مجيد انصاري*

امام از جايگاه فقه و قرآن و با تحليل درست ولايت الهي فرمودند «بدون حضور مردم هيچ چيز سامان نمي گيرد» و جمله کليدي «ميزان راي ملت است» قبل از آنکه سخن سياسي باشد، يک اصل ديني است و بايد بر بسياري از رفتارها و کردارها و قوانين جمهوري اسلامي، اين اصل جاري باشد. هر قانون و شيوه و تفسيري از قانون اساسي که به ميزان بودن راي ملت خدشه وارد کند با اين اصل اسلامي و فقهي که از سوي امام مطرح شده، محکوم به بطلان است و بايد تصحيح شود.
انقلاب اسلامي نيز همچنان پويا و پايدار به سمت اهدافي که امام(ره) و شهدا طراحي کرده اند و در قالب قانون اساسي تجلي پيدا کرده به پيش مي رود و يکي از دستاوردهاي انقلاب و امام يعني جمهوريت و حاکميت راي فرد بر سرنوشت خويش، محقق شده است تا براي چندمين بار با حضور و آگاهي خود پاي صندوق راي از حق خويش دفاع کنيم.
همه ما معتقديم اصلاح امور از مجراي قانون اساسي و اصولي مانند احترام به مردم، به دست مي آيد. موسوي همواره در جرگه اصلاحات بوده و از آن جدا نبوده است. اگر ما را به عنوان اصلاح طلب قبول داريد از او حمايت مي کنيم.
حضور در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري يک عمل بسيار بزرگ و يک اقدام مهم سياسي و ديني است و با توجه به آثار بسيار گسترده مردم در صحنه، از مهم ترين واجبات است. هيچ راهي موثرتر از حضور مردم براي سرنوشت خود نيست و هر گامي که براي برگزاري پرشور انتخابات برداشته مي شود از معرفي کردن کانديداها تا حضور مردم در راي گيري يک عمل سياسي عبادي پراجر است که نبايد فکر کنيم ثوابش از روزه و نماز کمتر است و چه بسا بيشتر از آن هم باشد.
انتخابات فرصتي است تا نگاهي به گذشته و حال و آينده داشته باشيم و اصولاً مکاني براي ارتقاي سياسي جايگاه ملت است که بايد با ادب سياسي، تمام رسانه ها، کانديداها و طرفداران آنها وارد عرصه شوند. هر ميزان عرصه انتخابات، ساده، شفاف و آزاد باشد نشان از بلوغ ارتقايافته جامعه ما دارد. متاسفانه هنوز در گوشه و کنار و حتي در رسانه هاي ملي که متعلق به مردم هستند و بايد فراتر از جناحين باشند، بداخلاقي هاي انتخاباتي را در تخريب چهره ها و تهمت زدن به نامزدهاي برخي جريان ها از جمله جريان اصلاحات مي بينيم. اما خوشحاليم که امروز با توجه به جايگاه انقلاب و کشور، حمايت بسياري از نيروهاي اصولگراي معتدل و اصلاح طلب که اصلاحات را در چارچوب قانون اساسي تعقيب مي کنند، نقطه يي براي همکاري براي خروج از بحران و گام نهادن در راه روشن آينده است.
اگر نگاهي گذرا به سه دهه انقلاب کنيم، دهه اول،دهه بحران، شکل گيري نظام، تجديد ساخت ساختارهاي به هم ريخته ستم شاهي بر مبناي ارزش هاي اسلامي، دفع فتنه ها و بحران هاي هر روز ساخته دشمنان داخلي و خارجي و از همه مهم تر دفع تهاجم وحشيانه نظامي تمام عيار عليه انقلاب بوده که حقيقتاً بايد بگوييم در اين دوران ايران از اين امتحانات دشوار سربلند بيرون آمده است. پس از پايان جنگ با همت ملت و با تدبير بزرگاني از ياران و شاگردان امام(ره) مانند مقام معظم رهبري، آيت الله هاشمي رفسنجاني و چهره نام آشنا و افتخار ملت ايران حجت الاسلام خاتمي برنامه ريزي ها و هدايت هايي که از امام(ره) داشتيم، استمرار پيدا کرد و دو دهه بعد را گذرانده ايم و به نقطه مطلوبي رسيديم.
تا سال 83 با فراهم کردن بسياري از زيرساخت هاي متوازن براي تبديل شدن ايران به کشوري توسعه يافته در تراز اسلامي، هم در حوزه نرم افزاري و هم سخت افزاري موفق شديم توسعه سياسي، تعامل سازنده با جهان، توسعه اقتصادي، رفع انحصارات مخرب دولت محور، حرکت به سمت اقتصاد جوشا و پوياي غيرمتکي به نفت و بسياري از مسائل ديگر که مهم ترين آنها شکست انحصارات دولتي است را پديد آوريم که مي توانست فوق العاده براي دولت نهم کارگشا باشد.
در دوره آقايان هاشمي و خاتمي، دولتي بودن خيلي از موارد مانع بزرگي بود. اما تدبير عاقلانه يي که به خصوص در دولت دوم خاتمي صورت پذيرفت، زمينه چشم انداز 20 ساله را فراهم کرد و برنامه چهارم طراحي و در اختيار دولت نهم قرار داده شد. تحولات بازار نفت هم يک فرصت استثنايي پديد آورد؛ نفت از بشکه يي هشت دلار در سال ·· به 34 دلار در پايان آن رسيد و سپس به 140 دلار هم رسيد و به يک درآمد افسانه يي تبديل شد. زيرساخت هايي که دولت هاي قبلي انجام داده بودند مانند شبکه راه آهن و راه ها، منطقه پارس جنوبي و صنايع فولاد و پتروشيمي و به خصوص در کشاورزي نيز بسيار زياد بود. در برنامه سوم زماني که برنامه در حال تدوين بود، واردات گندم به کشور پنج ميليون تن بود که در پايان سال 83 در پرتو سرمايه گذاري هاي درست، به جشن خودکفايي گندم رسيديم و وابستگي دارويي از 95 درصد ابتداي انقلاب در پايان دولت خاتمي در قالب خودکفايي دارويي به 85 درصد رسيد. ثبات سياست ها، مديريت، برخورداري کشور از ده ها هزار فارغ التحصيل دانشگاه کشور و مديراني که ملت سال ها پول برايشان خرج کرده بودند، جزء دستاوردهاي دولت هاي پيش از دولت نهم بود.
در اينجا سوال اين است که با توجه به پتانسيل جامعه و افراد کارشناسي که وجود دارد در اين چند سال تا چه حد از تجارب آنان استفاده شده است. اگر مي خواهيم به افق چشم انداز 20ساله برسيم بايد رشد صادرات ما µ/¸ درصد و بيکاري تک رقمي باشد و به اشتغال کامل برسيم. در اين صورت مي توانيم توسعه يافته شويم. نبايد فرداي ما بدتر از امروز باشد. براي اينکه اين اتفاق بيفتد تنها راه، استفاده بهينه از امکانات و روي آوردن به نظام تشکيلاتي و استفاده از تجارب دنياست.
بدون ترديد با استفاده از کارشناسان اقتصادي مي توان به نتايج مطلوبي دست يافت. اقتصادي که اسلام بر آن تاکيد دارد اقتصادي است که توام با کرامت انسان ها، از بين بردن فقر، اشتغال مولد و فعال بودن فعالان در اقتصاد سودمند، پرهيز از اسراف و تبذير، پرهيز از هزينه هاي زائد دولت و حرکت به سمت و سويي است که جامعه به خوداتکايي برسد. در اقتصاد اسلامي با گسترش عدالت واقعي درآمد سرانه افزايش پيدا مي کند، به طوري که مردم نياز به کمک هاي امدادي نداشته باشند بلکه با سياست هاي درست و جذب سرمايه گذاري به نقطه رفاه مطلوب برسيم؛ اين همان چشم اندازي است که در حکومت امام زمان(عج) مد نظر است.
در يک جامعه اول فقر و دوم بيکاري عامل ناهنجاري است. اگر جامعه، پويا و پرنشاط باشد، بسياري از ناهنجاري ها و فسادها رفع خواهد شد. عدالت با توزيع پول و صدقه ايجاد نمي شود و بايد از نيروهاي مختلف جامعه براي تحقق عدالت استفاده کرد. با کمک اينها مي توان از گشت هاي ارشاد بي نياز شد البته جايگاه نيروي انتظامي و قوه قضائيه کاملاً مشخص است.
اين موضوعات بايد مورد توجه جامعه قرار گيرد. البته با شرايطي که در رسانه ها با آن مواجهيم و بي عدالتي رسانه يي که وجود دارد مي توان از وسايل و ابزار مدرن همچون پيامک استفاده کرد. همچنين با تعامل چهره به چهره با مردم مي توان مسائل را مطرح کرد تا با همين امکانات محدود نيز اطلاع رساني و آگاهي بخشي در جريان باشد.
*عضو شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز