چهارشنبه، 6 خرداد 1388 - شماره 1962
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
هيات قضات شش سال پس از جنايت تحقيقات را کافي ندانستند
معماي قتل مادر و فرزند همچنان در هاله يي از ابهام

گروه حوادث؛ پرونده قتل مادر و پسري که شش سال پيش به طرز فجيعي کشته شدند براي بار دوم به دادسراي جنايي تهران فرستاده شد و اين بار تنها متهم پرونده ادعا کرد قاتل اصلي را مي شناسد.

به گزارش خبرنگار ما، پرونده قتل شهناز و عليرضا پسر چهارساله اش که هشت اسفندماه سال 82 تشکيل شد به دليل ابهاماتي که قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران معتقد هستند هنوز برطرف نشده است دوباره به دادسرا بازگردانده شد، اين در حالي است که متهم در دادگاه ادعا کرد خواهر و فرزند خواهرش مرتکب اين قتل شده اند.

گزارش قتل اين مادر و پسر توسط پدر خانواده به نام علي به پليس داده شد.

وي پس از حضور ماموران در خانه اش به آنها گفت؛ من از سر کار به منزل برگشتم، کسي در خانه نبود که در را برايم باز کند. از پنجره اتاق خواب وارد شدم و جسد همسرم را ديدم و با کمک همسايه ها به پليس خبر دادم. علي ادعا کرد هيچ نقشي در قتل فرزند و همسرش نداشته است. او شاهداني را به پليس معرفي کرد که حکايت مي کرد او زمان قتل در محل کارش بوده است. اما آنچه ظن کارآگاهان را نسبت به اين مرد برانگيخت رابطه مخفيانه او با زني به نام فاطمه بود. اين دو از مدتي قبل با هم رابطه برقرار کرده بودند اما از آنجايي که مدرک ديگري عليه وي به دست نيامد اين مرد بازداشت نشد. معماي قتل اين مادر و فرزند زماني پيچيده تر شد که عاملان قتل نامه هاي تهديدآميزي در خانه همسايه ها انداختند و حتي منزل يکي از آنها را به آتش کشيدند. در اين نامه ها آمده بود بلايي که بر سر شهناز و فرزندش آمد براي آنها هم تکرار خواهد شد. اين نامه ها به خانه دو خواهر که شهادت داده بودند لحظاتي قبل از قتل يک جفت کتاني مردانه مقابل منزل شهناز ديده بودند نيز انداخته شد. بازجويي از خانواده شهناز نشان داد اين زن بسيار محتاط بوده و زماني که در خانه تنها بوده حتماً در را به روي خود قفل مي کرده و تا زماني که فردي را که پشت در قرار داشت، نمي شناخت در را به روي او بازنمي کرد. بنابراين براي پليس آشکار شد قاتل يک آشنا بوده و کتاني به پا داشته است.

در اين اثنا به يکباره به ماموران خبر رسيد پدرشوهر شهناز اقدام به خودکشي کرده است. او که مردي 85ساله است زماني که در بيمارستان در برابر سوالات مامور مخفي قرار گرفت حرف هايي زد و از او خواست در مورد اين مطالب به پليس چيزي نگويد و حتي حاضر شد به او پول هم بدهد. رفتار مرد 85ساله باعث شد انگشت اتهام به سوي او گرفته شود و اين بار وي به عنوان مظنون شماره يک در اين پرونده مطرح شد. در نهايت پدرشوهر شهناز به قتل اعتراف کرد و مدعي شد به دليل اينکه پسرش به همسر و فرزندش توجه زيادي مي کرده به خاطر حسادت آن دو را به قتل رسانده است.

اعترافات اين مرد تنها چند روز قبل از مرگش مطرح شد و وي که همچنان در بيمارستان بستري بود در نهايت جان باخت. در حالي که تصور مي شد با مرگ متهم اين پرونده نيز بسته شود، خانواده شهناز به دادگاه مراجعه و دامادشان را متهم کردند. آنها با اصرار فراوان مدعي شدند علي قاتل است و با توجه به رابطه يي که با زني ديگر داشته انگيزه لازم را براي قتل داشته است.

