افشين ابراهيمي

تاريخ بار ديگر خودش را تکرار مي کند... و اين بار اين کار را با فاصله يي سه ساله انجام مي دهد.
در سال 2006 فيلمي به کارگرداني ران هاوارد و با بازي تام هنکس، با فيلمنامه يي از آکيوا گلدزمن بر مبناي کتاب پرفروشي از دن براون به نمايش درآمد و بار ديگر نشان داد يک جمع حرفه يي و معتبر مي توانند از يک کتاب بسيار جذاب، فيلمي بسيار ضعيف بسازند. حالا همين اتفاق دوباره تکرار شده است. تنها تفاوت در اين است که نام فيلم سه سال قبل «رمز داوينچي» بود و نام فيلم امسال «فرشتگان و شياطين» است. دن براون رمان «فرشتگان و شياطين» را در سال 2000 نوشت؛ يعني سه سال قبل از «رمز داوينچي». در اين کتاب براي اولين بار رابرت لنگدان زرنگ و ماجراجو که استاد نشانه شناسي و رمزگشايي دانشگاه هاروارد است، در دل ماجرايي فرومي رفت که سراسر توطئه و نيرنگ بود. او با استفاده از مهارتش در رمزگشايي، اسرار واتيکان را آشکار مي ساخت و رازهاي سر به مهر را افشا مي کرد. هرچند که اين کتاب با استقبال و فروش خوبي مواجه شد، اما براون در کتاب بعدي اش، «نقطه فريب»، شخصيت رابرت لنگدان و دنياي انجمن هاي سري و رمزهاي ناگشودني را کنار گذاشت و به سراغ موضوعي متفاوت رفت. هر چند که سه کتاب اول دن براون با فروش نسبتاً خوبي مواجه شده و نام او را مطرح کرده بودند اما چاپ «رمز داوينچي» در سال 2003، او را به اوج جديدي رساند و فروش کتاب بسيار فراتر از آثار قبلي او رفت. «رمز داوينچي» دومين کتاب پرفروش سال 2004 (بعد از «هري پاتر و محفل ققنوس») بود و تا به حال بيشتر از 60 ميليون نسخه از آن به فروش رفته است. ضمن اينکه کتاب با استقبال ادبي خوبي مواجه شد و جوايزي هم دريافت کرد.
در اينجا بود که هاليوود به سراغ دن براون رفت و با پرداخت شش ميليون دلار، امتياز ساخت فيلمي بر مبناي اين کتاب را خريد. کمپاني سوني برايان گريزر را به عنوان تهيه کننده مامور توليد اين فيلم کرد و او هم به خاطر سابقه طولاني و موفق همکاري اش با ران هاوارد، از او براي کارگرداني دعوت کرد. نوشتن فيلمنامه هم به آکيوا گلدزمن سپرده شد. تا اينجاي کار همه چيز خوب به نظر مي رسيد. تيم قدرتمندي که هر سه به خاطر «يک ذهن زيبا» جايزه اسکار گرفته بودند، به سراغ يک رمان جذاب و تحسين شده مي رفتند. اما اولين مشکلات در زمان انتخاب بازيگر به چشم آمد. کساني که پيش از ديدن فيلم، «فرشتگان و شياطين» و «رمز داوينچي» را خوانده بودند، ذهنيتي از رابرت لنگدان داشتند که چيزي بين اينديانا جونز و جيمز باند بود (در کتاب «رمز داوينچي» صراحتاً به شباهت او به هريسون فورد اشاره شده است). از بين کساني که براي اين نقش در نظر گرفته شده بودند، جرج کلوني و هيو جکمن انتخاب هاي ايده آلي به نظر مي آمدند و شايد راسل کرو و رالف فاينس هم مي توانستند از پس آن بربيايند. اما در کمال تعجب، اين تام هنکس بود که براي اين نقش انتخاب شد. از همين جا مشخص بود که بخش عمده يي از جذابيت فيزيکي و روابط شخصي لنگدان و حتي بخشي از زيرکي و شوخ طبعي او قرباني فيزيک و ظاهر تام هنکس خواهد شد. براي نقش کليدي سوفي نووو هم