
گروه سياسي؛ دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن روز چهارشنبه شاهد مناظره يي بود که طي آن صادق زيباکلام به نمايندگي از ستاد ميرحسين موسوي، کامل تقوي نژاد به نمايندگي از مهدي کروبي و حسن بيادي به نمايندگي از ستاد محسن رضايي به مصاف يکديگر رفتند.
به گزارش اعتماد، صادق زيباکلام در توصيف ميرحسين موسوي گفت؛ ميرحسين موسوي فردي است که از نظر تقسيم بندي به چپ اسلامي تعلق دارد و در دوران دانشجويي و مبارزاتي خود از آرا و انديشه هاي مرحوم دکتر علي شريعتي و مرتضي مطهري متاثر بوده است و همه به صداقت و درست کرداري و ظرفيت بالاي مديريتي وي معترف هستند. در اين مراسم کامل تقوي نژاد نيز تبعيت از انديشه هاي امام خميني(ره) را مهم ترين ويژگي کروبي دانست و اظهار داشت؛ کروبي همواره از حق و حقيقت، آزادي و آزادگي و حقوق شهروندي دفاع کرده است و هميشه بر قانونگرايي تاکيد کرده اند. حسن بيادي نيز در توصيف محسن رضايي گفت؛ محسن رضايي با سپاه و جنگ و جبهه رشد کرده و از فکري منسجم و برنامه ريز در عرصه اقتصاد برخوردار است. مشاور رضايي مهم ترين دليل حضور محسن رضايي در عرصه انتخابات را نگراني شديد وي از اوضاع اقتصادي کشور ذکر کرد و گفت؛ آقاي رضايي معتقدند ظرفيت بالقوه مديران کشور بسيار بالاست اما متاسفانه کشور با کوهي از مشکلات اقتصادي، فساد، بيکاري و به هدر رفتن سرمايه گذاري مواجه است. سخنگوي جمعيت آبادگران جوان مهم ترين ضعف کشور را ضعف مديريت اجرايي و برنامه ريزي عنوان کرد و افزود؛ تفاوت مهم رضايي با نامزدهاي ديگر اين است که وي مي خواهد از استعدادهاي بالقوه کشور نهايت استفاده را بکند براي همين به منظور رفع دغدغه اعلام کرده است دولت وي در صورت پيروزي دولتي ائتلافي خواهد بود. البته در ادامه مراسم سوالي در مورد حمايت دکتر سروش از کروبي مطرح شد که تقوي نژاد در پاسخ به آن اظهار داشت؛ روحيه آزادي و آزاديخواهي کروبي سبب شده است افرادي همچون سروش از وي حمايت کنند که البته زيباکلام در پاسخ به تقوي نژاد تصريح کرد؛ حمايت دکتر سروش از آقاي کروبي بيش از آنکه دفاع از کروبي باشد متاثر از ملاحظات و انگيزه هاي فردي و سياسي است وگرنه سابقه خاتمي و کروبي روشن تر از آن است که ايشان نداند. کدام يک نسبت به حقوق شهروندي و آزادي و وفاداري بيشتر حساسيت دارند. در ادامه تقوي نژاد به اين سخن زيباکلام واکنش نشان داد و گفت؛ حمله مخالفان به آقاي سروش به خاطر بغض و کينه آنها از روشنفکري است که البته زيباکلام اظهار داشت؛ اين يک توجيه سطحي بيش نيست چرا که جامعه از دکتر سروش به عنوان يک متفکر انتظار دارد در برابر اعمال و رفتار گذشته اش احساس مسووليت کند در حالي که هر بار دکتر سروش از عملکرد خود در جريان انقلاب فرهنگي خود را جدا کرده و گناه آن را به گردن ديگري انداخته است به گونه يي که پارسال ايشان گناه را به گردن دکتر محمد ملکي و جلال الدين فارسي و شريعتمداري انداخت و امسال گناه اخراج هزاران استاد و دانشجو از دانشگاه ها را به گردن مهندس موسوي مي اندازد. کمترين انتظار از سروش اين بود که اگر با آن تصفيه مخالف بود نسبت به آن اعتراض مي کرد در حالي که چنين مساله يي اتفاق نيفتاد.