هرچند دادسرا نتوانست دلايل کافي براي محکوميت اين مرد به دست آورد، اما کيفرخواست عليه وي صادر شد و اين بار دادسرا تقاضا کرد مراسم قسامه اجرا شود. در نهايت علي پاي ميز محاکمه رفت اما در همان جلسه اول به دليل ايرادات موجود، پرونده به دادسرا بازگردانده شد. از ميان ده ها ايرادي که به اين پرونده وارد شده بود تنها چند مورد آن برطرف و پرونده بار ديگر به دادگاه فرستاده شد. روز گذشته براي دومين بار جلسه محاکمه علي برگزار شد. پس از اينکه محمد شادابي نماينده دادستان تهران تقاضاي اجراي مراسم قسامه کرد يکي از خواهران شهناز به عنوان ولي دم در برابر قضات قرار گرفت و گفت؛ ما اطمينان داريم علي خواهرمان را به قتل رسانده است. شهناز چند ماه قبل از مرگش به شدت مضطرب بود و هيچ وقت جايي نمي رفت. او مي دانست شوهرش با کسي رابطه دارد و ما نيز اطمينان داريم علي به خاطر زني که عاشقش شده بود خواهرمان و فرزندش را کشت.

در ادامه علي در برابر قضات حاضر شد. وي اتهام قتل عمد را رد کرد و گفت مي داند قاتل کيست اما کسي به حرف هاي او توجهي ندارد.

اين مرد ادامه داد؛ زماني که به خانه رفتم و ديدم کسي در را باز نمي کند به خانه خواهرزاده ام رفتم و از او پرسيدم آيا شهناز را ديده است. همسرم با خواهرزاده ام مجيد و همسر او رفت و آمد داشت. مجيد به من گفت شهناز به حمام رفته است. دوباره به خانه برگشتم. باز هم در را باز نکرد و من اين بار از پنجره وارد شدم و سر خونين همسرم را ديدم. بعد از آن فرياد زدم و از همسايه ها کمک خواستم. با توجه به اينکه همسايه ها به پليس گفته بودند شخصي با کفش هاي کتاني وارد خانه من شده است، پليس از مراسم سوم فرزند و همسرم فيلمبرداري کرد تا مساله کفش هاي کتاني را بررسي کند. نکته يي در اين فيلم وجود داشت که ماموران به آن توجه نکردند؛ مجيد آن روز به مراسم ختم نيامده بود و خواهرم که مادر مجيد است مرتب فاطمه زني را که بعد ها همسر من شد و گفته مي شد من با او رابطه دارم جلوي دوربين مي فرستاد. من در اين باره به پليس گفتم اما توجهي نکرد.

وي ادامه داد؛ چون بريدگي روي گردن پسر و همسرم طوري بود که نشان مي داد قاتل ذبح شرعي بلد است، ماموران به پدرم مشکوک شدند و او را تحت کنترل گرفتند و به من هم گفتند يک گوسفند بخرم تا او سر ببرد، بعد از اينکه پدرم گوسفند را سر بريد آنها اطمينان پيدا کردند پدرم ذبح شرعي بلد است. روزي که پدرم با ضربه ساطور مجروح شد قرار بود من او را با تلفن کنترل کنم تا از خانه خارج نشود و چندين بار با او تماس گرفتم و صحبت کردم. نزديک اذان مغرب بود که دوباره زنگ زدم. گوشي را برنداشت. به همسايه طبقه بالا تلفن کردم و از او خواستم به پدرم سر بزند. او به من گفت پدرم غرق در خون روي زمين افتاده است. پدرم خودکشي نکرد، او را زدند چرا که يک تکه از گوشت سرش که جدا شده بود هرگز در خانه پيدا نشد و حتي پدرم که ادعا مي کرد خودکشي کرده، نمي دانست با چه وسيله يي اين کار را کرده است. پليس حتي نامه هاي تهديدآميز را خط شناسي هم نکرد، آنها هيچ کدام از ادعاهاي ما را بررسي نکردند.

متهم ادامه داد؛ زماني که پدرم در بيمارستان بود بسيار اصرار کردم که واقعيت را بگويد و به او گفتم قسم بخورد مرتکب قتل شده است، اما او حاضر نشد حتي يک کلمه در اين باره صحبت کند.

وي افزود؛ علاوه بر اينها انگشتري در خانه من پيدا شد که متعلق به همسرم نبود و من براي آن کاغذ خريدي پيدا نکردم. من مي دانستم اين انگشتر متعلق به همسرم نيست و کسي که وارد خانه شده اين انگشتر را جا گذاشته است. گفته هاي علي به اينجا ختم نشد و زماني که در برابر اين پرسش قرار گرفت که چرا در حالي که هنوز چند ماه بيشتر از قتل همسر و فرزندش نگذشته بود، ازدواج کرد، گفت؛ پس از اين حادثه من به شدت احساس تنهايي مي کردم. همسرم را از دست داده بودم و خانواده ام من را رها کرده بودند. براي اينکه خانواده يي تشکيل دهم و فرزندي داشته باشم دوباره ازدواج کردم تا بتوانم به زندگي ام ادامه دهم.

پس از پايان جلسه محاکمه هيات قضات (مرادي، بومي، عزيزمحمدي، قاسمي و سالاري) وارد شور شدند و با توجه به ادعاهاي جديد علي پرونده را يک بار ديگر به دادسرا بازگرداندند تا هم گفته هاي وي بررسي و هم ايرادات قبلي برطرف شود.

مشتري عمده خواربارفروشي دزد حرفه يي از آب درآمد

گروه حوادث؛ مردي با در دست داشتن يک فهرست طولاني به خواربارفروشي ها مي رفت و پس از خريد عمده با ترفندي خاص اجناس را به سرقت مي برد.

به گزارش خبرنگار ما وقتي يک مرد مغازه دار به شعبه چهارم بازپرسي دادسراي شهرري رفت و عليه سارق ناشناسي شکايت کرد ماموران پليس آگاهي براي دستگيري متهم به تکاپو افتادند. آنان با بررسي اظهارات مالباخته متوجه شدند سارق با در دست داشتن فهرستي بلندبالا به خواربارفروشي شاکي رفته و از او مقدار زيادي جنس خريده، سپس بدون پرداخت پول کالا را در صندوق عقب پرايد سفيدرنگ خود گذاشته و دوباره با ليستي جديد وارد مغازه شده اما اين بار زماني که فروشنده در حال جمع آوري اقلام مورد نظر بوده دزد حرفه يي از فرصت استفاده و سوار بر خودرواش فرار کرده بود.

از آنجا که مالباخته توانسته بود شماره پلاک پرايد سفيدرنگ را يادداشت کند ماموران تحقيقات خود را روي شناسايي اين اتومبيل معطوف کردند و در همان روز توانستند متهم 34ساله را که فخرالدين نام دارد، دستگير کنند. متهم ابتدا سرقت از خواربارفروشي را نمي پذيرفت اما وقتي ماموران خانه او را بازرسي و مقداري از اجناس ربوده شده را پيدا کردند در بن بست قرار گرفت و گفت تاکنون سه بار به اين شيوه سرقت کرده و کالاها را به قيمت کمتر از حد معمول فروخته است. در حالي که تحقيقات از اين متهم ادامه داشت يک مغازه دار ديگر نيز او را به عنوان دزد اموالش معرفي کرد و گفت فخرالدين دو بار به اين شيوه او را فريب داده است و يک بار سال گذشته و مرتبه دوم در سال جاري به مغازه او رفته و با همان شگرد اجناسش را دزديده است. در ادامه تحقيقات معلوم شد اجناس به سرقت رفته توسط اين مرد حدود دو ميليون تومان ارزش دارد و شامل اقلامي مانند برنج، روغن، حبوبات و... مي شود. سرهنگ حسين عباسچيان رئيس پايگاه نهم پليس آگاهي تهران درباره پرونده اتهامي فخرالدين گفت؛ چون احتمال دارد اين فرد سرقت هاي متعددي انجام داده باشد بازپرس پرونده از روزنامه ها درخواست کرد تصوير او را بدون پوشش منتشر کنند تا شاکيان احتمالي او را شناسايي کنند.
کلکسيون جرائم در پرونده سه عضو باند سرقت

گروه حوادث؛ دو برادر که با همدستي يک مرد ديگر مجموعه يي از جرائم را انجام داده اند، بازداشت شدند و پليس در تلاش است تعداد جرم هاي آنها را فاش کند.

به گزارش خبرنگار ما پس از آنکه تعدادي از ساکنان جنوب شرق تهران عليه سه سارق شکايت کردند کارآگاهان وارد عمل شدند. آنها متوجه شدند سارقان سوار بر خودروهاي پژو 405 نقره يي، پژو 206 نقره يي، پرايد سفيد و مشکي دزدي هايشان را انجام مي دهند و گاه در قالب مامور نيروي انتظامي و برخي مواقع با شيوه کف زني يا زورگيري نقشه هايشان را انجام مي دهند. آنچه پليس را مطمئن مي کرد اين دزدي ها توسط يک باند انجام مي شود حضور دو مرد قوي هيکل در تمام سرقت ها بود. تحقيقات صورت گرفته نشان داد اين دو برادرهايي به اسم غلامرضا و غلامعلي هستند. به اين ترتيب دو برادر تحت تعقيب قرار گرفتند و در مخفيگاه شان در امين آباد بازداشت شدند. انکارهاي آن دو با کشف چندين دستگاه تلفن همراه مسروقه رنگ باخت و بعد از اينکه آنها جرم شان را گردن گرفتند عضو سوم باند که مردي 32ساله است نيز در ورامين به دام افتاد. او ابتدا آشنايي با دو برادر و دست داشتن در سرقت ها را منکر شد ولي ادامه يافتن بازجويي ها او را نيز وادار به اعتراف کرد و معلوم شد يکي از خودروهاي اين باند متعلق به يکي از بستگان نزديک دو برادر است و قبلاً با همين اتومبيل توسط افراد ديگري هشت فقره سرقت انجام شده بود. در حالي که سه متهم به چندين فقره جعل عنوان، زورگيري و کف زني در تهران و کرمانشاه اقرار کرده اند کارآگاهان در تلاش هستند متوجه شوند آنها چند جرم انجام داده اند و آيا سابقه کيفري ديگري نيز دارند يا خير.

سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران با اشاره به اينکه تحقيقات از متهمان ادامه دارد و مدارک به دست آمده نشان مي دهد دو برادر به احتمال زياد از سارقان طايفه فيوج هستند، گفت؛ عکس متهمان بدون پوشش در جرايد منتشر مي شود تا اگر افراد ديگري نيز از آنها شکايت دارند براي پيگيري موضوع به شعبه چهارم بازپرسي دادسراي شهرري يا پايگاه نهم پليس آگاهي مراجعه کنند.
مرگ زن زير شکنجه هاي شوهر شکاک
گروه حوادث؛ مردي يک سال پس از ازدواج به خاطر بدبيني به همسرش او را زير ضربات مشت و لگد گرفت و با شکنجه کشت.به گزارش خبرنگار ما بعدازظهر روز يکشنبه گذشته وقتي محمدحسين شهرياري بازپرس ويژه قتل تهران به تلفن همراه خود پاسخ داد افسر نگهبان کلانتري 206 از او خواست به خانه يي در بومهن بيايد تا درباره مرگ مشکوک يک زن 23ساله به نام هدي تحقيق کند. ساعتي بعد هنگامي که کارآگاهان و بازپرس جنايي وارد خانه مورد نظر شدند خود را در برابر جنازه زني ديدند که کاملاً مشخص بود به شدت تحت شکنجه قرار گرفته است. آثار کبودي، جراحت با چاقو و خراشيدگي در تمام نقاط بدن هدي به چشم مي خورد و معلوم بود قاتل کينه عميقي از وي به دل داشته و در جريان يک کشمکش طولاني اين زن را قرباني کرده است.از آنجا که سرقتي از قربانگاه انجام نشده بود و ردپايي از فردي غريبه در خانه وجود نداشت کارآگاهان به شوهر هدي مظنون شدند و تصميم گرفتند اين مرد را که معلوم نبود در کجا به سر مي برد، بازداشت کنند. تحقيقات پليس براي دستگيري اين مرد بيش از چند ساعت به طول نينجاميد و وي به اداره ويژه مبارزه با قتل آگاهي انتقال يافت. متهم که حميد نام دارد در بازجويي ها اتهام کشتن همسرش را پذيرفت و بعد از تنظيم اقرارهاي او پرونده به شعبه هفت دادسراي جنايي ارجاع شد. حميد ديروز از سوي بازپرس شهرياري تحت بازجويي قرار گرفت. او بار ديگر با اعتراف به کشتن هدي ماجراي آشنايي و ازدواجش با مقتول را تعريف کرد و گفت؛ هدي نامزد يکي از دوستان من به نام حسن بود و من او را مي شناختم، البته آشنايي ما خيلي سطحي بود تا اينکه سال گذشته هر سه به نمايشگاه کتاب رفتيم و در آنجا احساس کردم به هدي علاقه مند شده ام. چون تصور مي کردم او بهترين گزينه براي ازدواج است، سعي کردم رابطه ام را با او بيشتر و نزديک تر کنم تا اينکه بالاخره نظرم را نسبت به وي بيان و از هدي خواستگاري کردم. متهم به قتل ادامه داد؛ هدي نيز به من علاقه مند شده بود، به همين خاطر نامزدي اش را با حسن به هم زد و بعد از مدتي ما با هم عقد کرديم ولي پس از ازدواج متوجه شدم چه اشتباهي انجام داده ام. هدي قبلاً با افراد زيادي ارتباط داشت و فهميدن اين موضوع باعث شد زندگي ام مختل شود. ديگر علاقه يي به همسرم نداشتم و نمي توانستم او را ببخشم. زندگي ما با دعوا و کشمکش سپري مي شد و بحث بر سر اين موضوع پايان نداشت تا اينکه شب قبل از حادثه همسرم به من گفت در 10سالگي با يکي از اقوامش نيز رابطه نامشروع داشته است. اين حرف را ديگر نتوانستم تحمل کنم.حميد افزود؛ آن شب را به سختي صبح کردم و وقتي هدي بيدار شد تصميم گرفتم او را تنبيه کنم، براي همين دست و پايش را بستم و با شلنگ گاز و کمربند به جانش افتادم و تا ظهر او را کتک زدم. حدود ساعت دو بعدازظهر بود که همسرم زير ضربات من بيهوش شد. بدون اعتنا به او ناهار خوردم و خوابيدم. بعد از چند ساعت که بيدار شدم ديدم هدي هنوز روي زمين افتاده است و حرکت نمي کند. به شدت ترسيدم. با پدرم تماس گرفتم و به او گفتم زنم را کتک زده ام و او الان به هوش نمي آيد. پدرم هم به اورژانس تلفن زد اما وقتي امدادگران رسيدند اعلام کردند هدي فوت شده است. من قصد آدمکشي نداشتم، فقط در آن لحظات از شدت خشم نمي توانستم خودم را کنترل کنم.بنابر اين گزارش در پي اعترافات حميد بازپرس پرونده براي وي قرار بازداشت صادر کرد و از کارآگاهان خواست براي افشاي ساير ابعاد اين جنايت به بازجويي از متهم ادامه بدهند.
70 سرقت در کارنامه يک دختر فراري
يک دختر فراري پس از دستگيري به بيش از 70 فقره جيب بري و سرقت از کيف زنان در اماکن شلوغ اعتراف کرد.
در پي اعلام گزارش هاي متعدد مبني بر سرقت از کيف زنان در آرايشگاه ها رسيدگي به موضوع در دستور کار ماموران پليس آگاهي تهران قرار گرفت.
ماموران ابتدا با چهره نگاري از سارق و استعلام از سوابق وي موفق به شناسايي او که دختر فراري 23ساله يي به نام «سالومه» و داراي سوابق متعدد سرقت و جيب بري بود، شدند. به اين ترتيب تصوير ترسيم شده از متهم به تمامي واحدهاي گشتي پليس ارسال شد.سرانجام متهم در حالي که مشغول پرسه زدن در يکي از پارک هاي شمال شهر بود توسط ماموران شناسايي و بازداشت شد و همچنين در بازرسي بدني از وي يک گرم کراک، دو گرم حشيش و سه فقره تراول چک يک ميليون ريالي مسروقه کشف و ضبط شد.پس از انتقال متهم به دادسراي ناحيه يک وي به بيش از 70 فقره جيب بري و سرقت از کيف زنان اعتراف کرد و گفت در مکان هاي شلوغ مثل آرايشگاه هاي زنانه، امامزاده ها و اتوبوس ها با سوءاستفاده از غفلت مالباختگان اقدام به سرقت مي کرده است.پس از تشکيل پرونده در دادسراي ناحيه يک متهم تا زمان صدور حکم نهايي و با دستور مقام قضايي روانه زندان شد.
عناوين اين صفحه
معماي قتل مادر و فرزند همچنان در هاله يي از ابهام
مشتري عمده خواربارفروشي دزد حرفه يي از آب درآمد
کلکسيون جرائم در پرونده سه عضو باند سرقت
مرگ زن زير شکنجه هاي شوهر شکاک
70 سرقت در کارنامه يک دختر فراري
کلاهبرداري با تاسيس آژانس مسافرتي
گردباد آيلا 90 نفر را کشت
سرقت بنزين براي تامين هزينه زندگي
غرق سه شناگر ناشي
مار پرايدسوار
بازي فوتبال به قتل منتهي شد
واژگوني مرگبار اتوبوس زائران ايران در نجف
آتش سوزي بيمارستاني در ترکيه هشت کشته بر جاي گذاشت
کلاهبرداري از 54 نفر با وعده پيش فروش آپارتمان

کلاهبرداري با تاسيس آژانس مسافرتي
دو تن از اعضاي يک باند که با راه اندازي آژانس مسافرتي قلابي از 80 گردشگر نوروزي کلاهبرداري کرده بودند، دستگير شدند.پس از طرح شکايت از سوي مسافران نوروزي ماموران در نخستين گام از تحقيقات پي بردند چهار کلاهبردار حرفه يي با تشکيل باند و راه اندازي آژانس مسافرتي اقدام به کلاهبرداري از 80 گردشگر کرده و متواري شده اند. با توجه به اظهارات شاکيان و با استفاده از چهره نگاري رايانه يي ماموران توانستند دو نفر از اعضاي اين باند را شناسايي و مخفيگاه آنها را کشف کنند.اين دو در بازجويي ها ضمن معرفي دو تن ديگر از همدستان شان گفتند؛ با تاسيس يک آژانس مسافرتي قلابي و چاپ و فروش بليت هاي جعلي کلاهبرداري کرديم.پس از تشکيل پرونده در دادسراي ناحيه دو متهمان روانه زندان شدند.


گردباد آيلا 90 نفر را کشت

گردباد موسوم به آيلا شهرهايي از هند و بنگلادش را درنورديد و علاوه بر خسارت هاي مالي زياد دست کم 90 قرباني گرفت.به گزارش آسوشيتدپرس رسانه هاي دولتي هندوستان و بنگلادش طي بيانيه يي عنوان کردند بر اثر وقوع سيلاب و بارش شديد باران در بنگلادش و هندوستان علاوه بر تخريب صدها خانه، سه هزار و 300 نفر نيز در هر دو کشور مجبور به ترک منازل خود شدند.گفته مي شود اکثر جان باختگان اين سيلاب را کودکان تشکيل مي دهند که به دليل افتادن در آب، غرق شدند.«عبدالرزاق» سخنگوي پليس مرکزي هندوستان گفت؛ براي کمک به سيل زدگان و اسکان دادن آنها نيروهاي ارتش هندوستان، نيروي دريايي بنگلادش، امداد و نجات ساحلي و نيروهاي پليس هم اکنون در مناطق سيل زده حضور دارند.«قاضي آتيور رحمان» يکي از روساي محلي منطقه يي در «داکا» در بنگلادش نيز خاطرنشان کرد؛ اکثر افرادي که در مناطق سيل زده جان خود را از دست داده اند، در زاغه هايي که با استفاده از چوب درخت بامبو و گل و لاي ساخته شده بود، زندگي مي کردند.وي افزود؛ در منطقه «کوي را» در نزديکي داکا نزديک به 50 هزار زاغه نشين زندگي مي کردند که احتمال مي رود در اين سيلاب و توفان جان خود را از دست داده باشند. در گزارش اداره هواشناسي مرکزي هندوستان و بنگلادش نيز آمده است سرعت توفان «آيلا» 90 کيلومتر در ساعت بوده و مناطقي از شرق هندوستان و بنگلادش را درنورديده است. همچنين گفته مي شود بيش از صد دهکده در اين مناطق به دليل وقوع اين توفان و بارش سيل آساي باران در سيلاب محاصره شده اند. «عارف پاشا» يکي از مقامات محلي بنگلادش تصريح کرد؛ بر اثر وقوع اين توفان، بسياري از مردم چه در اين کشور و چه در هندوستان برق ندارند و لوله هاي انتقال آب نيز دچار شکستگي شدند. وقوع توفان و بارش باران هاي شديد در اين دو کشور امري طبيعي است، به طوري که در سال 2007 ميلادي بر اثر وقوع توفان «سدر» در «کلکته» در بنگلادش دست کم سه هزار و 500 نفر جان خود را از دست دادند. همچنين در سال 1970 ميلادي نيز در خليج بنگال، نزديک به نيم ميليون نفر بر اثر وقوع توفان سهمگين و قدرتمند کشته شدند. گفته مي شود ستاد حوادث غير مترقبه دو کشور احتمال مي دهد تعداد تلفات توفان «آيلا» به بيش از صد نفر برسد.



سرقت بنزين براي تامين هزينه زندگي
جواني براي تهيه مخارج زندگي اش از خودروهاي پارک شده در خيابان بنزين سرقت مي کرد.به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از دادسراي ناحيه 16 تهران چند روز قبل ماموران انتظامي هنگام گشت زني در يکي از خيابان هاي جنوب شهر فردي را که اطراف يک دستگاه خودرو به طرز مشکوک پرسه مي زد، مشاهده کردند و چند دقيقه بعد وي را در حال خالي کردن باک بنزين خودروي مورد نظر ديدند و او را دستگير و به همراه يک ظرف 20 ليتري حاوي بنزين سرقتي، يک عدد شلنگ و دو عدد آچار و شاه کليد به مرجع قضايي معرفي کردند.مجيد 36ساله پس از چندين بار بازجويي با اعلام اينکه شش سابقه سرقت دارد، گفت؛ سال 85 به زندان افتادم و در آنجا ياد گرفتم با شاه کليد در باک خودروها را باز کنم.وي گفت؛ هنگامي که از زندان مرخصي گرفتم، بيکار بودم و براي اينکه مخارج زندگي ام را تامين کنم نيمه هاي شب به خيابان ها مي رفتم و پس از باز کردن باک خودروها بنزين شان را سرقت مي کردم و روز بعد مي فروختم.متهم پس از اعتراف به جرم خود با صدور قرار قانوني به زندان انتقال يافت.


غرق سه شناگر ناشي
دو کودک و يک مرد جوان به خاطر ناآشنايي با فن شنا غرق شدند.به گزارش ايسکانيوز، در يکي از اين حوادث دو پسر 10 ساله که در يکي از روستاهاي «فلات» فارس داخل استخر پريده بودند، غرق شدند. اين پسربچه ها به خاطر آشنا نبودن با فن شنا جان باختند. همچنين مرد 25ساله يي در رودخانه «خرسگان» چهارمحال و بختياري قرباني رخدادي مشابه شد. اين جوان به همراه دوستان خود براي تفريح به پل «آرمند» رفته و دل به رودخانه زده بود که نتوانست شنا کند و جان باخت.


مار پرايدسوار
ماري که سوار پرايد شده و راننده را به وحشت انداخته بود با تلاش آتش نشان اصفهاني، زنده شکار شد.تلفن ايستگاه شماره شش آتش نشاني اصفهان 29/11 دوشنبه به صدا درآمد و خبر رسيد يک مار در خيابان «نگارستان» داخل پرايدي جا خوش کرده و وحشت به جان راننده انداخته است.امدادگران بلافاصله رهسپار نقطه مورد نظر شدند و مسافر ناخوانده را زنده گرفتند. بررسي ها نشان مي دهد مار سمي وقتي وارد اين خودرو شد که در صندوق عقب باز بود. مار مزاحم به باغ وحش فرستاده شده است.


بازي فوتبال به قتل منتهي شد
نزاع دو طايفه در لوشان که از درگيري دو نوجوان در يک بازي فوتبال آغاز شده بود، به کشته شدن يک نفر انجاميد. سرهنگ شعباني فرمانده انتظامي شهرستان رودبار درباره اين حادثه گفت؛ وقوع يک نزاع در بين دو طايفه در سياه تپه لوشان در ساعت 10/12 ظهر دوشنبه از سوي مرکز فوريت هاي پليسي «110» به کلانتري منطقه گزارش شد و پس از پنج دقيقه ماموران در محل مورد نظر حضور يافتند. وي با بيان اينکه در اين نزاع حدود يک هزار نفر از دو طايفه با آجر، سنگ و يک سلاح شکاري با هم درگير شده بودند، گفت؛ در اين درگيري و بر اثر شليک تير از سلاح شکاري، مردي به نام «يارعلي» از ناحيه قلب مجروح شد و در راه انتقال به بيمارستان جان خود را از دست داد. وي ادامه داد؛ همچنين در اين نزاع يک آجر به سر مردي 50ساله به نام «يدالله» اصابت کرد که او نيز در حال حاضر در بيمارستان بستري است. به گفته سرهنگ شعباني، با توجه به گستردگي درگيري با کمک نيروهاي بسيج، اين نزاع پس از يک ساعت خاتمه يافت و شرکت کنندگان در اين درگيري از محل پراکنده شدند. وي افزود؛ در ادامه پليس با اخذ مجوز قضايي، 12 تن از شرکت کنندگان در اين دعوا را شناسايي و دستگير کرد و بالغ بر 20 خانه را نيز در اين رابطه مورد بازرسي قرار داد. فرمانده انتظامي شهرستان رودبار اضافه کرد؛ در اين بازرسي ها جواني 24ساله به نام «مهدي» به عنوان متهم به قتل «يارعلي» شناسايي و دستگير و سلاح شکاري مورد نظر نيز توسط پليس کشف شد. وي درباره علت وقوع اين نزاع اظهار کرد؛ اين دو طايفه از گذشته با هم اختلافاتي داشتند، اما اين درگيري از دعواي ساده دو نوجوان 14ساله بر سر يک بازي فوتبال آغاز شد.


واژگوني مرگبار اتوبوس زائران ايران در نجف
واژگوني اتوبوس حامل زائران ايراني در نجف 20 زخمي و سه کشته بر جاي گذاشت.منتظر خراساني مسوول اتاق بحران ستاد مديريت حوادث غيرمترقبه و فوريت هاي پزشکي اظهار کرد؛ اتوبوس حامل زائران ايراني ساعت 35/20 شامگاه دوشنبه در منطقه «کوت» شهر نجف واژگون شد.وي با اشاره به اينکه اين اتوبوس از مشهد عازم نجف شده بود، اضافه کرد؛ حال چهار تن از مصدومان حادثه بد گزارش شده است.به گفته منتظر، تاکنون حادثه ديدگان وارد کشور نشده اند.


آتش سوزي بيمارستاني در ترکيه هشت کشته بر جاي گذاشت
مقامات دولتي ترکيه خبر دادند بر اثر وقوع آتش سوزي در يکي از بيمارستان هاي آنکارا در اوايل صبح ديروز دست کم هشت نفر جان خود را از دست دادند.«شهاب الدين هارپوتلو» استاندار استان «بورسا» در ترکيه در اين باره گفت؛ آتش سوزي در بيمارستان «سيفکيت يلماز» رخ داد و آتش نشانان به سرعت به محل آتش اعزام شدند و عمليات امداد و نجات و اطفاي حريق به سرعت انجام شد.گفته مي شود 44 بيمار اين بيمارستان به سرعت توسط ماموران آتش نشاني تخليه شدند، اما 16 نفر در اتاق هاي خود باقي ماندند که از اين تعداد، هشت نفر جان خود را از دست دادند. رئيس آتش نشاني استان «بورسا» خاطرنشان کرد؛ اين هشت نفر بر اثر استنشاق دود يا هنگام خارج شدن از اتاق هايشان جان باختند.يکي از کارشناسان آتش نشاني اين استان در گفت وگو با شبکه تلويزيوني محلي گفت؛ اين آتش سوزي در اثر اتصال سيم هاي برق بيمارستان رخ داد.


کلاهبرداري از 54 نفر با وعده پيش فروش آپارتمان
مديرعامل يک شرکت صوري با وعده پيش فروش آپارتمان مبالغ هنگفتي از 54 نفر کلاهبرداري کرد.

چندي پيش به دنبال مطرح شدن شکايت هاي متعدد مبني بر کلاهبرداري يک شرکت با وعده پيش فروش آپارتمان در منطقه اقدسيه، رسيدگي به موضوع در دستور کار ماموران آگاهي قرار گرفت.يکي از شاکيان گفت؛ مدتي قبل از طريق آگهي درج شده در روزنامه مبني بر پيش فروش آپارتمان، به اين شرکت مراجعه کردم و مبايعه نامه يي بين من و مديرعامل شرکت امضا شد و مبلغ 80 ميليون تومان پرداخت کردم.وي افزود؛ پس از گذشت يک ماه متوجه شدم مديرعامل شرکت هرکدام از آپارتمان ها را به چند نفر فروخته و وقتي به دفتر شرکت مراجعه کردم ديدم آنجا تخليه شده و مديرعامل و کارمندان متواري شده اند.ماموران آگاهي پس از بررسي شکايت هاي مشابه مديرعامل شرکت را که فردي سابقه دار به نام «محمدامين ر» است، دستگير کردند.متهم در بازجويي ها به کلاهبرداري از 54 نفر اعتراف کرد و پس از تشکيل پرونده در دادسراي ناحيه يک تا صدور حکم نهايي روانه زندان شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام