شيرين صوراسرافيل*

در ميان انبوه شعارها و وعده هاي تبليغاتي انتخاباتي که بعضاً حکايت از بسياري خواسته هاي ناکام مانده ملتي بزرگ دارد، بي شک کمترين اشاره به مساله زنان است که اگر بر لفظي و زباني مي رود، جز در سطح حرکت نمي کند و دشوار بتوان دريافت که سهم زنان از اين انتخابات چه خواهد بود. اما شايد ندانيم که بر سرنوشت زنان اين سرزمين چه خواهد رفت، ولي ترديدي وجود ندارد که هر آن کس که نداند يا نخواهد که بداند يا اگر مي داند اراده يي براي بيان آن ندارد که زنان اين سرزمين چه مي خواهند، ولو برنده شود بازنده خواهد بود.
اما شايد هنوز زمان آن نرسيده که کانديداهاي محترم به روشني و صراحت برنامه هاي خويش را درباره حقوق معوق مانده زنان اعلام دارند، ولي زنان اين سرزمين به حکم رشد و شعور اجتماعي خويش و به حکم اراده بالنده يي که آنان را در چالش با محدوديت ها و ناديده گرفتن ها و سرکوب ها به مرزهايي از توانايي و قدرت و دخالت در سرنوشت اجتماعي رسانده، مي دانند که چه مي خواهند و از آنجا که فرصت به دست آمده شايد به طول بال زدن پرنده يي است که يحتمل به زودي خواهد پريد بنابراين حداقل انتظار از کانديداهاي محترم آن است که به روشني و آشکارا موضع خود را درباره مسائل زير روشن کنند.
1- ممکن است کانديداهاي محترم بگويند چگونه مي توان زنان را از فراز ابرهاي کرامت و قداست هاي لفاظانه و فريبکارانه و دور از دسترسي که آنها را قرار داده اند، پايين آورده و حقوق ناچيز انساني (يعني اينکه جنس دوم تلقي نشوند) - حق مادري (نظير حق پدر) و حق زن بودن (بدون آنکه کالايي شهوت انگيز و مصرفي تلقي شوند) - را بدان ها برگرداند.
2- مي شود کانديداها مرحمت فرموده و بگويند راه را چگونه بر افکاري که بين زنان و مردان ديوار مي کشد و زنان را به خانه ها مي راند و گرفتن زنان دوم، سوم و... را بدون توجه به دربه دري، درماندگي و تباهي اطفال و انهدام خانواده مجاز دانسته و ترويج مي کند، خواهند بست يا حداقل مانع حضور چنين افکاري در مراکز تصميم گيري خواهند شد.
3- بسيار مهم است که نظر شما را نسبت به سرنوشت زنان و دختران جواني که طي اين سال ها با درخشش و افتخار، سطح دانش و آگاهي خود را بالا برده و نه فقط به مدارج بالاي دانشگاهي دست يافته اند که شانه هاي خويش را زير بار سنگين هزاران هزار موقعيت و مسووليت اجتماعي و مدني و خانوادگي نهاده اند، بدانيم و اينکه چگونه مي توان آنان را از گزند زهرآلود کساني که اين بزرگ ترين دستاورد زنان ايراني را با حربه تحقير و به بهانه کاهش ازدواج و افزايش فساد مي کوبند (با نديده گرفتن بي شمار مسائل و مشکلات و مفسده هاي اخلاقي و اجتماعي در حوزه هاي ديگر) و با راه حل هاي کينه توزانه سعي در بستن راه تحصيل و پيشرفت بر دختران و زنان والاي سرزمين ما دارند، حفاظت خواهيد کرد.
4- در مسند انتخاب کماکان زناني را که بسياري از موانع پيشرفت و مراحل عقب نگه داشته شدن را پشت سر گذاشته و در عرصه هاي مختلف اين سرزمين شايستگي و لياقت خود را به اثبات رسانده اند، آيا همچنان در پشت سر مردان مي نشانيد و آنان را برابر با نيم مردان دانسته و شايسته تصدي مقام هاي مديريتي به خصوص در بخش هاي دولتي نمي دانيد يا اينکه حداقل اين اجازه را خواهيد داد که در حوزه هاي مربوط به سرنوشت زنان آنان خود تصميم بگيرند و نه مردان.
5- زنان مي خواهند بدانند در مقابل حذف مهريه (بهايي که زن از روي ناچاري در مقابل بي حقي مطلق خويش در زندگي مشترک بر خود مي نهد) چه تضمين و حقوقي به او تعلق مي گيرد و اصولاً چه برنامه يي براي رفع مظالم بي پاياني که به صورت ازدواج هاي زودرس، تحميلي و همچنين طلاق هاي يک طرفه يا عدم برخورداري و مشارکت زن از دارايي هاي خانواده صورت مي گيرد، داريد؟
بر اين چند بند مي توانيم مظالمي به درازاي تاريخ را فهرست کنيم، اما مي دانيم که فرصتي اندک پيش روست و شايد همين اندک را نيز نابجا گفته ايم. اما در اين آوردگاهي که ظاهراً کسي بايد برنده شود، با اطمينان و بر سبيل هشدار مي گوييم در اين عرصه با ناديده گرفتن يا حتي کوچک شمردن مسائل زنان هيچ برنده يي در کار نيست. اگر در اين انتخابات کسي برنده شود که پايگاه حرکت او ضديت زنان باشد، شايد به نظر برسد بازنده اصلي زنان اند ولي به طور قطع بازندگان اصلي نه فقط زنان که فرزندان، جوانان، مردان، خانواده ها و در نهايت جامعه يي خواهند بود که پايه هاي آن بر عدم توازن و ثبات نهاده خواهد شد.
* پژوهشگر و مدرس دانشگاه