که صحبت از کيت بکينسل و سوفي مارسو بود، در نهايت ادري توتو انتخاب شد و عملاً تير خلاص را به فيلم شليک کردند. حتي انتخاب بجاي ژان رنو براي نقش بزو فاش- که اساساً دن براون هم اين شخصيت را با در نظر داشتن او خلق کرده بود- نتوانست اشتباهات مهلک قبلي در انتخاب بازيگران را جبران کند. از طرف ديگر فيلمنامه نويس و کارگردان، لحن فيلم را بسيار جدي تر از کتاب کردند و اثري از شوخ طبعي و بي خيالي لنگدان باقي نگذاشتند. به اين ترتيب «رمز داوينچي» تبديل به فيلمي شد که هيچ نشاني از جذابيت هاي کتاب نداشت. اما در هاليوود پول است که حرف اول را مي زند و شهرت و محبوبيت کتاب آنقدر بود که بيننده هاي زيادي را به ديدن فيلم بکشاند و آن را تبديل به فيلمي پرفروش کند. به اين ترتيب ساخت فيلمي بر اساس «فرشتگان و شياطين» هم در دستور کار قرار گرفت و حقوقش از دن براون خريداري شد. هرچند که اين کتاب قبل از «رمز داوينچي» نوشته و چاپ شده و داستانش هم قبل از وقايع آن مي گذرد، اما فيلمنامه «فرشتگان و شياطين» طوري نوشته شده که تبديل به دنباله يي بر «رمز داوينچي» شده است. متاسفانه مشکلات قبلي بار ديگر در اين فيلم تکرار شده اند. تيم گريزر- هاوارد-گلدزمن يک بار ديگر در کنار هم قرار گرفته اند تا تام هنکس را در قالب رابرت لنگدان به بينندگان بقبولانند که کاري تقريباً غيرممکن است. براي بازيگر زن هم در حالي که صحبت از نائومي واتس بود، در نهايت يک بازيگر کمتر شناخته شده به نام آيًلت زورر انتخاب شد که حداقل ظاهرش ارتباط چنداني با شخصيت کتاب پيدا نمي کند. با اين اوصاف بعيد است که يوان مک گرگور در نقش پاتريک مک کنا به تنهايي بتواند جور بازيگران به اشتباه انتخاب شده فيلم را بکشد و آن را نجات بدهد. هرچند که اين بار فيلمنامه نويس خلاق و خوش قريحه يي مثل ديويد کوئپ در کنار آکيوا گلدزمن قرار گرفته اما اگر همان ديدگاه قبلي در فيلمنامه جديد هم غالب باشد، نمي توان اميد زيادي به «فرشتگان و شياطين» داشت.
در حالي که نمايش فيلم چند روز است شروع شده، منتقدان اکثراً ارزيابي متوسطي از آن داشته اند و با اينکه به نظر مي آيد به اندازه «رمز داوينچي» ضعيف نباشد، اما باز هم بعيد است که جذابيتي در حد کتاب داشته باشد. با اين حال فروش فيلم تقريباً تضمين شده است و نگراني زيادي در گيشه ندارد. حتي تقريباً مي توان مطمئن بود که کتاب بعدي دن براون هم تبديل به فيلم سينمايي خواهد شد.
براون در حال آخرين بازنويسي هاي رمان جديدش به نام «نماد گمشده» است که در آن رابرت لنگدان را به سراغ فراماسونرها و رازهاي مخفي آنها مي فرستد. اين کتاب چهار ماه ديگر چاپ خواهد شد و چنان فروش بالايي براي آن پيش بيني مي شود که تيراژ چاپ اولش پنج ميليون نسخه خواهد بود که يک رکورد براي انتشارات رندوم هاوس است.
به اين ترتيب يک کتاب پرفروش و- با کمي تاخير- يک فيلم ديگر از ماجراهاي رابرت لنگدان در راه است. طرفداران اين مجموعه کتاب فقط مي توانند اميدوار باشند که در فيلم سوم شاهد وفاداري بيشتر فيلمنامه نويس ها به لحن و فضاي کتاب و همچنين تعويض بازيگر نقش پروفسور لنگدان باشند.