
فعاليت کميسيون ويژه نظارت بر اجراي اصل 44 در مجلس، از يک ماه قبل آغاز شده است و نظارت بر اجراي سياست هاي اصل 44 قانون اساسي اين روزها به شکل ميداني از سوي دستگاه هاي نظارتي پيگيري مي شود تا نقايص اجراي اين سياست ها و عملکرد مديران به طور دقيق بررسي شود.
حميدرضا فولادگر رئيس کميسيون نظارت بر اجراي اصل 44 معتقد است مجلس و قوه قضائيه بايد امنيت سرمايه گذاري را تامين و با بي انضباطي و مفاسد اقتصادي برخورد کنند.
او که در عين حال خصوصي سازي جاري را در راستاي افزايش کارايي اقتصاد مي داند، تصريح مي کند نوع واگذاري ها متناسب با نوع مديريت ها نيست.
به گفته فولادگر هنوز دولت متصدي است زيرا در کوچک ترين امور دخالت مي کند و سهامداران عدالت نيز نقشي بسيار کمرنگ در مجامع دارند براي اينکه سازمان خصوصي سازي عهده دار مسووليت آنهاست.
اين گفت وگو را بخوانيد.
---
- با گذشت چهار سال از ابلاغ سياست هاي اصل44، چقدر از اهداف رهبري از اين سياست ها محقق شده است؟
موفقيت هاي به دست آمده در جهت تحقق آن اهداف نبوده اما در مجلس هفتم و دولت نهم حرکت خوبي شروع شده که از آن جمله ايجاد کميسيون ويژه يي در مجلس بود که به تصويب آن قانون منجر شد و ابلاغ آن گام بلندي بود که دير هنگام در خرداد 87 ابلاغ شد. در صحنه اجرا هم يکسري واگذاري ها شروع شد و بعد از ابلاغ قانون هم ادامه پيدا کرد.هرچند تا اواخر سال 86 سير واگذاري ها صعودي بود اما در سال 87 اين روند نزول داشته است.
- علتش چيست؟
يکي از دلايل رکود جهاني بود. ديگري همراهي نکردن و انقباض سيستم بانکي بود. علاوه بر آن يکسري مسائل در اجرا وجود دارد که در حال بررسي آن هستيم. با اين روالي که در واگذاري ها صورت گرفته حجم واگذاري ها به ارزش تقريبي 40 هزار ميليارد تومان رسيده بود که حدوداً سه هزار ميليارد تومان قبل از ابلاغ سياست ها و حدود 37 هزار ميليارد تومان بعد از ابلاغ سياست ها بوده است. طبق پيش بيني سازمان خصوصي سازي حدود 100 هزار ميليارد تومان از واگذاري ها هنوز باقي مانده است. طبق قانون بايد فعاليت هاي خارج از اصل 44 را واگذار کنيم يعني سالانه 25 درصد بايد واگذار مي شد و تا پايان برنامه چهارم به اتمام مي رسيد که متاسفانه از آن پيش بيني عقب هستيم.
- عوامل کندي تحقق اهداف اين سياست ها را چه مي دانيد؟
کندي اين روند خارج از اصل 44 در اجرا و روش آيين نامه و ديدگاه مجريان و مديران مياني است. هنوز بسياري از مديران باور ندارند که اين کار بايد انجام شود و آن شرکت هايي که در صدر اصل هستند طبق قانون بايد 80 درصد غيردولتي باشند تا شايد 20 درصد دست دولت باقي بماند در حالي که تاکنون 32 شرکت به بورس رفته است و بيش از 300 شرکت و موسسه قابل واگذاري داريم که بايد نسبت به واگذاري آنها اقدام شود. واگذاري ها اغلب شبه دولتي است و نشان مي دهد سرمايه گذاري هاي جديدي صورت نمي گيرد در صورتي که يکي از سياست ها همين تغيير سرمايه گذاري و رسيدن به نقش اول در منطقه است که بر آن اساس بايد 10 برابر ميزان کنوني سرمايه گذاري صورت گيرد.
- به نظر شما در خصوصي سازي فروش شرکت هاي کوچک بايد اولويت داشته باشد يا شرکت هاي بزرگ؟
بيشتر از شرکت هاي بزرگ شروع کرده اند و نوع واگذاري ها به گونه يي بوده که متناسب با آن مديريت ها منتقل نشده است ولي هنوز دولت متصدي است زيرا در کوچک ترين مسائل هم وارد مي شود.
- دستگاه نظارتي براي کاهش نقش دولت چه مي کند؟
اينها مسائلي است که بايد در کميسيون ويژه نظارت و پيگيري اجراي سياست هاي اصل 44 به آن بپردازيم که يک ماه است کار خود را شروع کرده ايم به نحوي که با کمک مرکز پژوهش ها و ديوان محاسبات نظارت ميداني را آغاز کرده ايم و نتايج گزارش هاي مسوولان را جمع بندي و بررسي مي کنيم تا نقايص کار مشخص شود.
- خصوصي سازي جاري بيشتر براي تامين کسري بودجه دولت است يا افزايش کارايي در اقتصاد؟
بيشتر افزايش کارايي در اقتصاد مطرح است هرچند دولت طبق قانون، بخشي را رد ديون مي کند و بخشي هم به جبران کسر بودجه اختصاص مي گيرد اما در بودجه امسال آورده ايم که دولت بيايد و از محل آنها کسر بودجه ها را جبران کند و حتي توسعه هاي عمراني اش را انجام دهد. در واگذاري ها رويکرد بايد توسعه يي باشد نه هزينه يي. همچنين اجراي پروژه هاي نيمه تمام که رقم سنگيني در کشور را به خود اختصاص داده است، مي تواند در قالب سياست هاي اصل 44 واگذار شود. در بودجه سال گذشته حدود 25 ميليارد تومان پروژه عمراني داشتيم که تقريباً 18 ميليارد تومان آن تخصيص يافت. به عبارت ديگر 25 درصد بودجه سال گذشته محقق نشد و امسال هم قطعاً کسري بودجه 25 درصدي خواهيم داشت. اگر همين 25 درصدها را حساب کنيم در يک دوره پنج ساله شايد حدود 24 ميليارد تومان پروژه نيمه تمام داشته باشيم.
- در فرآيند فعلي خصوصي سازي مردم عادي و کارگران شرکت هاي در شرف واگذاري چقدر نقش بازي مي کنند؟
در قانون پيش بيني شده، در يک دوره پنج ساله بيکاري ايجاد نشود يا بعد از بيکاري، کارگران تحت پوشش بيمه بيکاري قرار گيرند. از طرفي طبق مفاد قانون نوسازي صنايع کارخانه هايي که تعديل نيرو دارند بايد در اولويت واگذاري قرارگيرند.
- قانوني وجود دارد که کارفرما را موظف کند؟
تمهيدات لازم را انديشيده ايم اما فضاي کسب و کار کلي کشور بايد اصلاح شود. نمي توان گفت تعديل نيرو نباشد ولي اگر هم رخ دهد در قالب ارتقاي تکنولوژي بايد باشد. مثل کشورهاي پيشرفته که متداول است کارخانه يي به خاطر ضرر دهي يا تغيير تکنولوژي تعديل نيرو کند. اما آنها خيلي راحت مساله را حل مي کنند، بيمه بيکاري قوي دارند و شرکت هاي جديد را موظف مي کنند براي حمايت آنها از اين نيروها استفاده کنند، بنابراين نيرويي که تحت پوشش بيمه بيکاري رفت، دغدغه ندارد. بايد به اين سمت برويم که با رفع موانع توليد و سرمايه گذاري امنيت شغلي کارمند و کارگزار از بين نرود. در برنامه پنجم به توسعه فضاي کسب و کار و رفع موانع اشتغال اشاره شده است.
- با ادامه وضع موجود در اجراي سياست ها تا چند سال ديگر نقش دولت در اقتصاد ايران بهينه خواهد شد؟
معتقديم سياست اصل 44 يک انقلاب اقتصادي بود. يعني بايد سند چشم انداز را مبنا گرفت تا در 16 ساله آينده بتوان با جذب سرمايه هاي خارجي و رفع موانع سرمايه گذاري، امنيت سرمايه گذاري ايجاد کرد و در عين حال برنامه ها دستخوش تغييرات لحضه يي نباشد. تاکيد مي کنم با رفع موانع در مجلس و قوه قضائيه بايد امنيت سرمايه گذاري تامين و با بي انضباطي و مفاسد اقتصادي نيز برخورد شود.
- آيا اجراي سهام عدالت به هدف خود در جهت فقرزدايي و تحقق عدالت پس از چهار سال رسيده است؟
براي جلوگيري از تکاثر و انحصار خوب است اما بايد به تدريج نقش اين سهامداران را زيادتر کرد. بهتر است دولت کارگزاري سهام عدالت را به تدريج منحل کند تا به تدريج سهامداران نقش پيدا کنند و اعلام راي آنها در مجامع از سازمان خصوصي سازي به مردم منتقل شود.
منبع؛ الف