شنبه، 9 خرداد 1388 - شماره 1963
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: برش‌هاي كوتاه
بدترين هاي نامدار دنياي اتومبيل

گروه ترجمه،مينا شرفي؛ داشتن يک خودرو لوکس و توليد شده از سوي يک کمپاني معتبر براي بسياري از ما آرزويي بزرگ است. بي ام دبليو، هامر، جگوار و فورد از محبوب ترين اتومبيل ها در دنيا هستند. اما همين محبوب ترين ها مي توانند بدترين ها هم باشند. مجله تايم در انتخابي بدترين اتومبيل هاي سال هاي اخير را البته از ميان خودروهاي با کيفيت دنيا مشخص کرده که در اينجا به آنها اشاره مي کنيم.

فورد اکسپلورر 1995

چگونه پرفروش ترين خودرو سواري امريکا طي 14 سال که به نوعي مادر تمام اتومبيل هاي سواري تلقي مي شد و ميليون ها نفر در آرزوي داشتن آن بودند در ليست بدترين اتومبيل هاي سال هاي اخير قرار گرفته است؟

در اينکه فورد اکسپلورر خودرو موفقي بوده شکي نيست اما اين اتومبيل استانداردهاي غلطي را در مورد خودروهاي سواري در جامعه امريکا نهادينه کرد که امريکايي ها هنوز از اين مساله ضربه مي خورند. مردم خصوصاً خانم هاي راننده دوست دارند صندلي شان در اتومبيل بلند باشد. هر چند اتومبيل هاي ارزان تر مثل ميني ون ها که از لحاظ مصرف سوخت هم به صرفه تر هستند،به خوبي مي توانند اين نياز را برآورده سازند اما محبوبيت و کلاس فورد باعث شد اين خودرو بازار را از آن خود کند. به عبارتي ديگر مردم با خريد فورد اکسپلورر به نوعي به ديگران پز مي دادند و اعتياد به خودروهاي بزرگ در امريکا همه گير شد. با بزرگ تر و سنگين تر شدن اتومبيل ها خريداران فکر مي کردند اتومبيل هر چه بزرگ تر باشد ايمن تر هم خواهد بود و فورد اکسپلورر ريشه پيدايش اين فکر در ميان مردم خصوصاً امريکايي ها بود.

جي ام اي وي 1997

موتور خودرو اي وي 1 بي نظير است و اين اتومبيل بدون شک بهترين اتومبيل الکترونيکي است که بازار خودرو به خود ديده. اي وي 1 سريع، زيبا و قابل اعتماد بوده و براي محيط زيست هم آلودگي ايجاد نمي کند. پس از عرضه اين خودرو جنرال موتورز قول داد به زودي اتومبيل هاي الکترونيکي و حتي خورشيدي و بادي جاي اتومبيل هايي را که با سوخت هاي فسيلي کار مي کنند،بگيرد. در اين مساله مشکلي نهفته بود و آن قولي بود که جنرال موتورز داد. در حقيقت تکنولوژي الکترونيکي در آن زمان در حدي نبود که بتواند جايگزين موتورهاي پيستوني شود. در آن زمان نمي شد باتري هاي سربي - اسيدي مورد نياز براي اين گونه اتومبيل را در مقياس زياد توليد کرد. در عين حال اي وي1 يک اتومبيل کوچک دونفره است و مردم امريکا اصلاً طرفدار اتومبيل هاي کوچک نيستند. اين در حالي است که هزينه ساخت اين اتومبيل بسيار بالاست به همين دليل جنرال موتورز از توليد خودروهاي اينچنيني منصرف شد. جنرال موتورز که تلاش هاي فراواني براي توليد اتومبيل هاي الکترونيکي انجام داده بود پس از اين مساله به عنوان «قاتل اتومبيل هاي الکترونيکي» شناخته مي شد.

پليموث پراولر 1997

در اواسط دهه 90 ميلادي ابزارهاي بسيار پيشرفته کامپيوتري در اختيار طراحان اتومبيل قرار گرفت که به آنها اين اجازه را مي داد روياهايشان را تبديل به واقعيت کنند البته بدون آنکه هزينه ساخت چنين اتومبيل هايي را بدانند. پراولر هم جزء چنين پروژه هايي محسوب مي شد. چيپ فوس اين اتومبيل را طراحي کرد و شکل ظاهري آن به گونه يي بود که گويي متعلق به قرن 22 ميلادي است. چهار چرخ اين اتومبيل خارج از بدنه آن قرار گرفته و بدنه آن بسيار کوچک است. اين طراحي عجيب توليدکنندگان را از ترس هزينه بر آن ساخت ملاحظاتي در توليد اين اتومبيل به خرج دهند که در نهايت به جاي يک اتومبيل مدرن يک خودرو سست و بي مصرف به بازار عرضه شود.

فيات مالتيپلا 1998

مالتيپلا نامي بود که افتخار را براي فيات به همراه آورده بود. اين کمپاني در دهه هاي 50 و 60 ميلادي ون هاي کوچکي به همين نام توليد کرد که در ميان مردم محبوبيتي فوق العاده به دست آورده بود. اما مالتيپلا 1998 فيات هرچه بود دوست داشتني نبود. شکل ظاهري عجيب اين اتومبيل و لنزهايي که در زير شيشه جلوي آن تعبيه شده بود آن را شبيه بچه وزغ کرده بود. اين نوع فيات از لحاظ فني و موتوري کيفيت بالايي دارد اما شکل غيرقابل قبول آن باعث شد توليد آن براي کمپاني فيات چيزي جز شکست به همراه نداشته باشد.

جگوار مدل ايکس 2001

جگوار اگر بخواهد توانايي رقابت با کمپاني هايي چون بنز و بي ام دبليو را داشته باشد بايد اتومبيل هايي با ظاهر لوکس توليد کند. اما جگوار مدل ايکس نه تنها ظاهري لوکس نداشت بلکه اسپورت هم نبود. اين اتومبيل بيشتر شبيه مدل انگليسي کاديلاک سيمارون شده بود و در بازار با شکست فروش مواجه شد و ضررهاي مالي هنگفتي به کمپاني فورد وارد کرد. بسياري از جوان هاي عاشق جگوار پس از خريد اين اتومبيل پشيمان شدند.

پونتياک آزتک 2001

روزي که جنرال موتورز از پونتياک آزتک رونمايي کرد بسياري از حاضران از ديدن آن منزجر شدند. شکل اين اتومبيل انتقادهاي فراواني را برانگيخت به گونه يي که طراحان جنرال موتورز از فاش کردن نام طراح پونتياک آزتک امتناع کردند. طراحان که فکر جيب توليدکننده را کرده بودند اتومبيلي را روانه بازار کردند که بيشتر به يک جسم بزرگ پلاستيکي شبيه بود. اين اتومبيل نه تنها ظاهري زشت دارد بلکه از لحاظ فني هم خودرويي باکيفيت نيست.

بي ام دبليو سري 7 ، 2002

در توانايي هاي بي ام دبليو در ساخت بهترين اتومبيل هاي جهان شکي نيست. بي ام دبليو سري 7 نيز بدون شک يکي از بهترين خودروهاي دنيا است. اين اتومبيل بسيار سريع که از تکنولوژي بسيار بالايي برخوردار است يک مشکل بزرگ هم دارد. مشکل سري 7 بي ام دبليو وسيله يي به نام iDrive است. با اين وسيله که در وسط کنسول قرار گرفته راننده مي تواند تنظيمات اتومبيلش از قبيل دما، مسيريابي و صدا را تنظيم کند. اما سيستم iDrive به قدري پيچيده است که رانندگان اصولاً از به کار بردن آن عاجز مي شوند و مدت ها بدون آنکه بتوانند آن را به کار اندازند با آن سر و کله مي زنند. زماني که طراحان بي ام دبليو با شکايات متعددي در اين زمينه مواجه شدند سعي در اصلاح اين وسيله کردند البته مشکلاتي که اين وسيله براي رانندگان ايجاد مي کند همچنان به قوت خود باقي است.

هامر H2 2003

مشکل بزرگ اين مدل هامر در اين بود که در بدترين زمان ممکن به بازار عرضه شد. هامر اچ 2 اندکي پس از حملات 11 سپتامبر و بحبوحه نياز امريکا به نفت وارد بازار شد. اين هامر تمام خصوصيت هايي را داشت که در آن زمان خاص مورد قبول مردم واقع نشود. بزرگي بيش از حد اين اتومبيل به همراه شکل نظامي و مصرف بيش از اندازه سوخت آن از معايب هامر در سال محسوب مي شد. پس از حادثه 11سپتامبر مردم امريکا نيازي نمي ديدند براي طي کردن چند مايل تانکي را برانند که خوره بنزين بود.

شورولت SSR 2004

کمپاني هاي کرايسلر و جنرال موتورز هر دو در يک شهر واقع شده اند بنابراين جاي تعجب است که جنرال موتورز از تجربه کرايسلر در توليد پليموث پراولر پند نگرفت. جنرال موتورز يک اتومبيل با ظاهري فوق مدرن توليد کرد و در ساخت آن از برنامه اتومبيل هاي شاسي بلند توليد جنرال موتورز استفاده کرد اما در پايان شورولت SSR ماشيني سنگين و تنبل از کار درآمد که با استقبال چنداني هم در بازار خودرو مواجه نشد.

عضوگيري تندروها در اينترنت

براساس گزارشي که اخيراً منتشر شده است گروه هاي تندرو، خشونت طلب و نژادپرست بيش از گذشته از وب سايت هاي گروهي- اجتماعي مثل فيس بوک، يوتيوب و ماي اسپيس براي تبليغات و عضوگيري بهره برداري مي کنند. اين گزارش مدعي است فقط در سال گذشته ميلادي چنين مواردي از کاربري اينترنت 25 درصد افزايش يافته است.

دستمايه تهيه اين گزارش بررسي و شناسايي بيش از 10 هزار مورد وب سايت، وبلاگ، شبکه هاي گروهي، چت روم، ويدئو و بازي هاي اينترنتي هستند که خشونت نژادي، تروريسم، موسيقي هاي ترويج تنفر و ضديت با اقليت هاي قومي، مذهبي را گسترش مي دهند. گروه هاي تندرو از تمام عرصه هاي شبکه اينترنت براي ترويج دشمني و ديدگاه هاي تنفرآميز قديمي به شکل جديد استفاده مي کنند. از اين طريق علاوه بر تبليغات عليه «دشمنان» خود، کمک مالي جمع آوري کرده و حتي گروه هاي تندرو افراد جديد را عضوگيري مي کنند.

نمونه ها در اين گزارش تحت عنوان «تنفر و تروريسم ديجيتال» معرفي شده اند و انواع و اقسام وب سايت هاي ديگر مبلغ گروه هاي مسلح و

خشونت طلبي مثل طالبان و القاعده هستند.

مرکز سيمون ويسنتهال گروه مدافع حقوق بشر، که به خاطر پيگيري مجرمان دوران آلمان نازي شهرت دارد، بهره برداري گروه هاي خشونت طلب و نفرت گستر را طي 10 سال گذشته زير نظر داشته است. به اعتقاد اين نهاد گسترش وب سايت هاي گروهي- اجتماعي مثل فيس بوک باعث شتاب بيشتري در گسترش نژاد پرستي و تبليغات تنفرآميز در سطح جهان شده است. مديران وب سايت فيس بوک اخيراً با کارشناسان اين مرکز ديدار داشته و متعهد شده اند که صفحات و وب سايت هاي مغاير با مقررات اين موسسه را سريعاً حذف کنند. ولي با توجه به 200 ميليون کاربر شبکه هاي اجتماعي- گروهي موسسات اداره کننده اين نوع شبکه ها تاکنون نتوانسته اند با سرعت کافي به اين مشکل واکنش نشان دهند. آبراهام کوکر يکي از مديران مرکز سيمون ويسنتهال به خبرگزاري رويترز گفت وب سايت فيس بوک اخيراً چند سايت در اين زمينه را حذف کرده است. به گفته وي وب سايت هاي گروهي- اجتماعي مي دانند در اين عرصه با مشکل بزرگي روبه رو هستند. از ميان اين شبکه ها فيس بوک تاکنون بيشتر از سايرين عمل کرده است ولي گاهي اوقات حتي انجام آنچه در توان داريم براي حل ريشه يي اين مشکل کافي نيست. آبراهام کوکر براي تشريح اين معضل به نمونه يي اشاره مي کند که به خاطر تبليغات نژادپرستانه چندين بار از وب سايت يوتيوب حذف شده است. اما اين گروه خيلي ساده با خلق صفحه يي ديگر و ثبت نام دوباره کانال جديدي را براي انتشار مطالب خود روي سايت يوتيوب پيدا کرده و با افتخار اعلام مي کند اين شصت و چهارمين کانال جديدي است که براي تبليغ ديدگاه هايش تهيه کرده است. براساس گزارش مرکز سيمون ويسنتهال گروه هاي تندرو و خشونت طلب شبکه هاي گروهي خود را نيز داير کرده اند. در اين گزارش به يک مورد اشاره مي شود که با نام «ساکسون هاي نوين» خود را شبکه تماس گروهي براي «نژاد پاک اروپايي» معرفي مي کند. اين شبکه توسط افراد يا گروه هاي نئونازي در امريکا راه اندازي شده است. گروه هاي ديگري نيز با خلق بازي هاي اينترنتي اين کار را مي کنند. يک نمونه آن به اسم «عمليات ويژه 85- نجات گروگان ها» محصول يک سازمان ايراني است. يا بازي ديگري هست به نام «گشت مرزي» که در آن هر کسي که بازي مي کند بايد مکزيکي هايي را که مي خواهند به مرز امريکا نزديک شده يا از آن عبور کنند با شليک گلوله بکشند. يکي از نوجواناني که در جلسه کنفرانسي که اخيراً براي بررسي اين مساله تشکيل شده بود، گفت؛ «نسل ما برده داري را نديده و ذهنيتي در مورد اين مسائل ندارد. به همين خاطر جوانان معمولاً اين مسائل را شوخي تلقي مي کنند تا اينکه يک حادثه بدي روي دهد.»

تقاطع
اينترنت مادربزرگش را از دست داد

اينترنت مادربزرگش را از دست داد؛ ماريا آمليا لوپز، پيرزني 97 ساله و وبلاگ نويس که طرفداران فراواني داشت. او در زادگاهش اسپانيا به چهره يي مشهور بدل شده بود. ماريا در روز جمعه (22 مه) در 97 سالگي درگذشت. کليک ورود به دنياي اينترنت براي ماريا آمليا لوپز خيلي دير زده شد. او به مناسبت تولد 95 سالگي اش هديه يي کاملاً مدرن و امروزي از نوه اش دريافت کرد؛ يک وبلاگ که باعث شد عنوان لقب «پيرترين وبلاگ نويس دنيا» را از آن ماريا کند. ماريا اهل شمال غرب اسپانيا بود و از دسامبر سال 2006 نوشتن خاطرات خود را در وبلاگش شروع کرد. هنوز مدت زمان زيادي نگذشته بود که نوشته هاي ماريا طرفداران زيادي را از پنج قاره جذب کرد و وبلاگ او به يکي از پرمخاطب ترين وبلاگ هاي اسپانيايي زبان تبديل شد. البته از همان ابتدا نوه، مادربزرگ را دست تنها نگذاشته بود. او پس از ضبط صداي ماريا و تايپ تمام گفته هاي او، آنها را به وبلاگ ماريا که «A mis 95 anos» نام داشت، منتقل مي کرد. خاطرات و تجربيات جواني، جنگ داخلي اسپانيا و همين طور سياست روز دستمايه پست هاي وبلاگي مادربزرگ اينترنتي بود. او حتي يک بار گزارشي از سفرش به برزيل را هم در وبلاگش نوشت که عکس هاي آن نشاني براي اثبات سرزندگي او به شمار مي رفتند. گواه اين ادعا هم عکسي بود که او را در حال رقص سامبا با يک جوان برزيلي نشان مي داد. خوانندگان زيادي در کامنت هاي متعددي براي ماريا از وبلاگ نويسي او استقبال کردند و تا به امروز بيشتر از يک و نيم ميليون نفر از وبلاگش بازديد کرده اند. در اين ميان وبلاگ ماريا نيز برنده جوايز متعددي از جمله جايزه مسابقات وبلاگ نويسي دويچه وله (The BOBs) در سال 2007 شد. او يک بار گفته بود اينترنت دنياي جديدي پيش روي او گشوده و 20 سال او را جوان تر کرده است. ماريا همچنين به پيرمردان و پيرزنان توصيه مي کرد ترسي از تکنولوژي به خود راه ندهند.

عناوين اين صفحه
بدترين هاي نامدار دنياي اتومبيل
عضوگيري تندروها در اينترنت
اينترنت مادربزرگش را از دست داد
بچه شش ساله پدرش را نجات داد
زنده ماندن معجزه آسا پس از سقوط از ارتفاع 200 متري
حبس پدر به دليل خالکوبي کردن بدن فرزند
استفاده از سگ هاي شکاري براي مقابله با اردک هاي وحشي

بچه شش ساله پدرش را نجات داد
پليس ايالت «نبراسکا» در امريکا اعلام کرد؛ ماموران پليس ايالتي يک کودک شش ساله را در حالي که پشت فرمان نشسته بود و به سمت همين منطقه در حرکت بود، دستگير کردند. پليس منطقه «نورس پليت» در ايالت «نبراسکا» در امريکا در مصاحبه يي با رسانه هاي دولتي اين کشور تصريح کرد؛ ماموران پليس ايالتي يک خودروي استيشن را در حالي که يک کودک شش ساله پشت فرمان آن نشسته بود، متوقف کردند و در کمال تعجب متوجه شدند اين کودک براي نجات جان پدرش که در حال مرگ بود، اقدام به رانندگي کرده است.

«فيليپ مين» يکي از ماموران پليس ايالتي در گفت وگو با رسانه هاي امريکا اضافه کرد؛ ما در ساعت 45/18 يک خودروي استيشن را در جاده منطقه «نورس پليت» مشاهده کرديم که با سرعت بسيار پاييني حرکت مي کرد. با متوقف کردن خودرو در ساعت 15/20 در نزديکي بيمارستان منطقه متوجه شديم که کودک شش ساله يي به نام «تاستين» پشت فرمان خودرو نشسته و در صندلي عقب نيز پدرش که بيهوش بود، به همراه برادر سه ساله اش قرار دارد. اين مامور پليس ايالتي در ادامه افزود؛ درست است که اين کودک براي نجات جان پدرش اقدام به رانندگي کرده، اما پدر اين کودک نبايد به او اجازه رانندگي با اين خودروي بزرگ را مي داد و بايد از ديگران يا اورژانس درخواست کمک مي کرد. اين در حالي است که در گزارش اورژانس بيمارستان منطقه آمده است اين مرد به دليل افت قند خون دچار بيهوشي شده و اگر اين کودک وي را به بيمارستان منتقل نمي کرد، حتماً جان خود را از دست مي داد.


زنده ماندن معجزه آسا پس از سقوط از ارتفاع 200 متري
مقامات پليس کوهستان در منطقه «تيرول» در اتريش خبر دادند؛ يک زن جوان ايتاليايي پس از سقوط از ارتفاع 200 متري در اين منطقه کوهستاني به طرز معجزه آسايي نجات يافت. به نقل از پايگاه اطلاع رساني اتريش تايمز، پليس اين منطقه در اتريش در مصاحبه يي با رسانه هاي دولتي اين کشور تصريح کرد؛ يک زن 34 ساله هنگام صعود به قله کوهستان «هوچ فيلر» به طور ناگهاني سقوط کرد، اما به طرز معجزه آسايي از خطر مرگ نجات يافت. اين در حالي است که گفته مي شود اين زن از ارتفاع 200 متري به دامنه اين کوه سقوط کرده و تنها از ناحيه يکي از پاها دچار جراحت شده و بر اساس اعلام اورژانس کوهستان و ماموران امداد و نجات، قسمت هايي از بدنش دچار کوفتگي و خراشيدگي شده است. در گزارش پليس کوهستان «تيرول» همچنين آمده است که اين زن توسط بالگرد امداد و نجات به بيمارستاني در نزديکي منطقه «برونک» منتقل شده است. تحقيقات در مورد چگونگي سقوط اين زن ادامه دارد.


حبس پدر به دليل خالکوبي کردن بدن فرزند
مقامات دادگاهي ايالت «کاليفرنيا» در امريکا، يک پدر جوان را به اتهام خالکوبي بدن فرزند هفت ساله اش به 11 ماه حبس و پرداخت جريمه نقدي محکوم کردند.«اندريکو گونزالس» 26ساله متهم است روي بدن کودک هفت ساله اش خالکوبي کرده و او را مورد ضرب و شتم قرار داده است. بر اساس اعلام پليس منطقه «مادرا» در ايالت کاليفرنياي امريکا، ماموران پليس ايالتي اين کودک هفت ساله را در حالي که از شدت بي غذايي و بي آبي رو به مرگ بود، در ساختمان يک هتل مخروبه در خارج از شهر «مادرا» يافتند. علاوه بر اين، گفته مي شود اين مرد در 21 آوريل سال جاري ميلادي نيز به اتهام سرقت و ضرب و شتم صاحب يک رستوران، توسط پليس منطقه دستگير شده بود، اما به دليل نبودن ادله کافي از زندان آزاد شد. مقامات قضايي ايالت کاليفرنيا، اين پدر جوان را به اتهام خالکوبي روي بدن فرزند هفت ساله اش، آزار و اذيت وي و رها کردن اين کودک به مدت يک هفته در يک ساختمان مخروبه به 11 ماه حبس و پرداخت 700 هزار دلار جريمه نقدي محکوم کردند. همچنين اين کودک هم اکنون در يکي از مراکز نگهداري از کودکان در ايالت کاليفرنيا به سر مي برد.


استفاده از سگ هاي شکاري براي مقابله با اردک هاي وحشي
مقامات پليس «بوستون» در ايالت ميامي امريکا، از صاحبان سگ هاي شکاري در اين منطقه خواستند براي مقابله با اردک هاي وحشي، سگ هاي خود را به ايستگاه هاي پليس تحويل دهند. «لن اليس» سخنگوي پليس مرکزي بوستون در امريکا در مصاحبه يي با رسانه هاي دولتي اين کشور يادآور شد؛ اردک هاي وحشي طي يکي دو دهه اخير به دليل مهاجرت به اين منطقه خساراتي را به باغ ها و مزارع بوستون وارد آورده اند و به همين دليل تنها راه مقابله با آنها استفاده از سگ هاي شکاري است. وي خاطرنشان کرد؛ ما از تمامي صاحبان سگ هاي شکاري منطقه درخواست کرديم سگ هاي خود را به ايستگاه هاي پليس تحويل دهند تا پليس بتواند با استفاده از اين سگ ها، اردک هاي وحشي را فراري دهد. به گزارش ايسنا دپارتمان کشاورزي مرکز امريکا نيز در گزارش خود اضافه کرد؛ مهاجرت اردک هاي وحشي کانادايي طي يکي دو دهه اخير به امريکا به ويژه به منطقه «بوستون» در ايالت ميامي بيش از 240 هزار دلار خسارت به باغات، مزارع و زمين هاي کشاورزي وارد آورده است و تنها راه مقابله با اين پرندگان وحشي، ترساندن و فراري دادن آنها توسط سگ هاي شکاري است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام