخاباتي که در راه است- بحث بر سر قوري، انحرافي است که تنها به سود کانديداي مدعي خواهد بود و مدت زماني را که مي شود صرف گفت وگو بر سر موارد و مباحث عيني کرد، هدر مي دهد. وجدان ناخودآگاه فردي و جمعي در طول زمان، نسبت به ازدياد ادعاهاي «قوري فضايي» بي تفاوت نخواهد بود و اصرار بر اين ادعاها را «گستاخي» خواهد شمرد. بايد زمينه يي فراهم شود تا «مدعي» با افراط در دفاع از موهومات، خود را زير سوال ببرد و درگرفتن بحث و مناظره بر سر قوري موهوم، ناخودآگاه «قوري» را باورپذير نکند.

لب مرز
جامعه شب امتحاني
نيما اصليان

کساني که از نزديک ماجراهاي مربوط به انتخابات رياست جمهوري را دنبال مي کنند احتمالاً در جريان برخي نظرسنجي هايي که طي مدت اخير توسط نهادهاي مختلف انجام شده، هستند. از جامعه هاي آماري متفاوت به کار رفته اين نظرسنجي ها که بگذريم چند عامل اساسي ديگر وجود دارد که اعتماد به نتايج نظرسنجي ها را به شدت دچار خدشه مي کند؛ نخست نيت کساني است که نظرسنجي ها را ترتيب داده اند. ترتيب دهندگان نظرسنجي ها عمدتاً به يکي از کانديداهاي حاضر در صحنه انتخابات تعلق خاطر دارند و از همين رو نيز داده ها را به گونه يي کنار هم قرار مي دهند که نتيجه دلخواه از آن به دست مي آيد. عامل ديگر افکار عمومي به شدت متغير جامعه ايراني است که اجازه نمي دهد تصوير درستي از آن در نظرسنجي ها بازتاب يابد. بسياري از تحليلگران سياسي ايران بنا به تجربه به اين نتيجه رسيده اند که بخش بزرگي از جامعه ايراني تصميم براي راي دادن به يکي از کانديداها را 48 يا 24 ساعت قبل از روز راي گيري مي گيرد. حتي بخشي از طيف خاکستري رنگ تا ساعاتي مانده به آغاز راي گيري هنوز نمي دانند قصد راي دادن دارند يا نه. اين عادت هميشگي جامعه ايراني است که تصميم هاي اساسي را براي لحظات پاياني مي گذارد همان طور که بسياري از دانش آموزان و دانشجويان ايراني نيز مطالعه را به شب امتحان حواله مي دهند. خصلت ايراني ها هرگونه افکارسنجي دقيق را با دشواري روبه رو مي کند و باعث بي اعتمادي به نتايج آن مي شود. چنين جامعه يي را بايد با معيارهاي خودش مورد سنجش قرار داد؛ معيارهايي که در نظرسنجي هاي کنوني ابداً رعايت نمي شود.
هاشور
پوسترهاي بي شعار احمدي نژاد
مسيح پارسي پور

در و ديوارهاي پايتخت هنوز اثر چنداني از تبليغات انتخاباتي ستاد محمود احمدي نژاد را بر خود ندارد. اگر هم جايي روي بيلبوردها اثري از تبليغات وي ديده مي شود، پوسترهاي کم کيفيت با چاپ نامرغوب است که از مردم مي خواهد «محمود مردمي نژاد را برگزينند». حاميان احمدي نژاد حتي شيوه يي عجيب تر را نيز به کار گرفته اند و در بيلبوردهاي پارچه يي که از سوي شهرداري در مناطق مختلف نصب شده با اسپري هاي قرمز و مشکي رنگ شعارهايي حماسي براي وي نوشته اند. مضمون اين شعارها بر «شجاعت» و «جهادگري» و «استکبارستيزي» احمدي نژاد تکيه دارد. اما اين فرم و شيوه تبليغاتي هواداران احمدي نژاد است که در نگاه اول جلب توجه مي کند. در پوسترهاي کم کيفيت طراحي شده از سوي ستاد احمدي نژاد تصوير وي به حداقلي ترين شکل ممکن به کار رفته است و براي مثال در يکي از پرتيراژترين پوسترهاي اين ستاد دختر جواني ديده مي شود که کودکي را بر دوش گرفته و تصوير احمدي نژاد در دستان کودک قرار دارد. اين شيوه تبليغاتي نشان مي دهد تيم مشاوران انتخاباتي احمدي نژاد به نسبت چهار سال پيش تغيير چنداني نکرده اند و مشاوران وي معتقدند تبليغ حداقلي مي تواند بار ديگر درهاي «پاستور» را به روي احمدي نژاد باز کند. با اين حال محتواي شعارهاي به کار رفته در تبليغات انتخاباتي احمدي نژاد يک تفاوت اساسي را به نسبت چهار سال پيش نشان مي دهد. در سال 84 محتواي تبليغات احمدي نژاد مبتني بر مبارزه با فقر و فساد و تبعيض بود يا وعده آوردن پول نفت بر سر سفره ها را يدک مي کشيد اما در تبليغات امسال اثري از هيچ وعده انتخاباتي ديده نمي شود و پوسترهاي انتخاباتي احمدي نژاد صرفاً به دنبال جذب افکار عمومي از طريق مضامين و مفاهيم بسيار کلي نظير«ما مي توانيم» و «ما آمديم، تو هم بيا» است. حالا بايد ديد اين شعارهاي حماسي که کليشه يي نيز به نظر مي رسد، مي تواند به سبک و سياق سال 84 بخشي از آراي ناراضيان از وضع موجود را به خود جلب کند يا نه. پاسخ اين پرسش را تا دو هفته ديگر مي توان داد.
ذره بين
تقابل مصنوعي
سامان سعادت

اگر به شيوه تبليغاتي احمدي نژاد دقيق تر نگاه کنيد، مي بينيد او سرمايه گذاري زيادي روي جذب آراي عمومي از طريق توجه دادن آنها به دستاوردهاي برنامه هسته يي دارد. وي و تيم مشاورانش درصدد هستند نشان دهند کابينه نهم با ايستادگي روي مواضع اصولي جمهوري اسلامي اجازه باج خواهي به غرب را نداده و توانسته ايران را به يک کشور هسته يي تبديل کند. هدف حاميان احمدي نژاد از تمرکز بر فعاليت هاي هسته يي اما بيش از هر چيز تخطئه اصلاح طلبان است. اگر پايگاه هاي رسانه يي حاميان دولت را در اين روزها نگاه کنيد مي بينيد در جاي جاي آن اصلاح طلبان به عقب نشيني و وادادگي در مقابل غرب متهم شده اند و قراردادها و مذاکرات انجام شده در دوران اصلاحات پيرامون برنامه هسته يي به قرارداد ترکمانچاي تشبيه شده است. بنابراين کاملاً واضح است که تيم احمدي نژاد درصدد است از طريق ايجاد اين خط تقابل ميان سياست خارجي دولت خود با مسير سياست خارجي اصلاح طلبانه افکار عمومي را به سمت خود جلب کند و به آنها بقبولاند سياست خارجي تهاجمي اش دستاوردهاي به مراتب بيشتري از سياست خارجي تنش زدايي در دوران اصلاحات داشته است. با اين حال نکته يي که احمدي نژاد و تيمش احتمالاً عامدانه به آن توجه نمي کنند اين است که کانديداهاي اصلاح طلب هم در دستيابي به انرژي هسته يي به عنوان يک حق ملي نظري مشابه با دولت نهم دارند و تفاوت آنها در مسير دستيابي به اين حق است؛مسيري که احمدي نژاد ترجيح مي دهد با قهر و ادبيات تهاجمي به ارمغان بياورد و اصلاح طلبان مي خواهند با مذاکره و همزيستي مسالمت آميز با دنيا کسب کنند. آزمون انتخابات پيش رو نشان خواهد داد افکار عمومي کدام يک از اين دو مسير را بيشتر مي پسندد.
معاون اول محبوب
غلامحسين کرباسچي حالا فعال تر از هميشه در فعاليت هاي انتخاباتي حضور دارد. تصوير او اين روزها در کنار مهدي کروبي خودنمايي مي کند، چنان که شعار آنها اين است که براي تغيير آمده ايم. کرباسچي و تيم مشاوران کروبي به پيروزي کانديدايشان بسيار اميدوارند. نشانه ها و شواهدي که هر روز به دست آنها مي رسد اميدواري آنها را بيشتر مي کند. در صورت پيروزي کروبي، کرباسچي به عنوان معاون اول وي انتخاب مي شود و اين براي راي دهندگان بسيار هيجان انگيز است. از طرف ديگر ارتباط گسترده رسانه يي تيم انتخاباتي کروبي با رسانه هاي خارجي و مصاحبه آنها با شبکه هاي خبري فارسي زبان خارج از کشور باعث شده فضاي رسانه يي مناسبي براي کروبي ايجاد شود. اين در حالي است که ستاد ميرحسين موسوي تا به حال علاقه يي به اين قبيل ارتباطات نشان نداده است.
خوشبيني هاي انتخاباتي
اطرافيان و نزديکان ميرحسين موسوي هر روز به پيروزي در انتخابات اميدوار تر مي شوند. آنها تا چندي پيش اميدوار بودند کانديدايشان بتواند به دور دوم انتخابات رفته و در دور دوم به پيروزي برسند. شرايط به وجود آمده در روزهاي گذشته باعث شده برخي از اعضاي ستاد ميرحسين به اين اميدواري برسند که در دور اول کار را يکسره کنند. در اين ميان محمدرضا تاجيک عضو حلقه اول مشاوران موسوي چند روز پيش پا را از اين هم فراتر گذاشت و از پيروزي قطعي ميرحسين خبر داد و آن را به حاميان وي تبريک گفت. تاجيک از جمله چهره هايي است که معمولاً دقيق و سنجيده سخن مي گويد. وقتي فردي چون وي به باور پيروزي رسيده بايد حتماً نشانه هاي زيادي از پيروزي در اختيار داشته باشد. آيا تاجيک بيش از حد خوشبين است؟
حاشيه در ستاد مرد بي حاشيه
رئيس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان از جمله چهره هايي است که نسبت به پيروزي موسوي در انتخابات بسيار خوشبين است. محسن امين زاده اين روزها در ساختمان قيطريه حضور دارد و هر روز ميزبان وزرا و معاونان دولت خاتمي است. او که هدايت مجموعه ياران خاتمي را برعهده دارد، جمعه شب با اتفاق ناگواري رو به رو شد که تا اين لحظه از دلايل وقوع آن اطلاعي در دست نيست. در آخرين ساعات جمعه شب و پس از پايان فيلم تبليغاتي احمدي نژاد، عده يي ناشناس به ستاد مرکزي اصلاح طلبان حمله کردند و شيشه هاي ساختمان را شکستند. امين زاده که چهره بي حاشيه يي است و از جنجال گريزان است، حتماً به دنبال اين خواهد بود تا با پيگيري از مراجع امنيتي، مانع تکرار اين قبيل اقدامات شود. گفته مي شود وضع خوب موسوي در نظرسنجي ها باعث خشم اصولگرايان شده است.
هراس اصولگرايان از شکست سنگين انتخاباتي
دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري به صحنه يک نبرد واقعي ميان اصلاح طلبان و اصولگرايان تبديل شده است. اصولگرايان تندرو به هر گونه يي که مي توانند عليه اصلاح طلبان کارشکني مي کنند و اصلاح طلبان هم عزم خود را جزم کرده اند تا با تغيير وضع موجود، زمينه هاي بهبود عملکرد قوه مجريه را فراهم بياورند.

در و ديوار شهر حالا مدتي مي شود حال و هوايي انتخاباتي پيدا کرده و اين البته تصاوير موسوي و کروبي است که خودنمايي مي کند. تبليغات انتخاباتي احمدي نژاد و محسن رضايي در پايتخت در کمترين حد ممکن قرار دارد. اين در حالي است که اخبار رسيده از شهرستان ها حکايت از اين دارد که حاميان احمدي نژاد بيشترين توان تبليغاتي خود را صرف نقاط دور از پايتخت کرده اند. گويي مشاوران احمدي نژاد از تهران و شهرهاي بزرگ نا اميد شده و قصد دارند با کشاندن مردم شهرستان ها به پاي صندوق هاي راي پيروزي خود را حتمي کنند. جالب است که امسال صدا و سيما تبليغات تهييج کننده براي دعوت مردم به شرکت در انتخابات ندارد و ساده ترين برنامه هاي ممکن با رويکردي کم هيجان تهيه شده است.

مجموعه حوادث و اتفاقاتي که طي روزهاي گذشته در قالب حمله به اصلاح طلبان صورت گرفته نشان مي دهد طيف هاي تندرو اصولگرا يا به صورت خودسرانه يا با هماهنگي هاي ويژه وارد عمل شده اند تا شور و نشاط انتخاباتي در جبهه اصلاح طلبان را به ترس تبديل کنند.

در همين حال برخي اصولگرايان قصد ايدئولوژيک کردن انتخابات را دارند و آن را به جنگ صفين تشبيه مي کنند. آنها حتي اصلاح طلبان را به سوءاستفاده از نمادهاي مذهبي متهم کرده اند و سخت نگرانند احمدي نژاد بازنده انتخابات باشد.

از طرف ديگر فراگير شدن استفاده از عکس نامزدهاي اصلاح طلب روي شيشه و بدنه اتومبيل ها چنان جوي راه انداخته که خيلي ها را اميدوار کرده نتيجه انتخابات در دور اول معلوم شود. در اين شرايط خبر حمله و شکستن شيشه هاي برخي اتومبيل ها که عکس نامزدهاي اصلاح طلب را نصب کرده بودند بي شک از ناراحتي گروه هاي فشار ناشي مي شود.

به نظر مي رسد با توجه به اقبال مردم به اصلاح طلبان، گروه هاي فشار تصميم گرفته اند جوي از رعب و وحشت در کشور به راه بيندازند تا مردم جرات نداشته باشند عکس موسوي يا کروبي را به ماشين بچسبانند. اين در حالي است که بدنه جناح اصولگرايان به سه دسته شده و برخي از موسوي، برخي از احمدي نژاد و برخي از محسن رضايي حمايت مي کنند. از دست دادن بدنه براي حاميان احمدي نژاد گران تمام شده و آنها را آشفته کرده است.

نشانه ها و شواهدي که هر روز به دست تصميم گيران حامي احمدي نژاد مي رسد بر ميزان برافروختگي آنها مي افزايد. استقبال مردم از نامزدهاي اصلاح طلب، افزايش شور انتخاباتي در اردوگاه اصلاح طلبان و ريزش برخي آراي سال گذشته احمدي نژاد آنها را به شدت غافلگير کرده است. از اين رو با تمام قوا به ميدان آمده اند تا با تحريک بدنه مذهبي و اصولگراي جامعه از يک سو و ايجاد جو نا اميدي در بدنه اصلاح طلبان از سوي ديگر، مانع موج آفريني در اردوگاه اصلاح طلبان شوند. در همين حال اقبال گروه هاي تحريمي شرکت در انتخابات باعث غافلگير شدن اصولگرايان شده است. در اين انتخابات مي توان گفت تقريباً گروهي به نام تحريم کننده باقي نمانده است و اين براي اصولگرايان يک نشانه شکست محسوب مي شود. اصولگرايان که راي ثابتي دارند ترجيح مي دهند طبقه متوسط جامعه به ميدان نيايد و راي ندهد. آنها مي دانند طيف هاي خاموش جامعه اگر به صحنه بيايند و ابراز نظر کنند، راي آنها به سود اصلاح طلبان خواهد بود. به همين خاطر است که با شکستن جو تحريم و دعوت همه گروه ها از مردم براي تغيير وضع موجود، حالا نشانه هاي پيروزي بيشتر از قبل به چشم مي خورد.

جالب اينجاست که حالا حتي فعالان سياسي خارج از کشور هم مردم را به شرکت در انتخابات دعوت مي کنند؛ فعالاني که روزگاري خواستار در خانه ماندن مردم شده بودند، حالا تاکيد دارند که بايد دست به انتخاب زد و کانديدايي را برگزيد تا به اوضاع کشور سر و ساماني دهد.

همه اين اتفاقات در حالي رخ داده که هنوز 12 روز به برگزاري انتخابات باقي مانده است. تجربه نشان داده تبليغات انتخاباتي در يک هفته آخر به نقطه جوش خود مي رسد و شدت منازعه ميان گروه هاي سياسي به بيشترين حد ممکن مي رسد. در چنين شرايطي بايد منتظر ماند و ديد در انتخاباتي که به صحنه نبرد گروه هاي سياسي تبديل شده، برنده چه کسي است.
همه براي تغيير
عليرضا رجايي

در روزهايي که زمان زيادي به برگزاري انتخابات رياست جمهوري باقي نمانده است، شاهديم که برخي جريان هاي اصولگرا از نقد دولت ابراز نگراني مي کنند. اين در حالي است که در مبارزه انتخاباتي نقد دولت موجود امري بديهي است. اگر نقد در جناح رقيب صورت نگيرد، انتخابات بي معنا خواهد بود. لفظ انتقاد به هيچ وجه تخريب نيست و انتقاد جناح اصلاح طلب از دولت ربطي به انتخابات 22 خرداد ندارد. از سوي ديگر به نظر مي رسد در صورتي که مشارکت مردم در اين انتخابات بيش از 50 درصد باشد زمينه پيروزي اصلاح طلبان فراهم مي شود. هم اکنون به نظر مي رسد رغبت براي تغيير در مردم وجود دارد اما اين تغيير مانند دوم خرداد نيست. انتخابات الان با انتخابات دوم خرداد تفاوت دارد زيرا الان چهار کانديدا به صحنه آمده اند و شدت قطبي بودن انتخابات نسبت به دوم خرداد کاهش يافته است. در دوم خرداد خاتمي به يک پديده تبديل شد و الان از دولت او به نام اصلاحات ياد مي کنيم. بايد تلاش کرد اين موضوع را به مردم تفهيم کرد که با راي مي توان اوضاع فعلي را تغيير داد. نکته مهم اين است که اگر حس تغيير ايجاد شود با انتخابات باشکوهي مواجه مي شويم. ما به دنبال دستاورد گروهي و جناحي نيستيم و به بعد ملي فکر مي کنيم، اگر توفيق بزرگ ملي در انتخابات حاصل شود براي ما بزرگ ترين دستاورد است. در اين شرايط اميدوارم روز 22 خرداد مردم به صحنه بيايند و با راي خود زمينه هاي تغيير وضع موجود و بهبود عملکرد مديريتي کشور را فراهم کنند.
آرايش اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم

بابک مهديزاده

اگر جبهه اصلاحات را از نهضت آزادي بدانيم تا حزب اعتماد ملي طيف وسيعي از نيروهاي سنتي، ميانه و مدرن را دربر مي گيرد و حتي اين طيف ها را مي تواند به راديکال و محافظه کار نيز تقسيم کند. اما تمام اين طيف ها و گروه ها در انتخابات اخير در مقابل سه گزينه قرار گرفته اند؛ عدم شرکت، موسوي، کروبي.

سنتگرايان

هسته اصلي طيف سنتي اصلاحات تشکيل شده است از احزابي مانند اعتماد ملي، مجمع روحانيون مبارز، مجمع نيروهاي خط امام، مردمسالاري و... که دبيرکل سه گروه اول سه روحاني نام آشناي جناح چپ جمهوري اسلامي است؛ مهدي کروبي، موسوي خوئيني ها و سيدهادي خامنه يي. اولي که خود کانديداي رياست جمهوري است از شاگردان و ياران قديمي امام است که سال ها در بنياد شهيد بوده و علاوه برآن بر کرسي رياست دو مجلس چپگرا (سوم و ششم) تکيه زده بود. دومي رابط امام خميني(ره) با دانشجويان تسخيرکننده سفارت امريکا بوده و پدر معنوي آنان، مدير مسوول يکي از تاثيرگذارترين روزنامه هاي جمهوري اسلامي به نام سلام و تاثيرگذار بر بسياري از جوانان ديروز چپگراي مذهبي و امروز اصلاح طلب پيشرو. سومي هم برادر رهبر جمهوري اسلامي است و مديرمسوول روزنامه حيات نو؛ روزنامه يي که چند سال پيش و در عصر اصلاحات به خاطر چاپ کاريکاتوري شاهد اعتراض هاي خشمگين نيروهاي مخالف بود و چند روزي هم تعطيل شد. به اين سه تشکل مي توانيد جمعيت توحيد و تعاون، حزب مردمسالاري و حزب همبستگي و همچنين تشکل هاي کارگري درون حکومتي مانند خانه کارگر و انجمن اسلامي کار را نيز اضافه کنيد.

اين طيف در بين طبقه روحانيون نوگرا و طبقه متوسط سنتي شهرنشين و مديران مياني نظام جايگاه ويژه يي دارد و از قضا همچنان نفوذ قابل ملاحظه يي براي لابي و چانه زني در لايه هاي بالايي حکومت و حوزه علميه قم دارد. به همين دليل است که از بيشترين رسانه هاي چاپي در بين اردوگاه اصلاح طلبان بهره مي برد؛ روزنامه هاي اعتماد ملي، مردمسالاري، حيات نو، آفتاب يزد، کلمه سبز، انديشه نو و تا حدودي اعتماد متعلق به اين طيف هستند. طيف سنتي اصلاحات اکنون دو کانديدا دارد؛ مهدي کروبي که بعد از انتخابات دوره نهم رياست جمهوري از مجمع روحانيون مبارز استعفا داد و حزب اعتماد ملي را تاسيس کرد خود کانديداي اين دوره انتخابات است و از حمايت حزبش بهره مي برد و بقيه احزاب و گروه هاي اين طيف از مهندس ميرحسين موسوي حمايت مي کنند.

اين طيف اگرچه دو کانديدا دارد اما ظاهراً در به کار بردن شيوه هاي تاکتيکي به پيش بردن اصلاحات روش مشترکي دارند. اين طيف چندان علاقه يي به اصلاحات ساختاري ندارد و به اصلاحات از بالا و دموکراتيک کردن نسبي نهادهاي حکومتي و چانه زني و لابي گري براي پيشبرد اهداف اصلاح طلبانه مورد نظر خود علاقه نشان داده است. اين طيف را بيش از آنکه دموکراسي خواه بنامند اصلاحگر ديني و مشروطه خواه مي نامند و به اين دليل به محافظه کاران اصلاح طلب نيز معروف شده اند و از قضا رابطه خوبي هم با جناح عقلگراي اصولگرا مانند طيف جامعه روحانيت مبارز و ناطق نوري و همچنين اصولگرايان اصلاح طلبي مثل عماد افروغ دارند. اين طيف در عرصه سياست خارجي نيز به تنش زدايي معتقد است و در عرصه اقتصادي نيز خصوصي سازي هدايت شده را دنبال مي کند اگرچه طيفي که حامي ميرحسين موسوي است ظاهراً به نوعي از اقتصاد اسلامي اعتقاد دارد که در زمره اقتصادهاي چپگرا به شمار مي رود تا راستگرا با اين تفاوت که نيم نگاهي هم به خصوصي سازي در قالب اصل 44 قانون اساسي دارد.

اصلاح طلبان پيشرو

طيف مدرن اصلاح طلبان دوم خردادي هستند؛ همان هايي که زماني سفارت امريکا را تسخير کردند، بعد به مرکز استراتژي رياست جمهوري دولت هاشمي رفتند و از روزنامه سلام همين دولت را نقد کردند و بعد پايه گذار فکري دوم خرداد مخصوصاً در نحله هايي مانند کيان و راه نو و آيين شدند. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و جبهه مشارکت دو تشکل معروف اين طيف هستند که در حال حاضر از هيچ رسانه چاپي بهره نمي برند و در عوض به شدت در فضاي مجازي مشغول به کار هستند. معروف ترين سايت شان هم سايت نوروز است و البته خبرنامه هاي داخلي هر دو حزب نيز مرتب به دست طرفداران شان مي رسد. اين طيف متعلق به طبقه متوسط شهري است که بيشترشان در دوره هشت ساله اصلاحات مديران دولت خاتمي بودند و برخي ها هم استادان دانشگاه ها هستند. اين طيف خود را ادامه روشنفکران ديني مي داند و به همين دليل افرادي مانند تقي رحماني که متعلق به ملي - مذهبي ها هست براي تمايز قائل شدن بين ملي - مذهبي ها و مشارکتي ها نام روشنفکر مذهبي بر خود نهاده است و روشنفکر ديني بر آنان که تبارشان نيز فرق مي کند. ملي - مذهبي ها شريعتي و بازرگان را معلم خود مي دانند و اصلاح طلبان پيشرو تحت تاثير نظريه هاي دکتر سروش هستند. اين طيف به مراتب آکادميک تر و نوگرا تر از طيف سنتي است و لايه يي از اين طيف حتي به سمت سکولاريسم پيش رفته و ارتباط خوبي با نيروهاي سکولار اصلاحات دارد. کانديداي اين طيف در انتخابات رياست جمهوري نهم دکتر معين بوده و اين دوره نيز ابتدا سيدمحمد خاتمي و بعد از انصراف وي ميرحسين موسوي. اين طيف تنها به لابي در ساختار حکومت بسنده نمي کند و مطابق شعار سعيد حجاريان (يکي از تئوريسين هاي اين طيف) به دنبال فشار از پايين و چانه زني در بالا است هرچند که به عقيده منتقدان شان تاکنون اثري از راهبرد فشار از پايين در سياست هاي تاکتيکي اين طيف ديده نشده است. در هر صورت اين طيف شعارهاي دموکراسي خواهانه مي دهد و کانديدايش در دوره پيشين يعني دکتر معين صحبت از ايجاد معاونت حقوق بشر در دولت به ميان آورده بود. از اين روست که در جبهه اصلاحات تنها طيفي است که با ساير نيروهاي اصلاح طلب خارج از جبهه دوم خرداد رابطه برقرار کرده است. هرچند اگر اکنون اين رابطه، رابطه يي انتقادي باشد.

اين طيف سنتگرايان را متهم به کندروي مي کند و سنتگرايان نيز آنان را متهم به تندروي اما هرچه باشد اين دو طيف در عرصه سياست خارجي و اقتصادي معتقد به تنش زدايي و دوستي با غرب و حمايت از خصوصي سازي هستند، البته با کمي تفاوت.

عملگرايان

چهره بارزش هاشمي رفسنجاني است که در طول سياست ورزي اش نه متعلق به اردوگاه چپ هاي مذهبي بوده و نه راست ها و هميشه چهره يي ميانه رو از خود نشان داده، اگرچه در بسياري از مواقع خود را به اردوگاه چپ ها نزديک کرده است؛ مانند کابينه دولت اولش، حمايتش از خاتمي در دوم خرداد 1376 و شعارهايش در انتخابات دوره نهم رياست جمهوري که بيشتر مبتني بر توسعه سياسي بود. حزب معروف اين طيف نيز کارگزاران سازندگي به دبيرکلي کرباسچي و اعتدال و توسعه به دبيرکلي محمدباقر نوبخت است. اولي اگرچه رئيس ستاد انتخابات کروبي است اما حزبش رسماً از موسوي حمايت کرده. دومي هم که سخنانش در دفاع از هاشمي و نقد احمدي نژاد در انتخابات دوره نهم در تلويزيون بسيار مشهور است در زمره حاميان ميرحسين موسوي قرار گرفته است.

اين طيف را چندان جزء نيروهاي دموکراسي خواه نمي دانند اما مخالف دموکراسي و حقوق بشر هم نمي خوانند. به طوري که بيشتر لقب ماقبل دموکراسي و نيروهايي براي دوران گذار به دموکراسي به آنان داده اند؛ نيروهايي که به اقتصاد بازار اعتقاد دارند، به دموکراتيک کردن مناسبات درون حاکميت و جامعه مي انديشند تا سياست هاي اقتصادي خود را به پيش ببرند و از آنجا که بيش از شعار، به عرصه عمل مي انديشند و همانند سياستمداران واقعيات را در تصميم هايشان لحاظ مي کنند و از اين روست که اين طيف متشکل از مديران باسابقه نظام و تکنوکرات هاست و به تنش زدايي در سياست خارجي و دوستي با دنيا اعتقاد دارد. اين طيف نيز آخرين رسانه چاپي خود به نام روزنامه کارگزاران را توقيف شده ديد اما اکنون چند روزي هست که روزنامه فرهيختگان را منتشر مي کند.

ملي - مذهبي ها

نهضت آزادي و ائتلاف نيروهاي ملي -مذهبي دو تشکل شناخته شده اين طيف هستند که خود را از ياران مصدق و بازرگان مي دانند. اين طيف وجهه روشنفکري دارد و تجربه عملي سياست ورزانه اش به دو مقطع ملي شدن صنعت نفت و دولت موقت انقلاب مي رسد که هر دو زودگذر بود. فعالان اين طيف خود را شاگردان فکري شريعتي معرفي مي کنند و دموکراسي از نوع ديني آن را طالبند. هرچند بر جدايي دين از دولت تاکيد مي کنند اما سياست ورزي را بدون اتکا به دين ممکن نمي دانند و ملي گرايي و مذهبي گرايي را به يک اندازه مي خواهند. اين طيف متعلق به طبقه متوسط مدرن است که در لايه هاي بالايي و فرادست شهرهاي بزرگ ريشه دارد. اينان را ليبرال هم خوانده اند. از اين رو به اقتصاد آزاد اعتقاد دارند و به دنبال برقراري رابطه با کشورهاي دنيا از جمله امريکا هستند. اگرچه طيفي از آن مانند همفکران عزت الله سحابي و جنبش مسلمانان مبارز به رهبري حبيب الله پيمان خود را سوسيال دموکرات مي خوانند اما آنچه که روشن است آنها نيز مخالف اقتصاد آزاد نيستند مخصوصاً اگر با کنترل و نظارت دولت همراه باشد. نهضت آزادي در انتخابات ابتدا از خاتمي حمايت کرده بود اما با انصراف خاتمي اکنون بيانيه يي صادر کرده و از همه خواسته در انتخابات شرکت کنند و به يکي از دو کانديداي اصلاح طلب راي دهند. ملي - مذهبي ها هم رويه فوق را در پيش گرفتند تا دچار ريزش نيرو نشوند. بنابراين هر دو گروه از هر دو کانديدا به طور همزمان حمايت مي کنند اگرچه جنبش مسلمانان مبارز از مهندس موسوي حمايت کرده است. طيف ملي - مذهبي ها اکنون يک سايت به همين نام دارد و سايت ديگري به نام ميزان نيوز و يک مجله به نام چشم انداز ايران. اين طيف بيش از آنکه از خاتمي يا کروبي حمايت کند هر دو کانديدا را داراي نقاط ضعف و قدرت براي پيشبرد شعارهاي اصلاح طلبانه مي داند اما نظر غالبش بر دعوت مردم به شرکت در انتخابات و راي به يکي از کانديداهاي اصلاح طلب است.

سکولارها

آنان را جمهوريخواه نيز نام نهاده اند. در دانشگاه ها و نخبه هاي فرهنگي و روشنفکران پايگاه دارند و بيش از آنکه به ورود به قدرت بينديشند شعار ديده باني حقوق بشر و کار در جامعه مدني را سر مي دهند. سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکيم وحدت) و دفتر تحکيم وحدت دو تشکل معروف و تاثيرگذار اين طيف هستند که اولي يک حزب شناسنامه دار است که سال هاست ديگر در جلسات جبهه دوم خرداد شرکت نمي کند و دومي فراگيرترين تشکل دانشجويي است که سال هاست خرجش را از اصلاح طلبان جدا کرده اما ظاهراً به واسطه فشارهاي زيادي که در دولت نهم به اين دو تشکل وارد شده آنان را به فکر انتخابات انداخته است و منجر به تشکيل جلساتي درخصوص تصميم گيري در انتخابات شده است. اين دو تشکل در انتخابات گذشته شرکت نکرده بودند اما در اين انتخابات کانديداي سازمان دانش آموختگان ابتدا عبدالله نوري بوده و اکنون مهدي کروبي. اين طيف در بين دانشگاهيان، استادان دانشگاه، نويسندگان و روزنامه نگاران پايگاه خوبي دارد و ارتباطات گسترده يي هم با جنبش هاي اجتماعي و تشکل هاي صنفي مانند جنبش زنان، معلمان و کارگران برقرار کرده است. اين طيف در عرصه اقتصادي به بازار آزاد و خصوصي سازي اعتقاد دارد اما همان گونه که در سند چشم انداز سازمان دانش آموختگان آمده نگاهي هم به تامين اجتماعي داشته اند.

از ديگر تشکل هاي اين طيف کانون نويسندگان و جبهه ملي هستند که تاکنون موضعي در قبال انتخابات پيش رو نگرفته اند. اين طيف رسانه چاپي ندارد اما مواضعش را از طريق خبرنامه هاي دانشجويي و سايت ادوارنيوز معرفي مي کند. اين طيف (متشکل از احزاب شناسنامه دار تا روشنفکران) بين دو گزينه شرکت و عدم شرکت در انتخابات پيش رو در نوسان است اما اگر قرار است در انتخابات شرکت کند ظاهراً بيشتر تمايل به کروبي (سازمان ادوار و تحکيم وحدت و بسياري از روشنفکران مثل عبدالکريم سروش، بابک احمدي، عباس عبدي و... از مهدي کروبي حمايت کرده اند) دارند. البته بسياري از روشنفکران و دانشگاهيان مانند خشايار ديهيمي، محسن کديور، مازيار بهروز، علي پايا و بسياري از هنرمندان هم از ميرحسين موسوي حمايت کرده اند. اما آنچه مهم است آنکه اصلاح طلبان با پايگاه هاي اجتماعي مختلف شان، راهبردها و تاکتيک هاي سياسي متفاوت شان و کانديداهاي متنوع شان براي پيروزي در انتخابات حتماً راه سختي را در پيش دارند. مطمئناً کانديدايي که حمايت تمامي اين طيف ها را در اختيار داشت راه آسان تري را براي پيروزي طي مي کرد. به هرحال کروبي به خاطر حمايتش از نيروهاي مترقي و زندانيان و دفاعش از اصلاح طلبان محبوب است و ميرحسين نيز به خاطر خاطرات خوب کنترل اقتصاد در دوران جنگ و حمايت قاطع سيدمحمد خاتمي از وي. اي کاش مي شد هر دو را در يک نفر تلفيق کرد اما حال که نمي شود بهتر آن است که در وهله اول طرفداران اين دو کانديدا از تخريب يکديگر پرهيز کنند و با حمايت از هم در مقابل رقيبي مشترک به پيروزي اصلاح طلبان فکر کنند، چه آنکه پيروزي موسوي يا کروبي پيروزي اصلاحات است.

عناوين اين صفحه
کارشناسان اقتصادي و کمپ هاي انتخاباتي
منظره تلويزيوني مناظره ها
قوري فضايي
جامعه شب امتحاني
پوسترهاي بي شعار احمدي نژاد
تقابل مصنوعي
معاون اول محبوب
خوشبيني هاي انتخاباتي
حاشيه در ستاد مرد بي حاشيه
هراس اصولگرايان از شکست سنگين انتخاباتي
همه براي تغيير
آرايش اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام