چهارشنبه، 6 خرداد 1388 - شماره 1962
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه آخر
چند و چون چند کتاب

در سوگ زندگي

بررسي پديده کودک آزاري

نويسنده؛ معصومه صيدي

چاپ اول

شمارگان؛ 1000 نسخه

ناشر؛ نشر و پژوهش شيرازه

ناشر؛ پرديس دانش- شرکت نشر و پژوهش شيرازه

بيژن تلياني؛ کودکان طي فرآيند رشد خود رويدادهاي بسياري را تجربه مي کنند که تاثير آن بر شخصيت و رفتار آنها ويژگي و ابعاد قابل توصيفي دارد از جمله کودک به دليل شرايط جسماني و سني خاص خود بيش از ساير افراد در معرض خطر تجربه هاي ضربه زا و آزارديدگي قرار مي گيرد اما در مقايسه با ميزان آسيب پذيري اش از حمايت هاي حقوقي، اقتصادي و اجتماعي کمتري برخوردار است. در اين ميان، کوشش و آگاهي دولت هاي جهان که ناشي از افزايش مطالعات و گزارش هايي حاکي از صدمه و آسيب هاي جبران ناپذير به کودکان بود در سال 1989 منجر به تصويب پيمان نامه جهاني حقوق کودک شد.

از اين پس سند مذکور ضامن حقوق تک تک کودکان دنيا بود به طوري که کشورهاي جهان متعهد شدند اقدامات قانوني، اجرايي و اجتماعي و آموزشي لازم را به منظور حمايت از کودکان در برابر انواع خشونت جسماني، رواني، جنسي، بي توجهي و رفتار حاکي از بي مهري يا بهره کشي از آنها به عمل آورند. درک پديده «کودک آزاري»به عنوان يکي از معضلات اجتماعي دنياي امروز به دليل گستردگي آن در اغلب جوامع، نياز به بررسي دقيق و علمي به ويژه از زاويه آسيب شناسي آن دارد. کودک آزاري را از دو زاويه مي توان بررسي کرد. اول از زاويه رابطه يک متغير با کودک آزاري که عواملي مانند فقر اقتصادي و فرهنگي، اعتياد، بيکاري، طلاق و... را در بروز آن دخيل دانسته است. زاويه دوم به صورت همه جانبه و کلان هم آزارگر و هم آزارشده را قرباني مي داند.

در اين کتاب سعي شده است ديدگاه دوم غالب باشد، و مورد ظلم واقع شدن هر دو به يک نسبت فرض شود. از اين ديدگاه است که مي توان هم قرباني و هم آزارگر را مورد درمان و حمايت قرار داد و عوامل زمينه ساز را مهار کرد. کتاب حاضر داراي 9 فصل است بدين گونه؛ تاريخچه کودک آزاري، کودک آزاري جسمي/ کودک آزاري جنسي، کود ک آزاري عاطفي و غفلت، اشکال ديگر کودک آزاري، سبب شناسي کودک آزاري، درمان، کودک کار و خيابان، حقوق کودکان.

زندگي مولانا

نويسنده؛ استاد بديع الزمان فروزانفر

چاپ اول؛ 1387

شمارگان؛ 1500 نسخه

ناشر؛ شرکت مطالعات و نشر کتاب پارسه


بنا به روايات مشهور مولانا جلال الدين محمد در ششم ربيع الاول سال 614 هجري قمري (سي ام سپتامبر 1207 ميلادي) در بلخ متولد شد. پدرش محمدبن حسين خطيبي است که به بهاءالدين ولد معروف شده و او را سلطان العلما لقب داده اند و پدر او حسين بن احمد خطيبي به روايت افلاکي از افاضل روزگار و علامه زمان بود چنان که رضي الدين نيشابوري در محضر وي شاگردي مي کرد. و چنان که مشهور است مادر بهاءالدين از خاندان خوارزمشاهيان بود. مادر مولانا که از وي به مادر سلطان تعبير مي کنند، همان مومنه خاتون است که در قرامان «لارنده» مدفون است.

بنا به نوشته برخي مآخذ، مولانا در لارنده با گوهرخاتون دختر خواجه لالاي سمرقندي ازدواج کرده، سلطان ولد و علاءالدين چلبي فرزندان اين خاتونند. مولانا بعد از وفات پدرش بهاءالدين ولد، از طرف مريدان پدر به مقام ارشد و جانشيني نامزد شد. مريدان پدر گرداگرد او بودند و وي نيز مانند پدر مفتي شرق و غرب شده بود. مولانا به صلاحديد برهان الدين در شام و حلب به تحصيل پرداخت. در مدرسه حلاويه حلب منزل گزيد و از کمال الدين بن العديم تلمذ کرد. و به دنبال آن در مدرسه مقديسيه شام اقامت گزيد. با علما و صوفيان هر دو شهر حلب و شام ملاقات کرد. از حوادث عظيمي که در زندگي مولانا رخ داد و از مولانا مولانايي ديگر ساخت اين بود که ناگهان شمس تبريزي به قونيه وارد شد. اين انسان شگفت که توانست صوفي باتمکين و متبحري چون مولانا را از او بگيرد و به درياي محبت اندازد، کيست؟ مولانايي که قبلاً محضر پدري مانند سلطان العلما و خليفه اش برهان الدين و صوفيان ديگر را دريافته و با بسياري از عارفان وارسته ديدار کرده بود، چگونه شيفته وي شد؟ اين ديدار چنان تاثيري در زندگي و احوال مولوي برجاي گذاشت که تا آخرين لحظات زندگي او را رها نکرد.عشق شمس در جسم و جان مولوي ريشه دوانيده بود که تاثير آن در آثار و گفتار پير بلخ نمايان است.

کتاب زندگي مولوي به قلم استاد بديع الزمان فروزانفر که خود يکي از مولوي شناسان معاصر مي بود در 10 فصل به چاپ رسيده است. استاد فروزانفر عمري در احوال و آثار مولوي ممارست کرد و نوشتاري بسيار پژوهشگرانه از خود بر جاي گذاشت که مي تواند منبعي باشد موثق درباره زندگي و آثار مولوي.

مقالاتي در جامعه شناسي سياسي ايران


نويسنده؛ يرواند آبراهاميان

ترجمه؛ سهيلا ترابي فارساني

چاپ اول؛ 1387

شمارگان؛ 1100 نسخه


پروفسور يرواند آبراهاميان يکي از پژوهشگران پرآوازه ايران است که مقيم امريکاست. ايشان سال هاست به امر تدريس و پژوهش مشغول هستند. يکي از زمينه هاي کاري ايشان تاريخ معاصر ايران است که متاسفانه از آثار ايشان کمتر به فارسي برگردانده شده است. از جمله کارهاي بسيار باارزش يرواند آبراهاميان که خوشبختانه ترجمه فارسي آن مورد اقبال قرار گرفته کتاب ايران بين دو انقلاب است که بيشتر مجموعه يي از مقاله هاي ايشان است که پيشتر در نشريات مختلف چاپ شده است. در نگاه اول چنين به نظر مي آيد که نوشته هاي تاريخي نويسنده نيز بررسي هايي است از سلک ديگر بررسي ها و تفسيرهاي متعارف مارکسيستي در زمينه تاريخ معاصر ايران و جهان چرا که هم مضامين مورد استفاده مانند توجه به نقش اجتماعي اقشار و طبقات فرودست، هم پاره يي از اصطلاحات يا منابع مورد نظر نويسنده نشاني از مکتب فوق الذکر درخود دارد. ولي همان گونه که نويسنده نيز در گوشه هايي از آثار خود از جمله در مقدمه مقاله استبداد شرقي در ايران عصر قاجار متذکر مي شود سعي وي بر آن است که پا به پاي اين ديدگاه متعارف که عملاً در شناخت واقعيت هاي تاريخي نيز کارايي چنداني از خود نشان نداده است حرکت نکند. احتمالاً يکي از دلايل ماندگاري آثار او و همچنين توجه مستمر ديگر ديدگاه هاي تاريخ نگاري و از جمله آنهايي که بر نقش مذهب در تحولات اجتماعي تاکيد داشته اند يعني ديدگاه هايي در مورد تاريخ معاصر ايران که براساس جامعه شناسي وبري استوار هستند، ناشي از همين برداشت گسترده او از مسائل اجتماعي است. يکي ديگر از ويژگي هاي روشن تاريخ نگاري نويسنده تاکيد و توجه اوست به مباني اجتماعي تحولات سياسي. تلاش يرواند آبراهاميان بر آن بوده است که در بيان تحولات تاريخي ايران معاصر موضوع مبارزات اجتماعي و تاثير آن بر شکل گيري برخوردهاي سياسي را نيز روشن سازد.

پوپوليسم
شلوار جين و اندکي ته ريش
حميد جعفري

«وايسا دنيا/ من مي خوام پياده شم» اثر کينگ آف بلîک، رضا صادقي. اينکه در هيچ مîثîلي مناقشه نيست شکي نيست اما آنچه عيان است استفاده از ادبياتي است منطبق با شکل مستقيم توده ها که به شدت مورد استقبال هم قرار مي گيرد. شايد ريش پروفسوري مصداق مناسبي باشد؛ ريشي که مي تواند يک انسان متحجر را به يک انسان فرهيخته تبديل کند، يا درست مثل ليدرهاي تماشاگران در استاديوم هاي فوتبال که به يکباره شعار «داور دقت کن،» را با مثنوي هفتاد من «شير سماور...،» مترادف مي کنند، در انديشه و بيان سياسي هم مي توان به انواع اين قطعات اشاره کرد، البته با تاکيد بر اين نکته که آنچه پديدار مي شود چيزي جز پوپوليسم و تقابل با نخبه گرايي نيست. فرآيندي که تنها تحت تاثير جنبه هاي روحي و رواني و حتي عاطفي صورت مي گيرد که در راس آن نبايد تاثير حضور فردي کاريزماتيک را براي ايجاد شور و خروش و سازماندهي اين توده ها ناديده گرفت. فردي که همه مردم را مورد خطاب قرار مي دهد و براي آنها از ارزش هاي مشترک و خواسته هاي همسان سخن مي گويد که اين مساله خود يکي از بزرگ ترين قدرت هاي عاطفي در منطق پوپوليستي است درست مانند خستگي دشمن، پوپوليست ها درست مثل کودکان در ابتدا حاضر نمي شوند بپذيرند که دشمن خسته نيست و با حرارت تمام اصرار مي کنند که مي بينند دشمن خسته است. اين در حالي است که محکم ترين و تعصب آميزترين عقايد پوپوليست ها آنهايي است که کمترين دلايل براي صحت شان در دست است.

با اين حال انديشه جديد در غرب هر سده را با نام هاي متفاوت گذران مي کند. انقلاب صنعتي را سپري مي کند و شاهد تولد سرمايه داري و سوسياليسم است. فصل آغاز گرايش پوپوليسم در جهان به جنبش هاي انقلابي تندرو روسيه در قرن 19 به ويژه دهه 1860 ميلادي بازمي گردد. در امريکا پوپوليسم به مرور با حزب هايي که گرايش هاي سوسياليستي داشتند درهم آميخت و اين شيوه را حفظ کرد تا اينکه جنگ جهاني دوم به وجود آمد و افرادي چون مک کارتي روي کار آمدند و پوپوليسم امريکايي را به مفهوم واقعي آن در امريکا اجرا کردند.پوپوليسم در امريکاي لاتين هم با انقلاب شخصيت هاي کاريزماتيک مثل خوان دومينگو به نام ملت و براي برقراري امنيت و عدالت اجتماعي عليه دولت هاي بدون اقتدار و فاسد ظهور کرد. به واقع هر آنچه در تمام نقاط اين کره خاکي به نام پوپوليسم خوانده شد ارژينال بود جز اينجا،

پوپوليسم در يک معنا، مردم باوري و به عبارتي شراکت توده و دولت با اعطاي آزادي و امتيازات دموکراتيک توسط دولت به مردم در ساختار قدرت و به نوعي تقابل با نخبه گرايي محسوب مي شود که آن هم محروم کردن مردم از مشارکت مستقيم در ساختار قدرت است و از سوي ديگر مفهوم پوپوليسم عوام گرايي و به نوعي ظاهرسازي و استفاده از ابزاري است براي محدود کردن توده براي دست نيافتن و آگاه نشدن نسبت به حقوق و مطالبات ايشان.

اما در ايران آنچه رخ داد متفاوت از ديگر نقاط دنيا بود و به گونه يي ديگر رشد کرد. به واقع پيش از وقوع انقلاب صنعتي انقلاب سياسي رخ داد؛ سوسياليسمي که در ايران به انواع مختلف تجربه شد. مïد چپگرايي چنان اپيدمي شد که هر دو قطب حاکميت و اپوزيسيون را به سوي خود مي کشيد و حتي مي توان از تاسيس حزب نهضت آزادي در آن زمان نام برد که حتي از سوي محمدرضا پهلوي به مارکسيست اسلامي شهره شد. با تمام تفاسير لنيني و مارکسيستي و سوسياليستي همواره انواع و اقسام مدل هاي مکتبي و فکري در حال رواج بود. پوپر با کتاب «جامعه باز و دشمنان آن»، فوکو و دريدا در هر دو جناح به عنوان نمايندگان پست مدرن نشانه هايي همچون مائو و کاسترو وارد سبد کالاي انديشه احزاب سياسي ايران شدند؛ اتفاقي که به هيچ عنوان نمي توان از آن به عنوان محصول جديد انديشه يي و فلسفي نام برد چرا که زنده کردن تصاوير همرزمان کاسترو و چپگرا ها همچون چه گوارا به اين معني است که چرخ هاي پوپوليسم هنوز توان چرخيدن دارند. يک شلوار جين باب طبع روز به علاوه اندکي ته ريش مي تواند يک مهاجر افغاني را تبديل به يک مبارز چپگرا مثل «چه» کند.
و اينک هيات مشاوران من

ابوالقاسم نادم

از ستادهاي رقيب خبر مي رسد رقبا در حال معرفي برنامه ها و تيم مشاوران خود هستند. امروز تصميم گرفتيم براي اينکه در عرصه رقابت کم نياورده باشيم، تيم مشاوران انتخاباتي خود را انتخاب و اسامي آنها را اعلام کنيم.

مشاور ورزشي؛ کوروش. او در دوران کودکي کشتي گير بوده و پس از آن سال ها در رشته هاي جودو و کيک بوکسينگ فعاليت مي کرده است. کوروش بعد از اجراي طرح امنيت اجتماعي تصميم گرفته عرصه را به جوانان واگذار کند.

مشاور امور فرهنگي؛ خسرو. او صاحب ويدئو کلوپ و نصاب بشقاب محله است و آشنايي کاملي با مقوله سينما، بازيگران و آخرين دستاوردهاي صوتي و تصويري موسيقي دنيا دارد. حضور او مي تواند مردم را با فرهنگ روز دنيا آشنا کند.

مشاور امور اقتصادي؛ آقا اسماعيل. او صاحب بزرگ ترين بنگاه مشاور املاک کوچه نسترن است. او دستي هم در بانکداري خصوصي دارد و از فعالان عرصه مديريت نقدينگي به شمار مي آيد.

مشاور امور اجرايي گروه؛ از فعالان عرصه ساختمان و مسکن در محله ما به شمار مي آيد و کمترين بنايي را مي توان يافت که بدون حمايت و تلاش او ساخته شده باشد. نام اين عزيز افغاني «شنبه» است و انتخاب هوشمندانه او تاکيدي است بر ايده تشکيل فراکشوري از افراد کشورهاي منطقه.

مشاور امور حقوقي؛ يکي از موفق ترين افراد در استيفاي حقوق و مطالبات بحق مردم را براي اين سمت انتخاب کرده ام و او کسي نيست جز رامين شرخر. او غيرممکن ها را ممکن مي کند.

مشاور امور جوانان؛ مشکلات جوانان بايد به طور جدي مورد توجه قرار گيرد. در اين عرصه فردي را برگزيده ايم که يدي طولا در حل مشکلات جوانان دارد. صغري خانم را تمام جوانان متاهل محل مي شناسند. به اميد روزي که نسل جوانان مجرد در کشور منقرض شده و حتي کودکان هم متاهل به دنيا بيايند.

مشاور امور بهداشت؛ جامعه پيشرو بايد در درجه اول سالم باشد. در اين عرصه نيز يکي از فعال ترين افراد تلاشگر براي ارتقاي وضعيت سلامتي و بالا بردن سرانه مصرف مواد بهداشتي را برگزيده ايم. حسن آقا بقال محله که سال هاست با عرضه صابون، شامپو و پودرهاي رختشويي حق بزرگي بر گردن بهداشت فردي ساکنان محله دارد.

مشاور امور محيط زيست؛ علي آقا. رفتگر ايثارگر و زحمتکش محله که يک بار لباسش را هم براي عکس تبليغاتي به من قرض داده است.

مشاور امور زنان؛ مهرشاد. او با سال ها فعاليت مفيد و تجربه ده ها مورد خواستگاري، شناخت کاملي از خصوصيات زنان دارد و بي شک يکي از مناسب ترين گزينه هاست.

بقيه پست ها؛ غلام.

براي بنده مشخص است عده يي از بهانه جويان به گمنام بودن اين افراد خرده خواهند گرفت اما من مهندسم و آنها را با دو دليل ساده سر جاي خود خواهم نشاند؛

اول اينکه تجربه نشان داده همين آدم هاي معمولي و به ظاهر عادي مي توانند کارهاي بزرگ تري هم داشته باشند.

دوم اينکه اگر من اين طفلکي ها را در تيم خودم راه ندهم، از گرسنگي در گوشه خيابان خواهند مرد.

مي دانم همگي به خوبي توجيه شده ايد. در شماره هاي آينده در مورد برنامه هاي خودم خواهم گفت،

عناوين اين صفحه
چند و چون چند کتاب
شلوار جين و اندکي ته ريش
و اينک هيات مشاوران من

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام