شنبه، 9 خرداد 1388 - شماره 1963
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: علم
تلاش براي توليد سوخت زيستي مناسب هواپيما
مشکل در ارتفاع 35 هزار پايي

ترجمه؛ عبدالله مصطفايي

افزايش شديد قيمت نفت باعث شده است تعداد زيادي از رانندگان در کشورهاي صنعتي براي آمد و رفت خود به سوي خودروهاي با سوخت بيوديزل و نيز خودروهاي هيبريدي متمايل شوند ولي درباره هواپيمايي که حجم عظيمي سوخت مصرف مي کند، چه مي توان کرد.

در امريکا، دولت و موسسات تحقيقاتي در جست وجوي راه هايي براي استفاده از سوخت هاي جايگزين در موتورهاي جت هستند ولي ممکن است مسائل ايمني اين کار سال ها به طول بينجامد.دانشمندان براي اين کار با موانع بي شماري مواجه هستند که در اين بين مي توان به مشکلات توليد، انتقال و نيز بهره برداري از آن تحت شرايط سختي مثل سرماي شديد اشاره کرد. در شرايط کنوني نيز متخصصان معتقدند سوخت هاي جايگزين براي موتورهاي جت گران تر از سوخت هاي معمول تمام خواهد شد.

«بيلي گلاور» رئيس بخش عملکرد زيست محيطي شرکت بوئينگ مي گويد؛ «ابداع يک سوخت تازه براي اتومبيل ها بسيار راحت تر از کاري است که براي هواپيماها انجام مي شود.» با اين وجود بالا رفتن قيمت نفت باعث مي شود هيجان محققان بيشتر شده و اميد داشته باشند تلاش هاي آنان به نحوي جبران خواهد شد. البته محققان شرکت بوئينگ مي گويند نگراني هاي واقعي آنان چيزي فراتر از افزايش قيمت سوخت هواپيما است.

«بيلي گلاور» مي گويد؛ «ما به سوخت هاي جايگزين علاقه مند هستيم چون مي خواهيم مطمئن شويم براي آينده نيز سوخت داريم.» امروزه در اکثر هواپيماهاي تجاري از سوختي استفاده مي شود که شبيه نفت سفيد، سبک است. اين سوخت از بنزين خودروها سنگين تر است ولي نه به اندازه سوخت ديزل و مي تواند برخي شرايط سخت مثل شرايط هواي سرد را تحمل کند. يکي از سوخت هاي جايگزين مورد نظر محققان، سوخت بيوديزل است که از دانه هاي سويا، ذرت و ديگر محصولات کشاورزي به دست مي آيد و امروزه در بعضي از خودروها و تراکتورها به کار مي رود.

يک مشکل بزرگ اين نوع سوخت آن است که بيوديزل نسبت به سوخت هاي معمول در دماي بالاتري يخ مي زند که اين موضوع در هواي سرد ارتفاع 35 هزار پايي مساله ساز خواهد شد. دانشمندان در حال تحقيق روي روش هاي محافظت سوخت از يخ زدگي هستند ولي حتي اگر اين مشکل نيز حل شود تامين اين سوخت مساله بزرگي است، چون تمامي زمين هاي کشاورزي امريکا براي توليد آن مقدار از محصولات کشاورزي که قادر به سير کردن مردم و نيز توليد سوخت باشد، کافي نيست.

«رابرت دان» يک مهندس شيمي در وزارت کشاورزي امريکا است و روي توليد بيوديزل براي سوخت هواپيما تحقيق مي کند. او مي گويد؛ «شک دارد که خطوط هوايي پيش از ارزان تر شدن اين سوخت، به آن علاقه يي نشان دهند.» او مي افزايد؛ «در حال حاضر چالش اصلي دقيقاً همان مسائل اقتصادي است و حتي اگر قيمت نفت از اين هم بالاتر رود، هنوز بيوديزل داراي عيب غيراقتصادي بودن است و توليد آن هزينه يي بيش از سوخت هاي کنوني دارد.» «گلاور» تصور مي کند محتمل آن باشد که خطوط هوايي از مخلوطي از بيوديزل و سوخت هاي معمول استفاده کنند.

يکي ديگر از گزينه ها که براي چندين دهه مورد توجه بوده است همانا استفاده از هيدروژن است.

«جرالد براون» يک مهندس ارشد تحقيقات در مرکز تحقيقاتي گلن سازمان ناسا در کليولند ايالت اهايو است و عقيده دارد براي جايگزيني هيدروژن مايع به جاي سوخت هاي کنوني به کمي اصلاحات نياز است. مشکل ترين قسمت اين کار ذخيره سازي آن در هواپيما است. هيدروژن مايع در دماي منهاي 424 درجه فارنهايت ذخيره سازي مي شود و نسبت به سوخت هاي کنوني به فضاي بيشتري نياز دارد از اين رو هواپيماها بايد براي قرار دادن مخازن هيدروژن، طراحي مجدد شوند. به علاوه چون هيدروژن در تلفيق با عناصر ديگري وجود دارد بنابراين توليد آن هزينه بر و انرژي بر است. به دليل فاجعه هيندنبرگ در سال 1937، نگراني هايي درباره احتمال انفجار هيدروژن وجود دارد، اما «استان ستو» که مهندس شرکت مشاورBelcan Corp است و در زمينه سوخت هواپيماها تحقيق مي کند، اظهار داشته است مردم براي چندين دهه است که با سوخت هيدروژن سروکار دارند بنابراين موضوع انفجار خيلي هم نگران کننده نيست.

بايد توجه داشت هيدروژن يک سوخت پاک است و محصول احتراق آن آب خواهد بود. اين موضوع از نظر «گلاور» نگران کننده است. او مي گويد؛ «در ارتفاعات بالا مقدار آب آزاد شده از موتورهاي داراي سوخت هيدروژن، مي تواند هواپيما را تبديل به يک ماشين توليد ابر کند.» او مي افزايد؛ «ديناميک اتمسفرهاي فوقاني مقداري پيچيده است و ما نمي خواهيم قبل از آگاهي از مفيد بودن هيدروژن، دست به کار شويم.» گزينه بعدي که در حال حاضر به صورت محدود مورد استفاده قرار دارد، توليد سوخت هاي سنتزي مايع از زغال سنگ، ماسه نفتي و گاز طبيعي است که مي تواند مانند سوخت هاي معمول هواپيما به کار گرفته شود. «چي مينگ لي» رئيس بخش احتراق مرکز تحقيقاتي گلن سازمان ناساست و معتقد است با افزايش قيمت نفت، سوخت هاي سنتزي گزينه ارزان تري خواهند بود. در عوض «گلاور» معتقد است در حال حاضر براي توليد سوخت هاي سنتزي به منابعي بيش از سوخت هاي کنوني هواپيماها نياز است. با اين وجود «لي» گفته است مي توان از سوخت هاي سنتزي در موتورهاي جت جديدي که در حال ساخت بوده و راندمان بالايي دارند، استفاده کرد چون صرفه جويي سوخت اين موتورها بسيار بيشتر است. او مي افزايد؛ «مزيت ديگر آن است که منابع زغال سنگ و گاز به وفور در امريکا يافت مي شود.»هرچند تحقيق در زمينه سوخت هاي جايگزين براي موتورهاي جت در مراحل ابتدايي است، گروهي پيش بيني مي کنند موفقيت هاي بيشتري در زمينه سوخت هاي جايگزين براي بعضي از هواپيماهاي خاص به دست آيد. در اين زمينه موسسه Aero Viroment Inc که در شهر مونروياي ايالت کاليفرنيا قرار دارد در حال کار روي يک هواپيماي نجات است که توان خود را از هيدروژن مايع مي گيرد. سخنگوي اين موسسه «استيون گيتلين» است و گفته است هيدروژن مايع به هواپيماي آنان اين امکان را مي دهد که چهار برابر سوخت هاي کنوني پرواز کنند هرچند هزينه آن بين دو تا چهار برابر سوخت هاي کنوني است.

اين شرکت همان شرکتي است که پرواز اول هواپيماي خورشيدي هليوس را انجام داد ولي متاسفانه اين هواپيما به دليل مشکلات سازه يي در پروازهاي بعدي دچار حادثه شد.

در آينده نزديک تمرکز بر آن است که بازده سوخت هواپيماها افزايش يابد و در اين زمينه شرکت بوئينگ مي گويد قرار است 787 هواپيمايي که در سال 2009 وارد شبکه پروازي مي شوند به حدي کم مصرف باشند که سوخت مصرف شده به ازاي هر سرنشين معادل سوخت مصرفي در يک خودروي هيبريدي با دو مسافر باشد. «گلاور» در اين زمينه مي گويد؛ «ما سعي داريم هواپيماهاي کم مصرف بسازيم بنابراين به حداقل سوخت نياز خواهيم داشت.»

www.ap.org

لزوم اتخاذ رويکرد درماني جامع با توجه به معنويت
آينده انسان ها و سلامت
گيتي اسدي*

در همه ادوار تاريخ، معنويت بخشي از زندگي انسان بوده است و هنوز هم بسياري از افراد آن را بخش مهمي از زندگي خود قلمداد مي کنند. امروزه مردم جهان، بيش از پيش به معنويت و مسائل معنوي گرايش دارند و روانشناسان و روانپزشکان نيز به طور روزافزون درمي يابند که انتقاد از روش هاي سنتي و ساده، براي درمان اختلالات رواني کافي نيست. انسان به دنيا مي آيد، مراحل مختلف رشد را طي مي کند و سپس از اين جهان مي رود اما در ذهن اين سوال پيش مي آيد که آيا روند و سير تکاملي انسان همين است؟

و اصلاً منظور از رشد و تکامل انسان چيست؟ سوالاتي از اين قبيل، روزگاري اساس علم روانشناسي را تشکيل مي داد ولي متاسفانه به نظر مي رسد با پيشرفت روزافزون علم در دنياي فرامدرن امروز، علم روانشناسي به جاي کنکاش درباره ماهيت انسان به «علمي» بودن پديده هاي مربوط به انسان پرداخته است، در حالي که تجربه نشان داده علم به تنهايي قادر به پاسخگويي به همه سوال هاي انسان نيست و اصولاً پديده هايي در جهان وجود دارد که اثبات يا حتي پرداختن به آنها در چارچوب علم نمي گنجد.

رشد معنوي آدمي از زماني آغاز مي شود که کودک به دنبال دليل مي گردد و در مورد پديده هاي موجود در اطراف خود سوال مي کند؛ «چرا آسمان آبي است؟»، «چرا خورشيد نوراني است؟»، «چرا انسان به دنيا مي آيد؟»، «چرا ما مي ميريم؟»، «معناي مرگ و زندگي چيست؟». اما انسان در بسياري از موارد در رسيدن به پاسخ اين سوال ها ارضا نشده باقي مي ماند. واژه روان درمانگر از کلمات يوناني psyche به معناي روح يا جان زندگي بخش و therapeia به معناي خادم يا ملازم روح گرفته شده است. روان درماني را رابطه انساني و حرفه يي بين درمانگر و درمان جو با هدف پيشگيري از پيشرفت بيماري ها و ارتقاي سطح سلامت رواني افراد تعريف کرده اند. معنويت بخش مهمي از مشاوره و روان درماني به شمار مي آيد زيرا در حقيقت، مشاوره و روان درماني ريشه هاي معنوي دارند. مي توان گفت روان درماني معاصر ظرفيت فراواني براي بررسي و حل مساله معنويت بشر داشته و دارد.

معنويت چيست

واژه معنويت کلمه يي است که براي بسياري از مردم اهميت بسزايي دارد و بسياري معتقدند معنويت فراتر از کلمات است. در حقيقت، چنين به نظر مي رسد که کلمات به تنهايي قادر به تشريح معنويت نيستند و کلام از سخن گفتن درباره معنويت قاصر است. اما نکته مسلم اين است که در نظر بسياري از افراد جامعه معنويت اهميتي حياتي دارد و درمانگران نياز دارند اين واقعيت را درک کنند و اهميت آن را در کار خود بشناسند. گاهي درمانگران احساس مي کنند تجربه هاي معنوي را مي توانند با استفاده از کلمات غيرمعنوي درک کنند، اما اين امر به منزله محروم کردن افراد از آزادي بيان و استفاده از کلام است، چرا که مذهب و معنويت مجموعه يي از کلمات و چارچوب هايي را ارائه مي دهند که از طريق آنها انسان مي تواند معنا و مفهوم زندگي خود را درک کند که برخي از درمانگران به بررسي اين پديده نمي پردازند. اين قبيل درمانگران با بررسي نکردن اين مساله در کار و توانايي خود محدوديت ايجاد مي کنند و بايد به اين محدوديت توجه داشته باشند.

امروزه تحقيقات نشان داده است افراد داراي زندگي معنوي فعال، بدون ترديد از نظر روانشناختي افراد سالمي هستند. اما بديهي است اين امر هميشه و در مورد همه انسان ها صادق نيست. براي انساني که با ذهنيت مذهبي کمک درماني مي طلبد، مسائل بهداشت رواني به ويژه در ارزيابي و تشخيص به طرز روشني مدنظر قرار مي گيرد. اما سوال اين است که در پيش گرفتن زندگي مذهبي فعال تا چه اندازه مي تواند اقدام و تدبيري سالم محسوب شود؟ تلاش هاي زيادي براي تفکيک مذهبي بودن و معنويت سالم و ناسالم صورت گرفته است که يکي از موثرترين آنها تلاش «آلپورت» در اين زمينه است. آلپورت معتقد بود ما مي توانيم موضع مذهبي افراد را براساس دو نوع نگرش طبقه بندي کنيم؛ افرادي که مذهب آنها ناپخته و بيروني است و افرادي که مذهبي پخته و دروني دارند. افرادي که داراي مذهب بيروني هستند، از مذهب به نفع خود بهره مي برند. گرايش کم عمق فرد به يک مذهب يا فرقه خاص، توسط خود او و براي ارضاي نيازهاي بدوي وي است اما در مقابل افرادي که داراي مذهب دروني هستند، انگيزه اصلي خود را در مذهب جست وجو مي کنند و با پيوستن به مذهب يا فرقه يي خاص، در تلاش براي دروني سازي مذهب و پيروي کامل از آن هستند. در اين راستا، «فرانسيس وون» درباره خطري هشدار مي دهد که آن را «اعتياد معنوي» مي نامد. وي معتقد است هر معنويتي که بر خيالبافي و کنار گذاشتن و نفي مسووليت شخصي مبتني باشد، به طور بالقوه اعتيادآور است. وون به طور تلويحي، به معنويت سالم نيز اشاراتي دارد و معتقد است از نظر روانشناختي، معنويت سالم حامي آزادي فرد، استقلال، عزت نفس و همين طور مسووليت اجتماعي اوست. معنويت سالم، انسانيت ما را انکار نمي کند و به منع يا انکار احساسات نمي پردازد.

ايمان درمانگران

هالمس (1965) اصرار دارد مشاوره يک فعاليت ايماني مبتني بر عشق است نه يک روش علمي و خشک. در امريکا، پژوهش هاي متعدد، باورهاي مذهبي درمانگران را مورد بررسي قرار داده اند. درمانگران تحت پژوهش در مقايسه با مراجعان خود، تعلق خاطر کمتري به مذهب و شرکت در فعاليت هاي مذهبي نشان مي دادند.

امروزه گرايش غيرمذهبي در روان درماني و مشاوره، به گونه يي شتابان در حال رشد است. در بريتانيا به کار گرفتن مشاوران در هر بحران يا فاجعه يي، واکنش تقريباً خودکاوي محسوب مي شود. در حقيقت به نظر مي رسد با استفاده از واژه هايي که در زمينه هاي درمان به عاريت گرفته شده، روي بسياري از سردرگمي هاي مردم درباره ايمان و باورهاي مذهبي سرپوش گذاشته مي شود که «هاردينگ» و برخي مولفان ديگر، مخاطرات اين درهم ريختگي را يادآور شده اند. بسياري از درمانگران به شدت غيرمذهبي، يا به ناديده گرفتن معنويت تمايل دارند يا آن را به عنوان نوعي مکانيسم دفاعي از قبيل بازگشت، يا چيزي که مراجعه کننده آن را به طور طبيعي کنار خواهد گذاشت در نظر مي گيرند. اين ديدگاه غالباً مربوط به درمانگراني است که از فرويد تبعيت مي کنند. درمانگراني که وجود معنويت را انکار مي کنند، هر گاه تحت فشار قرار بگيرند، معمولاً پاسخ مي دهند که مراجعان هرگز احوال معنوي خود را با آنان در ميان نمي گذارند و اين در حالي است که همه متخصصان در اين مورد متفق القول هستند که اغلب مراجعان از بيان موضوعاتي که درمانگران نسبت به آنها مقاوم يا بي تفاوت هستند، اجتناب مي کنند و اين کار را ناخودآگاه و بدون اينکه به آنها گفته شود، انجام مي دهند. پس منطقي است که در مرحله ارزيابي، از مراجعه کننده بپرسيم که آيا از نوعي نظام معنوي تبعيت مي کند و آيا در خانواده مذهبي بزرگ شده است يا خير. با طرح اين سوالات درباره معنويت و مذهب، مراجعه کننده بيشتر مي تواند درباره آن صحبت کند. در زمينه آموزش معنوي درمانگران استدلال هاي گوناگوني مطرح شده است که يکي از آنها موضوع «برابري» است، به اين معنا که هر درمانگري بايد تجربه درمان جو بودن را داشته باشد تا در نتيجه تکليفي را به مراجعه کننده محول نکند که قبلاً خود با آنها مواجه نشده است. قابل توجه است که تعدادي از درمانگران مشهور که اغلب آنها مذکر بوده اند، علاقه عميقي نسبت به معنويت و نقشي که در کار آنها ايفا کرده، نشان داده اند و اين علاقه هنگامي آغاز شده است که به دوره سالمندي رسيده بوده اند. در پايان مي توان گفت حتي در اين دوره فرامدرن، معنويت و تجربه هاي معنوي، همچنان بخشي از زندگي ما را تشکيل مي دهند و معنويت همچنان براي بسياري از مردم اهميت دارد و به شيوه هاي مختلف در جامعه ابراز مي شود. مشاوره و روان درماني با معنويت و مذهب يکسان نيستند. روانشناختي کردن مذهب کار نادرستي است و نيز اصرار بر اينکه مذهب پاسخ همه مشکلات مطرح در روان درماني را در خود دارد. در حقيقت مي توان گفت برخي از مشکلات رشد انساني در مواردي با درمانگري حل و فصل مي شود و در موارد ديگر از طريق راهنمايي معنوي.

هر دو طريقت (معنوي و درماني) مي توانند لحظه هايي مملو از برخوردهاي انساني واقعي و صميميت راستين را دربرداشته باشند. رويکرد درماني جامع که پذيراي معنويت مراجعه کننده نيز باشد.به هر طريقي که اعمال شود، مطمئناً فضايي براي شادماني و لذت است. به هر حال، اين سوال همچنان باقي است؛ آيا مشاوران و روان درمانگران حاضرند به ابعاد معنوي زندگي مردم توجه کنند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، درمان نقش مهمي در آينده انسان ها و جهاني که در آن زندگي مي کنيم، ايفا خواهد کرد اما اگر پاسخ به اين سوال منفي باشد، درمان نخواهد توانست نقش بالقوه خود را ايفا کند و شفاي ضروري به صورت محدود و ناقص ارائه خواهد شد.

*کارشناس ارشد روان سنجي
آشنايي با سياره هاي منظومه شمسي
زمين،زادگاه مهربان زندگي

امين حمزه ئيان/ ww.Nutshell.ir

زمين سياره يي يکتاست؛ يکتا براي ما آدميان. سياره يي که گويي با رنگ هاي آبي و سفيد تزيين شده است و همانند ديگر سياره هاي منظومه شمسي حرکت هاي مخصوص به خود را دارد. تا به امروز يگانه جايگاهي که در کيهان يافته ايم که حيات روي آن وجود دارد، تنها سياره ما، زمين است. زمين نه تنها خانه زيباي ما است بلکه اين کره نه چندان بزرگ (که ما را همچون مادري مهربان در برگرفته است) زيستگاه هزاران هزار جاندار و گياهي است که روي آن امکان حيات يافته اند. اما متاسفانه ما انسان ها با آلوده کردن زمين نه تنها بر اين اقليم تاثيرات منفي مي گذاريم و با انتشار گاز دي اکسيدکربن و به وجود آمدن پديده گلخانه يي (همانند آنچه بر سياره زهره اتفاق مي افتد) موجب گرم شدن زمين مي شويم، بلکه با توليد بي رويه انرژي و دقت نکردن در مصرف منابع، آلودگي هايي همچون آلودگي نوري را توليد مي کنيم، به طوري که ديگر حتي نمي توانيم طبيعت زيباي آسمان شب را همچون گذشتگان مان که در تابستان ها بر پشت بام ها مي خوابيدند و خيره به ستاره ها و شهاب هايي که گاه به گاه ردي از نور را بر آسمان جاي مي گذاشتند، نظاره گر باشيم.

اين انسان ها هستند که نه تنها با اعمال خود آزادي را از خويشتن مي گيرند، بلکه موجب اسير کردن تمام زمين در بندي سخت مي شوند. اکنون با نگاهي نجومي به سياره زمين و يادآوري يگانه بودنش شايد نيم نگاهي به کرده هاي خود اندازيم و اندکي بيشتر به اين مادر مهربان توجه کنيم؛ زميني که اگر نبود ما هم مطمئناً نبوديم.

اما مطالعه زمين در اخترشناسي چه اهميتي دارد؟ همان طور که خورشيد را در منظومه شمسي به عنوان مدلي از نزديک ترين ستاره مورد بررسي قرار مي دهيم، در اخترشناسي زمين را هم به عنوان سياره يي که داراي جو، گرانش، ميدان مغناطيسي، لايه هاي مختلف و عوارض گوناگون است، بررسي و تحليل مي کنيم. سياره زمين از لحاظ موقعيتش در منظومه شمسي در بهترين جايگاه و در منطقه يي که ما آن را کمربند حيات مي ناميم، قرار گرفته است. به اين ترتيب دمايي متعادل دارد (ميانگين 15 درجه سانتيگراد). اگر زمين به خورشيد نزديک تر بود، دمايي زياد پيدا مي کرد و حيات به شکل امروزي تشکيل نمي شد. همچنين اگر در موقعيتي دورتر از اکنون نسبت به خورشيد بوديم، سياره زمين از سرما هميشه يخبندان بود. وجود ماه (قمر زمين) هم موجب شده است در زمان پيدايش منظومه شمسي بسياري از برخوردهاي شديدي که توسط اجرام سرگردان امکان اصابت با زمين را داشتند، با سطح اين قمر برخورد کنند. همچنين وجود گرانش ماه و تاثيرات آن روي آب درياها و اقيانوس ها موجب به وجود آمدن موقعيتي خاص در آغاز، براي تشکيل حيات روي زمين شده است.

زمين سومين سياره منظومه شمسي است و از نظر ابعاد از عطارد، زهره و مريخ بزرگ تر است. گردش زمين به دور خورشيد (حرکت انتقالي) موجب پديد آمدن يک سال و حرکت به دور خود (حرکت وضعي) موجب پديد آمدن روز و شب مي شود. همچنين حرکت وضعي زمين موجب مي شود خورشيد و ستارگان در آسمان شب از شرق طلوع کرده و در غرب، غروب کنند. علاوه بر اين دو حرکت، زمين همراه با خورشيد با سرعت 250 کيلومتر در ثانيه در حال گردش به دور مرکز کهکشان راه شيري هستند و با اين سرعت هر 220 ميليون سال يک بار منظومه شمسي يک گردش کامل به دور کهکشان مي زند.

فاصله متوسط زمين از خورشيد 150 ميليون کيلومتر است که اين فاصله را يک واحد نجومي (AU) مي ناميم. سرعت فرار از سطح زمين 18/11 کيلومتر در ثانيه است به اين معني که اگر جسمي بتواند با اين سرعت از سطح پرتاب شود، ديگر به سطح زمين برنمي گردد و وارد فضا مي شود.

زمين از سه بخش اصلي سنگ کره، آب کره و جو تشکيل شده است. حدود نيمي از جو در 10 کيلومتر اول از سطح موجود است. خود جو بيش از 400 کيلومتر از سطح زمين پراکنده شده است اما در چنين فاصله هايي جو بسيار رقيق و عموماً داراي مولکول هاي هيدروژن است. زمين با ميانگين سرعت 30 کيلومتر در ثانيه در يک مدار بيضي شکل به دور خورشيد مي چرخد. محور زمين 5/23 درجه نسبت به صفحه مداري زمين به دور خورشيد (دايره البروج) کجي دارد. همين وجود کجي موجب پديد آمدن فصل ها روي زمين مي شود به طوري که زماني که در نيمکره شمالي تابستان است در نيمکره جنوبي در فصل زمستان هستيم.

زمين همانند ديگر اجزاي منظومه شمسي 6/4 ميليارد سال پيش از ابري گازي تشکيل شده است. در زمان هاي اوليه پيدايش، زمين سياره يي بدون آب و با سطحي داغ و جوي گازي بوده است. بعدها مواد سنگين آهن و نيکل به سمت مرکز زمين رفتند و هسته را تشکيل دادند و سطح زمين سردتر شد. درون زمين به واسطه شرايط خاص عناصر و ترکيبات ديگر توليد شده و به سطح زمين آمدند که موجب تشکيل آب و بخشي جديد از جو شدند و با پيدايش موجودات ميکروسکوپي و تک سلولي و در نهايت گياهان و شروع تجزيه هوا، عنصر مهم اکسيژن را در جو توليد کردند.

عناوين اين صفحه
مشکل در ارتفاع 35 هزار پايي
آينده انسان ها و سلامت
زمين،زادگاه مهربان زندگي
جايگزين ايستگاه فضايي ساخته مي شود
مشاهده يک پديده بازيافت کيهاني
رشته کوه آند شرقي، پيرتر از تصور ما است
ضعف در بازيافت زباله هاي الکترونيکي

جايگزين ايستگاه فضايي ساخته مي شود
مقامات فضايي اروپا و روسيه قصد دارند در پايين ترين مدار زمين کارخانه کشتي سازي فضايي بين المللي را به منظور جايگزيني براي ايستگاه فضايي تاسيس کنند. اين طرح عظيم به عنوان جايگزيني براي ايستگاه بين المللي فضايي ساخته خواهد شد تا پس از بازنشستگي اين ايستگاه پايگاهي جديد براي مطالعات فضايي باشد. در عين حال از اين پايگاه براي سرهم بندي فضاپيماهاي مريخ نورد و ماه نورد براي انجام ماموريت هاي مختلف به کره ماه و سياره مريخ استفاده خواهد شد. بر اساس گفت وگوهاي انجام شده ايستگاه بين المللي فضايي تا سال 2016 فعال بوده و پس از آن بازنشسته خواهد شد. با اين حال احتمال اينکه اين ايستگاه تا سال 2020 به فعاليت خود ادامه دهد نيز امري دور از ذهن نيست. از برنامه هاي سازمان ناسا براي ماموريت هاي آينده به کره ماه استفاده از نوعي سيستم براي سرهم بندي شاتل هاي فضايي در مدار زمين است. همچنين اين سازمان قصد دارد وسايل نقليه يي را به منظور حمل و نقل افراد به کره ماه فراهم آورد. به گزارش مهر طرح آژانس هاي فضايي اروپا و روسيه در مجمعي در لاهه که در ماه ژوئن و با شرکت اکثريت آژانس هاي فضايي بزرگ جهان برگزار خواهد شد مورد بررسي و تصميم گيري قرار خواهد گرفت.


مشاهده يک پديده بازيافت کيهاني
دانشمند ان موفق شدند براي نخستين بار يک پديده احياي کيهاني را مشاهده کنند. در اين پديده آنها مشاهده کردند يک ستاره تپ اختر با ريسندگي آرام به سرعت از هم پاشيده و محو شد و تبديل به يک تپ اختر ابرسريع شد که طول عمر بسيار طولاني دارد. گروهي از دانشمند ان کانادايي، انگليسي، هلندي و امريکايي با استفاده از تلسکوپ راديويي «رابرت سي. بيرد» در غرب ويرجينيا در امريکا تقريباً يک سوم از اين پديده زيبا و شگفت انگيز فلکي را مشاهده کردند. در اين مطالعات محققان تعداد زيادي از تپ اخترهاي جديد را کشف کرده اند، اما اين يکي واقعاً استثنايي است. اين جرم آسماني يک تپ اختر احياشده بسيار تازه است که مستقيماً از يک سياره بازيافت شده منشأ گرفته است. به گزارش ايسنا «اينگريد استيرز» محقق دانشگاه بريتيش کلمبيا که در اين تحقيقات حضور داشته است، اظهار کرد؛ «براي اولين بار ما مستقيماً يک کارخانه احياي کيهاني واقعي را حين عملکرد مشاهده کرديم.» وي افزود؛ «اين سيستم يک آزمايشگاه کيهاني غيرموازي را در اختيار ما قرار مي دهد که مي توانيم در آن روي چگونگي تکامل تپ اخترهاي پرسرعت و همچنين تولد مجدد آنها مطالعه و آزمايش کنيم.» تپ اخترها ستاره هاي نوتروني سريع و با خاصيت مغناطيسي بسيار بالا هستند که پس از انفجار ستاره هاي غول پيکر به عنوان ابرنواختر بر جاي مي مانند.


رشته کوه آند شرقي، پيرتر از تصور ما است
تيمي از زمين شناسان بين المللي دريافتند رشته کوه آند شرقي در کلمبيا 18 ميليون سال قديمي تر از آن چيزي است که تاکنون تصور مي شد. تاکنون اعتقاد بر اين بود که کوه هاي آند شرقي هفت ميليون سال قبل تشکيل شده اند، اين در حالي است که نتايج تازه ترين تحقيقات محققان موسسه تحقيقاتي حاره يي «اسمت سونيان» در پاناما، دانشگاه پوتسدام در آلمان و دانشگاه اکوپترول کلمبيا نشان مي دهد اين رشته کوه بيش از 25 ميليون سال قبل ايجاد شده است. اين پژوهشگران با استفاده از نقشه هاي جديد زمين شناسي، بررسي حرکات صفحات زمين، اطلاعات مربوط به رسوبات و رديابي آثار کاهش راديواکتيويته اورانيوم حاضر در سنگ هاي رسوبي منطقه به اين نتايج دست يافتند. به گفته اين محققان نتايج اين کشف مي تواند در شناسايي نفت و گاز طبيعي در اين رشته کوه ها بسيار مفيد باشد.


ضعف در بازيافت زباله هاي الکترونيکي
يکي از بزرگ ترين شرکت هاي توليدکننده رايانه (دل) اعلام کرد تنها کمتر از نيمي از ساکنان انگلستان اقدام به بازيافت سخت افزارهاي قديمي خود مي کنند و بيشتر حجم اين تجهيزات به دليل روي کار آمدن تجهيزات پيشرفته تر به زباله تبديل مي شوند، در حالي که بيش از 80 درصد از آلماني ها اين تجهيزات را بازيافت کرده يا مورد استفاده مجدد قرار مي دهند. به گفته اين شرکت، ولزي ها نسبت به انگليسي ها در شرايط وخيم تري قرار دارند به شکلي که 20 درصد از آنها هرگز اقدام به بازيافت سخت افزارهاي خود نمي کنند. اين گونه به نظر مي رسد که انگليسي ها سالانه قادر به توليد ميزاني از زباله هاي الکتريکي هستند که با استفاده از آن مي توان شش برابر استوديوم ويمبلي را پر کرد. در اوايل ماه مه شرکت O2 که در ارائه خدمات تلفن همراه فعاليت دارد روي موجودي تجهيزات الکتريکي خانه ها تحقيق و اعلام کرد به صورت ميانگين در هر خانه 4/2 تلويزيون، 6/1 رايانه، 4/2 بازي رايانه يي، سه تلفن همراه و 2/2 سيستم پخش موسيقي وجود دارد که بازيافت آنها نيازمند برنامه يي دقيق خواهد بود. کميسيون اروپا در سال 2002 بخشنامه يي را با عنوان بخشنامه زباله هاي تجهيزات الکتريکي و الکترونيکي ارائه کرد که تا سال 2007 اجراي آن در انگلستان اجباري نشد. اين بخشنامه طرحي از مصوبات اروپا بود که به منظور کاهش ميزان تجهيزات الکتريکي و الکترونيکي در حال توليد و تشويق کاربران به منظور استفاده مجدد، بازيافت و تعمير آنها ارائه شد. به گزارش بي بي سي به گفته محققان شرکت «دل» از دلايلي که انگلستان را نسبت به ديگر کشورهاي اروپايي در بازيافت زباله هاي الکتريکي عقب انداخته اين است که ديگر کشورها دو سال زودتر از انگلستان اجراي بخشنامه کميسيون اروپا را آغاز کرده اند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام