
باور دارم که انديشه سياسي اغلب خوانندگان اين مقاله، پيشرفته تر و حتماً پيچيده تر از من است. اما اشتباه مشکل زا در همين است که اين نوشته و پيشنهاد مطرح شده در آن در نگاه اول ساده و سطحي مي نمايد. اما اگر اين پيام جدي گرفته نشود، آنان که آن را دست کم گرفته اند پشيمان خواهند شد و اين پشيماني فردي نيست، هم جمعي است و هم سرنوشت تاريخي ما را خلاف آرزو و آرمان ما خواهد کرد. آري سخن را روي با صاحبدلان است. امروزه، هنگام نگارش اين متن فقط دو هفته به روز سرنوشت ساز انتخابات 22 خرداد 1388 مانده است و شايد زماني که چاپ شود فقط يک هفته بيشتر فرصت بازانديشي و انتخاب اصلح نداشته باشيم. مرادم انتخاب فرد اصلح نيست، بلکه راه صلاح و اصلح است.در ضرورت شرکت در انتخابات کمتر کسي شک دارد، و کساني که به اصطلاح صاحبان راي خاموش بودند بحمدالله همه يا اکثرشان روشن شده اند که اگر خاموش بنشينيم گناه است و ما که حق راي داريم، نظر به اين اوضاع و شرايط حساس و خطير جهاني و ايراني و وظيفه شهروندي و اخلاقي و انساني، حق راي ندادن نداريم، و دست روي دست گذاشتن و نظاره کردن، عواقب زيانبار و غيرقابل جبران دارد. به قول حافظ؛
فرصت شمار صحبت کز اين دوراهه منزل / چون بگذريم ديگر نتوان به هم رسيدن
انتخاب نکردن هم نوعي انتخاب، و بدترين شق آن است. بر ماست که براي بيرون شد از اين دشواري ها و پشت سر گذاشتن نابساماني ها، يا به سامان درآوردن آنها، وسوسه راي ندادن را کنار بگذاريم؛ و پيش خود نگوييم که يک راي (راي من) در سرنوشت نهايي انتخابات اثري ندارد زيرا از همين راي هاي يکه و يگانه است که آراي ميليوني پديد مي آيد.به قول سعدي؛ قطره قطره جمع گردد وانگهي دريا شود. يا به گفته شادروان فخرالدين مزارعي؛ قطره درياست اگر با درياست / ور نه او قطره و دريا درياست.
پيشنهاد ساده اما تاريخ ساز
فرض مي کنيم، و واقعيت هم دارد که دو نامزد اصلاح طلب، در واقع از يک حزب هستند، که ديدگاه ها و برنامه هاي آنان بسيار به هم نزديک است. آري اهداف و آرمان و سابقه و کارنامه و برنامه آنها در نهايت همانندي و همگرايي است. حتي اگر در واقع از يک حزب هم بودند، بيش از اين به همديگر شبيه نبودند، و از همين رو در اين ايام بسياري از دوستان و آشنايان را ديده ام که در ترجيح يکي بر ديگري ترديد دارند. حال آيا با اين همه همدلي و همزباني و هم مرامي بهتر نيست که اينان پيش از آنکه کار از کار بگذرد، ائتلاف کنند؟ و به جاي شخص خود، شيوه و مرام کشورداري و ايده ها و آرمان اجتماعي و سياسي خود را به پيروزي برسانند و مردم را از اين بن بست و اين همه گرفتاري برهانند، و حق و حقوقي را که روا مي دانند به کرسي بنشانند؟
لزوم اين ائتلاف را بزرگمرد عرصه سياست امروز جناب آقاي دکتر سيدمحمد خاتمي، بيش از همه و پيش از همه دريافتند و به آن عمل کردند. اين عمل بزرگوارانه ايشان از روي نااميدي نبود، بلکه براي شکستن بن بست و اميدآفريني بود. همه اهل نظر مي دانند ايشان امکان و احتمال راي آوردن بالايي داشتند. ولي خودبيني و خودرايي نداشتند، و خونسردانه به نفع آقاي مهندس ميرحسين موسوي کنار رفتند و خونگرمانه در بسياري از گردهمايي هاي انتخاباتي از مواضع ايشان دفاع کردند.
امروزه هر چهار نامزد اعم از اصلاح طلب و اصولگرا سرمستانه و با اعتماد به نفس در مبارزه انتخاباتي پويا و کوشا هستند. و طنز تاريخي و روانشناسانه اينجاست که هيچ کدام اين تصور را هم به خاطر خود خطور نمي دهند که در هر حال پيش از پايان ماه جاري سه تن از آنان به خاطره ها خواهند پيوست.
امکانات و آرايش نامزدها در اين مبارزه به نحوي است که به احتمال قريب به يقين، کار از مرحله اول به دوم خواهد کشيد. مرحله دوم، باز به احتمال بسيار از دو شق بيرون نيست؛ 1- يک اصلاح طلب و يک اصولگرا به مرحله دوم مي رسند 2- دو اصلاح طلب به مرحله دوم راه پيدا مي کنند. در شق اول اميد مي رود که راي دهندگان اصلاح طلبي که راي نياورده و به مرحله دوم نرسيده، با علاقه و اعتقادي که به سرنوشت اسلام و ايران دارند به همان نامزد اصلاح طلبي که راي آورده و به مرحله دوم راه يافته راي بدهند و آراي او را دوچندان و در نتيجه او را پيروز صحنه انتخابات بگردانند. در شق دوم، کار سخت تر و رقابت فشرده تر خواهد شد و البته هر کدام از دو نامزد اصلاح طلب که راي آورد مقصود حاصل است.
اما انصاف بدهيد که به اين ترتيب، مخصوصاً در شق اول، لازم است که هزاران يعني ميليون ها نفر از راي دهندگان اصلاح طلبي که راي نياورده، با خود کنار بيايند و بلندنظري و دورنگري و آينده بيني بزرگ منشانه داشته باشند تا به اصلاح طلب ديگر که طبعاً نامزد دلخواه آنها نبوده راي بدهند، و اگر چنين کاري نکنند و چنين اتفاقي نيفتد انتخابات را خواهند باخت. اين ملاحظات نشان مي دهد که اگر ائتلاف فقط بين دو نفر صورت گيرد، آسان تر و مصلحت انديشانه تر است.
اين احتمال را هم بايد در نظر گرفت که ممکن است در اردوي اصولگراها ائتلاف رخ دهد که اين شق هم عرصه را بر اصلاح طلبان تنگ خواهد کرد.
خود از مشکل بودن قبول اين پيشنهاد که به دو نامزد اصلاح طلب عرضه مي دارم آگاهم و وقتي پيش از نگارش مقاله آن را با يکي از روزنامه نگاران خوشفکر در ميان گذاشتم گفت اين کار خيلي سخت است زيرا هر يک از دو نامزد اصلاح طلب چنين برداشتي از فعاليت ها و کار و کارنامه خود دارد که خودش را در همان مرحله اول پيروز مي انگارد.
ديگر آنکه اگر بخواهد داوطلب ائتلاف شود، جواب ميليون ها طرفدار خود را چه و چگونه بدهد؟ طرفداران تصور خواهند کرد که نامزد محبوب آنها، سرکارشان گذاشته است و از اين گونه حرف ها. پاسخ من اين است که اگر خود نامزدها براي ائتلاف قانع شوند حتماً مي توانند با يک مقاله يا سخنراني طرفداران خود را هم قانع کنند. وقتي سرنوشت ايران در ميان باشد، و وقتي همه احساس مسووليت کنند هيچ عذري پذيرفته نيست يا هيچ مانعي بازدارنده نيست.
سخن آخر
توجه فرماييد که يک شق هم محتمل است و آن اينکه با شکسته شدن عظيم آرا اين احتمال هم وجود دارد که ممکن است اصولاً هيچ يک از دو نامزد اصلاح طلب به اندازه کافي و لازم براي راه يافتن به مرحله دوم راي نياورد. اگر عمق اين احتمال مورد توجه قرار گيرد در اين صورت به موقع و قبل از آنکه هيچ گونه پشيماني سودي ندهد، يکي از دو نامزد اصلاح طلب پيشقدم براي ائتلاف خواهد شد تا ديگري در همان مرحله اول، به پيروزي نهايي برسد؛ اين اقدام تاريخ ساز، حتي اگر بعضي از ظاهرگرايان غيرمسوول نام آن را «شکست» بگذارند، شکستي است که از آن «پيروزي» به دست مي آيد.
به قول حافظ؛ فکر خود و راي خود در مذهب رندان نيست
کفرست در اين مذهب خودبيني و خودرايي
تهران، هفتم خرداد 1388